رسالت ما در رسانه‌های تعاملی

جلسه اول

00:40:01
152

معرفی
اکثر مردم در فضای مجازی زندگی نمی‌کنند، برای فضای مجازی؛ زندگی می‌کنند!
فضای مجازی، یکسان سازی فرهنگی وفاصله های طبقاتی فرهنگی را از بین میبرد.
فضای مجازی در گفتمان مردم تأثیر گذار است.
دولایه بسیار مهمی که در سواد رسانه مطرح است، چیست؟
ما مخاطب بخش عظیمی ازتولیدات رسانه‌ای هستیم.
چرا رسانه های آمریکایی، از القای پیام مستقیم استفاده نمی‌کنند؟
در فضای اینستاگرام، چیزی که خیلی جلوه می‌کند؛ سبک زندگی است.
برای ورود به محیط اینستاگرام، باید بصیرت داشت.
در رسانه باید بدانیم چه کسانی را مرجع و برجسته می‌کنیم.
چهره در فضای اینستاگرام، محبوب می‌شود.
در توییتر متن و حرف اصالت دارد و پیام، در کوتاه‌ترین قالب تولید می‌شود.
در اینستاگرام، واژه اصلی، تمایز و امتیاز نسبت به سایرین مطرح است.
فضای اینستاگرام فضای تقلید از چهره‌های مورد علاقه و تبعیت از آن‌هاست.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
عنوانی که برای بحث تعیین کرده‌اند، «رسالت طلاب در رسانه‌های تعاملی» است. درست است، عنوانی است که بناست خلاصه ببینیم که ما در فضای مجازی و در رسانه‌ها چه فعالیتی می‌توانیم داشته باشیم، چه کاری برای ما هست و چه کاری برای ما نیست. خب، این دو تا کتابی که قبلاً چاپ شده را دوستان همه دیده‌اند و خوانده‌اند. کیا دارند این کتاب‌ها را؟ کیا ندارند؟ از دور ببینید؛ بخش مهمی از حرف‌هایمان در این دو کتاب هست و بخش مهم‌تری از حرف‌ها در جلد سوم است که چاپ شده، اما هنوز به دست من نرسیده است. ان‌شاءالله جلد سوم تا آخر هفته می‌رسد.
در مورد فضای مجازی، جمله‌ای که اول بحث می‌خواهم عرض بکنم و جمله مهمی است این است که «الان یک جوری است که اکثر مردم و حتی ماها در فضای مجازی زندگی نمی‌کنیم؛ با فضای مجازی هم زندگی نمی‌کنیم؛ بلکه برای فضای مجازی زندگی می‌کنیم.» این مشکلی است که یک آسیب جدی است و هر کسی که در این عرصه وارد می‌شود و می‌خواهد مؤثر باشد، اثرپذیر باشد، با این مشکل مواجه است. انسان وارد یک دالان جدیدی شده است، و زندگی می‌کند با اقتضائات خودش، با شرایط فرهنگی که بر خودش حاکم است. و شما دیگر در هر موقعیت جغرافیایی که باشی، با یک فرهنگ یکسان حاکم بر عالم و حاکم بر این فضا داری زندگی می‌کنی. لذا، یک کاری که فضای مجازی کرده، یکسان‌سازی فرهنگی است و فاصله‌های طبقاتی و فرهنگی، و اختلاف‌های فرهنگی را دارد از بین می‌برد.
یک زمانی شما شهرستان‌ها که می‌رفتید، کاملاً فرهنگ‌های مختلفی می‌دیدید. بین روستا و شهر خیلی فاصله بود؛ بین شهر و پایتخت خیلی فاصله بود. گفتمان و ادبیاتی که در تهران بود، در ورامین نبود و آنی که در ورامین بود، در مشهد نمی‌دیدی، آنی که در مشهد بود، در روستاها نبود. الان این‌جوری نیست. الان آن گفتمان و ادبیاتی که در تهران است، در بالاشهر تهران، در پایین‌ترین روستاها و دورافتاده‌ترین روستاها هم هست که هم ماهواره خیلی روی این اثر داشته و هم فضای مجازی که خب بیش از ماهواره در دسترس‌تر و هم فراگیرتر است و هم اثرات مخرب آنو موضع‌گیری در برابرش سخت‌تر است. در مورد ماهواره بالاخره فضایی بود که تخطئه شده بود و این‌ها؛ اما فضای مجازی این‌جوری نیست و خیلی هم در دسترس و راحتِ هر چیزی است که شما بخواهید، دسترسی دارید. به‌هرحال این‌ها نشان می‌دهد که ما با یک زمان جدید و زمانه‌ای جدید روبه‌رو هستیم و باعث شده است که مرزها برداشته شود. حالا در مورد این‌ها ان‌شاءالله تک‌تک صحبت خواهیم کرد.
فضای مجازی یکی از کارکردهایش این است که مرزها را برمی‌دارد: مرزهای فرهنگی، مرزهای سیاسی که این‌ها از مرزهای جغرافیایی مهم‌تر است. مرز جغرافیایی را بالاخره یک شاخصی دارد، یک تعدادی هستند، انگیزه‌هایی برای دفاع از مرزها وجود دارد، کسی نمی‌گذارد آن طرفِ متجاوز وارد این مرز بشود. ولی در مرز فرهنگی این‌جور نیست و مرزها آرام‌آرام برداشته می‌شود و شما در حوزه انفعال قرار می‌گیرید. خاصیت گفتمان این است که یک چیزی حاکم می‌شود و شما دیگر نمی‌توانی در برابر این قرار بگیری و یک مملکت و سرزمینی فتح می‌شود. تازگی چاپ شده و بحث مفصل در مورد گفتمان کردیم: گفتمان چیست؟ چه شکلی گفتمان‌سازی می‌شود؟ خاصیت گفتمان‌سازی چیست؟ فضای مجازی فضایی است که به‌شدت به گفتمان مردم اثر می‌گذارد.
**نفوذ رسانه‌ای و تأثیرگذاری بر افکار عمومی**
یک فیلمی مثل فیلم مجلس خبرگان درباره انتخاب رهبری منتشر می‌شود، واژه‌ای و جمله‌ای به کار می‌رود، شما یک‌دفعه می‌بینی کل جامعه را گرفته است. و اگر فیلمی را شما، اگر پنجاه سال پیش مثلاً با ویدئو هم این را منتشر می‌کردی، این‌جور فضای جامعه را نمی‌گرفت. یا سلف انتشارش اگر بود، باز خیلی اثری نداشت. اینی که انتشار می‌شود، جهت‌دهی می‌شود، رویش کار می‌شود، پیام تولید می‌شود و بعد می‌بینی که خود آدم‌های مذهبی و مؤمن و حزب‌اللهی یا در انفعال قرار می‌گیرند یا در شبهه قرار می‌گیرند؛ یعنی خودِ او سست می‌شود و سلاح را می‌گذارد زمین. این یک نمونه است و هزاران و میلیون‌ها نمونه این شکلی داریم. چیزی که لازم است در این فضا، چه برای کسی که به عنوان یک مصرف‌کننده وارد می‌شود و چه برای کسی که به عنوان یک تولیدکننده و مؤثر وارد می‌شود، این است که باید این فضا را بشناسد، اقتضائاتش را بشناسد؛ چون در هر محیطی، در هر فضایی که می‌خواهید کار بکنید، اول باید اقتضائات و محیط و شرایط را ببینید که اصلاً این‌جا چه محیطی است، این‌جا چه جایی است. فضای مجازی مثل منبر نیست، مثل مدرسه نیست، مثل مسجد نیست، عمدتاً بوستانه. طلبه‌ای که وارد این فضا می‌شوند، اگر فضای آن را نمی‌شناسند، ذوب می‌شوند. فضا یعنی فضا را که می‌شناسند، نمی‌آیند حرکتی بکنند برای اثرگذاری و دفع آثار بد، بلکه خودشان ذوب می‌شوند و می‌شوند یکی مثل بقیه، فقط با ریش و پشم و عمامه. این هم یکی مثل بقیه اینفلوئنسرها است. در مورد اینفلوئنسرها ان‌شاءالله بحث مفصلی داریم. این هم یکی از این اینفلوئنسرها می‌شود.
چیزی که لازم است این است که حالا در مورد سواد رسانه بحث مفصل است و من امروز می‌خواهم واردش بشوم. کلاً در این جلسات نمی‌خواهم وارد مباحث سواد رسانه بشوم، بحث‌های مهمی است. ولی دو لایه بسیار مهمی که در سواد رسانه مطرح است که باعث می‌شود شما پیام‌هایی که برایت فرستاده می‌شود را گزینش بکنی. کسی که سواد رسانه دارد، گزینش می‌کند: چه چیزی را بگیرد، چه چیزی را نگیرد، چه چیزی را چقدر بگیرد، چه چیزی را چه شکلی بگیرد. این در مصرفش است. در تولیدش هم می‌فهمد که چه مطلبی را چه شکلی القا بکند، از چه زاویه ای القا بکند، با چه ادبیاتی القا بکند. این کسی که سواد رسانه دارد، انسانی است که معمولاً در این فضا ذوب نمی‌شود، منحل نمی‌شود.
سواد رسانه دو سطح جدی دارد: یکی سطح مقدماتی و یکی سطح پنهان. خط مقدماتی و روی این است که شما بدانی که این کسی که پیام را برای شما تولید کرده، کیست؟ انگیزش چه بوده؟ از چه فنونی استفاده کرده؟ از چه ابزارهایی استفاده کرده؟ هدفش چیست؟ مثلاً کارگردانش چیست؟ کمپانی که این را تهیه کرده یا نویسنده کیست؟ در کتاب پیامبر مجازی توضیح دادیم: «فلینظر الانسان الی طعامه»؛ باید انسان به خوراکی که می‌گیرد نگاه بکند و دقت داشته باشد که خوراکش چیست و از که می‌گیرد. سطح مقدماتی این است. خب، آدم می‌فهمد که افکت‌هایی که استفاده شده، صدا، موسیقی و آن فضایی که دارد القا می‌شود، معانی که دارد القا می‌شود، برای چه دسته‌ای از مخاطبین و رده سنی است؟ همین الان این سطح مقدماتی تقریباً نیست. هر برنامه‌ای را هر طیفی از مخاطبین نگاه می‌کند. فیلم ترسناک گذاشته، بچه هفت‌ساله نشسته با ننه باباش دارد نگاه می‌کند. فیلم خانوادگی گذاشته، بچه ده‌ساله نشسته؛ بلوغ زودرس می‌آورد. حالا الان که یک زمانی فیلم و این‌ها بود، الان که دیگر خود بچه هم هست، می‌رود سراغ چیزهایی که پدر و مادر دسترسی ندارند. یک سد و مانعی هم در کار نیست و خدا هم بچه‌ها را می‌آورد.
و بعد خدمت شما عرض کنم که این سطح ابتدایی است که باید در مدارس، در فضاهای مختلف، آن را تقویتی کنیم. ما این بخش را باید از سواد رسانه همه داشته باشند که متأسفانه الان در مملکت ما وضعیت استفاده از رسانه اوضاع مملکت عقب‌افتاده‌ای دارد. با اینکه مخاطب بخش عظیمی از تولیدات رسانه هستیم -یعنی سرمایه‌گذاری کمپانی‌های بزرگ عمدتاً متوجه ماست- ولی نه رسانه را می‌شناسیم، نه چه طرحی برای ما در رسانه هست. نمی‌دانیم چه فضایی برای ما دارد ایجاد می‌شود. خب، این تازه می‌شود سطح ابتدایی آشنایی با رسانه و سواد رسانه.
**کشف ارزش‌های مستتر و سبک زندگی**
سطح عمیق‌تر، کشف ارزش‌های مستتر در پیام است که از آن تعبیر به سبک زندگی می‌شود. یک لایه‌ی عمیق‌تری که پشت پیام‌ها هست. حالا ممکن است که آن انسانی که پیام را ساخته، آدم موجهی باشد، انگیزه بدی هم ندارد؛ ولی یک تِم و زمینه‌ای دارد این پیام. او حامل یک ارزش‌هایی است که آن ارزش‌ها، ارزش‌های مخرب است. یک نفر آیه می‌خواند، روایت می‌خواند، تاریخ اهل‌بیت (ع) می‌گوید، آخرش سه هیچ به نفع ضدانقلاب می‌شود سخنرانی اش. سخنرانی آنلاین پخش می‌شود، آخوند هم هست و همه‌اش اصلاً روضه دارد می‌خواند. روضه دارد می‌خواند. یکی از رفقا می‌گفت که در عقیدتی و سیاسی ارتش بودیم، یک مسئول عقیدتی داشتیم، خیلی شوخ بود. یک جوانی آمده بود آن‌جا تست مداحی بدهد که عقیدتی اگر دید که مثلاً مداحی بلد است، او را بگیرد برای عقیدتی. مسئول عقیدتی ما به این گفتش که: «خب پسر، یکم روضه بخوان ببینم.» او یکم روضه خواند و خیلی هم خوش می‌آمد و آتش زد و گریه و زاری و فلان و این‌ها. نگاه کرد و روضه‌اش که تمام شد، گفت: «باشه، پاشو برو! این‌جوری که تو روضه خوندی، من فهمیدم و تازه فهمیدم امام حسین (ع) مقصر بوده!» گاهی روضه خواندن ما این شکلی می‌شود. یعنی طرف دارد می‌گوید، مقتل هم می‌خواند، ولی آخر آن پیامی که دارد پشت همه این‌ها انتقال می‌دهد، این است که درس مذاکره می‌گیرد از کربلا.
یا مثلاً از تاریخ امیرالمؤمنین (ع) که می‌رسد، فقط آن قطعه‌ای که امیرالمؤمنین (ع) به ابن ملجم رسیدگی می‌کرد، آن را فقط می‌بیند. خیلی بهش می‌نشیند و به دلش می‌چسبد. درست هم هست، نقل تاریخی دارد می‌کند؛ ولی یک سبک دیگری از اهل‌بیت (ع) دارد القا می‌شود. یک پیام دیگری دارد و جان اهل‌بیت (ع) دیگری دارد نشان داده می‌شود. یا در مورد خدا صحبت می‌کند، در مورد رحمت خدا، اسلام رحمانی. این یک خدای دیگر است، اصلاً. خیلی قشنگ سرمایه‌گذاری رویش می‌شود و جاهای مختلفی روی سرتضاد و درگیری که دارد با این جریان سرمایه‌گذاری می‌کند. اصفهان می‌آید این را بلدش می‌کند، می‌گوید: «این خوبه، این را استفاده کنید.» بعد آمدنیوز تبلیغات سخنرانی فلان شخصیتی می‌کند که الگوی انقلابی‌گری در زمانه خودش بوده، حالا آقایی که رئیس‌جمهور بوده، بعد یک دوره‌ای آمدنیوز تبلیغات می‌کند که این فلان شهر سخنرانی دارد، فلان مسجد سخنرانی دارد. بعد تیتر صحبت‌هایش را منتشر می‌کند. به ظاهر هم دارد علیه آمریکا و این‌ها صحبت می‌کند ولی میگوید: «نه، این آمریکایی که تو می‌زنی، استکبار بیرونی و درونی با هم است. من دارم علیه این‌ها مقابله می‌کنم. یک جریانند به اسم آمریکا، ولایت فقیه، همه این‌ها با هم دارند به نظام می‌خورند و من و رفیق و رفقا با هم آمدیم شما را نجات بدهیم. یا آن را به ما بدهید یا بالاخره تنها نخورید.» خلاصه، این می‌شود آن سبک زندگی، آن تِم، آن دیتایی که پشت این پیام است و خب عمیق‌تر و لایه دقیق‌تری دارد.
جیمز پاتر می‌گوید که رسانه‌های آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند که ما باید از القای پیام مستقیم دست برداریم و نیازی نیست که ما در تقابل با یک فرهنگ وارد تقابل مستقیم بشویم. ما باید از حوزه سبک زندگی وارد این کار بشویم و راهکارش هم این است که باید در فضای رسانه یک سری شخصیت‌ها را بولد بکنیم و به این‌ها ارزش بدهیم، این‌ها را ارجمند کنیم، محترم کنیم، این‌ها را برجسته کنیم. از کانال این‌ها، سبک زندگی مدنظر خودمان را القا کنیم.
**اینستاگرام و سبک زندگی**
خب، حالا من امروز در مورد اینستاگرام می‌خواهم مفصل صحبت بکنم. فضای اینستاگرام از همه این‌ها بیشتر و اصلش در اینستاگرام است. حالا اینستاگرام، توییتر، تلگرام، هر کدام هم اقتضائات خاص خود را دارند. از این سه تایی که بین مردم خیلی معروف است، در مورد اینستاگرام صحبت می‌کنیم و بعد در مورد تلگرام و توییتر و بخش‌های دیگری هم خواهیم داشت.
در اینستاگرام، آنی که خیلی جلوه دارد، سبک زندگی است و واقعاً روی سبک زندگی دارد کار اساسی می‌شود. تازگی بچه‌حزب‌اللهی‌ها در این فضای اخیری که اتفاق افتاده، موضوع دلار و سکه و این‌ها، یک موج راه‌اندازی کرده‌اند که من خیلی مخالف این موج هستم: «مسببان دلار و فلان و این‌ها این‌ها کیستند؟ تک‌تک عکس بازیگران، این هم مسبب بود و آن هم مسبب.» هر کسی گفته به فلانی رأی بدهید، مسبب است. این کار جالب و قشنگی نیست، اصلاً کار تمیزی نیست، آتش‌به‌اختیار کار فرهنگی تمیز این کار است. این کار کثیف است، کار تمیزی نیست. یک جورایی شما داری ذات فضای رسانه را می‌پذیری ولی معلولش را قبول نمی‌کنی.
اصلاً این فضای رسانه همین است. فضای رسانه چهره‌هایی هستند. خب، شما توقع داری مثلاً بیایند به چهره‌های شما اعتنا کنند. تتلو خب، مثلاً شما سلبریتی‌هایتان کیانند؟ شخصیت‌های برجسته‌تان که مثلاً آیت‌الله جوادی آملی است، ولی شومن‌تان کیست؟ در آن فضا مشخص است دیگر، که چهره تأثیرگذار همین سلبریتی‌ها و همین بازیگران و همین خواننده‌ها و این‌ها هستند. طبع آن‌ها مشخص است، به کدام ور می‌کشد.
ما کاری که لازم داریم این است که باید این بحث و این مباحث سواد رسانه و این مباحث تحلیلی فراگیر بشود و گفتمان بشود. اینکه بیاییم بگوییم: «این فلانی گفت رأی بده و تو رأی دادی.» خب، حالا اگر مثلاً کاندیدای ما گفته بود به او رأی بده، این تخطئه نمی‌شد؟ چرا. الان خیلی بین آن بازیگری که گفته با آقای روحانی رأی بده و تتلو که گفته مثلاً با یه نفر دیگر مثل رئیسی رأی بده فرق است. چقدر این دو تا اثر دارند! تحلیل عمیق به این نتیجه منجر شده است که حزب‌اللهی است، دیگر هیچی نمی‌شود گفت. چقدر آن‌هایی که بر اساس دستور این‌ها رأی داده‌اند، درست بوده؟ حالا چون او گفته رأی بده به کاندیدای انقلابی. حالا مثلاً والله اکثر مخاطبین آن بنده خدا که این حرف را میزند، زیر پانزده ساله‌اند. حالا مثلاً آن‌هایی که رأی داده‌اند، پنج میلیون فالوور دارد و لااقل یک میلیون از این‌ها رأی می‌دهند. حالا بگیریم دویست هزار تایش رأی داده‌اند. حالا این دویست هزار تا یعنی یک رأی بوده که مبتنی بر حقیقت و تحلیل و این‌ها بوده؟ چون صرف اینکه مثلاً کاندیدای انقلابی است... ذات این فضا همین است. وقتی کسی، کسی را فالو می‌کند، در اختیار او قرار می‌دهد خودش را، فکرش را و آن شخصیت را. البته همه کسانی که هر کسی را فالو می‌کنند، لزوماً این گونه نیست؛ ولی فالویی که اثر ارادت و عشق و شیفتگی این‌جوری که بالاخره آن شخصیت، شخصیت تراز او است و این دنبالش دارد راه می‌افتد که به آن نقطه برسد. این ذات این فضای رسانه است.
**ضرورت بصیرت در فضای مجازی**
خب، ما باید بیاییم کاری بکنیم که اگر کسی در این محیط آمد، با بصیرت حرکت بکند. یعنی این‌جا آن کسی که حرکت کرده را باید تخطئه کرد؛ نه آنی که دنبالش راه افتاده‌اند. آن که ذاتش مشهور است و نظر سیاسی‌اش را گفته. نظر سیاسی‌اش را گفته: «فلانی رأی می‌دهم.» انتخابات پرشور کرد و مردم را پای صندوق آورد و می‌گفت: «اصلاً رأی ندهید.» این خوبه، ولی این تخطئه تخطئه جالبی نیست به نظر من. او در خودش مصلحت و صلاحیت می‌بیند. مشکل از این نیست که او چرا گفته که به فلانی رأی بدهید؛ مشکل از این است که چرا فضا این‌جوری است که باید صرف مشهور بودن یک کسی، اعتبار برایش ایجاد بکند؟ که حالا در مورد این بحث، یک مقدمه طولانی شد نسبتاً.
فضای رقابت بین ما که طلاب می‌شود باید باشد، لااقل بین ما طلبه‌ها که می‌شود باید باشد، بین قشری که فرهیخته است و برای هر حرکت خودش می‌خواهد حجتی داشته باشد. هر گامی که برمی‌دارد، با شناخت باشد. خیلی از مردم، لااقل بین این طیف باید این غلبه داشته باشد. این نگاه خود ماها، وقتی می‌خواهیم مثلاً نقد دولت بکنیم، وقتی می‌گویم «بین ماها نیست» منظور این است: الان مثلاً یک جمله اکبر عبدی گفت، یک جمله مهران مدیری گفت علیه دولت، سریع این‌ها بین ما خطای سرمایه‌گذاری روی این شخصیت‌ها است. حزب‌اللهی و انقلابی مرجع می‌کنی، مرجعیت سیاسی داری بهش می‌دهی. خب بله، پس‌فردا وقتی انتخابات که می‌شود، مثلاً در مورد برجام آمدند گفتند: «بهوش بختیاری گفته من با برجام موافق نیستم.» چقدر حزب‌اللهی‌ها سرمایه‌گذاری کردند روی این حرف! به تبع رهبر خودم که گفته که: «من خوش‌بین نیستم.» و همان اولش یعنی سال ۹۴ گفت: «من هم این را می‌گویم.» انتخابات چی شد؟ آدمی که خودش صلابت فکری ندارد، خودش در یک موجی دارد حرکت می‌کند که آن موج هم موج شمار اصلی نیست، مجری مال یک فضای دیگری است، و شما سرمایه‌گذاری کردی.
تازگی یکی از این آقایان و آقایان قم که در اینستاگرام و تلگرام روحانیون مشهور هستند و نسبتاً با بیت مراجع در ارتباط و گاهی چیزهای خاصی هم از بیت مراجع می‌گذارد و از آقایان و این‌ها سر همین یک شهرت پیدا کرده است. در درس خارج مطالبش هم ناظر به مسائل روز و تحلیل مسائل روز و این‌ها است. اخیراً یک پیامی را منتشر کرده که در تبعیت از فوتبالیست عزیز کشورمان آقای علی کریمی که گفته: «فلان جنس نخرید، فلان جنس نمی‌خرم.» فهمیدید کی را می‌گویم؟ خب، یک کسی که مجتهد است و در مسیر کورس مرجعیت و مرجعیت آینده حوزه است، بعد می‌آید می‌گوید که: «آره، من با هشتگ #من_نمی‌خرم عکس خودش را منتشر کرده با هشتگ #من_نمی‌خرم در تبعیت از فلان فوتبالیست.» بعد نقد به او کردم و گفتند: «نه، ما متواضع هستیم. ما برای خودمان شریعت قائل نیستیم. تبعیت عالم از جاهل نیست.» ما اولاً عالم نیستیم و بعد کی گفته که او جاهل است؟ فقدان سواد رسانه وقتی نیست، این می‌شود. سواد رسانه نیست. ما آدم ملای نفهم زیاد داریم. حالا نمی‌خواهم این بنده خدا را بگویم نفهم؛ ولی مثلاً ما کسی را داشتیم در حد مرجعیت، خیلی ملا بود ولی نفهم. نمی‌فهمیم پیامی که دارد برایش تولید می‌شود، با چه انگیزه‌ای است. کیا دارند این موجی که دارد درست می‌شود، دارند او را در موج می‌اندازند؟ او دارد به کیا مرجعیت می‌دهد؟ از کیا مرجعیت می‌گیرد؟ مرجعیت که فقط مرجعیت فقهی نیست. اصلاً الان چیزی به اسم مرجعیت فقهی بین مردم اگر مانده باشد، در حاشیه است. یعنی کسی نگاه نمی‌کند که نظر مراجع چیست در این مواضع فرهنگی و سیاسی. بله، در خیلی از مسائل کلان، خیلی فضای مرجعیت با علما و این‌ها نیست. البته یکی از مشکلات از و نقدهای جدی به حوزه هم همین است. در این فضای رسانه، حوزه منفعل است و این بحث مفصلی است.
**جایگاه سلبریتی‌ها و خطر سرمایه‌گذاری بی‌جا**
واقعیت‌هایی در مورد این صحبت می‌کنیم که حالا شما برای اینکه قشر خاکستری را بخواهی در این فضا داشته باشی، بله می‌شود. حالا دهه ۶۰ مثلاً می‌آمدند مویدات دانشمندهای غربی را میگفتند: «فلان کس در مورد حجاب، فلان کس در مورد امام حسین (ع) چه گفته؟» فلان کس در دهه ۶۰ این مطالب را میگفتند. این مال دهه ۶۰ بود. خیلی کمتر، خیلی کمتر بود. الان بیشتر همین فضا است: «فلان بازیگر فلان جا مثلاً محجبه، شاخ اینستاگرام مثلاً چادری.» چه می‌دانم، «فلان فوتبالیست مثلاً در مورد فلان شهید چه گفت؟» با این‌ها خیلی مواجهیم. این ریسک بزرگی است. بهترین فوتبالیست‌ها که در مورد اربعین موضع گرفته و گفته: «من از مربی می‌خواهم اجازه بگیرم و پیاده بروم کربلا.» خیلی مشهور شده این‌ها. بعد دیدم خودش جز شیعه‌های انگلیسی است این بابا. یعنی رسماً علیه وحدت و اهل سنت و تعابیر بسیار شدید و رکیک علیه نظام. و سرمایه‌گذاری می‌کنی بعد یک‌دفعه‌ای از توش یک چیز دیگر درمی‌آید.
یکی از اساتید دقت کرد و به بروجردی کتابی داده بودند و ایشان تقریض زد و فرستادم مجله پاسدار اسلام: «تأییدی بزنید، این مجله است. الان این‌جا شروع می‌کند، پنج سال دیگر معلوم نیست چی باشد. من را تأیید بکنم تا تهش باید بروم.» اگر معرفی کنی، ولی یک ظرافت‌هایی دارد. می‌شود همان‌جا، می‌شود همان‌جا یک طوری یک شهید را تأیید کرد در بین این قشر هم طرفدار دارد. یک جوری طرحش کرد که به این‌ها مرجعیت نداد.
ما بچه‌حزب‌اللهی‌ها نشسته‌ایم ببینیم که مهران مدیری در دورهمی چه می‌گوید و کجای دولت را می‌زند. بزرگوار، خلاصه لااقل در مصرف خودمان که حالا فعلاً بحثمان رژیم مصرفی خودمان در رسانه است که حواسمان باشد کیا دارند معتبر می‌شوند و کیا دارند مرجع می‌شوند. تبعیت از فلان فوتبالیست، که من هم می‌گویم: «جنس نمی‌خرم.» چون او پایگاه اجتماعی دارد، من را کسی نمی‌شناسد، حرف من هم خریدار ندارد. حالا او دارد می‌گوید و من هم به حمایتش می‌گویم. ما نمی‌دانیم مرجعیت‌سازی برای که داریم می‌کنیم. بعد این مرجعیت، مرجعیت در اقوال و انظار نیست، مرجعیت در سبک زندگی است. یعنی وقتی او برجسته شد، او چه‌اش برجسته می‌شود؟ لایف استایل او برجسته می‌شود. این محصول چه مدلی است؟ اصلاً چه مدلی یک همچین خروجی می‌تواند داشته باشد؟ آن مخاطب شما این را می‌گیرد: «من کجا بروم که بشوم علی کریمی؟» علی کریمی محصول چه سبک زندگی است؟ محصول چه فضایی است؟ این دارد برجسته می‌شود، این دارد جذاب می‌شود.
هر جام جهانی که پخش می‌شود، تعداد مدرسه‌های فوتبال ده برابر می‌شود. چرا؟ برای اینکه طرف نشسته می‌بیند که الان مثلاً بحث فوتبال است. این‌ها خود من هم این ایام درگیرم. فکر کن به خودمان وارد بشویم، فوتبالیست برجسته می‌کنیم. ما می‌خواهیم یک بچه‌ای یک وجهه‌ای از چیزی را برجسته بکنیم. اگر موفق بشویم که او را فقط در آن وجه تعریف بکنیم، خوب است. اگر نشد، آن شخصیت حقیقی‌اش بخواهد برجسته بشود، این شخصیت حقیقی با همه آن پشتوانه‌ای که به او شهرت داده و اعتبار داده، مطرح می‌شود. آن بچه دیگر نمی‌گوید که: «من بروم بشوم بیرانوند که مثلاً پنالتی رونالدو را بگیرد.» بلکه میگوید: «از کجا به این‌جا رسیده؟» من باید بروم فوتبال بازی کنم، ولی فوتبالی که همه این‌ها را کنار هم دارد که بیایم بروم جام جهانی دیده بشوم، مشهور بشوم، معتبر بشوم، پایگاه اجتماعی برای خودم درست بکنم. خلاصه، این خیلی مرز باریک و خطرناکی است دیگر در فضای مجازی.
**نقش سلبریتی‌ها در جهت‌دهی فرهنگی**
و اصل سرمایه‌گذاری، اصل سرمایه‌گذاری بخش عمده‌ای از آن را شما ببینید روی آنجلینا جولی، حالا بعضی بازیگرها را اکراه دارم اسمشان را بیاورم، خیلی آدم‌های موجهی نیستند. مثلاً عرض کنم خدمتتان که لوپز یا بفرمایید کیم کارداشیان، عرض کنم که تام کروز، شکیرا یا بفرمایید آن تایم فوتبالیست‌ها. این‌ها، این‌ها سرمایه‌گذاری خاصی دارد رویشان می‌شود به قصد جهت‌دهی. دارد می‌شود مثلاً در مورد بکام را شما ببینید. دیوید بکهام یک اسطوره است دیگر و هم انگلیسی است؛ معنای واقعی کلمه، معنای ادق کلمه انگلیسی. پلن‌های مختلفی دارد رو کار می‌شود برای اینکه در دوره‌های مختلف پیام‌های مختلفی را منتقل بکند. الان هم که هم‌جنس‌باز شده و یک چهره برجسته در این فضا و مبلغ برای این مسیر است. شهرتی که داده می‌شود و یک کسی را برجسته می‌کنند و این‌ها، این «مَحْضِ رضای خدا» نیست. یک طرحی پشتش است.
چرا چه کسی را به چه دلیل برجسته می‌کنند ؟. برای اینکه در روی زمینه‌هایی می‌بینند برای اثرگذاری‌های فرهنگی که مؤلفه‌ها را او می‌تواند برجسته کند. یک سری مؤلفه‌ها دارد که این‌ها باید برجسته بشود. مثلاً یک بازیگری که این پدر و مادرش مثلاً کانادا هستند، روزنامه‌ها هی می‌روند با این‌ها الکی مصاحبه می‌کنند و مطرح می‌کنند که کانادا یک کلاسی برای آنهاست. و یک مؤلفه‌ای که باید روی این سرمایه‌گذاری کردین و لازم داریم، این آدم باید معروف بشود.
این مؤلفه شهرت پیدا بکند، این ترویج پیدا کند. دانلود اینستاگرام، بله، بله، خیلی بیشتر شد. اینستاگرام واقعاً خیلی جذاب است. چون بصری است، عرض کنم خدمت شما که شما در لحظه می‌توانی با دیگران زندگی بکنی، به معنای واقعی زندگی بکنی. خود همان لایو عجیب و غریبی است. ارتباط، ارتباط وسیع و فراگیر و همه‌جانبه‌ای با افراد مختلفی در همه جای دنیا به راحتی پیدا بکنی. در فضاهای دیگر این شکلی نیست و می‌توانی دائماً از او باخبر باشی، دائماً با او زندگی بکنی، چه از کسایی که خوشت می‌آید، چه از کسایی که رصد می‌کنی که این قدم‌به‌قدم دارد چه‌کار می‌کند. و حضورت هم نامحسوس است؛ یعنی آن طرف باخبر نمی‌شود که شما داری او را بررسی می‌کنی. زندگی و وجوه مختلفی دارد که حالا عرض می‌کنم.
**اینستاگرام؛ بستر شناخت و تأثیرگذاری**
خب، اینستاگرام، اول توضیح بدهم که اصلاً چی و چی هست؟ اپ‌های ایرانی ان‌شاءالله من یک جلسه صحبت می‌کنم. اینستاگرام کنار تهدید، فرصت هم هست. اصلاً تهدید محو می‌شود و می‌ماند. می‌تواند با این جریان مقابله بکند؟ در چه صورت می‌تواند مقابله بکند؟ اصلاً باید چه برنامه‌ریزی روی این‌ها داشته باشیم؟ این‌ها را در جلسات آخر بحثمان می‌گویم.
چیزی که باید عرض بکنم این است که اینستاگرام یک مطلب این‌جا دارد. یک گوشه‌ای از آن را از یک کنار وارد بشویم، برویم بهتر است. اینفلوئنسرهایی که اشاره کردم، چهره‌های محبوب فضای اینستاگرام هستند. فضایی که چهره توش محبوب می‌شود. در توییتر متن اصالت دارد و کسی که بتواند پیام را در کوتاه‌ترین قالب تولید بکند و مهم نیست کیست. عمده کسایی هم که تولید پیام دارند، فیکه‌اند، معلوم نیست که کیستند. بهتر است که معلوم نباشد که کیست؛ چون هر... بله، چون حرف آن‌جا اصالت دارد و مطلب اصالت دارد. ولی در فضای اینستاگرام اول می‌بینند کیست، بعد دنبالت راه می‌افتند. چقدر چهره‌ای! چقدر واژه اصلی است! واژه تمایز است. تمایز و امتیاز. تمایز تو نسبت به بقیه چیست؟ چه امتیازی نسبت به سایر داری که من حالا باید تو را دنبال کنم و دنبالت راه بیفتم؟ فواید پیج یک نفر که آن را می‌بینند، نگاه می‌کنند. اول که او چقدر و چند تا آدم را توانسته جذب بکند. اول به تعداد فالوورهایش نگاه می‌کند. اگر ۲۵۰ نفر فالوور داشت و ۲۵۰ کا بود، اول یک فالو می‌زند. کیست و چیست و برای چی است؟ اصلاً فقط شهرت پیدا می‌کنی.
در این فضا، فضای تقلید از چهره‌های مورد علاقه و تبعیت از این‌هاست. و عرض کردم که بار اصلی کار هم روی دوش سبک زندگی و این‌ها است. سبک زندگی‌شان را دیکته می‌کنند به افرادی که این‌ها را پیگیری می‌کنند. لزوماً هم آدم‌هایی که در این فضا فالو می‌شوند، بازیگر و ثروتمند و سرشناس و این‌ها نیستند. آدم‌های مؤثرند. چه بسا کسی بازیگر است ولی در این فضا مؤثر نیست. این نمی‌تواند مخاطب را با خودش بیاورد. یعنی تمایز در رفتار او و جذابیتی در رفتار او دیده نمی‌شود. شما اگر صبح به صبح بیایی عکس نان و پنیر یا عرض کنم مثلاً نان و کره و مربای صبحانه‌ات را منتشر بکنی، هیچ‌کی شما را پیگیری نمی‌کند. وقتی پیگیری می‌کنند که در آن صبحانه‌ای که داری منتشر می‌کنی، یک امتیازی باشد، یک تمایزی باشد. یک دلیل باید داشته باشد که من ببینم که تو صبحانه‌ات چیست. آن هم این است که سگ نشسته است؛ جای ویژه‌ای است.
حالا این بحث سلفی‌هایی که این‌قدر خطرناک است و کشته می‌دهد، همین است دیگر. یک جای ویژه‌ای طرف می‌خواهد خودنمایی کند. هند مخصوصاً خیلی چیز عجیب و غریبی است. وایستاده که بغل قطار بیاید از بغلش رد بشود، همزمان با قطار سلفی بگیرد ولی از رویش رد می‌شود. دیروز یا پریروز پسر رفته از لب دره خودش را این‌جوری گرفته که سلفی بیندازد بعد با کله پرت می‌شود و می‌افتد. به فراوان سلفی‌های خطرناکی که بسیاری‌اش منجر به مرگ شده. خطرناک یعنی یک نقطه تمایز برای آدم‌هایی که هیچ هنر دیگری ندارند. برای اینکه از خودشان تمایزی نشان بدهند، این‌ها را با سلفی و این چیزها نشان می‌دهند. خلاصه، باید در رفتار شما و در زندگی شما یک تمایزی، یک امتیازی، یک برجستگی و یک نقطه قوتی باشد که جذاب باشد و من دنبال آن باشم.
ساعت ۱۰ تا ۱۰ و ربع. وصلی الله علی سیدنا محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00