رسالت ما در رسانه‌های تعاملی

جلسه سوم

00:42:34
150

معرفی
اولین شاخصه اینستاگرام، بصری بودن آن است.
چرا تلگرام، بین فضاهای مجازی از همه جذاب‌تر است؟
چرا نمیتوان در اینستاگرام، فضاها را تفکیک کرد؟
در اینستاگرام اعتبار، حرف اول را می‌زند.
رسانه به شدت انسان را کُودن می‌کند.
اینستاگرام، زندگی غیر واقعی را به افراد نشان می‌دهد.
هشتاد درصد از کاربران اینستاگرام از زندگی احساس پوچی و یأس دارند.
تحلیل آنلاین جذاب است؛ اما در جهت مثبت
در فضای رسانه، از عبارت جمله فهمیده می‌شود که، کسی را نقد می‌کنند، یا کسی را بنا دارند خورد کنند.
تبعات نقد اشتباه از دیدگاه آیت الله مصباح
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی اللهم صل علی محمد و آل محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله الان الی قیام ی.
به فارسی ساده می‌گویم که جا افتادیم و دانلود اینستاگرام. چند تا نکته هست. یکی اینکه اولین شاخصه اینستاگرام این است که بصری است و تفاوتش با بقیه (توییتر متنی، اینستاگرام بصری و تصویری) فیلم و فیلم کوتاه است. قابلیت فیلم بلند اضافه کرده‌اند بله، تا یک ساعت ظاهراً شده که بشود فیلم گذاشت. نه دیگر، لایوش که زمان ندارد، عرض کنم که آپلودش در واقع زمان بهش اضافه شده و تلگرام. صحبت می‌کنیم خب چرا تلگرام بین اینها از همه جذاب‌تر است؟ چون تلگرام آنلاین است و در لحظه شما در جریان اخبار هستید.
در اینستاگرام نمی‌توانی تفکیک بکنی فضاهایی که می‌خواهی. مثلاً پژو را فالو می‌کند و این‌ها می‌آید به ترتیب، هر وقت پست گذاشتن میاد پشت سر هم. در تلگرام شما می‌دانی که الان من می‌خواهم بروم خبر را پشت سر هم ببینم. اخبار بیاید با سرچ. بگویم تحلیل رو. یعنی خبر همراه با تحلیل که چی؟ حالا بعدش چی می‌شود؟ برای چی این جوری شده؟
تحلیل هم خیلی مهم است و مردم نسبت به تحلیل خیلی واکنش نشان می‌دهند، چه واکنش مثبت، چه واکنش منفی. تحلیل هم مال اینستاگرام نیست. متن‌های بلند اصلاً در اینستاگرام دیده و خوانده نمی‌شوند. البته همه این‌ها را ما ازش این کارکردها را در ایران داریم استفاده می‌کنیم. یعنی پیج سیاسی داریم، تحلیل سیاسی هم توش می‌گذاریم. کارکرد اولیش این‌ها نیست. لذا تلگرام توی دنیا خیلی مخاطب آن‌چنانی در قیاس با ایرانی‌ها نداشته. تلگرام دیگر برند ایرانی‌هاست. چون معمولاً مردم دنیا دنبال تحلیل نیستند، فضای سیاسی دنبال این حرفها نیستند. از اکثر مردم دنیا اگر بپرسی، پنج تا از مسئولین مملکتت را اسم ببر!
ویژگی دیگر تلگرام این است که فیلم و صوت و تعامل در تلگرام. البته خب بیشتر گروه‌هایی که در تلگرام هست. البته اینستا هم راه انداخته گروه و فلان، ولی آن جذابیت را ندارد؛ چون شما فیلم نمی‌توانی اینجا آپلود کنی، ویس نمی‌توانی مثلاً بفرستی. این مشکلاتی که هست، لذا خیلی اینستاگرام بعد از تلگرام بوده. اینکه حالا فضاهایی به اسم گروه و این‌ها ایجاد کرده، کشش رو، خلاصه، دسترسی به افراد داشته باشد. خب قطعاً اینستاگرام بهتر است، در تلگرام اسم پیج و عرض کنم که یوزر طرف را بشناسی دقیقاً، ولی در اینستاگرام سرچ می‌کنی. تلگرام دارد می‌رود به آن سمت که هشتگ‌ها بشود توش سرچ کرد. تمام کانال‌هایی که این هشتگ توش استفاده شده را به شما معرفی بکند. خیلی زیاد می‌شود. اینستاگرام را خیلی مرتب شما می‌توانید سرچ بکنید و استفاده کرد و آن شخصی که می‌خواهی را به سادگی می‌توانی با جستجوی هشتگ پیدایش بکنی و پیگیرش بشوی و به خودش هم پیام بدهی، دایرکت بهش بدهی، باهاش ارتباط برقرار کنی.
این هم از ویژگی‌ها. ولی یک ویژگی که اینستاگرام دارد، زنده‌تر است نسبت به بقیه‌اش؛ چون خودت باید باشی و افراد اینجا محوریت و موضوعیت دارند، برعکس تلگرام که مطلب موضوعیت دارد، افراد موضوعیت ندارند. آن طلبه‌هایی که می‌خواهند از آسیب‌های شخصیتی و آسیب‌های شخصیتی که در اثر اشتهار، تعامل و این‌ها در امان باشند، خیلی برایشان اینستا خوب نیست. اینستا بالاخره شخص شما مطرح می‌شود. یک سری آفاتش این است که بالاخره مبتلا به عجب و کبر و فلان. حساسیت نسبت به این‌ها نشان می‌دهد. دغدغه و مشغله‌ها ایجاد می‌کند. این چقدر لایک خورد؟ چقدر کامنت خورد؟ چند نفر کم شد؟ سخت است و موج می‌دهد معمولاً به آدم.
من اینها را تجربه کردم. در فضای اینستاگرام، اولین باری که اینستاگرام نصب کردم، یکی از بازیگران خیلی معروف که اتفاقاً آن سال سیمرغ گرفته بود، ما را فالو کرد. من را فالو کرد. گفتم: "خب، ببین! من الان باید یک جوری حرف بزنم که این را از دست ندهم." تحلیل سیاسی من چه جور حرف‌هایی بزنم که این را از دست ندهم. اینکه خود شما پیامبر نیستید. پیامبری نیستید. پیامبر خودتی! پیامبر کی؟ و شخص شما باید شناخته بشود. شخص شما باید محبوب بشود. یک کارهایی باید بکنید که خودت را معرفی بکنی تا خودت را نشناسند. مطلب، تحلیل، تحلیلم مال کیه؟ و بازخورد خوبی داشته باشد. گفتمان هم می‌شود. مطالعه می‌شود. سریع اثرش را می‌بینیم.
من در تلگرام، متنی که نوشتم، در اغتشاشات دی‌ماه که به رسانه صداوسیما توپیدم حسابی که گفتم صدا و سیما می‌کشد کنار ببیند دعوا چی می‌شود، نمی‌داند که این خودش یک بخشی از این دعواست. باید بیاید تو متن ماجرا حرف بزند که سریع واکنش، بازخورد داشت و خیلی پخش شد و سریع هم اثرش را روی صداوسیما داشت. یعنی تا شبش برنامه نیاز بود، یعنی آن صدا و سیما در معطلی بود که یک نفر بنویسد که آن پشتش و بیاید بگیرد. خلاصه خوب است. لازم است. شخص شما زنده‌تر است، یعنی شخص شما با زندگیت مهم است. کی هستی و چیکارها می‌کنی؟ این‌ها مهم است. برای اینکه من پیگیری کنم.
در تلگرام نه، خیلی کسی کار ندارد که امروز کجا بودی و با کیا بودی و رفقایت کیان؟ کیا فالوت کردند؟ کیا را فالو کردی؟ یک بخشی از شناختی که ما نسبت به افراد شکل می‌گیرد در اینستاگرام این است. این بده بستان‌ها، کیا لایک می‌کنند؟ تو کی‌ها را لایک کردی؟ در تلگرام نه، شما نمی‌دانی کیا عضو این کانال هستند؟ نه، این آقا عضو کانال کیاست؟ مگر از که کی اینو فوروارد کرد و این کیا را فوروارد کرد، از آنها بشود کشف کرد تا حدی ربط‌ها را. ولی در اینستا نه. در اینستا قشنگ ربط اشخاص کامل مشخص است. می‌روی تو سیستم فالوئینگ و فالوور. تو کی‌ها را فالو کرد؟ کی‌ها تو را فالو کرده؟ کی‌ها لایکش کردند؟ او کی‌ها را لایک کرده؟ پیدا می‌شود. لایک شده توسط فلانی. یک شاعری که حالا زندان هم هست، لایک شده توسط، فالو شده توسط فلان بازیگر توی اینستاگرام، این یعنی اعتبار دزدی. و شما باید یا خودت اعتبار تولید کنی برای خودت یا اعتبار بدزدی از دیگران.
اعتبار حرف اول را می‌زند. لذا چون جلوه بصری است دیگر، رویت حرف اول را می‌زند. جایی که رویت حرف اول را زد، ریا هم حرف اول را می‌زند. سر قبر شهید، دوازده و نیم شب، کلک شال، تک و تنها تو تاریکی نشسته، سلفی گرفته با شهید. جاتون خالی چه حالی! یعنی دیگر خلوت نمی‌ماند برای آدم. آن خلوتی هم که می‌رود، از تو این چی در می‌آید که برای این جمع یک اعتباری برای من بشود. خلاصه وزنی به من بدهد، تو این فضا دیده بشوم. این‌ها آسیب‌های جدی است. اگر کسی دنبال مسیر معنوی سلوکیه، اینها به شدت بهش آسیب می‌زند. خیلی هم در مسیر تبلیغ بندبازی اینستاگرام شما حرکتی بکنی، آسیب‌های این چنینی را نبین. تمایزهای زندگی دیگر غیر واقعی می‌شود.
جلسه عرض کردم. ما دیگر در فضای مجازی در فضای مجازی زندگی نمی‌کنیم. با فضای مجازی هم زندگی نمی‌کنیم، بلکه چی؟ برای فضای مجازی زندگی می‌کنیم. من الان می‌روم رستوران برای اینکه یک پستی توی اینستاگرامم در بیاید. جلساتی را قبول می‌کنم که بتوانم از بنر آن جلسات چیزی برای اینستاگرامم در بیاورم. فلان جلسه پنج نفره که چهار تا بچه کچل نشستند توش و من دارم به اینها آموزش وضو می‌دهم، برای اینستاگرام در نمی‌آید. بلکه این را اگر نشان بدهم که اصلاً بیشتر بهم می‌خندند. می‌گویند آقا! سطح‌ات این است. پس این سطح آدم که تعریف بشود، خیلی مهم است. دیگر شما در فضای اینستا هی دنبال این هستید که یک سطح غیر واقعی از خودت تعریف بکنی.
یک روحانی تو لایو دارد گفتگو می‌کند. می‌گوید: "من تازگی شدم شاخ اینستا." آن هم به خاطر اینکه من شاگرد رهبری‌ام. درس خارج آقا! دو هزار نفر جمعیت، شاگرد رهبری، شاگرد فلانیم. یک عکس با فلانی می‌گذارد. یک خاطره از فلانی می‌گوید که اعتبار به او بدهد. یعنی وزن آقای بهجت بیاید روی او. وزن علامه طباطبایی بیاید روی او. وزن فلان مرجع تقلید بیاید روی او. عکس با فلان مرجع. الان تو خلوت تو بیت نشسته بودیم با آیت‌الله فلانی صحبت می‌کردیم، این را فرمود.
البته اگر کسی واقعاً با قصد خلوص این کارها را انجام بدهد، قصد ترویج داشته باشد. خیلی سخت است خلوصش اینجا. واقعاً حتماً ان‌شاءالله که اجر دارد و اخلاص منش اثر می‌شود براش. ولی خب، کم است. کامل فضا، فضای ریا و صومعه است. فضای نمایش. بله، فضا فضای نمایش است و این نمایش غیر واقعی. عرض کردم آن جلسه، کسی نمی‌آید از سفره صبحانه نان و مرباش عکس بگذارد. یک تمایزی باید با صبحانه بقیه داشته باشد. می‌شود جنگ رقابت بر سر تمایزها. فضای اینستاگرام، من تمایزم از تو بیشتر است. بچه‌ها را دیده‌ایم با هم تفاخر می‌کنند. ماشین بابای من فلانه. او هم می‌گوید: "ماشین بابای من هم فلانه. ماشین بابای من یک ساب خربزه‌ای دارد، ماشین بابای تو ندارد." شما از کجا خریدی ساب خربزه‌تونو؟ بابای من از ترکیه گرفته آورده.
در این فضا شما ترکیه نرفتی، جهان پنجمی محسوب می‌شوی. ترکیه، آنتالیا، تایلند، پاتایا، عرض کنم که این‌ها همه هست. یک خرده هم فضای پیاده‌روی اربعین هم که باب می‌شود، یکم این‌ها را هم توش دارد. من نرفتم ضایع است. عکس‌های پیاده‌روی‌مان را بگیریم. این هم هست. البته خب تهش خوب است. بالذین لا خلاق له کسانی هستند که تأیید می‌کند که هیچ بهره‌ای از این دین ندارند. مداح کربلا! بالاخره این یک عکس توی ترکیه ندارد. این خیلی بد است.
همه توی همه پیج‌ها یک دانه هست. تایلند هست و عکس با خانمش مثلاً هست. این‌ها موج می‌شود و گفتمان می‌شود. بعد کم کم می‌بینی آرام آرام یک سری مرزها برداشته می‌شود. بعد شما همان ماجرای قورباغه است دیگر. اصلاً فضای رسانه همان فضای قورباغه است. توی آب جوش می‌اندازندش، می‌پرد بیرون. آب سرد می‌گذارندش بعد شعله می‌گیرند. فضای رسانه این است. آرام آرام، آرام آرام، ارتکازات شما را عوض می‌کند. ارتکازات، ارتکاز شما را عوض. یک آخوند محترم معتبر، یک جورهایی ما در جهت علمی ایشان را بعد آیت‌الله مصباح قبول داشتیم. مصباح بود. توی مؤسسه امام جایگاه خیلی ویژه‌ای داشت. کم کم زاویه گرفت سر مسائلی. الان کامل اوت شده. بعد تازگی برگشته گفته که گردشگر خارجی می‌آید، شما حق ندارید بهش بگویید که لب ساحل چه اشکال دارد که در می‌آید تو؟ این ارتکازات آدم آرام آرام عوض می‌شود.
وقتی خارج می‌روند، یک مدت آنجا می‌مانند، دیدید دیگر، وقتی برمی‌گردیم یک چیزهای دیگر دارد می‌گوید. شهید بهشتی دلیل اصلی پختگی‌اش این بود که همه جای دنیا را دیده بود، غذاها و فرهنگ‌های مختلف دیده بود. ولی این به شرط اینکه طرف در مقام اخذ و استیاد نباشد. همین بعضی حضراتی که جلسه قبل تحلیلم ندارد. ستی هم هست، لبنان. هیچ مشکلی هم پیش نمی‌آید. مشکل یعنی چی؟ مشکل چیست؟ مشکل نداریم با دو تار مو. مشکل نداریم. ولی استاندارد همین چیزها را به هم می‌زند. یک خرده آن یک میلی‌متر را. بابا! این هواپیما حالا یک میلی‌متر چیز موتورش، ملخک موتورش انحراف دارد دیگر. حالا یک میلی‌متر دیگر چیه؟ می‌خواهد هواپیما را نگه دارد. پانصد نفر. یک میلی‌متره! بابا! اینستا نوشته بودم، خیلی رفقا استقبال کردند.
جواب همین طلبی که شما اسم آوردید که: "تار مو بیرون گذاشتن، جهنم ببره داعشیه." گفتم که: "ابلیس یک پنج درجه باید انحنا به کمر می‌داد." سامری طلا آویزان، پنجاه گرم طلا. "یکم تیزی بوده رفته تو شکم باباش. دیگر یک پنج سانت شکم بابا را شکافته. دو قطره خونه." و مزخرفیه این نگاه سطحی رسانه. زیاد درس خوان، فهمیده، باهوش فتن پتن بشه، باید مصرف رسانه‌اش را کم کند. آقا! آقا! آخرین تحلیل‌های بچه‌حزب‌اللهی‌ها اینجاست. هزار و پانصد پیام بعد انقدر زیاد می‌شد حجم این تحلیل‌ها و اینها دیدم من قوه تحلیل خودم دیگر کار نمی‌کند. خودم دیگر نظری ندارم نسبت به مسائل. معتاد نظریه فلانی می‌شوم. این بد است. حتی اگر کسی تو کانال من هم بخواهد این جوری بشود که معتاد این باشد که من الان تو این مسئله چی می‌گویم، این هم بد است.
کم کم احساس بکند دارد مستغنی می‌شود در بحث تحلیل، دارد مبانی تحلیل را پیدا می‌کند. از چه زاویه‌ای باید مسئله را ببیند؟ نسبت به چیاش باید حساس باشد؟ چرا نباید جدی بگیرد؟ مبنا درس بزرگان. آن هم شما درس خارج هم که بعداً می‌روید ان‌شاءالله، دنبال این‌ها باشید. نه دنبال آن رأی و نظر و فتوا و حرف استاد و اینها. تا آخر عمر درس خارجه می‌مانید. باید پنج سال درس خارجه بروید. استاد چه شکلی اشکال مطرح کرد؟ استدلال مستشکل را چه شکلی مطرح کرد؟ چه شکلی ضریب داد به نقاط قوت خودش؟ چه شکلی نقاط ضعفش را در آورد؟ از کجا وارد شد نقدش کرد؟ چه شکلی استدلال آورد برای نقدش؟ چه شکلی مراجعه کرد به منابع برای اینکه استدلال تولید کند؟ حفظ کنید یک سال، دو سال، پونزده، هفتاد و سه سال، هرچی بروید تمام نمی‌شود. اصلاً فقه که تمام شدنی نیست.
روش در این فضا هم همین است. در فضای رسانه‌ای اگر می‌خواهید آشنا بشوید، بروید ببینید اینهایی که شناخته شدند، روششان چیست؟ این روحانیون معروفی که می‌بینیم، روشش چیست؟ به خاطر چی این جذاب است؟ بعد چقدر این درست است، چقدر غلط است؟ چه شکلی می‌شود؟ من برای شما تحلیل کردم دیگر. قرائتی، یکی اینکه مثال زیاد می‌زند و ذهن عوام جزئی‌فهم است. یک بحث منبر پایین با هم داشتیم گفتم آنجا ذهن عوام ذهن کلی فهم نیست. ما توی حوض کلیات بهمان یاد داده‌اند. کل انسان حیوان ناطق، کل انسان جاهل، هی کل، کل، کل، کل، کل فاعلن مرفوع، کل موضوع که مثلاً تشک فیه. بعد بدل استیقانه. ذهن عوام کلی فهم نیست. ذهن عوام جزئی‌فهم است. این ماژیک، این کنترل، این میز، این صندلی، این آقا.
بامزگی‌اش به این است که او جزئی می‌گوید، آن کلی‌اش را می‌سازد. مربی صوت کلاس‌های قرآن، یک آماری از یک مربی در می‌آید که آن هم آخر اثبات نمی‌شود، تبرئه می‌شود. در دادگاه یک سال رویش مانور می‌دهند. ترکیه، شکایت، شکایت کرده. کلاس‌های قرآن اکثراً یا حجم وسیع ازش کم شد یا تعطیل شد بعد از اینکه این مطلب انتشار پیدا کرد. معلمین قرآن. کلیات. فضاییه که چون بصری است، فضای جزئی‌پردازی‌اش خوب است. یک آدم، یک نفر. و کاری که با آخوندها می‌کنند دقیقاً این است. بام تصویرسازی غلط یک آخوند کودن، یک آخوند ابله یا آخوند جان. خیلیا که می‌آیند سمت شما که معمم هستید، مثلاً یک پیش‌داوری، پیش‌فرض دارد. بعد بهش می‌گویی: "چند تا آخوند؟" می‌گوید: "هیچی." یک ذهنیتی که رسانه ایجاد کرده. شما احساس می‌کنید این آخوند پیش‌نماز مسجد محل ما، همان آخوند دودکش است، آدم کودن، ابله، بی‌سواد، بی‌خاصیت. این سریال شبکه سه. دل من کامل ندیدم. بعضی شب‌ها صحنه‌ها پرخاش آن طلبه خیلی زیاد بود. تعاملش خوب بود ولی دعواش زیاد. کتک‌کاری می‌کرد. هر روز دادگاه، پلیس و بیمارستان. بعد خدمت شما عرض کنم که ویژگی‌های مثبتی حالا بود. بیکار نیستند. آخوندها کتابخانه ندارند. نه لپ‌تاپ دارد که مطالعه کند. اصلاً مطالعه نمی‌کند آخوند. مطالعه نمی‌کند. خاصیتش چیست؟ بله، آن چیزم همین بود. تلامذ هم تا حدی این فضا را داشت. حالا با همه خوبی‌هایی که داشت. زندگی طلبه‌ها را مردم می‌بینند. مشکلات. یک احساس همدردی و احساس تظلمی خلاصه شکل می‌گیرد.
در شرایط الان بمباران، اگر باز لالایی است که شما اگر استفاده نکنید رسانه‌ها را، حداقل تلویزیون. تلویزیون! بابا! این جور بوده. این اصلاً موجب تفسیره. این اصلاً غیبتشه. یک بنده خدا امام صادق. اعتکاف از احکام اعتکاف چیست؟ بدهکار است؟ بدهید. حالا شاید بعضی از نامه‌ها، طلب‌کارت می‌میرد. نان می‌خواهد، دارد می‌میرد. آقای مجتهدی خدا رحمت کند. فلان استادم که الحمدالله توفیقش زیاد است، رفت کربلا. آیا مجتهدی گفتند که آقا غیبت نکن؟ ایام کربلا محرم و فاطمیه هم عرض کنم که. ولی اینکه مثلاً یک کسی تو این فضا نیست و نمی‌خواند، با افتخار می‌گوید: "بابا! خود حضرت آقا چند وقت است تلگرام نصب کرده. برایشان باید خطی را باور کنم که خبر دارم؟" خیلی مسائل را دقیقاً از توی فضای اینها. یعنی این دیگر انتقالی نیست. شما باید تو فضا باشی. دستت بیاید مثل آن موزه‌ای که گرفتند در مورد پیام‌رسان‌های ایرانی که فرمودند که این باید امنیتش را خلاصه تأمین کرد و اینها خبر و اینها نیست. تو متن ماجرا باشی. دستت بیاید که الان چه موجی دارند می‌سازند؟ چه شبهاتی دارند می‌آورند؟ حرکت و حجم چه طور صورت دارد می‌گیرد؟
البته باید گزینش شده باشد. سلکت شده باشد. برنامه‌ریزی شده باشد. شما گم نشوی تو این فضا. نیایی ده ساعت بروی گم و گور. بدانی کجاها می‌خواهی بروی. یک افرادی باشند. اینکه ما می‌گوییم تشکیلات و سازمان، برای همین است دیگر. اگر سازمان باشد، شماره طلبه را می‌آورد و معرفی می‌کنم برای فلان حوزه هم که درگیری. مثلاً شما مثلاً آقای شمعدانی در مورد علاقه مسائل کلامی دارد. ابراهیم‌زاده مسائل سیاسی علاقه دارد. آن آقا مثلاً مسائل خانوادگی علاقه دارد. رحمتی وسایل عرفانی اخلاقی علاقه دارد. هر کدام می‌دانند که کجاها باید بروند. ده هزار تا کانال است که دارد تولید شبهه می‌کند. اصلاً طلبه نمی‌داند اینها هست.
جواب بدهیم؟ کار بکنیم؟ تازه جواب دادن کف کار است. شما نباید جواب بدهی. آنتی شبهه مثلاً. حالا خوب است که آدم برای شبهات به او مراجعه کند. خودت جریان ساز باشی. به هر حال فضای اینستا باز حاشیه زیاد. اینستاگرام یک زندگی غیر واقعی است که از افراد نشان می‌دهد و افراد و چهره بشوند تا حرفشان شنیده شود. سطح توقع از زندگی‌ها بالا می‌رود. یکی از آفات، حسادت. وقتی فضا فضای نمایش است، حسادت و رقابت خیلی شدید می‌شود. و تلگرام، جلساتی با کیا و فلان. تیپش و لباسش. سفرها. اعتبار برای خودش تولید بکند و فضا رقابتی. جلسه آمار گرفتند، هشتاد درصد کاربران اینستاگرام از زندگی احساس پوچی و سرخوردگی می‌کنند و هشتاد درصد از کاربر چیز هم دارند برای مهندسی علاقه‌ها و عرض کنم که اینستاگرام با صد تا لایک شما نسبت به شما شناختی پیدا می‌کند که پدر مادر و همسرت ندارند. توضیح می‌دادند که مثلاً با یک سری آمارگیری‌های با یک سری فرمول با پیامک کشف می‌کرد. پیامک‌هایی که می‌آید یک دهم مخاطبین اثر ده نفر یک نفر پیامک می‌دهد. برنامه عادل فردوسی‌پور که دو میلیون بیننده داشت، برنامه جام جهانی چند میلیون؟ نه میلیون. ثابتش دو میلیون.
درد دل‌هایتان جهنم! مفتی رقابت‌های ما هم خیلی آسیب است برايمان دیگر. من منبر می‌روم روی فلانی را کم کنم. تو شهر فلانی منبر می‌روم که بفهمد که من تو شهر او هم چقدر طرفدار دارم. تو این شهری که تو منبر می‌روی. منبر تو شلوغ‌تر است یا من؟ از سوينا برای تبلیغ دین با این روحیات، با این شخصیت، کدورت‌ها، چیزی در این یک مدتی می‌آید و می‌رود. انقدر آمدند تو این صدا و سیما و رفتند. بعضی‌ها رفتند، بعضی‌ها گورشان را گم کردند. رفتن هم نبود. قرائتی تنهاست دیگر. تنها کسی است که سی سال هر هفته آنتن داشته و تمام‌شدنی نیست. حالا آن بابا برگشت گفتش که جلسه قبل گفتش که: "حالا تقصیر ماست که اینها را می‌چلونیم." بعد اینکه قرائتی به عنوان دوربین حرف زده بود، یک متنی نوشت که به اظهار فضل بکنی به هر کسی. مگر به هر حریمی، به هر شخصیتی آدم به خودش اجازه می‌دهد که من وارد بشوم و نقد بکنم؟
علل جذابیت آخوندهای اینستاگرامی بعضاً همین است دیگر. اینکه دائماً دارد تحلیل می‌دهد نسبت به مسائلی که الان همین الان رخ داده. الان نظر فلانی چیست؟ من این را چه شکلی پردازش بکنم؟ این موضوع را چگونه تحلیل کنم؟ این جذاب است. یکی از چیزهایی که تحلیل آنلاین خیلی جذاب است، جنبه مثبتش را استفاده کنیم، نه جنبه منفی‌اش. بی‌باک و پروا؟ خب بله، جذاب است. آدم بی‌پروا جذاب است. بی‌باک و پروا که من نسبت به هر کسی، نسبت به هر موضوعی احساس بکنم. مثل کسی که چیز دره خودشو پرت می‌کند تو پنجاه متری و یک سیم بهش وصله و از این همه حماقت همه به شرف می‌آیند. اعتماد به نفس، اعتماد به نفس لازم است ولی نه در حدی که به سقف برسد. اعتماد به نفس زیادی. مردم خوششان می‌آید. آدم‌ها که خیلی اعتماد به نفس دارند فکر می‌کنند اینها یک کاره‌اند. ویژگی ممتاز مردم ما چون مردم خوش‌بین هستند، باور زود، زود اطمینان می‌کند. گنده می‌آید. واقعاً گنده است که گنده می‌آید تو فضای اینستاگرام هم همین است. فضا این شکلی. فضای تعاملی. آدم‌ها این جوری بی‌پروا، باسواد، که تو این موضوعات همه دارد نظر می‌دهد. خط خوانده. بنده خدا ویکی‌پدیا را باز کرده توی این موضوع نظر می‌دهد. ویکی‌پدیا اعتماد به نفس زیاد. مشکلش این است. مدل هم تازه این را به عنوان مدل معرفی می‌کند.
من با این جمله مخالفم. می‌گوید: "یک اقیانوس باش با عمق یک میلی‌متر." غلط در سطح. اگر همین جا این را تنها باشد. مثلاً یک دفعه فلان عالم به رگبار. بعضی اعتماد به نفس‌ها را می‌بینی دیگر. امام جمعه می‌پرد و به فلانی می‌پرد و فرصت نمی‌کند که ممکن است منتشر بشود. من دوست ندارم که مرجع ضمیر حرف‌هایم هیچ وقت معلوم بشود. با مردم. یک متن دیشب از این بنده خدا خواندم. با کجا مصاحبه کرده بود، گفته بود که: "من انحرافات را همه رو آقای هاشمی می‌دانم تو انقلاب. ولی اگر بین آقای هاشمی و آقای مصباح مخیر بشوم، قطعاً آقای هاشمی را انتخاب می‌کنم." اعتماد به نفس زیادی است دیگر. مغالطه نمی‌خواهم استفاده بکنم که کی باسوادتر است و اینها. ولی افراد من آن ذهنیت را می‌پذیرم. بعد آن می‌شود بیس تحلیل‌های بعدی من.
کسی را نقد می‌کنی، یک وقت یک کسی را بنا دارند بزنند. بعد شما هم گاهی نقد می‌کنی. گاهی بنا داری بزنی. از عبارت و جمله فهمیده می‌شود. ای کاش اینها کلاً برای همیشه سکوت کنند. از علمیت آقای علم‌الهدی مثلاً. بله. استاد خارجی فرموده بودند که اگر یک کسی که خیلی مهم است، اگر یک کسی که یک نقدی بهش وارد است، یک جوری نقد کردی که سر لجاجت افتاد و اگر یک روزی هم فهمید اشتباه کرده، به خاطر اینکه می‌بینی شما سرزنش می‌کنی و فضا را برای برگشت و مصالحه مسدود کردی، برنمی‌گردد. همه انحرافی که او بعداً خواهد داشت، به گردن شما. این نقدهای این شکلی. بله، جذاب است. می‌زند با خاک یکسان می‌کند. جذاب است. قرائتی پیدا بشود انقدر سلیم و نرم که بگوید من اشتباه کردم؟ من جای قرائتی بودم با این عقده که همین آقا نوشته بود، برنمی‌گردم.
قرائتی را باید بفهمیم که اینها زمان دارند. تمام شدن. قرائتی تمام شده. تقصیر رسانه نیست. تمام‌شدنی نیست. نگه داشته. تلویزیون. آن جمله فوق‌العاده. من ارادتم به ایشان یک میلیون بود، شد صد میلیون. دست خداست. من اراده کردم که آیا دوربینی دیده نشود. دو هفته بیشتر از کل عمرش دیده شد. بی‌باک و پروا شما می‌فرم ایید. ایشان سیزده سال امام جمعه مشهد. هفته‌ای پنجاه و چهار تا می‌شود. تقریباً هفتصد تا خطبه فقط خوانده. حداقل آن‌هایی که نبودند. دانشگاه. ببین! آنی که می‌خواهد تخریب بکند، می‌آید می‌گوید که: "رو قبر انقدر این آدم متحجر است که رو قبر زنش هم اسم زنشو ننوشته است." ولی نمی‌آید بگوید که دخترش یکی از اساتید برتر کل ایران است و در همه ایران وارد بود. تفحص و تبیان کرد و گفت. وقتی آن را نمی‌گوید، یعنی غرضی دارد. باید این آدم روشن شود. الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00