رسالت ما در رسانه‌های تعاملی

جلسه هشتم

00:41:01
149

معرفی
نکته مهم اینستاگرام،بصری بودن رسانه، وارتباط قوی، با مخاطب است.
فضای تبلیغ، عرصه‌ای است که، زمینه ریا، ونفاق در آن فراهم است.
در فضای اینستاگرام، تجربه معنوی را می‌توان، به اشتراک گذاشت.
روئیت و ارائه عمل، بخشی از فضیلتی است در فضای تبلیغ.
چه کار کنیم که، انفاق علنی، و نفاق نداشته باشم؟
فضای اینستاگرام، در تقویت شعائر، خیلی اثر دارد.
تعریف و تعظیم شعائر، چیست؟
قلب، مرکز جوشش عواطف است؛ صدر، مرکز بروز افعال است.
حوزه تکالیف جوانحی، چیست ؟
چرا قرآن می‌فرماید: به فاسق، اعتنا نکن؟
مخاطبِ هرکسی که باشید، به مرور زمان، علاقه ونفرتها، به شما سرایت می‌کند.
روایت امیرالمومنین علی علیه السلام :ما أضمَرَ أحَدُ شیئاً إلاّ ظَهَرَ فِی فَلَتاتِ لِسانِهِ وَ صَفَحاتِ وَجهِهِ ؛کسی چیزی را در دل پنهان نمی‌کند، مگر اینکه، در سخنانی که از دهان او می‌پَرد و در چهره و قیافه‌اش، آشکار می‌گردد.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
درباره اینستاگرام، ان‌شاء‌الله بحث آخرمان است؛ جمع‌بندی بحث اینستاگرام، و حالا توییتر و تلگرام می‌ماند. نکته‌ای که مهم بود توجه به آن، یکی همین بحث بصری بودن این رسانه و ارتباط قوی بصری با مخاطب است. چند تا تلویزیون هم نمی‌تواند این ویژگی را داشته باشد که شما بتوانید با چشمتان شخص مورد علاقه‌تان یا شخص مورد کنجکاوی‌تان را دائم پیگیری بکنید، دنبال بکنید، از وضع و روز او سر در بیاورید، از فعالیت‌های او سر در بیاورید و به یک معنا سهیم باشید در حالات خوش. سهیم بودن در حالات خشک کمتر است.
یکی از کارهای خوبی که ما می‌توانیم انجام بدهیم – و تبلیغ برای مُبلّغ خیلی مهم است و از نکاتی که او را متمایز می‌کند – این است که یک تجربه معنوی برای مخاطب، یک تجربه نَقد معنوی، ایجاد بکند. البته اینی که گفته می‌شود، خیلی کار سختی است و خیلی لب‌مرزی. کلاً من قبلاً عرض کردم در این کتاب «پیغمبر مجازی» که فضای تبلیغ، عرصه‌ای است که به شدت ریاخیز و نفاق‌خیز است. ریا و نفاق خیلی در این فضا زمینه فراوانی دارد. خیلی هم باید مبلغ مراقب باشد که به دام این دو تا گرفتار نشود. این هم که بخواهد تجربه معنوی را ایجاد بکند، معمولاً این آسیب و این خطر کنارش هست؛ یا باید ریا بکند یا به یک نحوی باید نفاق داشته باشد برای اینکه دیگران را سهیم بکند در تجربه معنوی خودش.
مثلاً پیاده‌روی اربعین. شما از این مسیری که دارید می‌روید، پیاده‌روی اربعین را آدم می‌خواهد؛ من واقعاً سهم اینستاگرام را کم نمی‌دانم در تقویت این فضا. حالا خود تلویزیون به نحوی و اینستاگرام هم به یک فرهنگ تبدیل می‌شود. ببینید، وقتی فرهنگ می‌شود یعنی شما تو این فضا عکس نداری؛ بد است، زشت است. چرا تو فلان جا عکس نداری؟ مثلاً طلبه با هیچ‌کدام از علما عکس نداشته باشد. مثلاً یک پیجی از یک طلبه‌ای باشد با هیچ عالم بزرگی عکس ندارد، این یک نحوی نقص است برای او. ببینید چطور مثلاً در مورد محاسن طلبه؛ یک طلبه‌ای که مثلاً با شماره ۲ (ماشین اصلاح) زده ریش‌هایش را. تو نگاه اولیه وقتی بگویم آقا من آخوندم، همه تو ذوقشان می‌خورد که چه جور آخوند؟ آخوند مثلاً با پیراهن یقه‌دار سرمه‌ای زیر قبا. پیراهن یقه‌دار سرمه‌ای تنش است. کار حرامی هم نیست. این یک فرهنگ است و یک توقعاتی است. اصلاً مخاطب جا می‌خورد. حالا برخی جاها پایت را از منبر آویزان کنی این شکلی، بعضی جاها پایت را روی منبر نبری. قدیم خیلی بیشتر مخصوصاً تو روستاها. یا مثلاً پای مداحی مداح مثلاً نشستن، ننشستن. این همه می‌تواند دخالت داشته باشد. کف زدن مثلاً. حتی مسائلی مثل شوخی کردن، خندیدن. که همین‌ها هم بعضی جاها، طرف صرف اینکه شوخی می‌کند، خنده‌ای دارد با مخاطب، حیثیتی را از دست می‌دهد.
فضای اینستاگرام همین است؛ یک توقع عمومی ایجاد می‌شود. الان می‌گویند که آقا فلان سنگی که توی فلان جای نروژ است که یک سنگ روی دره‌ای است، خیلی هم معروف است؛ کشته می‌دهد که می‌خواهند بیایند اینجا سلفی بگیرند. دره‌ای عمیق و بلند. اینجا عکس ندارم، ضایع است. مشهدی مثلاً با حرم امام رضا عکس نداشته باشد. بر عکس، از هیئت نداشته باشی. عکس از پیاده‌روی اربعین نداشته باشی. این‌ها یک جور حالا لااقل تو فضای خودمان، یک توقعی است دیگر. ایام پیاده‌روی اربعین آدم احساس می‌کند جا مانده از بقیه که بقیه تو پیج‌هایشان همه عکس پیاده‌روی دارند. عکس چی بگذارم؟ یک حس جاماندگی. کاری ندارم این خوب است، بد است. می‌تواند خوب باشد، تهدید است، فرصت است. آن‌ها همه بحثش سر جای خودش. ولی کاری که تو این فضا می‌شود کرد این است که تجربه معنوی را به اشتراک گذاشت و توقع ایجاد کرد. نسبت به همین این‌ها خوب است، خوب است. حتی برخی اساتید می‌فرمودند که اینجا ریا هم خوب است. مثلاً اینستاگرام آیا وقتی عرض کردیم دیاگرام؟ ولی ریا هم خوب و بد دارد. حضرت امام در «چهل حدیث» بحث مبسوطی در مورد ریا دارند که حتماً دوستان مطالعه بفرمایند.
به امام صادق علیه السلام عرض شد که آقا جان، من وضو که می‌گیرم خیلی دوست دارم بقیه وضوی من را ببینند. این ریا نیست؟ خیلی ترس این را دارم که ریا است. چون آدم هر کار خوبی که انجام می‌دهد دوست دارد بقیه این کار را خوب ببینند و این کار خوب منتشر بشود. اگر به نیت او انجام بدهیم. حالا اگر من و شما رفتیم پیاده‌روی اربعین که عکسش را بگیریم بگذاریم اینستاگرام، در عین حال دوست داریم این منتشر بشود، این گفتمان بشود، این رواج پیدا کند، این شور در بقیه هم بیفتد. حالا آدم خیلی کارهایش را هم پنهان می‌کند ولی بعضی کارها لازم نیست پنهان بکند. مثلاً شما می‌توانید؛ ما انفاق علنی داریم. «ینفقون سراً و علانیة»؛ «علانیة» را اول آورده چون به اخلاص نزدیک‌تر است. ولی انفاق علنی هم داریم. انفاق علنی یعنی چی؟ فضای جامعه با حرکت خودت فضاسازی کن. ببینند در شما. چه اشکالی دارد این را ببینند؟ پس رویت، ارائه عمل، رویت و ارائه عمل خودش یک بخش از فضیلت یک کاری است در فضای تبلیغ «الناس علی غیر السنتکم». یعنی یک فضای ارائه‌ای. اینستاگرام خیلی فضای خوبی است برای به غیر اهل سنت. البته با هزار تا آسیب دیگری که کنارش هست که به هر حال آدم را می‌بَرَد به هر حال باز شما می‌خواهی یک فضای قالب ایجاد بکنی، ولی یک فضای قالبی بر خود شما حاکم است. یک فضای قالبی بر خود این فضا حاکم است که مبارزه با این خیلی سخت است. البته می‌شود این فضا قالب را شکست. لااقل تو یک مناطقی می‌شود شکست، توی حوزه‌هایی می‌شود شکست، در سطح کشور می‌شود، در سطح طلبگی لااقل می‌شود شکست. برای طلبه‌ها باشد، برای مذهبی‌ها باشد، جریان‌ساز برای خاکستری‌های رو به سفید باشد.
لااقل تو این فضاها می‌شود گفتمانی ایجاد کرد، یک جو قالبی ایجاد کرد. فضای عمومی خب خیلی سخت است. فضای بین‌المللی که اصلاً در حد صفر شاید باشد واقعاً آدم بخواهد آنجا جریان‌ساز باشد. ولی همان هم بعید نیست آدم بتواند کاری بکند که تو فضای جهانی کار ویژه‌ای باشد. البته بقیه کارها را می‌کنند، خب کارهای آن‌ها به نحوی است که جذابیتی دارد برای عموم مردم دنیا. ما برایمان سخت‌تر است. عمرانی، خدماتی این‌ها که بشود. حالا آقای نظافتی تو فضای اینستاگرام جالب است. برای همه مردم دنیا جالب است دیگر. آدم بچه‌ای که دارد کار تربیتی روی او می‌کند. او مشکل کلیه داریم، کلیه‌اش را می‌رویم به او هدیه بین‌المللی. الان هم خودش هزار و یک بیماری و مشکل دارد. طلبه آملی، طلبه فعال و به هر حال این‌ها هم می‌شود یک حرکاتی باشد که بَرَنده. اشکال ندارد چادر جریان‌ساز. مرز خیلی باریکی است همین‌ها. خیلی حالا من چه جور بیایم انفاق علنی بکنم ولی ریا نداشته باشم، نفاق نداشته باشم. نفاقش به این است که علنی انفاق بکنم، سرّ انفاق نداشته باشم. امشب نفاق خلوت که می‌روم، آن کار دیگر، آن کار دیگری که تو علنی می‌کردی نمی‌کنم. یا برعکس، آن کار دیگری هم که تو قلبت انجام می‌دادی، نمی‌کنه، انجام نمی‌دهد. این انفاق سرّی ندارد.
کسی که می‌خواهد فضای ارائه و چهره‌سازی قوی باشد، یک پشت‌بند خیلی قوی می‌خواهد که آن اخلاص است. اخلاص آدم را تقویت می‌کند. آن هم مجاهدت می‌خواهد. مثل امیرالمؤمنین. انفاق علنی می‌کنند. سحر هم نصف شب هم بار خرما می‌بَرَد و تازه بعد از شهادت می‌فهمند. جریان‌ساز نمی‌شود ها! حالا من جریان‌سازیم همانی که در طول روز انجام می‌دهم؛ همان انگشتر در رکوع دادن. امیرالمؤمنین می‌توانست وایسد آن آقا بعد از نماز یا می‌رفت یا وایمیستاد. حضرت دنبالش راه می‌افتادند، می‌رفتند یک خلوتی گیر می‌آوردند، انگشتر به او می‌دادند. وسط نماز دستت را بگیری نگاهت می‌کنم. چون هر کسی تو مسجد داشت نماز می‌خواند. یک حرکت اینستاگرامی بود دیگر از امیرالمؤمنین. یک حرکت با هشتگ «انگشترت را بده». استوری گذاشتن، یک لایو رفتن. یک لایوی رفتند و خلاصه صحنه بخشیدن انگشتر. و کدام این لایو را آورد منتشرش کرد تو کل عالم؟ خدا تو پیج حرکت امیرالمؤمنین. و ماندگار. شبانه خوابیدن که برای ارتقای مرضات‌الله بود دیگر. می‌خواسته لایک بگیرد امیرالمؤمنین از خدا می‌خواسته. و البته راضی کردن مردم هم خلاصه در حد خودش کار بدی نیست. یعنی لایک گرفتن از مردم هم اگر انگیزه و هدف و غایت این نباشد، اشکال ندارد. بالاخره آدم دوست دارد کار خوبش منتشر بشود. خدمتتان عرض کردم که خیلی وقت‌ها ما قاطی می‌زنیم. بالا، آن وظایف اجتماعی را کلاً ازش غافل می‌شویم به بهانه اینکه این اصلاً فضایش، فضای جمع. نمی‌توانم گریه کنم. من اصلاً نمی‌توانم مثلاً هر حرکتی که یک کمی یک کسی دارد می‌بیندش، جلو دوربین نمی‌توانم نماز بخوانم. خب آقای بهجت جلو دوربین هم زار زار گریه می‌کرد. امام جلو دوربین. امام که عجیب بوده آخر. ایشان بلندی یک روح را نشان می‌دهد. چقدر آدم عظمت پیدا می‌کند، عبور می‌کند. این را ما لازم داریم. این بلندی و این عظمت را لازم داریم.
امام روزهای آخر عمرشان سحرها برای عبادت که بلند می‌شدند، دو تا دوربین توی اتاق امام کار گذاشته بودند با چراغ روشن. دو نفر هم زیر بغل امام را می‌گرفتند و سرم و فلان و این‌ها. و حالا هم دوربین روشن است، هم چراغ‌ها روشن. می‌گویند امام مثل مادر بچه‌مرده زار می‌زد نصفه شب. تو خاطرات امام آقای رحیمیان نقل کرده. صدا و سیما دارد، فقط منتشر نمی‌کنند از بس که شهاب‌انگیز است. یک جوری دشمن می‌تواند از این سوء استفاده بکند که ضعف امام خمینی زار زار گریه می‌کند. ولی خب چیز عجیبی است دیگر. شما این فضا شما را نگیرد. یا امام روی بالکن جماران می‌نشست، چه جور گریه می‌کرد. خلاصه بعضی کارها اصلاً شعائر است. حالا بحث شعائر خودش بحث مهمی است. فضای اینستاگرام در تقویت شعائر خیلی اثر دارد. خیلی فضای خوبی دارد تقویت شعائر. خود شعائر یک بحث مفصلی است. یک وقتی حتماً هم لازم است. یعنی کسی که می‌خواهد کار رسانه‌ای بکند حتماً بحث فقهی... من درخواست دارم از شما عزیزان، یک موضوع، یک پروژه داشته باشید اگر فرصت شد. یک پروژه فقهی درباره تعظیم شعائر. اصلاً شعائر چیست؟ تعریفش چیست؟ ما کتاب «الشعائر» نداریم متأسفانه. در خیلی کتاب‌ها را نداریم. فقهمان که چهارده قرن همین جور با سرعت حرکت کرد و هیچ وقت بحثش ساکن نبوده، اینقدر عقب ماندیم دیگر! حالا فلسفه و کلام ببینیم. این‌ها را ما چطور کتاب «الفاعل» نداریم؟ مثلاً در فقه مقایسه دوستان بحثی خارج از بحثی داشته باشیم. بحث کتاب «الافعال» را ربانی کو کرد، کرده لزوم احکام کتاب شعائر. شعائر چیست؟ تعظیم شعائر چیست؟ مناتش چیست؟ ملاک. وقتی یکی نمی‌آید بگوید قمه‌زنی تعظیم است، ملاک را ندارد. بلکه این توهین شعائر است. شعائر آنی است که در نگاه دیگران... حالا من خودم کار مبسوط فقهی انجام نداده‌ام. آن‌قدر که می‌فهمم از بحث کوچکی که دارم توی پانزده گفتار. کجاست شعائر؟ یک بحثی دارد. دیگران مباحثی دارند. ولی خب آن جور کار جدی که باید بشود، نشد. شما الان وارد کار که بشوید الان فعلاً مقدمات کار را انجام بدهید که حالا بعداً مکاسب که خواندید و خارج که رفتید کار و پرورشش بدهید. فعلاً در حد اینکه حالا مثلاً در شرایط مرحوم محقق کجاها چیزهایی گفته که همه نمای زنیش نرم‌افزارهایش آمده. المعجم این‌ها آمده. معجم فقه آمده. معجم جواهر آمده. معجم شرایع آمده. معجم وسائل آمده. معجم بحار آمده. همه را شما موضوعی که لازم دارید و خود المیزان را. المیزان را به عنوان یک منبع ثابت همیشه تو دست داشته باشید. هفته بعد ان‌شاء‌الله به من تحویل بدهند کار اولیه. حتی می‌توانیم با همدیگر تقسیم‌بندی هم بکنیم. یکی بیاید روی شرایط کار بکند، یکی دیگر بیاید روایاتی که در این زمینه هست را ببیند. یک تقسیم‌بندی بکنیم، یک کاری ارائه بدهیم. خیلی کار خوبی است. یعنی این مباحثمان که حالا دوستان گفتند قراره کتاب بشود، این بحث که با هم اینجا داشتیم حتماً می‌شود یک فصلی را بهش اضافه کرد در بحث شعائر. حتماً آدمی که می‌خواهد تو رسانه فعالیت بکند و شعائر را بشناسد.
رسانه «شیر» است، «شعیره» مفرد «شعائر». شعائر مصداق تعظیمش چیست؟ صرف اینکه یک چیزی به عرصه ظهور بیاید و یک عنوان مقدسی دارد، این می‌شود تعظیم شعائر؟ یا اثرش در مخاطب مهم است؟ این الان چه بازخوردی در مخاطب دارد؟ بله، شما این کاری که داری می‌کنی به عنوان اینکه من عاشق امام حسینم. ولی تلقی مخاطب از این کار شما چیست؟ صرف اینکه شما داری ارائه می‌کنی عشقت را به امام حسین، این می‌شود تعظیم شعائر؟ یا هم ارائه شامل، هم اینکه او تلقی بکند این محبت را. او هم این را به عنوان محبت فرض بکند. او هم دریافتش از این محبت باشد و آن در چشمش بزرگ بشود، آن محبوب شما. مفصل اینستاگرام همینی است که یک آخوند و این همه فالو کردن موضوعیت دارد. ولو اینکه من تقلید صدا بکنم، صدای موتور گازی در بیاورم. مثلاً من را فالو بکند. خیلی مهم است. همه آن رکن رکین اساسی کار ما در فضای مجازی خصوصاً در اینستاگرام ترجمه‌ی «شعائر» است. در توییتر هم باز به نحو دیگری، در تلگرام هم به نحو دیگری. این ما مصداق بارزِ «و من یعظم شعائر الله فان ذلک من تقوی القلوب» این آیه «ذالک من تقوی القلوب»؛ تعظیم شعائر معلول تقوای دل است. خیلی قشنگ است. کسی می‌تواند تعظیم شعائر بکند که تقوای دل داشته باشد. اصلاً دل یعنی چی؟ تقوا یعنی چی؟ بحث بکنیم. روغن... یک کتاب هفتصد، هشتصد صفحه‌ای می‌شود که اصلاً دل اول باید تعریف بشود. قلب؛ تفاوتش با نفس، با صدر. توی بحث تفسیری که سال گذشته داشتیم این‌ها را گفتیم. تفاوت قلب و صدر و این‌ها. قلب مرکز جوشش عواطف، با صدر. صدر مرکز بروز افعال، گرد تخته خوردن، دود کاغذ خوردن. قلب مرکز جوشش عواطف، صدر مرکز بروز افعال. یا اباالفضل، صدر را. صدر جایی است که ازش صدور افعال صادر می‌شود. اینی که شما درس می‌آید از دو تا چیز نشئت گرفته. طلبه شدید؛ یک قلبی است که این علاقه به این مسیر و این راه دارد. یک صدری است که شما را سوق می‌دهد به سمت حرکت. و البته صدر عنوان جامع‌تری است که قلب را هم در بر می‌گیرد و ممکن است یک وقتی یک چیزی در صدر باشد هنوز به قلب نرسیده. آن محبتی که دیگر کامل برایش انسان تصمیم گرفته و با وجودش عجین شده. گاهی انسان یک کاری هم دارد انجام می‌دهد، یک تعلقی هم بهش دارد ولی با قلبش عجین نشده. «ایمان هنوز وارد قلوب شما نشده». نماز خواندن شما از قلب تو نیست، از صدرتان است. مرکز جوشش عواطف با شما گره می‌خورد، باور می‌شود، جدی می‌شود.
خب حالا تقوای دل چیست؟ تقوای دل این است که حالا دل خودش توی دلبستگی‌ها و دل‌نبستگی‌ها حریمی دارد. به چیزهایی می‌تواند دل ببندد، به چیزهایی نمی‌تواند دل ببندد. حوزه شریعتمان فقط اعمال جوارحی که نیستش که. اعمال جوانحی هم داریم. این هم خیلی بحث خوبی است بعد مطالعه و تحقیق بکنید. یک بحث اخلاقی و فقهی خوبی است. حوزه تکالیف جوانحی چیاست؟ با تکلیف‌های جوانحی. یکیش این است که هر کسی حق ندارد دوست داشته باشد. «لا تتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء». «من دون الله». این عمل جوارحی و جوانحی. «ان الشیطان لکم عدوا فاتخذوه عدوا». این جوارحی یا جوانحی است؟ دشمن بگیرش. با چی؟ با دست دشمن بگیرم؟ یا با قلب دشمن بگیرم؟ با صدرم دشمن بگیرم؟ دشمن بدانم او را. تبری اصلاً حوزه تبری، حوزه افعال جوانحی است. حالا اگر من حوزه افعال جوانحی را مراعات کردم می‌شود تقوای دل. به آنی که باید دل بسته باشم دل بستم. به آنی که نباید دل بسته باشم دلبستگی ندارم. تا این اتفاق نیفتد تعظیم شعائری نیست. علاقه‌های خودت را به اشتراک بگذاری. طلبه است. تو این فضاها می‌بینید دیگر. یک پیجی را آدم باز می‌کند، طلبه جوانی. بعد شما مثلاً تصاویر عکس‌ها می‌بینید، کپشنی که خواسته بنویسد، فتوایی که گذاشته به این نحوه. خانم زیبارویی است. نمای اولیه صفحه‌اش اشک بر اباعبدالله. خانم خوشگلی وایساده دارد گریه می‌کند. پیاده‌روی اربعین، چهار تا خانم خوشگل مثلاً دارند می‌روند. سه تا خانم خوشگل دارند نذری درست می‌کنند. بله، حالا جلوه بصری یک بحث. این نشان می‌دهد که این آقا هم بالاخره خودش ماشاءالله بی‌میل نیست. علاقه‌ها. یعنی این عرصه اینستاگرام خوب است برای شناخت خود طرف. حواسش هم نیست. روایت می‌فرماید که «کتاب المرء لسانه». یک همچین تعبیری «لسانه» تو روایت سرچ بکنی. تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد. این سخن چیست؟ لزوماً حرف است؟ نه، نوشتن، کتابت، ارائه، همه لسان ماست و دلالت دارد بر مشخصات درونی ما. علاقه‌های من را نشان می‌دهد.
ده فکر کنم ده جلسه شاید یادم... ذیل آیه «نبرد» تفسیر سوره مبارکه حجرات دانشگاه فردوسی داشتیم. به نظر می‌آید ده جلسه شد. یک بحث در مورد رسانه کردیم. چرا قرآن می‌فرماید که «به فاصله...». اولین تعریفی که قرآن ازش دارد آدمی که در حوزه علاقه‌ها. سوره مبارکه توبه می‌فرماید که «ان کنتم ابنائکم و عشیرتکم و اموال اقبرتموها و تجارة تخشون کسادها و مساکن ترضونها احبّ الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله فتربصوا حتی یاتی الله بامره». آخرش چیست؟ «ان الله لا یهدی القوم الفاسقین». خدا را بیشتر دوست داری یا کسب و کارت را؟ خانه‌ای که ازش راضی‌ای؟ یا بچه، همسر، خانواده، فامیل، خدا، جهاد؟ اگه جهاد را بیشتر دوست نداری فاسقی. فاسق اگر خبر آورد اعتنا نکن. صفحه فاسق را فالو نکن. فالو نکنی اول. خودت هم می‌خواهی بگویی تو این عرصه فعالیت بکنی و فاسق نباشی؟ کدام فسق؟ دل اول. چون فسق جوارحی هم معلول فسق جوانحی است. آدم اول علاقه‌ای به گناه دارد که گناه را انجام می‌دهد. اگر علاقه به گناه نبود، گناه هم از او سر بزند، گناه سطحی است و ریشه‌دار و لایه‌دار بالاخره این خود علاقه در اثر اعمال است. اول یک عقیده‌ای است و آن وقتی برایش مسئله روشن می‌شود در تبعیتش عمل می‌کند. درست شد؟ من علاقه به مال را چه شکلی می‌توانم در خودم کم بکنم؟ اول می‌دانم که مال هرچه هست از خداست. مال خداست. حالا انفاقش می‌کنم. هر انفاقی که می‌کنم علاقه من به مال را کمتر و این باور اینکه مال از خداست بیشتر می‌شود.
این بحثی است که علامه طباطبایی در جلد یک تفسیر المیزان مطرح فرمودند ذیل آیه «انا لله و انا الیه راجعون». بحث اخلاقی، بحث اخلاقیون. ذیل آیه «انا لله و انا الیه راجعون». تعظیم شعائر باید کرد. تعظیم شعائر وابسته به چیست؟ بفرمایید یعنی من علاقه‌هایم را به اشتراک می‌گذارم، مخاطب من به طور ناخودآگاه در سطح علاقه‌ها با من یکسان می‌شود. وقتی شما مخاطب ثابت داشتی، درس هر کسی رفتید. مسئله ساده نیست همین جور کشکی هرجا حال کردیم بریم. لزوماً فن بیان قوی دارد، یک قلم خوبی دارد، مطالبی که می‌نویسد جالب است شما بدانید در پس اینی که دارد می‌گوید، علاقه‌هایی دارد و نفرت‌هایی دارد. و چیزی که به شما در... به مرور زمان منتقل می‌شود بدون اینکه حواستان باشد، آن علاقه‌ها و نفرت‌هاست. مخاطب هر کسی که باشی، علاقه و نفرت‌های او به شما سرایت می‌کند به مرور زمان و به طور ناخودآگاه. خوشت می‌آید، نمی‌دانم چرا از فلانی بدت می‌آید، نمی‌دانم چرا از فلان کار. به فلان کار علاقه‌مند شدی. این آقا نماز شب می‌خواند هیچی هم نمی‌گوید ها. اهل تهجد است، اهل سحر است، اهل ذکر است. و آن بروز رفتاری، بروز عملی، آن بروز قلبی او که تجلی می‌کند در گفتار او، تجلی می‌کند در رفتار او. علاقه‌های اوست دیگر. هر کسی علاقه‌هایش در رفتار و گفتارش تجلی می‌کند. «ما ازمر احد الا ظهر فی فلتات لسانه و صفحات وجهه». این روایت فوق‌العاده است از امیرالمؤمنین. بی‌نظیر. هرکس یک چیزی را پنهان کرد توی آن «فلتات لسانه»اش می‌شود کشف کرد. یک چیزهایی ته زبانش است. چطور تو عبارتی که دارد می‌گوید رو نیست. یک تِمی دارد. اگر بخواهم به فارسی سخت بهتان بگویم هر کسی حرفی که می‌زند یک لایه زیرینی دارد حرف‌هایش که دیده نمی‌شود. این علاقه‌ها آنجا معلوم است. این می‌شود «فلتات لسانه» و «صفحات وجهه». تو صورتش هم، تو ری‌اکشن‌هایش، تو واکنش‌هایش می‌شود فهمید. علاقه‌ها، نفرت‌ها، رفتار آدم‌ها. خلاصه چیزی که هست این است که ما به شدت علاقه‌پذیریم در فضای رسانه و مخاطب علاقه را از ما می‌گیرد. لذا تعظیم شعائر اول وابسته به تقوای دل. کسی باید وارد این فضا... رکن اولیه برای مبلغی که می‌خواهد تو این فضا تأثیرگذار باشد، تقوای دل است. اگر تقوای دل بود حالا هرچقدر هم بروز بدهد، ریا دیگر نیست توش. چون این علاقه‌هایش را کنترل کرده. خدا را در صدر نشانده و آنچه که برای او دلبری دارد و مرکزیت دارد، خداست. نه مردم. مردم را به تبع می‌خواهد. کار را برای خدا انجام می‌دهد. به تبع مردم هم ببینند اشکال... کنترل شده است. نه دلبسته است به یک طیفی. می‌خواهد اصلاً فقط مخاطب... به مرور متأسفانه بین منبری‌ها، آدم کم هم نمی‌بیند. این آدم حزب‌اللهی به مرور برای اینکه فقط مخاطبش را از دست ندهد، الان تو چه اوضاعی افتاده. چه شر و ورهایی که نمی‌گوید. فقط به خاطر اینکه مخاطبش را از دست ندهد. بعد هی می‌میرد، می‌گوید خب من این حرف را بزنم آن طیف وسیع می‌آید اینجا. مثلاً در مورد سگ یک چیزی بگویم آن طیف وسیع می‌آید اینجا. در مورد حجاب یک چیزی بگویم آن طیف وسیع. اینقدر فالو می‌شود، اینقدر لایک می‌شود.
در حوزه علاقه‌ها آدم مشکل دارد. یا علاقه به دنیا، اعتباریات. من یک اسمی پیدا بکنم، اعتباری پیدا بکنم، تلویزیون من را نشان بدهد. شهرتی پیدا می‌کنم، بشناسم ما را. پناه بر خدا. «اعاذنا الله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا». تشریک این محبت‌ها و تجربیات. تجربه معنوی ما را، یک چیزی که لذت بردیم ازش، این را مخاطب ما بیابد در این فضا و سهیم بشود. نه اینکه به خاطر اینکه او ببیند می‌رود کنار قبر شهید می‌نشیند، سلفی می‌گیرد. فقط می‌خواسته بگوید آقا من اینجا آمدم. بدانید الان اینجا می‌خواهم تو هم سهمی از... مرزش خیلی باریک است. خیلی سخت است تشخیص دادن. واقعاً مگر اینکه آدم تو «فلتات لسان» آن طرف بتواند بفهمد، جایی کشف بکند. نه واقعاً دنبال مرید است. واقعاً دنبال شلوغ کردن و اسم و رسم پیدا کردن. این هم پس نکته بسیار مهم و پایانی این فضا. پس جا نماندن، برآوردن توقعات عمومی که تو این فضا ایجاد می‌شود. این هم نقطه مثبت است، هم نقطه منفی.
اگر شما جریان‌ساز باشید می‌شود نقطه مثبت. اگر تابع جریان باشید می‌شود نقطه منفی. یک چالش آب یخ مثلاً راه می‌افتد. من آخوندم، می‌آیم آب یخ بریزم سرم که از این جریان... چالش‌ساز باش. چالش بساز. دوربین را می‌گذارد پشت فرمان. خیلی تلفات دادیم از روبرو ماشین. چالش بسازید ها. شما بتوانید چالش قشنگ جزئی همه‌فهم و فراگیر ایجاد بکنید. تو این فضا قطعاً یک نقطه مثبت می‌تواند باشد برای مبلغ. بحث اینستاگرام تقریباً تمام. هرچند می‌شود باز بحث‌های دیگری را داشت. حالا ان‌شاء‌الله جلسات بعد در مورد تلگرام و توییتر نکاتی را خدمت عزیزان اگر سوالی در مورد اینستاگرام هست بفرمایید وگرنه پرونده بحث را ببندیم.
ساداتی: این حرکات، بقایش از حدوثش خیلی سخت‌تر است. بقایش از حدوثش خیلی مهم‌تر است. در حدوث بالاخره یک حرکتی که تا حالا نبوده، همیشه جذاب است. ولی این را بدانیم که طیف مقابل توی مدیریت رسانه‌ای ما خیلی قوی است. به ما جهت بدهد. ما را از این چیزها بترساند. و چند تا تله‌گذاری و دام‌گذاری بکند و ما از ترس این دام‌ها و تله‌ها می‌رویم به سمت فضاهای دیگری که به اسم اینکه به فلان مجموعه پیوند نخورد، به آقای علم‌الهدی پیوند نخورد، به علما پیوند نخورد، تله‌های ایجابی همه قوا را در بر بگیرد. فقط دولت را نزند. بعد کم کم می‌رود به سمت‌های دیگری که تهش چیزهای... بحثش بحث مفصل و مبسوطی است. من پایین جلسه‌ای بود فرداش شنبه حرف زدن، نکاتی را گفتم. نکات مهمی که به ذهن می‌رسید.
ساداتی: دو سه بار من موضع گرفتم توی همین سخنرانی ظهرمان در دانشگاه فردوسی و اهم نقدی که نسبت به ایشان داشتم را عرض کردم. آنی که ما می‌گوییم مهم نیست. من ممکن است در گفتنم تقوا داشته باشم. آنی که مخاطب می‌فهمد مهم است. مخاطب من چی می‌فهمد از حرف من؟ مغالطه به این نیست که شما چی می‌گویی. مغالطه به این است که مخاطب چی می‌فهمد. حرفی که شما زدی درست است، دروغ نگفتی. حرف هم درست گفتی. مغالطه بزرگ‌نمایی، مغالطه کوچک‌نمایی، مغالطه تفصیل مرکب، مغالطه ترکیب مفصل. این‌ها همه‌اش حرف‌ها درست است. مخاطب چی می‌فهمد با ایهام و توریه و این‌هاست؟ مخاطب از این حرف دارد چی می‌فهمد؟ لذا یک وقتی من می‌آیم عکس اشرافیت بچه‌های مسئول را منتشر می‌کنم. مخاطب چی می‌فهمد؟ مخاطب می‌گوید این در سایه پدرش اشرافی شده. واقعاً همه همینند. می‌شود دارو کرد. این حرف غلط است. این تقوا نیست. در سایه مملکت جمهوری اسلامی ساختار مشکلی دارد که بازخواست هم لازم است ولی مخاطب ما چی می‌فهمد؟ بحث دیگری است. این است که لزوماً خب هرکه هرجا اشرافی است چرا فقط چون این پدرش است؟ پدر معروفی است و پدرش مسئولیت دارد، می‌خواهی این کار را بکنی؟ یعنی پدر مدخلیت دارد توی لاکچری زیستن این آدم. ممکن است رانت بوده باشد، ممکن است اعتبار از پدرش پیدا کرده. آن بحثش جداست. اشکالی هم مسئولیتی دادن باشد. الان بنده مثلاً پسر آیت الله العظمی وحید خراسانی باشم، به اعتبار پدر من را این ور و آن ور. ۵۰ آورده‌ای داشته باشد. این الان ظلم است، جرم است، جنایت است؟ چیست؟ پیامبر بازنمایی.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00