رسالت ما در رسانه‌های تعاملی

جلسه هفتم

00:33:50
158

معرفی
جنبه اقتصادی، یکی از عوامل جذاب و با اهمیت، در فضای مجازی است.
اگر تبلیغ تشکیلاتی، رونق بگیرد؛ از جهت درآمد زایی و اقتصادی به صرفه است.
در این فضا، تقلید خیلی مهم است.
فن سخن وری، و مهارتِ ارتباط گیری، دراین فضا جذاب است.
قران در مورد استعداد، چه واژه ایی بکار برده است؟
رمز موفقیت آقای پناهیان، در سخنرانی هایشان در چیست؟
گاهی یک واژه، معنا را دقیق می‌رساند.
امام (ره)، در مورد متحجرین، چه واژه ای به کار بردند؟
مجله وال‌استریت جورنال، در گزارشی به پدیده‌ای به‌ نام سگ های نفوذگر، اشاره کرد.
به نظر جامعه شناسان محبوبیت اینفلوئنسرها برمیگردد به اینکه بشر، حوصله فکر، و اندیشیدن ندارد.
در فضای سیاسی، کار تربیتی و فرهنگی مستقیم انجام نمی‌شود. بلکه کار روی سلبریتی ها و اینفلوئنسرها است.
چرا در فضای اینستاگرام، مطلب طولانی، مخاطب ندارد؟
یک مستند دو دقیقه ای، صدساعت کار می خواهد.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

**بسم الله الرحمن الرحیم**
پس، نکته‌ای که عرض شد این بود که عمدتاً فضای اینستاگرام به سمت اینفلوئنسر مارکتینگ رفته است. این شخصیت‌های محبوب و شناخته‌شده، ابزاری هستند برای خرید و فروش و بازاریابی و جنبه‌های اقتصادی. شکست عوامل جذابیت فضای مجازی اهمیت فضای مفرحی است؛ فضایی است که تویش آدم پول در می‌آورد؛ با «الّلی و تلّلی»، سر جایت خوابیده‌ای و راحت پول به دست می‌آوری. به قول جمال فاطمه، پست می‌گذاری و پول در می‌آوری. تبادل می‌زنیم؛ زحمت هم دارد، خرده‌ای زحمت دارد. فضایی که دمای اقتصادیش هم مطرح است. تبلیغات وارد این فضا می‌شوند، آنها هم اتفاقاً بحث‌های اقتصادی برایشان مطرح است؛ بازاریابی شود، اسپانسری پیدا بکنند، چهار تا خیّر اینها را ببینند، جلسه‌ی معروف اینها را ببینند. من شنیده بودم از یکی از این طلبه‌ها. «آره می‌گفتش که من می‌خوام برم خندوانه؛ من اینجا کارم دیده بشه، برم خندوانه. من یه آرزو...» خب، این اوج بدبختی طلبه است که سقف کارش را یک همچین چیزی بگذارد. واقعاً خسارت است.
حالا در مورد این بحث اقتصادی طلبه مبلغ، مباحثی هست که شاید یک روزی با هم گفتگو بکنیم. من در کتاب «سازمان پیغمبری» عرض کردم اگر تبلیغ تشکیلاتی رونق گرفت، اتفاقاً از جهت درآمدزایی و اقتصادی هم به صرفه است و به نفع شماست. توضیح دادم چطور از چه راهی، ریاضیات اقتصادی هم تامین می‌کند. به هر حال، نکته‌ای که هست این است که در این فضا تقلید خیلی مهم است. خیلی‌ها تقلید می‌کنند. در سال ۲۰۱۶، ۷۰ هزار اینفلوئنسر در سایت تخصصی شناسایی شدند که یا مدل رفتارشان و محیط‌های کاری به دنبال‌کنندگانشان آموزش می‌دهند یا درست شبیه به سخنرانان انگیزشی بحث‌هایی در زمینه رازهای موفقیت و پیشرفت شغلی و «خواستن توانستن» و این مباحث مربوط به نشاط و انرژی و چیزهای آموزشی جزئی فن سخنوری و مهارت ارتباط‌گیری. این جور چیزها در این فضا خیلی جذاب است.
در کتاب همین «سازمان پیغمبری» و «پیامبر مجازی» مطرح کردیم که اگر ما مثلاً تبلیغ خارج از کشور رفتیم یا با کسانی که در این فضا نبودند، خواستیم ارتباط بگیریم، چه موضوعاتی را مطرح بکنیم. ۱۲ نمونه را اسم آوردم آنجا. موضوعاتی مثل موفقیت. خب، یک طلبه مبلغ در این فضا می‌تواند از همین عناوین و مسائل جزئی که ما برایش «فکت» داریم، برای مردم قابل فهم است و مسئله‌شان است، این خیلی مهم است. مثلاً بازاریابی. خیلی جالب است، یکی از دوستان که بچه‌های مهندسی فردوسی بود، چند سال پیش از رفقای گول‌خورده طلبه شد. در مورد روش بازاریابی بود از امام صادق (علیه‌السلام)، «توضیحش چی میشه و اینا؟ توضیح فلان چیز». اینفلوئنسرهای کلاس خارج از قاعده‌ها، برق... خدمت شما عرض کنم که خیلی جالب بود. اصلاً شما احادیث بازاریابی را تقریباً این موضوع کار نشده. ما در کارهای... اگر نکته خوب دقت کنید، اگر ما وارد کار رسانه‌ای شدیم و دقیق ورود کردیم، ذهنیت پژوهشیمان کاملاً روایاتی را می‌بینیم که بقیه ندیده‌اند. روایت را طوری می‌فهمیم که بقیه نفهمیده‌اند. خیلی مهم است. کار علمی این طلبه هم ارزش محتوای این طلبه هم فرق می‌کند با بقیه. این زاویه دید بررسی متون خیلی مهم است که معمولاً می‌خوانیم، شروع می‌کنیم دستمان بگیریم یک کتابی را خواندن و بعد بعضی جاهایش هم به ذهنمان می‌آید نکات مهمی، بعضی جاهایش هم مهم از کجا؟ نه نه مبنا، آن قواعد روشمندی است که شما می‌روی استخراج و استنباط می‌کنی.
زاویه‌ها متفاوت است. یعنی یک کسی قرآن را که می‌خواند، فقط مسائل مدیریتی را از آن کشف می‌کند؛ مسائل نظامی را می‌خواهد کشف کند؛ مسائل سیاسی را می‌خواهد تفسیر سیاسی کند. تفسیر خوبیه، مشخص است ایشان چند دور قرآن را با این زاویه خوانده که الان قرآن برای مسائل روزمان چه نکته‌ای دارد؟ چه تحلیلی دارد؟ بله، همزمان است. همان وقتی که مبانی را یاد می‌گیری، بری به سمت شبهات و سوالات و زاویه پیدا بکنی. این فضا و فضاهایی مثل رسانه خیلی کمک می‌کند، شما ذهن زاویه‌دار... من برای خودم مثلاً چند تا نکته بود که مطرح شد، بعداً برایم بابی باز شد، با این کانال وارد روایات و آیات شدم، خیلی مطالب گیر... مطالبی که نداری. یک نکته‌ای را گفتم، یکی از رفقا فارغ‌التحصیل مدیریت دانشگاه تهران، گفتگو می‌کردیم، بعد من یک چیزی گفتم، گفتش که: «ببین، تو علم مدیریت یک بحثی داریم، به این می‌گویند که نظم مهم‌تر است یا خلاقیت؟» موضوع سخنرانی، یک زاویه شد بر من که در روایات ما نظم مهم‌تر است یا خلاقیت؟ واژه‌هایی که برای خلاقیت به کار رفته چیست؟ با یک موضوعی داشتیم تهران: «استعدادت را دریاب». موضوع منبر، زاویه‌ای شد: «قرآن در مورد استعداد چه واژه‌ای را به کار برده؟» «استعداد!» این همه با قرآن خواندیم، یک بار شد بگوییم فلان واژه معادل استعداد است؟ یک وقتی برای من جرقه زد که کلمه «فضل» در بسیاری از آیات قرآن که آمده، همین معنای استعداد است. «ما را ذالک فضل الله یُوتیه من یشاء». استعداد ویژه‌ای... آره آره. یک استعداد ویژه‌ای. «بین انبیا بعضیا رو فضیلت دادیم» یعنی استعداد ویژه‌ای دادیم. به نسبت اونی که ضامن این است که شما به انحراف نروی، آن مبانی استنباط است که نمی‌گذارد تحریف بکنی، نمی‌گذارد تف... نمی‌گذارد با زاویه بیایی بخواهی مطلب استخراج بکنی؛ چون قرآن «نباید» بیایی استخراج بکنی. قرآن باید حرف خودش را گوش کنی، ولی این زاویه که واژه‌ها معادل‌سازی می‌شود، معادل روز می‌شود برایت. این الان کمکت می‌کند قرآن... اینها خیلی به درد ما می‌خورد. این می‌شود یک ادبیات جذاب و عوام‌فریب.
چقدر کار پژوهشی در مورد موفقیت... با تو جمع هر جایی که تو روایت سعادت آمده، جمع کردم. «سعادت المرء». یکی از عوامل موفقیت همسایه نیکو است. از سعادت مرد این است که خانه‌اش بزرگ باشد. یکی از عوامل سعادت دارد. «سعادت المرء» که موفقیت. یعنی چی؟ گفتم معادل رواییش چیست؟ سعادت هرچی بوده بچه جمع کرده، فصل‌بندی کرده، انجام داده، دستی به شما بدهیم. در این موضوعات دخالت نکنید، جون مادرتون. آفرین! آفرین! روایاتی که المیزان ذیل آیات می‌آورد، یک روایتی که تسلیم ذیل آیات می‌آورد، خیلی... اصلاً این هیچ کلمه‌ای از این آیه توش نیست. یک بحث دیگری است کاملاً. تسلط بر روایات، و نگاه و ذهنیت خاصی که مرحوم علامه داشته، این را کمک کرده. کلماتی را یک جای دیگری معادل‌سازی برای شما تعریف بشود. فلان واژه. این شبکه نگاه کردن مفاهیم در آیات و روایات یکی از نقاط موفقیت یک طلبه و مبلغ است، و من یکی از رموز موفقیت‌های پناهیان را همین می‌دانم. یعنی هر واژه را می‌آید یک دفعه می‌بینی ۱۰ تا واژه بغلش در می‌آورد. بحث جذابی است. بعد بلد است که این را مطابقت‌سازی... مطابقت‌سازی با ادبیات روز. مثال تربیتی برایش می‌زند، مثال خانوادگی برایش می‌زند، مثال یک موضوع عامی طرح می‌شود، شما فکر می‌کنی موضوع ۲۰ دقیقه بیشتر حرف ندارد. در موثرترین چی؟ مفهوم در زندگی بشر ۱۰ جلسه صحبت می‌کند، بعد تازه حرف داشت. نه، خود واژه حیات را کار می‌کند. حیات در قرآن با چه واژه‌های دیگری لینک شده؟ جمع این دو تا خیلی مهم است و کم است. آقا، اینجوری است. حضرت آقا همین کتاب «طرح کلی اندیشه» هم شبکه مفاهیم کنار هم می‌چیند، هم همه را عمیق بررسی می‌کند. خود مرحوم علامه ذکاوت ذاتی هم می‌خواهد. یک عمق نگاه و زحمت مضاعفی هم می‌خواهد، ولی خود تلفیق هم یک جذابیتی دارد دیگر.
آقای پناهیان سر کلاس... حالا فوت کوزه‌گری که ایشان سر کلاس به ما گفت و منم تا حالا جایی لو نداده‌ام، راضی است بگوییم یا نه؟ «خیلی رمز جذابیت صحبت من این است که مخاطب نمی‌تواند حدس بزند من دو دقیقه دیگر چی طراحی کرده‌ام. پلکانی طراحی کرده‌ام که همه مطالب بعدی، ربط به مطالب قبلی دارد». یک ربط و مای... یک کلمه از این یک ربطی با یک کلمه قبلی دارد، ولی ربطش ربط ناشناخته است. یعنی طرف احساس می‌کند الان این را که می‌خواهی بگویی، بعدش آن را می‌خواهی بگویی. مثلاً آدم ماشین می‌خرد که سوارش بشود، که یک ضبطی روی ماشین بیندازد، که بعداً یک سی‌دی مداحی در ضبط بگذارد، بعد صدایش را زیاد بکند، همه بشنوند. عشق است! باید به گوش همه برسانی. حالا خود ربط این مثال با آن نکته را عمراً فکر نمی‌کردی از آن نکته به این مثال برسد. عمراً فکر نمی‌کردم ماشین می‌خواهد این را در بیاورد. این هنر است دیگر. خودش بخواهد و در اثر بازی با ذهن و پردازش ذهن... بیا حاج آقای رئیسی. «دارم میام»، «یک صحبتی بکن»، «اصرار»، «التماس». «چهره شاخصی از این منطقه مثلاً...» حالا از این حرفا. گفت که: «حالا چی می‌خواهی بگویی؟» گفتم که: «من اگر بیام، وای رئیسی! می‌گویم که آقای رئیسی شما اینجا دیوار کشیدید. شما دیوار کشیدید، سقف هم کشیدید برای بدبخت بیچاره‌ها، جا درست کردید». رئیسی گفت: «بابا دمت گرم! عجب چیزی!». شنید هم. از خود من خیلی تشکر کرد. رفقا خیلی تعریف کرده بودند. سخنرانی کوتاه، دو سه تا واژه کلیدی آنجا استفاده. گفتم شما دیوار... گفت: «در مورد شما ناجوانمردانه». گفتم که: «شما اگر بیایید، دیوار می‌کشید. شما دیوار کشیدید، ولی نه چنان که یک عده‌ای بین مردم و مشکلاتشون دیوار حاشا کشیدند». یک تعریفی هم از جبهه رقیب. «دیوارکشی کار شماست؟ دیوار حاشا می‌کشید؟» بلکه برای مردم دیوار کشیدی، سقف کشیدی، جا بهشان دادید. یک مکانی در اختیار برای محرومین و مستضعفین مردم. این را می‌بینند، می‌فهمند. کار ۱۰ تا سخنرانی، ۱۰ تا مقاله را دارد می‌کند. مخاطب که نشسته، حالا شهردار محترم نشسته بودند، احساس می‌کردم دارم رگباری می‌خورم، چپ و راست دارد می‌خورد. خلاصه نه مرکز امرش مشخص است، نه خیلی شفاف. رندی می‌خواهد. حالا نه که من داشتم، بحث من نیست. بحث این است که می‌خواهم بگویم گاهی ذهن در یک موضوعی وقتی زیاد چی می‌کند؟ زیاد کنکاش می‌کند، زیاد انگولک می‌کند، با یک موضوعی، تولید می‌کند. حتی آیه قرآن هم که می‌خواند، یک چیز دیگر سریع می‌فهمد.
گفتگو می‌کردیم، گفت: «من مانده‌ام الان ما چه ادبیاتی بیاریم برای مردم بگوییم که الان استعفای روحانی مصلحت نیست؟» گفتم: «باید بگوییم که به آقای روحانی کمربند انفجاری بستند، ولش کردند وسط نظام، می‌خواهند منفجرش کنند». خیلی هم بازنشسته! یک واژه دقیق معنا را می‌رساند. حساس بشود روی مسائل، می‌شود فکر بکند، معادل‌یابی بکند. آدم‌های رسانه‌ای معمولاً معادل‌یابی‌هاشون... من نه، من فاکتور بگیرم کلاً فقط یک مثال. یک توئیتی کرده بود: «هر وقت می‌رود خارج، نگرانم که برنگردد». بهش می‌آید که دیگر نیاید. من وقتی که آقای روحانی رفته بود سوئیس، بعد خب، جبهه مقابلم موضع گرفت. سریع روانی برگشت، با تیتر برایش درست کردند: «دیدی برگشت؟» مثلاً یک متنی ساخته بودند: «نمک سحرگاهی علی‌عسگری به مجری دلواپس تلویزیون: دیدی بهت گفتم برمی‌گرده؟» جبهه مقابل دو تا خورده، باید از خودش واکنش نشان بدهد. هنرمندان هم خورده. حرف بزنی، نتواند سکوت کند، مجبور بشود واکنش نشان بدهد. آن توئیت معروف هم که ما نوشتیم و ایشان همان‌جا روی آنتن خواند و پدرش را درآورد به معنای واقعی کلمه. ما در کانال همان‌جا گذاشتیم. ایشان هم تبلتش جلوش بود.
روزی بود که علی عبدالله صالح را... اینستاگرام... روزی بود که علی عبدالله صالح را، همان که آمده و فرار بکند یعنی شروع کرده بود کودتا را، گرفتند، زدند، کشتند. ۹:۵۸ که من به یمنی‌ها غبطه می‌خورم که توانستند اینجور قدرتمندانه با مسلمان فتنهشان برخورد بکنند. ای کاش آقا... پدرش را در... هشتگ «یامین برو یمن» ترند شد دیگر. ۱۰، ۱۲ هزار بار توئیت در مورد این مطلب درآمد و برایش انیمیشن ساختند، کاریکاتور ساختند، داستان ساختند. چقدر ماجرا برایش درست کردند که الان هنوز که هنوز جایش درد می‌کند. اینهایی که برای یمن درست کرده بودند، «می‌خوری» بچه حزب‌اللهی‌ها احساس شادی و شعفی که دارند که حرفشون زده می‌شود، این هم هست. خب، البته ایشان هم حواسش به این چیزها هست. در صورت اینی که باید با ظرافت یک گوشه‌ای را زد که به ذهن کسی... عوامل حالا بحث قلم و نویسندگی و اینها، اگر یک وقتی داشتیم تیم آزاد باید با هم صحبت... ولی در توئیتر اصل جذابیت به این... حالا شما اگر می‌تونستی تصویریش بکنی. در اینستاگرام جذابیت از یک زاویه دیگری نشان بدهی که کسی از این زاویه ندیده. عکس طراحی کرده بودیم، خیلی در اینستاگرام. دمت گرم. دو تا عکس. شاید گفتم برایتان. بالا یک پراید دارند سیب‌زمینی پیاز ارزان می‌فروشند. وانت. این زده روی ترمز. خرید کند. پایین یک دختر خرابه، بغل خیابان. یک پراید دوباره. پراید هم هست. یعنی با قصد دو تا پراید. یک پراید زده روی ترمز این را سوار کند. این مردم برای جنس ارزان ترمز می‌زنند. فرقی نمی‌کند پیاز سیب‌زمینی باشد یا... طراحی کردند این عکس را زدند. باز بعضی عکس‌ها را جابجا کردند. آن در کل اینستاگرام پخش شده. ذهنیت‌سازی که اصل کارکرد رسالت ذهنیت‌سازی است، یعنی مخاطب باید بدش بیاید و دیگر نداند چرا از این بدش می‌آید.
تهران که بودیم یک همسایه داشتیم. بچه‌های شهری داشتن زرشک پلو با مرغ. یک مگس آمد نشست توی این غذای من. «این مگس الان می‌دونی قبلش کجا؟» و شروع کرد با جزئیات تشریح کردن. گفت: «خودم دیدم الان تو سرویس بهداشتی فلان جا! هی دستش را اینجوری می‌کرد، هی می‌مالید». به این یکم هنر ذهنیت‌سازی پدر سوختگیش بود که می‌خواست غذای ما را... ظرافت و حکمت است که آدم بتواند ذهنیت کسی نسبت به یک چیزی را خراب بکند. من «نه هنر دارم، نه حکمت دارم، هیچی». ببینید، از باب تجربه‌ای که برخی مسائل چون الان به ذهنم می‌رسد، حاضر است در ذهنم از باب این دارم می‌گویم. وگرنه خیلی افرادی هستند که واقعاً هنرمندند. خود مرحوم آقای صفایی فوق‌العاده است. خود شهید آوینی فوق‌العاده است. خود آقا، خود امام در بحث ذهنیت‌سازی‌هاشون. «آخوند فاسد پیش من از ساواکی بدتره». این جمله فوق‌العاده است در ذهنیت‌سازی. «این مارهای خوش‌خط و خال در مورد متحجرین». خیلی این تعابیر فوق‌العاده است. خیلی اینها رسانه‌ای است. آدم می‌ماند امام چقدر رسانه‌ای بوده؛ مخصوصاً قلم امام، آره. پیاز ارزان‌ها! این ذهنیت‌سازی است. اینستاگرام با تصویر می‌شود آدم نشان دهد.
مجله وال استریت ژورنال چند وقت پیش در گزارشی به پدیده‌ای به نام سگ‌های نفوذگر یا «داگ‌فلوئنسرها» که الان هم خیلی باب شده. یکی از اشل‌های اینفلوئنسرهای اینستاگرام سگ‌هاست، سگ‌های زینتی. یک سگ دو میلیون فالوور. هر روز گزارش‌هایی که در مورد این داده می‌شود، خاص دارد. سبک زندگیشان قرار است الگوی حیوانات خانگی. این تا کجا طراحی... شما الان مدل سبک زندگی حیوانات خانگی مردم را دیگر نمی‌شود طراحی بکنی؟ من سگم را باید چکارش بکنم؟ جالب بود برای من. ماه مبارک فریدون‌کنار، بابلسر و اینها بودیم، سمت خزرشهر. افتضاحی از مازندران. روبروی خزرشهر یک کلینیک من دیدم، کلینیک سگ. آدم هایی که می‌آمدند، خیلی جالب است. مثلاً سگ چند روز یک بار می‌آورد، چک سگ سرما خورده، به این دارو می‌دهد. بعد مثلاً این سگ‌های حلقه‌ای دارند و با همدیگر در ارتباط‌اند. یک چیز عجیب و غریبی. حیوانات خانگی هم حتی نمی‌توانیم کار بکنیم. خیلی جذاب است. مرغ و خروس و کبوتر. امام، شهید مطهری، اینها ارتباطشون با حیوانات چه شکلی بوده؟ اینها جنبه‌های تصویری که می‌شود ساخت، می‌شود نشان داد. خیلی ضعیفیم واقعاً، خیلی ضعیف. بحث حیوانات در بحث جذاب نیست.
ارائه یک نکته‌ای که جامعه‌شناسان می‌گویند که محبوبیت اینفلوئنسرها برمی‌گردد به اینکه بشر دیگر حوصله فکر، حوصله اندیشیدن ندارد. دوست دارد یک آدمی را انتخاب بکند، او برند باشد برای سبک زندگی، او را اتخاذ کند. خیلی جالب است که این فضا کاملاً، گفتم، فضای تقلید شدیدتر است. با اینکه یک پوزیشنی همه دارند که تقلید دیگر دورش گذشته و اینها. اتفاقاً الان در این فضاهای بصری مثل اینستاگرام تقلید خیلی شدیدتر و غلیظ‌تر است. قشنگ یکی یک پیشنهاد هشتگ می‌دهد، همه پشتش را... «فلان پیج حمله کنیم»، «فلان آدم حمله کنیم». مثل همین «یامین برو یمن» و مهراب قاسم‌خانی. «از همتون می‌خوام که شما با همین هشتگ خلاصه بزنیدش». همه دست گرفتند؛ تقلید است دیگر. محبوب و چهره شناخته شده است. و عرض کردم که الان دوره‌ای است که در فضای سیاست و هم فضای تربیت و فرهنگ دیگر کار مستقیم صورت نمی‌گیرد. فقط روی سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها کار می‌شود. تفکر روشنفکری کتاب معرفی می‌کند، در باره کتاب خواندن، دعوت به تفکر می‌کند، ولی عملاً دقیقاً معکوس است. یعنی هیچ تفکری در این... این لباس خاص معرفی می‌کند، مد روز معرفی می‌کند، مدل موهای اینها مثلاً یک فوتبالیست با یک مدل مویی می‌آید، باب کافه نشینی، رستوران بازی، زندگی نیمه لاکچری، نیمه روشنفکری. اینها باب می‌شود و منشاش اینستاگرام است.
این نکته مهمی است که مخاطبین ما در این فضا عمدتاً حال و حوصله فکر کردن ندارند. کپسول کنی برایش. دعوت به فکر یعنی استدلال صغرا کبرا اینها نباید داشته باشد. یک جمله ته حرف را بزنی و صغرا کبرا را بچپانی در آن. و سختی کار هم این است. وقتی می‌خواهی همه آن مواد غنی و مواد غذایی را باید بیاوری در این جا بدهی. این است که من عرض می‌کنم یک مطلب آدم می‌خواهد بنویسد، ۵ ساعت، ۶ ساعت، ۱۰ ساعت باید فکر بکند. یک مستند دو دقیقه‌ای وقتی می‌خواهد بسازد، باید صد ساعت روش کار... دو دقیقه چکیده‌اش دربیاید و هنرمندانه باشد. پشتش هم محتوا و استدلال باشد، نه که روی هوا. ولی آن تو مضمر اصل ماجرا است. و این هم از این نکته. بعدی این هم عرض کردیم: مطلب طولانی امروز مخاطب ندارد. دو سه پاراگراف نهایتاً باید مطلب... تلگرام دلیل سخنان اخیر آقای روحانی. سه تا پست تلگرامی بود. من خیلی دوست داشتم بخوانم، هرچی کلنجار رفتم دیدم نمی‌توانم بخوانم. مقاله مثلاً توئیتش کن؟ نمی‌خواند کسی. مخاطب ندارد. فیلم همینطور. ما می‌خندیدیم توی برای برنامه‌های اربعین ما مثلاً می‌رفتیم مستندسازی می‌کردیم، ۵ ساعت می‌گرفتیم، ۵ دقیقه در آن در می‌آوردیم، پخش می‌کردیم. شبکه قرآن برنامه ۵۰ دقیقه گفتگوی زنده تلویزیونی، می‌خندیدند. خیلی مسخره. الان در این فضا دو دقیقه، سه دقیقه، ۴ دقیقه. ۶۰ دقیقه نشسته بعد حالا دارد شروع به کلاس درس که نیست. بابا! یک جمله خلاصه بزنی بری. توی جمله چکیده شسته‌رفته، جمله جذاب. مقاله‌نویسی می‌کند در اینستاگرام و تلگرام. متن‌های بلند اصلاً اینها جذابیت ندارد، کسی هم نمی‌خواند. متن هرچی کوتاه‌تر، مختصرتر، دقیق‌تر، جزئی‌تر. دقیقاً مخاطب ببیند کجا را داری می‌زنی. یک نقطه مشخص، یک فرد و یک نگاه را. یک جمله را. این جمله ناظر به فلان جمله است. دارد بدل‌سازی می‌کند برای فلان.
خود جعل واژه یکی از چیزهای خیلی جذاب است، شما بلد باشی واژه تولید کنی. مثلاً این پسر یک عکسی ازش منتشر شده بود، یک خانمی که او هم مجری تلویزیون پاکش هم کردم. بعد این خانم بغل او وایساده. بعد می‌گوید که: «این ایشون یکی از بهترین دوستای منه». با یک آخوند نوشته عکس انداخته: «یکی از بهترین دوستای منه!» یک اصطلاح به کار برده، منتشر. نوشتم که: «آخوند دوست‌پسر، پدیده‌ی آخرالزمانی». خود آن خانمه به من پیام داد، گفت: «مرده‌شور!». ترکیب خودش. بعداً در پیجش دوباره آن را پاک کرد، عذرخواهی کرد. منم اینو پاک کردم. اینترنت سرچ کردم پیدا نکرد. کارش داشتم که ساختم. دوست‌پسر به معنای امروزیش، نه، به همان معنایی که خود ایشون در متنش. تمسخر لباس است دیگر. این دارد می‌آید یک چیزی را بزنی، از ریخت بیندازی. چی باید بگویی که قشنگ دردش بیاید؟ یعنی یک واژه. جعل واژه گاهی می‌شود. بدل‌سازی می‌شود. آیا جلیلی خیلی قوی شده تازگی؟ فتنه سبز، فتنه زرد. خیلی قشنگ. از این معادل‌سازی بخش هنری جذاب است. قلم شما جذابیت می‌دهد و اگر بتوانی این را روی عکسی تطبیق بدهی، روی فیلم تطبیق بدهی. حاخام صهیونیستی آمده دارد تبلیغ چیز صابون. عکس خانم دارد می‌پوشاند. نوشتم که: «اینها نمی‌گذارند جوان‌های خودشون این صحنه ها را ببینند، چرا ما را می‌خواهند ذلیل و بدبخت و ضعیف بار بیاورند؟» شما از این فیلم خیلی برداشته می‌شود کرد. «پایگاه بسیج انصار حزب الله تل آویو». خیلی متن مزخرفی است. هیچ جذابیتی ندارد. مخاطب خاکستری اصلاً نه قانع می‌کند نه جذابیتی برایش دارد. ولی این نکته که او نمی‌گذارد جوان خودش ببیند چون می‌خواهد این دنیا را اداره کند، ضعیف بارت بیاورد، هم استدلال توش است، هم واژه‌سازی توش است، هم با تصویر طرف دارد می‌بیند. جزئی، این در این فضا جواب می‌دهد و جذاب است.
عرض کردیم بازم نکاتی می‌ماند، یک جلسه دیگر ان‌شاءالله سریع، خیلی کوتاه و مختصر بحث اینستاگرام را ان‌شاءالله تمام می‌کنیم. و صلی الله علی سیدنا محمد و…
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط