دوران مردم سالاری دیکتاتورمآبانه خلیفه اول و دیکتاتوری خشونت مآبانه خلیفه دوم! [1:07]
دوره حکومت خلیفه دوم «حوزه خشناء» بود. نه جاذبهاش روی حساب بود نه دافعهاش! [5:25]
مدل حکومتی خلیفه دوم؛ حکومت جاهلی که عقل ندارد=> عِقال ندارد => حب و بغضش دائرمدار افراط است. [8:07]
افراط و تفریط خلیفه دوم؛ از رأفت نسبت به خالدبنولید، قاتل مالک بن نویره تا خشونت نسبت به زن باردار و مرگ جنینش! [9:39]
امیرالمؤمنین(عليهالسلام): مردم، به دولتمردان خود شبيه ترند تا به پدرانشان [14:02]
سخط و رضا؛ محور اصلی اجتماع اقوام است نه شباهتهای ظاهری. [17:28]
معیار گزینش ولایتِ الله یا ولایتِ طاغوت؛ مردم به شبیه خودشان میل دارند. [25:02]
دوران وقایع عجیب؛ از ظهور سفیانی در ماه رجب تا ظهور امام زمان(ارواحنافداه) در ماه محرم [29:30]
روضه حضرت علي اصغر(عليهالسلام) [31:55]
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و علی آل الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
رب اشرح لی صدری و یسر لی امری، و احلل عقدة من لسانی…
فرمایش امیرالمؤمنین، صلوات الله و سلام علیه، در خطبه شِقشقیه را مرور میکردیم. خطبه سوم نهجالبلاغه. رسیدیم به این بخش از فرمایش امیرالمؤمنین در تشریح حکومت خلفای قبل که فرمودند: «من در دوره مردمسالاری ابوبکر و دیکتاتوری عمر بودهام». مردمسالاری دیکتاتورمآبانه و دیکتاتوری خشونتمآبانه، که هر دو روی یک سکه بودند.
خیلی پیچیدگی دارد این عصر خلفا، و خیلی هم جای کار دارد. خیلی نکته است! برخورد میکردند با نحوه سیاستها و برنامههای خلفا. خیلی درس توشه! شما نگاه کنید، همین الان یک طرف عالم مردمسالاری دموکراسی، آزادی مطلق، به قول خودشان مردمداری، مردمسالاری؛ بلکه یک طرف دیکتاتوری سفت و سخت. این دو تا، دستشان پشت پرده با هم در یک جاست. پس این «دموکراسی ابوبکر» و «دیکتاتوری عمر»، هر دو روی یک سکه بود. آن دموکراسی، آن دیکتاتوری... با هم در یک کاسه است. دموکراسی خیلی دموکراسی... نه دیکتاتوری خیلی دیکتاتوری است. آن دیکتاتوری هم باز دوباره بندگیِ افراد پشت پرده است؛ دموکراسی هم باز حکومتِ یک عده افراد پشت پرده است. جفتش آخر ختم به یک بخش، به یک منتها میشود: «الی ربک المنتهی». اینور آنور... «والذین کفروا اولیائهم الطاغوت…» خیلی زیبا و لطیف سوره مبارکه نور تقابل و قرینه مقابله ولایت طاغوت ایجاد میکند.
در هر صورت، ابوبکر کسی بود که هر روز استعفا میداد: «ما أهل این حرفها نیستیم. اگه نخوایم... من نوکرتونم هستم.» شش دانگ به اسم بعدی کرد و رفت. مردمداری و مردمسالاری بود که اعلام هم نکردی؟ دیکتاتوری بود. چند نفر، آنکه عبدالرحمن بن عوف رئیس مردمداریهای عوامانهاش، مقبولیت بیشتری داشت؛ واسه همین که از این وجهه مردمی ابوبکر استفاده کند. پشت پرده، همه خطبا را روایات ما «فرعون» تعبیر به «عمر» شده، «هامان» تعبیر... حالا عرض میکنم چرا. تشابه فرعون و عمر را، انشاءالله از «الغدیر» جلد ۶ گاهی وقتها عرض خواهم کرد. علمای ما، عوام، بخشهای خیلی زیبایی دارد. صد تا نکته، صد تا داستان دارد از جهالت عمر. خدمتتان عرض شود، خیلی نکته دارد.
دوباره وجه مختلف داشتند، ولی جفتشان، دو تایی با همدیگر، این شتر خلافت را هر جایی که میشد دوشیدند. خشون... حکومت عمر اینچنین حکومتی بود. دوره دیکتاتوری عمر، حوزه خشونت بود. حرف اوّل در حکومت، خشونت. زخمهایش خوب نمیشد تو این حکومت. خیلی نکته دارد. خیلی آدم لینالعَرکه نبود. دست روی اوج؟ خشونت بار بود. مثل یک چوبی که زمین خوردن زیاد بود: «فصاحبها کراکب الصعبة». چقدر این تعابیر زیباست.
مدل حکومتداری عمر، روانشناسان اثبات کردهاند رانندگی... همانند رانندگی؟ میگفت: «خیلی جالبی به مدیریت داره. به مدیر پشت فرمون که مینشینه، پشت رول، اگر مدیریتش بیفته، چیکار میکنه؟» بیّ صدقِ بیتوجهیها، بینظمیها، بیدقتیها، بیقانونیها، شخصیت آدمها، شخصیتی داشت. کسی بود که اگر اگر افسار از تو دستش میدادند، چنین افسار حکومت هم دستشان بود همین کار را کرد. این آدم، آن وقتی که باید افسار را بکشد، انقدر میکشید که بینی این شتر، بینی این حیوان، بینی این مرکب زخم میشد. هر دو بیمبنا. الا مُفرطون... افراطیون؟ خاصیت آدم جاهل این است. جاهل، عقل ندارد. کتاب عقل و جهل است دیگر. کتاب اوّل کافی. روبروی علم، جهالت است. روبروی عقل، جهل است. نشانه روانشناسی آدم جاهل این است: عقل ندارد. خاصیت جاهل، عالم خاصیت آدم جاهل، افراط است. حکومت، حکومتی بود... وقتی محبت کردن، آنجور محبتی؛ خشونتی... عجیب غریب.
در مورد محبت خالد بن ولید، لعنت الله علیه، برای جمع کردن خراج، و فلان و اینها... مالک بن نویره از اصحاب رسول الله، رحمت الله علیه. اولین سری که در عالم اسلام به نیزه شد، سر مالک بن نویره. خراج خواسته شد؟ گفتند: «شما ما خلیفهایم!» خلیفه کیه؟ «ما با علی بیعت کردیم.» سرش را بریدند. همانجا جنازه روی زمین، با همسرش نزدیکی کردند. کنار خود جسد. خالد بن ولید و سپاه، سر مالک را گذاشتند تو تنور شهرها. انداختند: «هر کی بخواهد مخالفت با خلیفه بکند، این!» حالا این آقا برگشته شهر، به عنوان یک فتحالفتوح، اوّلهای خلافت ابوبکر. کسی که مانع میشود که اینها اعدامش بکنند... آمد بلکه حقوقش را هم بیشتر میکند.
الغدیر دو. زن بارداری که مغنیهای؟ قیمت عجیبی داشت. اصلاً همه اهل سنت اتحاد دارند در این. یکی از ویژگیهای بارز عمر، خشونت و این تلخمزاجی و قیافه خشن بیریخت و بدقواره و چهره غضبناک عمر را که دید، فرار کرد تو خانه و از شدت ترس گریه کرد و بچه مرد. خود زنان بیحال شد و افتاد که به بدن امیرالمؤمنین. داستانش مفصل است. حالا رفقایش گفتند که: «نه آقا، شما خلیفه الی...» برای همیشه. اطرافیانش اینجوری بودند دیگر. بچه. اوّلا محبت با اونا، خشونت... زن باردار میبینه، بچهاش میکُشید. مهار شتر را بینیش را پاره میکرد. بینی شتر؟ زخم برداشت. چقدر این تعابیر حضرت زهرا، سلام الله علیها، زیباست.
آمدم به عیادت حضرت زهرا، سلام الله علیها، از این زنان مهاجرین و انصار. حضرت فرمودند که: «و ما نقموا عن ابی الحسن؟» چی شد اینها پشت کردند به ابوالحسن؟ برعکس اونایی که هی به خودشون راحتی میدهند، به امت راحت میدهند. مثل لب رودخانه بخواهد سیرابش بکند. یک جوری بینی شتر... خطبه فدکیه است. فاصله بیستوپنج سال. همانی که فاطمه میدید، سلام الله علیها، امیرالمؤمنین بعد بیستوپنج سال: «مردم به چه ابتلایی افتادند؟» امت... خود شخصیت حاکم، شخصیت مدیر، خیلی تو بدن تأثیر دارد. روایت پیغمبر که: «مردم اونقدر که شباهت مردم به وجود تأثیر عجیبی دارد...» این بحث ولایت، خیلی یوسف هم هست. وقتی که پیراهن را از پشت گرفت و کشید و اینها، آن بچه که شهادت داد. تعبیر زیبایی: «من الظالمین». از ظالم. دقیقی دارد. یعنی هر فعلی که از ما سر میزند، سریع تو عالم ما وارد یک مجموعه ظالمین. به نظر میآید که توی تفسیر علی بن ابراهیم هست که این «من الظالمین»، منظور همینها بودند. توی روایت، این «من الظالمین» به حضرت آدم گفتند که: «آقا به این درخت نزدیک نشو. به آدم و حوا: اگه به درخت نزدیک بشی... نه بخورید؛ همین نزدیک شدنش.» «فتکونا من الظالمین». از ظالمین میشوی. از ظالمین میشوی. منظور همین ظالمان اهل عالم.
عالم قربه، عالم حرکت است. حرکت جوهری، همهاش مال بحثهای فلسفی و علمی و اینها نیست. دائماً ما لحظهبهلحظه در حال حرکتیم. آنبهآن داریم تسبیح میکنیم؟. به یک میزان سر سوزن شباهت پیدا میکند. نزدیک ماه رجب که ماه امیرالمؤمنین است، این اعمال و عبادات و اینها، همه همه تلقین ظاهریش همین است. از کار و ادعیه و اینها. به همین میزان از اونور صید کردن و برد. ربط عجیبی اینها تو عالم. به محض اینکه نیت سوء فرد آدم ؟ شبکه پیچیده و عظیم دشمنان دین و اهل بیت. پیشانیهای پینهبسته. یک عده از اینور غرق گناه و کثافتکاری؛ ولی یک چیز اینها را جمع کرده. دنبال تشابه ظاهری میگردیم، دنبال خطوط و ربط ظاهری میگردیم. منحرف و فاسد و مفتون و خراب و اینها… مخصوصاً تو فضای سیاسی، ربطی به شبکه صهیونیستها پیدا میکند. به ام آی سیکس پیدا میکند. بسیار پیدا میکند. هوای نفس است. شروع فتنهها و هواهایی است که تبعیت میشود. بعد که این هواها تبعیت میشود، احکام بدعت آفریده میشود. بدعتآوری میشود. جمع میکند. پیام ز جان... همه فضا را گرفته. باطنش باطل. فرعون. بحث خیلی پیچیدهای است. خود همین آهنگ، قوم جمع میکند. بعد سر وقتش، وقت امتحان که میشود، وقت تمخیص که میشود، وقت تفکیک که میشود، وقت «الیوم ایهاالمجرمون» که میشود... سر وقت «یا بنی آدم لا تعبدوا الشیطان». شیطان، انَّ الشیطانُ... ؟ بدبخت ننه مرده. آذر... بیزارم از شیطان.
رشته متصل به همه، به وجود ما، به همه این خوبها و بدهای عالم. حتی در اون قله. خدای نکرده العیاذ بالله... مثلاً چاقو بکشم شکم این بچه را پاره کنم. شما چقدر فاصله داری با این؟ بین الله یک ثانیه بیشتر. واقعاً با بدترین رذائل و کثیفترین گناهان عالم یک ثانیه فاصله. لطیفترین حالات و رقیقترین حالات عالم یک ثانیه فاصله. آورده تو میدون. اصلاً ساحرهای که رفته خودشون خودش ؟ تربیت کرده، پول داده. مقربین. مقرب به من میشه... یک لحظه تجلی میکند: «انا الی ربنا منقلبون». انقلاب پیدا میکند. همین اعمال و حالات و زیارت و نماز شب و مجلس امام حسین. خرم آباد بودیم چند هفته قبل. خدمت یک اهل سلوک، اهل معنا. این از مجربات منه: که یک ثانیه سوختن در مجلس امام حسین، از دهها چله در بیابانها و... شدیدتر است. می گیرد، تا اون قله توحید میرسید. سحر تو حیات به کجا رسیده؟ تو یک لحظه جهش ایجاد عزّت فرعون. اومده تقرب به فرعون اومده. همه را نباید بست؟. یک کانالی باید گذاشت. از همون صفت خدا تجلی کرد بر این تابید. منو به همین سخاوته، ولو به همین حِلمه ؟. بنا به همین عِفّت، حالا به همین کرم. همین یک دونه است. وضعم خراب. درختش تجلی بکند کار ندارد؟. که اون زن... «تشابه النّاس الی اشباحهم». اشباههم؟ میل دوست... پیامبر فرمود: «مردم شبیه خودشون میل دارند.» حالت سر سوزن شباهت، ولایت حاصل میشود. رابطه عجیبی است ولایت. شما هر چی به ولایت میگیری، شبیه همون میشی. «فانّه منی». نفسش نفس اوست. مالک به اینجا رسیده. اگه کنار مالک بنشینی خاصیت شباهت، خاصیت ولایت شباهت میدهد.
الا تکثرهم و تنوّعهم. ؟ همه شباهتی دارند با هم. اون لطافتها، اون ظرافتها، اون دقتها، تو همه هست. علوم، مرکز فرماندهی که دارد همه را ساپورت میکند. سخنرانی از بالا. مرکز ارزاق امیرالمؤمنین. کسی که مرکز خزانه علوم و حقایق دستش است. از اون خزانه همه دارند میگیرند. هر چقدر ظواهر فرق میکند، اینهایی که به «تولی» گرفتند، دشمنان اهل بیت، چقدر شباهت دارند به خود اهل بیت. خشونتشان به تعبیر امیرالمؤمنین. اینجا این خط... شما شمس میآید. مثل خورشید که دائم در حرکت است. یک جایی ثابت نداری. اینها هم اینجورن. هر روز یک جا، تلّون، رنگ و ...عرضم همیشه در عرض... ببینیم طرفداران دشمنان اهل بیت. خشونت. جمله زیبایی از برکات و الطاف الهی است که وهابیها یک ذره محبت و رأفت و عطوفت و اینها درشان نیست. «غلیظ القلب» بودند. اینها مسجد نبی بود. ما پارسال همین ایام تیمم... خشونتی. اصلاً خشونت. خدای دل سنگی به اینها داده. الحمدلله رب العالمین. مرکز این قساوتها شام خواهد بود در آخرالزمان. در ماه رجبی که سفیانی ظهور میکند. ماه رجب به ما وعده ماه ظهور سفیانی است. بین اون جمادی و رجب اتفاق عجیبی میافتد. عجیبی تو عالم میافتد. صدایش میپیچد. اون رجب سفیانی قیام میکند، محرم ظهور. وضعیت شام، اتفاق عجیب و غریبی است. سفیانی ویژگیهایش را توی روایات دیدید حتماً. شخصیت عبوس، کله گنده، نمیدانم... خیلی نزدیک میکند این ظلم و خشونتها. تمام خشونتهایی که رقص کار اول کاری... خوشحال هم هستند. به اون اول کاری چقدر فتوحات، فتح و فتوح... حرکت. دیگه فرصت نشد. انشاءالله جلسه بعد اگه خدا توفیق بده، هفته بعد که نیستیم، انشاءالله هفته بعدش.
مرکز همه خشونتها، همه این جنایتها، همه مبدأ اصلی طاغوت، ابوت، تکبر در برابر حق، قساوت از اونجاست. این دلی که پشت میکند به خدا. دلی که روح میکند به دنیا. خدا انشاءالله عاقبت ما را بخیر بکن. از این قساوتها نجات پیدا کنیم. ایام میلاد حضرت علی اصغر هم نزدیک است. دو سه شب دیگر میلاد دردانه حضرت اباعبدالله. بچهای که چهارده روزه بود که کاروان به سمت مکه حرکت کردیم. طفل چهارده روزه را تو کاروان دارد ابی عبدالله. حاجآقا یکی دو ماهه. کربلا میرسد شش ماه. این قساوت. ببین کار به کجا میرسد. آدم به کجا میرسد. چی میشه با این قساوت. این دردانه ابی عبدالله. گیرم اصلاً معنویت و نور و صفایش را آدم نبیند، در این بچه، همینقدر که شیرخواره، از همین که بچه، یک دل قاصر میشود.
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حَلّت بفنائک. سلام مابقی تو و بقی القلیل... ولا جعله الله آخر العهد منی لـ... السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
غم مخور ای کودک دردی من خودم تیر از گلو میکشم. تیر از گلویش میکشم. دست گذاشت زیر گلوی علی اصغر. راه... آخه مگر بچه کوچک چقدر خون دارد؟ اون هم وقتی گرمازده شده باشد. وقتی تشنه. زیر گلو صبر کرد. یکم خون آمد. کف دست. سماء و لم تنزل منها قطره. خون به آسمان پاشید. حتی یک قطره هم به زمین نریخت. ملائک سبقت گرفتند برای اینکه بالشان به این خون برسد. نگاهی به علی اصغرش کرد. فرمود: «به خدا صالح کم ارزشتر نیستی پسرم. خدا انتقام شتر را از این مردم گرفت. مگر میشود انتقام تو را نگیرد؟» وقتی بود که پدر بچه را سمت خیمه. یک دو قدم برمیگردد. پشت خیمهها با غلاف شمشیر ابی عبدالله. اونجا نماز خواندند. بین حرف و حدیث زیاد است. اینجا میگویند آخه بچه زیر بلوغ؟ نماز ندارد. نماز میّت ندارد. اینجور جواب دادند. میگویند این نماز، نماز میّت نبود. نماز صبر الله. الهی! خدا دارد میبیند. کمر حسین. «حسین! حسین! حسین!»
ای منقلب ؟. ینقلون القوم الظالمین. نسألک اللهم باسمک العظیم الاعظم الاعظم یا الله یا قدیر الهی یا حمید. و بحق محمد و یا علی و یا فاطمه و یا ؟ یا قدیم الاحسان بحق الحسین. اللهم عجل لولیک الفرج. خدایا قلب نازنین حضرتش را قرار بده. نسل ما نوکران حضرتش قرار بده. اما شهدا، به فضل حضرت علی اصغر مهمان شب اول قبر، دردانه ابی عبدالله به فریادمون برس. السلام ؟. به بند قنداقه حضرت شفای کامل عنایت بفرما. حاجت حاجتمندان، شیعیان امیرالمؤمنین حاجت روا بفرما. دشمنان ولایت اگر قابل هدایت نیستند، عاقبت حرمله مبتلا بفرما. رهبر معظم انقلاب، مراجع عظام، علمای اعلام، مسئولین، توفیق خدمت دنیا، زیارت در آخرت، شفاعت اهل بیت نصیب بفرما. هر آنچه گفتی و صلاح ما بود و آنچه نگفتیم و صلاح ما میدانی...فاتحه.
در حال بارگذاری نظرات...