بارش توجه

جلسه اول

بارش توجه . 1403/10/13
00:50:23
326

معرفی
* ماه رجب، فرصتی برای تطهیر قلوب و حصول معارف الهی [01:10]

* اسرار زمان‌های مختلف و فضیلت هر زمان [02:32]

* بشارت پیامبر صلی‌الله علیه‌وآله هنگام حلول ماه رجب و بیان عظمت و مضاعف شدن برکات در این ماه [06:20]

* * شهرالله الأصب؛ یک همنشین زنده و آسمانیست همراه با ریزش برکات و رحمت الهی [11:43]

* گناه و غفلت، سقف محرومیت از بارش رحمت الهیست در ماه رجب [15:55]

* برخی توجهات و مراقبات مرحوم آیت الله حق شناس رحمه‌الله و مرحوم آیت الله شیخ علی آقای پهلوانی تهرانی رضوان الله [16:22]

* شب قدر، تجمیع سه شب لیلة الرغائب، لیلة البرات و لیلة القدر [22:00]

* نزول قرآن ناطق و قرآن صامت در اشرف زمان و اشرف مکان [23:55]

* ملاقات خصوصی با خدا در ماه رجب، شرط حضور در میهمانی عام خداست در ماه رمضان [27:26]

* توفیق نماز شب، نتیجه حفظ شأن بندگیست در طول روز [32:24]

* دعا رمز توجه خدا به ماست و ادعیه و استغفارات ماه رجب کوتاهترین مسیر تقرب بنده به خدا [37:53]

* دعا؛ کارا تر از سلاح در مقابله با دشمن [41:07]
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد
الفعالی الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین
رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
در مورد ماه رجب: به لطف الهی وارد این ماه شدیم. اهل معنا و اهل معرفت خیلی مباحث مفصلی را دارند و به ماه رجب خیلی اعتنا و توجه می‌کنند. به هر حال، آن‌قدری واضح است که در این عالم خدای متعال اموری را که از یک جنس آفریده است، همه را شبیه هم خلق نکرده است. همان‌طور که شما در سیارات و ستاره‌ها، این‌طور نیست که همه سیاره‌ها و ستاره‌ها کارکردشان شبیه همدیگر و یکسان باشد؛ تفاوت بینشان هست. این‌طور نیست که همه میوه‌ها خاصیتشان یکی باشد؛ بین میوه‌ها تفاوت هست، گاهی حتی در یک جنس میوه خاص مثل سیب؛ سیب سرخ آثاری دارد، فوایدی دارد؛ سیب سبز آثاری دارد؛ سیب زرد آثاری دارد. جنس‌های مختلفی در خود سیب مطرح است. در زمان هم همین‌طور است، در مکان هم همین‌طور است، در زمان هم همین‌طور. زمان‌ها با هم برابر نیستند. ساعت‌ها با هم اثراتش یکسان نیست، خاصیتش یکسان نیست. ساعت‌ها با همدیگر تفاوت دارد. دقایق با همدیگر تفاوت دارد. «ان قرآن الفجر کان مشهودا»؛ سحر یک وقت ویژه‌ای است، یک ساعت خاصی در ساختار هستی است. «انا ناشئة اللیل هی اشد وطئاً و اقوم قیلاً»؛ وقت سحر یک حال و هوای دیگری است، عالم یک طور دیگری است. وقت سحر آدم هم یک طور دیگری است. آدم خودش می‌فهمد وقت سحر حالش چطور است. یک طور دیگری است. ساعت‌ها با هم فرق می‌کند. بین الطلوعین یک ساعت با یک ویژگی است، اول صبح، دم ظهر، عصر.
مثلاً این خواب قیلوله که سفارش شده است؛ شما همین خواب را، خواب با خواب برایمان فرقی نمی‌کند، دیگر اسمش را می‌گذاریم خواب؛ در حالی که در تعابیر روایی ما، حتی در تعابیر عربی که این زبان عربی، زبان خیلی عجیبی از جهت گستره واژگانی است، هیچ زبانی در دنیا مثل زبان عربی توسعه واژگانی ندارد. آنها به هر خوابی نمی‌گویند خواب؛ به خواب دم ظهر می‌گوید «قیلوله». اصلاً اسمش یک چیز دیگر است. ساعت‌ها را هم تقسیم‌بندی کرده‌اند. هر ساعتی هم خوابش یک اسم خاصی دارد. خواب اول صبح یک اسم دارد، خواب دم ظهر یک اسم دارد، خواب دم غروب یک اسم دارد. خود ساعت‌ها را هم قرآن تعابیر مختلفی دارد، بعد به بعضی‌هایش هم قسم خورده است. خود اینها هم با همدیگر تفاوت دارد. آن قسم هم تفاوت دارد. آن اموری هم که به خاطرش این قسم خورده شده، تفاوت دارد. یک جا به فجر قسم خورده، «والفجر»؛ یک جا «و الصبح اذا تنفس»؛ یک جا «و الضحی»؛ یک جا «و اللیل اذا یغشی»؛ یک جا «و النهار اذا تجلی»؛ یک جا «و العصر». اینها با همدیگر تفاوت دارد. بعد قسم‌هایی که خورده، خیلی هم ربط دارد به آن مطلبی که بعدش گفته است، که حالا آن خودش یک بحث دیگری است.
گفته اول صبح و دم عصر، «صبح و مسا»؛ آنجا ذکر خدا را بگو، تسبیح. خب چرا مثلاً دم ظهر نه؟ چون وقت خاصی است، یک اثر خاصی است. زمان‌ها با هم تفاوت دارد، ماه‌ها با هم تفاوت دارد. ماه رجب شبیه ماه جمادی نیست. محمد ما شبیه هم می‌بینیم. دیروزم مثل امروز بود، دیگر شنبه یکشنبه دوشنبه، پنجشنبه مثلاً شده اول رجب. سه‌شنبه و پنجشنبه چه فرقی می‌کند؟ برای آدم ظاهر بین. آدمی که به حقیقت چشم داشته باشد، می‌فهمد خیلی تفاوت دارد. ساعت با ساعت تفاوت دارد، ماه با ماه تفاوت دارد. ماه رجب با بقیه ماه‌ها تفاوت دارد. در بعضی روایات هم هست، روایت از پیغمبر است، که خدای متعال در ماه رجب اعمالتان را مضاعف می‌کند. یک جور مضاعف گردنی که در ماه‌های دیگر این را نداریم. اعمال اینجا مضاعف است، حسنات مضاعف است. ماه شعبان ساز و کار دیگر دارد، ماه رمضان یک ساز و کار دیگر داریم. در بعضی از روایات ماه رجب را ازش تعبیر کرده‌اند به «ماه عصَب». با حمزه و صاد. «عصب» در روایتی از ابن عباس می‌گوید: «کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم — اللهم علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم — اذا شهر رجب جمع المسلمین حوله و قام فیهم خطیباً.» وقتی که ماه رجب می‌شد، پیغمبر همه مسلمانان را دور خودشان جمع می‌کردند و می‌ایستادند برای خطبه و سخنرانی. «فحمد الله و اثنی علیه»؛ حمد و ثنای خدا به جا می‌آورد و ذکر من کان قبله من‌الانبیاء؛ از انبیا قبل از خودشان هم یاد می‌کردند.
«ایها المسلمون! قد اطل علیکم شهر عظیم مبارک.» ای مردم! ای مسلمانان! یک ماه با عظمت و مبارکی سایه انداخته روی سر شما. یک ماه با عظمت و مبارک. ما زمان‌ها را موجود زنده نمی‌دانیم، در حالی که اینها اصلاً واقعیت دارد، موجود زنده است. هر روز هم یک چیز خاصی است. اول صبح هم با شما گفتگو می‌کند. خود روز آقا، روز دیگر چیست؟ کلاغ‌ها خبر آوردن که چیزی می‌کشی تو آسمونایی، حالا من به کنار. ولی تو چی می‌کشی که با کلاغ‌ها گفتگو می‌کنی؟ حالا روز با آدم گفتگو می‌کند. خیلی عجیب است. اول صبح آفتاب که دارد می‌زند، نه آفتاب باهات حرف بزند، نه خورشید حرف بزند، خود روز دارد باهات حرف می‌زند. قبر روزی ۵ بار دارد با ما حرف می‌زند. قبر که ظاهراً این پنج بار همان وقتِ پنج تا اذان است، نمازها را اول وقت بخوانی، خدا نصیب خود من هم بکند ان‌شاءالله. این ورودش به قبر راحت می‌شود، تسهیل می‌شود. چیزهای عجیب غریبی است، قواعد عجیب غریبی که با این چیزهایی که ما داریم باهاش زندگی می‌کنیم، خیلی فرق می‌کند. ما هم درگیر قیمت مرغ و گوشت و مسکن و اجاره خانه و ... قبر با ما حرف می‌زند؟ به درک! حالا می‌خواهد حرف بزند یا نزند. یا مثلاً روزها با ما حرف می‌زنند. حالا حرف نزن. حقیقت خودمان را اشتباه گرفتیم دیگر. با حقیقت تو صحبت می‌کند. با خود حقیقت، نه با این که تصور کردی. آن کسی که خود حقیقی‌اش را پیدا کرده، اصلاً عالم برایش یک چیز دیگر است، یک جور دیگر است. همه چیز حرف می‌زند. فقط کلاغ‌ها نیستند که خبر می‌آورند. می‌گوید زمان ظهور امام زمان، دو نفر دعوا می‌کنند سر چیزی، پولی. این می‌گوید مال من است، آن می‌گوید مال من است. حضرت از خود پول سؤال می‌کند. پول هم مگر حرف می‌زند؟ «اُنتِق کل شیء». خدا همه چیز را به نطق می‌آورد. همه چیز حرف می‌زند. روز زنده است، حرف می‌زند. ماه زنده است، حرف می‌زند. روز اولی که می‌آید بهت می‌گوید که پسر آدم! من همین چند ساعت را باهاتم، دیگر نمی‌بینمت تا قیامت. حواست باشد با من خوب رفتار کنی. چند ساعتی که کنار همدیگر هستیم، یک جور مصاحبت است. در دعای ماه رمضان هم امام سجاد تعبیر می‌کنند به یک همنشین خوب. در مورد ماه رمضان، این ساعت‌ها همنشین ماست. ماه رجب همنشینمان است. چون تو قطار یک نفر بیاید، یک بزرگی کنارت بنشیند یک چند ساعتی. بعد اگر بفهمی آقا این چه شخصیتی بود، خبر نداشتی، آخر سفر بفهمی، بعد سفر بفهمی، بفهمی مثلاً فلان سفری که می‌خواستی بروی، در به در دنبال این بوده که یکی را واسطه کنی، این رئیس کلش بود، اگر امضا می‌کرد حل بود؛ بعدش می‌فهمی. غفلت است، دیگر هست. نمی‌فهمی چیست. ماه رجب هست، تو تقویم نوشته رجب. خب چی بود؟ هیچی. همنشین با عظمت و مبارک. این همنشین که می‌آید، چی می‌آورد برایت؟ سایه انداخته، چه‌کار می‌کند؟
ادامه کلام پیغمبر: «و هو شهر الاسَب»؛ این «عصب» که گفتم با حمزه و صاد، چیزی شبیه ناودان. آن چیزی که همین‌طور دارد ازش با یک حجم سنگین و یک فشار زیادی می‌ریزد. «عصب». بعضی کلمات خیلی قشنگ است. بین عرب‌ها که آدم زندگی کند، ریزه‌کاری‌هایش دست می‌آید. این قهوه را که می‌خواهند بریزند، قهوه را که می‌گیرد لیوانی را که می‌گیرد، وقتی می‌خواهد بگوید قهوه را بریز، می‌گوید «صُبَّ» با صاد. «صب». صب از بالا به پایین که می‌ریزد، برای حالتی که قهوه می‌ریزد. این عصب آن حالتی است که از بالا دارد می‌ریزد. مثل قهوه‌ای که دارد از آن ظرفش می‌ریزد توی ظرف شما، می‌ریزد تو فنجان شما، با فشار. چیزی که همین‌طور دارد می‌ریزد، نه این که درخواست کنی تا بریزد. یک وقت است شما ظرفت را می‌گیری، بعد تازه می‌ریزد؛ دقت کن! ماه رجب ماهی است که خودش دارد می‌ریزد. یکی فقط باید بیاید جمع کند. «شهر الاسَب»، ماه ریزش. هر چی آن بالا بالاها بوده، همین‌طور دارد می‌ریزد. خیلی عجیب است! خیلی عجیب است. شما فرض کنید یک ساعت‌های خاص یا یک مکان‌های خاصی یک آثار خاصی داشته باشد، یک چیزهای خاصی آدم گیرش می‌آید.
نقل شده از مرحوم شیخ بها، یکی از دوستان هم می‌گفتش که من روی این کار کردم. تو حرم امیرالمومنین علیه‌السلام، معروف است که شیخ بهاءالدین عاملی، معروف به شیخ بهایی، این عالم بزرگواری که ما ایرانی‌ها از خودمان می‌دانیم و قبضه کردیم ایشان را. مزارشان مشهد است. خدماتشان هم خیلی در اصفهان بوده، ولی ایشان لبنانی است، جبل عامل. شعار فارسی درجه یکی دارد. شخصیت فوق‌العاده. تو حرم امیرالمومنین، تو هر حجره‌ای طلسم‌هایی کار کرده که تو آن حجره برای فنون خاص یک استعداد ویژه ایجاد می‌کند. مثلاً تو فلان حجره کسی می‌خواهد نجوم یاد بگیرد، اینجا که بنشیند اصلاً اتومات علم نجوم می‌ریزد. هیئت می‌خواهد یاد بگیرد، تو فلان ریاضی. تو فلان حجره اسطرلاب، رمل و جفر. فقه، اصول، تفسیر، فلان اتاق. این اتاق با آن اتاق تفاوت دارد. البته یکی از رفقا می‌گفت من کار کردم، این بر اساس صورت‌های فلکی بوده. شیخ بها این کار را کرده. موقعیت‌های جغرافیایی حجره‌ها را درآورده که هر کدام روبه‌روی کدام سیاره قرار می‌گیرد. حالا ماه رجب ماهی است که همین‌طور دارد می‌ریزد. آن چیزهایی که باید با چه زحمتی می‌گشتی تو ماه‌های دیگر، یک وقت خاص برایش پیدا می‌کردی که مثلاً صبح بر فرض مثلاً ساعت ۸:۲۰ دقیقه جمعه‌ای که مقارن باشد، مثلاً با سوم جمادی‌الاولا که مثلاً فلان اثر خاص داشته باشی. تو ماه رجب دارد می‌ریزد. ماه رجب همین‌طور دارد می‌ریزد. «شهرُعَصَب» فرمود «یثبوا فیه الرحمة علی من ابده»؛ رحمت تو تمام دقایق ماه رجب همین‌طور سرریز است روی سر بنده‌های خدا. «الا عبد مشرک».
دو گروهند که آقا انگار اینها یک سپری دارند، به اینها نمی‌خورد. یکی بنده مشرک خدا، یکی هم کسی که بدعت بگذارد در اسلام. برای بقیه همین‌طور سیلی است که روی سرشان جاری است. خب باید چه‌کار کرد؟ وقت باران باید چه‌کار کرد؟ باران وقتی دارد می‌آید، تو همین که زیر باران باشی خیس آب می‌شوی. کار خاصی نمی‌خواهد بکنی. فقط مانع نباید داشته باشی. زیر سقف و حجابی نباید باشی. مانع چیست که محروم می‌کند ما را؟ گناه. دیگر چی؟ غفلت. غفلت حواس‌پرت می‌شود. مرحوم آیت‌الله حق‌شناس رحمت‌الله علیه فرمود که به نظرم شاید در مورد حرم امام رضا علیه‌السلام هم می‌گفت. می‌فرمود: «یک وقتی به من نشان دادند، تو خواب بوده. حالا خیلی قشنگ، خیلی لطیف است. خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی لطیف و دقیق است.» می‌گوید که می‌دیدم به آسمان نگاه می‌کردم. تا نگاه می‌کردم، بارانی بود که می‌آمد. تا روی خودم را برمی‌گردانم این طرف و آن طرف، باران قطع می‌شود. پرسیده بودم مراقبه یعنی چی؟ به من این را نشان دادند. تا حواست جمع است دارد می‌آید، غافل می‌شوی، قطع می‌شود. خیلی عجیب است. حواست جمعه باید بکشی. «اسْتَنزلوا الرزق» در بعضی روایات دارد. رزق را بکش. به دعا رزق را با دعا بکش پایین. بگیر، بیارش پایین. «استنزلوا الرزق». استنزال، از آن بالا بگیر، بیار پایین. این مال وقت‌های دیگر است. تو ماه رجب نمی‌خواهد بگیری بیاید پایین، خودش دارد می‌ریزد. فقط بگیر، جمع کن. فقط جمع کن، نگذار در برود. غافل نباشی!
رهبر عزیز انقلاب می‌فرمودند که یک وقتی مرحوم آیت‌الله شیخ علی آقای پهلوانی تهرانی - روحشان شاد، بزرگان و خوبانند، شب جمعه است ان‌شاءالله مهمان امام حسین علیه‌السلام‌اند - وقتی ایشان مشهد بودند، اخوی ما به ایشان گفتند که آقا این چند روزی که مشهد هستید، این بیرون شهر بریم یک دوری؟ گفت: «لطافت این بندگان خوب خدا را ببینید. می‌خواهم بیشتر تو حرم باشم، حالا این چند روزی که آمده‌ام.» گفتند: «آقا یک هوایی عوض می‌کند، یک شاندیزی بریِم، طرقبه‌ای بریِم.» گفت: «می‌خواهم همین دور ضریح باشم، می‌ترسم یک چیزی پخش کنند من نباشم، به من نرسم.» تعابیر. «می‌ترسم یک چیزی پخش کنند من نباشم.» «کل یوم هو فی شأن»، هر لحظه و هر آن یک چیز جدیدی دارد عنایت می‌کند. آنها گیرشان می‌آید که حواسشان جمع است. آن که حواسش پرت است، از کفش رفت. مثل تلویزیون دیگر مثلاً. مثلاً تشبیه ساده‌اش برای ماها مثلاً آقا یک شبکه دارد برنامه علمی پخش می‌کند، یک جا دارد فوتبال پخش می‌کند، یک جا برنامه طنز دارد. که همه اینها را دستش می‌آید، آنی که حواسش به تلویزیون جمع است. حواسش پرت است، شش سال بعد می‌فهمد که فلان برنامه طنز را فلان شبکه فلان ساعت نشان داد. تازه همین‌قدر با خبر می‌شود. ای شب قدر خدا به فلان کس فلان چیز را داد. آرمان علی‌وردی می‌رود شهید می‌شود، سال بعدش می‌فهمیم که همین جمعی که دیشب شب قدر دور هم جمع بودیم، آرمان علی‌وردی تو همین جمع شهادتش را گرفت. یک سال بعد آنی که حواسش جمع است، جلسه گفته بود فلان حاجت داشت، گرفت. همین‌جا گرفت، تو این جلسه. حواسش جمع است، دارد می‌گیرد. ماه رجب ماه ریزش است، دارد می‌آید. آنی که حواسش جمع است، دارد می‌گیرد. این حواس جمعی چیست؟ یک کم در مورد این می‌خواهم صحبت کنم. حرف‌ها باعث می‌شود که خود من هم حواسم جمع بشود، از این ماه نهایت استفاده را بکنیم.
آن چیزی که آقا در بعضی روایات دارد، بابا گفتند که آقا در اوقات روزگار و زندگی‌تان یک ساعت‌هایی «انا لربّکم فی ایام دهرکم نفحات»؛ یک وقت‌هایی وقت نسیم خاصی است. یک وزش خاصی است. چه‌کار کنیم؟ «فتعرضوا لها بکثرة الاستعداد». خودت را در معرض قرار بده. چه شکلی؟ آماده باش. آماده باش. آمادگی داشته باشی، در معرض باشی؛ به تو هم می‌رسد. هی مثل کسی که می‌خواهد پنجره را هی می‌رود چک می‌کند، باز می‌کند یک نسیم منتظر یک نسیم خاصی است. مثلاً محبوبش می‌خواهد از این کوچه رد بشود. آن که می‌آید رد می‌شود، بوی ادکلنش می‌آید. این هی دارد چک می‌کند کی بوی ادکلن محبوبش می‌رسد. بخوابد که او می‌آید رد می‌شود، این هم نمی‌فهمد. هی دو دقیقه یک بار می‌آید چک می‌کند. بعد آن وقتی که می‌آید، این هم نصیبش می‌شود. حالا در ماه رجب که دائم در حال ریزش است. البته ساعت‌های ماه رجب هم با همدیگر تفاوت دارد. شب جمعه‌اش تفاوت دارد. شب جمعه اولش تفاوت دارد که حالا ازش تعبیر کرده‌اند به «لیلة الرغائب» که امشب است. شب ویژه. برخی گفته‌اند که جزء سه شب اصلی سال است. سه شب اصلی سال، لیلة الرغائب، لیلة البرات، لیلة القدر. لیلة الرغائب، شب جمعه اول ماه رجب؛ لیلة البرات، شب نیمه شعبان؛ سه مرحله است. یک شب ولی سه مرحله است. هر سه تا با همدیگر می‌شود یک شب. دقت داشته باشید. قرآن یک دانه «لیلة القدر» گفته، ولی سه بار تکرار کرده. لطافت دارد. «انا انزلناه فی لیلة القدر و ما ادراک ما لیلة...» دیگر. آنهایی که زبان عربی بلدند، می‌دانند اینجا دیگر «لیلة القدر هی خیر من الف شهر» دیگر ضمیر می‌آورند دیگر. یک بار اسمش را آوردی. آن هم قرآنی که بنا دارد اضافه نگه‌دارد و حرف الکی نزند و وقت مردم را تلف نکند و مختصر. «لیلة القدر» خودش چهار تا حرف است. «القدر» پنج تا. نه تا حرف است! نکته دارد. سه تا لیلة القدر می‌گوید، چون سه تاش با هم یک لیلة القدر می‌شود. نوزدهم، بیست و سوم. پس آن سه شب را یک شب حساب می‌کنیم. مجموعاً می‌شود سه شب: لیلة الرغائب، لیلة البرات، لیلة القدر. این وقتش با بقیه وقت‌ها فرق می‌کند.
بعد در این ماهی که ماه ریزش است، چیا ریخته، چیا نریخته؟ چیا نریخته؟ چی می‌خواستی؟ دیگر خدا محبوب‌ترین چیزی که در این عالم داشت، محبوب‌ترین خلقش که امیرالمومنین صلوات الله و سلام علیه، وجود مادی، بدن عنصری، فیزیکی دنیایی‌اش را در ماه رجب نازل کرد. سیزدهم رجب. خیلی حرف است. اشرف زمان، اشرف مکان. کجا نازل کرد؟ تو کعبه. کعبه مگر زایشگاه است؟ آقا آمده پشت دیوار دعا کند، مادرش التماس کند که آقا تو را به خدا بگذار ما این تو زایمان کنیم؟ گل راش بده؟ دعا کند؟ دیوار شکاف می‌کند، می‌کشندش تو. سه روز نگهش می‌دارد. شوخی نیست. کعبه بابا! این قدر من هی می‌گفتم کعبه! کعبه من. خدا همش چشم به اینجا بود. ازل و ابد عالم هم گفتم چشمتان به اینجا باشد. برای این که چشمتان باشد ببینید علی کی می‌آید اینجا. محل تولد علی بن ابی‌طالب بود که ارزش پیدا کرد، شد کعبه. خشت و گل که برای من ارزش ندارد. که اینجا خشت و گل شبیه بقیه جاها باشد. اگر به خشت و گل باشد، اینجا جایی است که علی اولین تنفسش را در این کره زمین قرار است انجام بدهد. این است که شده کعبه. این مکانش. زمانش کی است؟ ماه رجب.
آن چه ماهی است؟ دیگر چی؟ این قرآن ناطق، قرآن صامت چی؟ آن هم نزولش در رجب است. دیگر حالا «انا انزلناه فی لیلة القدر». حالا جالب هم این است که لیلة القدر گفتم نه تا حرف دارد. بیست و هفتم. بیست و هفتم رجب می‌شود بعثت. بعثت نزول قرآن است دیگر. «اقرا بسم ربک الذی خلق». هم قرآن ناطق را خدا در رجب نازل کرده، هم قرآن صامت را خدا در رجب نازل کرده. دریای اینجاست که بعید می‌دانم امثال من چیزی گیرمان بیاید. ان‌شاءالله بعد از مرگمان آن‌ور کنار حوض کوثر بفهمیم. در رجب بدن امیرالمومنین آمد، قرآن هم الفاظش آمد. حقیقتش که بود. الفاظ قرآن نازل شد. صعودش کی است؟ عروجش کی است؟ آن شب لیلة القدر. امیرالمومنین می‌رود بالا. خب، «انا انزلناه فی لیلة القدر». آن قرآن لیلة القدر با این قرآن مبعث فرق می‌کند. ویولن بحث دارد. البته نه اینکه دو تا قرآن است، نزولش با هم تفاوت دارد. نزول دفعی و نزول تدریجی و اینها. یک بخشیش این است.
خلاصه آقا، ماه رجب ماه رحمت است. قرآن هم که ماه رجب و مبعث نازل شده، به همین رحمت ربط دارد. آن‌ور هم که در شب قدر نازل شده، آن باز یک جنس رحمت دیگر است. آن قرآن اصطلاحاً گفته‌اند عامه گفته‌اند ماه رمضان رحمت عمومی خداست، ماه رجب رحمت خصوصی خداست. آنجا دیگر «انفاسکم فیه تسبیح» دیگر. خدا به قول ماها - تعبیر قشنگی نیست - ولی دیگر با هر ضرب و زوری خواسته همه را پاک کند. الکی ثواب بده. نفس که می‌توانی بکشی. خدا نفس نکشم چه‌کار کنم؟ خفه می‌شوم. خب نه، همان را بده بیرون. دادی، ثواب. «انفاسکم فیه تسبیح». دست خودش دیگر نبود دیگر. نفسی که قورت نمی‌توانستم بدهم خفه می‌شدم. اشکال ندارد، بده بیرون، من ثواب می‌دهم. «انفاسکم فیه تسبیح». من نفس روزه‌دار، چون دیدم بعضی می‌گویند نفس روزه‌دار این ماه تسبیح است. از کجا گفته؟ روزه‌داران. پیرمرد بدبخت روزه بگیرد چه‌کار کند؟ «انفاسکم فیه تسبیح». مگر اینکه یک عایقی روی خودش ایجاد کرد. مال همه است. آنجا رحمت عمومی است. آن قرآن. آن ماه رمضان هم «هدی للناس». قرآن بعثت مال خواص است. قرآنی که علی می‌شنید وقتی جبرئیل به پیغمبر می‌گفت. ماه رجب اتاق خصوصی دارد. مثلاً سخنران اول می‌روند یک اتاق خصوصی. بعد مثلاً می‌آورند. ماه رجب این شکلی است. این دالون اول، پذیرایی اتاق خصوصی است. پذیرایی خاص. مثلاً این شخصیت‌ها که می‌خواهند بیایند سران، مثلاً اجلاس دارند، دیدید؟ اول می‌آیند مثلاً با رئیس جمهور توی اتاق خاصی دیدار می‌کنند. بعد از آنجا می‌روند اجلاس سران با همه بیدار. ماه رجب برای همین. آن دیدار عام هم کسی بهره می‌برد در ماه رمضان که در رجب گرفته باشد. در رجب گرفته باشد.
حالا در رجب باید چه‌کار کنیم که گیرمان بیاید؟ باید یک کاری کنیم خدا از ما روی برنگرداند. اصلش این است دیگر. خدا وقتی دارد می‌بارد بر ما، ما را بیرون نیندازد. ما را معاف نکند. ما را کنسل نکند. به قول این جوان‌ها کنسلمون نکن. چه‌کار کنیم که این شکلی بشود؟
یک آیه تو قرآن داریم، خیلی آیه عجیبی است. می‌فرماید: «قُلْ مَا یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ». بگو اگر دعایتان نبود، رب من به شما محل نمی‌گذاشت. مگر خدا محل می‌گذارد به کسی؟ چقدر خدای قرآن با خدای ماها فرق می‌کند! خدای ما ۲۴ ساعته وایستاده دست به سینه جلوی در. گناه کنی، عرق بخوری، دروغ بگویی، خدا وایستاده دست به سینه. یک لبخند هم می‌زند. «چاکرم عبد من، این چاکرتم». عبد من باشی. خدای قرآن، خدای اولیا خدا خیلی فرق می‌کند. ساعت به ساعت یک کم آنجوری می‌شوی، خدا هم آنجوری می‌شود. «فَٱذْکُرُونِیٓ أَذْکُرْکُمْ». یک کم سرسنگین می‌شوی، خدا سرسنگین می‌شود. تبریز زیاد گفتم. از یکی از اساتید می‌فرمود، خدایی که چهار تا لقمه اضافه‌تر خوردی، خدای واقعی این شکلی است. ده پیاله عرق هم می‌خورد، رابطه‌اش با خدا گرم گرم. صحبت که خدا چقدر تو زندگی به من لطف کرده و اینها. این خدای قرآن فرق می‌کند. «قُلْ مَا یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ». بگو اگر دعایتان نباشد، رب من بهتون محل نمی‌گذارد. خیلی عجیب است. خدای قرآن به میزان دعای آدم‌ها بهشون توجه و اعتنا دارد.
محل امام رضا، امام رضای من چون توهمی است دیگر. امام رضای من زائیده ذهن من است. امام رضای من همیشه همین است. چون عدم که نوسان شدت و ضعف که ندارد. که نیست دیگر. این امام رضای واقعی نیست برای من. نماز بخوانم نخوانم، دروغ بگویم، غیبت کنم، همین امام رضاست. تو دیوار زیارت می‌کنم. اهل دل است. آقا امشب با من سرسنگین بودند. امشب توجهشان بیشتر بود. امشب خیلی توجه ویژه‌ای کردند. اهل معنا می‌فهمد. سحر الله را که می‌گوید، بعضی بزرگان در بعضی تعابیر نوشته‌اند این را، در شرح مناجات شعبانیه، بعضی سحرها صدا که می‌زنند، از جنس پاسخ خدا می‌فهمند. امشب خدا خیلی... خدا حال خودش خوب نیست. امشب خدا حالش خوب نیست. خدا حوصله ندارد. نه، حال خودت خوب نبوده. شیخ مرتضی زاهد می‌گفتش که سحرها ملائکه من را بیدار می‌کند برای نماز شب، ولی بعضی شب‌ها لگد می‌زنند می‌روند. «مرتضی پاشو». یک شب‌هایی می‌گویند آقا مرتضی پاشو، حاج آقا مرتضی پاشید، لطفاً. ملائکه، اینها تمثل است دیگر. فهمیده‌ام اینها بستگی به آن روز من دارد. احترام. «ان اکرمکم عند الله اتقاکم» یعنی همین دیگر. احترامت پیش خدا، اکرمکم ساده. احترامت پیش خدا. خودت احترام خودت را نگه نداشتی، امروز خراب کردی.
آن کسی که اهل تقواست، «اذان مروا بالغوه مروا کراما». چه تعابیری! این قرآن چه کتابی است! می‌گوید وقتی به چیزهای الکی می‌رسد، «مروا کراما». می‌گوید: شأن من نیست وایستم، خودم را، وقتم را به این چیزها حرام کنم. شأنم نیست اینجا دهن به دهن کنم. شأنم نیست این را نگاه کنم. شأنم نیست جواب این را بدهم. توهین می‌کنند؟ شأن من نیست. شأن بندگی. نه شأن توهمی که من رئیسم و کلاً من پولدارم. شأن بندگی. شأن من توجه به خداست، نه این چیزها. وقتم شریف‌تر است. این «مروا کراما» که شد، احترام خودش را نگه داشت. خدا هم احترام این را نگه می‌دارد. می‌شود «ان اکرمکم عند الله». خدا احترامش را که نگه می‌دارد، خیلی جاها خودش را نشان می‌دهد. ملائکه هم که می‌خواهند صدایش بزنند، خودشان را نشان می‌دهند. موقع مردنش هم خودش را نشان می‌دهد. ملائکه موقع مردن همه به فرمان - نمی‌گویم با دست، وزیر کله مثلاً می‌چرخانم، وزیر با دست - بعضی با احترام، بعضی با تجلیل. بعضی‌ها را هم دارد هفت آسمان ملائکه می‌آیند گل می‌پاشند، به استقبال می‌آیند. بعد تازه خدای متعال می‌فرماید که بیا. یعنی بیا را از اینها نمی‌شنود. احترامش بالاتر از این است که ملائکه بهش بگویند بفرما تو بهشت. خدا بهش می‌گوید که: «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک». بقیه‌اش چیست؟ «فادخلی فی عبادی». این را ملائکه که نمی‌گویند بفرما، خدا می‌گوید: «فادخلی فی عبادی». از خدا می‌شنود.
عطار یک داستانی دارد. می‌گوید که عزرائیل آمد جان حضرت ابراهیم را بگیرد. گفت که آقا تشریف بیاورید، عزرائیل هستم، کارتان آمدم قبض روح کنم. پیدا نکردم ولی عطار نقل می‌کند، بعید هم نیست درست باشد، یعنی بعید نیست که معنایش درست باشد. حضرت ابراهیم فرمود که: من همان - تعبیر ما، من همان ابراهیم - که وقتی تو آتش می‌انداختند، جبرئیل آمد گفت کمک می‌خواهی؟ گفتم از شما نه. از شما نه. او خودش می‌داند. منی که از جبرئیل کمک نخواستم، به عزرائیل هم جان نمی‌دهم. آنجا گفتم خودش می‌داند، اینجا هم می‌گویم برو به خودش بگو بیاید. بعد رفت و آمد و گفت خدای متعال می‌فرماید که من جانت را می‌خواهم بگیرم. گفت برو. حالا این برو بیاد تعابیر ماست دیگر. آنجا که خود ابراهیم متصل است به او. بگو که مگر کسی جان عزیزش را می‌گیرد؟ رفیقش را می‌گیرد؟ خلیل مگر رفیق مشتاق ملاقات رفیقش نیست؟ برو بهش این را بگو. من که از عزرائیل نبود. این را به این عزرائیل نمی‌دهد، به آن عزرائیلی که دستش دست خداست، دارد می‌رود. فرض کنید شما مثلاً به پست، مثلاً به پست به این آقا که اینجا نشسته است که نمی‌دهد. که شخصی که به محبوبت داری می‌دهی. این واسطه است دیگر.
غرضم این است: «قُلْ مَا یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ». بگو اگر دعای شما نباشد، رب من بهتون محل نمی‌گذارد. پس دعا رمز توجه خدا به ماست. برای همین است که ماه رجب سر و تهش را با دعا متصل کردند. اول صبح دعا، بعد نماز صبح استغفار، دعا. تمام طول روز دعا، ذکر. دوباره دم غروب استغفار. شب‌هایش دعا. این دعای اونی که توجه می‌آورد. هم توجه تو را می‌آورد، هم توجه او را می‌آورد. احترام می‌آورد، توجه احترام می‌آورد. همه حرم امام رضا برابر نیستند که. بعضی ظاهرند، بعضی زائرتر. چی می‌گفتی؟ آن قلعه حیوانات. مساوی. مساوی، برابر و برابرتر. زائر و زائرتر داریم. بعضی ظاهر در و دیوار امام رضا. گنبد امام رضا. همین‌جور مرحله مرحله. بعضی ظاهر بدن مثالی امام رضا. بعضی ظاهر حقیقت نوری امام رضا. همه زیارت خاص دیگر. خاص. با توجه. هی لایه‌های عمیق‌تر پیدا می‌کند. این با چی حاصل می‌شود؟ با دعا. با دعا.
چند کلمه در مورد دعا، نکاتی را بگویم. دو سه دقیقه کلاً خیلی مطلب زیاد است و حیفم می‌آید که اینها را بهش نرسیدیم. امشب خیلی از بلاها و گرفتاری‌هایی که تو زندگی‌هامان سر ما می‌آید، به خاطر این بوده که یک جاهایی یک توجهی باید می‌کردیم، نکردیم. خدا رتبه‌بندی کرده. پلکانی که اول با فلان چیز توجه کند، نشد با این، نشد با اون، نشد با اون. آخرش چک و لگد است، که اگر مثل بچه آدم همان اول توجه می‌کردیم، به چک و لگد نمی‌رسید. خیلی از مشکلاتمان تو زندگی این است. خیلی‌هایش این است. می‌فرماید که من بلا را می‌فرستادم برای این که اینها تضرع کنند. و هی می‌رود بعدی، می‌رود بعدی، می‌رود بعدی. همان اول می‌گوید من انبیا را فرستادم برای این که تضرع کنند. انبیا را تضرع و توجه نکردن. رفت افتاد توی سیکل بلا. آن هم با ساده‌ترین بلا. مثلاً آقا دلار ۸۰ تومان. آن حال بلند شود دیگر. نه بگذار ببینم بعدش چی می‌شود. مذاکره کند. زود. اگر فهمیدی زود هم حل می‌شود. زود اگر توجه کردی ناله‌ات بلند شد، برطرف می‌شود. بنشینی می‌آید، بدیش می‌آید، بدتر می‌شود، سنگین‌تر می‌شود. یک داستانی است تو زندگی، تو این گرفتاری‌های اجتماعی ما، رازش دعاست. دعا بسیاری از گرفتاری‌های بزرگ زندگی‌مان را برطرف می‌کند. اصلاً تو روایت دارد، من روایتش را آورده، دارد که آقا آن قدری که دعای شما دشمنتان را نابود می‌کند، آهن دشمنتان را از کار نمی‌اندازد. یعنی موشک همچین اثری را بر دشمن شما ندارد. دشمنت را نابود می‌کند. اصلاً نابود می‌کند. از دعا «و سلاح المومن». کلی روایت است که نه آقا، سلاح این اثرش از چوب و چماق و موشک و بمب و اینهایی که تو داری، بیشتر است برای نابودی دشمنت. برای این که خدا دشمن را گذاشته تو رتبه بعدی، که اگر دعا نکنی با آن تو سرت، ناله‌ات بلند شود. دشمن هم خودش یکی از آپشن‌های خداست. دشمن، که از دست خدا که در نرفته که. چی زدی؟ وایسا الان می‌آیم دنبالت. استایل خدا به تو می‌گوید مومن باش، نمی‌نشینی. با اسرائیل می‌زند تو سرت. «اسرائیل من ظالم سیفی»؛ ظالم شمشیر من است. اسرائیل خودش شمشیر خداست. استایل با دعا نابود می‌شود، نه با موشک. ولی چون اهل دعا نیستیم، باید چک بکنیم تا بفهمی چی شد. تا ناله‌ها بلند شود. ناله هم بلند نمی‌شود. انگار نه انگار. یک زمانی «الهی عظم البلاء» یادتان است؟ تلویزیون هر شب پخش می‌کرد. تلویزیون بعد اخبار. نشنیدیم روزی ۶۰۰ بار «الهی عظم البلاء» پخش می‌کرد. الان دیگر چی می‌گوییم؟ دونالد جان از عمر بلا الهی آمده. الهی از عمر. ناله‌ای نداریم. درد می‌آید، ناله نداری. بدتر می‌شود، بدتر می‌شود، سنگین‌تر می‌شود.
این آیه را بخوانم برایتان: «وَ لَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَکَانُوا لِرَبِّهِمْ وَ مَا یَتَضَرَّعُونَ». ما اینها را عذاب فرستادیم، استکانت و تضرع نکردند. استکانت و حالت شکستگی. پیش... اگر می‌شکستم، تمام می‌شد. لیلة الرغائب یکی از ویژگی‌هایش این است. خدا یک امتحانی، یک چک‌آپی از ما می‌گیرد که خب بگذار ببینم امشب ناله اصلی را می‌زنند؟ اگر ناله اصلی را زدی تو این شبی که وقت نزول رحمت و عنایات خاص خداست، خیلی از مسائل بعدی حل می‌شود، اتومات. اگر بعد دیدیم هنوز آقا گرفتاری دارد اضافه… شب لیلة الرغائب. استفاده. تلویزیون هم می‌گوییم آ. سر و صدا هم می‌کنیم. شب آرزوها و اینها. استفاده‌اش به این تضرع، استکانت است. به این ناله است.
فقط این را بگویم که ارزان تمام بشود. در این شب جمعه، حالا به روضه نمی‌رسد ولی نکته‌ای باشد که ان‌شاءالله قدرش را بدانیم. روایت از امام باقر علیه‌السلام، شام میلاد امام باقر علیه‌السلام. فرمود: «ان التضرع و الصلاة من الله تعالی بمکان»؛ دو تا چیز پیش خدا یک جایگاه ویژه دارد. یکی ناله و تضرع، یکی نماز. «اذا کان العبد ساجداً لله»؛ اگر بنده‌ای در سجده بود برای خدا، «فَسَالَت دُمُوعُهُ»؛ اگر اشک جاری شد، «فَهُنَاکَ تُنْزَلُ الرَّحْمَن»؛ اینجا معلوم است که خدا بهت توجه کرده. خیلی عجیب است. علامت توجه خاص خدا. وقتی که دل می‌شکند، اشک جاری می‌شود. اگر حالت این‌طوری شد، دانه بگیری، بگیر. الان وقتش است. هر چی می‌خواهی، الان وقتش است. دل شکست، اشک جاری شد. اشکت نمی‌آید؟ ادایش را در بیاور. قیافه‌اش را بگیر. دستهایت را لااقل دراز کن. فرمود تضرع، آن گریه است. استکانت هم همین است که دستهایش را می‌گیرد، همین دستهایش را این شکلی بگیرد. این هم فرمود. اگر این‌جور شد، اشکت آمد، «فَاغْتَنمْ فِی تِلْکَ السَّاعَةِ الْمَسْأَلَةَ وَ طَلَبُ الْحَوَائِجَ». تو این لحظه هر چی می‌خواهی، بگیر. و «طلب الحاجة». هر چی می‌خواهی، بگیر. جای دیگر فرمود دلت که شکست دعا کن، چون تا دل خالص نشود، نمی‌شکند. تا نروند همه بیرون از دل، دل نمی‌شکند. چقدر فوق‌العاده است این روایت.
یک یادگاری بهتان بگویم و عرضم تمام. روایت دارد که اسحاق بن عمار - این را یادگاری از من داشته باشید، شب جمعه‌ای دیگر شاید همدیگر را نبینیم - فرمود اسحاق بن عمار می‌گوید: به امام صادق گفتم «اکون ادعو فاشتهی البکاء». من خیلی دوست دارم وقتی دعا می‌کنم، گریه بکنم. آقا اشکم نمی‌آید. با زورکی که نیستش که فشار بیاورم. حالا تعبیر را داشته باش. «فَکَیْفَ اهْلِی فَارَقُهُ وَ ابْکی». دعا می‌کنم، اشکم نمی‌آید، ولی یاد بعضی از اقوامم که می‌کنم که از دنیا رفتند، دلم می‌شکند. بابام از دنیا رفته، داداشم از دنیا رفته. یاد اینها که می‌کنم، دلم می‌شکند، اشکم می‌آید. آقا اشکال ندارد وسط دعا یاد اینها گریه کنم؟ «ذالک إشْکالَ لَهُ». اشکال ندارد؟ فرمود: «نعم فَتَذَکَّرْهُ». جانم به این قاعده عجیب! فرمود: «آره، اصلاً یاد آنها کن، إذا رقَّتْ سَرُّکَ، إذا رَقَّتْ قُلُوبُکَ.» دلت بشکند، اشک جاری بشود و ربک تبارک و تعالی. با این دل شکسته. از هر جا دلت بشکند، غنیمت است و قیمت دارد. از هر جا دلت بشکند. حالا ببین اینی که «رحمة الله الواسعه» شده، امام حسین. چه قاعده‌ای است! این که ماه رجب گفته اولش برو کربلا، وسطش برو کربلا، آخرش برو کربلا. این که شب جمعه‌ها هی ربطت می‌دهد به کربلا. ببین چه داستانی دارد. این هم عرضم تمام. دلتان شکسته باشد ان‌شاءالله. بعضی دیگر هم با این عبارت بشکند. و فیض که جاری است ان‌شاءالله بگیریم. از خدای متعال عزیزم ان‌شاءالله یاد امام باقر کنند. امام باقر به یکی از اصحاب فرمود: برو کربلا، شب جمعه است. فرمود کربلا که بروی یک قبری است پایین پای جدم، قبر پسر جوانش است، قبر علی اکبر است. هر کی این قبر را نگاه می‌کند، دلش می‌شکند. امام باقر فرمود: از این که می‌بیند این بچه را چطور کشتند، چطور دفنش کردند، زیر پای پدر، وضع این قبر یک جوری است، از غربت این پدر و پسر آدم دلش می‌شکند. واسه همین بعضی بزرگان، قاضی می‌فرمودند: هر خبری برای ما شد آنجا بود، کنار قبر علی اکبر بود. آن در رحمت که باز می‌شود، سیل رحمت که آدم را می‌برد، آنجاست. آنجاست. آنجا آدم دلش می‌شکند. ان‌شاءالله به همین زودی زیر قبه. با همان نگاهی که اول به گنبد می‌افتد، دلمان می‌شکند. ورودی که به صحن می‌کنیم. آن چراغ‌هایی که از حرم می‌بینیم. ان‌شاءالله به همین زودی زیارت رجبیه نصیبمان بشود. و ان‌شاءالله که در این ماه رجب آن رحمت خاص الخاص به داد ما برسد. و ان‌شاءالله مملکتمان و امت اسلام ان‌شاءالله با این رحمت نجات پیدا کند. بلاها برطرف. مشکلات اقتصادی‌مان، امنیتی‌مان، فرهنگی‌مان، به لطف خدای متعال، به آبروی امام باقر علیه‌السلام ان‌شاءالله برطرف بشود. و ان‌شاءالله خدای متعال در فرج آقامان امام زمان تعجیل بفرماید، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. صل علی محمد و آل محمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات بارش توجه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00