تفسیر سوره قیامت

جلسه اول

00:15:07
51

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
روشی هست برای اُنس با قرآن و تدبر در آیات قرآن، به این نحو که کل سوره را تو یک فریم ببینیم. توی یک سکانس، کل تصویر را اول ببینیم، بعد وارد اجزا بشویم و آن‌ها را تفکیک بکنیم. هر سوره‌ای از قرآن مثل یک شهر می‌ماند، این را بارها گفتیم. یک نمای کلی دارد، یک نمای ماهواره‌ای. یک عکس ماهواره‌ای می‌شود از آن انداخت. بعد می شود وارد شهر شد، توی کوچه‌های این شهر سیر کرد، زیر درختانش، با رودخانه‌هایش. ولی در نگاه ماهواره‌ای، ما به این کارها نداریم. ما فقط مختصات و جغرافیا را کار داریم. این شهر مثلاً چقدر کویر دارد؟ چقدر دریا دارد؟ در چه منطقه جغرافیایی قرار گرفته؟ جهت قطبی اش مثلاً چه جهتی است؟ اینها در نگاه ماهواره‌ای فهمیده می‌شود. در نگاه ماهواره‌ای شما نمی‌خواهی با جزئیات آشنا بشوی، هرچند نگاه به جزئیات هم باز برکات و لذت خودش را دارد.
معمولاً تفاسیری که نوشته شده –که خدا مفسرین را رحمت کند؛ کسانی که زحمت کشیده‌اند در راه تفسیر و برای فرهنگ قرآن و اهل بیت – معمولاً روش، جزء محور است؛ نگاه جزئی، نگاه عکاسی از پایین. نه نگاه عکاسی ماهواره‌ای، بلکه عکاسی هنری در واقع بگوییم. این‌جور برداشت‌هایی شده از نمای قرآن؛ آن هم در حد فهم خودشان، در حد توان دوربینشان توانسته‌اند بفهمند و برداشت کنند. ولی نگاه ماهواره‌ای، سوره را در قالب کلی نگاه می‌کند. این سوره جهت‌گیری کلی‌اش چیست؟ بیشتر روی چه چیزی تأکید دارد؟ آن چیزی که آیات را به هم پیوند می‌دهد چیست؟ مطلب کلی که از این سوره می‌شود برداشت کرد چیست؟
گاهی اسامی که اهل بیت روی سُوَر گذاشته‌اند، خود این اسامی دلالت بر مسائلی دارد. بعضی سوره‌ها را به ماجرایی که در آن سوره ذکر شده، مطرح می‌کنند. مثل سوره بقره. اهل بیت این سوره را به نام سوره بقره مثلاً معرفی می‌کنند. خب، این کلمه توش نکته‌ای است. چرا از بین این ۲۸۰ و خورده‌ای آیه، با این همه مفاهیم و محتواهای گوناگون، روی "بقره" تأکید می‌شود؟ روی داستان بقره تأکید می‌شود؟ شاید "بقره" مفهوم کلی این سوره را دارد به ما می‌دهد که حالا مثلاً کسی شاید تحقیق کند و به این نتیجه برسد که مثلاً محتوای کلی سوره مبارکه بقره مثلاً در مورد احیا و اِماتَه است؛ کشتن و زنده کردن، کشتن و زنده شدن، میراندن و زنده کردن؛ که این بقره را کشتند، این گاو ماده را، مقتول را زنده کردند.
در همین سوره ماجراهای دیگری داریم از این دست. وقتی گوساله پرستی کردند، قوم موسی توبه‌شان به این نحو بود که خودشان را بکشند: «فَاقتُلُوا أَنفُسَكُم»؛ همدیگر را بکشند. این هم باز از میراندن برای زنده شدن حقیقت است. همدیگر را بکشیم تا حقیقت زنده بشود. اواخر این سوره داستان قصاص را دارد. اگر کسی قتلی انجام داد، بروید بکشید. بله: «وَلَكُم فِي القِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الأَلبَابِ»؛ آن آیه‌ای که می‌فرماید که در قصاص حیات است، اگر شما بفهمید. در سوره مبارکه بقره، «وَلَكُم فِي القِصَاصِ حَيَاةٌ لَعَلَّكُم تَتَّقُونَ»؛ آیه ۱۷۹. این باز میراندن است برای زنده کردن. جامعه زنده می‌شود با قصاص. ظاهرش میراندن، باطنش زنده کردن.
این سوره انگار یک فرهنگ کلی دارد؛ وقتی از بالا نگاه می‌کنیم و مجموعه آیات را کنار هم می‌بینیم، روی این مسئله خیلی دارد تأکید می‌شود. نه اینکه مسائل دیگر نیست و فقط همین یک پیام را می‌خواهد برساند، وقتی آدم توی تصویر کلی به این سوره نگاه می‌کند، می‌بیند که روی این مطلب خیلی پافشاری هست. چندین بار هی به بیان‌های مختلف، به زبان‌های مختلف روی این تأکید می‌شود. و دلایل دیگری هم داریم تو همین سوره مبارکه بقره که آنها هم دارد از میراندن برای زنده شدن می‌گوید. و آن آیه استثنایی آیت الکرسی، صفت حی و قیوم خدای تبارک و تعالی را اشاره می‌کند، می‌فرماید که: «اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ». که این به حیات خدا اشاره دارد؛ این آیه، حیات و قیومیت خدا که او زنده است، زنده‌اش به خودش بسته است، و همه جز او خواب دارند، چرت دارند. که خواب خودش برادر مرگ است. فقط اوست که چرت نمی‌گیرد او را، فقط اوست که خواب نمی‌گیرد او را. هیچ نحوه‌ای از انواع مختلف مرگ را ندارد، چون خواب خودش یک نحوه از مردن است، چرت یک نحوه از مردن است: «النَّوْمُ أَخُو الْمَوْتِ»؛ شهادت آیات دیگر قرآن. وقتی ما می‌خوابیم، همین که روح جدا می‌شود از بدن، این خودش یک شکلی از مردن است. فقط خدا بعضی‌ها را اجازه می‌دهد روح برگردد به بدن، که بیدار می‌شوند. این خدایی که عین حیات است و مرگ ندارد، در این سوره‌ای که همه‌اش از مردن گفته شده برای زنده شدن، از ما می‌خواهد بمیریم تا زنده بشویم، بکشیم تا زنده بشویم؛ این هواها را، این نفسانیات را. و در آیات مختلف به اینها اشاره می‌شود.
باز اون داستان زیبای حضرت ابراهیم: «رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ». خدایا به من نشان بده تو مرده‌ها را چه شکلی زنده می‌کنی؟ که به او دستور می‌دهند چهار تا پرنده را بگیر، ذبح کن، در چهار طرف پراکنده کن، اشاره بکن، صدا کن. فوراً به سمت تو به حرکت بیایند. باز کشتن و زنده شدن تو این داستان را می‌بینیم. در واقع چهار بار انگار به زبانهای مختلف از کشتن و زنده شدن گفته شده. و باز هم داریم در این سوره، داستان‌های این چنینی داریم. داستان حضرت عزیر را داریم که رد می‌شد، گفتش که خدایا اینها چه جور زنده می‌شوند؟ و اینها، او را می‌میرانند و دوباره زنده می‌کنند. این داستان میراندن و زنده کردن، این نشان دادن صفت محیی و ممیت خدای تبارک و تعالی است. در هر سوره‌ای معمولاً یکی از اسماء الله تجلی بیشتری دارد. نه اینکه اسامی دیگر تجلی ندارد – خود «الله» که در همه سُوَر تجلی کامل دارد، «الرحمن» و «الرحیم» در همه سُوَر تجلی کامل دارد، غیر از سوره مبارکه توبه، که به دلایلی خدای متعال اینها را، چون خطاب به مشرکین است، «الرحمن» و «الرحیم» خودش را به اینها متجلی نمی‌کند. ولی در سُوَر دیگر همه هست. برخی اسماء الله، در برخی سُوَر، یعنی در هر سوره‌ای معمولاً یک اسم یا چند اسم از اسماء الله تجلی بیشتری دارد، نمود بیشتری دارد. انگار از تجلیات این اسم الهی است که این معارف دارد متجلی می‌شود. این حقیقت را خدای متعال دارد نشان می‌دهد.
شما آیات قرآن را ببینید. یکی از ابواب گشوده شدن باب تدبر، اینکه بخواهیم به تدبر قرآن دسترسی پیدا کنیم، همین است که ببینیم آیه وقتی مطلبی را می‌فرماید، آخرش ختم به کدام یک از اسماءالله می‌کند؟ مثلاً تو همین آیه مبارکه آیت الکرسی با «اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ» شروع می‌کند، آخرش «وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ». اینکه این مطلب را گفت، اینکه این حقیقت را به ما رساند، از علّو و عظمت اوست. یا آیات مختلف قرآن. شما معمولاً آیات مختلف را که نگاه می‌کنید، آخرش یکی از اسماءالله را ذکر می‌کند. «قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ». قتال در راه خدا کنید. خب، این حکم قتال برای اینکه جاری بشود، تجلی کدام اسماء از اسماء الهی را لازم دارد؟ اینکه خدا سمیع است و علیم است. حالا این ربطی دارد که حالا فرصتش نیست بخواهیم وارد بشویم. باید خوب دقت کرد که هر آیه‌ای آخرش کدام از اسماءالله را اشاره می‌کند، مخصوصاً تو آیات معاشرتی.
تو سوره مبارکه حجرات مثلاً شما اگر ملاحظه بفرمایید، سوره حجرات ختم آیات خیلی دقیق و ظریف است. مثلاً می‌فرماید که اگر شما صبر کنید پیغمبر از در بیرون بیاید، شما صدا نکنید پیغمبر را، وایستید تا ساعت خروجش از منزل برسد، این برای شما بهتر است، برای مردم بهتر است. «وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ». این غفران و رحمت الهی است. اینکه خدای متعال این را فرمود، این از غفرانش است که ما یک راهکاری می‌دهد که خودمان به دردسر نیفتیم، مقاممان عندالله پایین نیاید. آداب را وقتی به ما یاد می‌دهد، این از غفران خداست، از رحمت خداست، از اینکه می‌خواهد دارد ما را می‌بخشد. بخشیدن همیشه بعد از اینکه گناه از ما سر بزند نیست. یک وقت بخشیدن قبل این است. اصلاً می‌گوید که گناه سر نزنید. این هم تجلی غفران خداست، تجلی رحمت خداست، مهربانی خداست کنار بنده‌اش.
آیات با این نگاه وقتی نگاه می‌شود، ختم سُوَر، ختم آیات. پس هم در خود آیات می‌شود نگاه ماهواره‌ای کرد که کلیت این آیه چه می‌خواهد بگوید؟ هم در سوره می‌شود یک نگاه کلی کرد که کلیت این سوره چه می‌خواهد بگوید؟ و هر سوره‌ای معمولاً تجلی یکی از اسماء الله درش بیشتر است، همان‌جور که هر آیه‌ای معمولاً تجلی یک یا بالاخره چند تا از اسماءالله است که این آیه متجلی در آن اسماء الهی است.
حالا به عنوان مثال می‌خواهیم چند تا از این سُوَر آخر قرآن را بررسی بکنیم. سوره مبارکه قیام... خب، چون می‌دانید هر سوره‌ای را بخواهیم وارد بشویم، مهم اینه که ربط قبل و بعد این سوره را هم یک نگاهی بکنیم. معمولاً این‌جوری است که چون تنظیم این سُوَر با عنایت اهل بیت بوده، با اشاره اهل بیت بوده، اهل بیت فرمودند کدام سوره اول باشد، کدام سوره بعد باشد. مخصوصاً سُوَر اول قرآن با عنایت اهل بیت بوده. «سُوَر الطِّوال» به آنها گفته می‌شود. آن سُوَر طولانی را اهل بیت اشاره فرمودند. یا مثلاً فرمودند سوره هفتم. اینکه مثلاً در روایت دارد سوره هفتم، آیه فلانش را بخوانید، مثلاً آیه ۵۰ سوره هفتم را بخوانید. در زمان اهل بیت این بسیاری از سُوَر جمع شده. حالا اگر بعداً دست برده باشند در ترتیب سُوَر، دست بردند و آن هم اکثر این ترتیب طبق همانی بوده که اهل بیت فرمودند. هرچند دوران امام زمان ظاهراً ترتیب سُوَر عوض می‌شود. وقتی حضرت تشریف می‌آورند، ترتیب سُوَر قرآن طبق بیان برخی عوض می‌شود. در هر صورت این ترتیب سُوَر خودش حکایتی دارد، نکته‌ای دارد، لطیفه‌ای است.
سوره مبارکه قیامت، سوره انسان را بحث بکنیم. سوره مبارکه قیامت را پیش از آن نگاه می‌کنیم، هرچند باز این تسلسل دارد. یعنی قیامت را باید قبلش به سوره مدثر نگاه کرد و باز قبلش به سوره مزمل نگاه کرد و قِصْ علیٰ هذا. ان‌شاءالله در جلسه بعد سوره مبارکه قیامت را مورد تدقیق و یک نگاه کلی قرار می‌دهیم.
و الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات تفسیر سوره قیامت

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00