درآمدی بر علم لغت

جلسه اول

00:57:22
60

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم

بحثی که در این ساعت خدمت عزیزان هستیم، بحث لغات قرآن است. لغات قرآن بسیار فراوان، متنوع و درخور تأمل و دقت است. ما ان‌شاءالله بنا داریم که در این بحث، به برخی کلمات کلیدی و پرتکرار قرآن مروری داشته باشیم و احتمالاتی را که در قرآن دارد، بررسی بکنیم. ان‌شاءالله متن کتابی که کار می‌کنیم، کتاب "التحقیق فی کلمات القرآن الکریم" نوشته‌ی مرحوم علامه حسن مصطفوی است؛ یکی از بهترین کتبی است که در این زمینه نوشته شده است.

یک وقتی من سؤالی از استاد میرباقری در مورد تفاوت هدایت و رشد داشتم؛ خیلی سال پیش. همان موقع که پرسیدم، فرمودند: «از تحقیق دیدی فرقش چی گفته؟» خود حضرت استاد جوادی در مباحثشان، خصوصاً در "تسنیم" (حالا در درس، یادم نمی‌آید که ارجاعی به "التحقیق" داده باشند، ولی در "تسنیم" پای ثابت نتیجه‌گیری ایشان در مورد لغات است)، کتاب "التحقیق" را از کتب بسیار خوب می‌دانند. یک وقتی هم این کتاب، در سال ۶۰، کتاب سال جمهوری اسلامی شد.

خود مرحوم آقای مصطفوی، انسانِ حکیم، عارف و از مرتبطین و شاگردان مرحوم قاضی، محمود نخودکی و محمود آقای ملکی بود و از این معارف بهره برده است. کتاب ایشان سرشار از این حقایق است و درواقع، حقایق در این کتاب موج می‌زند. بسیار کتاب قابل استفاده، جذاب و لذت‌بخشی است. دید انسان نسبت به قرآن عوض می‌شود و انسان احساس می‌کند که همین‌طور موج موج دارد از معارف قرآن از این کتاب می‌گیرد.

ایشان در کنار اینکه نظر به کتب لغوی دیگر دارند و بر اساس بررسی این کتاب‌ها به نتیجه می‌رسند، از کتاب‌هایی استفاده می‌کنند؛ مثل "صحاح"، "مقاییس"، "مصباح"، "العین"، "لسان العرب" و... . همه این‌ها را ابتدا در بخشی مطرح می‌کنند، بعد آخر خودشون درواقع اجتهادی نتیجه‌گیری می‌کنند. اونی که برآورد کتب مختلف است، با استناد به قرآن، و با عباراتی مثل "از تحقیق" و "تحقیق لسان عرب این را گفته"، "مصباح این را گفته"، "العین این را گفته" و "این‌ها این‌ها را گفتند و تحقیق فلان..."؛ که بعداً باز چگونگی تحقیقشان و ربط آن به استعمال عرب معلوم می‌شود، این است که ایشان بنا دارد که همه لغات را به یک اصل واحد برگرداند. یعنی همه لغات با همه پراکندگی‌شان، یک ریشه و یک معنا دارند. هیئت‌های مختلف و اشتقاق‌های مختلف باعث شده که هیئت، معنایی را به آن ریشه اضافه کند.

بله، در این کتاب مقدمه‌ای دارد. مقدمه را بعضاً وقتی این کتاب را مباحثه می‌کردیم، می‌خواندیم، ولی خب الان چون فرصتمان محدود است و فرصت بحث کامل در مورد این کتاب را نداریم، من نکات مختصری را در مورد این کتاب عرض می‌کنم.

یکی از مبانی ایشان این است که مترادف را قبول ندارد. می‌گوید: «ما در قرآن چیزی به اسم ترادف نداریم.» انسان و بشر: «انسان بشر نیست، یکی نیست. انسان انسان است، بشر بشر است. هرکدام یک معنا دارد؛ مترادف هم نیست.» این از آراء درواقع مخصوص به ایشان است و شاید کس دیگری را نشود پیدا کرد که قائل به این باشد. «غیر موجود فی کلمات العرب ولا سیما فی کلمات القرآن» یعنی اصلاً ما در عرب ترادف نداریم که دو تا لغت از هر جهتی مساوی با هم باشد. «انسان دقیقاً همان بشر باشد»، ما یک همچین چیزی نداریم. دو تا لغت کاملاً و دقیقاً مترادف با همدیگر در عرب نداریم، چه برسد به قرآن!

بعد ایشان می‌فرمایند که هر کلمه‌ای یک امتیازی دارد که به آن امتیاز از کلمه دیگر متمایز و جدا می‌شود. این یک نکته در مورد این کتاب. در این زمینه معمولاً بله، نه همه، می‌گویند مترادف است. مثال بارزش انسان و بشر است. "انسان" و "البشر" با همدیگر می‌آیند و یک معنا دارند. "الانسان" و "البشر"؟ بشر خصوصیاتی دارد که انسان ندارد و انسان هم خصوصیات خودش را دارد. در لغت "انسان" ویژگی‌هایی است که در لغت "بشر" نیست. در یک نقاطی با همدیگر تباین دارند، نه خصوص من؛ و در نقاطی با همدیگر اشتراک دارند و در نقاطی با همدیگر افتراق دارند. در مصداقشان نیست، بله. در لغت، در حمل شایع ممکن است که یکی باشد. از حیثیت‌های مختلف شما یک پدیده را، یک چیز را، از حیثیت‌های مختلف به آن نگاه می‌کنید. "کل شیرازیٍ انسانٌ"، "کل شیرازیٍ انسانٌ نیست"، "هر شیرازی انسان نیست؟" هر شیرازی انسان است. تفاوت شیرازی و انسان چیست؟ در مصداق که یکی هستند با هم. در مفهوم ۱۱ کیفیت در آن لحاظ شده. یکی حیثیت دیگر در آن لحاظ شده، درست؟

الان شما هم شیرازی هستید، هم طلبه هستید، هم جوان هستید، هم انسان هستید، هم مؤمن هستید. خب، من یک وقت از حیث ایمان به شما نگاه می‌کنم، یک وقت از حیث شهر به شما نگاه می‌کنم؛ حیثیت‌ها فرق می‌کند، مصداق یکی است، بله بله. لذا این حقیقتی که ما به آن می‌گوییم انسان، بنی‌آدم یا هرچه، این یک وقت به آن می‌گوید بنی‌آدم، یک وقت می‌گوید انسان، یک وقت می‌گوید بشر؛ واژه‌ها واژه‌های مختلفی هستند.

نکته بعدی در اشتراک لفظی است. این هم ایشان می‌فرمایند که به این معنا که یک لفظی مشترک بین دو تا معنا باشد، یک لفظ باشد و دو معنا داشته باشد. اشتراک لفظی مثل شعر "شیر: این یکی شیر است اندر بادیه و آن یکی شیر است اندر بادیه؛ این یکی شیر است آدمی می‌خورد و آن یکی شیر است که آدمی می‌خورد." شیر در بادیه؟ هم بادیه هم به پیاله گفته می‌شود و هم به صحرا. شیر در بادیه، شیر در بادیه. شعر: "تو بیابون شیر در کاسه. آدم می‌خورد، آدم می‌خورد." این را آدم می‌خورد؟ شیر را. او هم آدم را می‌خورد. اینجا همه می‌گویند اشتراک است دیگر. شیر مشترک لفظی است. شما شیر که می‌گویی، هم شیر (تازه در فارسی شیر آب و این به آن اضافه می‌شود)، شیر خوردنی (که می‌خورد شما را) و شیر باز کردنی. مشترک لفظی.

ایشان می‌فرماید که ما در عرب، در این مورد هم چیزی را به اسم مشترک لفظی دوباره نداریم، چه برسد به قرآن. ما در عرب اینکه یک لفظی باشد که دقیقاً دو تا معنای یکسان از آن فهمیده شود (مباحثش خاطر شریفتان هست حتماً که می‌گفتیم حقیقت و مجاز و اینها) ایشان می‌گوید که تهش همان حقیقت و مجاز است. مشترک لفظی: یکیش حقیقی است، یکی مجازی است. شیر، اگر گفته می‌شود یکیش حقیقی است. آن یکی شیر هم به خاطر نسبتی که با این یکی شیر دارد، مجاز. استعمالش زیاد بوده؛ حالا شما این را می‌گویی، دو تایش به ذهنت می‌آید. وگرنه در وضع برای همان اصلی وضع شده، برای همان حقیقی. البته شاذ است بین علما. قابل تأمل.

حالا من می‌خواهم عرض بکنم که لزوماً ما نمی‌خواهیم الان این نظر را قبول بکنیم. می‌خواهیم بدانیم که اگر ایشان در لغتی زیر بار مشترک لفظی نرفت، چرا؟ به خاطر اینکه مبنایش. توضیح داردها، اینکه من دارم می‌گویم ایشان توضیح داده چرا من این مبنا را قبول دارم. بله، شما می‌توانید در کتاب "تحقیق"، در مقدمه "تحقیق" این را بخوانید. اینجا نه، نرم‌افزارهای "نور" دارند. نرم‌افزاری که تا یکی دو سال پیش زدند، همش توضیحات را دارد.

این هم از نکته بعدی. ایشان کتاب‌هایی که استفاده شده را اسم می‌برد، فقط خیلی سریع به آن اشاره می‌کنم. کتاب "التهذیب" ابومنصور ازهری، "العین" مال خلیل، قدیمی‌ترین کتاب لغت مال خلیل است. "کتاب العین" مال ایشان خلیل متوفای ۱۷۵ قمری. یعنی در دوره تقریباً امام صادق علیه‌السلام، از شاگردان ابوالاسود دوئلی و اینها به نظرم محسوب می‌شود. خلیل، کتاب لغوی ایشان هم یک کتاب ویژه است. ما وقتی که آمدیم شروع کردیم به مقایسه، نشد، به یک جلسه بیشتر اکتفا نشد، یعنی کفایت نکرد و تمام شد. عرض کنم که کتاب "العین" را خواستیم مقایسه بکنیم. یکی از کتب بسیار خوب و جمع و جور در بحث لغت و بر اساس حروف حلقی است. این کتاب را، یعنی بر اساس حروف الفبا نیست. دسته‌بندی خاصی دارد، بر اساس اینکه هر حرفی که اول از مخرجش بالاتر است، پایین‌تر است. به آن شروع کرده دسته‌بندی. ولی کتاب، خیلی کتاب جمع و جور و بسیار متقنی است. بالاخره، عرض می‌کنم ایشان معاصر با معصومین بوده دیگر، خیلی از دل ماجرا خبر می‌داده، استعمالات عرب. هرچند خیلی توضیحات کوتاهی دارد، کتاب "العین" در لغت. یا نهایتاً دو کلمه، سه کلمه، خیلی سریع استعمال مختصر.

کتاب بعدی: "معجم مقاییس اللغة" مال ابن فارس.
کتاب بعدی: "الجمهرة و الاشتقاق" مال ابن جریر.
کتاب بعدی: "صحاح اللغة". این‌ها را عزیزان مد نظر داشته باشند. برای فهم لغات قرآن به چه کتاب‌هایی مراجعه بکنیم؟ کتاب‌های مرجع در علم لغت چی‌هاست؟ این کتاب‌هایی که عرض کردیم و دو سه تا دیگر هم عرض می‌کنیم. این‌ها کتاب‌های مرجع.

می‌خواهید یک بار دیگر از اول می‌گویم: "التهذیب" ابومنصور ازهری، "العین" خلیل، "معجم مقاییس اللغة" ابن فارس، "الجمهرة و الاشتقاق" (دو تا کتاب ابن فارس)، "الجمهرة و الاشتقاق" (دو تا کتاب)، این چهارمی: "صحاح اللغة" این مال جوهری. پنجمی: "مصباح اللغة" این‌ها خیلی هم معروف است دیگر. این‌ها کتاب "مصباح اللغة" مال فیومی، جمال فیومی. "مصباح این را گفته." یک "مصباح المنیر" داریم، یک "مصباح اللغة" داریم. دو تا کتاب بله، توجه داشته باشید.

"اساس البلاغه" و "الفائق"، این هم مال زمخشری. "الفائق".
کتاب بعدی: "لسان العرب" این مال ابن منظور.
و کتاب آخر: "مفردات الراغب الاصفهانی." شیرازی. ظاهراً با اصفهانی‌ها خوب نیستند. مجبورید با راغب اصفهانی خوب باشید. مرحوم علامه طباطبایی در "المیزان" بیشتر تکیه‌شان به مفردات است. تقریباً به غیر مفردات، به کتاب دیگر مراجعه نمی‌کنند.

ایشان فرموده بودند که: «قرآن معجزۀ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، مفردات راغب معجزه قرآن است.» کلام مرحوم علامه طباطبایی. «قرآن معجزۀ رسول الله، مفردات معجزه قرآن.» بعد جناب آقای کورانی که خب لبنانی هستند و اینها، ایشان برنامه در مقدمه همین یکی از این چاپ‌های مفردات، ایشان آقای کورانی مرحوم علامه طباطبایی کنایه می‌زند اینجا. می‌گوید که: «شما اگر عرب بودی از این حرف‌ها نمی‌زدی. چون تبریزی هستید و این‌ها، زبانتان فرق می‌کند. این به چشم شما خیلی بزرگ آمده. عربی هم می‌فهمیم که این کتاب مشکلاتی دارد. برای همین ما خیلی هم این را معجزه نمی‌دانیم.» حالا شما معجزه می‌دانید.

مرحوم شیخ اعظم ایشان بیشتر از "مصباح" استفاده می‌کند. در "مکاسب" و اینها، کتاب قابل تکیه ایشان. "مصباح" و "مصباح المنیر" البته. و خدمتتان عرض کنم که کتابی مثل "لسان العرب" و این‌ها هم از کتاب‌های خوب است. "لسان العرب"، "معجم مقاییس" این‌ها از کتاب‌هایی است که در مباحث خیلی مورد استفاده درس خارج، بحث فقهی، اصولی، تفسیری خصوصاً. یکی از نکات مهم، چون بعضاً طلبه‌ها نمی‌دانند به چه کتابی مراجعه بکنند برای لغت. لغت را از کجا باید تشخیص بدهیم که به چه معناست؟ و کلیدی هم هست دیگر. لغت بسیار مهم.

و البته کتاب‌های دیگری مثل "فروق اللغة" عسکری، "کلیات ابوالبقاء." شنیده‌اید؟ می‌گویند: «طرف کلیات ابوالبقاء می‌گوید.» کلیات ابوالبقاء واقعاً کتاب است. کتاب "المعرب" مال جوالیقی، "فقه اللغة" مال جوالیقی، "فروق" مال عسکری. "فروق اللغة" از کتاب‌های بسیار مهم، بسیار ابوهلال عسکری. "فقه اللغة" ثعالبی. غصه سه نقطه. ثعالبی. یادتان هست؟ مددشون.

عرض کنم که این کتاب‌ها را استفاده کردیم برای لغات، ولی به قول خودشان "تحصیل الغرض لنا، استنتاج المقصد لنا". آن مقداری که لازم داشتیم و مقداری که مد نظر ما بوده. وگرنه کامل نیامدیم بابت هر لغت هرچی که "مصباح" گفته و "صحاح" گفته و همه را بگوییم. بعد از این کتاب‌ها که بسیار طولانی هم هست.

حالا یک کتابی را جا داشت ایشان بگوید و نگفت. من خودم شخصاً به این کتاب خیلی علاقه‌مندم. کتاب "مجمع البحرین" طریحی. "مجمع البحرین" جناب طریحی شیعه است اتفاقاً. برعکس همه اینها، تمام اینها سنی‌اند اهل سنت. حالا غیر از خلیل که احتمالا شیعه باشد. عرض کنم که ولی جناب طریحی هم شیعه است و هم یک کار فوق‌العاده‌ای که ایشان کرده، در لغات هرجا که رسیده یک روایت متناسب با آن لغت را هم آورده. این خیلی کار بزرگی است و فوق‌العاده است این حرکت. شما لذت می‌برید با خواندن "مجمع البحرین". کتاب مفصلی هم هست البته. در هر لغتی می‌نویسد سه صفحه، چهار صفحه، پنج صفحه. دفعتاً شاید بحث شده. قرآنش را گفته، روایتش را گفته، موارد استعمالش را گفته. کتابی است که واقعاً ایشان زحمت کشیده.

کتاب "تاج العروس"، کتابی است که حالا این‌ها هست دیگر. کتاب. این از این سنخ زیاد. بله بله. "المنجد سی" مال صیاد. این هم از کتاب‌هایی است که محل مراجعه است. بله بله. منبع نیستند اینها دیگر. بله. مسئله همین است. تا جایی که می‌شود، کتاب‌های متقن، عرض کنم که یقینی را انسان مراجعه بکند، بهتر است.

این هم از نکته بعدی. یک ویژگی ممتازی که در مرحوم مصطفوی است. حالا من می‌خواستم خود کتاب را بگویم، چون یک ویژگی که باز کتاب دارد و اینی که در نرم‌افزارها هست ندارد، این است که ایشان زبان عبری را هم در این کتاب، با استفاده از مصطفوی، از عجایب دهر. ایشان مسلط به عربی، عبری، ترکی، فرانسوی، آرامی، سریانی، فارسی، عرض کنم که انگلیسی؛ بر همه این‌ها مسلط است. و یک لغت را وقتی مطرح می‌کند، در تمام این زوایا کارش دارد. لذا یکی از ویژگی‌های ممتاز ایشان این است که جاهایی بقیه دارند یک کلمه را در استعمالات عرب می‌روند. ایشان می‌گوید: «اصلاً این عربی نیست، این عبری است.» این کلمه عبری بوده وارد شده. بعد می‌آید معنای عبری‌اش را می‌گوید. معنای عبری‌اش با اینکه استعمال عرب دارد، از این قبیل هم زیاد دارد. کلماتی که ایشان استفاده می‌کند، خود واژه عبری‌اش را هم می‌آورد. یعنی خود کلمه، رسم‌الخط عبری‌اش را که این در کتب مطبوع ایشان خصوصاً چاپ اولی که شده بود کتاب "التحقیق" اصلاً به قلم خودشان است. یعنی اصلاً تایپ نشده، چون قلم ایشان خیلی زیبا بوده. چاپ اول "التحقیق" اگر بتوانیم پیدا بکنیم، مال سال ۶۰. آنجا اصلاً به قلم خودشان و با یک آرم جمهوری اسلامی، یک "الله" دارد روی کتاب. عرض کنم که به قلم خودشان آنجا دیگر خیلی واضح لغات عبری‌اش و سریانی و اینها را گفته. عرض کنم که حالا در چاپی هم هست، ولی در نرم‌افزار دیگر نیست.

عبری، زبان اسرائیلی است. در واقع الان یهودی‌ها عبری صحبت می‌کنند. کلمات خب تورات عبری. عرض کنم خدمتتان که و بسیاری از کلمات از آن طرف وارد شده، بسیاری از انبیا مال آنجا بودند. موسی، سلیمان، داوود؛ همه انبیایی هستند که زبانشان زبان عبری بوده. لذا بسیاری از لغات اصلاً عبری. همان‌طور که از فارسی برخی لغات داریم. ما در قرآن واژه فارسی داریم. مثل "سراویل". سراویل، سروال همان شلوار بوده. شلوار شده سروال در عربی. خب، کسی آن مبدأ اشتقاق را اگر بشناسد، این هم یک نکته‌ای است که چطور قرآن این کار را کرده. این اتفاقاً از نکات قشنگی است که ایشان بحث می‌کند که مگر ما نمی‌گوییم قرآن "لسان عربی مبین" است؟ قرآن به لسان عربی مبین. خب این همه واژه عبری و فارسی و سریانی و آرامی. قرآن خالی خالی برنمی‌دارد بیاورد و نقل بکند. اول می‌گردد کلمات ناب آن‌ها را پیدا می‌کند. بعد خودش عربی‌اش می‌کند، می‌آورد در قرآن. یک توضیحی که ایشان می‌دهد. لذا اول شما ریشه را باید بشناسی، بعد استعمال را باید بشناسی، بعد ببینی قرآن با این کلمه چکار کرده. مرحله سومش هم خیلی مهم است. بعضی می‌آیند فقط استعمال را می‌شناسند. خود قرآن هم دارد یک کاری می‌کند با این لغت. اهمیت از جهت اینکه قرآن خیلی دقیق است، قرآن خیلی ظریف است. از کجا به دردم؟ اول از همه در فهم آیه، بعدش در استنباط بعضی مسائل هست. این کلمه آمده، آن کلمه نیامده. این‌ها در استنباط دخالت دارد. شما مثلاً در مفهوم‌گیری، در القای خصوصیت، این کارهایی که در فقه و اصول انجام می‌دهیم. این‌ها خدمت شما عرض کنم که قیاس منصوص العلة. "الخمر حرام لعینه مذکر." هر چه مذکر باشد حرام است. اسکار یعنی چه؟ سکر حسن یعنی چه؟ ما یک سکر داریم، حالا در برابرش پنج شش تا واژه دیگر داریم. سهو داریم، چه می‌دانم، ضعف داریم، چندین کلمه دیگر داریم. چرا سکر را گفته؟ حالا اگر خصوصاً در قرآن آمد این به چه معناست؟ قرآن که خب حتماً چون اهل بیت مخاطبشان مردم بودند، واژه‌ها عرفی‌تر هست. این ظرافت و دقت‌ها لزوماً درش نیست ولی یعنی می‌شود خیلی وقت‌ها انسان و بشر و این‌ها ممکن است در روایات مترادف بشوند، ولی در قرآن نه. در قرآن حتماً عنایتی بوده که این واژه آمده، آن یکی نیامده. اگر یک جا بشر گفته، به قول ایشان آن بشرِ انسان‌نما ملاک بوده. جای انسان گفته، جای ناس گفته، جای "جمعه" گفته، جای "قوم" گفته، جای "طائفه" گفته. هر کدام امتیازی دارد. چرا اینجا این آمده، آن دیگری نیامده؟ خب، این‌ها را چطور می‌شود فهمید؟ یکیش این است که ما استعمال لغت را ببینیم که به چی بوده در عرب، برای چه استعمال شده، ریشه لغت را ببینیم چیست.

طائفه از "توف" می‌آید، دارد "طواف" می‌کند. طائفه، گروهی‌اند که به حول یک چیزی در طوافند. استعمال قرآن: قرآن وقتی استعمال کرده، کجاها استعمال کرده؟ مثبت استعمال کرده؟ منفی استعمال کرده؟ برخی نقاط را در زبان عربی خنثی است، ولی قرآن وقتی استعمال می‌کند، عرض کنم که مثبت استعمال می‌کند. برخی مثبت است در زبان عربی، مثل هدایت. قرآن وقتی استعمال می‌کند، هم مثبت استفاده می‌کند، هم منفی استعمال می‌کند. و از این قبیل کلمات زیاد است. خب، یک جاهایی حالا در مواردی که بیایم قشنگ روشن می‌شود این مسئله در کجا به درد می‌خورد.

ایشان یک بحثی را اینجا مطرح می‌کنند درباره اشتیاق. اشتیاق یکی از مباحث بسیار مهم است. از دست ندهید، جان. تفسیر مال همین ایشان است. ایشان این کتاب "التحقیق" را که نوشتند، فرمودند که: «من دوست داشتم که یک، بر اساس این لغات، یک تفسیر فارسی هم بنویسم.» یک تفسیر فارسی هم ایشان متناسب با همین می‌نویسند. بعد می‌فرماید که: «من لغات را بر اساس آنچه که در "تحقیق" به نتیجه رسیده بودم، در این کتاب گفتم. برخی را هم یک خرده ارتقاء دادم.» یعنی باز تفسیر روشن تر نسبت به "تحقیق"، چون دیگر آخرین کار ایشان بوده. عرض کنم که آنجا لغات را خیلی جمع و جور و زیبا هر لغتی را توضیح داده‌اند و بیشتر کار تفسیر ایشان آنجا همان فهم لغات قرآن است. بحث تفسیری به معنای رایج آنجا ندارد. امتحان نمی‌دانم این کتاب چاپش ممنوع است الان در جمهوری اسلامی یا نه. چون که ایشان یک کنایه‌هایی به انقلاب و جمهوری اسلامی اینها در سوره اعرافش و خلاصه با طاغوت مقایسه می‌کند. این مباحث هم هست. هرچند حضرت آقای خامنه‌ای پیام بسیار فوق‌العاده‌ای بعد از رحلت ایشان داده. حالا نمی‌دانم. البته با آنجا بحث فوتبال این‌ها را مطرح می‌کند. روایتی را نقل می‌کند. ایشان در یکی از ویژگی‌های قوم لوط فوتبال بوده. فوتبال بازی می‌کردند. به مناسبت آن روایت می‌فرماید که: «او حکومتی که بخواهد (حالا خیلی فهمیده نمی‌شود منظورش جمهوری اسلامی باشد) یک جای دیگر: حکومتی که پول خرج بکند برای اینکه فوتبال ترویج بکند و فوتبال را رسمیت بدهد و این‌ها، این طاغوت است.» خلاصه خدمت شما عرض کنم که با این همه، ایشان در صفای نفسش هیچ تردیدی نیست. هرچند شاید هم حالا یک کمی سر همین مسائل هم منزوی شده‌اند و منعزل شده‌اند در واقع، ولی کتاب ایشان کاملاً قابل استفاده است. مباحث ایشان، مباحث خود انقلابیون از کتاب ایشان استفاده می‌کنند. در عین حال ممکن است در حوزه نظر مسائل دیگری باشد که حالا ما خیلی به آن جنبه‌ها کاری نداریم. مقلد ایشان در آن مباحث نیستیم. ما این جنبه‌ها را می‌خواهیم استفاده بکنیم.

بله، کشفش روشن است. دیگر ان‌شاءالله دوستان باید خودشان مطالعه بکنند. ما دوست داشتیم، یعنی من در فکرش بودم که ما این را هم مرتب بکنیم. هرچه کردیم فایل کامپیوتری و "پی‌دی‌اف" (البته "پی‌دی‌اف"ش پیدا شد) فایل "وردش" را لازم داشتیم که این را بتوانیم کپی بکنیم و دسته‌بندی بکنیم. گرچه کردیم پیدا نشد. لذا این دیگر حالا نرسید به این بحث ما. ارجاع. بله حالا ما آیات را که مطرح بکنیم، می‌گوییم این لغت در کدام آیات آمده. وقتی که خود دوستان می‌توانند تفسیر آن آیات را ببینند. معمولاً آیه اولش یعنی مثلاً اگر در سوره نساء آمده، بعد سوره مثلاً اعراف آمده، سوره انعام آمده، یک کلمه. ایشان اولین باری که آمده آنجا توضیح داده. در سوره نساءش. هرچه به آخر قرآن می‌رود، دیگر ایشان لغات را معمولاً تفسیر می‌گذارد می‌شود ببینید. آخرها دیگر نصف می‌شود، تفسیر اول کُلف است، بعد آخر که جمع و جور. عرض کنم که دیگر آخرها فقط ترجمه است. معنی سوره را گفته، ترجمه. اگر تک و توک لغاتی که در جزء ۲۹ و ۳۰ این‌ها آمده که جای دیگر توضیح نداده. عرض کنم خدمتتان که لذا ممکن است که کتاب ایشان الان چاپش ممنوع باشد. نمی‌دانم. حالا از این نرم‌افزارهای نور هم برداشتند. در سایتم هرچه بود، دیدم که هم سایت ایشان را کُن فیکون کردند، کتاب‌های ایشان را از اینترنت. ایشان سال ۹۴، اولین باری که ما عرض کنم که قم آمدیم، بله، همان اولین باری که آمدیم، ایشان همان اوایل یادم است. ورود ما مصادف بود با عکس ایشان. ایشان کیست؟ تا ما آمدیم. غریبانه. قبر خیلی با برکتی دارد ایشان در باغ رضوان، روبروی گلزار شهدا. تنها قبری که در باغ رضوان ضریح دارد، مال ایشان است. بسیار قبر با برکت و نورانی و انسان عارف وارسته. مرحوم قاضی به ایشان فرموده بود: «نامت حسن، راحت حسن.» خلاصه، خیلی ایشان مورد علاقه قاضی بود. بعداً این کتاب موج می‌زند، آن شخصیت معنوی و عرفانی ایشان. ممکن است حالا در مباحث فقهی و سیاسی و این‌ها، در خود مباحث فقهی هم ایشان آرایی دارد. مثلاً در بحث حجاب وجه و کفین را هم پوشاندنش را که واجب می‌داند، خلاف تقریباً تمام فقها. در بحثش هم می‌آید اثبات می‌کند، می‌گوید آقا این دیگر "وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا". "منهای ما ظهر منها"، اونی که خودش بیرون بزند. نه آنکه تو بیرون بگذاری. اگر خودش بیرون زد، دیگر پوشاندنش واجب نیست. ولی اینکه اگر بیرون انداختی، پوشاندنش واجب نیست، این را نداریم. از جهت فقهی همه فقها می‌گویند وجه و کفین را می‌شود بیرون انداخت. این‌ها هم هست. این مسائل هم هست. مد نظر داشته باشید.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط