مسجد تمدن ساز

جلسه اول

00:39:57
10

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا قاسم مصطفی محمد. اللهم صل علی من العاد الی قیام یوم الدین. ربّ اشرح لی صدری و یسّر لی امری.

آدم‌ها مدل‌های مختلفی برای زندگی‌کردن و سبک زندگی دارند. سبک زندگی، غیر از خرده‌کاری‌های زندگی است. هرکسی یک مدلی برای خودش دارد. شما ببینید یک پدر گاهی با بچه‌هایش یا گاهی دوتا برادر که این‌ها محصول یک خانواده‌اند، فکرشان هم یکی است، ولی دو نوع مواجهه با یک پدیده دارند، دو نوع برخورد دارند؛ برخوردهای ریز، برخوردهای آنی و سطحی.

سبک زندگی: یکی پشت فرمان که می‌نشیند، نمی‌دانم اوّل کمربند می‌بندد. یکی، نمی‌دانم اوّل آینه را تنظیم می‌کند. به قانون خیلی مقیّد است. این پشت فرمان که می‌نشینم، اوّل کمربند... کسی چون به یک امری اعتقاد دارد، یک کاری را برایش با ارزش می‌داند. سبک زندگی، آن پایه رفتارهای آدم‌ها است. آدم‌ها با همدیگر فرق می‌کنند. صحبت که می‌شود، باید در مورد مبناها صحبت شود؛ اعتقادات و عقیده.

آدم‌ها چه مدلی زندگی می‌کنند؟ چه مدلی برخورد می‌کنند؟ آن مدلی که اعتقاد دارد. کسی که اعتقاد، مثلاً به جهنم دارد، فیش حقوقی‌اش نمی‌تواند مثلاً ۷۰ میلیون و ۶۰ میلیون این‌ها باشد. اسم خدا را قبول دارد، خداپرست است، چیزی به اسم جهنم را باور دارد. از گرسنگی مردم بمیرند، من غوطه بخورم در بیت‌المال. خب، چرا کسی مواظبت می‌کند نسبت به بیت‌المال؟ هر جور دلش می‌خواهد دستور بیت‌المال نمی‌کند، هرطور دلش می‌خواهد خرج نمی‌کند، هرطور دلش می‌خواهد مدیریت نمی‌کند. چرا؟ چون اعتقادش، اعتقاد به بیت‌المال است.

برداشتن اصل بحث ما در سبک زندگی، بحث روی عقیده است، روی اعتقادات. اصل عقاید مسلمان، عقیده به کیست؟ اصل عقیده یک مسلمان به کیست؟ چی؟ یک بار! اصل عقیده مسلمان به خداست. به خدا. یعنی سبک زندگی یک مسلمان، فرقش با سبک زندگی یک کافر کجاست؟ در یک زندگی مسلمانانه و مؤمنانه، خدا هی دیده می‌شود. خدا قدم‌به‌قدم، وجب‌به‌وجب با همه جاهای زندگی‌اش، آن وقتی که پشت دکان نشسته، در مغازه. وقتی که پشت فرمان نشسته، در ماشین. پشت برگه نشسته، در امتحان.

عرضهٔ چرچیل حرفه‌ای... اصلاً حکومت یعنی حکومت معاویه. حضرت فرمود که شگردهایی بلدم بزنم در جنگ. او سلاح ندارد. امیرالمؤمنین سوار است. این هم خونش حلال، کافر حربی در جنگ. یل عرب امیرالمؤمنین شمشیر کشیده وایساده بالای سرش. هیچی هم ندارد غیر از مکر و حیله و بی‌تقوایی و بی‌دینی. چه‌کار کرد؟ نکبت! تا حالا در تاریخ کسی نبود که این‌جوری خودش را حفظ کرده باشد. حالا دیگر دقیق نمی‌گویم چی فرموده. وسیله نجاتش چی بود؟ ولی پیغمبر اکرم تنها شد. طرف شمشیر کشید. پیغمبر کافر حربی در جنگ گفت: «کی تو را می‌خواهد از دست من نجات بدهد؟» به خدا متوسل شد. هیچی گیر نیاوردیم.

در میدان جنگ، فرق مؤمن و کافر چیست؟ فرق بچه‌رزمنده‌های ما، بچه‌های حزب‌الله با صهیونیست‌ها چیست؟ فرق این بچه‌های سپاه بدر که مثلاً با آمریکایی‌ها می‌جنگیدند در عراق، با سربازهای آمریکایی چیست؟ سرباز عراقی، سرباز لبنانی، سرباز ایرانی، سرباز مسلمان خدا را دارد. شب‌به‌شب می‌رود، پیدا می‌کند، خلوتی دارد. شما رفتید جنوب، رفتید گردان تخریب در دوکوهه. فاصله می‌گیریم. گردان تخریب، حسینیه حاج همت، دوکوهه. شبانه پیاده بزنیم ۵ کیلومتر. حسینیه است این‌جا. کجا بوده؟ بچه‌های تخریبچی کشف بکنند، خنثی بکنند، راه را باز بکنند، بچه‌ها بیایند. یعنی ثانیه‌به‌ثانیه با مرگ روبه‌رو. نصف شب فعالیت می‌کردند. چه‌کار می‌کردند؟ تخریب عراقیا. حسینیه گردان تخریب می‌بینید که تکه‌تکه قبر آماده است. خوب مناجات می‌کردند، گریه می‌کردند. عراقی‌ها چه‌کار می‌کردند؟ فیلم پورنو، عکس و مجله!

سبک زندگی جهاد. مثلاً مجاهدانه در میدان جنگ چه‌کار باید بکنیم؟ هزار ساعت سخنرانی کردیم. اصلش را بگو، مایه‌اش را بگو. مایه‌اش چیست؟ خدا هست. بهتر صحبت می‌کنیم. آقا مسلمان باید بهداشت داشته باشد. کافر داریم، ساعت‌به‌ساعت مسواک می‌زند. مسواک نیست. مسلمان و کافر از خدا تشخیص می‌دهند. این قبول دارد، در متن زندگی‌اش خدا را آورده. کافر یعنی چی؟ معنای کفر یعنی بی‌اعتنایی، محل نمی‌گذارد به خدا. و و و این‌قدر مسلمان داریم که کافر می‌خواهد ازدواج بکند. چشمش به ول‌بانک، چشمش به پولکی، چشمش به فلان. ازدواج کرد. عجب! امام رضا علیه‌السلام گفت: «من به ضمانت بدهم، ازدواج بکنی، پول دستی بهت بدهم، پول نقد بدهم، قبول می‌کنی؟» گفت: «آقا! شما که خیلی بالایی، خدا ضمانت داده، تو مسلمانی.» حاج آقا، چه کنیم در مراسم ازدواجمان خدا برکت بیاورد. جمع کن مرد حسابی! تو کافر ازدواج کردی. قرآنمان چه مدلی باشه؟ کجا بخوانیم برکت پیدا کنه؟

تو خدا در زندگی تفاوت مؤمن و کافر، تفاوت اصلی کجاست؟ کجاست؟ موسفیدها، عزیزان و بزرگ‌ترهایمان. شوخی‌های ادبیات. تفاوت مؤمن و کافر در زندگی، در سبک زندگی، کجای زندگی است؟ دوباره یکی از جاهای زندگی ما، معماری زندگی ماست. معماری‌ها، خانه‌سازی‌ها، شهرسازی‌ها. خانه‌های ما باید چه را داد بزند؟ خانه‌های ما یعنی کیا؟ یعنی مسلمان‌ها. خانه امام مسلمانمان. چه را داد بزند؟ خدا بهشت قم که سیستم عوض شد، شهرسازی، بعد خدا را داد بزنم. آقا! یعنی چی؟ شهرسازی باید خدا را داد بزند. خیلی نیست. ان‌شاءالله اگر یک وقت دیگر در خدمتتان بودیم، بحث را ادامه بدهیم.

شهر ما، شهر آدم‌هایی که خدا را قبول دارند، این مدلی است. مثلاً یک جاهایی را برای خدا درست می‌کنند. یک جاهایی در شهر درست می‌شود برای خدا. تنگ می‌شود. دیگر مسلمان نیست. مثلاً در قم نباشد، حرم حضرت معصومه نباشد. مثلاً در شهر مبارکه ساوجبلاغ، مثلاً دلت هوای خدا کرده. شب کدام کدام مزارستان محترمی باید تشریف ببرید تا دلتان باز شود؟ مزارستانش هم بسته است. ساعت ۱ شب. من ساعت ۱ شب دلم برای خدا تنگ شد. نه مشهد است، نه قم. تازه قم هم که چند سال است مسکن مهر. قبول هم دارم، مسکن مهر می‌سازم، ۵۰۰۰ خانواده زندگی می‌کنند، مسجد ندارد. دانلود مسجد.

مسجد در سبک زندگی اسلام. مقدمه زیاد بخواهم بچینم. یک کلمه حرف حساب بزنم. مسجد خودمان را شروع بکنم. کی قبول ندارد؟ اسراف بده، مواخذه دارد، عقاب دارد. بغل نهر آب دارد. وضو می‌گیرد، اسراف است. مملکت ما یک سال قحطی است. کمپین قطره‌قطره راه می‌افتد. الان کمپین قطره‌قطره کجاست؟ شهرستانی کجا؟ سمت غرب کشور بود و این‌ها. حجامت کرده بودم، باید می‌رفتم دوش می‌گرفتم. اسراف! «ان الله لا یحب المسرفین.» حالا این اسرافی که شما یک شمع اضافه روشن کنید، آب اضافه روشن کنید. می‌دانستید یکی از آداب مسجد این است که چراغ مسجد نباید خاموش بشود، در مسجد نباید بسته باشد؟ آقا! پولش را از کجا بیاوریم؟ مجانی نیست. ما در مسجد محلمان، آب‌شیرین‌کن مسجد دارد. مردم مسلمان منطقه ما لطف می‌فرمایند. آدم دلش تنگ می‌شود، یک هدیه می‌خرد، هدیه می‌برد، یک کاری می‌کند، شیرینی آوردم. چه‌کار می‌کنند؟ روایت زیارت بکند. در خانه طهارت می‌گیرد. موضوع مسجد من را زیارت کند. مسجد اهل مسجد زوّارالله. مسجد خلوت است. یک نسل دهه ۲۰ و ۳۰، متولدین دهه ۲۰ و ۳۰ در مسجد هستند. محل کم نیست‌ها. زیارتگاه خدا قبول نداریم. قبول دارید ما برای امامزاده‌ها بیشتر احترام و اعتبار قائلیم. ما حرم را بیشتر دوست داریم و قبول داریم یا مسجد؟

شریف‌ترین نقطه کره زمین کجاست؟ مسجد. زمین باز از کجا؟ از زیر کعبه. نقطه مرکزی زمین، کعبه. از طرق مختلف فیزیکدان از جهت انرژی حساب کردند. کجا نقطه مرکزی انرژی زمین است؟ دیدند جایی که معادلش می‌شود. زمین از این‌جا اولین جایی که خدا در این زمین طراحی کرده، مردم آمدند زندگی بکنند. خدا وقتی شهرسازی کرده، مسجد اوّل مسجد ساخته، اوّل مسجد زده، بعد دور مسجد خانه ساخته. مسجدالحرام. مسجد بماند. چه‌قدر رفتند توش، نشستند توش، نفس کشیدند. کربلا از یک جهت اشرف از مکه و مسجدالحرام و این‌ها. بماند روایت.

یک زمین مکه خیلی به خودش می‌بالید. روایت است: «خدا بر من واجب کرده مردم بیایند دور من، روی زمین من طواف بکنند.» کعبه را ندا آمد که زمین مکه گفت: «بنشین، آرام بنشین، شلوغ نکن. اگر زمین کربلا نبود، اصلاً تو نبودی.» و خدا پنجاه هزار سال قبل از این‌که مکه را بیافریند، زمین مکه را بیافریند، زمین در کامل‌الزیارات نماز بخوانیم. زیارت امام حسین چیست؟ معادله با چیست؟ معادله با زیارت خداست. دنبال طی‌الارض. دستور جدید، چیزی پیدا نکرده‌اید؟ ما طی‌الارض کنیم.

مسجد، محل ملاقات خداست. شهرسازی ما باید پیرامون مسجد باشد. زیارت خدا. الان بعضی دوستان ظاهراً از طریق اینترنت ما را از بعضی کشورهای دیگر مثل کانادا و این‌ها در خدمتشان هستیم. چند روز دیگر، سه چهار روز دیگر زیارتی مخصوص آقا امام رضا. بیست‌وسوم ذی‌القعده که بنا به نقلی شهادت امام رضا علیه‌السلام. برادران عراقی ما آخر ماه صفر را عزاداری نمی‌کنند برای امام رضا. ذی‌القعده عزاداری امام رضا. روز زیارتی امام رضا. بریم زیارت امام رضا. کجا بریم؟ حالا بنده دسترسی ندارم. ما که قم هستیم کجا می‌رویم؟ بریم حرم حضرت معصومه.

برادر عزیز، خواهر عزیزی که مثلاً در ونکوور، مثلاً زندگی در تورنتو زندگی می‌کنی، کانادا، آلمان، بلژیک، سید محمد لاس وگاسی، مثلاً مشهد لاس وگاس. زیارت کجا برم؟ زیارت خدا. نگاهمان به مسجد باید عوض شود. مسجد مرکز قطر ما. ما دور مسجد زندگی می‌کنیم. نقطه اصلی زندگی ما مسجد. خانه اصلیمان مسجد است، بعد خانه خودمان. بماند که الان مسجد ما. شما زنگ بزنید به یکی بگوید: «دارم می‌روم مسجد.» می‌گوید: «کی مرده؟» بالای شهر تهران گفت: «ما رفتیم از مراسم مسجد. دعوا بشود.» ما وقتی دلمان تنگ می‌شود برای خدا، شب نصف شب، کله سحر. وقتی دلمان برای خدا تنگ می‌شود.

عرض من تمام. ایام زیارتی آقا امام رضاست. خدا رحمت کند مرحوم شیخ بهایی، شیخ بهاءالدین عاملی، عالم بزرگ شیعه، شخصیت فرزانه. ایشان معمار بود، می‌دانید. روستای معماری بود. معماری اسلامی. بسیاری از جاهایی که در اصفهان مشهور معماری اسلامی است، معمار شیخ بهایی. حرم آقا امام رضا را هم ایشان طرحش مال ایشان. حرم امام رضا علیه‌السلام را، سردر ورودی حرم امام رضا که می‌رسد به بنا، می‌فرماید که: «طاق را بزنید به من خبر بدهید. بدون هماهنگی سفر طولانی برمی‌گردند.» خیلی عصبانی. روستای بنا را می‌گیرد، می‌گوید: «من یک شب خواب دیدم آقا امام رضا حضرت فرمودند که قرار دارم، تعهد دارم.» دوباره آقا امام رضا را خواب. گذشت. دفعه سوم خواب دیدم، آقا به من تشل زدند: «مگه نمی‌گویم بهت برو تا آن را بزن.» شیخ بهایی یک سری طلسم بلد است، ورد بلد است. طاق ورودی حرم ما بگذارد که گناهکارها نیایند در حرم. از همه راه دور هم ایام زیارتی آقا امام حسین.

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی حجتک علی من فوق و من تحت الثری. صد شهید صلوات کثیرتاً ذاکیتاً متواتراً متواتراً متواطراً چرخ زده. ما صلیت علی احد من رضا. اگر رضا شود یا امام رضا جانم. زیر سایه خواهر شماییم. از کنار حرم خواهرتون سلام می‌دهیم. خواهرتون رضا. اگر رضا، درد همه دوا شود. مگر از آهو کمتر. رضا جان. حسی بر سرم. رضا جان. فرمود: «ابا، من به مجلس مأمون می‌روم. پشت در منتظر باش. اگر از مجلس بیرون آمدم با حالت طبیعی بودم، بدان سالمم، حالم خوبه. ولی اگر بیرون آمدم اما به سر کشیده، بدان دیگر نباید با من صحبت کنی.» ابوالفضل منتظر نشسته، دلواپس است. الان آقا بیرون چه حالی دارد؟ یک وقت نکند سر به سر باشد. یک در باز شد. فقط سر کشیده. هی مثل ما گزیدم. به خودش می‌پیچد. هی بلند، هی صدا می‌زند: «انا لله.» یک التماس دعا. خدا را شکر یادش نبود این صحنه را ببیند. ولی صاحب مسجد، مجتبی. مادر می‌شه. زمین. هی بلند می‌شود. هی دست به دیوار می‌گیرد. نامت چه جور سیلی زد یا زهرا.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط