متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین. لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
شام عیدالله الاکبر، عید غدیر، عید ولایت آقا امیرالمؤمنین، صلوات الله و سلام علیه، هدیه به آقا امیرالمؤمنین، صلوات. (قرائت ختم محمد و آل محمد و عجل فرجه)
جلسات گذشته، عرایض ما به اینجا رسید که در یک شهر، در یک منطقه، آن نقطه اصلی، مسجد است؛ جایی که اول ساخته شود، مسجد است. همه باید حول مسجد باشند، نه اینکه بعضی جاها شهرک میسازند، مسجد ندارد. مسکن مهر میسازند، شهر میسازند، مسجد ندارد. شهر میسازد، مسجد ندارد.
پیغمبر اکرم، صلوات الله و سلام علیه (صلوات بر محمد و آل محمد)، الگوی واقعی است. واقعاً باید از پیغمبر اکرم الگو بگیریم. ایشان وقتی وارد مدینه شدند، از مکه مهاجرت کردند به مدینه. چند روزی بیشتر نگذشت، شروع کردند به ساختن مسجد، همینی که الان مسجدالنبی است در مدینه. خدا انشاءالله به همین زودی زود نصیب بکند برویم نماز بخوانیم و زیارت کنیم.
مسجد را ساختند. یک تعدادی هم با پیغمبر راه افتادند؛ اینها مهاجرند. مثل اینکه مثلاً شما از قم پاشید بروید کاشان، مثلاً مهاجرت. یک شهر غریب، بعد یک دفعهای هم مهاجرت کردید، کس و کارم آنجا ندارید، فضا هم علیه شماست. بر فرض، مردم مکه وقتی با پیغمبر مهاجرت کردند و آمدند مدینه، خیلی ازشان پذیرایی شد. آنهایی که در مدینه بودند، سنگ تمام گذاشتند، خانهها را در اختیارشان گذاشتند، درها را باز کردند. هر که یک اتاق اضافی داشت، خانه اضافی داشت، همه را داد به این مهاجرین. ولی یک تعدادشان باز هم با این حال، بیجا ماندند.
پیامبر اکرم چهکار کردند؟ همین کاری که ما در اربعین میکنیم، کربلا میرویم؛ مساجد، حسینیهها... پیغمبر اکرم مسجدی که ساختند، که حالا اولش مسجد پیغمبر یک چیز فوقالعادهای بود. مسجد پیغمبر، آقا جان من، عزیز من، مسجد پیغمبر سقف نداشت. دیوارش هم قد یک آدم بود، یک متر و تقریباً نیم. مسجد این بود. مسجد مسجد جمکران که نساختند، مثلاً پیغمبر حرم امام که نساختند، مثلاً. مسجد معمولی که فقط مردم جا داشته باشند با یک سایهبان. سقیفه به معنای سایهبان است. یک سایهبان زدند پشت مسجد، اصحاب صفه. به اینها میگفتند اصحاب صفه. میخواهم صحبت بکنم. پیغمبر مهاجرت کردند، خیلی وضع اقتصادیشان بد بود. غیر از همه چیو زدند. درآمدشان اینها بیزینسمن که نبودند که در تلگرام که کار نمیکردند که. کانال تلگرام، بعضی از این کانالهای تلگرامی گفتند: «ادمینش قمه.» به قول امروزیها ممبر داره، عضو داره. یک زمین کشاورزی داشت، یک باغ داشت، یا کارگر بود، همه را ول کردند رفتند. هیچی نداشتند. با پیغمبر پا شدند رفتند مدینه. پیغمبر دور مسجد تیکهتیکه جا درآوردند. اینها پشت مسجد، دور مسجد خانه ساختند. بنیهاشم، آنهایی که با پیغمبر بودند و فامیلهای پیغمبر بودند، اینها آمدند.
بعضی از مهاجرین مثل عمر بن خطاب، ابوبکر، کنار مسجد خانه گرفتند. سقفی که عرض کردم زیر سایهبان صفه مسجد زندگی میکردند. رکن اصلی شهرسازی مسجد مدینه یعنی چه؟ آقا جان، مدینه مدینه یعنی چه؟ پیغمبر وقتی آمدند مدینه، اسمش مدینه که نبود، اسمش یثرب بود. مدینه، مدینه النبی، شهر پیغمبر. پیغمبر شهرسازی کرد. یک منطقه را دست گرفت، ساخت. نه مثل بسازبفروشی، ۱۰۰ تا واحد دربیاورد. قشنگ یک برج ۳۰ طبقه اینجا میسازیم با یک پنتهاوس رو به مکه، یک ویوی خیلی قشنگ داشته باشد. از این مسخرهبازی.
پیغمبر شهرسازیشان چطور بود؟ پیغمبر میساخت. ماها وقتی شهر میسازیم روی مبنای پول است. چهکار کنیم، اسکان بیشتر دربیاوریم؟ (بفرمایید، خندههایتان معنادار است، اهل بخیه!) ایران چهکار بکنیم ۵۰۰ میلیونش بشود ۶۰۰ میلیون؟ پیغمبر فکر این است که از این ۵ متر جا چگونه بنده بسازد برای خدا. پیغمبر اکرم بهش ۵ متر زمین بدهند، پیغمبر چگونه میشود بنده خدا؟ پیغمبر در ۵ متر بنده خدا میسازد. زمین به پیغمبر. شهر را اول مسجد ساختند. بنده خدا بشوند. مسجد نداشته باشد. مسجد نداشته باشد. اصل شهر، اصل یک منطقه، اصل یک روستا، اصل شهرک، اصل یک شهر، اصل یک منطقه، مسجدش.
پیغمبر اول مسجد را ساختند. در مسجد میخوابیدند، در مسجد درس میخواندند، گفتوگوها، معاشرتها. بعضیها مجردی آمده بودند با پیغمبر، در مسجد. بعضیها متأهلی آمده بودند، پیغمبر پشت مسجد بهشان خانه داده بود. کوچه پشتی. عرض من را داشته باشید، امشب مسئله مهمی را میخواهم اشاره بکنم انشاءالله. در این خانهها همش رو به مسجد بود. متأهلی آمده بودند دیگر. متأهلها میفهمند دیگر یعنی چه؟ کسی که متأهلی میرود، یک وقتی نیاز به غسل دارد، نیاز دارد در خانه بیاید، برود بیرون. حمام هم که در خانهها نبود که.
میگویم در نداشتند. حمام داشتند. از توی خانههاشان در حال جنابت بیایند توی مسجد، از مسجد بروند بیرون. مسدود شده و پاتوق دیگر، خلاصه نصف جواب خانهها درمیآید. همه توی حیات مسجد و توی مسجد و دارند میروند به سمت میعادگاه عاشقان. بعد یک مدت دستور نازل شد. پیغمبر اکرم، آقا، بسه دیگر، چه خبره؟ مسجد برداشتی راه انداخت. همه درهای خانهها بسته. کسی حق ندارد از توی مسجد رفتوآمد بکند. همه درها را میبندی غیر از یک در. کدام در؟ «سد الأبواب الا باب علی بن ابیطالب.» اللهم صل علی محمد و آل محمد.
مسجد بیاید با هر حالی، در مسجد بیاید اشکال ندارد. آقا، ولولهای به پا شد. ماجرا همینجوری نبود، یک چیزی بود برای خودش. فقط خانه امیرالمؤمنین. اعصابها ریخت به هم. یک عده مثل جناب حمزه سیدالشهدا، ایشان عصبانی شد. گفت: «یا رسول الله، بزرگتریم، عمویی.» گفتند: «بزرگتری.» گفتند: «پسر جوون، علی بن ابیطالب، ۲۴...» در خانه عموها و عمهها و بزرگان و همه را دارد میبندد. با لحن بد نگفت. جناب حمزه سیدالشهدا فقط سؤال کرد. بعضیها با لحن بد میگفتند: «همه درها را تیغه کرد پیغمبر.» در خانه ابوبکر، در خانه عمر، عموهای پیغمبر، عمههای پیغمبر، همه اینهایی که مکه و پیغمبر آمده بودند. در همه خانهها بسته شد. یک در فقط به مسجد باز، در خانه امیرالمؤمنین بود. سری دارد. میگویم انشاءالله.
چرا قبلش این نکته را بگویم؟ بعضیها از توی خانههاشان در مسجد نبود، یک سوراخ کوچولو، چشمی گذاشته بودند. جلسهای بود، گردهمایی بود، کنفرانس، همایش، جلسه، عرب، چشمی. بعضی از اینها اصرار، التماس، دیگر نمیگویم مثلاً کیا بودند. شما مشرف میشوید مدینه، مسجدالنبی پیغمبر. همه آن درهایی که یک زمان بسته شده بود، باز کردند. آن یک دری که باز بود، بستند، گل گرفتند، آهن بستند. در خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا. بعد آنهایی که التماس میکردند: «یک سوراخ کوچک برای ما بگذار بماند.» صدیق اول، صدیق ثانی، صدیق ثالث. در خانه باز بوده، بستند، گل گرفتند، آهن کردند. به حق حضرت زهرا، به حق امیرالمؤمنین انشاءالله آخرین عید غدیری است که در این خانه بسته است. همه را پیغمبر بست.
جانم به امیرالمؤمنین! ما اماممان این است. اماممان این است. بعضی امام، بابایش کیست، نمیداند. در مورد بابای امام ما افتخار ما این است. سینهچاک امیرالمؤمنینی. امام که همه درها را بستند. گفتند: «اگر به خاطر این است که جنوب رفتوآمد نکند، خب علی چی؟» پیغمبر فرمود: «علی که حالت جنابت؟ مگه نخوندی آیه تطهیر را؟ «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس» این خانواده تطهیر شده الهی است. نجاست در بدن امیرالمؤمنین معنا ندارد.» شماست. خون ما معصوم نجس است؟ حاشا و کلا! ادرار امام معصوم نجس است؟ حاشا و کلا! خون امام معصوم از گلاب کاشان پاکتر، معطرتر است. در روایت دارد پیغمبر اکرم برای غذای حاجت که میرفتند، از بوی گلی که بلند میشد، میفهمیدند پیغمبر کجا رفتهاند، غذای حاجت کردهاند. این وجود نازنین، بدنهای مطهر، نجاست درش معنا ندارد. اینها از جنس من و شما نیستند. بهشت خدا آفریده. از خمیره بهشت آفریده. نجاست در امیرالمؤمنین راه ندارد. این آقا در مسجد بیاید بخوابد، در هر حالی در مسجد رد بشود.
بالاتر از این، در طول تاریخ، بابا، آخه چی بگویم؟ آدم از مسجد بیرون کردند. چون اینها همسایه مسجد بودند، دیواربهدیوار مسجد بودند، روابط زناشویی احترام مسجد میآمد پایین. خانه امیرالمؤمنین وسط مسجد بود. نطفه امام حسین در مسجد شکل گرفت. نطفه امام حسن مجتبی در مسجد شکل گرفت. مسجد زندگی میکردند آقا جان من. این امیرالمؤمنین من و شما در مسجد به دنیا آمد. در مسجد زندگی کرد. در مسجد کشتنش. عیسی میخواست به دنیا بیاید، خدای متعال به مادرش مریم گفت: «سالها در مسجد بود، خدمتگزار مسجد بود، پیغمبرزاده است، از نسل طیب و طاهر است، سیده نساء عالمین در دوران خودش. مریم بیت عمران یک شخصیت فوقالعاده خادم مسجد.» میخواست بچه به دنیا بیاورد، ندا آمد: «مریم، مسجد برو بیرون. مسجد جای زایمان نیست.» رفت در بیابان زایمان کرد.
امیرالمؤمنین، مادرش بیرون مسجد میخواهد زایمان کند، صدا زدند: «جای تو بیرون مسجد نیست.» دیوار ترک برداشت. سه روز مادر در کعبه بود، در کعبه زایمان کرد. من بارها اعلام کردم در مناطقی که اهل سنت بودند، گفتم: «نه، مثل علی یک کتاب مثل نهجالبلاغه بیاورید.» من دست از تشیع... بهتر از نهجالبلاغه یا مثل نهجالبلاغه. مسجد را خالی کردند، کسی غیر امیرالمؤمنین. خیلی معطل نکنم. غدیر قمری آخرین ماه ذیالحجه است، آخرین عیدمان هم عید غدیر است. البته هفته بعد هم یک عیدی داریم. سه تا عید در واقع: مباهله و خاتمبخشی امیرالمؤمنین و نزول آیه تطهیر. هفته بعد هم درباره امیرالمؤمنین انشاءالله سخنهایی خواهم گفت اگر خدا توفیق بدهد که جلسه آخر قبل از اعتراض کردن.
پیغمبر اکرم قبلش اینها، آنهایی که باید مسیر را تخلیه میکردند. هر کدام رفتند یک گوشه مسجد سفت نشستند که پیغمبر اینها را بیرون نکند. امیرالمؤمنین که قرار است فقط او استثنا بشود، وقتی یک گوشه منتظر... علی جان عزیزم، تو که استثنایی. اسکان طاهراً مطهرا. تو که طاهری. تو که مسجد... خلاصه خالی کردند. یک عده هم حسودی کردند به امیرالمؤمنین. بعضی حسودیها از اینجا شروع... بعضی حسودیهایی که بعداً پشت همین در خانه تلافی کردند. پشت همین در خانه. دری که باز بود، یک عده را به حسادت کشاند، بعداً آمدند آتشش زدند.
پیغمبر اکرم باخبر شد. پیغمبر آمد شروع کرد سخنرانی کردن. «ای مردم، شنیدم یک عده حسودی میکنید. من از دستور خودم نبوده، از طرف خودم نبوده. مگر نشنیدید آیه قرآن؟ خدای متعال به مردم مصر که با موسی و هارون بودند، دستور داد خانه بسازند. خانهها هم روبروی هم باشد. در مسجد هیچکس سکونت نداشته باشد غیر از موسی و هارون. همه مردم بیرون مسجد بودند. موسی و هارون در مسجد.» بعد پیغمبر اکرم چی فرمود؟ این روایت معروفی که خیلیهایتان شنیدید: «أنت منی بمنزلة هارون من موسی.» علی جان، جایگاه تو برای من جایگاه هارون نسبت به موسی است. مظلومیت و اینها گرفته تا اینکه موسی همه را از مسجد بیرون کرد. خودشو هارون در مسجد ماندند. پیغمبر اکرم همه را از مسجد... خودش و امیرالمؤمنین، در خانهشان درش به مسجد باز بود. از این قبیل روایات زیاد است در فضیلت امیرالمؤمنین، صلوات الله و سلام علیه.
حرفهای دیگری هم هست امشب مطرح بکنم، ولی وقت گذشته. درباره امیرالمؤمنین و ارتباط امیرالمؤمنین با مسجد، ماهی در آب. امیرالمؤمنین علی کجاست؟ حالا مثلاً توی مدینه. مدینه نسبت به مسجد قبا دیدید دیگر، فاصله را. تفریح امیرالمؤمنین کنار مسجدالنبی. مسجد کوچولو. امیرالمؤمنین ۱۰ متر، ۲۰ متر. سیاحت امت من، امت من گردش میروند کجا میروند؟ پیغمبر اکرم فرمود: «خدا رحمت کند مرحوم حاج آقا فخر تهرانی.» خدایا! من از گمراهی افتادم به نیت زیارت فلان امامزاده، کنارش دریا هم دارد، باغم دارد، جنگلم دارد. اینها هم بغلش علف خودرو. بله امسال درمیآید، گیرت میآید. زیارت امامزادهها چه گرههایی را از آدم... به نیت مساجد رفتن چقدر برکت دارد.
از امیرالمؤمنین صلوات الله و سلام علیه مدحی داشته باشیم خدمت امیرالمؤمنین. انشاءالله که این عید غدیر عنایتی بکند. این عید. آسمانیها بهتر از زمینیها میدانند عید غدیر چیست. ملائکه چه کیفی میکنند از آن بالا. امیرالمؤمنین عنایت. الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب و أولاده المعصومین.
تا وحی آمد، مقتدا بالا
دست نبی، دست خدا بالا
با دست گرمش، رحمت العالم
دست یل خیبرگشا را برد بالا
فهمیدهایم گوشها کر میشوند
تا آخرین حدش صدا را برد بالا
نام علی در خلق عالم سا
تا پرچم شاه ولا را برد بالا
سوره انسان عیان، وقتی که
روح العطا را برد بالا
یا رب! سربلند و دشمنش آرام
دستش این دعا را برد بالا
میخواست مردم جلوه حق را ببینند
آیینه ایزدنما را برد بالا
گفتند: «از این بیت روزی خرید یوسف،
اما روزی خرید یوسف ارزان بود.»
این بار پیغمبر بها را برد بالا
(صلوات علی محمد و آل محمد)
سلطان کشتی هدایت، جانشین داشت
این ناخدا، خدا را برد بالا
بر بام دلها کعبه سیار رفت و
با خود صفا، مروه، منا را برد بالا
هرگز به شعر دیگران حسرت
این بیتهای ساده را بر آب... بالا
روز اول به خدا دل به تو دلبر دادم
روز اول به خدا دل به تو دل
تا گرفتار تو هستم ز همه... علی جان
بارها گفتم، بار میگویم، من حیدریم، اهل نجفآبادم.
صلی الله علیک یا مولا یا امیرالمؤمنین و رحمة الله و برکاته.
هدیه جمال آقا امیرالمؤمنین سه صلوات بلند.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین. لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
شام عیدالله الاکبر، عید غدیر، عید ولایت آقا امیرالمؤمنین، صلوات الله و سلام علیه، هدیه به آقا امیرالمؤمنین، صلوات. (قرائت ختم محمد و آل محمد و عجل فرجه)
جلسات گذشته، عرایض ما به اینجا رسید که در یک شهر، در یک منطقه، آن نقطه اصلی، مسجد است؛ جایی که اول ساخته شود، مسجد است. همه باید حول مسجد باشند، نه اینکه بعضی جاها شهرک میسازند، مسجد ندارد. مسکن مهر میسازند، شهر میسازند، مسجد ندارد. شهر میسازد، مسجد ندارد.
پیغمبر اکرم، صلوات الله و سلام علیه (صلوات بر محمد و آل محمد)، الگوی واقعی است. واقعاً باید از پیغمبر اکرم الگو بگیریم. ایشان وقتی وارد مدینه شدند، از مکه مهاجرت کردند به مدینه. چند روزی بیشتر نگذشت، شروع کردند به ساختن مسجد، همینی که الان مسجدالنبی است در مدینه. خدا انشاءالله به همین زودی زود نصیب بکند برویم نماز بخوانیم و زیارت کنیم.
مسجد را ساختند. یک تعدادی هم با پیغمبر راه افتادند؛ اینها مهاجرند. مثل اینکه مثلاً شما از قم پاشید بروید کاشان، مثلاً مهاجرت. یک شهر غریب، بعد یک دفعهای هم مهاجرت کردید، کس و کارم آنجا ندارید، فضا هم علیه شماست. بر فرض، مردم مکه وقتی با پیغمبر مهاجرت کردند و آمدند مدینه، خیلی ازشان پذیرایی شد. آنهایی که در مدینه بودند، سنگ تمام گذاشتند، خانهها را در اختیارشان گذاشتند، درها را باز کردند. هر که یک اتاق اضافی داشت، خانه اضافی داشت، همه را داد به این مهاجرین. ولی یک تعدادشان باز هم با این حال، بیجا ماندند.
پیامبر اکرم چهکار کردند؟ همین کاری که ما در اربعین میکنیم، کربلا میرویم؛ مساجد، حسینیهها... پیغمبر اکرم مسجدی که ساختند، که حالا اولش مسجد پیغمبر یک چیز فوقالعادهای بود. مسجد پیغمبر، آقا جان من، عزیز من، مسجد پیغمبر سقف نداشت. دیوارش هم قد یک آدم بود، یک متر و تقریباً نیم. مسجد این بود. مسجد مسجد جمکران که نساختند، مثلاً پیغمبر حرم امام که نساختند، مثلاً. مسجد معمولی که فقط مردم جا داشته باشند با یک سایهبان. سقیفه به معنای سایهبان است. یک سایهبان زدند پشت مسجد، اصحاب صفه. به اینها میگفتند اصحاب صفه. میخواهم صحبت بکنم. پیغمبر مهاجرت کردند، خیلی وضع اقتصادیشان بد بود. غیر از همه چیو زدند. درآمدشان اینها بیزینسمن که نبودند که در تلگرام که کار نمیکردند که. کانال تلگرام، بعضی از این کانالهای تلگرامی گفتند: «ادمینش قمه.» به قول امروزیها ممبر داره، عضو داره. یک زمین کشاورزی داشت، یک باغ داشت، یا کارگر بود، همه را ول کردند رفتند. هیچی نداشتند. با پیغمبر پا شدند رفتند مدینه. پیغمبر دور مسجد تیکهتیکه جا درآوردند. اینها پشت مسجد، دور مسجد خانه ساختند. بنیهاشم، آنهایی که با پیغمبر بودند و فامیلهای پیغمبر بودند، اینها آمدند.
بعضی از مهاجرین مثل عمر بن خطاب، ابوبکر، کنار مسجد خانه گرفتند. سقفی که عرض کردم زیر سایهبان صفه مسجد زندگی میکردند. رکن اصلی شهرسازی مسجد مدینه یعنی چه؟ آقا جان، مدینه مدینه یعنی چه؟ پیغمبر وقتی آمدند مدینه، اسمش مدینه که نبود، اسمش یثرب بود. مدینه، مدینه النبی، شهر پیغمبر. پیغمبر شهرسازی کرد. یک منطقه را دست گرفت، ساخت. نه مثل بسازبفروشی، ۱۰۰ تا واحد دربیاورد. قشنگ یک برج ۳۰ طبقه اینجا میسازیم با یک پنتهاوس رو به مکه، یک ویوی خیلی قشنگ داشته باشد. از این مسخرهبازی.
پیغمبر شهرسازیشان چطور بود؟ پیغمبر میساخت. ماها وقتی شهر میسازیم روی مبنای پول است. چهکار کنیم، اسکان بیشتر دربیاوریم؟ (بفرمایید، خندههایتان معنادار است، اهل بخیه!) ایران چهکار بکنیم ۵۰۰ میلیونش بشود ۶۰۰ میلیون؟ پیغمبر فکر این است که از این ۵ متر جا چگونه بنده بسازد برای خدا. پیغمبر اکرم بهش ۵ متر زمین بدهند، پیغمبر چگونه میشود بنده خدا؟ پیغمبر در ۵ متر بنده خدا میسازد. زمین به پیغمبر. شهر را اول مسجد ساختند. بنده خدا بشوند. مسجد نداشته باشد. مسجد نداشته باشد. اصل شهر، اصل یک منطقه، اصل یک روستا، اصل شهرک، اصل یک شهر، اصل یک منطقه، مسجدش.
پیغمبر اول مسجد را ساختند. در مسجد میخوابیدند، در مسجد درس میخواندند، گفتوگوها، معاشرتها. بعضیها مجردی آمده بودند با پیغمبر، در مسجد. بعضیها متأهلی آمده بودند، پیغمبر پشت مسجد بهشان خانه داده بود. کوچه پشتی. عرض من را داشته باشید، امشب مسئله مهمی را میخواهم اشاره بکنم انشاءالله. در این خانهها همش رو به مسجد بود. متأهلی آمده بودند دیگر. متأهلها میفهمند دیگر یعنی چه؟ کسی که متأهلی میرود، یک وقتی نیاز به غسل دارد، نیاز دارد در خانه بیاید، برود بیرون. حمام هم که در خانهها نبود که.
میگویم در نداشتند. حمام داشتند. از توی خانههاشان در حال جنابت بیایند توی مسجد، از مسجد بروند بیرون. مسدود شده و پاتوق دیگر، خلاصه نصف جواب خانهها درمیآید. همه توی حیات مسجد و توی مسجد و دارند میروند به سمت میعادگاه عاشقان. بعد یک مدت دستور نازل شد. پیغمبر اکرم، آقا، بسه دیگر، چه خبره؟ مسجد برداشتی راه انداخت. همه درهای خانهها بسته. کسی حق ندارد از توی مسجد رفتوآمد بکند. همه درها را میبندی غیر از یک در. کدام در؟ «سد الأبواب الا باب علی بن ابیطالب.» اللهم صل علی محمد و آل محمد.
مسجد بیاید با هر حالی، در مسجد بیاید اشکال ندارد. آقا، ولولهای به پا شد. ماجرا همینجوری نبود، یک چیزی بود برای خودش. فقط خانه امیرالمؤمنین. اعصابها ریخت به هم. یک عده مثل جناب حمزه سیدالشهدا، ایشان عصبانی شد. گفت: «یا رسول الله، بزرگتریم، عمویی.» گفتند: «بزرگتری.» گفتند: «پسر جوون، علی بن ابیطالب، ۲۴...» در خانه عموها و عمهها و بزرگان و همه را دارد میبندد. با لحن بد نگفت. جناب حمزه سیدالشهدا فقط سؤال کرد. بعضیها با لحن بد میگفتند: «همه درها را تیغه کرد پیغمبر.» در خانه ابوبکر، در خانه عمر، عموهای پیغمبر، عمههای پیغمبر، همه اینهایی که مکه و پیغمبر آمده بودند. در همه خانهها بسته شد. یک در فقط به مسجد باز، در خانه امیرالمؤمنین بود. سری دارد. میگویم انشاءالله.
چرا قبلش این نکته را بگویم؟ بعضیها از توی خانههاشان در مسجد نبود، یک سوراخ کوچولو، چشمی گذاشته بودند. جلسهای بود، گردهمایی بود، کنفرانس، همایش، جلسه، عرب، چشمی. بعضی از اینها اصرار، التماس، دیگر نمیگویم مثلاً کیا بودند. شما مشرف میشوید مدینه، مسجدالنبی پیغمبر. همه آن درهایی که یک زمان بسته شده بود، باز کردند. آن یک دری که باز بود، بستند، گل گرفتند، آهن بستند. در خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا. بعد آنهایی که التماس میکردند: «یک سوراخ کوچک برای ما بگذار بماند.» صدیق اول، صدیق ثانی، صدیق ثالث. در خانه باز بوده، بستند، گل گرفتند، آهن کردند. به حق حضرت زهرا، به حق امیرالمؤمنین انشاءالله آخرین عید غدیری است که در این خانه بسته است. همه را پیغمبر بست.
جانم به امیرالمؤمنین! ما اماممان این است. اماممان این است. بعضی امام، بابایش کیست، نمیداند. در مورد بابای امام ما افتخار ما این است. سینهچاک امیرالمؤمنینی. امام که همه درها را بستند. گفتند: «اگر به خاطر این است که جنوب رفتوآمد نکند، خب علی چی؟» پیغمبر فرمود: «علی که حالت جنابت؟ مگه نخوندی آیه تطهیر را؟ «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس» این خانواده تطهیر شده الهی است. نجاست در بدن امیرالمؤمنین معنا ندارد.» شماست. خون ما معصوم نجس است؟ حاشا و کلا! ادرار امام معصوم نجس است؟ حاشا و کلا! خون امام معصوم از گلاب کاشان پاکتر، معطرتر است. در روایت دارد پیغمبر اکرم برای غذای حاجت که میرفتند، از بوی گلی که بلند میشد، میفهمیدند پیغمبر کجا رفتهاند، غذای حاجت کردهاند. این وجود نازنین، بدنهای مطهر، نجاست درش معنا ندارد. اینها از جنس من و شما نیستند. بهشت خدا آفریده. از خمیره بهشت آفریده. نجاست در امیرالمؤمنین راه ندارد. این آقا در مسجد بیاید بخوابد، در هر حالی در مسجد رد بشود.
بالاتر از این، در طول تاریخ، بابا، آخه چی بگویم؟ آدم از مسجد بیرون کردند. چون اینها همسایه مسجد بودند، دیواربهدیوار مسجد بودند، روابط زناشویی احترام مسجد میآمد پایین. خانه امیرالمؤمنین وسط مسجد بود. نطفه امام حسین در مسجد شکل گرفت. نطفه امام حسن مجتبی در مسجد شکل گرفت. مسجد زندگی میکردند آقا جان من. این امیرالمؤمنین من و شما در مسجد به دنیا آمد. در مسجد زندگی کرد. در مسجد کشتنش. عیسی میخواست به دنیا بیاید، خدای متعال به مادرش مریم گفت: «سالها در مسجد بود، خدمتگزار مسجد بود، پیغمبرزاده است، از نسل طیب و طاهر است، سیده نساء عالمین در دوران خودش. مریم بیت عمران یک شخصیت فوقالعاده خادم مسجد.» میخواست بچه به دنیا بیاورد، ندا آمد: «مریم، مسجد برو بیرون. مسجد جای زایمان نیست.» رفت در بیابان زایمان کرد.
امیرالمؤمنین، مادرش بیرون مسجد میخواهد زایمان کند، صدا زدند: «جای تو بیرون مسجد نیست.» دیوار ترک برداشت. سه روز مادر در کعبه بود، در کعبه زایمان کرد. من بارها اعلام کردم در مناطقی که اهل سنت بودند، گفتم: «نه، مثل علی یک کتاب مثل نهجالبلاغه بیاورید.» من دست از تشیع... بهتر از نهجالبلاغه یا مثل نهجالبلاغه. مسجد را خالی کردند، کسی غیر امیرالمؤمنین. خیلی معطل نکنم. غدیر قمری آخرین ماه ذیالحجه است، آخرین عیدمان هم عید غدیر است. البته هفته بعد هم یک عیدی داریم. سه تا عید در واقع: مباهله و خاتمبخشی امیرالمؤمنین و نزول آیه تطهیر. هفته بعد هم درباره امیرالمؤمنین انشاءالله سخنهایی خواهم گفت اگر خدا توفیق بدهد که جلسه آخر قبل از اعتراض کردن.
پیغمبر اکرم قبلش اینها، آنهایی که باید مسیر را تخلیه میکردند. هر کدام رفتند یک گوشه مسجد سفت نشستند که پیغمبر اینها را بیرون نکند. امیرالمؤمنین که قرار است فقط او استثنا بشود، وقتی یک گوشه منتظر... علی جان عزیزم، تو که استثنایی. اسکان طاهراً مطهرا. تو که طاهری. تو که مسجد... خلاصه خالی کردند. یک عده هم حسودی کردند به امیرالمؤمنین. بعضی حسودیها از اینجا شروع... بعضی حسودیهایی که بعداً پشت همین در خانه تلافی کردند. پشت همین در خانه. دری که باز بود، یک عده را به حسادت کشاند، بعداً آمدند آتشش زدند.
پیغمبر اکرم باخبر شد. پیغمبر آمد شروع کرد سخنرانی کردن. «ای مردم، شنیدم یک عده حسودی میکنید. من از دستور خودم نبوده، از طرف خودم نبوده. مگر نشنیدید آیه قرآن؟ خدای متعال به مردم مصر که با موسی و هارون بودند، دستور داد خانه بسازند. خانهها هم روبروی هم باشد. در مسجد هیچکس سکونت نداشته باشد غیر از موسی و هارون. همه مردم بیرون مسجد بودند. موسی و هارون در مسجد.» بعد پیغمبر اکرم چی فرمود؟ این روایت معروفی که خیلیهایتان شنیدید: «أنت منی بمنزلة هارون من موسی.» علی جان، جایگاه تو برای من جایگاه هارون نسبت به موسی است. مظلومیت و اینها گرفته تا اینکه موسی همه را از مسجد بیرون کرد. خودشو هارون در مسجد ماندند. پیغمبر اکرم همه را از مسجد... خودش و امیرالمؤمنین، در خانهشان درش به مسجد باز بود. از این قبیل روایات زیاد است در فضیلت امیرالمؤمنین، صلوات الله و سلام علیه.
حرفهای دیگری هم هست امشب مطرح بکنم، ولی وقت گذشته. درباره امیرالمؤمنین و ارتباط امیرالمؤمنین با مسجد، ماهی در آب. امیرالمؤمنین علی کجاست؟ حالا مثلاً توی مدینه. مدینه نسبت به مسجد قبا دیدید دیگر، فاصله را. تفریح امیرالمؤمنین کنار مسجدالنبی. مسجد کوچولو. امیرالمؤمنین ۱۰ متر، ۲۰ متر. سیاحت امت من، امت من گردش میروند کجا میروند؟ پیغمبر اکرم فرمود: «خدا رحمت کند مرحوم حاج آقا فخر تهرانی.» خدایا! من از گمراهی افتادم به نیت زیارت فلان امامزاده، کنارش دریا هم دارد، باغم دارد، جنگلم دارد. اینها هم بغلش علف خودرو. بله امسال درمیآید، گیرت میآید. زیارت امامزادهها چه گرههایی را از آدم... به نیت مساجد رفتن چقدر برکت دارد.
از امیرالمؤمنین صلوات الله و سلام علیه مدحی داشته باشیم خدمت امیرالمؤمنین. انشاءالله که این عید غدیر عنایتی بکند. این عید. آسمانیها بهتر از زمینیها میدانند عید غدیر چیست. ملائکه چه کیفی میکنند از آن بالا. امیرالمؤمنین عنایت. الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب و أولاده المعصومین.
تا وحی آمد، مقتدا بالا
دست نبی، دست خدا بالا
با دست گرمش، رحمت العالم
دست یل خیبرگشا را برد بالا
فهمیدهایم گوشها کر میشوند
تا آخرین حدش صدا را برد بالا
نام علی در خلق عالم سا
تا پرچم شاه ولا را برد بالا
سوره انسان عیان، وقتی که
روح العطا را برد بالا
یا رب! سربلند و دشمنش آرام
دستش این دعا را برد بالا
میخواست مردم جلوه حق را ببینند
آیینه ایزدنما را برد بالا
گفتند: «از این بیت روزی خرید یوسف،
اما روزی خرید یوسف ارزان بود.»
این بار پیغمبر بها را برد بالا
(صلوات علی محمد و آل محمد)
سلطان کشتی هدایت، جانشین داشت
این ناخدا، خدا را برد بالا
بر بام دلها کعبه سیار رفت و
با خود صفا، مروه، منا را برد بالا
هرگز به شعر دیگران حسرت
این بیتهای ساده را بر آب... بالا
روز اول به خدا دل به تو دلبر دادم
روز اول به خدا دل به تو دل
تا گرفتار تو هستم ز همه... علی جان
بارها گفتم، بار میگویم، من حیدریم، اهل نجفآبادم.
صلی الله علیک یا مولا یا امیرالمؤمنین و رحمة الله و برکاته.
هدیه جمال آقا امیرالمؤمنین سه صلوات بلند.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...