متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما. قبول باشد!
بسماللهالرحمنالرحیم. بنده هم عرض سلام دارم. قوت به شما و همه عزیزان. ارادتمندیم، سلامت باشید انشاءالله.
آقای امینیخواه در دین قوی هستند. خب، این ببینید چند بُعد دارد. یکی از ابعاد این است که اینها در دینداری خودشان با استحکام و با استدلال جلو میروند و بر اساس هیجانات و احساسات و جو و فضا و اینها نیست. بیایم توی فضاهای امام حسین (علیه السلام). در تحلیلی که نسبت به مردم کوفه داشتند و ماجرای شهادتشان در واقعه عاشورا، فرمودند که... علیالاستاد آیتالله جوادی آملی فرمودند که به این میگویند دین آدامسی! یعنی بعضیها دینشان مثل آدامس ابعادی دارد، خلاصه به درد آدم میخورد. چون بالاخره دین یک سری جاهایش هست که به نفع و به ضرر ماست. معمولاً ماها، امثال بندهای که خیلی نداریم یا شاید اصلاً نداریم، اگر هم به دین رو بیاوریم، آن ابعادش را رو میآوریم که برایمان فایده خاصی دارد. اگر جایی احساس ضرر بکنیم و اینها... یک لطیفهای هم دیدم این ایام باب شده. برداشت از باب لطیفش: عزیزان، خانمی آمده بود آقا را برای نماز صبح بیدار کند و آقا... گفت: "آفتاب میزنه، بلند شو! خدا گفته." آقا برگشت گفتش که: "همون خدا گفته که من چهار تا زن میتونم!" خانم گفتش که: "استراحت کن، نمیخواد!" خیلی جزئیات دارد.
حالا اگر جایی میبینیم که منافع دارد و خطر نمیافتد، دیگر از دین و اینها راحت آدم، بعضیها امثال بنده، چشمپوشی میکنند. این علامت ضعف است. گاهی ما یک منفعت چرب و شیرینی گیرمان میآید، اینجا راحت از خدا و اهل بیت میگذرایم. یعنی میکنیم. اینجاها میبینیم که... نماز معروف است. میگفتند یکی از مراجع بزرگوار یا آقایی... گفتند: "آقا، من دیدم بعضیها بابت چلوکباب شام میخورند، میروند رأی میدهند برای انتخابات." خیلی ناراحت شده بود. بعد این آقا گفتند که: "نه آقا، خیلی زشت است. یعنی چه؟ آدم دینشان به این چیزها رسید؟" به یک میلیارد. این آقا خیلی در فکر عمیقی فرو رفت. اصل چیست؟ آن موقع رأی میدهی، شما میفروشی ولی فروشی. آن یاد شیطان افتادم، آن زنجیرهایی که درختها هی این نازکتر است، یک وقتهایی هرچه میگذرد کلفتتر میشود. ولی داستان آن ماجرا همین است، دقیقاً همین است که اگر قوت در دین بود، این زنجیرها هی محکمتر میشد. اگر آدم ضعف در دین داشت، دیگر یه... به شیطان گفت: "پس زنجیر من؟ یک صدا بزنم خودت میآیی." مثل شیخ انصاری اینها را به زور...
و بعد از اینکه گاهی ما نسبت به مسائل دینی بیاعتنایی میکنیم، الان میبینیم توی ابعاد مختلف. الان مثلاً این ماجرای کرونا و اینها پیش آمده، خب بالاخره ایامی را مواظبت کردیم. ما خیلی وقتها مثلاً بعضیها میآمدند سؤال میکردند: "آقا، ما به فلان خانواده رفت و آمدی که داریم، خیلی مسائل مختلفی برای ما آسیب دارد؛ از جهات مختلف دینی، اعتقادی." گفتیم: "خب رفت و آمد کمتر بشود، کنترل شده باشد." هی میگفتند: "نمیشود، نمیشود." دیدیم که آقا میشود. تو ایام نوروز هم حتی میشد آدم هیچ جا نَرود. یعنی این کرونا، اگر آدم پای جانش ترس از اینها داشته باشد، همه آن نشدنیها شدنی میشود. ولی به بحث دین و اینها که میرسیم، بابت عقیده و حفظ عقاید و فرهنگ و اینها که میآید، دست نداد. "اینو که نمیشه ندید!" بحث کرونا که شد، دیدیم همه اینها را میشود. پس چرا ۵ سالگی میفرستیم کلاس زبان، پیانو؟ همه اینها را از بچه، از هفت سالگی کم کم ببرید تو حال و هوای نماز، فضای نماز. آدم ۱۳ سال، ۱۴ سال، ۱۷ سال به پدر و مادری میگوید: "آقا هیچ کاری نکردی!" میگوید: "نه، این هنوز بچهست." کلاس زبان زورکی فرستادید، برای پیانو آنجا بچه نبود؟ انگار به دین قائل نیستیم و توجهی نداریم. خدایی نکرده ممکن است حکایت ضعف در... بسیار ممنون و متشکرم حجتالاسلام والمسلمین. خیلی لطف کردید. ماشاءالله، خداوند توفیق بدهد باز هم فردا صحبت... ارادتمندم. میآموزیم از شما. یا علی، خداحافظ.
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما. قبول باشد!
بسماللهالرحمنالرحیم. بنده هم عرض سلام دارم. قوت به شما و همه عزیزان. ارادتمندیم، سلامت باشید انشاءالله.
آقای امینیخواه در دین قوی هستند. خب، این ببینید چند بُعد دارد. یکی از ابعاد این است که اینها در دینداری خودشان با استحکام و با استدلال جلو میروند و بر اساس هیجانات و احساسات و جو و فضا و اینها نیست. بیایم توی فضاهای امام حسین (علیه السلام). در تحلیلی که نسبت به مردم کوفه داشتند و ماجرای شهادتشان در واقعه عاشورا، فرمودند که... علیالاستاد آیتالله جوادی آملی فرمودند که به این میگویند دین آدامسی! یعنی بعضیها دینشان مثل آدامس ابعادی دارد، خلاصه به درد آدم میخورد. چون بالاخره دین یک سری جاهایش هست که به نفع و به ضرر ماست. معمولاً ماها، امثال بندهای که خیلی نداریم یا شاید اصلاً نداریم، اگر هم به دین رو بیاوریم، آن ابعادش را رو میآوریم که برایمان فایده خاصی دارد. اگر جایی احساس ضرر بکنیم و اینها... یک لطیفهای هم دیدم این ایام باب شده. برداشت از باب لطیفش: عزیزان، خانمی آمده بود آقا را برای نماز صبح بیدار کند و آقا... گفت: "آفتاب میزنه، بلند شو! خدا گفته." آقا برگشت گفتش که: "همون خدا گفته که من چهار تا زن میتونم!" خانم گفتش که: "استراحت کن، نمیخواد!" خیلی جزئیات دارد.
حالا اگر جایی میبینیم که منافع دارد و خطر نمیافتد، دیگر از دین و اینها راحت آدم، بعضیها امثال بنده، چشمپوشی میکنند. این علامت ضعف است. گاهی ما یک منفعت چرب و شیرینی گیرمان میآید، اینجا راحت از خدا و اهل بیت میگذرایم. یعنی میکنیم. اینجاها میبینیم که... نماز معروف است. میگفتند یکی از مراجع بزرگوار یا آقایی... گفتند: "آقا، من دیدم بعضیها بابت چلوکباب شام میخورند، میروند رأی میدهند برای انتخابات." خیلی ناراحت شده بود. بعد این آقا گفتند که: "نه آقا، خیلی زشت است. یعنی چه؟ آدم دینشان به این چیزها رسید؟" به یک میلیارد. این آقا خیلی در فکر عمیقی فرو رفت. اصل چیست؟ آن موقع رأی میدهی، شما میفروشی ولی فروشی. آن یاد شیطان افتادم، آن زنجیرهایی که درختها هی این نازکتر است، یک وقتهایی هرچه میگذرد کلفتتر میشود. ولی داستان آن ماجرا همین است، دقیقاً همین است که اگر قوت در دین بود، این زنجیرها هی محکمتر میشد. اگر آدم ضعف در دین داشت، دیگر یه... به شیطان گفت: "پس زنجیر من؟ یک صدا بزنم خودت میآیی." مثل شیخ انصاری اینها را به زور...
و بعد از اینکه گاهی ما نسبت به مسائل دینی بیاعتنایی میکنیم، الان میبینیم توی ابعاد مختلف. الان مثلاً این ماجرای کرونا و اینها پیش آمده، خب بالاخره ایامی را مواظبت کردیم. ما خیلی وقتها مثلاً بعضیها میآمدند سؤال میکردند: "آقا، ما به فلان خانواده رفت و آمدی که داریم، خیلی مسائل مختلفی برای ما آسیب دارد؛ از جهات مختلف دینی، اعتقادی." گفتیم: "خب رفت و آمد کمتر بشود، کنترل شده باشد." هی میگفتند: "نمیشود، نمیشود." دیدیم که آقا میشود. تو ایام نوروز هم حتی میشد آدم هیچ جا نَرود. یعنی این کرونا، اگر آدم پای جانش ترس از اینها داشته باشد، همه آن نشدنیها شدنی میشود. ولی به بحث دین و اینها که میرسیم، بابت عقیده و حفظ عقاید و فرهنگ و اینها که میآید، دست نداد. "اینو که نمیشه ندید!" بحث کرونا که شد، دیدیم همه اینها را میشود. پس چرا ۵ سالگی میفرستیم کلاس زبان، پیانو؟ همه اینها را از بچه، از هفت سالگی کم کم ببرید تو حال و هوای نماز، فضای نماز. آدم ۱۳ سال، ۱۴ سال، ۱۷ سال به پدر و مادری میگوید: "آقا هیچ کاری نکردی!" میگوید: "نه، این هنوز بچهست." کلاس زبان زورکی فرستادید، برای پیانو آنجا بچه نبود؟ انگار به دین قائل نیستیم و توجهی نداریم. خدایی نکرده ممکن است حکایت ضعف در... بسیار ممنون و متشکرم حجتالاسلام والمسلمین. خیلی لطف کردید. ماشاءالله، خداوند توفیق بدهد باز هم فردا صحبت... ارادتمندم. میآموزیم از شما. یا علی، خداحافظ.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه ششم : میانهروی
مروری بر خطبه متقین
جلسه هفتم : قلب محزون
مروری بر خطبه متقین
جلسه هشتم : نخواستن دنیا
مروری بر خطبه متقین
جلسه نهم : شر نرساندن به دیگران
مروری بر خطبه متقین
جلسه دهم : صبر و شکیبایی
مروری بر خطبه متقین
جلسه دوازدهم : ترس از تعریف
مروری بر خطبه متقین
جلسه سیزدهم : کوچک شمردن اعمال خود و راضی نبودن از آن
مروری بر خطبه متقین
جلسه چهاردهم : از آنها خیر توقع میرود
مروری بر خطبه متقین
جلسه پانزدهم : خُلق کریمانه
مروری بر خطبه متقین
جلسه شانزدهم : دیگران از او در راحتیاند، اما خودش خیر!
مروری بر خطبه متقین
در حال بارگذاری نظرات...