مروری بر خطبه متقین

جلسه هشتم : نخواستن دنیا

00:05:16
9

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما، خوش آمدید. بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. ان‌شاءالله که طاعات و عبادات همه عزیزان قبول باشه؛ خصوصاً عزیزان زاهدانی‌مان که فرمودید الآن وقت افطارشان است. ان‌شاءالله این لحظات افطار همه را از فیض دعای خودشان بهره‌مند کنند، الهی آمین.

ان‌شاءالله، خب، ما در خدمت شما هستیم. خطبه متقین و صفاتی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام برای همام فرمودند و اینکه امروز رسیدیم به "أرادتهم الدنیا". در خدمت شما بزرگواریم. بله، می‌فرماید: "أرادتهم الدنیا فلم یریدوها." این‌ها رو می‌خواد، این‌ها دنیا رو... یعنی چی دنیا نمی‌خواهند؟ یعنی پول بدشان می‌آید؟ یعنی ازدواج نمی‌کنند؟ سر کار نمی‌روند؟ مسافرت نمی‌روند؟ معنایش این است؟

آیه‌ای از قرآن تقدیم عزیزان بکنم. با این آیه وارد بحث ماجرای متقین می‌شویم. نکته‌ای فوق طلایی دارد. شیاطین هی می‌آیند برای اینکه ما را فریب بدهند. قوه خیال ما کار می‌کنند. یک سری جذابیت‌ها را جلوی چشم ما می‌آورند و پرورش می‌دهند. آدم‌های با تقوا یک سری جذابیت‌ها تو با تقوا هستند که می‌فهمند. این جذابیت‌هایی که رژه می‌رود بخواهد فریب بدهد، این‌ها را کار شیاطین می‌کنند. چیکار می‌کنند؟ می‌آیند یک سری جذابیت جلوی چشم ما می‌آورند برای اینکه ما را فریب بدهند. این جذابیت‌ها اگر نباشد، شیاطین کاری ندارند. جذابیت‌هایی که به ظاهر خوب است و درست، ولی آن‌ها می‌خواهند ما را از این مسیر، خطمان را جدا کنند. این جذابیت‌ها چیست؟ این همین جذابیت دنیاست.

جذابیت‌های دنیا یعنی چه؟ جذابیت‌های دنیا اصلاً دنیا یعنی هر چیزی که وقتی ما از دنیا رفتیم... دنیا، خب، داشتنش و بودنش بد است؟ در قالب یک مثال می‌خواهم این را توضیح بدهم. ان‌شاءالله که بحث گره... این بحث، بحث بسیار گره‌گشایی است که این یعنی چه؟ آخر ما چیکار... با این مثال به نظرم ان‌شاءالله بحث... ببینید، درخت اول نهالی کاشته می‌شود. این خب بهش آب می‌دهند، چه می‌دانم، املاح مختلفی می‌رسد، کود بهش می‌دهند. آفرین، که ما هیچ‌کدام رغبت نمی‌کنیم. الان به ما بگویند آقا، مثلاً ما یک گونی کود آوردیم تقدیم بکنیم به شما، تو منزل استفاده... این کود بدبو، آن آب و املاح و گل‌ولای و این‌ها... این درخت از این‌ها استفاده می‌کند ولی اسیر جاذبه این‌ها... اسیر جاذبه این‌ها نمی‌شود. یعنی چه؟ یعنی حرکت می‌کند به سمت آسمان، برخلاف جهت جاذبه حرکت. هرچه درخت بیشتر به سمت آسمان می‌رود، بیشتر فاصله می‌گیرد. یعنی دقیقاً استفاده‌اش را از این گل‌ولای می‌کند ولی اسیر جاذبه‌اش نمی‌شود. اگر اسیر جاذبه شده بود، چی می‌شد؟ داخل خاک می‌ماند، اصلاً سر بیرون نمی‌آورد.

آدم‌های با تقوا زن می‌گیرند، چه می‌دانم، ازدواج می‌کنند، پول دارند، آبرو دارند، مسافرت می‌روند، موقعیتی دارند، شغلی دارند، ریاستی دارند. همه این‌ها را دارند. از این دنیا استفاده می‌کنند ولی اسیر جاذبه... یعنی می‌روند به سمت آسمان. جذابیتی که برای این‌ها هست، نگاه این‌ها، افق دید این‌ها آسمان است. به سمت آسمان حرکت می‌کنند. دل این‌ها اینجایی نیست. چشم این‌ها... یک ماجرایی را تقدیم بکنم. گفتند که دوران یکی از پادشاهان هند به نام خرمشاه، یک مرد صالح ۴۰۰ هزار دینار درآمد داشت و همه این را... این خبر به این خرمشاه رسید. خرمشاه گفت: "به من خبر رسیده که تو از مال بدت می‌آید؟" گفت: "پس چطور؟" گفت: "تو این دنیا هیچ کسی عاشق‌تر به پول از من پیدا نمی‌کنی. عاشق‌تر به پول از من پیدا..." "درآمد داری؟" گفت: "هرچی دارم هزینه می‌کنم برای زندگی بعدی‌ام. منم که دارم از پول استفاده می‌کنم." این همین نگاه است که تو آسمان...

یک نکته‌ای آقای عزیز، اینکه گفتی اسیر جاذبه نمی‌شوند، تازه من می‌خواهم بگویم که این جاذبه یک جایی یک اثری هم دارد. وقتی که این درخت رو به آسمان می‌رود، بلند می‌شود، سرِ بلند می‌کند سرها را، و وقتی میوه می‌دهد، آن میوه به زمینی‌ها هم تازه می‌رسد.

سلامت باشید. خیلی ممنونم. ان‌شاءالله که فردا هم باز صدایتان را بشنویم. خیلی ممنون. خداحافظ.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط