زیارت ماه رجب
آداب و فضیلت ماه رجب
توحید و ولایت، دو فصل بندگی خدا
ارتباط با خدا در فصل توحیدی
ارتباط با اهل بیت در فصل ولایت
ماه رجب، ماه جمع آوری سرمایه
رمضان، ماه کاسبی بندگان خداست
استغفار و توبه در ماه رجب
لا اله الا الله گویان ماه رجب
ذکری که معادل بهشت است
عظمت و معرفت آیت الله کوهستانی
راز نور کوه های مازندران
خدا یک علی داشت که الحمدلله امام ما شد
توصیه به قرائت سوره توحید در ماه رجب
زیارت، سرمایه است
ماه رجب، ماه زیارت ویژه است
خدا همنشین اوست
فضیلت عمره رجبیه
زیارت رجبیه
سفارش ویژه به زیارت امام رضا در ماه رجب
توجه به چه کسی داری ؟!
توجه، توجه می آورد
ملائکه در ماه رجب چه چیزی اعلام می کنند؟
حیات و ممات امام معصوم تفاوتی ندارد
بهره خود را از زیارت بالاببریم
حرم را چگونه می بینی ؟!
توصیه به رعایت آداب زیارت
توجه امام بر احوال ما در همه جا
مراقب خطوات شیطان باشید !
اگر روزی سه بار حرم نروی، حسرت می خوری
مراقبت بر حال بعد زیارت آسمانی می کند
حضور امام در کنار ما
راه حضور قلب در نماز
باب ارتباط با خدا؟!
مصاحفه با ملائکه
برکت درک حضور
توجه و توسل به امام زمان علیه السلام در هرنماز
زیارت، دیدار امام است
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسمالله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القاتلین من الآن الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسر لی أمری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
ماه شریف و نورانی رجب را در پیش رو داریم؛ ایامی بسیار بابرکت و مستعد برای اینکه خودمان را بسازیم و به خدای تبارک و تعالی نزدیک شویم. ماه رجب، ماهی ویژه است؛ حتی نسبت به ماه شعبان هم ویژگیهای خاصی دارد. ماه رجب، انگار یک حضور و یک زندگی مجددی را در انسان ایجاد میکند و ما در این ماه شروع به آمادهشدن برای ماه مبارک رمضان میکنیم.
ما دو فصل جدی در بندگی خدای تبارک و تعالی داریم: یک فصل، فصل توحید است و یک فصل، فصل ولایت. در فصل توحید، ارتباط با خدای تبارک و تعالی ویژه میشود و در فصل ولایت، ارتباطمان با اهلبیت (ع). فصل توحیدی ما ماههای رجب و شعبان و رمضان را در بر میگیرد و فصل ولایت ما از ذیالحجه، محرم و صفر آغاز میشود. ذیالحجه، خود عید غدیر و بعد هم محرم، فصل خاص این رویکرد است.
مثل همین ایام آخر سال میماند. الان عزیزانمان اشاره کردند که این روزهای آخر اسفند برای بسیاری از کاسبان، فصل ویژهای است. ما نیز تجربه کاسبی را داشتهایم و میدانیم که آخر اسفند، فصل کاسبی است. برای بعضیها شهریور هم همینطور است که با شروع مهرماه و مدارس، مشاغلشان رونق میگیرد. اما برخی مشاغل، فقط در اسفند و ایام شب عید، فصل کاسبی دارند. تو در فصل کاسبی، لابد دیدهای که کاسبها خواب و استراحت دیگر ندارند. یک سال کار کردهاند و الان میخواهند سودش را ببرند. فصل کاسبی یعنی هرچه را که در طول سال خرید کرده، فروخته، اجاره داده، ضرر کرده، میخواهد شب عید جبران کند. همه هزینهها و مخارجی را که داشته، بدهیهایی را که دارد، میخواهد شب عید جبران کند. فصل کاسبی یعنی این؛ یعنی در این چندشب اسفند، باید بهاندازه یک سال درآمد داشته باشد و همه چاله چولهها را با این شبها پر کند.
فصل عبادت هم که میگوییم، یعنی همین. یعنی یک ماه رجب است و یک سال بندگی؛ یک ماه رجب است و یک سال خسارتهایی که کردهایم و چاله چولههایی که داشتهایم که باید در ماه رجب، ماه شعبان و ماه رمضان پر شود. امام رضا (رضیاللهعنه) فرمودند: «اگر کسی از ماه رمضان با مغفرت خارج نشود، این شقی است؛ این بدبخت است؛ این آدمی است که روی خوشبختی را نمیبیند، مگر اینکه حالا دیگر به عرفات و عرفه برسد، وگرنه دیگر خیلی خسارت کرده است.» آدم مثل این میماند که بگوییم: «آقا کسی در اسفند کاسبی نکرد، دیگر بدبخت است.» این مثل این میماند که در روایت داریم: کسی در اسفند کاسبی نکند، دیگر جایش در زندان است! کاسب و فروشندهای که در طول سال درآمد نداشته و همه سودش به شب عید بوده، اگر شب عید هم کاسبی نکند، این دیگر بدبخت است؛ این دیگر به خاک سیاه نشسته؛ این دیگر روی پولداری و رفاه و وضع خوب را نمیبیند. «شقیٌّ شقیٌ» یعنی به خاک سیاه نشستن.
در ماه رجب، یک سری فرصتهای ویژه به ما دادهاند؛ یک سری کارهای ویژه را به ما گفتهاند که زود راه بیفتیم، زود جنس تهیه کنیم. چون کاسبی، یک بخشش خود جنسی است که آدم میخرد. آخر سال، هرکسی که کاسبی ندارد؛ کسی کاسبی دارد که جنس خوب خریده باشد، جنس بنجل نداشته باشد، جنس بهروز باشد، جنسش جور باشد. حالا اگر کفش یا لباس میفروشد، هر سایزی را داشته باشد، چیزی که مشتری میپسندد، چیزی که بورس است، چیزی که مد است، این را داشته باشد. کسی کاسبی میکند که جنسش بهراه باشد. در ماه رجب به ما گفتند: «جنس آماده کن که ماه رمضان بتوانیم کاسبی کنیم.» ماه رمضان، ماه کاسبی بندگان خداست. کاسبیای که میفرماید: «یک نفس میکشد، برایش تسبیح مینویسم.» یعنی یک نفسش اینقدر میارزد: «أنفاسکم فیه تسبیحُ». خب، کی اینجور جنسی دارد؟ جنس را کی آماده کرده؟ ماه رجب آماده کرده است. «طوبی للحافظین و خاب و خسر المتعرضون.»
«یا من أرجوه لکل خیر عند کل شر.» «یا من أرجوه...» میشود سرمایه؛ چرا؟ چون: «اللهم ارحم من راس مالِهِ رجا». بله، آقا! خدایا، رحم کن به کسی که سرمایهاش امید است. «راس المال»، سرمایه است. «راس مالِهِ رجا.» سرمایه من چیست؟ امید. خب، سرمایه را کی کاسبی کردی؟ تو در ماه رجب. سرمایهاش رجا است دیگر. گفت: «سرمایهاش رجا است.» کی جمع کردم؟ در ماه رجب. سرمایه به جیب، در ماه رجب سرمایه جمع کردم که در ماه رمضان کاسبی کنم. چیزی در این بازار داشته باشم که عرضه کنم. متاعی داشته باشم، "یوسف بخریم" آن پیرزنی که کلافش را برداشته بود و آورده بود، گفتند: «آقا این به وزن تنش طلا میدهند برای یوسف، تو کلاف آوردی؟» گفت: «اسمم را که در لیست مینویسند.» خریداران یوسف، در لیست خریداران.
ما در ماه رجب سرمایه جمع میکنیم که در ماه رمضان اسممان را در لیست بنویسند. اینهایی که در ماه رجب گفتند، اینها سرمایه است. گفتند: «ماه رجب، ماه توبه است، ماه استغفار است، ماه لاالهالاالله است.» خود کلمه لاالهالاالله خیلی شریف است. اگر بچهای خدا بهتان داد، بابت رزقش زحمتهایی که دارد. اصلاً آقا! یک بچهای که حالا خدا نیاورد برای هیچ عزیزی و هیچکس. فرض بفرمایید یک بچهای که این سراسر معلول است، هیچ بنیهای ندارد، مریضی محض است. غصه نخورید! این صرف وجودش, کلمه لاالهالاالله. همین که کلمه لاالهالاالله. زمین را به لاالهالاالله سنگین کرد. سلیمان گفت که از خدا بخواه و من بچه بده. مورچه، من ندیده بودم حاجت داشته باشد بچه دار بشود. گفت که: «میخواهم خدا یک بچه به من بدهد، یک مورچه به من بدهد، یک "لاالهالااللهگو".»
«هر گیاهی که از زمین روید، «وحده لا شریک له» گوید.» «هر گیاهی که از زمین روید، «وحده لا شریک له» گوید.» «تعدل الجنه»! خیلی تعبیر عجیبی است. ذکر لاالهالاالله، معادل بهشت است؛ از خود بهشت بالاتر است. چون فرمود: «حُسن کلمه لاالهالاالله حسن خداست.» لاالهالاالله اینقدر قیمت دارد. یک دانه لاالهالاالله! خدا رحمت کند مرحوم آیتالله کوهستانی را. نمیدانم کیا رفتند مازندران منزل ایشان؟ ما داریم آنجا. کسی عزیزی را اگر رفتی در مسافرتی، حالا این ایام نوروز انشالله. اگر امام رضا طلبید، رفتید شمال؛ اگر امام رضا طلبید شمال رفتید. از اینور که میروید بین نکا و بهشهر، از این سمت که ما میرویم به سمت شمال، تابلو دارد؛ یک زیرگذر میخورد. زده: «کوهستان.» منزل مرحوم آیتالله کوهستانی. بروید! آقا اینجا منزلی که امام عصر (عج) درش تشریف آوردند. این منزل، منزل ویژهای است؛ خیلی ویژه است. چه منزل حصیری! ایشان هنوز کف اتاق پهن است. شخصیت ویژه هنوز هستند.
ماجراهایی هست از مرحوم آیتالله کوهستانی که امام عصر (عج) را آنجا دیدند. مرحوم رجب خیاط آنجا رفته بود خدمت ایشان و حکایتهایی هست که دختری پرواز میکرد، میآمد حرم امام رضا (ع). ایشان گفته بود که: «من در مسیر که میآمدم، دیدم از کوهستانهای مازندران، نوری به آسمان میرود.» بهشان گفته بودند: «آن آقای آیتالله کوهستانی است که تو در مسیر دیدی.» نور ایشان، نور وجود. در منزل ایشان، چند تا جمله دارد به در و دیوار. جاهای مختلف خانهشان جملات قشنگی دارد. یکیش این است -ماه رجب هم هست حالا در پیش داریم- یکیش این است که: «خدا یک علی داشت. الحمدلله، آن هم امام ما شد.» یک جمله از آیتالله کوهستانی.
یک جمله دیگر این است: «من حرف لغو را کمتر از لقمه حرام نمیدانم.» به دیوار زدند.
یکی دیگر این است: «پیش ما لنگ و لوچها، شیعه علی را جهنم ببرند! من که طاقت ندارم، در عذاب و عروسی، یاد خدا باشید…» معنیش چیست؟ مفهومش یعنی من طاقت ندارم! یعنی منی که اینقدر مثلاً درکم کم است، طاقت ندارم ببینم شیعه جهنم! این عاطفی مدل سخن گفتن امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه است دیگر. که «خدایا! دلت میآید من را با دشمنهای پیغمبر در یک جا بیندازی؟» این تعابیر، تعابیر عاطفی است. که «ای کاش موقع تشییع جنازه به من اجازه میدادند، سر از تابوت بیرون میآوردم و به این جماعت میگفتم «لاالهالاالله» که میگویید، بدانید! نمیدانید این چقدر قیمت دارد.» ای کاش میگذاشتند موقع تشییع جنازه، قبل از رحلت تشییع جنازه، «لاالهالاالله» ماه رجب، ماه «لاالهالاالله» است. ماه رجب، ماه «قل هو الله» است.
پیامبر اکرم، صحابی داشتند به نام سعد بن معاذ. در تشییع جنازه سعد، پیغمبر عبا از روی دوش برداشتند، آمدند زیر تابوت را گرفتند. دیدند پیغمبر روی پنجه پا دارند راه میروند، از این طرف به آن طرف تابوت جابجا میشوند. حضرت فرمودند: «آنقدر ازدحام ملائکه در تشییع جنازه سعد زیاد است که جا نیست پا بگذارید.» گفتند: «چرا یا رسولالله؟» فرمودند: «که سعد، سوره قل هو الله را زیاد میخواند. برای همین ملائکه آمدند تشییع جنازهاش.» ببینید اینها سرمایه است. ماه رجب، ماه سرمایه است. «لاالهالاالله، آن استغفار.» اینها سرمایههای ماه رجب است.
یکی از سرمایههای ماه رجب چیست که میخواهیم در مورد این بحث بکنیم؟ چند جلسهای است، زیارت ماه رجب. زیارت ماه رجب، ماه زیارت است. ماه رجب، ماه زیارت و سرمایه است. زیارت، سرمایه است. یک نکته مهم. گفتیم سرمایهها را کی قرار است خرج بکنیم؟ ماه رمضان. این زیارتهای ماه رجب، میشود سرمایه ماه رمضان. آنجا اثرش معلوم میشود. آنجا آثارش دیده میشود. مخصوصاً شب قدر. بزرگان چقدر مقید بودند. یکی به عمره ماه رجب. که خدا انشاالله دودمان آل سعود را بسوزاند. انشاالله سال بعد، عمره ماه رجب را به جا میآوریم، بدون این لعنتیهای کثیف و خبیث. آزاد بشویم کعبه از دست این دزدان. برویم عمره به جا بیاوریم. در امام زمان (عج). انشاالله عمره ماه رجب خیلی سفارش شده است. که زیارت ماه رجب. کسانی در ماه رجب زیارت مخصوص داریم: «الحمدلله الذی اشهدنا مشهد اولیاء فی رجب و اوجب علینا من حقهم.» مفاتیح، از زیارت رجبی و مخصوصاً زیارت امام رضا (ع) در ماه رجب وارد شده است. سرمایه، سرمایه، سرمایه. ماه رجب، ماه سرمایه است. «شهر الله الاصم.»
لذا فرمود: «منادی صدا میزند، شبهای ماه رجب، بندههای من بیایید.» یک تعبیری دارد. این تعبیر، هیچ در هیچ زیارت و هیچ دعا و هیچ روایتی ما نداریم: «أنا جلیس من ذکرنی.» «همنشین کسیم که به یادم باشد، همنشینشم.» چقدر؟ چون در قرآن میفرماید: «کسی به من توجه کند، من بهش توجه میکنم.» از کدامیک از کارها؟ «فاذکرونی أذکرکم.» به میزانی که تو به من توجه داری. و توجهی هم که خدا به عبد میکند این است که حجابها را برمیدارد. هرچه توجه تو شدیدتر بشود، توجه من شدیدتر، عنایات من شدیدتر. قاعدهاش این است که ذکر خدا، به میزانی که ما ذکر خدا داشته باشیم، خدا ما را ذکر میکند. به میزانی که ذکر اهلبیت (ع) داشته باشیم، ذکر مؤمنین داریم. کدام مؤمنین؟ علما، بزرگان که از دنیا رفتهاند. شما توجه بگو که پیدا میکنی، او به شما توجه پیدا میکند. معاون معمولی، داستانها هست اینجا. که یکمی توجه شما به یک مؤمن معمولی میکنی، آنور برایت چهها میگذارد کنار. مرحوم آیتالله. حالا باز از علامه آیتالله پهلوانی. بعد از رحلت، شاگردانشان فرموده بودند که: «فلانی! تو هر وقت میآیی اینجا، یک فاتحه برای من میفرستی. هر فاتحهای که میفرستی، من یک دستهگلی برایت میگذارم کنار.» ما مدیون کسی نمیشویم. هدیه بدهی، هدیه میگیری. بزرگان اینجوریاند. حفظ هدایایی که ما میفرستیم، آنها جای دیگر خرجش میکنند.
مومن معمولی، شما کنار یک قبر مومنی که میروی، طبق روایت او مومن برای شما دعا میکند. به خدا میدانید چقدر گرفتاریها به واسطه دعای همین مومن برطرف میشود. هدیه اموات این است: یک گره آدم باز میکند، گرهها باز میشود. یک توجه میکند، بهش توجه میشود. توجه میکنی به یک مومن در سطح خودشان. دوستان بنده، دوستان خیلی خوبمان که فرزند شهید تهرانیاند. و از روحانیونی که سال ۸۸ هم جانباز شد. و خیلی پسر خوب. وجه نسبتی هم دارد با علامه حسنزاده، از طرف مادر و اینها. میگفت که: «من تهران رفته بودم چند سال پیش. ۸۸، ۸۹. گفت: «تهران خدمت علامه حسنزاده رسیدم. میخواستم بیایم بیرون، ایشان در گوش من، دست من را گرفتند، فرمودند: «فلانی! هرکس، هرجا، هروقت علما…» حالا اهلبیت (ع) چی؟ من احساس میکنم بعضی از اتفاقاتی که در زندگی ما افتاد، از دعای ایشان است. ماجرای ازدواج با نوجوانی را داشتیم، در مورد ازدواج و همسر و مشخصات و ویژگیهای خاص که بعد همینه. الحمدالله محقق. خدای عالم اینه. موانعی برداشته میشود. گرههایی برداشته میشود. توجه میکنید، توجه میکند. بالاترش اهلبیت (ع)، بالاترش خدا. اینها میشود سرمایه. ذکر سرمایه است. «مطیع من عطا.» ماه رجب، ماه سرمایه است. اینقدر سرمایهدارش میکند بنده را. اطاعت کرده، حرف گوش داده. یک ماه رجب حرف گوش داده، ۱۱ ماه دیگر خداحافظ! به ملک میگوید: «برو شبهای ماه رجب اعلام کن.» کدام پولدار، کدام ثروتمند، کدام صاحب قدرت، صاحب نفوذ همین نامه بزنید جوابمان را بدهند، کلاهمان را میاندازیم آسمان. «فلان شخصیت، جواب رسیدگی شود.» «مطیع کسی هستم که مطیع من است.» این سرمایه مال ماه رجب است. یکی از این سرمایهها، زیارتی است. زیارت، زیارت سرمایه ماه رجب.
خب، برای زیارت چکار باید کرد؟ یک چند جلسه محضر اساتید، بزرگان علما، که حالا محضرشان هستیم و خجالت هم میکشیم. خدمت آقایان جسارت میکنیم. یک چند جلسهای در مورد این صحبت بکنیم. زیارت حالا در روایات و دستورات بزرگان، چه شکلی باید رفت؟ آدم بهرهاش از زیارت بالا باشد. بهرهاش از زیارت بالا بود. مرحوم بحرالعلوم را یکی از اولیا خدا، یکی از اتفاقاتی که مرحوم بحرالعلوم اثر گذاشته بود، این بوده که در نجف به مرحوم بحرالعلوم گفته بود که: «چند سال است نجف هستی؟» ایشان گفته بود: «۱۰ سال.» آقا گفته بود: «یک تکه پنبه، دو روز کنار شیشه عطر باشد، بو میگیرد. تو ۱۰ سال کنار حرم امیرالمومنین (ع)، بو نگرفتی؟» اثر گذاشته چه جور زیارتی است؟ که بعضیها یک بار میروند، بارشان را برای عمر میبندند. بعضیها یک بار هم نرفتهاند. از راه دور میخواسته بیاید. گاهی از راه دور سلام داده، صد برابر بقیه قبول شده است. این چه خاصیتی در آن زیارت است؟ چی دارد که بهش توجه میشود؟ یکم در موردش گفتگو بکنیم. اگر خدای متعال اجازه و اراده کند، اجازه بدهد چند جلسه در مورد این صحبت بکنیم.
یک نکتهای که مهم است در زیارت امشب، جلسه بعد، شاید مهمترین نکته در زیارت این باشد. توجه به این نکته باشد که امام معصوم (ع)، مرده و زنده ندارد. ما گاهی امثال بنده که فهمم ضعیف است، میرویم مناطق باستانی. مثلاً میرویم تخت جمشید را میبینیم، میگوییم: «خب اینجا آثاری از گذشتههاست.» میرویم چه میدانم! مثلاً یک خانه تاریخی را میبینیم. مثلاً در ابیانه میرویم خانههای قدیمی را میبینیم. این خانه طباطباییها را، کاشان، کجاست؟ میرویم میبینیم کاخها را. بعد میبینیم خانه مناطقی بوده، مال یک سری آدمهایی که گذشته بودند و عمری کردند و رفتند. اثر تاریخی. گاهی حرم را این شکلی میبینیم: تاریخی. قدمت دارد. این دیوار ۳۰۰ سال قدمت دارد. این گنبد مثلاً ۴۰۰ سال پیش زدند. فلانجا را چند سال ساختند. آخه یک جایی بوده، حضرت. حالا بعضی جاها که حضرت رد شدند. بعضی جاها مثلاً بدن حضرت پروفسور. قبلش آنجاست. فلان شخصیت علمی قبلش آنجاست. فردوسی مثلاً قبلش فلانجاست. خب اینجا هم یک جایی است. یک چیزی شبیه مزار فردوسی. فردوسی از شخصیتهای بزرگی از آیتالله جوادی فرمودند که: «من دوست داشتم چند تا طلبه را میگرفتم، پول میدادم. اینها را تربیت میکردم، از اینها یک دانه فردوسی. فردوسی علاقه فردوسی.» حرم اهلبیت (ع) این شکلی نیست. حرم اهلبیت (ع) مثل مزار فردوسی و آثار باستانی و یک خانه قدیمی و یک جای گردشگری و اینها نیست. امام زنده و مردهاش فرقی ندارد. امام همین الان حاضر است. همین الان شما امام عصر (عج) را، ما باخبر بشویم که آقا یک جایی نماز خواندهاند. آقا ما باخبر بشویم اینجا الان نزدیک ما. مسجد. چه مسیری است از نزدیکترین مسجد؟ مسجد امام صادق (ع). شما باخبر بشوید دیشب امام عصر (عج) در مسجد امام صادق (ع) نماز خواندهاند. کسی پیدا میکند. خیلی حس ویژه. اصلاً دیگر از آن مسجد که رد میشویم، یک جور دیگر نگاه میکنیم. چقدر حسرت میخوریم که دیشب حضرت اینجا بودند و ما نرفتیم نماز خواندیم که حضرت هم بودند. ما نماز مغرب آنجا خواندیم، حضرت هم نماز مغرب آنجا. ایامی که آقا آنجا بودند، ما آنجا بودیم. مثلاً این همه آدم میروند شب جمعه کربلا باشند. به این عشق میگویند امام زمانم شب جمعه کربلا. همین قدر که آقا هستند، ما یک حس ویژهای داریم. این تایم را حضرت اینجا. حالا امام زمانی که الان هستند و غایبند، به ظاهر در دسترس نیستند. با امام رضایی که از دنیا رفتند، تفاوت دارد؟
اگر یک روزی حرم نرفتیم، فهم ناقصمان طرف نباشد. آخر وقت را بخوانید. گفتند: «آقا! این نمازی که میخوانی، گوله میشود، میآید توی سرت.» گفت: «خدا اینقدر بینماز دارد.» ملائکه سر بالا بردند. نماز ما دعوایشان میشود؟ غنیمت. یکی از بزرگان، یک ظهر بود ــ محض ریا میگویم برایت، هیچکسی ندارم ــ یک روزی از درس میخواستیم برویم خانه. خیلی خسته بودم. یکهو میلم کشید بروم حرم. دیدم هیچی جان ندارم، خیلی خسته بودم. هی با خودم گفتم: «حرم بروم؟ خانه بروم؟ امام رضا! خیلی خستهام، واقعاً جان ندارم.» به یک شرط میآیم. هدیه ویژه. بزرگانی که مدتها بود دنبال ایشان بودیم که اصلاً ببینیمشان. فیلم، نشستن، خلوت، تکوتنها. رفتیم و چند دقیقه شد صحبت کردیم. خیلی هم صحبتهای خوب و نکات خوبی فرمودند. یکی از نکات خوبی که نتوانستم عمل بکنم این بود. فرمودند که: «یک چیزی بهت میگویم، آویزه گوشت کن.» فرمودند که: «من کار ندارم تو یک ماه مشهدی، یک سال مشهدی، ۱۰ سال مشهدی، تا آخر عمر مشهدی. اگر روزی سه بار حرم نیایی، بعد از مرگ حسرت میخوری.» اگر میخواهی حسرت نخوری، روز سوم. بعد گفت: «دیگر روزی یک بار کمتر دیگر، نه که نابود میشوی. روزی یک بار دیگر لااقل.» روزی سه بار اگر نروی، حسرت میخوری. چی این را دیدند؟ در این حرم، مروارید رضوانالله علیه. با این حالشان، اواخر عمر سه بار حرم مشرف میشد. ساعتهای مثلاً تابستان و گرمای ظهر، پیرمرد اذیت میشود. حالا یکم باید آدم را بیاورند و ببرند. آدم حسرت چهچیزی را میخورد؟ بعداً نمیخورد؟ همان حسرتی که الان ما میخوریم.
آقا امام زمان، رهبر معظم انقلاب، ایام نوروز آمدند توی این کوچه ما. خانه شهید دادیم. درسته؟ یک چیزی من دیدم. فرض کن همین خانه روبهرویی که منزل شهید است. آقا آمدند اینجا. رهبر انقلاب، رهبری آمدند توی این خانه بغل ما. بعد ما باخبر نشدیم، نرفتیم. چقدر آدم حرص بخورد، حسرت بخورد؟ ما دیدیم در مورد یک عالم بزرگوار. وقتی آدم حسش این است، حس نسبت به امام زمان (عج) چقدر است؟ نسبت به امام رضا (ع) چقدر؟ امام رضایی که الان هستند، با امام رضایی که در زمان معمول بودند، فرقی میکند؟ همان امام رضاست! بلکه بالاتر. امام اگر بشود گفت فرقی واقعاً بین بودنش در دنیا و بعدش، لااقلش این است که همون است دیگر. امام هیچ فرقی ندارد. حرم. حرم امیرالمومنین (ع)، نجف بودیم. کاروانی از قم رفته بودیم. چقدر من خودم به این مسئله مبتلا هستم و توجه بهش نمیکنم. یک کاروانی بود از قم رفته بودیم. سال ۸۵ بود به نظرم. وقتی هم بود که نجف و کربلا امنیت نداشت. خیلی وضعیت امنیتیاش ناجور. حرم را بسته بودند، نمیتوانستیم برویم. ما هتل نشسته بودیم با این دوستان کاروان صحبت. یکی از قوانین کاروانمان هم اهل مشهد بود. به رحمت خدا، شهرکی، خدا رحمتش کند. یکی از این جوانها که بالا کاروان ما بود، از این بچههای عزیز قم. برگشت گفت که: «خیلی تعریف میکنند. حقیقتش من هم خیلی دوست داشتم بروم ایشان را ببینم. ولی میدانی میترسم. بهجت چشم برزخی دارد، یک چیزی میبیند.» خیلی روی من اثر گذاشت آنجا. گفتم: «یا امیرالمومنین! ما پاشدیم از آنجا آمدیم حرم شما. راحت میرویم، میآییم. میخندیم. با هر وضعی میآییم، میرویم. این از آقای بهجت میترسد. ما شما را هنوز آقای بهجت هم فرض خود خود امیرالمومنین (ع)، هیچ تفاوتی بین امیرالمومنین (ع) که در بستر پیغمبر خوابید و شمشیر میزد با فرق شکافته که در بستر افتاده بود، هیچ فرقی بین اینها نیست.»
در حرمها به این ملتفت باشید که امام از دنیا رفته با امام زنده هیچ فرقی نمیکند. همان امام رضا (ع). تصور ما عوض میشود. نشسته؛ چشم برزخی دارد. ناروتو. در حرمها اگر از امام خجالت نمیکشید، از بزرگانی که در حرمها هستند، خجالت بکشید. که هیچوقت حرم از ولی خدا خالی نیست. همیشه یکی دو نفر هستند که بر ذهن و قلب و روح شما، بزرگانی هستند. اشراف دارند بر همه نفوس عوالم. من را سیر میکند، خودم جمعوجور حرم میروم. چقدر سفارش شده و آداب قبل زیارت. غسل زیارت، ذکر زیارت، زیارت جامعه اگر آدم میخواهد بخواند. او صد قدم را بردارد، آن صد ذکر را بگوید. آرام آرام، قدمهای آهسته، با وقار، با توجه، با استغفار، با نماز توبه. غسل توبه کرده، غسل زیارت کرده. حرم که میآمدند، شاید یکی دو ساعت مقدماتش طول میکشید. فرض بنده مثلاً قبلش با همسر دعوا کردم. اگر من مثلاً بخواهم خدمت آقای حسنزاده آملی بروم، قبلش با زنم دعوا کرده باشم، رویم میشود آنجا صاف بروم خدمت؟ با یک مومنی قهر کردم، دعوا داریم، هرچی بهم زدیم. خدا نکند پشت سرم حرف زدیم، تو رویش حرف زدیم، سر هم داد زدیم. رویم میشود الان بروم خدمت بزرگی بنشینم؟ وضع خجالت میکشم.
ابوبصیر خدمت امام صادق (ع). سه تا ابوبصیر داریم. حالا محضر علما درس پس میدهم. ابوبصیر لقب همه اینهایی بوده که نابینا بودند. یعنی راویانی که خدمت اهلبیت (ع) نابینا بودند، لقبشان ابوبصیر بود. پیرمرد بود. کوفه، محل زندگیش بود. در کوفه، در مسجد، برای پیرزنی ظاهراً حالا یا این خانم جوان، حالا ایشان که پیر بوده و نابینا. خودش میگوید. تعبیر روایت این است، میگوید که: «در مسجد برای این خانم که درس قرآن میدادم، مازهتها به شیء. یک روزی مزاح کردم خانم، یک شوخی. یک شوخی با این خانم، در درس حالا قرآن.» یک شوخی کرد. حالا او هم پیرمرد و نابینا و شوخ. خدمت امام صادق (ع) تا نشستم. حضرت فرمودند: «فکر نکنی اگر در مسجد با خانم نشستی، شوخی کردی، ما باخبر نمیشویم.» «استحی!» من خجالت کشیدم. رو صورتم. آن زیر شروع کردم در دلم استغفار کردم. «این استغفارت خوبه، بخشیدش. دیگه تکرار نکن. «فَلا تَعُدْ».» تکرار نکن. بدان که حواسم هست.
خب، حالا بنده در حرم حواسم هست. همین بیرون که میآیم، امام رضا (ع) یا نه. خدایا نه، پیغمبری وحی. «لا نظر، لا سمع.» هیچ خبری در عالم نیست. در خانه که میروم. ولی بیرون امام رضای در حرم با امام رضای بیرون فرق میکند. آقا! تو در همین محدوده در و دیوار میبینی. بعضیها اینجورند دیگر. در که میآیند بیرون، دیگر کلاً راحتند. حجاب و مجاب و کلاً همه چی. اصل خبرها. بزرگان میگفتند: «اصل زیارت بعد اینکه بیرون آمدی. آن وقت اگر حفظش کردی، هنر است.» دیگر بحث را تمامش کنم. خدمت پیغمبر، یک جمعی بودند. گفتند: «یا رسولالله! انا نخاف علینا من النفاق.» چطور؟ خدمت شما که هستیم، اینجا شما روایت میخوانید، آیه میگویید، حالمون خوب است. احساس میکنیم در آسمانیم. از اینجا که میرویم، «شممنا اولادنا و نسائنا.» زن و بچههامان هم، تعبیر این است: زن و بچههامان که بو میکشیم، بوی زن و بچگی به مشاممان میخورد. آب و هوامون عوض میشود. سریال دیدن و خندوانه دیدن و برنده باش، عصر جدید. اینجا که هستی، حال خوبی داریم. خدمت شما که هستیم، حال خوبی داریم. آنجا که میرویم اینطور میشود. این نفاق نیست؟ حضرت فرمودند: «نه نفاق نیست. ولی اینها کار شیطون است. دنبال خودش دارد میکشد.» «اگر حالی که اینجا دارید پیش من، در خانه بتوانید نگه دارید، «لَصَافَحْتُمُ الملائکةَ»». اگر بتوانید این حال را نگه دارید، حالی که اینجا داری، حالی که در حرم داری، اگر بتوانی در خانه نگه داری، با ملائکه مصافحه میکنی. از روی آب رد میشوی. از عالم ماده منصرف میشود. از قواعد عالم، آسمانی میشوی. پس حال بعد زیارت از حال خود زیارت مهمتر است و سختتر. نگه داشتن.
تذکر بده که آقا! امام رضا (ع) اینجا هم هست. در حرم بود، بیرون هم هست. آنجا در حرم اگر به کسی من توهین نمیکردم، کسی اذیت میکرد، چیزی نمیگفتم، بد و بیراه نمیگفتم، به احترام حضرت نگه میداشتم. بیرون در خیابان هم همین است. در مغازه هم همین است. در هتل هم همین است. موقع کاسبی، در خانهام هم همین است. در دانشگاهم هم همین است. سر کلاسم هم همین است. در مشهد هم همین است. نیشابور هم همین است. تهران هم همین است. اینجا هم محضر امام رضا (ع) است. فاصله دارد از امام رضا (ع). همه عالم در مشت حضرت. حضور حضرت را احساس کنید. این میشود سرمایه اصلی. این را بگویم، عرض من تمام.
خاصیت این حضور چیست؟ ببینید ما حضور اهلبیت (ع) را راحتتر از حضور خدا میتوانیم احساس کنیم. حضور مومنین و علما را باز راحتتر از مراتب تربیتی. بزرگان دستور تربیتی که میدادند، میگفتند این جالب است. قاضی رضوانالله علیه گفته. گفته بودند که: «تو یکی از شاگردان شب قرآن که میخواهی بخوانی، احساس کن من کنارت نشستهام.» ماشین. احساس کنیم که آقای بهجت در ماشین ما. چراغ قرمز رد میکنیم؟ لایی میکشیم؟ فحش میدهی راننده؟ آقای بهجت. بنده راننده بهجتم. بنده راننده رهبر انقلاب. بعد یک مدت من راننده امام زمانم. راننده خدا. تجربه را در قرآن فرمود که: «اول این تصور را داشته باش که من کنارتم.» کنار. ماجرایش ماجرای معروف ادامه داری هم هست. که حالا او یک مدتی طول کشید. احساس کن که امام زمان (عج) کنار. آمد گفت: «تبدیل شد به چهار صفحه.» احساس کن پیغمبر (ص) کرد. تبدیل شد به یک. احساس کن به خودت دارد وحی میشود. تبدیل شد به یک آیه. یک آیه. احساس کن از خود خدا داری میشنوی. شب خبر دادند طرف دنیا. قرآن اینجوری کسی بخواند، دیگر عمر نمیکند. «لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ.» نازل بشود، تیکه تیکه.
حالا برای زیارت هم همین است. چه جور حضور امام را احساس کنیم؟ از بزرگان شروع کنیم، تمرین کنیم. در مورد خود نماز این نکته را یادگاری داشته باشید. قشنگ است. روایت خیلی هم کم خوانده میشود. روایت. نمیدانم چرا خیلی روایت مهمی است برای اینکه حضور قلب در نماز داشته باشی. واقعاً یک راهکار کف آدم. امام رضا (ع) فرمودند که: «اگر خواستی نماز بخوانی، تکبیر نماز را که میخواهی بگویی، احساس کن یکی از ما اهلبیت جلویت ایستاده. وجود ما را جلوی خودت احساس کن.» حالا آدم چه جوری نماز میخواند؟ هیچ اشکالی هم ندارد، ریا و اینها. اصلاً دعای کمیل. روضه نخوانید. آقا! خود حضرت میفرماید: «اینجا در نماز به ما توجه پیدا کنید، توجه به خدا پیدا کنید.» چه اشکال دارد؟ زیارت آل یاسین. گفتند: «هر وقت به خدا خواستی توجه پیدا کنی، اول به ما متوجه بشی.» آیتالله وحید خیلی تاکید داشتند که باب ارتباط با خدا، توجه به خداست. زیارت آل یاسین، از کانال اهلبیت (ع)، توجه به خدا ایجاد میکند. برای نماز اصرار داشتند که سلام به اباعبدالله (ع) داده بشود و توسل به امام زمان (عج). خیلی واقعاً شگفتانگیز است. آثار عجیب و غریب هر نماز. یک توسل به امام زمان (عج). خدایا! توجه کن به این نماز ما. یا صاحب الزمان! توجه کنیم به نماز. همین توجه به امام، با توجه به خداست. حضور امام را احساس کن. یک جوری بایستید به حرم به سمت ضریح به امام رضا (ع). یک جوری توجه پیدا کنید انگار خود حضرت با بدن خودشان. خیلی این سواد آدم را عوض میکند. حالا زیارت. حالا زیارتنامه خواندن هم فرق، آنجا فقط یک سری شعار. مثل شعار مدرسه، سرود جمهوری اسلامی که سر صف میخوانیم. احساس میکنیم. در حرم هم همین است. پیامدهای امام، پیامبر امام. این نیست که سرود جمهوری اسلامی نیست که همینجور بخوانیم و برویم جلو. این خود حضرت حضور دارد: «اشهد انک تشهد مقامی و تسمع کلامی و ترد سلامی.» شهادت میدهم که میشنوی، میبینی، جواب میدهی. شهادت خیلی مهم است. زیارت خبر دارد از هفت جد و آباد. هفت جد و آباد. قدیم هم آبایش درست است. کتاب حضرت آدم تا قیامت. همه را نگاه میکند امام رضا (ع). از صدر و ذیل کجایی هستیم ما که آمدیم خدمت حضرت. به یک چیزی هم میدهد که تا آفتاب پشت آدم آباد کند. این همه بهش توجه داشته باشیم. حضور امام با امام غایب را نرویم زیارت کنیم. در و دیوار زیارت کنیم. ما داریم میرویم منزل پدری. به یاد پدر، دیدار پدر. اینجا به یاد امام رضا (ع) نیست. دیدار امام رضا (ع). زیارت، دیدار. دیدار کلی زیارت.
خدایا به آبروی امام رضا (ع) در این ماه رجب، توفیق زیارت با توجه، حضور قلب و زیارت پرسود، تجارت و پرعنایت از جانب اهلبیت (ع) نصیب ما بفرمای. به آبروی اهلبیت (ع) در این ماه رجب، گناهان ما را بریز. به آبروی اهلبیت (ع)، بالاترین عنایتهایی که بندگان خالص و صالح درگاهت عنایت فرمودی، در این ماه رجب نصیب ما بفرما. امت مسلمان، بر این مردم ایران، برکات خودت، نعمات خودت، و رفع گرفتاریها، شفای مرضها، برداشته شدن این اطلاعات مشکلات، عنایات، توجهات را نازل بفرما. رهبر عزیزمان را حفظ و نصرت عنایت بفرما. شر ظالمین را به خودشان برگردان. دشمنان دین، قرآن، انقلاب، ولایت. اگر هدایت نیستند، نیست و نابود بفرما. در فرج حضرت حجت (عج) تعجیل بفرما. قلب نازنینشان را از ما راضی بفرما.
صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
در حال بارگذاری نظرات...