معرفی
حدیث «سلسلة الذهب»: ولایت علی بن ابیطالب(ع)، حصار و دژ محکم الهی است. [1:20]
عذاب الهی، تنهایی و بیکسی محض است؛ آنکه از ولایت خارج شود، ولیّ و نصیری نخواهد یافت.[6:15]
آنکه در ولایت علی(ع) است، از «عذاب خدا» در امان است، اما گرفتار «عذاب شیطان» میشود![9:20]
عذاب رحمان: آنکه از آغوش رحمت رانده شود، سرپرستیاش به شیطان واگذار میگردد.[16:00]
شیطان با وسوسه، شبههافکنی و آسیب جسمی، اهل ولایت را عذاب میدهد؛ همانطور که با ایوب پیامبر(ع) کرد.[22:10]
گرفتاریها و تحریمهای امروز ایران، عذاب شیطان و انتقام او از کانون ولایت امیرالمؤمنین(ع) است.[25:30]
ایران منزل امیرالمؤمنین(ع) است؛ شیاطین عالم برای پس گرفتن این خانه، میلیاردها دلار هزینه میکنند.[27:05]
انتقام نهایی شیطان از خاندان وحی، در کربلا و با آزار و اسارت زینب کبری(س) رقم خورد.[33:15]
عذاب الهی، تنهایی و بیکسی محض است؛ آنکه از ولایت خارج شود، ولیّ و نصیری نخواهد یافت.[6:15]
آنکه در ولایت علی(ع) است، از «عذاب خدا» در امان است، اما گرفتار «عذاب شیطان» میشود![9:20]
عذاب رحمان: آنکه از آغوش رحمت رانده شود، سرپرستیاش به شیطان واگذار میگردد.[16:00]
شیطان با وسوسه، شبههافکنی و آسیب جسمی، اهل ولایت را عذاب میدهد؛ همانطور که با ایوب پیامبر(ع) کرد.[22:10]
گرفتاریها و تحریمهای امروز ایران، عذاب شیطان و انتقام او از کانون ولایت امیرالمؤمنین(ع) است.[25:30]
ایران منزل امیرالمؤمنین(ع) است؛ شیاطین عالم برای پس گرفتن این خانه، میلیاردها دلار هزینه میکنند.[27:05]
انتقام نهایی شیطان از خاندان وحی، در کربلا و با آزار و اسارت زینب کبری(س) رقم خورد.[33:15]
خلاصه
بحث درباره «امین خدا» و ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام است. حدیث «سلسلة الذهب» را همه شنیدهاید؛ امام رضا علیهالسلام میفرماید «کلمة لا إله إلاّ الله حسنی» و «ولایة علی بن ابیطالب حسنی»، یعنی توحید و ولایت، دو روی یک حقیقتاند.
اما این روایت یک نکته عجیب دارد: سلسله سند آن تا «القلم» میرسد و خدا میفرماید «ولایة علی بن ابیطالب حسنی… فمن دخل حسنی آمنه»، یعنی هر که وارد این پناهگاه شود، از عذاب خدا در امان است.
عذاب خدا چیست؟
«استنکاف و استکبار»؛ کسی که گردنکشی میکند، ولایت علی را نمیپذیرد و از رحمت الهی بیرون میماند.
اما عذاب دیگری هم هست: عذاب شیطان. شیطان نمیتواند توحید را از انسان بگیرد، اما جسم و زندگی او را سخت میکند؛ مثل ایوب علیهالسلام که «مسَّنی الشیطانُ بنصبٍ و عذابٍ».
هر چه به علی نزدیکتر باشی، بیشتر در تیررس انتقام شیطان قرار میگیری؛ همانگونه که در کربلا و بعد از آن، زینب کبری سلاماللهعلیها را شکنجه کردند. پس باید در پناه ولایت بمانیم، که اگرچه شیطان فشار میآورد، ولی از عذاب الهی محفوظیم.
متن
!! توجه : متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد، الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری، اهل العقدة من لسانی یفقهو.
در مورد ولایت امیرالمومنین علیه السلام روایت معروفی داریم که حتماً زیاد شنیدهاید: حدیث سلسة الذهب. امام رضا علیه السلام دو بار در مورد دو موضوع، با یک بیان یکسان مطلبی را فرمودند. یک بار کلمة لا اله الا الله حسنی، یک بار هم ولایة علی بن ابیطالب حسنی. که معلوم میشود این دوتا یک حقیقتاند؛ نه ولایت علی علیه السلام از توحید جدا است و نه توحید از ولایت علی علیه السلام. ولی نکتهای هست تو خود این روایت که خیلی درخور توجه است؛ روایت یکجور خاصی است، روایت کمی عجیب است. بگذارید من متن روایت را برایتان بخوانم. دو تا نقل (یعنی چندین نقل، من دو تا نقلش را برایتان میخوانم.)
نقل اول از مرحوم شیخ صدوق که در رده اول علما و بزرگان شیعه است؛ در کتاب معانی الاخبار جلد ۱، صفحه ۳۷۱، سلسلهای دارد تا میرسد به حسن بن محمد بن جمهور. او از علی بن بلال نقل میکند. از اینجا سلسله سند جالب میشود: عن علی بن موسی الرضا علیه السلام. شما فقط سلسله سند را ببینید. یک جملهای مامون گفته بود در مورد این حدیث سلسة الذهبی که امام رضا فرموده بودند. مامون با همه شرارت و خباثت، جمله درستی را گفته بود. خب، امام رضا (ع) خیلی تعمد داشتند سلسله سند را ببرند به پیغمبر (ص) برسانند تا به همه بفهمانند: من عصاره و بزة الرسولم، من بچه پیغمبرم، حرفهای من، حرف پیغمبر است. اصرار این داشتند که سلسله را ببرند به پیغمبر برسانند.
یک بار که (که احادیث زیادی هم داریم از امام رضا (ع) سلسله الذهب) یک بار که سلسله را به پیغمبر (ص) رساندند، مامون گفت: همین سلسله، این روایات را اگر به مرده بخوانند، زنده میشود. سلسله روایت؛ یعنی حدیث سلسة الذهب این شکلی است. حالا ببینید این حدیث باز بین احادیث سلسة الذهب منحصر به فرد است. حدیث را ببینید: عن علی بن موسی الرضا علیه السلام عن موسی بن جعفر علیه السلام عن جعفر بن محمد علیه السلام عن محمد بن علی علیه السلام عن علی بن الحسین علیه السلام عن الحسین بن علی علیه السلام عن علی بن بن ابیطالب علیه السلام عن النبی صلی الله علیه و آله. مشخص: امام رضا (ع) از امام کاظم (ع)، از امام صادق (ع)، از امام باقر (ع)، از امام سجاد (ع)، از امام حسین (ع) و امام حسین (ع) از امیرالمومنین (ع)، از پیغمبر (ص). حالا از اینجا به بعدش عجیب میشود: عن جبرئیل. پیغمبر (ص) از جبرئیل. عن میکائیل. جبرئیل از میکائیل. عن اسرافیل. میکائیل هم از اسرافیل. عن الله. عن القلم! عجیب شد! امیرالمومنین از پیغمبر، پیغمبر از جبرئیل. معمولاً حدیث سلسله تمام میشود، یک دانه حدیث فرق میکند: جبرئیل از میکائیل، میکائیل از اسرافیل، اسرافیل از لوح، لوح از قلم. دیگر آن عالیترین رتبهای که همه حقایق عالم آنجاست، ثابت، تغییرناپذیر، حتمی، قطعی، یقینی، برو و برگرد ندارد. قال، آنجا چی نوشته؟ یقول الله تبارک و تعالی. نه خدا فرمود، خدا فرماید؛ یعنی این حرف آنجا علی الدوام جاری است: ولایة علی بن ابیطالب صلوات الله علیه حسنی، فمن دخل حسنی امنه. اینجا دارد ناری، تو روایت دیگر دارد عذابی. ولایة علی بن ابیطالب حسنی منه. هرکی وارد این حصن بشود، وارد این دژ بشود، وارد این پناهگاه بشود، از آتش من در امان است. یا جای دیگر فرمود: از عذاب من در امان است. جای دیگر در روایتی فرمود: اگر ذرهای، خردلی از حب علی بن ابیطالب در دلها بود، لمَا خَلَقَ اللهُ النار. نفرمود خدا جهنم را خلق نمیکرد، فرمود آتش را خلق نمیکرد. اگر سر سوزنی محبت علی بن ابیطالب در خلایق بود، آتش را خلق نمیکرد. این امیرالمومنین علیه السلام، این ولایت امیرالمومنین علیه السلام.
یک مقداری در مورد این عذاب میخواهم چند کلمهای را عرض بکنم. مطلب جالبی که اینجا هست، این است: فرمود امن من عذابی یا امنا از آتش من در امان است، از عذاب من در امان است. این عذاب خدا چیست که اگر کسی ولایت علی علیه السلام را داشت، از عذاب در امان است؟ اول عذاب چیست؟ بعد این عذاب کجاست؟ فقط تو آخرت است؟ تو جهنم است؟ یا اینجا هم داریم این عذاب را؟ یک بحثی دارد، بحث مهمی هم هست. یک چند کلمهای در موردش میخواهم انشاءالله به عنایت امیرالمومنین نکاتی را بگویم.
مطلب اول این است. در آیات قرآن، خب بحث عذاب بحث مفصلی است. میدانید این کلمه عذاب در قرآن خیلی استفاده شده است. ولی تو بعضی از آیات توضیح داده خدای متعال این عذاب از چه جنسی است؟ چه مدلی است؟ بعضی آیات خیلی عجیب است در بیان این عذاب و توصیف عذاب. یکی در سوره مبارکه نساء. چند تا آیه میخواهم بخوانم انشاءالله بهرهش را ببریم. در سوره مبارکه نساء، آیه ۱۷۳: فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ آنهایی که ایمان و عمل صالح دارند، فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ خدا اجرشان را تمام و کمال بهشان میدهد، وَیَزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ بیشتر هم بهشان میدهد از فضلش، اضافه بر سازمان بهشان میدهد.
روبروی اینهایی که ایمان و عمل صالح دارند، کِیاند؟ وَأَمَّا الَّذِینَ اسْتَنکَفُوا وَاسْتَکْبَرُوا آنهایی که استنکاف دارند و استکبار دارند، تن به حق نمیدهند، تن به کار درست نمیدهند، قلدری میکنند، تسلیم نمیشوند، گردن کج نمیکنند در برابر حق، در برابر اولیای خدا گردن راست میکنند. در برابر اینها، استنکاف و استکبار، اینها را چهکار میکنم؟ فَیُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلِیماً اینها را خدا یک عذاب دردناکی میکند. آنجا فرمود: از عذاب من در امان است. فرمود: اینها را عذاب میکنم. پس کِیا از ولایت علی خارجاند که عذاب میشوند؟ آنهایی که استنکاف و استکبار دارند. بله، آنی که استنکاف و استکبار دارد، عذاب میشود. عذاب میشود یعنی چی؟ از عذاب در امان نیست. از عذاب در امان نیست. اگر تو ولایت علی بود در عذاب نبود، از عذاب در امان بود. وقتی که از عذاب در امان نیست، یعنی در ولایت علی نیست. کی تو ولایت علی نیست؟ آنی که استنکاف دارد، استکبار دارد. عذاب میشود. خب، پس معلوم شد کی استنکاف و استکبار دارد. چهکارش میکنند؟ عذابش میکنند. عذابش میکنند؛ یعنی چی؟ توضیح عذاب: وَلا یَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِیّاً وَلا نَصِیراً. خب دل بدهید، خیلی معنا دارد.
متاسفانه تو جلسات ما، تو منبرها، سخنرانیها، قرآن خیلی غریب است. از بالا و پایین عالم گفته میشود، حرف صغری خانم و اکبر آقا و همه گفته میشود، جز حرف خدا. آیات قرآن غریبترین مطالبی است که بهش پرداخته میشود متاسفانه. در حالی که فلسفه این جلسات، قرآن خواندن است. فلسفه نهضت اهل بیت، قیام اهل بیت، شهادت اهل بیت این است که مردم قرآن یاد بدهند. قرآن را تفریح میکند، آیات خیلی غریب است. فرمود: عذاب دردناک میکند. چهکار میکند؟ فرمود: یک طوری میشوند، عذابشان این است: هیچ کسی را تو عالم به عنوان ولی و نصیر پیدا نمیکنند. تنهایی و غربت محض! هیچکی هواخواه اینها نیست. هیچکی پشتشان درنمیآید. هیچکی به کمکشان نمیآید. این میشود عذاب علیم. آنی که ولایت علی را ندارد، بیولی میماند، بیکس میشود. هیچکی پشتش درنمیآید. این عذاب علیم است. این یک بخشیش مال آخرت است، یک بخشش مال دنیاست. تو آخرت یکجور است، تو دنیا یکجور دیگر است. بیولایت، تنها، بیکس، حامی ندارد. حامی تو این عالم یکی است: امیرالمومنین علیه السلام. که ولایتش، ولایت خداست. حامی واقعی خود خدای متعال است. حمایت و ولایت او جلوه کرده تو امیرالمومنین علیه السلام. تو این دست لطف و رحمتش که شده یدالله. تو آن چشم پر محبتش که شده عین الله. تو زبان پر صلابتش که شده لسان الله. جلوه حقیقت محض، جلوه توحید.
برای همین یک بار میفرماید: توحید پناهگاه من است. یک بار میفرماید: ولایت علی بن ابیطالب پناهگاه است. کسی اینجا آمد، از عذاب من در امان است. عذاب چیست؟ بیکسی. شکنجه و کتک و تازیانه و لگد و چوب و چماق و اینها همه اضافه بر سازمان است. اینها تمثل عمل خودش است. هر بدی که کرده، آنجا صورت ملکوتی دارد. نیش زده، متلک زده، متلک انداخته. نیش زده، نیش میخورد. این عمل خودش است. این یک چیز جدا از عذاب الهیه. اینها عذاب روی عذاب است. اصل عذاب چیست؟ بیکسی. حامی ندارد، هواخواه ندارد، طرفدار ندارد. هیچکی به دادش نمیرسد. هرچی ناله بزند، هیچکی جواب بهش نمیدهد. کسی را ندارد که صدایش کند. کسی را ندارد که به دادش برسد، به دردش بخورد.
در سوره مبارکه انبیاء، یک طور دیگر تعبیر میکند. آیه ۳۹: لَوْ یَعْلَمُ الَّذِینَ کَفَرُوا. کاش کفار میدانستند. کاش ترامپ میدانست. کاش نتانیاهو میدانست. کاش اینهایی که به اینها دل بستند میدانستند: حِینَ لَا یَکُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ. یک وقتی میآید آتشی که صورت اینها را میخواهد بسوزاند و گُر میاندازد به صورت اینها. هیچکی نیست دستی دراز کند این آتش را از صورت اینها کنار بزند. نه خودشان زورشان میرسد و نه کسی هست عذاب را از اینها بردارد. کاش میفهمیدند چه تنهاییهایی در پیش دارند. احمقاند، نمیفهمند. الان را نگاه میکند دلتا فورس فرستاده. رفتند شبانه رئیس جمهور ونزوئلا را برداشتند آوردند. خیال میکند پشتش گرم است. خیال میکند خیلی قدرت دارد. هر غلطی ... کل دنیا مال این است، همه ازش حساب میبرند. این بدبخت نمیداند آنی که علی ندارد چقدر بیکس است. هم اینجا بیکس است، هم آنجا بیکس است. بیکسی هم اینجا، بیکسیش را میفهمد. یک وقت یک روزی یک جایی، همان آنجا تا ابد با این بیکسی و تنهایی دست و پنجه نرم میکند. وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ. نه از صورتش آتش را میتواند کنار بزند، نه از پشتش. وَلَا هُمْ یُنصَرُونَ. کسی برای کمکش نمیآید. کافر اوضاعش این است. عذاب خدا این است. عذاب خدا ول کردن است. ولت میکند، نمیگیردت. همین که ول کند، آقا یک بچه شش ماهه را تو این سرما، تو این شلوغی، تو این ترافیک، تو این خیابان پر از دزد و گرگ ول کنی چی میشود؟ بچه دیگر چیز دیگری اضافه بر این نمیخواهد. چک و لگد نمیخواهد. همین که بچه را بگذاری بیرون، کارش تمام است. همین که به دادش نرسی، بهش توجه نکنی، هوایش را نداشته باشی، جمعوجورش نکنی، کار این تمام است. چهبرسد به اینکه بخواهند شوک الکتریکی هم بهش بدهند. چهبرسد به اینکه مار هم بخواهد بیاید نیشش بزند. اینها دیگر گرفتاری روی گرفتاری است. اصل گرفتاری همین است که ولش کند. آنی که علی ندارد، ول شده، ولش کردهاند. این بزرگترین عذاب است.
یک آیه دیگر در قرآن داریم، این هم خیلی آیه عجیبی است که میفرماید: اول خدا عذاب میکند. و عذابش این است که تو را تحویل شیطان میدهد. به جای اینکه ولی خدا باشی، میشوی ولی شیطان. خودش همین عذاب است. ول کردنش به همین است که تو را تحویل شیطان بدهد. یک وقت هست ولت میکند. مثل این میماند که یک مادر. خب، خیلی حرف است. خیلی عجیب است. یک مادر بچه را ول کند. مگر میشود؟ باید دید چی بوده؟ چهکار کرده؟ مادر هم هیچ وقت ول نمیکند. این خودش گذاشته رفته. مادر هی صدا کرده، دنبالش رفته، پیک فرستاده، اسنپ گرفته، التماسش کرده. برنمیگردد. اوضاع آنی که خدا را ول کرده، این است. خدا که کسی را ول نمیکند. ارحم الراحمین است. رحمان و رحیم مطلق است. خدا که کسی را بیرون نمیکند. این خودش گذاشته رفته. حالا یک وقتی این بچه، مادر را رها میکند. یک وقتی به جای مادر سراغ یکی دیگر میرود. چه فرقی میکند؟ همین که از بغل مادر در بیاید، بدبختیاش شروع میشود. چون هیچکی برای او مادر نمیشود. این میشود عین بیکسی.
در سوره مبارکه مریم، از قول حضرت ابراهیم علیه السلام نقل میکند که به پدرش گفت، که البته پدرش نبود، عمویش بود در حکم پدرش بود: یَا أَبَتِ إِنِّی أَخَافُ أَن یَمَسَّکَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ. عجب تعابیری! بابا جان، من نگرانم. میترسم تو گرفتار عذاب رحمان بشوی. رحمان! خدایی که الرحمان است. خیلی باید آدم بدبخت باشد که از چشم الرحمان بیفتد. خیلی باید بدبخت باشد که سیلی از الرحمان بخورد. تو چهکار کردی که رحمان دارد؟ بابا جان، من نگرانم تو گرفتار عذابی از رحمان بشوی. که اگر گرفتاری از رحمان، عذاب رحمان شدی، چی میشود؟ فَتَکُونَ لِلشَّیْطَانِ وَلِیّاً. اول گرفتار عذاب میشوی، بعد ولی شیطان میشوی. همه اینهایی که ولی شیطان شدهاند، اول خدا عذابشان کرده است که ولی شیطان شدهاند. آن عذاب هم چیست؟ همین که از تو بغل علی بن ابیطالب در آمد. این بزرگترین عذاب است. این بزرگترین بدبختی. از ولایت خدا خارج شده است. از این آغوش گرم و صمیمی بیرون آمده است. انا و علی ابوا هذه الامة. ما پدر این امتیم. چه پدری؟ مهربانتر از او. برای ابن ملجم هم دل میسوزاند. تقسیم میکرد سهمیه افراد را. ابن ملجم آمد. خوب میشناختم امیرالمومنین. سهمش را داد. ابن ملجم داشت میرفت. روزگاری بود که هنوز پرچم مخالفت و دشمنی برنداشته بود. ابن ملجم دیدن، امیرالمومنین زل زده به ابن ملجم، دارد نگاه میکند. زیر لب شروع کرد زمزمه کردن. فرمود: اُرِیدُ حیاتَهُ وَ یُریدُ قَتلی. من خیر این را میخواهم، زندگی این را میخواهم. سر به تن من نباشد. وقتی هم که ضربه را زد، دستگیرش کردند. معروف است شنیدهاید: افطار آوردند، غذا آوردند برای امیرالمومنین علیه السلام. البته از افطار کرده بود. از بعد اینکه ضربه زدند، از حال رفتند و حضرت پوزشان را باز کردند. دیگر حالا به تناوب شیر میآوردند، غذاهایی میآوردند. آبشیر جز غذاهای خوب بود. غذای با کیفیت، پر انرژی بود. یک شیر خوب گرمی برای امیرالمومنین آوردند. گذاشتند جلوی دهان مبارکش میل بکند. فرمود: اول بگویید ببینم به این اسیرتان چی دادید؟ گفتند: آقا غذا دادیم. فرمود: از همین دادید یا یک غذای دیگر دادید؟ گفتند: آقا بهش همین. فرمود: نه. از همینی که به من دادید باید ... . ابوا هَذه الامه. کسی گرفتار قهر این علی بشود، واقعا خیلی پست است. چهکرده است که از چشم علی بن ابیطالب مستحق نار است؟ مستحق عذاب است. پس کسی که ولایت علی بن ابیطالب را داشته باشد، امن من عذابی، از عذاب من در امان است.
یک نکته دیگر اینجا هست. میخواهم یک چند کلمهای در مورد این صحبت بکنم و عرضم را تمام کنم. چرا فرمود: امن من عذابی؟ از عذاب در امان است. فرمود: از عذاب من در امان است. مگر ما غیر از عذاب خدا، عذاب دیگری هم داریم که فرمود: از عذاب من در امان است؟ آره، اینجایش عجیب است. شاید نشنیده باشی تا حالا. موقعی از عذاب خدا، عذاب دیگری هم داریم. آن چه عذابی است؟ عذاب شیطان است. شیطان هم عذاب دارد. ولی شیطان عذابش فقط تو دنیاست. تو آخرت شیطان کسی را عذاب ... دسترسی ندارد. ولی اینجا آنقدری بهش اجازه دادند از باب امتحان بتواند گرفتار کند. عذاب یعنی گرفتاری. بتواند گرفتار کند دیگران را.
یک داستانی دارد. آنی که ولایت علی بن ابیطالب را دارد، نه تو آخرت دچار عذاب خدا میشود، نه تو دنیا دچار عذاب خدا میشود. ولی تو دنیا گرفتار عذاب شیطان میشود. نکته خیلی مهمی است. نمونهاش چیست؟ آیات غریب قرآن. در سوره مبارکه ص، آیه ۴۱: وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أَیُّوبَ. یاد کن بنده ما را ایوب را. إِذْ نَادَى رَبَّهُ کدام وقتش را یاد کن؟ آن وقتی که ربش را صدا زد. چی گفت؟ گفت: إِنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ. گفت: خدایا، شیطون آمده سر وقتم. با گرفتاری و عذاب. شیطون من را تو عذاب انداخته است. کی را؟ حضرت ایوب علیه السلام. آقا، مگر حضرت ایوب ولی خدا نیست؟ مگر حضرت ایوب در کلمة لا اله الا الله نیست؟ مگر حضرت ایوب در ولایت و علی بن ابیطالب (ع) نیست؟ امن من عذابی هست، دیگر. پس چرا گرفتار عذاب شده است؟ این چه عذابی است؟ عذاب شیطان. چه نوع عذابی است؟ عذاب شیطان.
علامه طباطبایی بحث مفصلی میکنند در تفسیر المیزان، بحث بسیار زیبایی. چند تا مطلب را مطرح میکند. یکیش این است که شیطان میآید با گرفتاریهای جسمی و مادی، قلب او را نمیتواند منحرف بکند. توحید را نمیتواند از او بگیرد. ولایت علی بن ابی طالب را نمیتواند از او بگیرد. عذاب الهی این است. شیطان عذاب الهی نمیتواند بکند. شیطان توحید و ولایت را از آدم نمیتواند بگیرد. ولی غیر از این، تو بقیه کارها، چرا. شیطان میتواند به جسمش هم آسیب بزند. این علامه طباطبایی میفرماید. عذاب شیطانی اتفاقا هرکی هر چقدر تو مسیر توحید سفتتر و محکمتر و جانانهتر حرکت میکند، شیطان هم بیشتر عذاب برایش میفرستد. شیطان این را میگذارد تو سیبل عذاب. یک عده میگویند آقا، چرا آنقدر ما تو ایران گرفتاری داریم؟ چرا خدا به بقیه کار ندارد؟ این گرفتاریها عذاب شیطان است، نه عذاب خدا. دلیلش هم ولایت امیرالمومنین است. دیگران گرفتار عذاب خدا هستند. این خیلی توش نکته است. بهش توجه نمیکنند یک عده. اینها که عذاب نیست. تو عالم هم تو تاریخ هر وقت هرکی علی گفته، چک خورده، لگد خورده، اذیت شده، هتک حرمت شده، سنگ خورده. احبنی جبلٌ لتهافت. کوه من را دوست داشته باشد، تکه تکه میشود. فرمود: هرکی من را دوست دارد، خودش را آماده کند که بلا از زمین و آسمان برایش میبارد. این بلاها بلاهای الهی نیست. اینها بلاهای شیطانی است. اینها سنگهایی است که شیطون میاندازد. این را درگیر کند، پشیمان کند، ناامید کند، بیانگیزه کند، پا پس بکشد، گرفتار عذاب خدا بشود. این چون از عذاب خدا در آمده، گرفتار عذاب شیطان شده است. این اگر برود تو عذاب خدا، شیطون هی ناز و نوازشش میکند که اینجا بماند. هی بهش قوت قلب میدهد، امید میدهد، انرژی میدهد، دلگرمی میدهد. هم شیاطین جنی، هم شیاطین انسی، سوژهشان کیست؟ آنی که تو کلمة لا اله الا الله، تو ولایت علی بن ابی طالب پناه گرفته است.
این همه آدم رو کره زمین است. این همه کشور تو کره زمین است. یک کشور ۸۰ میلیونی. دهها شبکه اینترنتی، تصویری و صوتی و مکتوب، با هزینههای کلان، با بودجههای سنگین صبح تا شب محتوای فارسی تولید کنند. بابا، اینجا زبانهای دیگر نداریم ما. ۸۰ میلیون آدم. بابا، زبان اردو ۶۰۰-۷۰۰ میلیون مسلمان دارد. چرا ما بیبیسی اردو نداریم؟ چرا اردو اینترنشنال نداریم؟ چرا کسی با اینها کار ندارد؟ چرا کسی با هندیها کار ندارد؟ چرا کسی به آفریقاییها کار ندارد؟ صبح تا شب روی مغز اینها اسکی نمیرود؟ به اینها بگوید شما بدبختید، بیچارهاید. صبح تا شب دنبال انحراف اینها نیست؟ چون کانون ولایت امیرالمومنین تو این عالم ایران است. چون پرچمدار این ولایت ایرانیان است. چرا؟ علی بن ابی طالب. منزل واقعیاش امروز روی کره زمین این کشور ۸۰ میلیونی است. اینجا خانه علی بن ابی طالب است. نجف مقبره امیرالمومنین است. آنجا مزار امیرالمومنین است. اینجا منزل امیرالمومنین است. بین این دو تا تفاوت است. بین مزار و منزل تفاوت است. اینجا منزل امیرالمومنین است. اینجا خانه امیرالمومنین است. اینجا خانه فاطمه زهراست.
آن فدکی که امام کاظم (ع) فرمود: اگه میخوای به من برگردونی، نقشه کشید. فرمود: از این ور تا آفریقا، از آن ور تا سمرقند، از آن ور تا کجا. که نقشه حکومت هارون الرشید بود. فرمود: فدک ما این است. اگه میخوای برگردونی. آن نقشهای که امام کاظم (ع) به هارون داد و هارون فدک را برنگرداند، امام خمینی (ره) دور تا دور ایران را تحویل اهل بیت داد. گفت: اینم فدک شما. این سرزمین مال شماست. اینجا خانه شماست. یادتان هست؟ رهبر انقلاب سال ۸۸ نماز جمعه با اشک خطاب میکرد: سید ما، مولای ما، صاحب ما شمایید. صاحب این انقلاب شمایید. کی این مملکت یک همچین حاکمی به خودش دیده که صاحب این مملکت را امام زمان (عج) بداند. اصلا بهش میگفتند: مملکت. مملکت یعنی چی؟ یعنی مایملک. یعنی ملک. ملک کی بوده؟ ملک رئیس بوده. مملکت، این کلمه مملکت از اینجا آمده است. ریشهاش این بوده. از آن روزی که این ملک را از دست شیطان درآوردند، همه شیاطین عالم جمع شدند. این ملک را برای همین بودجههای کلان خرج میکنند. عاشق چشم و ابروی ایرانی جماعت نیستند. ملک شیطان را میخواهند پس بگیرند. امیرالمومنین را از این خانه میخواهند بیرون کنند. إنَّ الشَّیطانَ عَدُوٌّ مُبِینٌ. در روایت فرمود: منظور امیرالمومنین علیه السلام است. دشمن اصلی شیطان کیست؟ امیرالمومنین علیه السلام. انسان کامل درجه یک، بیبرو و برگرد. امیرالمومنین با او دشمن است. اصل دشمنیش با اوست. تا وقتی این مملکت علی علی میکند، شیاطین باهاش کار دارند. عذابش میدهند.
علامه طباطبایی میفرماید: یک بخش از عذاب شیطان، عذاب فیزیکی است. و خدا این قدرت را داده، داده به شیطان در این حد بتواند آسیب بزند. یک بخش هم تو سحر و جادو و طلسم و این حرفهاست. الان هم دوره این حرفهاست. این گرفتاریهاست. یک عده به اسم اینکه شما را از شر شیاطین نجات بدهند با طلسمها و دستورات و نسخههای اینستاگرامی بیشتر مردم را گرفتار شیاطین و سحر و جادو و این حرفها میکنند. یک بخش از عذاب شیطان است. یک بخش دیگر از عذاب شیطان چیست؟ علامه میفرماید: وسوسه مدام برای این اطرافیا که دور ایوب را خالی کنند. حضرت ایوب گفت: مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ. من گرفتار عذاب شیطان شدم. علامه اشاره میکند همینجا میفرماید: که هی میآمد روی مغز این اطرافیا کار میکرد که این اگر پیغمبر است چرا فقیر است؟ این اگر پیغمبر است چرا مریض شده است؟ این اگر پیغمبر است چرا اینطور است؟ این اگر پیغمبر است چرا آنطور است؟ وسوسهافکنی، شبههافکنی، این هم میشود عذاب شیطان. جسمانی هم، شیعیان جسمانی، گرفتاریهای جسمانی. گرفتاری جسمانی. مسنی الشیطان بنصب و عذاب.
چرا اهل بیت اینقدر به ما سفارش کردند؟ حرزهای مختلف. این حرز امام جواد علیه السلام. این همه دستور اهل بیت به ما دادند ولی در امان ماندن (که ما مراعات نمیکنیم خیلیهاش را). توصیه اکید شده: همیشه وضو داشته باشید، تو خانههاتان آیت الکرسی باشد، مُعَوَّذتین زیاد بخوانید، سوره ناس، سوره فلق. این آقا یهودیها تو اون داستان سوره مبارکه ناس (دیگر حالا وقت نیست بهش اشاره کنم فقط عبور میکنم)، یک یهودی بود، سحری انداخت توی چاه، پیغمبر (ص) دچار بیماری شد. پیامبر اکرم. بخوانید تفسیر را. سوره مبارکه ناس برای همین نازل شد. سوره فلق و سوره ناس. که هر آیهاش را که خواندند، یکی از قلابهایی که گرههایی که دور این سحر بسته بود، آن یهودی، هر آیهای که خوانده شد یکی از آنها باز شد. دو تا سوره که تمام شد، سحرش باطل شد. برای این خدا متعال این سورهها را فرستاده. او که پیغمبر اکرم (ص) بود، او که خود امام است، خود پیغمبر است. در این حد شیطان میتواند بهش آسیب بزند؟ بله. انحراف شیطان نمیتواند بر او داشته باشد. گمراهش نمیتواند بکند. ولی تا آنجایی که دستش برسد آسیب میزند. اینها میشود عذاب شیطان. پس امن من عذابی اینها عذاب خدا نیست. اینها عذاب شیطان است. این تحریم، این گرفتاری، این نرخ دلار، اینها عذاب شیطان است. این گرانی، اینها از آب شیطان است. یا شیاطین جن یا شیاطین انس. آن مسئول فاسد و اختلاسگرم، آن خود شیطان است. مدیریت غلط و فاسدش هم عذاب شیطان است. این گرفتاری ربطی به امیرالمومنین ندارد. ربطی به شیعه بودن ندارد. انتقام شیطان از شیعه است. این نکته مهمی است. در طول تاریخ هم همین بوده. این عذاب شیطان. هرکی هر چقدر به علی علیه السلام نزدیکتر، بیشتر گرفتار این عذاب شیطان میشود. بیشتر گرفتار انتقام. اوجش کی بود و کجا بود؟ کربلا. کی بود؟ زینب کبری. شیطان انتقام تمام پنج تن را از زینب کبری گرفت. ۵ تا استوانه هدایت بود. یکی یکی رفتند. این پنجمی را با این توطئه عظیم برد. با داستان کربلا. سنگینترین انتقام بود از پیغمبر، از امیرالمومنین، از فاطمه زهرا، از امام حسن، از امام حسین. تو روایت هم دارد: قهقهه مستانه زد وقتی امام حسین علیه السلام به شهادت رسید. سرخوش شد. حالا این جماعت ماندند، این زن و بچه ماندند. یادگاریهای پیغمبراند. یادگاریهای پنج تناند. این شیاطین انس و جن و همه را مامور کرد برای آزار این زن و بچه. چهکردند. اصلا طبیعی نبوده این قضیه. اصلا طبیعی نیست این حجم از شرارت و قساوت و نامردی و دشمنی. اصلا طبیعی نیست. خیلی غیر عادی است این کاری که با این بچه سه ساله کردند. خیلی غیر عادیه. کجای عالم یک بچه سه ساله را این شکلی آرام میکند. این نیست مگر انتقام شیطان. این کاری که با این زن و بچه کردند از کربلا تا شام، یک نفس راحت این زن و بچه نکشیدند. امام سجاد (ع) فرمود: مامورهای یزید دور ما را گرفتند. با کعب نی زل میزدند به این زن و بچه. هر کدام از ما که اشک تو چشمهاش جمع میشد، کعب نی را تو سرش میکوبیدند. اینها طبیعی نیست. اینها عذاب شیطان است. در مورد ایوب (ع) فرمود: گرفتار عذاب شیطان شد. حضرت ایوب نماد صبر در بین انبیاست. عذاب ایوب کجا، عذاب زینب کجا. صبر ایوب کجا، زینب کجاست. همه عالم مبهوت صبر زینب است. چهکرد. امام حسین (ع) توصیه کرد: خواهرم، مراقب شیطان باش. تحمل کن. چه گرفتاری بود امیرالمومنین علیه السلام.
یا الله! امشب این روضه را بخوانیم. مجلس، مجلس مدافعان حرم حضرت زینب سلام الله علیهاست. بوی حضرت زینب توی مجلس پیچیده است. رفقایتان شهید شدند برای حضرت. فدایی زینب شدند. شماها نگران شدید. یک خشت از حرم زینب کم بشود از چند هزار کیلومتر راه افتادید، رفتید دفاع کنید. کجا بودید کربلا؟ کجا بودید شام؟ کجا بودید آن وقتی که با بدترین لباس وارد کوفه کردند زینب را؟ با دست بسته. لحظات آخر امیرالمومنین علیه السلام بود. آمد کنار امیرالمومنین نشست زینب کبری. یک حدیث مفصلی بود، معروف به حدیث ام ایمن. گفت: بابا، من این را شنیدم. میخواستم از شما هم بشنوم. مفصل حدیث. یک روز خانه پیغمبر (ص) جمع بودند. پیغمبر (ص) نگاه کرد به همه. خندهای کرد. دوباره نگاه کرد. چی شد؟ فرمود: دیدم شماها دور من جمعید، خوشحال شدم، لبخند زدم. یا رسول الله، خوشحال شدی؟ گفتم: بله. جبرئیل به من گفت: یا رسول الله، یک روزی میآید جمعتان از هم پراکنده میشود. ناراحت شدم. از جبرئیل پرسیدم: بهم بگو اینها هر کدام چی میشوند؟ گفت: این علی را میبینی؟ فرقش را میشکافند. فاطمه را میبینی؟ پهلویش را میشکنند. این حسن را میبینی؟ جیگرش را، کبدش را مسموم میکنند. این حسین... بابا، این حدیث درست است؟ امیرالمومنین لحظات آخر بود. فرمود: الحدیث کما حدثتک به ام ایمن. آره دخترم، همین بود. ولی یک کلمه اضافه دارد. من به تو میگویم. در مورد تو بهت نگفت. بگذار من هم بهت بگویم: یک روزی میآید با دست از الله خاشعین. دخترم، خیلی خردت میکنند، خیلی خارت میکنند. ولی روی این کره زمین جز تو، اینهایی که کنارتند، خدا صبر کن. تحمل کن. که وا میگیرد شیطان. چه عذابی که از شیطان.
روضه را تمام کنم. بگذار با این کلام، این بچه، روضه را تمام کنم. از کنار پیکر بابا خواستند ببرندش. با تازیانه و کعب نی زدند سکینه را. این بچه دید دارد نامحرم این را میکشد. به تعبیر مقتل: یک مشت اعرابی آمدند این بچه را از کنار این بدنها جدا کردند. فارسیش میشود اراذل و اوباش. اینهایی که تو خیابان به جان ناموس مردم میافتند، به جان بسیجی میافتند. گفت: اینجور آمدند این زن و بچه را از کنار بدن حسین (ع) جدا کردند. این بچه را میزدند. ولی بچه بابا را صدا کرد. گفت: یا ابتا انظر. بابا، به این عمه کتک خورده...
-----------------------------
منابع :
[آیه قرآن] سوره نساء، آیه ۱۷۳ — «فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِینَ اسْتَنکَفُوا وَاسْتَکْبَرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا»
[آیه قرآن] سوره انبیاء، آیه ۳۹ — «لَوْ یَعْلَمُ الَّذِینَ کَفَرُوا حِینَ لَا یَکُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلا عَن ظُهُورِهِمْ وَلا هُمْ یُنصَرُونَ»
[آیه قرآن] سوره مریم، آیه ۴۲ — «یَا أَبَتِ إِنِّی أَخَافُ أَن یَمَسَّکَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ فَتَکُونَ لِلشَّیْطَانِ وَلِیًّا»
[آیه قرآن] سوره ص، آیه ۴۱ — «وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أَیُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ»
[حدیث/روایت] روایت سلسله سند حدیث سلسلة الذهب با ذکر سند تا «القلم» و گفتن جمله الهی: «ولایة علی بن ابیطالب صلوات الله علیه حسنی، فمن دخل حسنی امنه» («معانی الاخبار» جلد ۱ صفحه ۳۷۱)
[حدیث/روایت] روایت «اگر ذرهای از حب علی بن ابیطالب در دلها بود، لما خلق الله النار» (بحارالانوار، ج۳۹، ص۲۴۸)
[حدیث/روایت] روایت پیامبر (ص) درباره آینده اهل بیت و مصائبشان، نقل شده به «حدیث ام ایمن»: جبرئیل گفت: «این علی را میبینی؟ فرقش را میشکافند. فاطمه را میبینی؟ پهلویش را میشکنند. این حسن را میبینی؟ جیگرش را، کبدش را مسموم میکنند. این حسین...» و پیامبر (ص) تأیید کرد: «الحدیث کما حدثتک به ام ایمن» (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل , جلد۱۰ , صفحه۲۲۹)
[داستان/حکایت تاریخی] داستان نقل شده از امام رضا (ع) درباره جمله مامون: «همین سلسله، این روایات را اگر به مرده بخوانند، زنده میشود» (الوافي , جلد۵ , صفحه۱۰۶۸)
[داستان/حکایت تاریخی] داستان حکایت از ابن ملجم و امیرالمؤمنین (ع): امیرالمؤمنین به ابن ملجم گفت: «اُرِیدُ حیاتَهُ وَ یُریدُ قَتلی» و پس از ضربت، وقتی غذای اسیر را میآوردند، حضرت فرمود: «نه. از همینی که به من دادید باید ... .» (بحار الأنوار، ج۴۲، ص۲۵۹)
[داستان/حکایت تاریخی] داستان سحر پیامبر (ص) توسط یهودی و نزول سورههای فلق و ناس برای باطل شدن سحر: «هر آیهاش را که خواندند، یکی از قلابها باز شد ... دو تا سوره که تمام شد، سحرش باطل شد» (الطبقات الکبری، جلد 2، صفحه 153)
[داستان/حکایت تاریخی] روایت صحنه جدا کردن سکینه (س) از کنار پیکر امام حسین (ع): «این بچه را میزدند... گفت: «یا ابتا انظر»» (بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۳)
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد، الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری، اهل العقدة من لسانی یفقهو.
در مورد ولایت امیرالمومنین علیه السلام روایت معروفی داریم که حتماً زیاد شنیدهاید: حدیث سلسة الذهب. امام رضا علیه السلام دو بار در مورد دو موضوع، با یک بیان یکسان مطلبی را فرمودند. یک بار کلمة لا اله الا الله حسنی، یک بار هم ولایة علی بن ابیطالب حسنی. که معلوم میشود این دوتا یک حقیقتاند؛ نه ولایت علی علیه السلام از توحید جدا است و نه توحید از ولایت علی علیه السلام. ولی نکتهای هست تو خود این روایت که خیلی درخور توجه است؛ روایت یکجور خاصی است، روایت کمی عجیب است. بگذارید من متن روایت را برایتان بخوانم. دو تا نقل (یعنی چندین نقل، من دو تا نقلش را برایتان میخوانم.)
نقل اول از مرحوم شیخ صدوق که در رده اول علما و بزرگان شیعه است؛ در کتاب معانی الاخبار جلد ۱، صفحه ۳۷۱، سلسلهای دارد تا میرسد به حسن بن محمد بن جمهور. او از علی بن بلال نقل میکند. از اینجا سلسله سند جالب میشود: عن علی بن موسی الرضا علیه السلام. شما فقط سلسله سند را ببینید. یک جملهای مامون گفته بود در مورد این حدیث سلسة الذهبی که امام رضا فرموده بودند. مامون با همه شرارت و خباثت، جمله درستی را گفته بود. خب، امام رضا (ع) خیلی تعمد داشتند سلسله سند را ببرند به پیغمبر (ص) برسانند تا به همه بفهمانند: من عصاره و بزة الرسولم، من بچه پیغمبرم، حرفهای من، حرف پیغمبر است. اصرار این داشتند که سلسله را ببرند به پیغمبر برسانند.
یک بار که (که احادیث زیادی هم داریم از امام رضا (ع) سلسله الذهب) یک بار که سلسله را به پیغمبر (ص) رساندند، مامون گفت: همین سلسله، این روایات را اگر به مرده بخوانند، زنده میشود. سلسله روایت؛ یعنی حدیث سلسة الذهب این شکلی است. حالا ببینید این حدیث باز بین احادیث سلسة الذهب منحصر به فرد است. حدیث را ببینید: عن علی بن موسی الرضا علیه السلام عن موسی بن جعفر علیه السلام عن جعفر بن محمد علیه السلام عن محمد بن علی علیه السلام عن علی بن الحسین علیه السلام عن الحسین بن علی علیه السلام عن علی بن بن ابیطالب علیه السلام عن النبی صلی الله علیه و آله. مشخص: امام رضا (ع) از امام کاظم (ع)، از امام صادق (ع)، از امام باقر (ع)، از امام سجاد (ع)، از امام حسین (ع) و امام حسین (ع) از امیرالمومنین (ع)، از پیغمبر (ص). حالا از اینجا به بعدش عجیب میشود: عن جبرئیل. پیغمبر (ص) از جبرئیل. عن میکائیل. جبرئیل از میکائیل. عن اسرافیل. میکائیل هم از اسرافیل. عن الله. عن القلم! عجیب شد! امیرالمومنین از پیغمبر، پیغمبر از جبرئیل. معمولاً حدیث سلسله تمام میشود، یک دانه حدیث فرق میکند: جبرئیل از میکائیل، میکائیل از اسرافیل، اسرافیل از لوح، لوح از قلم. دیگر آن عالیترین رتبهای که همه حقایق عالم آنجاست، ثابت، تغییرناپذیر، حتمی، قطعی، یقینی، برو و برگرد ندارد. قال، آنجا چی نوشته؟ یقول الله تبارک و تعالی. نه خدا فرمود، خدا فرماید؛ یعنی این حرف آنجا علی الدوام جاری است: ولایة علی بن ابیطالب صلوات الله علیه حسنی، فمن دخل حسنی امنه. اینجا دارد ناری، تو روایت دیگر دارد عذابی. ولایة علی بن ابیطالب حسنی منه. هرکی وارد این حصن بشود، وارد این دژ بشود، وارد این پناهگاه بشود، از آتش من در امان است. یا جای دیگر فرمود: از عذاب من در امان است. جای دیگر در روایتی فرمود: اگر ذرهای، خردلی از حب علی بن ابیطالب در دلها بود، لمَا خَلَقَ اللهُ النار. نفرمود خدا جهنم را خلق نمیکرد، فرمود آتش را خلق نمیکرد. اگر سر سوزنی محبت علی بن ابیطالب در خلایق بود، آتش را خلق نمیکرد. این امیرالمومنین علیه السلام، این ولایت امیرالمومنین علیه السلام.
یک مقداری در مورد این عذاب میخواهم چند کلمهای را عرض بکنم. مطلب جالبی که اینجا هست، این است: فرمود امن من عذابی یا امنا از آتش من در امان است، از عذاب من در امان است. این عذاب خدا چیست که اگر کسی ولایت علی علیه السلام را داشت، از عذاب در امان است؟ اول عذاب چیست؟ بعد این عذاب کجاست؟ فقط تو آخرت است؟ تو جهنم است؟ یا اینجا هم داریم این عذاب را؟ یک بحثی دارد، بحث مهمی هم هست. یک چند کلمهای در موردش میخواهم انشاءالله به عنایت امیرالمومنین نکاتی را بگویم.
مطلب اول این است. در آیات قرآن، خب بحث عذاب بحث مفصلی است. میدانید این کلمه عذاب در قرآن خیلی استفاده شده است. ولی تو بعضی از آیات توضیح داده خدای متعال این عذاب از چه جنسی است؟ چه مدلی است؟ بعضی آیات خیلی عجیب است در بیان این عذاب و توصیف عذاب. یکی در سوره مبارکه نساء. چند تا آیه میخواهم بخوانم انشاءالله بهرهش را ببریم. در سوره مبارکه نساء، آیه ۱۷۳: فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ آنهایی که ایمان و عمل صالح دارند، فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ خدا اجرشان را تمام و کمال بهشان میدهد، وَیَزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ بیشتر هم بهشان میدهد از فضلش، اضافه بر سازمان بهشان میدهد.
روبروی اینهایی که ایمان و عمل صالح دارند، کِیاند؟ وَأَمَّا الَّذِینَ اسْتَنکَفُوا وَاسْتَکْبَرُوا آنهایی که استنکاف دارند و استکبار دارند، تن به حق نمیدهند، تن به کار درست نمیدهند، قلدری میکنند، تسلیم نمیشوند، گردن کج نمیکنند در برابر حق، در برابر اولیای خدا گردن راست میکنند. در برابر اینها، استنکاف و استکبار، اینها را چهکار میکنم؟ فَیُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلِیماً اینها را خدا یک عذاب دردناکی میکند. آنجا فرمود: از عذاب من در امان است. فرمود: اینها را عذاب میکنم. پس کِیا از ولایت علی خارجاند که عذاب میشوند؟ آنهایی که استنکاف و استکبار دارند. بله، آنی که استنکاف و استکبار دارد، عذاب میشود. عذاب میشود یعنی چی؟ از عذاب در امان نیست. از عذاب در امان نیست. اگر تو ولایت علی بود در عذاب نبود، از عذاب در امان بود. وقتی که از عذاب در امان نیست، یعنی در ولایت علی نیست. کی تو ولایت علی نیست؟ آنی که استنکاف دارد، استکبار دارد. عذاب میشود. خب، پس معلوم شد کی استنکاف و استکبار دارد. چهکارش میکنند؟ عذابش میکنند. عذابش میکنند؛ یعنی چی؟ توضیح عذاب: وَلا یَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِیّاً وَلا نَصِیراً. خب دل بدهید، خیلی معنا دارد.
متاسفانه تو جلسات ما، تو منبرها، سخنرانیها، قرآن خیلی غریب است. از بالا و پایین عالم گفته میشود، حرف صغری خانم و اکبر آقا و همه گفته میشود، جز حرف خدا. آیات قرآن غریبترین مطالبی است که بهش پرداخته میشود متاسفانه. در حالی که فلسفه این جلسات، قرآن خواندن است. فلسفه نهضت اهل بیت، قیام اهل بیت، شهادت اهل بیت این است که مردم قرآن یاد بدهند. قرآن را تفریح میکند، آیات خیلی غریب است. فرمود: عذاب دردناک میکند. چهکار میکند؟ فرمود: یک طوری میشوند، عذابشان این است: هیچ کسی را تو عالم به عنوان ولی و نصیر پیدا نمیکنند. تنهایی و غربت محض! هیچکی هواخواه اینها نیست. هیچکی پشتشان درنمیآید. هیچکی به کمکشان نمیآید. این میشود عذاب علیم. آنی که ولایت علی را ندارد، بیولی میماند، بیکس میشود. هیچکی پشتش درنمیآید. این عذاب علیم است. این یک بخشیش مال آخرت است، یک بخشش مال دنیاست. تو آخرت یکجور است، تو دنیا یکجور دیگر است. بیولایت، تنها، بیکس، حامی ندارد. حامی تو این عالم یکی است: امیرالمومنین علیه السلام. که ولایتش، ولایت خداست. حامی واقعی خود خدای متعال است. حمایت و ولایت او جلوه کرده تو امیرالمومنین علیه السلام. تو این دست لطف و رحمتش که شده یدالله. تو آن چشم پر محبتش که شده عین الله. تو زبان پر صلابتش که شده لسان الله. جلوه حقیقت محض، جلوه توحید.
برای همین یک بار میفرماید: توحید پناهگاه من است. یک بار میفرماید: ولایت علی بن ابیطالب پناهگاه است. کسی اینجا آمد، از عذاب من در امان است. عذاب چیست؟ بیکسی. شکنجه و کتک و تازیانه و لگد و چوب و چماق و اینها همه اضافه بر سازمان است. اینها تمثل عمل خودش است. هر بدی که کرده، آنجا صورت ملکوتی دارد. نیش زده، متلک زده، متلک انداخته. نیش زده، نیش میخورد. این عمل خودش است. این یک چیز جدا از عذاب الهیه. اینها عذاب روی عذاب است. اصل عذاب چیست؟ بیکسی. حامی ندارد، هواخواه ندارد، طرفدار ندارد. هیچکی به دادش نمیرسد. هرچی ناله بزند، هیچکی جواب بهش نمیدهد. کسی را ندارد که صدایش کند. کسی را ندارد که به دادش برسد، به دردش بخورد.
در سوره مبارکه انبیاء، یک طور دیگر تعبیر میکند. آیه ۳۹: لَوْ یَعْلَمُ الَّذِینَ کَفَرُوا. کاش کفار میدانستند. کاش ترامپ میدانست. کاش نتانیاهو میدانست. کاش اینهایی که به اینها دل بستند میدانستند: حِینَ لَا یَکُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ. یک وقتی میآید آتشی که صورت اینها را میخواهد بسوزاند و گُر میاندازد به صورت اینها. هیچکی نیست دستی دراز کند این آتش را از صورت اینها کنار بزند. نه خودشان زورشان میرسد و نه کسی هست عذاب را از اینها بردارد. کاش میفهمیدند چه تنهاییهایی در پیش دارند. احمقاند، نمیفهمند. الان را نگاه میکند دلتا فورس فرستاده. رفتند شبانه رئیس جمهور ونزوئلا را برداشتند آوردند. خیال میکند پشتش گرم است. خیال میکند خیلی قدرت دارد. هر غلطی ... کل دنیا مال این است، همه ازش حساب میبرند. این بدبخت نمیداند آنی که علی ندارد چقدر بیکس است. هم اینجا بیکس است، هم آنجا بیکس است. بیکسی هم اینجا، بیکسیش را میفهمد. یک وقت یک روزی یک جایی، همان آنجا تا ابد با این بیکسی و تنهایی دست و پنجه نرم میکند. وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ. نه از صورتش آتش را میتواند کنار بزند، نه از پشتش. وَلَا هُمْ یُنصَرُونَ. کسی برای کمکش نمیآید. کافر اوضاعش این است. عذاب خدا این است. عذاب خدا ول کردن است. ولت میکند، نمیگیردت. همین که ول کند، آقا یک بچه شش ماهه را تو این سرما، تو این شلوغی، تو این ترافیک، تو این خیابان پر از دزد و گرگ ول کنی چی میشود؟ بچه دیگر چیز دیگری اضافه بر این نمیخواهد. چک و لگد نمیخواهد. همین که بچه را بگذاری بیرون، کارش تمام است. همین که به دادش نرسی، بهش توجه نکنی، هوایش را نداشته باشی، جمعوجورش نکنی، کار این تمام است. چهبرسد به اینکه بخواهند شوک الکتریکی هم بهش بدهند. چهبرسد به اینکه مار هم بخواهد بیاید نیشش بزند. اینها دیگر گرفتاری روی گرفتاری است. اصل گرفتاری همین است که ولش کند. آنی که علی ندارد، ول شده، ولش کردهاند. این بزرگترین عذاب است.
یک آیه دیگر در قرآن داریم، این هم خیلی آیه عجیبی است که میفرماید: اول خدا عذاب میکند. و عذابش این است که تو را تحویل شیطان میدهد. به جای اینکه ولی خدا باشی، میشوی ولی شیطان. خودش همین عذاب است. ول کردنش به همین است که تو را تحویل شیطان بدهد. یک وقت هست ولت میکند. مثل این میماند که یک مادر. خب، خیلی حرف است. خیلی عجیب است. یک مادر بچه را ول کند. مگر میشود؟ باید دید چی بوده؟ چهکار کرده؟ مادر هم هیچ وقت ول نمیکند. این خودش گذاشته رفته. مادر هی صدا کرده، دنبالش رفته، پیک فرستاده، اسنپ گرفته، التماسش کرده. برنمیگردد. اوضاع آنی که خدا را ول کرده، این است. خدا که کسی را ول نمیکند. ارحم الراحمین است. رحمان و رحیم مطلق است. خدا که کسی را بیرون نمیکند. این خودش گذاشته رفته. حالا یک وقتی این بچه، مادر را رها میکند. یک وقتی به جای مادر سراغ یکی دیگر میرود. چه فرقی میکند؟ همین که از بغل مادر در بیاید، بدبختیاش شروع میشود. چون هیچکی برای او مادر نمیشود. این میشود عین بیکسی.
در سوره مبارکه مریم، از قول حضرت ابراهیم علیه السلام نقل میکند که به پدرش گفت، که البته پدرش نبود، عمویش بود در حکم پدرش بود: یَا أَبَتِ إِنِّی أَخَافُ أَن یَمَسَّکَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ. عجب تعابیری! بابا جان، من نگرانم. میترسم تو گرفتار عذاب رحمان بشوی. رحمان! خدایی که الرحمان است. خیلی باید آدم بدبخت باشد که از چشم الرحمان بیفتد. خیلی باید بدبخت باشد که سیلی از الرحمان بخورد. تو چهکار کردی که رحمان دارد؟ بابا جان، من نگرانم تو گرفتار عذابی از رحمان بشوی. که اگر گرفتاری از رحمان، عذاب رحمان شدی، چی میشود؟ فَتَکُونَ لِلشَّیْطَانِ وَلِیّاً. اول گرفتار عذاب میشوی، بعد ولی شیطان میشوی. همه اینهایی که ولی شیطان شدهاند، اول خدا عذابشان کرده است که ولی شیطان شدهاند. آن عذاب هم چیست؟ همین که از تو بغل علی بن ابیطالب در آمد. این بزرگترین عذاب است. این بزرگترین بدبختی. از ولایت خدا خارج شده است. از این آغوش گرم و صمیمی بیرون آمده است. انا و علی ابوا هذه الامة. ما پدر این امتیم. چه پدری؟ مهربانتر از او. برای ابن ملجم هم دل میسوزاند. تقسیم میکرد سهمیه افراد را. ابن ملجم آمد. خوب میشناختم امیرالمومنین. سهمش را داد. ابن ملجم داشت میرفت. روزگاری بود که هنوز پرچم مخالفت و دشمنی برنداشته بود. ابن ملجم دیدن، امیرالمومنین زل زده به ابن ملجم، دارد نگاه میکند. زیر لب شروع کرد زمزمه کردن. فرمود: اُرِیدُ حیاتَهُ وَ یُریدُ قَتلی. من خیر این را میخواهم، زندگی این را میخواهم. سر به تن من نباشد. وقتی هم که ضربه را زد، دستگیرش کردند. معروف است شنیدهاید: افطار آوردند، غذا آوردند برای امیرالمومنین علیه السلام. البته از افطار کرده بود. از بعد اینکه ضربه زدند، از حال رفتند و حضرت پوزشان را باز کردند. دیگر حالا به تناوب شیر میآوردند، غذاهایی میآوردند. آبشیر جز غذاهای خوب بود. غذای با کیفیت، پر انرژی بود. یک شیر خوب گرمی برای امیرالمومنین آوردند. گذاشتند جلوی دهان مبارکش میل بکند. فرمود: اول بگویید ببینم به این اسیرتان چی دادید؟ گفتند: آقا غذا دادیم. فرمود: از همین دادید یا یک غذای دیگر دادید؟ گفتند: آقا بهش همین. فرمود: نه. از همینی که به من دادید باید ... . ابوا هَذه الامه. کسی گرفتار قهر این علی بشود، واقعا خیلی پست است. چهکرده است که از چشم علی بن ابیطالب مستحق نار است؟ مستحق عذاب است. پس کسی که ولایت علی بن ابیطالب را داشته باشد، امن من عذابی، از عذاب من در امان است.
یک نکته دیگر اینجا هست. میخواهم یک چند کلمهای در مورد این صحبت بکنم و عرضم را تمام کنم. چرا فرمود: امن من عذابی؟ از عذاب در امان است. فرمود: از عذاب من در امان است. مگر ما غیر از عذاب خدا، عذاب دیگری هم داریم که فرمود: از عذاب من در امان است؟ آره، اینجایش عجیب است. شاید نشنیده باشی تا حالا. موقعی از عذاب خدا، عذاب دیگری هم داریم. آن چه عذابی است؟ عذاب شیطان است. شیطان هم عذاب دارد. ولی شیطان عذابش فقط تو دنیاست. تو آخرت شیطان کسی را عذاب ... دسترسی ندارد. ولی اینجا آنقدری بهش اجازه دادند از باب امتحان بتواند گرفتار کند. عذاب یعنی گرفتاری. بتواند گرفتار کند دیگران را.
یک داستانی دارد. آنی که ولایت علی بن ابیطالب را دارد، نه تو آخرت دچار عذاب خدا میشود، نه تو دنیا دچار عذاب خدا میشود. ولی تو دنیا گرفتار عذاب شیطان میشود. نکته خیلی مهمی است. نمونهاش چیست؟ آیات غریب قرآن. در سوره مبارکه ص، آیه ۴۱: وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أَیُّوبَ. یاد کن بنده ما را ایوب را. إِذْ نَادَى رَبَّهُ کدام وقتش را یاد کن؟ آن وقتی که ربش را صدا زد. چی گفت؟ گفت: إِنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ. گفت: خدایا، شیطون آمده سر وقتم. با گرفتاری و عذاب. شیطون من را تو عذاب انداخته است. کی را؟ حضرت ایوب علیه السلام. آقا، مگر حضرت ایوب ولی خدا نیست؟ مگر حضرت ایوب در کلمة لا اله الا الله نیست؟ مگر حضرت ایوب در ولایت و علی بن ابیطالب (ع) نیست؟ امن من عذابی هست، دیگر. پس چرا گرفتار عذاب شده است؟ این چه عذابی است؟ عذاب شیطان. چه نوع عذابی است؟ عذاب شیطان.
علامه طباطبایی بحث مفصلی میکنند در تفسیر المیزان، بحث بسیار زیبایی. چند تا مطلب را مطرح میکند. یکیش این است که شیطان میآید با گرفتاریهای جسمی و مادی، قلب او را نمیتواند منحرف بکند. توحید را نمیتواند از او بگیرد. ولایت علی بن ابی طالب را نمیتواند از او بگیرد. عذاب الهی این است. شیطان عذاب الهی نمیتواند بکند. شیطان توحید و ولایت را از آدم نمیتواند بگیرد. ولی غیر از این، تو بقیه کارها، چرا. شیطان میتواند به جسمش هم آسیب بزند. این علامه طباطبایی میفرماید. عذاب شیطانی اتفاقا هرکی هر چقدر تو مسیر توحید سفتتر و محکمتر و جانانهتر حرکت میکند، شیطان هم بیشتر عذاب برایش میفرستد. شیطان این را میگذارد تو سیبل عذاب. یک عده میگویند آقا، چرا آنقدر ما تو ایران گرفتاری داریم؟ چرا خدا به بقیه کار ندارد؟ این گرفتاریها عذاب شیطان است، نه عذاب خدا. دلیلش هم ولایت امیرالمومنین است. دیگران گرفتار عذاب خدا هستند. این خیلی توش نکته است. بهش توجه نمیکنند یک عده. اینها که عذاب نیست. تو عالم هم تو تاریخ هر وقت هرکی علی گفته، چک خورده، لگد خورده، اذیت شده، هتک حرمت شده، سنگ خورده. احبنی جبلٌ لتهافت. کوه من را دوست داشته باشد، تکه تکه میشود. فرمود: هرکی من را دوست دارد، خودش را آماده کند که بلا از زمین و آسمان برایش میبارد. این بلاها بلاهای الهی نیست. اینها بلاهای شیطانی است. اینها سنگهایی است که شیطون میاندازد. این را درگیر کند، پشیمان کند، ناامید کند، بیانگیزه کند، پا پس بکشد، گرفتار عذاب خدا بشود. این چون از عذاب خدا در آمده، گرفتار عذاب شیطان شده است. این اگر برود تو عذاب خدا، شیطون هی ناز و نوازشش میکند که اینجا بماند. هی بهش قوت قلب میدهد، امید میدهد، انرژی میدهد، دلگرمی میدهد. هم شیاطین جنی، هم شیاطین انسی، سوژهشان کیست؟ آنی که تو کلمة لا اله الا الله، تو ولایت علی بن ابی طالب پناه گرفته است.
این همه آدم رو کره زمین است. این همه کشور تو کره زمین است. یک کشور ۸۰ میلیونی. دهها شبکه اینترنتی، تصویری و صوتی و مکتوب، با هزینههای کلان، با بودجههای سنگین صبح تا شب محتوای فارسی تولید کنند. بابا، اینجا زبانهای دیگر نداریم ما. ۸۰ میلیون آدم. بابا، زبان اردو ۶۰۰-۷۰۰ میلیون مسلمان دارد. چرا ما بیبیسی اردو نداریم؟ چرا اردو اینترنشنال نداریم؟ چرا کسی با اینها کار ندارد؟ چرا کسی با هندیها کار ندارد؟ چرا کسی به آفریقاییها کار ندارد؟ صبح تا شب روی مغز اینها اسکی نمیرود؟ به اینها بگوید شما بدبختید، بیچارهاید. صبح تا شب دنبال انحراف اینها نیست؟ چون کانون ولایت امیرالمومنین تو این عالم ایران است. چون پرچمدار این ولایت ایرانیان است. چرا؟ علی بن ابی طالب. منزل واقعیاش امروز روی کره زمین این کشور ۸۰ میلیونی است. اینجا خانه علی بن ابی طالب است. نجف مقبره امیرالمومنین است. آنجا مزار امیرالمومنین است. اینجا منزل امیرالمومنین است. بین این دو تا تفاوت است. بین مزار و منزل تفاوت است. اینجا منزل امیرالمومنین است. اینجا خانه امیرالمومنین است. اینجا خانه فاطمه زهراست.
آن فدکی که امام کاظم (ع) فرمود: اگه میخوای به من برگردونی، نقشه کشید. فرمود: از این ور تا آفریقا، از آن ور تا سمرقند، از آن ور تا کجا. که نقشه حکومت هارون الرشید بود. فرمود: فدک ما این است. اگه میخوای برگردونی. آن نقشهای که امام کاظم (ع) به هارون داد و هارون فدک را برنگرداند، امام خمینی (ره) دور تا دور ایران را تحویل اهل بیت داد. گفت: اینم فدک شما. این سرزمین مال شماست. اینجا خانه شماست. یادتان هست؟ رهبر انقلاب سال ۸۸ نماز جمعه با اشک خطاب میکرد: سید ما، مولای ما، صاحب ما شمایید. صاحب این انقلاب شمایید. کی این مملکت یک همچین حاکمی به خودش دیده که صاحب این مملکت را امام زمان (عج) بداند. اصلا بهش میگفتند: مملکت. مملکت یعنی چی؟ یعنی مایملک. یعنی ملک. ملک کی بوده؟ ملک رئیس بوده. مملکت، این کلمه مملکت از اینجا آمده است. ریشهاش این بوده. از آن روزی که این ملک را از دست شیطان درآوردند، همه شیاطین عالم جمع شدند. این ملک را برای همین بودجههای کلان خرج میکنند. عاشق چشم و ابروی ایرانی جماعت نیستند. ملک شیطان را میخواهند پس بگیرند. امیرالمومنین را از این خانه میخواهند بیرون کنند. إنَّ الشَّیطانَ عَدُوٌّ مُبِینٌ. در روایت فرمود: منظور امیرالمومنین علیه السلام است. دشمن اصلی شیطان کیست؟ امیرالمومنین علیه السلام. انسان کامل درجه یک، بیبرو و برگرد. امیرالمومنین با او دشمن است. اصل دشمنیش با اوست. تا وقتی این مملکت علی علی میکند، شیاطین باهاش کار دارند. عذابش میدهند.
علامه طباطبایی میفرماید: یک بخش از عذاب شیطان، عذاب فیزیکی است. و خدا این قدرت را داده، داده به شیطان در این حد بتواند آسیب بزند. یک بخش هم تو سحر و جادو و طلسم و این حرفهاست. الان هم دوره این حرفهاست. این گرفتاریهاست. یک عده به اسم اینکه شما را از شر شیاطین نجات بدهند با طلسمها و دستورات و نسخههای اینستاگرامی بیشتر مردم را گرفتار شیاطین و سحر و جادو و این حرفها میکنند. یک بخش از عذاب شیطان است. یک بخش دیگر از عذاب شیطان چیست؟ علامه میفرماید: وسوسه مدام برای این اطرافیا که دور ایوب را خالی کنند. حضرت ایوب گفت: مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ. من گرفتار عذاب شیطان شدم. علامه اشاره میکند همینجا میفرماید: که هی میآمد روی مغز این اطرافیا کار میکرد که این اگر پیغمبر است چرا فقیر است؟ این اگر پیغمبر است چرا مریض شده است؟ این اگر پیغمبر است چرا اینطور است؟ این اگر پیغمبر است چرا آنطور است؟ وسوسهافکنی، شبههافکنی، این هم میشود عذاب شیطان. جسمانی هم، شیعیان جسمانی، گرفتاریهای جسمانی. گرفتاری جسمانی. مسنی الشیطان بنصب و عذاب.
چرا اهل بیت اینقدر به ما سفارش کردند؟ حرزهای مختلف. این حرز امام جواد علیه السلام. این همه دستور اهل بیت به ما دادند ولی در امان ماندن (که ما مراعات نمیکنیم خیلیهاش را). توصیه اکید شده: همیشه وضو داشته باشید، تو خانههاتان آیت الکرسی باشد، مُعَوَّذتین زیاد بخوانید، سوره ناس، سوره فلق. این آقا یهودیها تو اون داستان سوره مبارکه ناس (دیگر حالا وقت نیست بهش اشاره کنم فقط عبور میکنم)، یک یهودی بود، سحری انداخت توی چاه، پیغمبر (ص) دچار بیماری شد. پیامبر اکرم. بخوانید تفسیر را. سوره مبارکه ناس برای همین نازل شد. سوره فلق و سوره ناس. که هر آیهاش را که خواندند، یکی از قلابهایی که گرههایی که دور این سحر بسته بود، آن یهودی، هر آیهای که خوانده شد یکی از آنها باز شد. دو تا سوره که تمام شد، سحرش باطل شد. برای این خدا متعال این سورهها را فرستاده. او که پیغمبر اکرم (ص) بود، او که خود امام است، خود پیغمبر است. در این حد شیطان میتواند بهش آسیب بزند؟ بله. انحراف شیطان نمیتواند بر او داشته باشد. گمراهش نمیتواند بکند. ولی تا آنجایی که دستش برسد آسیب میزند. اینها میشود عذاب شیطان. پس امن من عذابی اینها عذاب خدا نیست. اینها عذاب شیطان است. این تحریم، این گرفتاری، این نرخ دلار، اینها عذاب شیطان است. این گرانی، اینها از آب شیطان است. یا شیاطین جن یا شیاطین انس. آن مسئول فاسد و اختلاسگرم، آن خود شیطان است. مدیریت غلط و فاسدش هم عذاب شیطان است. این گرفتاری ربطی به امیرالمومنین ندارد. ربطی به شیعه بودن ندارد. انتقام شیطان از شیعه است. این نکته مهمی است. در طول تاریخ هم همین بوده. این عذاب شیطان. هرکی هر چقدر به علی علیه السلام نزدیکتر، بیشتر گرفتار این عذاب شیطان میشود. بیشتر گرفتار انتقام. اوجش کی بود و کجا بود؟ کربلا. کی بود؟ زینب کبری. شیطان انتقام تمام پنج تن را از زینب کبری گرفت. ۵ تا استوانه هدایت بود. یکی یکی رفتند. این پنجمی را با این توطئه عظیم برد. با داستان کربلا. سنگینترین انتقام بود از پیغمبر، از امیرالمومنین، از فاطمه زهرا، از امام حسن، از امام حسین. تو روایت هم دارد: قهقهه مستانه زد وقتی امام حسین علیه السلام به شهادت رسید. سرخوش شد. حالا این جماعت ماندند، این زن و بچه ماندند. یادگاریهای پیغمبراند. یادگاریهای پنج تناند. این شیاطین انس و جن و همه را مامور کرد برای آزار این زن و بچه. چهکردند. اصلا طبیعی نبوده این قضیه. اصلا طبیعی نیست این حجم از شرارت و قساوت و نامردی و دشمنی. اصلا طبیعی نیست. خیلی غیر عادی است این کاری که با این بچه سه ساله کردند. خیلی غیر عادیه. کجای عالم یک بچه سه ساله را این شکلی آرام میکند. این نیست مگر انتقام شیطان. این کاری که با این زن و بچه کردند از کربلا تا شام، یک نفس راحت این زن و بچه نکشیدند. امام سجاد (ع) فرمود: مامورهای یزید دور ما را گرفتند. با کعب نی زل میزدند به این زن و بچه. هر کدام از ما که اشک تو چشمهاش جمع میشد، کعب نی را تو سرش میکوبیدند. اینها طبیعی نیست. اینها عذاب شیطان است. در مورد ایوب (ع) فرمود: گرفتار عذاب شیطان شد. حضرت ایوب نماد صبر در بین انبیاست. عذاب ایوب کجا، عذاب زینب کجا. صبر ایوب کجا، زینب کجاست. همه عالم مبهوت صبر زینب است. چهکرد. امام حسین (ع) توصیه کرد: خواهرم، مراقب شیطان باش. تحمل کن. چه گرفتاری بود امیرالمومنین علیه السلام.
یا الله! امشب این روضه را بخوانیم. مجلس، مجلس مدافعان حرم حضرت زینب سلام الله علیهاست. بوی حضرت زینب توی مجلس پیچیده است. رفقایتان شهید شدند برای حضرت. فدایی زینب شدند. شماها نگران شدید. یک خشت از حرم زینب کم بشود از چند هزار کیلومتر راه افتادید، رفتید دفاع کنید. کجا بودید کربلا؟ کجا بودید شام؟ کجا بودید آن وقتی که با بدترین لباس وارد کوفه کردند زینب را؟ با دست بسته. لحظات آخر امیرالمومنین علیه السلام بود. آمد کنار امیرالمومنین نشست زینب کبری. یک حدیث مفصلی بود، معروف به حدیث ام ایمن. گفت: بابا، من این را شنیدم. میخواستم از شما هم بشنوم. مفصل حدیث. یک روز خانه پیغمبر (ص) جمع بودند. پیغمبر (ص) نگاه کرد به همه. خندهای کرد. دوباره نگاه کرد. چی شد؟ فرمود: دیدم شماها دور من جمعید، خوشحال شدم، لبخند زدم. یا رسول الله، خوشحال شدی؟ گفتم: بله. جبرئیل به من گفت: یا رسول الله، یک روزی میآید جمعتان از هم پراکنده میشود. ناراحت شدم. از جبرئیل پرسیدم: بهم بگو اینها هر کدام چی میشوند؟ گفت: این علی را میبینی؟ فرقش را میشکافند. فاطمه را میبینی؟ پهلویش را میشکنند. این حسن را میبینی؟ جیگرش را، کبدش را مسموم میکنند. این حسین... بابا، این حدیث درست است؟ امیرالمومنین لحظات آخر بود. فرمود: الحدیث کما حدثتک به ام ایمن. آره دخترم، همین بود. ولی یک کلمه اضافه دارد. من به تو میگویم. در مورد تو بهت نگفت. بگذار من هم بهت بگویم: یک روزی میآید با دست از الله خاشعین. دخترم، خیلی خردت میکنند، خیلی خارت میکنند. ولی روی این کره زمین جز تو، اینهایی که کنارتند، خدا صبر کن. تحمل کن. که وا میگیرد شیطان. چه عذابی که از شیطان.
روضه را تمام کنم. بگذار با این کلام، این بچه، روضه را تمام کنم. از کنار پیکر بابا خواستند ببرندش. با تازیانه و کعب نی زدند سکینه را. این بچه دید دارد نامحرم این را میکشد. به تعبیر مقتل: یک مشت اعرابی آمدند این بچه را از کنار این بدنها جدا کردند. فارسیش میشود اراذل و اوباش. اینهایی که تو خیابان به جان ناموس مردم میافتند، به جان بسیجی میافتند. گفت: اینجور آمدند این زن و بچه را از کنار بدن حسین (ع) جدا کردند. این بچه را میزدند. ولی بچه بابا را صدا کرد. گفت: یا ابتا انظر. بابا، به این عمه کتک خورده...
-----------------------------
منابع :
[آیه قرآن] سوره نساء، آیه ۱۷۳ — «فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِینَ اسْتَنکَفُوا وَاسْتَکْبَرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا»
[آیه قرآن] سوره انبیاء، آیه ۳۹ — «لَوْ یَعْلَمُ الَّذِینَ کَفَرُوا حِینَ لَا یَکُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلا عَن ظُهُورِهِمْ وَلا هُمْ یُنصَرُونَ»
[آیه قرآن] سوره مریم، آیه ۴۲ — «یَا أَبَتِ إِنِّی أَخَافُ أَن یَمَسَّکَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ فَتَکُونَ لِلشَّیْطَانِ وَلِیًّا»
[آیه قرآن] سوره ص، آیه ۴۱ — «وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أَیُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ»
[حدیث/روایت] روایت سلسله سند حدیث سلسلة الذهب با ذکر سند تا «القلم» و گفتن جمله الهی: «ولایة علی بن ابیطالب صلوات الله علیه حسنی، فمن دخل حسنی امنه» («معانی الاخبار» جلد ۱ صفحه ۳۷۱)
[حدیث/روایت] روایت «اگر ذرهای از حب علی بن ابیطالب در دلها بود، لما خلق الله النار» (بحارالانوار، ج۳۹، ص۲۴۸)
[حدیث/روایت] روایت پیامبر (ص) درباره آینده اهل بیت و مصائبشان، نقل شده به «حدیث ام ایمن»: جبرئیل گفت: «این علی را میبینی؟ فرقش را میشکافند. فاطمه را میبینی؟ پهلویش را میشکنند. این حسن را میبینی؟ جیگرش را، کبدش را مسموم میکنند. این حسین...» و پیامبر (ص) تأیید کرد: «الحدیث کما حدثتک به ام ایمن» (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل , جلد۱۰ , صفحه۲۲۹)
[داستان/حکایت تاریخی] داستان نقل شده از امام رضا (ع) درباره جمله مامون: «همین سلسله، این روایات را اگر به مرده بخوانند، زنده میشود» (الوافي , جلد۵ , صفحه۱۰۶۸)
[داستان/حکایت تاریخی] داستان حکایت از ابن ملجم و امیرالمؤمنین (ع): امیرالمؤمنین به ابن ملجم گفت: «اُرِیدُ حیاتَهُ وَ یُریدُ قَتلی» و پس از ضربت، وقتی غذای اسیر را میآوردند، حضرت فرمود: «نه. از همینی که به من دادید باید ... .» (بحار الأنوار، ج۴۲، ص۲۵۹)
[داستان/حکایت تاریخی] داستان سحر پیامبر (ص) توسط یهودی و نزول سورههای فلق و ناس برای باطل شدن سحر: «هر آیهاش را که خواندند، یکی از قلابها باز شد ... دو تا سوره که تمام شد، سحرش باطل شد» (الطبقات الکبری، جلد 2، صفحه 153)
[داستان/حکایت تاریخی] روایت صحنه جدا کردن سکینه (س) از کنار پیکر امام حسین (ع): «این بچه را میزدند... گفت: «یا ابتا انظر»» (بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۳)
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...