تفسیر سوره انفال

جلسه چهاردهم

00:15:00
42

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم اجعل ثواب مجلسی و منطقی رضاک.
بله! داستانی که درست کردند و این‌ها... بله، همین امروز بعضی از دوستانی که حالا تمایلی به آن جریان دارند، آمده بودند؛ صحبت می‌شد و این‌ها. گفتم که حالا اصلاً بر فساد است و چیست و این درست؟ امیرالمؤمنین (ع) مواجهه‌شان با آن طیفی که حکومت دستش بود، چگونه بود؟ دو قطبی راه انداخت، سر و صدا کرد، شورش ایجاد کرد؟ بگم بگم؟ رند کلام این بود: از این‌ها چیزی داشت دوران حکومتش، امیرالمؤمنین (ع) چیزی نگفت از این‌ها. ۵ سال حکومت؛ یک دانه خطبه علیه خلفای سابق نخواند، غیر از ماجرای فدک که آن هم اشاره کرد، آن هم باز مربوط به مسائل روز در تحلیل مسائل روز بود. هیچ وقت عقده‌گشایی نکرد.
کمک می‌کرد! خیلی حرف است. امیرالمؤمنین (ع) رسماً، در ماجراهای مختلف، مثل فتح ایران و این‌ها، استراتژی نظامی مثل نخ تسبیح عمل کرد به قاسم خلافت، به قاتل همسرش. خداوکیلی چند تا از ما آن‌قدر انسانیت در ما هست؟ "لا فتی الا علی" همین است دیگر. مجاهد؛ یعنی او. جهاد؛ یعنی کاری که او کرد. جهاد با مال و انفُس. یک فحش بهمان بدهند، دیگر هیچ‌کس را آدم حساب نمی‌کنیم؛ کل آن مجموعه را از بالا تا پایینش می‌شوییم، می‌گذاریم کنار. چقدر حاضریم هزینه کنیم از خودمان به خاطر خدا و جریان حق؟ این «جهاد با اموال و اَنفُس» است. این که نباشد، نفاق می‌آید مرتبه.
این آقایان، حالا آن‌هایی که پذیرایی می‌کنند از این‌ها: "وَالَّذِینَ آمَنُوا...". مُؤو می‌شن؟ مُؤو دادن و نصرت. این در مورد مهاجرین. حالا در مورد انصار، دو تا هم در مورد انصار: این‌ها ایوَا می‌کنند (إِیْوَاء)؛ از ماده اولیه مَعوا که می‌گویی مَعوا دادن. إیْواء یعنی مَأوا دادن. حالا خود مَعوا یعنی چه؟ "حرکت کردن به سوی محلی به قصد استراحت." آرام‌تر بگویم: "حرکت کردن به سمت محلی به قصد استراحت و استقرار و سکنی." پس إیْواء یعنی چه؟ یعنی جای استراحت بهش بدهی؛ همین کاری که عراقی‌ها در اربعین انجام می‌دهند.
هم "آمَنُوا"، هم "هاجَروا"، هم "جاهَدوا بِأَمْوَالِهِم وَ أَنْفُسِهِم"، هم "آوَوْا"، هم "نَصَروا" نَصَرُوا. مرحله چهارم چی شد؟ ایوا (إِیْوَاء)، مَأوا دادن؛ و مرحله پنجم: نصرت. گفتیم نصرت یعنی چه؟ یاری رساندن در برابر دشمن. یاری رساندن مطلق، بهش می‌گویند "إعانه". یاری رساندن در برابر دشمن، می‌گویند "نصرت"؛ یعنی از تو در برابر دشمنت دفاع کند. فرمود: «کسی از برادر مؤمنش جایی که باید نصرت برساند و نرساند، خَذَلَهُ اللَّهُ فی الدنیا و الآخره.» خیلی تعبیر سختی است.
مطلقاً همه را یکی حساب کرده. جامعه نبوی اینان که حالا ترکیبی از مهاجرین و انصار: هجرت کردند و جهاد کردند. آن‌هایی که وایسادن و انگار انصار بودند. یک مهاجرین بودند که با پیغمبر آمدند؛ یک انصار بودند که در مدینه جا دادند به این‌ها، خانه‌هایشان را دادند، امکاناتشان را دادند. بله، یادم نیامده. مسلمان‌ها که نیامدند. "اولئک بعضهم اولیا." این‌ها بینشان رابطه ولایی برقرار است که این یک توضیح مفصلی دارد که حالا این بحث‌هایی که ما ظهرها در دانشگاه داریم، مال برخی دوستان گوش می‌دهند، بحث نظام تسخیر، ۷۰، ۸۰ جلسه مانده در ادامه. یعنی چه؟ بحث بسیار مفصل و دقیق. بله، بله. نظام‌های دیگرش احتمالاً به امسال نمی‌رسد، به سال‌های دیگر اگر برسیم، فرصت.
پس این شد ولایت؛ این‌ها جامعه نبوی‌اند. کسی که این ویژگی‌ها را دارد، عضو جامعه نبوی است. و این‌ها به همدیگر ولایت؛ به تعبیر مرحوم علامه، "همه بر هم ولایت دارند." یعنی یک نفر که از انصار است، بر همه سایرین از انصار و مهاجرین ولایت دارد. یک نفر که از مهاجرین است، بر سایرین از مهاجرین و انصار ولایت دارد. ولایت مردم بر مردم که یک چیز عجیبی است. توضیحاتش چند جلسه مفصل است. یعنی چه ولایت مردم بر مردم؟ حالا اگر بشود، شاید جلسه بعد. ولایت که ولایت است. ما به شما می‌گوییم ولایت. واو و لام و یا و ت. "ولایت" در سوره مبارکه. ولایت یعنی قیام کردن به اداره امور دیگری.
شما متولی می‌شوی که امور دیگری را اداره کنی. متولی. ما در فارسی می‌گوییم متولی، تولیت. به اداره امور دیگری. حالا یک وقت شما بی‌واسطه انجام می‌دهی، یک وقت باواسطه. نه، همه‌اش می‌شود ولایت. چرت می‌زنی؟ چرا؟ گفتند که اینجا بحث ارث "مَوَالَاة" است که یک عده گفتند نسخ شده. پیغمبر اول بعد از عقد اخوتی که جاری کردند، ارث بر اساس او جاری شد. زمان امام زمان دوباره اجرا می‌شود؛ یعنی مؤمنین بر اساس عقد اخوت و برادری و نسبت ایمانی‌شان، با همدیگر از همدیگر ارث می‌برند.
بله، بله. "وَالَّذِينَ آَمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا." کسانی که ایمان آوردند ولی هجرت نکردند. "مَالَكُم مِن وِلاَيَتِهِم مِّن شَيْءٍ." این‌ها هیچ ولایتی ندارند. شما رابطه ولایی بین شما و این‌ها قطع است. این‌ها هنوز در ولایت کفارند، با آن‌که ایمان دارند. ولی همین که از دارالکفر هجرت نکرد، معلوم می‌شود که به آن‌ها متمایل است، آن‌ها را دوست دارد. همین که هجرت نکرد، معلوم می‌شود که در ولایت شما نیست. خیلی این آیات، آیات مهمی است. "حَتَّى یُهَاجِرُوا." تا اینکه هجرت کنند، ولایت ندارند تا هجرت کنند. هر وقت مهاجرت کردند، ولایت شما و حجاب است.
ولایت یعنی چه؟ ماها نسبت به همدیگر، متولی اداره امور همدیگر هستیم. درست شد؟ چطور خدا ولایت دارد، در یک مرتبه خدا ولایت دارد، در یک مرتبه نبی ولایت دارد، در یک مرتبه امام ولایت دارد، در یک مرتبه فقیه ولایت دارد، در یک مرتبه مؤمن ولایت دارد؛ ولایت مؤمنین. بحث ولایت فقیه که آیت‌الله شیخ مرتضی انصاری در مکاسب بحث کرده‌اند، از بحث‌های بسیار مهم است و بحث‌های، متأسفانه، بحث ولایت فقیه، بحث‌های بسیار مهم است. ای کاش می‌شد یک جلساتی را داشتیم، مثلاً بحث‌هایی می‌شد در مورد ولایت فقیه و شبهات روزش. مسائل بسیار مهم. این پنج جلدی که آیت‌الله مؤمن کتابشان را که نوشتند، بسیار قابل استفاده است. بحث‌های روز. کتاب آیت‌الله صالحی مازندرانی. کتاب آیت‌الله منتظری که بهترین کتاب در اثبات ولایت فقیه است. کتاب آیت‌الله منتظری. هیچ‌کس مثل ایشان نتوانسته ولایت فقیه را اثبات کند، که مثل ایشان نمی‌توانست اثبات کند.
بله عرض کنم که کتاب آقای آذری قمی که ایشان هم مثل، ایشان هم اثبات کنند. بعد از اینکه این کتاب‌ها، بحث‌های ولایت فقیه، مرحوم نراقی ولایت فقیه، خود امام ولایت فقیه، مرحوم شیخ، بله ولایت فقیه. مصباح ولایت فقیه آیت‌الله جوادی. بحث‌های ثابت در حوزه باشد. شما در سه لایه ولایت فقیه باید بخوانید. خیلی مهم است. رهبر معظم انقلاب هم گفته‌اند: "از عجایب این است که آقا دستش بسته است که بگویم من ولایت فقیه کار کنم." با این حال چند بار گفته‌اند: "یکی از نیازهای فوری این است که شما بتوانید بسط مفهوم ولایت فقیه را در جامعه بدهید." و این‌ها. خوب جا افتاده... در حوزه خودمان خبری نیست. کلاً حوزه به ماهی از حوزه نمی‌رسد. بعد در فضای فرهنگی و حزب‌الهی هیچ خبری نیست. بسیار مهم. یعنی خود ما اگر بخواهیم یک ساعت در مورد ولایت فقیه صحبت بکنیم، اطلاعاتمان نهایتاً ۱۰ درصد است. ولایت فقیه اگر مطرح شود، همهتان را گیر می‌اندازم، همین جا، در همین کلاس.
"فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ." اگر استنصار کردند، کی‌ها؟ حالا آن‌هایی که... خیلی عجیب است! آیا حالا آنی که مهاجرت نکرد، مهاجرت نکرد، نیامدش؟ نه به درک. ولی اگر ازت کمک خواست، استنصار کرد، گفت: "من اینجا الان مهجورم، غریبم، تحت فشارم." برو کمکش کن! خیلی حرف است. بعد می‌گویند: "شما چرا به فلسطین و سوریه و این‌ها کمک می‌کنید؟" خیلی عجیب است! کمکش کنی. "نباشه به درِ دَر." باید گفت: واجب است بر شما نصرت در برابر دشمن. دشمن را پس بزنیم. ماهیانه یک چیزی بفرستید. ما آی‌کیوِمان بالاست. اینجا می‌خواهیم حال کنیم، عشق و حال کنیم. این نیست که حمایت کنید از ما. "اِلاّ..." حالا چقدر دقیق این قرآن! "...إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ." مگر اینکه این‌ها استنصار که می‌کنند، دقت، دقت! این نفر اول، کسی بود که مهاجرت نکرد ولی مؤمن است. نفر دوم، کسی که مهاجرت کرد و مؤمن است. نفر سوم، کسی که کافری است و دارد به این نفر اول زور می‌گوید، تحت فشار قرار داده است. نفر اول از نفر دوم کمک می‌خواهد علیه نفر سوم. می‌گوید: "شما که نفر دومی، به نفر اول کمک کن علیه نفر سوم."
مگر اینکه این نفر سوم کسی باشد که قبلاً با همدیگر میثاقی بستید. درست شد؟ اگر قبلاً با هم میثاق دارید و عهدی دارید، نباید به این (استنصار) پاسخ منفی بدهید. یعنی پیمان عدم تعرض و فلان و این‌ها دارید. آنجا دیگر نمی‌توانی به این استنصار کنی. خیلی عجیب است ها! می‌خواستی بیایی، نمانی. ولی اگر با این پیمان نداری، به این باید کمک کنی. ببین چقدر ظریف است مسائل! "وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ." حالا از همه بالاتر این است. بدبخت خدا هم دقیق نشسته. "آمَنَ بِصِيرٌ." صراط که می‌گویند از مو باریک‌تر است، همین است دیگر. به این کمک کنی، هوای او را داشته باشی و این. بعد هم سازش اینجا هزینه دارد، هم چالش اینجا. سازش با این، سازش با او. چالش با این، چالش با او. همه هزینه دارد. بعد مهم‌تر کدامش را خدا می‌خواهد؟ بعد تازه بصیر است خدا. "فَإِنَّ النَّاقِدَ بَصِیرٌ." بصیر. اینکه معنای بروجردی، لحظات آخر عمر، این کلمه را باید می‌گفت. این‌جوری باید نصرت می‌رساندی. آن‌جوری نباید می‌کردی. اینجا چرا این‌جوری کردی؟ تازه بالاتر از همه این‌ها، خود اوست که باید بر روز قیامت حالا دیگر حسابر باشد. فاصله‌ای که او دارد، وراء از همه این‌هاست.
خب، چند تا آیه داریم. تمام می‌کنیم با جمع‌بندی سوره. و الحمدلله رب العالمین. اللهم صل علی...
سفر به خارج که امیر مصطفوی بودند که اینجا گفتند از فقها، از فقها، حالا برای درمان و این‌ها که خب متفاوت است. ولی "تَعَرُّبُ بعد از هجرت" را همه فقها فتوا داده‌اند. "تَعَرُّبُ بعد از هجرت" همین است دیگر. این‌هایی که آمده بودند. تعرب یعنی همان عربی، برگشتن به دایره اعرابی‌گری. یعنی این‌هایی که آمدند با پیغمبر مدینه، دوباره برگردند مکه. این تعرب کبیره است و قطعاً حرام است، در حد کفر است. و خب یکی از مصادیقش می‌تواند همین باشد: تو در دایره جامعه اسلامی هستی، ول می‌کنی، می‌روی در جامعه کفر. تعرب بعد از هجرت. ولی خب بستگی دارد. یک وقتی یک قیودی پیدا می‌کند. حالا برای مداوا می‌رود، برای تدریس، تحصیل. بله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00