متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
اللهم اجعل ثواب مجلسی و منطقی رضاک.
دو نفر از دوستان کامل مطالعه کردند. قرار شد که نظارت بکنند بر مطالبی که دوستان دیگر میگویند؛ اگر جایی خلل و فرجی در آن هست، اشارهای بکنند.
توضیح اول در مورد بحث «خمس».
فرمودند: «من این را عرض بکنم که خیلی مهم است.» اسناد اینکه پیغمبر خمس میگرفتند، یک فصل مفصلی در کتاب شریف «صحیح من سیرة النبی الاعظم» (طبع جدید، جلد ۶، صفحه ۱۳۷) با عنوان «الفصل الرابع: الخمس بین السیاسة و التشریع» آمده است. عالی واقعاً! بینیازتان میکند از مطالعه همه کتب تاریخ پیامبر. علامه سید مرتضی جعفر عاملی، من یک مطلبی را میخواستم، آمدم دیدم که ایشان تمام منابع اهل سنت را نقل کرده است. عالی! ابن عربی، شهید مطهری... تعریف عرض کنم که خمس بین سیاست و تشریع ایشان چهار پنج دلیل از اهل سنت میآورد و اثبات میکند که پیامبر از یمنیها و بحرینیها و اینهایی که اصلاً در جنگ نبودند، جنگی نداشتند، دستور داده بودند که خمس را بگیرید و بفرستید. خیلی هم خوب استدلال ایشان، خیلی عالی است؛ یعنی تحلیلی که دارد، روی مسائل خیلی قشنگ تاریخی، تحلیلی است. به مناسبت، یکدفعه فصلی را باز میکند، بحث خیلی قشنگ! فصل چهارم از مباحث... یعنی جنگ بدر تمام کرده. چهار تا مباحث که ربطی به اینجا دارد، به مباحث کلامی اتفاقاً، دو کلامی یا فقهی؟ کتابی که اصلاً خسته نمیشوید؛ یعنی گاهی آدم به دستش میگیرد، صد صفحه، دویست صفحه میخواند، اصلاً احساس نکرده که چیزی خوانده است. تفسیر هم میکند همین سوره انفال را، تاریخ جنگ بدر را بر اساس سیر سوره انفال. ایشان گفته که اصلاً اینجوری شد و برای همین آیه نازل شد. شأن نزول و اینها نیست؛ زیر بار جنگ و اینها نمیرفتند، دنبال فلان بودند و اینها... ماجرا خیلی کتاب قابل استفادهای است. حتماً استفاده کنید. اساتید فن هم حاج آقای جاودان که متبحرند در بحث تاریخ، کسی هست بشناسد ایشان را؟ جاودان تهران. ایشان از شاگردان علامه عسگری بودند و به دوستان مشکات گفته بودند که این کتاب را کامل مطالعه کنید و ایشان تلخیص هم میخواست. حالا اگر بشود همچین کاری راه انداخت، خیلی خوب است؛ یعنی ایام تعطیلات، مثلاً یک هفته تعطیل بودند، دو سه جلدش را تلخیص میکرد و مباحثه میکردند. این کتاب خوب، این پس آن بخش که اثبات میشود که پیغمبر خمس، «آل» بعد از پیامبر... همینجا بحث خمس بعد از...، میگوید که پیامبر انفال را برداشتند، خمسش را جدا، وقتی آمدند تو مسیر برگشت بود؛ یعنی دستور خمس را ندادند که خمس جدا شود. خمسشان را هم بدهید سهم انفال. بعد تو مسیر برگشت که بودند، آقای... فشار نیاید، یکدفعه هم انفال مال پیامبر، هم خمس مال پیامبر. آرامآرام بحث خمس. ایشان هم در نیمه دوم جلد ۵ جنگ بدر را مطرح میکند، در نیمه اول جلد ۶. حتی اح... تا جنگ احد، اتفاقاتی که افتاد که ماجرای خمس و اینها.
بسم الله. یکی از دوستان، من کل متن این بخش جنگ بدر را، آن اول جلد ۷، جلد ۶، اینجا آوردم. فرصت بحث کردن پیش نمیآید. مطالعه کند. نرمافزار کتاب هست. عاملی، همه آثارشان نرمافزار شده. نور زده، میتوانید داشته باشید. خیلی قابل... خودمان را بندازیم! آقا کتابشان باز است، حیف است. بسم الله الرحمن... اتفاقات افتاده، ازدواج حضرت علی علیه السلام، دیگر بس است. تغییر قبله بعد ازدواج... بررسی بعد کی میرسیم به بحث خود جنگ بدر. حالا توی کتاب فوقالعبادات، قبلش میگوید برای اینکه خوب درک کنیم جنگ بدر را، مقدماتی لازم است که بدانیم. که از جمله مقدمات، نیروهای گشتی بود که پیامبر قبل از جنگ کلاً راه انداخته بودند و خودشان هم شخصاً در گشتی شرکت داشتند. ردهبندی اطلاعاتی اولین غزوه چی بوده قبل سی چهل تا؟ ظاهراً همین اولین بدر بوده. بعد بهش میگویند بدرالکبری هم داریم. نه، کبری اینجا وصف تفضیل نیست؛ یعنی آنقدر این ماجرا، ماجرای عظیمی بود، بهش میگویم کبری. نه اینکه دو تا بوده، کبری صغری. مثل زینب کبری نیست که زینب صغری هم داریم، «علی اکبر» تفضیل است حضرت علی و ابوتراب.
بحث جنگ بدر، هدف اصلی جنگ بدر در واقع، مصادره مالالتجاره قریش بود؛ انگیزهای که انگیزه اصلی قریش تصمیم میگیرد که یک کاروان تجارتی راه بیندازد. بعد میآید سوءاستفاده میکند، هرچی که مال و اموال از اینها بوده، آنها را هم فکر میکنم میفروشد و اضافه میکند به همین محموله بلوکهشده بوده از قبل. هم این اموالی که از اینها ماند، مصادره کردند، هم از قبل هم چیزی از اینها را بلوکه کرده بودند. ارزش سرقت از امواج... ما تو جنگ به ظاهر چهار، پر کرده بودند که اینها آب... ۳۱۳ نفر در مسیری که کاروان قریش ایر بوده یا نه، فیر بوده؟ دو تا کاروان بودند دیگر؛ کاروان «ایر» بود، یک کاروان «نفر» (کاروان جنگیشان بود، کاروان تجاریشان بود). بعد نکتهای که حالا اینجا آمده که پیامبر در واقع، گروه شناسایی پیامبر برای شناسایی مسیر کاروان، تعداد محافظان، نوع کالا... پیدا چند نفر جنگی دارند و نوع کالایی. به پیامبر خبر میرسد که آقا تعداد محافظانی که اینها دارند چهل نفرند، بعد رئیس کاروان هستش، هزار شترشان هست، بعد و در واقع تمام اهل مکه، جمعیت کاروان، پیامبر در واقع اولین غزوهی اسلام بوده و یک جانشین برای خودشان انتخاب... در جنگ در مدینه. بعد پیامبر، سرزمین پیامبر، دو نفر را هم پرچمدار میکنند برای این قضیه. حضرت علی علیه السلام، خدمتتان عرض کنم، میروند به آنها نزدیک میشوند. متوجه میشوند کاروان مکه کاروان تجاری است. متوجه میشوند. بعد یک فرصتی میخرند نیروی کمکی بیاید. دوستان اگر نظری دارند، بفرمایید. انگار آن نیروی کمکی میآید مکه. بعد گوش شترش را میبرد و لباس خودش را انگار همه رفت، از دست رفت، به ما حمله کردند. اینها با اینکه هنوز جنگی در نگرفته بود و مردم که به ما حمله شد، چیز کردند. بعد یک نیروی مکه جمع میکند که میآورد به خدمتتان عرض کنم که مقابله با سپاه اسلام اضافه بشوند به انگار گروهی که نزدیک بودند و میخواستند به آنها حمله بشود. (پرانتز باز کنم، پیازداغش را زیاد میکنند.)
عاملی، پدرِ خواندن. آری، عرض کنم که ایشان نجف که بودند، یک روز یک خانمی میآید برای تظلم به دفتر ایشان. دیشب دزد زده خانهشان را. میآید که مثلاً خیلی پیازداغش را زیاد میکند: «طلاها را بردند، فرشها را بردند، اساسها را بردند، بچهها را لگد کردند، صد بار به من تجاوز کردند!» خیلی شوخ بودند، گفت: «خواهرم، شما یا معنای صد بار را نمیدانی یا معنای تجاوز را نمیفهمی.»
بعد خدمتتان عرض کنم که نیروهای اسلام مواجه بشوند و جنگ صورت بگیرد. تعدادشان زیاد است و خیلی مجهز الان آمدهاند. بعد یا اینکه مثلاً دو تا قول میشود لشکر پیامبر (صلوات الله علیه) دینار بیشتر است، درهم، درهم طلا، نقره... دینار بالاتر. قبیله بنیبکر از پشت سرشان هستند. خصومتهایی داشتند با هم. سراغت بنمالک از قبیله بنی... یکی از قبایل شیطان نسبت به فرمایشاتی که داشتند. دوستان اگر تکملهای دارند که: «پیامبر کی؟ دختر...» مثلاً واقعاً درست است، واقعاً گفتند؟ این را زیاد گفتند، توی تفاسیر هم گفتند. تاریخ پیامبر شیخ عباس صفایی، کتاب امیرالمؤمنین، کتاب رحمانی همدانی... باز برای پیامبر، برای بقیه امامان هم آثار ایشان فوقالعاده است. برای امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و امام حسن دارند و ظاهراً برای امام رضا هم نوشته بودند که دیگر حالا من ندیدم. من اینها را دارم، ولی آیتالله رحمانی همدانی که آثار ایشان هم خیلی آثار خوب، قزوینی، سید کاظم آلآقا... آثار ایشان هم آثار پیامبر ندارد. فاطمه الزهرا من المهد الی اللحد. تکتک اهلبیت. پیامبر را ندیدم من. من المهد الی الظهور. آثار آیت الله قزوینی هم آثار خیلی خوبی است که ایشان را بعد هفده سال، بنا به وصیت خودشان هر وقت راه کربلا باز شد، «مرا حرم امام حسین دفن کنید.» قم بودیم، قبر ایشان را شکافتند و بنا به وصیت خودشان کتاب «فاطمه الزهرا» را سینه ایشان گذاشته بودند و جسد کاملاً سالم بود. کتاب هم کاملاً توی حرم، یک مدرسه از مسجد امام حسین، تو حرم امام، روبروی آن. آثار ایشان هم خیلی آثار خوبی است توی این کتابهای تاریخی. آثار آقای جعفریان عمدتاً تاریخی... تکرار میکنم بحثهای سیاسی، بحثهای تاریخیشان، بحثهای خیلی قابل قبول است. الان هم آقای سبحانی و جناب آقای پیشوایی و تاریخ پیامبر آقای پیشوایی خیلی قابل استفاده است. خدمت شما عرض کنم که مرحوم علامه عسگری در آثار خیلی خوبی، خیلی قابل استفاده است آثار ایشان هم. مجموع آثار چاپ شده و نرم... چند تا که فعلاً یادم آمد. آثار تاریخ را حساب مؤلف. آثاری که حساب آثار است، باز یک سیر مطالعاتی دیگری میطلبد که بر اساس سیر. کدام سیرهها؟ مقدمه سیرالاعلام، سیرالنبلا است. القاب خود سیر را که برای پیامبر نوشتهاند: «سیره مغازی»، «سیره»، «عرض کنم که سنن نسایی». خیلی اثر وزن دارد در سیره پیامبر. سیرهی موضوعیشان (سیرهی موضوعی تاریخ). سیرهی موضوعی آثار آقای دلشاد، دلشاد تهرانی بسیار عالی است. خیلی زحمت کشیده. چارچوب سیره مدیریتی، سیره خانوادگی، سری آثار ایشان هم مصطفی دلشاد تهرانی، نهجالبلاغه بینظیر است. من تقریباً همه آثار ایشان را دارم. حول اغراق عرض کنم که در سیره جدا کار کردهاند، در نهجالبلاغه جدا کار کردهاند، در مورد اهلبیت هم باز آثار متنوعی دارد. جمله سبز هم برای آثار... آثار قابل مطالعاتی تاریخی بنویسیم که فرصت نمیکنیم. آنقدر کار خوابیده است.
که را پس کسی یادش نیامد؟ تفسیر مجمع. بنیهاشم پیامبر زیاد دارد. کجا چراغ را روانه کرد که اولین اینطور در ذهن یا اولین کسی است که پیامبر را در وقتی پیامبر به دنیا آمدند، امیرالمؤمنین، نسبتش با پیامبر و اینها. خوب بود آیندهی بدن. هرچند اینجا طیف مقابل، با عباس، عموی پیامبر است، خانواده، پسران و مردان. این خواب را اینجوری تعبیر کرد که انگار مثلاً ریز ریز میکنیم. پیامبر اثر این پیامبر، سنگی که فرستاده، فتح. ترجمه نمیدانم کجاست. این کجا تا کجا رفتید؟ آقا جنگ پیامبر با خلفا و اینها، که باید اینها ترسیدند و اخبار درست نرساندند، تاریخ گوشه کنایه به اینها بوده، در تاریخ آنها حذف کردند. کاروان اسلام فهمیدن دیگر اینها دارند جنگ راه افتاده، میخواهد بیاید بجنگد، اگر عقبنشینی کنیم، خوب ما آمده بودیم تا بالاخره برویم سراغ کاروان تجاری. مشورت میکنند به آقایان آیه تا آخر اساتید میفرمایند: «والله قسم! تمام تاریخ را گشتم، یک جا ندیدم برای اسلام یک الاغ کشته، که بعد از رحلت پیامبر میآیند دختر رسول الله؟ این همه جنگ، یک الاغ از لشکر دشمن نکشتم، بعد میآیند سردمدار یک قیام مردمی میشوند و دختر پیامبر را نیروهای اطلاعاتی درباره پیامبر.» تردیدی هم که داشتند، همین انصار کیا بودند؟ بعد میآید آنجا مطرح میکند. خوب، بعد پیامبر میگوید که: «خوب به نظر شما چیست؟ نظر دیگران چیست؟ ما هرچی شما گفتید، پذیرفتیم. هرچی شما...» پیامبر با انصار اینها پیمان دفاعی فقط بسته است؛ یعنی کلاً امسال ۷۴ نفر نوشته. ۱۷۲ شهدای... با شهید بهشتی رو ساختمانی بیش از ۸۰ تا. یکی از این گروههای اطلاعاتی که میروند کنار یک نفر، داخل آب بخورم. فردا پس فردا این کاروان میآید و خلاصه ما یکی بدهکار.
بعد که اینها میروند، ابوسفیان میآید تو این. ابوسفیان جاهای دیگر هم دارد، خیلی شامه قشنگی داشته در تشخیص. پشکل مربوط به مدینه است، رد پیامبر را شناخت. ابوسفیان میفهمد که اینها هستند. میرود سمت که اینجا بعضیها میگویند ما میرویم و مثلاً طالب پسر ابوطالب و اینها میروند، چند نفر دیگر اینها میروند کجا برویم؟ ۳۱۳ باید مثلاً یک تقدسی برایش قائل باشیم یا نه؟ یار امام زمان. شهید مطهری یک بحثی دارند که ما تقدس عددی نداریم، ولی ظاهراً جور نیست. بعضاً یک تقدسهای ارزانی پیدا میکنند. تقدس ذاتی ندارند، ولی ارزان پیدا میکنند. لذا تو این اذکار و اینها، گاهی تو خود آیات قرآن، ۷:۴۰ و ۱۰ اینها... خلاصه اثر دارد، عدد اثر دارد. لذا مثلاً میگویند هفتاد نفر، یک اسب مثلاً ۱۰ نفر. یک اثری از آن ده که رد میشود، نماز جماعت دیگر ثوابش بیانتهاست. لذا یا مثلاً برخی میگفتند که امام یعنی معصومی که ۷۰ تا یار داشته باشد شهید میشود. ۳۱۳ تا اگر یار باشد، قالب استفاده، زیر ۳۱۳ تا مغلوب است از ۳۱۳ تاست که قابلیت... تو همین سوره مبارکه انفال: «ان یکم منکم عشرون صابرون» چند است؟ پس فردا آیه ۶۶: «زیر ۲۰ تا اگر باشد، چیز نیست، امداد و نصرتی مطلقاً نمیآید.» یعنی اینی که ۲۰ بر ۲۰۰ غالب است، به شرط اینکه از ۲۰ شروع بشود. نگفته ۱۰ بر صد. قالب! مفصل سر کلاس بحث میکردیم. از عدد مفهومگیری میکند و نقدمان هم تقریباً بر علامه وارد شد؛ یعنی استاد پذیرفتند. فکر کردم از علامه دفاع... اینکه برخی چیزها منوط به یک عددی است، منوط به یک تعدادی است و این نصرت دهگانه منوط به ۲۰ تا صابر، «عشرون الصابرون»، صبر هم توش مهم است؛ یعنی اینجا هم عددش مفهوم دارد، هم صبرش مفهوم دارد. با اینکه میگویند وصف و عدد مفهوم ندارد. اینجا هم عدد مفهوم دارد، هم وصف مفهوم دارد. جفتش اینجا مفهوم دارد، چون در مقام تهدید است. تهدید با: «اینقدر باشید»، «اینجور باشید»، «اینجور نصرت میرسانم.» درست شد؟ لذا این عدد ۲۰ و ۳۱۳ و اینها، هرکدام میتواند همین شهادت، چون ماجرایش فرق دارد. شهادت در حین جنگ، اول شهادت، بعد از همه ما، بعد از اینکه در معرکه باشند و این تعداد یار باشند، این از آیات و روایات بر میآید که غلبهای برای اینها نیست و حالا همان ۲۰ بر ۲۰۰ش اینجا حاکم است. هم خود عدد ۱۳ حاکم است. باز ۷۰، باز سایبان ساخته قریش، با عمه پیغمبر هم امام خمینی بودند! اصلاً هیچ فرماندهی چنین اصلاً هیچکس فاصله، بله! «اشتد الباس رسول الله اتقینا به رسول الله» تو نهجالبلاغه خیلی سرخ میشد. خوب، رسول الله. خب، ادامهاش: «هیچ کس از او به دشمن نزدیکتر نبود، ولی ما به او پناه میآوردیم.» تو جنگ تعبیر عرفانی هم دارد. خب، تسلط حکیم-کلاممان به سلامت- مشکلی نداریم. از طرف عربها برمیگردیم، خطر ما را تهدید میکند از طرف دیگری. بعد اگر پیامبر مسلط شد، سخنرانی کرد و برادر سلام خونخواهی برادر. بیا برو بین مردم. تو تواریخ اصلاً کلاً هیچی ذکر نشده. یا برعکس آن که آنها کم دیدند اینها را فرستادند. بنده خدا رفت تو بیابون، یک دوری زد، برگشت. برگشت تحریف تاریخ. جلسه بعد انشاءالله. بزنید به دیوار. پیمان احمقانهای میبندد که من میروم از این چاه اینها آب میخورند. عامل قطع آب که میگوید: «من مسلمانان ایجاد کردند برای خودشان، باید بخورند.» کشته میشوم. پایش را قطع میکنند. جعفر طیار کجا بوده؟ اسمی ازش دیدید؟ چفت و جور کرده. خیلی نکته! و وقتی میآید به جنگ احد، بحثی بکنید ببینید که خود این خیلی جالب است که بعد از این وقتی میآید پیامبر چه استقبالی از جعفر میکنند و اینکه خود نبود جعفر چقدر خلل بوده در لشکر مسلمین. اینها چیزهای جالب. قبل لینک شما اینجا نشستهاید، دستور خدا یا نه تاکتیک جنگی گفته؟ نه از طرف چاه آبی که هست. حالا البته قبلش میگویم باز دوباره یک دشت خیلی بوده که قسمت پایین جایی بوده که دیگر محل اتراق کاروانها و اینها بوده که چاه آب و اینها بوده. پایین یک چاه آبی. مشورت، مشورت، نظرگیری از بقیه در مورد خود جنگ که چیزی نفرمودید امروز. بس است. نفر نمایندههای مثلاً جوان. دوم هجرت، ۲۱جبه، جبهه مقابل میگوید: «ما در شأن نمیبینیم که خب، علی آمد. حالا یک ۲۱ سالی داشت وقتی که جوان بودم، شاخ جنگ را شکستم، بعد شما الان به من میگویید که سیاست جنگی ندارد؟» مظلومیتهای امیرالمؤمنین. جواب دادند. بعد امام علی مقابل ولید قرار گرفته. از این استفاده نمیشود با توجه به این خطبه حضرت که میگویند بوده. خدا خیرتان دهد دوستانی که زحمت کشیدند. تشکر میکنیم. میکشند، هم ازشان تشکر میکنیم بابت اینکه زحمت میکشند. مطالعه خودتان هم لذت تاریخ را ببرید. ایجاد شد یا نه؟ چیزی که همینقدر که آدم بداند برای یک موضوع کجا مراجعه کند، بتواند دستهبندی کند بحثهای تاریخی را، ارائه دهد و کمکم برای سوال پیشبینی گرههای تاریخی در ذهنش بیاید. اینها خیلی... اینها خیلی فلسفه را. اولین باری که من ۲۰ سالم بود که فلسفه شروع کردیم و اول که میرفتم هیچی نمیفهمیدم. یک یکی دو سالی خیس خورد این حرفها در ذهن ما. یک یکی دو سالی که خیس خورد، تازه فهمیدم منظورش چی بود. «وجود تدریج برنمیدارد، ماهیت تدریج برمیدارد.» یعنی چی؟ عرض کنم که گاهی شاید برایتان پیش آمده باشد یک اسمی را در ذهنتان، یک اسم فلانی کی بود چی بود، سه روز بعد یکدفعه یادتان میآید. چرا؟ برای اینکه ذهن ول نمیکند، دائماً محل مراجعه شماست. ما در حوزه متأسفانه یکی از ضعفهای عمده که تاریخ اصلاً محل اعتنا نیست. تاریخ پیامبر را میلیمتری خواند. خیلی حرف است. میلیمتری خواند؛ یعنی یک قدم وایسا، پیامبر صبح تا ظهر، یک روز بنشین فکر کنیم. صبح تا اینها چی بود؟ چرا؟ پیامبر ثانیه به ثانیه پیامبر را تحلیل کرد. همه اسلام اوست دیگر. چیزی غیر از آن تو سوره توبه باز دوباره مباحثی را داریم. این چند تایی که حالا هست تو این سوره انفال و توبه و اینها این بحثها را انشاءالله دوستان داشته باشند، از دست نرود، حیف است. این بخش را هم ادامه بدهم. دوستانی که حالا مطالعه نفرمودهاند و دوستانی که مطالعه فرمودهاند، بخشهایی که مطالعه نکردهاند تکمیل کنند. لابهلای بحث یک وقتهایی اشارهای بهش میشود. الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم.
اللهم اجعل ثواب مجلسی و منطقی رضاک.
دو نفر از دوستان کامل مطالعه کردند. قرار شد که نظارت بکنند بر مطالبی که دوستان دیگر میگویند؛ اگر جایی خلل و فرجی در آن هست، اشارهای بکنند.
توضیح اول در مورد بحث «خمس».
فرمودند: «من این را عرض بکنم که خیلی مهم است.» اسناد اینکه پیغمبر خمس میگرفتند، یک فصل مفصلی در کتاب شریف «صحیح من سیرة النبی الاعظم» (طبع جدید، جلد ۶، صفحه ۱۳۷) با عنوان «الفصل الرابع: الخمس بین السیاسة و التشریع» آمده است. عالی واقعاً! بینیازتان میکند از مطالعه همه کتب تاریخ پیامبر. علامه سید مرتضی جعفر عاملی، من یک مطلبی را میخواستم، آمدم دیدم که ایشان تمام منابع اهل سنت را نقل کرده است. عالی! ابن عربی، شهید مطهری... تعریف عرض کنم که خمس بین سیاست و تشریع ایشان چهار پنج دلیل از اهل سنت میآورد و اثبات میکند که پیامبر از یمنیها و بحرینیها و اینهایی که اصلاً در جنگ نبودند، جنگی نداشتند، دستور داده بودند که خمس را بگیرید و بفرستید. خیلی هم خوب استدلال ایشان، خیلی عالی است؛ یعنی تحلیلی که دارد، روی مسائل خیلی قشنگ تاریخی، تحلیلی است. به مناسبت، یکدفعه فصلی را باز میکند، بحث خیلی قشنگ! فصل چهارم از مباحث... یعنی جنگ بدر تمام کرده. چهار تا مباحث که ربطی به اینجا دارد، به مباحث کلامی اتفاقاً، دو کلامی یا فقهی؟ کتابی که اصلاً خسته نمیشوید؛ یعنی گاهی آدم به دستش میگیرد، صد صفحه، دویست صفحه میخواند، اصلاً احساس نکرده که چیزی خوانده است. تفسیر هم میکند همین سوره انفال را، تاریخ جنگ بدر را بر اساس سیر سوره انفال. ایشان گفته که اصلاً اینجوری شد و برای همین آیه نازل شد. شأن نزول و اینها نیست؛ زیر بار جنگ و اینها نمیرفتند، دنبال فلان بودند و اینها... ماجرا خیلی کتاب قابل استفادهای است. حتماً استفاده کنید. اساتید فن هم حاج آقای جاودان که متبحرند در بحث تاریخ، کسی هست بشناسد ایشان را؟ جاودان تهران. ایشان از شاگردان علامه عسگری بودند و به دوستان مشکات گفته بودند که این کتاب را کامل مطالعه کنید و ایشان تلخیص هم میخواست. حالا اگر بشود همچین کاری راه انداخت، خیلی خوب است؛ یعنی ایام تعطیلات، مثلاً یک هفته تعطیل بودند، دو سه جلدش را تلخیص میکرد و مباحثه میکردند. این کتاب خوب، این پس آن بخش که اثبات میشود که پیغمبر خمس، «آل» بعد از پیامبر... همینجا بحث خمس بعد از...، میگوید که پیامبر انفال را برداشتند، خمسش را جدا، وقتی آمدند تو مسیر برگشت بود؛ یعنی دستور خمس را ندادند که خمس جدا شود. خمسشان را هم بدهید سهم انفال. بعد تو مسیر برگشت که بودند، آقای... فشار نیاید، یکدفعه هم انفال مال پیامبر، هم خمس مال پیامبر. آرامآرام بحث خمس. ایشان هم در نیمه دوم جلد ۵ جنگ بدر را مطرح میکند، در نیمه اول جلد ۶. حتی اح... تا جنگ احد، اتفاقاتی که افتاد که ماجرای خمس و اینها.
بسم الله. یکی از دوستان، من کل متن این بخش جنگ بدر را، آن اول جلد ۷، جلد ۶، اینجا آوردم. فرصت بحث کردن پیش نمیآید. مطالعه کند. نرمافزار کتاب هست. عاملی، همه آثارشان نرمافزار شده. نور زده، میتوانید داشته باشید. خیلی قابل... خودمان را بندازیم! آقا کتابشان باز است، حیف است. بسم الله الرحمن... اتفاقات افتاده، ازدواج حضرت علی علیه السلام، دیگر بس است. تغییر قبله بعد ازدواج... بررسی بعد کی میرسیم به بحث خود جنگ بدر. حالا توی کتاب فوقالعبادات، قبلش میگوید برای اینکه خوب درک کنیم جنگ بدر را، مقدماتی لازم است که بدانیم. که از جمله مقدمات، نیروهای گشتی بود که پیامبر قبل از جنگ کلاً راه انداخته بودند و خودشان هم شخصاً در گشتی شرکت داشتند. ردهبندی اطلاعاتی اولین غزوه چی بوده قبل سی چهل تا؟ ظاهراً همین اولین بدر بوده. بعد بهش میگویند بدرالکبری هم داریم. نه، کبری اینجا وصف تفضیل نیست؛ یعنی آنقدر این ماجرا، ماجرای عظیمی بود، بهش میگویم کبری. نه اینکه دو تا بوده، کبری صغری. مثل زینب کبری نیست که زینب صغری هم داریم، «علی اکبر» تفضیل است حضرت علی و ابوتراب.
بحث جنگ بدر، هدف اصلی جنگ بدر در واقع، مصادره مالالتجاره قریش بود؛ انگیزهای که انگیزه اصلی قریش تصمیم میگیرد که یک کاروان تجارتی راه بیندازد. بعد میآید سوءاستفاده میکند، هرچی که مال و اموال از اینها بوده، آنها را هم فکر میکنم میفروشد و اضافه میکند به همین محموله بلوکهشده بوده از قبل. هم این اموالی که از اینها ماند، مصادره کردند، هم از قبل هم چیزی از اینها را بلوکه کرده بودند. ارزش سرقت از امواج... ما تو جنگ به ظاهر چهار، پر کرده بودند که اینها آب... ۳۱۳ نفر در مسیری که کاروان قریش ایر بوده یا نه، فیر بوده؟ دو تا کاروان بودند دیگر؛ کاروان «ایر» بود، یک کاروان «نفر» (کاروان جنگیشان بود، کاروان تجاریشان بود). بعد نکتهای که حالا اینجا آمده که پیامبر در واقع، گروه شناسایی پیامبر برای شناسایی مسیر کاروان، تعداد محافظان، نوع کالا... پیدا چند نفر جنگی دارند و نوع کالایی. به پیامبر خبر میرسد که آقا تعداد محافظانی که اینها دارند چهل نفرند، بعد رئیس کاروان هستش، هزار شترشان هست، بعد و در واقع تمام اهل مکه، جمعیت کاروان، پیامبر در واقع اولین غزوهی اسلام بوده و یک جانشین برای خودشان انتخاب... در جنگ در مدینه. بعد پیامبر، سرزمین پیامبر، دو نفر را هم پرچمدار میکنند برای این قضیه. حضرت علی علیه السلام، خدمتتان عرض کنم، میروند به آنها نزدیک میشوند. متوجه میشوند کاروان مکه کاروان تجاری است. متوجه میشوند. بعد یک فرصتی میخرند نیروی کمکی بیاید. دوستان اگر نظری دارند، بفرمایید. انگار آن نیروی کمکی میآید مکه. بعد گوش شترش را میبرد و لباس خودش را انگار همه رفت، از دست رفت، به ما حمله کردند. اینها با اینکه هنوز جنگی در نگرفته بود و مردم که به ما حمله شد، چیز کردند. بعد یک نیروی مکه جمع میکند که میآورد به خدمتتان عرض کنم که مقابله با سپاه اسلام اضافه بشوند به انگار گروهی که نزدیک بودند و میخواستند به آنها حمله بشود. (پرانتز باز کنم، پیازداغش را زیاد میکنند.)
عاملی، پدرِ خواندن. آری، عرض کنم که ایشان نجف که بودند، یک روز یک خانمی میآید برای تظلم به دفتر ایشان. دیشب دزد زده خانهشان را. میآید که مثلاً خیلی پیازداغش را زیاد میکند: «طلاها را بردند، فرشها را بردند، اساسها را بردند، بچهها را لگد کردند، صد بار به من تجاوز کردند!» خیلی شوخ بودند، گفت: «خواهرم، شما یا معنای صد بار را نمیدانی یا معنای تجاوز را نمیفهمی.»
بعد خدمتتان عرض کنم که نیروهای اسلام مواجه بشوند و جنگ صورت بگیرد. تعدادشان زیاد است و خیلی مجهز الان آمدهاند. بعد یا اینکه مثلاً دو تا قول میشود لشکر پیامبر (صلوات الله علیه) دینار بیشتر است، درهم، درهم طلا، نقره... دینار بالاتر. قبیله بنیبکر از پشت سرشان هستند. خصومتهایی داشتند با هم. سراغت بنمالک از قبیله بنی... یکی از قبایل شیطان نسبت به فرمایشاتی که داشتند. دوستان اگر تکملهای دارند که: «پیامبر کی؟ دختر...» مثلاً واقعاً درست است، واقعاً گفتند؟ این را زیاد گفتند، توی تفاسیر هم گفتند. تاریخ پیامبر شیخ عباس صفایی، کتاب امیرالمؤمنین، کتاب رحمانی همدانی... باز برای پیامبر، برای بقیه امامان هم آثار ایشان فوقالعاده است. برای امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و امام حسن دارند و ظاهراً برای امام رضا هم نوشته بودند که دیگر حالا من ندیدم. من اینها را دارم، ولی آیتالله رحمانی همدانی که آثار ایشان هم خیلی آثار خوب، قزوینی، سید کاظم آلآقا... آثار ایشان هم آثار پیامبر ندارد. فاطمه الزهرا من المهد الی اللحد. تکتک اهلبیت. پیامبر را ندیدم من. من المهد الی الظهور. آثار آیت الله قزوینی هم آثار خیلی خوبی است که ایشان را بعد هفده سال، بنا به وصیت خودشان هر وقت راه کربلا باز شد، «مرا حرم امام حسین دفن کنید.» قم بودیم، قبر ایشان را شکافتند و بنا به وصیت خودشان کتاب «فاطمه الزهرا» را سینه ایشان گذاشته بودند و جسد کاملاً سالم بود. کتاب هم کاملاً توی حرم، یک مدرسه از مسجد امام حسین، تو حرم امام، روبروی آن. آثار ایشان هم خیلی آثار خوبی است توی این کتابهای تاریخی. آثار آقای جعفریان عمدتاً تاریخی... تکرار میکنم بحثهای سیاسی، بحثهای تاریخیشان، بحثهای خیلی قابل قبول است. الان هم آقای سبحانی و جناب آقای پیشوایی و تاریخ پیامبر آقای پیشوایی خیلی قابل استفاده است. خدمت شما عرض کنم که مرحوم علامه عسگری در آثار خیلی خوبی، خیلی قابل استفاده است آثار ایشان هم. مجموع آثار چاپ شده و نرم... چند تا که فعلاً یادم آمد. آثار تاریخ را حساب مؤلف. آثاری که حساب آثار است، باز یک سیر مطالعاتی دیگری میطلبد که بر اساس سیر. کدام سیرهها؟ مقدمه سیرالاعلام، سیرالنبلا است. القاب خود سیر را که برای پیامبر نوشتهاند: «سیره مغازی»، «سیره»، «عرض کنم که سنن نسایی». خیلی اثر وزن دارد در سیره پیامبر. سیرهی موضوعیشان (سیرهی موضوعی تاریخ). سیرهی موضوعی آثار آقای دلشاد، دلشاد تهرانی بسیار عالی است. خیلی زحمت کشیده. چارچوب سیره مدیریتی، سیره خانوادگی، سری آثار ایشان هم مصطفی دلشاد تهرانی، نهجالبلاغه بینظیر است. من تقریباً همه آثار ایشان را دارم. حول اغراق عرض کنم که در سیره جدا کار کردهاند، در نهجالبلاغه جدا کار کردهاند، در مورد اهلبیت هم باز آثار متنوعی دارد. جمله سبز هم برای آثار... آثار قابل مطالعاتی تاریخی بنویسیم که فرصت نمیکنیم. آنقدر کار خوابیده است.
که را پس کسی یادش نیامد؟ تفسیر مجمع. بنیهاشم پیامبر زیاد دارد. کجا چراغ را روانه کرد که اولین اینطور در ذهن یا اولین کسی است که پیامبر را در وقتی پیامبر به دنیا آمدند، امیرالمؤمنین، نسبتش با پیامبر و اینها. خوب بود آیندهی بدن. هرچند اینجا طیف مقابل، با عباس، عموی پیامبر است، خانواده، پسران و مردان. این خواب را اینجوری تعبیر کرد که انگار مثلاً ریز ریز میکنیم. پیامبر اثر این پیامبر، سنگی که فرستاده، فتح. ترجمه نمیدانم کجاست. این کجا تا کجا رفتید؟ آقا جنگ پیامبر با خلفا و اینها، که باید اینها ترسیدند و اخبار درست نرساندند، تاریخ گوشه کنایه به اینها بوده، در تاریخ آنها حذف کردند. کاروان اسلام فهمیدن دیگر اینها دارند جنگ راه افتاده، میخواهد بیاید بجنگد، اگر عقبنشینی کنیم، خوب ما آمده بودیم تا بالاخره برویم سراغ کاروان تجاری. مشورت میکنند به آقایان آیه تا آخر اساتید میفرمایند: «والله قسم! تمام تاریخ را گشتم، یک جا ندیدم برای اسلام یک الاغ کشته، که بعد از رحلت پیامبر میآیند دختر رسول الله؟ این همه جنگ، یک الاغ از لشکر دشمن نکشتم، بعد میآیند سردمدار یک قیام مردمی میشوند و دختر پیامبر را نیروهای اطلاعاتی درباره پیامبر.» تردیدی هم که داشتند، همین انصار کیا بودند؟ بعد میآید آنجا مطرح میکند. خوب، بعد پیامبر میگوید که: «خوب به نظر شما چیست؟ نظر دیگران چیست؟ ما هرچی شما گفتید، پذیرفتیم. هرچی شما...» پیامبر با انصار اینها پیمان دفاعی فقط بسته است؛ یعنی کلاً امسال ۷۴ نفر نوشته. ۱۷۲ شهدای... با شهید بهشتی رو ساختمانی بیش از ۸۰ تا. یکی از این گروههای اطلاعاتی که میروند کنار یک نفر، داخل آب بخورم. فردا پس فردا این کاروان میآید و خلاصه ما یکی بدهکار.
بعد که اینها میروند، ابوسفیان میآید تو این. ابوسفیان جاهای دیگر هم دارد، خیلی شامه قشنگی داشته در تشخیص. پشکل مربوط به مدینه است، رد پیامبر را شناخت. ابوسفیان میفهمد که اینها هستند. میرود سمت که اینجا بعضیها میگویند ما میرویم و مثلاً طالب پسر ابوطالب و اینها میروند، چند نفر دیگر اینها میروند کجا برویم؟ ۳۱۳ باید مثلاً یک تقدسی برایش قائل باشیم یا نه؟ یار امام زمان. شهید مطهری یک بحثی دارند که ما تقدس عددی نداریم، ولی ظاهراً جور نیست. بعضاً یک تقدسهای ارزانی پیدا میکنند. تقدس ذاتی ندارند، ولی ارزان پیدا میکنند. لذا تو این اذکار و اینها، گاهی تو خود آیات قرآن، ۷:۴۰ و ۱۰ اینها... خلاصه اثر دارد، عدد اثر دارد. لذا مثلاً میگویند هفتاد نفر، یک اسب مثلاً ۱۰ نفر. یک اثری از آن ده که رد میشود، نماز جماعت دیگر ثوابش بیانتهاست. لذا یا مثلاً برخی میگفتند که امام یعنی معصومی که ۷۰ تا یار داشته باشد شهید میشود. ۳۱۳ تا اگر یار باشد، قالب استفاده، زیر ۳۱۳ تا مغلوب است از ۳۱۳ تاست که قابلیت... تو همین سوره مبارکه انفال: «ان یکم منکم عشرون صابرون» چند است؟ پس فردا آیه ۶۶: «زیر ۲۰ تا اگر باشد، چیز نیست، امداد و نصرتی مطلقاً نمیآید.» یعنی اینی که ۲۰ بر ۲۰۰ غالب است، به شرط اینکه از ۲۰ شروع بشود. نگفته ۱۰ بر صد. قالب! مفصل سر کلاس بحث میکردیم. از عدد مفهومگیری میکند و نقدمان هم تقریباً بر علامه وارد شد؛ یعنی استاد پذیرفتند. فکر کردم از علامه دفاع... اینکه برخی چیزها منوط به یک عددی است، منوط به یک تعدادی است و این نصرت دهگانه منوط به ۲۰ تا صابر، «عشرون الصابرون»، صبر هم توش مهم است؛ یعنی اینجا هم عددش مفهوم دارد، هم صبرش مفهوم دارد. با اینکه میگویند وصف و عدد مفهوم ندارد. اینجا هم عدد مفهوم دارد، هم وصف مفهوم دارد. جفتش اینجا مفهوم دارد، چون در مقام تهدید است. تهدید با: «اینقدر باشید»، «اینجور باشید»، «اینجور نصرت میرسانم.» درست شد؟ لذا این عدد ۲۰ و ۳۱۳ و اینها، هرکدام میتواند همین شهادت، چون ماجرایش فرق دارد. شهادت در حین جنگ، اول شهادت، بعد از همه ما، بعد از اینکه در معرکه باشند و این تعداد یار باشند، این از آیات و روایات بر میآید که غلبهای برای اینها نیست و حالا همان ۲۰ بر ۲۰۰ش اینجا حاکم است. هم خود عدد ۱۳ حاکم است. باز ۷۰، باز سایبان ساخته قریش، با عمه پیغمبر هم امام خمینی بودند! اصلاً هیچ فرماندهی چنین اصلاً هیچکس فاصله، بله! «اشتد الباس رسول الله اتقینا به رسول الله» تو نهجالبلاغه خیلی سرخ میشد. خوب، رسول الله. خب، ادامهاش: «هیچ کس از او به دشمن نزدیکتر نبود، ولی ما به او پناه میآوردیم.» تو جنگ تعبیر عرفانی هم دارد. خب، تسلط حکیم-کلاممان به سلامت- مشکلی نداریم. از طرف عربها برمیگردیم، خطر ما را تهدید میکند از طرف دیگری. بعد اگر پیامبر مسلط شد، سخنرانی کرد و برادر سلام خونخواهی برادر. بیا برو بین مردم. تو تواریخ اصلاً کلاً هیچی ذکر نشده. یا برعکس آن که آنها کم دیدند اینها را فرستادند. بنده خدا رفت تو بیابون، یک دوری زد، برگشت. برگشت تحریف تاریخ. جلسه بعد انشاءالله. بزنید به دیوار. پیمان احمقانهای میبندد که من میروم از این چاه اینها آب میخورند. عامل قطع آب که میگوید: «من مسلمانان ایجاد کردند برای خودشان، باید بخورند.» کشته میشوم. پایش را قطع میکنند. جعفر طیار کجا بوده؟ اسمی ازش دیدید؟ چفت و جور کرده. خیلی نکته! و وقتی میآید به جنگ احد، بحثی بکنید ببینید که خود این خیلی جالب است که بعد از این وقتی میآید پیامبر چه استقبالی از جعفر میکنند و اینکه خود نبود جعفر چقدر خلل بوده در لشکر مسلمین. اینها چیزهای جالب. قبل لینک شما اینجا نشستهاید، دستور خدا یا نه تاکتیک جنگی گفته؟ نه از طرف چاه آبی که هست. حالا البته قبلش میگویم باز دوباره یک دشت خیلی بوده که قسمت پایین جایی بوده که دیگر محل اتراق کاروانها و اینها بوده که چاه آب و اینها بوده. پایین یک چاه آبی. مشورت، مشورت، نظرگیری از بقیه در مورد خود جنگ که چیزی نفرمودید امروز. بس است. نفر نمایندههای مثلاً جوان. دوم هجرت، ۲۱جبه، جبهه مقابل میگوید: «ما در شأن نمیبینیم که خب، علی آمد. حالا یک ۲۱ سالی داشت وقتی که جوان بودم، شاخ جنگ را شکستم، بعد شما الان به من میگویید که سیاست جنگی ندارد؟» مظلومیتهای امیرالمؤمنین. جواب دادند. بعد امام علی مقابل ولید قرار گرفته. از این استفاده نمیشود با توجه به این خطبه حضرت که میگویند بوده. خدا خیرتان دهد دوستانی که زحمت کشیدند. تشکر میکنیم. میکشند، هم ازشان تشکر میکنیم بابت اینکه زحمت میکشند. مطالعه خودتان هم لذت تاریخ را ببرید. ایجاد شد یا نه؟ چیزی که همینقدر که آدم بداند برای یک موضوع کجا مراجعه کند، بتواند دستهبندی کند بحثهای تاریخی را، ارائه دهد و کمکم برای سوال پیشبینی گرههای تاریخی در ذهنش بیاید. اینها خیلی... اینها خیلی فلسفه را. اولین باری که من ۲۰ سالم بود که فلسفه شروع کردیم و اول که میرفتم هیچی نمیفهمیدم. یک یکی دو سالی خیس خورد این حرفها در ذهن ما. یک یکی دو سالی که خیس خورد، تازه فهمیدم منظورش چی بود. «وجود تدریج برنمیدارد، ماهیت تدریج برمیدارد.» یعنی چی؟ عرض کنم که گاهی شاید برایتان پیش آمده باشد یک اسمی را در ذهنتان، یک اسم فلانی کی بود چی بود، سه روز بعد یکدفعه یادتان میآید. چرا؟ برای اینکه ذهن ول نمیکند، دائماً محل مراجعه شماست. ما در حوزه متأسفانه یکی از ضعفهای عمده که تاریخ اصلاً محل اعتنا نیست. تاریخ پیامبر را میلیمتری خواند. خیلی حرف است. میلیمتری خواند؛ یعنی یک قدم وایسا، پیامبر صبح تا ظهر، یک روز بنشین فکر کنیم. صبح تا اینها چی بود؟ چرا؟ پیامبر ثانیه به ثانیه پیامبر را تحلیل کرد. همه اسلام اوست دیگر. چیزی غیر از آن تو سوره توبه باز دوباره مباحثی را داریم. این چند تایی که حالا هست تو این سوره انفال و توبه و اینها این بحثها را انشاءالله دوستان داشته باشند، از دست نرود، حیف است. این بخش را هم ادامه بدهم. دوستانی که حالا مطالعه نفرمودهاند و دوستانی که مطالعه فرمودهاند، بخشهایی که مطالعه نکردهاند تکمیل کنند. لابهلای بحث یک وقتهایی اشارهای بهش میشود. الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه چهارم
تفسیر سوره انفال
جلسه پنجم
تفسیر سوره انفال
جلسه ششم
تفسیر سوره انفال
جلسه هفتم
تفسیر سوره انفال
جلسه هشتم
تفسیر سوره انفال
جلسه دهم
تفسیر سوره انفال
جلسه یازدهم
تفسیر سوره انفال
جلسه دوازدهم
تفسیر سوره انفال
جلسه سیزدهم
تفسیر سوره انفال
جلسه چهاردهم
تفسیر سوره انفال
در حال بارگذاری نظرات...