سبک زندگی از منظر المیزان

جلسه اول

00:28:45
55

متن
بسم الله الرحمن الرحیم. برنامه‌ی ما بر این است که ان‌شاءالله این چند دقیقه‌ای که بعد از نماز صبح در خدمت عزیزان هستیم، وقت چندانی را از دوستان نگیریم و بحثمان به‌نحوی نباشد که فرسایشی شود و عملاً «ریزشش بیشتر از رویشش» باشد. در ساعتی که دوستان خسته‌اند و دیگر ان‌شاءالله می‌خواهند برای استراحت بروند. از یک طرف هم «بین الطلوعین» است و حضرت استاد رجایی فرمودند: «دیگر کره اوقات است، بقیه همه دوغ کره.» خلاصه همین ساعت و، حالا ما که خودمان اهل عمل نیستیم، ولی بزرگان می‌گویند که آن ساعت بیدار باشید «ولو شده بت بتراشید.» برخی از بزرگان گفته‌اند: «در بین الطلوعین بت بتراشید، بیدار باشید.» و حتی اگر شبِ قبر هم خوابیدید (از باب اینکه دوستان نیّتی بکنند، نیت خیلی داشته باشند برای نشستن اگر می‌خواهند بنشینند) وقتشان هدر نرود.

موضوعی که حاج آقای صبرآمیز، استاد عزیزمان، مطرح فرمودند، تا قبلش دلالت تصوری بود؛ بعد دیگر با فرمایش ایشان تبدیل به دلالت تصدیقی شد: بحث سبک زندگی از منظر المیزان. خب، بحث‌های المیزان، به تعبیر استاد معظم حضرت آیت‌الله تحریری، «شاید در بین کتبی که دست ما باشد، اشرف از المیزان نداشته باشیم.» فوق تخصصی، فوق تخصصی، فوق تخصصی معارف دین. «صد ریش دریایی»، که کسی باید باشد که خلاصه قرآن چشیده باشد و بفهمد. مرحوم علامه، به‌عنوان یک سالک واصل و انسانی که در قلّه‌ی توحید، همه معارف و حقایق را شهود کرده است، این ره‌آورد سفرش را وقتی می‌آید تحویل می‌دهد، با آن ذوق قرآنی، با آنچه که از قرآن چشیده. و ایشان هیچ بنای اینکه بخواهد از خود چیزی بگوید، (یک تهمتی که گاهی به یافته‌ها و اندیشه‌های علامه طباطبایی می‌زنند که به اسم قرآن عرضه کرده) اتفاقاً یک جاهایی با «سیاق قرآنی» آن‌قدر پیش می‌رود که دست از مبانی علمی که سر جای خودش هست، برمی‌دارد. ما بحث کردیم؛ مثلاً ایشان در مباحث اصولی، در حاشیه کفایه، قائل به این می‌شوند که استعمال لفظ مشترک در اکثر از معنا ممتنع است. ولی در مباحث تفسیری المیزان، با سیاقی که پیش می‌روند، چون سیاق قرآن به سمتی است که نمی‌شود از این قاعده عدول کرد، ایشان در عمل به این قاعده ملتزم می‌شوند. در حالی که مبانی علمی ایشان، این بحث رد شده است. ولی چون بنایش به این است که از حریم قرآن تجاوز نکند؛ خیلی مهم است این تأدّب در برابر قرآن و تعبد در برابر قرآن. خیلی مهم است. المیزان و با سیاق پیش رفتن، خب در حد اعجاز است. یک جاهایی مثل بحث آیه ولایت در سوره مائده؛ ایشان می‌آورد اثبات می‌کند که این آیه در شأن امیرالمؤمنین نازل شده، بدون اینکه حتی یک روایت نقل کند. آخر می‌آورد خود سیاق را حاکم می‌داند و خود سیاق را ایشان کافی می‌داند برای اینکه مطلب را برساند. در هر صورت، حالا نمی‌خواهیم بحث را به این سمت ببریم که روش‌شناسی بکنیم روش المیزان و علامه طباطبایی را.

به نظر می‌رسد یکی از منابع مهم ماست و منابع جدی ماست در مباحث که باید بیشتر عنایت داشته باشیم. رویکرد حوزه و طلبه‌ها باید به این سمت باشد که ان‌شاءالله از المیزان بیشتر استفاده بکنند، جزء متون درسی باشد، رویش کار بشود، تحقیق بشود، بررسی بشود. ماه مبارک رمضان یک فرصت طلایی است برای مباحثه المیزان. بزرگانی مثل مرحوم آیت‌الله سعادت‌پرور، آیت‌الله پهلوانی تهرانی، چون وقتی شاگرد قبول می‌کردند، یکی از خلاصه شروط و قیود این بوده که ایشان باید دوره درسی المیزان ببیند. دوست عزیزشان مرحوم آیت‌الله اسدالله جعفری تهرانی، شاگردانشان درس المیزان را آنجا خلاصه در محضر ایشان می‌خواندند.

خب، مباحثی مثل بحث سبک زندگی از مباحث جذاب امروز ماست. شما می‌بینید یک کتابی مثل «مفاتیح الحیات» چاپ می‌شود، الان نمی‌دانم ۲۰ بار، چقدر چاپ شده این کتاب. بگذریم که حالا نشر ما نشر ضعیف و فِرَشلی است. مایه‌ی خجالت است که مثلاً شما در یک دور چاپ ۵۰۰۰ نسخه چاپ می‌کنی. در برخی کشورها زیر ۵۰۰ هزار تا، ۲۰۰ هزار تا، این‌ها توی چاپ کتاب نیست. حالا ما مثلاً کتابمان صد بار ۵۰۰۰ نسخه چاپ شده، می‌گوییم کتاب پرفروش. در هر صورت با این وضع نشر افتضاح ما و وضعیت مطالعه، سرانه‌ی مطالعه ۲۰ دقیقه بین مردم، این کتاب آن‌قدر فروش برود، خب چیز عجیبی در حد اعجاز است. آن هم از یک عالم تراز اول، نه از یک طلبه‌ای که می‌خواهد بازار را به سمت خودش بکشد. یک کسی در حد و اندازه آیت‌الله جوادی آملی، کسی که مشهور به «ثقل کلام» است. نماز جمعه ایشان، ما تازه آخری که ایشان خداحافظی کردند، تازه فهمیدیم «ذات اقدس اله»، منظور ایشان که رفتند تازه فهمیدیم ایشان چه می‌گفتند. خب با این ثقل کلام و این چیزی که بالاخره بین مردم هست و خیلی شاید انس با ایشان برقرار نمی‌کنند، با این حال کتاب ایشان پرفروش‌ترین کتاب شد؛ کتاب برتر سال. این نشان می‌دهد که مردم تشنه این مباحث و نیاز به آن دارند.

نکته بسیار مهمی را باید اول این جلسه (سلسله مباحث که حالا عرض کردم ان‌شاءالله خیلی مهسار تئوری نمی‌کنیم که ساعتش ساعت بحث علمیه) بگویم. جناب آقای حیدری فسایی، ایشان روزی ۱۱ تا درس می‌دادند. دو تا قبل اذان صبح بود و بعد اذان صبح تا ظهر ممتد ایشان درس می‌گفتند. حالا من دوست دارم با آن طلبه‌هایی که قبل اذان صبح بیدار می‌شوند، من پیداشان می‌کنم، با چه حالی! خود ایشان هم سر درس خارج اصول زیاد می‌گفتند. می‌گفتند که: «دیشب ساعت ۱۲ خوابیدم، ساعت ۲ بیدار شدم، المیزان خواندم.» مدار ایشان داشت. یعنی خدمتتان عرض کنم که یکی از اعجوبه‌های حوزه از عجایب خدا. خدا حفظشان بکند. یک مجتهد جوان و در حد خود بی‌نظیر، از مفاخر شیعه است. به هر حال حالا بحث‌ها را خیلی علمی نمی‌کنیم.

یک نکته بسیار مهم درباره سبک زندگی، یک آفتی است که من می‌بینم در برخی مجامع، بچه‌هایی که کار می‌کنند برای بحث سبک زندگی، بحث حجاب، ظاهرگرایی. ما مبتلا شدیم به این مسئله. یک خورده طبیعت ما هم به سمت ظاهرگرایی هست. در این مباحث سبک زندگی هم یک خورده ظاهرگرایی دارد. رقص سبک زندگی وقتی مطرح می‌شود، اولاً سبک زندگی دامنه‌ی بحث تمدن اسلامی است. سبک زندگی موضوعیت سبک زندگی طریقیت دارد. طریقیت هم به کدام سمت است؟ به سمت تمدن اسلامی. پس ما سبک زندگی را جدای از تحقق حاکمیت نباید ببینیم. ما سبک زندگی را می‌خواهیم برای بسط حاکمیت دینی. این‌جوری نیستش که ما حاکمیت داشته باشیم و نداشته باشیم. سبک زندگی موضوعیت دارد. شما در جامعه لاییک باشی، در جامعه‌ای که شاه محمدرضا پهلوی حاکمش باشد یا امام خمینی، فرقی نمی‌کند. سبک زندگی بماهو سبک زندگی معیار ما برای جامعه ولایی است. سبک زندگی را می‌خواهیم. سبک زندگی فقط در جامعه ولایی مطرح می‌شود. لذا اینکه خیلی از علمای ما سابق بر این توی این حیطه نبودند، توی این دوره نبودند، این مباحث در دوره ولایت حقه مطرح می‌شود.

حاکمیت است که سبک زندگی را شکل می‌دهد. شما وقتی قوانینتان به دست فقیه نباشد، چه شکلی می‌خواهید متن سبک زندگی را دست بگیرید؟ در زندگی مردم تاثیر داشته باشد؟ یک کسی مثل محقق کرکی پیدا می‌شود. به قول فقها بهش می‌گویند «محقق ثانی». در مکاسب یک دعوایی همیشه مرحوم شیخ با محقق ثانی داریم. محقق ثانی خیلی سریع‌الاجماع است، زود ادعای اجماع می‌کند. شیخ هم که خیلی بطیء‌الاجماع است، خیلی سخت تن می‌دهد به اجماع. همیشه دعوا دارد با کرکی. از معدود کسانی بودند که در دوره خودشان این موقعیت را پیدا کردند که فقیه را با همان تعریفی که ما داریم، ایشان پیاده بکند و. مباحث حوزه تمدنیِ دوره ایشان، یک دوره‌ای است که قابل مطالعه است. دوره ویژه‌ای است. ایشان وقتی ولایت را دست می‌گیرند، نوع ساختار خانه‌ها، تمدن شهری، شهرسازی، خانه‌سازی عوض می‌شود. مثلاً اینکه خانه مسلمان‌ها رو به قبله باشد، شهرک‌سازی و شهرسازی رو به قبله باشد، از آن دوره شروع می‌شود. تا قبلش «و اجعلوا بیوتکمَا قبله» که در روایت دارد که منظور ظاهر آیه، به موسی و هارون است. منظور امیرالمؤمنین و پیغمبر اکرم است. این دو تا را قبله قرار بدهید، بیوت را به سمت این‌ها بسازید. حالا چه می‌شود که تفسیر می‌شود؟ حاکمیت نداشته باشی. عربستان سعودی بروید، پول می‌دهند به یک مهندس صهیونیست انگلیسی. که پیش آمد این ساختار راه‌هایی که می‌خورد به رمی جمرات، این‌ها را مهندس انگلیسی آمده ساخته. کافری که ما می‌گوییم از محدوده حرم نباید رد بشود. فقها فتوا داده‌اند اگر کافر سوار هواپیماست، هواپیما دارد از محدوده حرم رد می‌شود، حرام است این کافر از این بالا رد بشود. غیرمحرم هم نباید رد بشود احکام احرام از محدوده حرم. حالا حرم را داده‌اند انگلیس‌ها دارند می‌سازند. هتل‌های عربستان، هتل‌های مکه را می‌بینید، یک دانه از این هتل‌ها دستشویی‌اش به سمت جهت قبله‌ای که برای رعایت بشود، نیست. همه رو به کعبه است. با فاصله ۵۰ متری، ۱۰۰ متری کعبه. رو به کعبه ملت، حجاج عزیز می‌روند سر تراشیده و قربانی کرده می‌آیند. اینجا تخلیه بکند، رو به کعبه می‌نشیند کارش را انجام بدهد. شما وقتی حاکمیتت به دست طاغوت است، متن زندگیت از آن طاغوت درمی‌آید. هر چقدر هم که مقید بشوی، متعبد بشوی.

ما سبک زندگی را در چه لایه‌ای می‌خواهیم؟ با چه هویتی می‌خواهیم؟ با هویت حاکمیت می‌خواهیم. یعنی ته این سبک زندگی باید حاکمیت را تقویت بکند. آن هم که سبک زندگی را اداره می‌کند و مدیریت می‌کند، حاکمیت است. در این شک نیست. حاکمیت اگر دست طاغوت باشد، سبک زندگی را نمی‌شود اصلاح کرد. خانه‌سازی می‌خواهید بکنید، جزو قوانین این نباشد که این نباید رو به قبله باشد یا پشت به قبله. در بعضی از شهرهای ما، در همین استان، استان‌های شمالی، شهرسازی‌ها (حالا نمی‌گویم مثلاً کدام شهر است، مثلاً گنبد کاووس یک جای دیگر است، دیگر نمی‌گویم) بعضی شهرها می‌روید، مهندسی این شهر، ساختار شهر انگلیسی بود. حالا شما خودتان را بکشید توی این محوطه و توی این محیطی که طاغوت ساخته. «لا اتقو علی الکفر»؟ می‌خواهیم اینجا محیط، محیطی باشد که ازش مال کجاست؟ آنجایی که رجالی ساختند، که این‌ها شالوده خودشان، شاکله خودشان تقوا بوده. با آن شاکله و شالوده خودشان مسجد بنا کرده. این محیط آن وقت تویش می‌شود محیط طهارت. هر کی بیاید کسب طهارت می‌کند. ولی آنی که «تفریقا بین المؤمنین و ارش لمن حارب الله و رسوله»، مسجد ضرار وقتی با این نیت، با این شاکله ساخته شده، با این شالوده ساخته شده، مسجد است؛ ولی پیغمبر می‌آید خراب می‌کند، می‌شود مزبله‌ی مدینه، می‌گوید آشغال‌ها را ببرید آنجا. آقا مسجد! ما اگر بعضی از حزب‌اللهی‌های ما از این پیرمردهای قرآن‌خوان ما رمضان بودند آنجا، به سلابی می‌بستند. اصحاب پیغمبر مسجد را می‌آید خراب می‌کند، می‌کند زباله‌دان.

وقتی ظاهرگرایی می‌شود، شما دیگر معیارت می‌شود همین ظواهر. این مسجد، این ۱۰ نفرند اینجا. فقط سینه‌زنی. اینجا فقط یک قرآنی دور هم جمع بشویم بخوانیم. در بحث سبک زندگی، یکی از مشکلاتی که ما بهش مبتلاییم بحث ظاهرگرایی است. بعضی وقت‌ها آدم می‌بیند یک کسانی دارند برای سبک زندگی کار می‌کنند که خودشان تهی‌اند از این حقایق. فقط لذت می‌برد از اینکه یک سری مناسکی دارد بین مردم عمل می‌شود که مناسک خودش باکلاس است، یک جذابیتی دارد. لایک‌ترین و بی‌دین‌ترین آدم‌ها هم یک سری مناسک دارند برای اینکه کلاسشان حفظ بشود. یک سری چیزها؛ این‌ها فرمشان است، قالبشان است. یک سری کارها را من دیدم، طرف نماز نمی‌خواند، به هیچی اعتقاد ندارد. یک سری چیزها فرمش است. در مورد حیوانات یک برخورد خاصی دارد. توی بهداشت شخصی‌اش یک آداب خاصی دارد. در معاشرتش با مردم آداب خاصی دارد. حتی در تعبدیاتش هیچ کدام از این‌هایی که قرآن و دین گفته انجام نمی‌دهد. نه روزه می‌گیرد، یک زنجیر «الله» انداخته گردنش، یک دستبند «آیةالکرسی» انداخته. این می‌گوید این دین من این است. یک آدم بی‌دین که نمی‌شود. آقا تو نه نماز می‌خوانی. برای به کلاسی، یک فرمی، فرم خودش یک کلاسی است. مخصوصاً بین جوان‌ها وقتی که رویکرد تحزب پیدا می‌کند. لذا شما ببینید این گروهک‌هایی که می‌آیند شیطان‌پرستی و این‌ها را راه می‌اندازند، اولین کاری که می‌کنند یک سری مناسک ظاهری درمی‌آورند. همه باید یک گردنبند بیندازند. همه یک نوع تی‌شرت بپوشند. همه یک عدد دارند. همه موسیقی گوش می‌دهند. همه در ظاهر باید یک گوشواره به یک گوش بیندازند. انگشتر انگشت وسط بیندازند.

قوم لوط هم این است که در روایات ما آن‌قدر سفارش شده به اینکه شما فاصله بگیرید از این ملابس «أعداءَ لاتلبسوا ملابس أعدائی». لباس دشمنان من را نپوشید. این تحزب می‌برد به سمت اینکه اعتقاد آنها را نمی‌خواهم بگویم، بلکه بگیرد، جذاب است. شما کم کم هویت خودت را در این می‌بینی که من عضو این گروهم، عضو این گروهک هستم. موسیقی جذاب است، نمی‌دانی که این موسیقی مال کدام گروه است. آدامس جویدن از جذابیت‌های حزبی قوم لوط بوده. پیراهن تو شلوار کردن از جذابیت‌های حزبی قوم لوط بوده. این‌ها نماد است. انگشتر در انگشت وسط کردن و سوت زدن. سوت و انگشتر در انگشت وسط. فوتبال و آدامس و پیراهن در شلوار از جذابیت‌های بدن. لباس‌های تنگی می‌پوشند که جذابیت‌های بدن مشخص بشود، برجستگی‌ها. این‌ها را لذا شما قصد و غرضی نداری ولی کسی این جوری لباس بپوشد یا حتی در مورد افعال دارند می‌فرمایند. کسی عمل لِواط را انجام داده باشد، خیلی این‌ها روایات عجیبی است که در آیات قرآن مؤید است. شما کسی یک بار عمل لواط را انجام بدهد، این از نشانه‌هایش این است که سه روز در قبرش جنازه‌اش بیشتر نمی‌ماند. امیرالمؤمنین گفت: «آقا من غلام این بابام، این با من یک همچین کاری کرده. من ازش نمی‌گذرم. دفن‌اش کرده بودم. دفن‌اش که کردم. سه روز بعد آمدند قبر شکافتند. جنازه در قبر راست گفتی. علامت کسی که این عمل را انجام بدهد، لوطی است.» «لوطی» اصطلاح روایات؛ یعنی کسی که لِواط بکند. ما آدم‌های خوش‌مصرف می‌گوییم لوطی ولی در روایات، خلافکاری که این عمل را انجام می‌دهد. می‌گوید نشانه لوطی این است که جنازه‌اش سه روز در قبر می‌ماند. بعد از سه روز جنازه ملحق می‌شود به اصحاب لوط. قوم لوط. حشر جسمانی‌اش هم در قیامت با این‌هاست. حشر روحانی‌اش هم با این‌هاست. مآبش هم با این‌هاست. مرجعش هم با این‌هاست. معالجه‌اش هم از این‌هاست. وجودش از این‌هاست. بابا یک عمل انجام داده، هیچ قصد و غرضی نداشته. آدم‌ها با اعمالند که شبیه هم می‌شوند. لذا اولی که حضرت آدم به حوا خطاب می‌کند: «از این درخت نخورید»، می‌گوید: «فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِین.» شما ظلم می‌کنی. می‌گوید از ظالمین می‌شوید. یعنی آدم‌ها با افعال گروه‌بندی می‌شوند. جزء یک حزب می‌شوند. بعد حشرشان، حساب و کتاب با صفات. اهل صفات رزقی دارند. اهل صفات خاصی دارند. بحث مفصلی است. خدای متعال این‌ها را جدا می‌کند، تفکیک می‌کند. اینکه ابواب جهنم و ابواب بهشت به صفات بستگی دارد. باب الزاهدین، باب الساجدین، باب الظالمین، باب.. این‌ها مهم است. آدم گاهی یک وقت یک کاری می‌کند بدون اینکه بدون توجهی داشته باشد. این مال این است که از بحث خودمان فاصله نگیریم. وقتمان هم دیگر فکر کنم رو به اتمام است. می‌خواستم از المیزان بخوانم که دیگر برای امروز فرصت نیست.

یکی از مشکلات در بحث سبک زندگی گاهی این است که ما اسیر این ظواهر می‌شویم. ظواهر برای ما موضوعیت پیدا می‌کند، جذابیت پیدا می‌کند. همین قدر که یک طایفه‌ای، یک گروهی، یک منسکی، یک چیزی از مناسک ظاهریه، یا به قول حضرت امام در «۴۰ حدیث» قالبی است. با این واژه‌ها کار داریم. یک چیزی از مناسک قالبی را انجام می‌دهند، همین برای ما جذاب است، همین خوب است، همین موضوعیت دارد. مسواک بزنند، بسمان است. دیگر به هم سلام بکنند ملت. خب حالا دیگر مهم هم نیست که مثلاً توی جامعه کافر هم می‌شود این اتفاق بیفتد. در جامعه کافر بهتر از ما این اتفاق می‌افتد. شما مناسک ظاهری داری، بهداشت فردی، بهداشت اجتماعی. زورت را می‌زنی برای اینکه این را جا بیندازی؟ یک چیزی مثل مسواک مثلاً انداختن. بهتر جا انداختن. فرق ما با آن‌ها چیست؟ تهش چی می‌خواهد گیرمان بیاید؟

نکته بسیار مهم که سرفصل بحثمان است این است: مرحوم علامه خب در دوره ایشان بحث سبک زندگی با قالبی که الان هست مطرح نبود ولی خب امهات مباحث در کلام ایشان هست. ایشان می‌فرماید که همه این مناسک ظاهری کارکردش در ارتباط با ایمان است. آنی که محور است، آنی که لب است، آنی که اصل است، ایمان است. خدا به ما هو عمل کاری ندارد. عمل را اگر کار دارد، به خاطر رابطه‌اش با ایمان است. مناسک ظاهری را اگر کار دارد، به خاطر ارتباطش با ایمان است وگرنه این مناسک ظاهری اگر آن ایمان نباشد، آن تسلیم نباشد، آن تعبد نباشد، همان می‌شود که حضرت صادق علیه السلام به ابوبصیر فرمود: «ما أَکْثَرُ الْحَجِیجِ وَ أَقَلُّ الضَّجِیج.» آقا چقدر حاجی زیاد است، ضجه کم است. بصیر گفتند دیگر. در کتب رجالی وسیله اصلی است، که نابینا بوده. اسدی می‌خواهی ببینی دست کشیدن جلو چشمش، چشم ظاهر باز شد، چشم باطن هم باز شد. غیر از دو نفر وحوش دارد طواف می‌کنند دور کعبه. «ما أکثر ضجیج... بغل حاجی». آیت‌الله جوادی آملی آن‌هایی که امام زمانشان را تنها گذاشتند، امام زمانشان تنها شیعه خالص بود ناصر اهل بیت. خب این‌ها معلوم است که چهره ای دارند. در روایت هم دارد، فرمود: «اگر پرده‌ها کنار برود، از صدای این لبیک لبیک گفتن‌های ما، لبیک لبیک گفتن‌های مخالفین ما، شما صدای اره خران را می‌شنیدید.» در ظاهر «لبیک اللهم لبیک» می‌گویند. در میان جمعیت یک شوری هم دارند طواف می‌کنند ولی که صدای این‌ها «عندالله انکر من أصوات الحمیر». از صدای خران. خب این مناسک ظاهری وقتی آن حقیقت باطنی را نداشته باشد، تو سبک زندگی، در ظواهر مشکلی نیست، گیری نیست ولی مفت نمی‌ارزد، به ارزنی. پس آنی که اصل کار است و باید رویش بحث کرد ایمان و سبک زندگی مبتنی بر ایمان، جوشیده از ایمان، سبک زندگی که مقوی و مؤید ایمان باشد در واقع.

نکته آخر، آنی که ملاک این است که ایمان بیاید سرایت بکند توی زندگی. یک تعبیر لطیفی علامه طباطبایی در المیزان دارند: «هنر مؤمن این است که ایمانش را در تمام ابعاد زندگی‌اش سرایت دهد.» ما ایمان داریم. مشکل کجاست؟ مشکل این نیست که توی سری مناسک ظاهری اهل این‌ها نیستیم. بعد بیاییم بگوییم آقا آن وریا نظمشان بهتر از ماست، بهداشتشان بهتر از ماست، نظام اقتصادی‌شان بهتر از ماست. وقتی شما ظاهرگرا می‌شوید بنا به نظم است. نظم موضوعیت دارد. خب آن که نظم بهتر دارد، نظم موضوعیت ندارد. نظم مبتنی بر ایمان موضوعیت دارد. ما ضعفمان کجاست؟ ضعفمان در این نیست که نظم نداریم. ضعفمان در این است که ایمانمان توی ساختارهای اجتماعی‌مان هنوز رسوخ پیدا نکرده که بخواهد به ما نظم بدهد. تقوا وقتی بیاید توی ساختار اجتماعی، توی ساختار اداری، توی ساختار تشکیلاتی می‌شود نظم. وقتی که نظم نداریم، باید پی به چی خودمان ببریم؟ آیا دلالت انّی دارد به چی؟ به کمبود ایمان، به ضعف ایمان. لذا اینجاها باید چکار کرد؟ ما چکار می‌کنیم؟ جریمه درست می‌کنیم. نظام تشویق و تنبیه درست می‌کنیم برای اینکه این را متعبد بکنیم به این منسک ظاهری. می‌گوییم: «اگر تو خلاف بکنی می‌زنم تا رام بشود.» کار فرهنگی کرد. یعنی باید چکار کرد؟ باید برگشت ایمان را. هر وقت توی کلمات حضرت آقا شما دیدید که ایشان می‌فرماید که کار فرهنگی بکنید، کار فرهنگی در کلام ایشان معادل تقویت ایمان است. یعنی باید برگشت ایمان‌ها را قوی کرد. همه ضعف و مشکلات و مصیبت‌های مملکت ما و کلاً هر جامعه اسلامی در ضعف ایمان است. سبک زندگی باید از دل ایمان بجوشد وگرنه سبک زندگی به درد نمی‌خورد.

در مورد این ان‌شاءالله در جلسات بعد بیشتر صحبت خواهیم کرد. خدایا توفیق عمل به ما عطا کن.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات سبک زندگی از منظر المیزان