گام دوم تا ظهور

جلسه دوم

00:40:56
52

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد. والفعله الطیبین الطاهرین و لعنت‌الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
ربِّ اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

نکته‌ای که توجه به آن خیلی مهم است و معمولاً از آن غفلت می‌شود، نوع نسبت ما با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. نحوه ارتباط در این نوع نسبت فهمیده می‌شود. تصور معمول ما این است که یک امام زمان داریم در آسمان و ما هم در قعر زمین، ربطی هم بین ماها نیست، دیگر! یک کسی اعلا درجات با فرت دیگر؛ حالا فقط یک محبتی، یک عنایتی، چیزی به ما بکند. احساس می‌کنیم که مثلاً حضرت یکی هستند و ما یکی دیگر، کاملاً مجزا از هم و کاملاً بی‌ربط. درحالی‌که نسبت ما با امام زمان (علیه السلام) این‌گونه است: نسبت قله و دامن است، نسبت قله و دامن است. نه نسبت زمین و آسمان که از هم جداست. متصلِ متصل به هم است. این اگر خوب فهمیده شود، خیلی نکات از توِ این درمی‌آید و خیلی مسائل حل می‌شود.

ساده و راحت و روان بگویم، امام زمان یک حقیقت صددرصدی هستند که ما باید خودمان را به این صددرصد نزدیک بکنیم. هرچقدر نزدیک بشویم، این سهم‌مان می‌رود بالا، این درصدش می‌رود بالا؛ یکی ممکن است پنج درصد باشد، یکی ده درصد باشد، یکی هشتاد درصد باشد. مهم این است که هر مقداری باشیم، همان مقدار "امام زمانی" هستیم. ببینید، این نکته مهم است: «ما ده درصد امام زمانی»، یعنی چه ده درصد امام زمانی؟

ببین، امام زمان انسان کامل است، انسان کامل همه حقیقت انسانیت است. الان شما مثلاً می‌گویید آقا خورشید نورِ صد است. بعد می‌آیی این لامپ و مهتابی و این‌ها را با خورشید قیاس می‌کنی، می‌خواهم بگویم حالا نزدیک بشود، ها! بعد می‌گویی که این خورشید که حالا مثلاً عیارِ معیار است، این مثلاً یک‌هزارم خورشید است، بر فرض می‌گویم یک‌میلیاردم خورشید است. درصد بهش می‌دهی. در قیاس با خورشید سهم پیدا می‌کند. او می‌شود معیار، او می‌شود تراز. در روایت داریم اهل‌بیت ترازند، ترازوی روز قیامت. "خدا با این‌ها".

روزی یک دانشجویی آمد. بعد از درس، بعد از کلاس سؤال کرد: "آقا از یکی هم نقل کرد، نمی‌دانم از کیه، که گارد نقل کرد یا کس دیگری، گفت که یکی از این‌ها، حالا الان دقیق باز خاطرم نیست، گفته که ما هرکدام موقع مرگمان، آن حقیقتی که می‌توانستیم باشیم را خواهیم دید. نظر شما چیست؟" گفتم: "حرفش درست است." گفت: "واقعاً؟" گفتم: "آره. یعنی چه؟ یعنی همه ما آنی که می‌توانستیم باشیم را می‌بینیم؟" بله.
"چطور؟" گفتم: "برای اینکه امیرالمؤمنین را می‌بینیم. موقع مرگ امیرالمؤمنین. عکسی که مثلاً این‌ور و آن‌ور هر کدام یک چهره‌ای بود. آن‌وقت مثلاً می‌فهمی آقا چه شکلی است، عکس رو..." بالاخره موقع مردن، عکس صورت یعنی چشم و دهن و ابرو منظور نیست. حقیقت امیرالمؤمنین موقع مرگ دیده می‌شود. این صحبت‌ها یک‌کمی شاید اولش یک‌کمی خیلی حرف‌ها درمی‌آید. یک‌کمی حوصله کنید، چرا که مطلب حل می‌شود، ذهن‌ها قوی و همه باهوشید، سریع منتقل می‌شوید.

می‌خواهم بگویم موقع مرگ امیرالمؤمنین را می‌بینیم. امیرالمؤمنین حقیقت انسانیت است. حقیقت انسانیت. روز قیامت هم با امیرالمؤمنین قیاس می‌کنند دیگر. میزانِ اعمال، ترازو. امیرالمؤمنین ترازو. یعنی چه؟ مغازه و قصابی و این‌ها ترازو. یعنی یک چیزی که عیار است. تراز همین است دیگر. الان شما می‌گویی: "آقا مثلاً کیلوبایت، مگابایت، ترابایت." از اینجا شروع می‌شود تا سی چهل تا عنوان دیگر بعدش دارد، همین‌جور می‌رود بالا. این‌ها همه یک مقیاسی دارد. در قیاس با یک چیزی دارد سنجیده می‌شود، بهش رتبه می‌دهند. نقطه آخرش چیست؟ آخریش پیکو. حالا نگاه بکنی هستی، اینترنت، اصطلاحاتش را نوشته. آن دیگر می‌شود نقطه شاخص. یعنی ته تهش، غول مرحله آخرش این است دیگر. از این رد نمی‌شود. آخر این است. همه را با این... آن کیلوبایتی هم که می‌گویند، در قیاس با آن نقطه آخر است، دارند بهش می‌گویند کیلوبایت. مگابایتی هم در قیاس با این دارند بهش می‌گویند مگابایت. گیگابایت در قیاس با این دارند می‌گویند. ترابایت در قیاس با این دارند می‌گویند. می‌رود بالا. یک نقطه‌ای که آن دیگر نقطه صد است، آن دیگر تکمیل است. اصلاً خودش شاخص است. عدد صد دیگر. تو صددرصد که می‌گوییم دیگر، نقطه صددرصد. درست است ما بعد از عدد صد عدد داریم ولی صد در صددرصد که حساب می‌کنی، دیگر آن نقطه آخرش صد است دیگر. دیگر خود آن نقطه، نقطه تراز است، شاقول است، باهاش قیاس می‌کنند. امیرالمؤمنین آن نقطه است، اهل‌بیت آن نقطه.

بیشتر ببینید. منظور از ترازو خود آن کفه و این‌ها نیست. منظور آن ابزار محکّه میزان است، یعنی ابزار وزن. "وزن ظرفیت داشتیم یا نداشتیم؟" بحث سر این است که این ظرفیت چقدر فعال کردیم. آن نقطه بالاتر، ماهی اولیه را داشته، یک ماهی دیگری داشته. حالا برای اینکه سؤال‌تان هم جواب بگیرد: مسابقه‌های دو را دیده‌اید؟ هرکسی از یک نقطه‌ای شروع می‌کند. همه سر یک نقطه نیستند. نقطه پایانی همه یکی است. قیاس می‌کنند، می‌گویند: "این چقدر راه دارد، آن چقدر راه دارد. این جلوتر وایساده، این عقب‌تر وای
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط