متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما آقای امینیخواه. خیلی خوش آمدید. پیشاپیش ولادت امام حسن مجتبی علیهالسلام را بهتون تبریک میگویم.
بسمالله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. انشاءالله که عید جمعه هم عید میلاد آقا کریم اهل بیت، امام مجتبی، بر همه ما مبارک باشد. خیلی ممنون و متشکرم از حضورتان در برنامه امروز هم.
آن عبارتی که دربارهاش صحبت خواهیم کرد «خیر منهم» است؛ بسیار عالی. این واژه را اگر بخواهم به زبان امروزی ترجمه بکنم، واژه معمول با همزه، واژه معمول به معنای توقع میرود. «الخیر من معمول» یعنی از اینها توقع میرود خیر است. از اینها جز خوبی نمیتوان توقع داشت. یکی این است که وقتی بدی میکند، از اینها توقع ندارد که اینها در ازای بدی، بدی را با بدی جواب بدهند.
خادم امام سجاد علیهالسلام، خدمتگزار حضرت، حضرت صدایش کردند، چند بار؛ یک بار، دو بار، سه بار، هرچه صدا کردند جواب نداد. آخر گوشه در حمام آفتاب گرفته بود. بعد حضرت گفتند: «آقا جان، مگر نمیشنوید؟» گفت: «چرا.» حضرت فرمود: «این همه صدا کردم، چرا جواب نمیدهی؟» گفت: «من میشناسم شما را. شما کسی نیستید اگر ما جوابتان را ندادیم، با ما پرخاشگری کنید، با ما بد برخورد کنید.» و حضرت خیلی خوشحال شدند، سجده شکر کردند: «خدایا! ممنونم که علی را قرار دادی که بندگان تو از او توقع خیر دارند، یعنی توقع ندارند که...»
اگر آقای امام مجتبی که امشب شب میلاد آقا، حمر بن اسحاق میگوید که من در این عالم کسی را ندیدم که آنقدر عاشقش بشوم برای اینکه حرف بزند؛ همهشان را دوست داشتم حرف نزنند. امام حسن... بعد در مورد خوبیهای امام مجتبی، من یک کلمه... «ما سمعت منه کلمة فحش»؛ هیچوقت که حرف زشتی از حضرت... تندترین حرفی که در عمرم از امام مجتبی شنیدم این بود که یک وقت بین امام حسن و عمر بن عثمان در مورد یک زمینی اختلاف شد. عمر بن عثمان میگفت مال من است. امام حسین آمدند... امام حسن خب، طریقه قانونی به قول امروزیها اقدام کرده بودند و تندترین حرفی که از امام حسن در زندگیام شنیدم این بود.
این توقعاتی میرود. اگر مثلاً یک کسی پشت خانه ما، مثلاً ماشین خود را پارک کند کار بدی کرده، ولی ما چه برخوردی میکنیم؟ این پنچر کردن، خودش حقالناس است. با چه حقی ماشین مردم را پنچر کنیم؟ تذکر بدهیم، شماره بگذاریم، عذرخواهی بکنیم. به هر حال از ما باید توقع خیر برود.
یک وقت دیگر هم که توقع خیر برود، آن وقتی است که دارم یک تعدادی کار... آن وقت هم از ما توقع خیر میرود. خیلی باشکوه است. این رزمایش هم به مستضعفین... اینها خب این سالها، امسال سالی بود که ما هیچکدام شاید نتوانستیم افطاری بدهیم. ثواب بزرگ محرومین... یک کار خیلی خوبی که میشود کرد، همین مشارکت در این بستههایی است که دارند تهیه میکنند این شبها. این هم کاری است که از ما توقع میرود.
ابن عباس میگوید که من با امام حسن مجتبی در مسجدالحرام بودم. حضرت معتکف بودند. بعد داشتم طواف میکردم. دور کعبه یک آقایی آمد. گفت: «یا رسول الله! آقا، من یک بدهی دارم، نمیتوانم ادا کنم.» و گفتش که من امروز که صبح کردم هیچی نداشتم؛ مهلت بگیرید بر برای اینکه حبس نکند، به حبس نیندازد.
ابن عباس میگوید: دیدم امام حسن طواف را قطع کردند، همراه این آقا راه افتادند. گفتم: «حالا طواف به کنار، آقا معتکف بودید! یادتان رفته؟ شما معتکفید!» حضرت فرمودند: «نه، ولی از پدرم امیرالمؤمنین شنیدم، ایشان از پیغمبر فرمود: هر کس حاجت برآورده کند، مثل کسی است که ۹۰۰۰ سال عبادت، روزهایش را روزه بوده، شبهایش هم تا صبح به عبادت بلند شده است.» این اثر برآورده کردن یک حاجت است.
خب، اینها در این گرفتاریها، مردم چقدر از ما امید خیر دارند، شاید هم توقع خیر. بسیار ممنون و متشکرم از شما امینی. برای ما خیلی دعا کنید در این شب میلاد آقا امام حسن. محتاج دعای همه عزیزان هستیم. ارادتمندیم. خداحافظ.
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما آقای امینیخواه. خیلی خوش آمدید. پیشاپیش ولادت امام حسن مجتبی علیهالسلام را بهتون تبریک میگویم.
بسمالله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. انشاءالله که عید جمعه هم عید میلاد آقا کریم اهل بیت، امام مجتبی، بر همه ما مبارک باشد. خیلی ممنون و متشکرم از حضورتان در برنامه امروز هم.
آن عبارتی که دربارهاش صحبت خواهیم کرد «خیر منهم» است؛ بسیار عالی. این واژه را اگر بخواهم به زبان امروزی ترجمه بکنم، واژه معمول با همزه، واژه معمول به معنای توقع میرود. «الخیر من معمول» یعنی از اینها توقع میرود خیر است. از اینها جز خوبی نمیتوان توقع داشت. یکی این است که وقتی بدی میکند، از اینها توقع ندارد که اینها در ازای بدی، بدی را با بدی جواب بدهند.
خادم امام سجاد علیهالسلام، خدمتگزار حضرت، حضرت صدایش کردند، چند بار؛ یک بار، دو بار، سه بار، هرچه صدا کردند جواب نداد. آخر گوشه در حمام آفتاب گرفته بود. بعد حضرت گفتند: «آقا جان، مگر نمیشنوید؟» گفت: «چرا.» حضرت فرمود: «این همه صدا کردم، چرا جواب نمیدهی؟» گفت: «من میشناسم شما را. شما کسی نیستید اگر ما جوابتان را ندادیم، با ما پرخاشگری کنید، با ما بد برخورد کنید.» و حضرت خیلی خوشحال شدند، سجده شکر کردند: «خدایا! ممنونم که علی را قرار دادی که بندگان تو از او توقع خیر دارند، یعنی توقع ندارند که...»
اگر آقای امام مجتبی که امشب شب میلاد آقا، حمر بن اسحاق میگوید که من در این عالم کسی را ندیدم که آنقدر عاشقش بشوم برای اینکه حرف بزند؛ همهشان را دوست داشتم حرف نزنند. امام حسن... بعد در مورد خوبیهای امام مجتبی، من یک کلمه... «ما سمعت منه کلمة فحش»؛ هیچوقت که حرف زشتی از حضرت... تندترین حرفی که در عمرم از امام مجتبی شنیدم این بود که یک وقت بین امام حسن و عمر بن عثمان در مورد یک زمینی اختلاف شد. عمر بن عثمان میگفت مال من است. امام حسین آمدند... امام حسن خب، طریقه قانونی به قول امروزیها اقدام کرده بودند و تندترین حرفی که از امام حسن در زندگیام شنیدم این بود.
این توقعاتی میرود. اگر مثلاً یک کسی پشت خانه ما، مثلاً ماشین خود را پارک کند کار بدی کرده، ولی ما چه برخوردی میکنیم؟ این پنچر کردن، خودش حقالناس است. با چه حقی ماشین مردم را پنچر کنیم؟ تذکر بدهیم، شماره بگذاریم، عذرخواهی بکنیم. به هر حال از ما باید توقع خیر برود.
یک وقت دیگر هم که توقع خیر برود، آن وقتی است که دارم یک تعدادی کار... آن وقت هم از ما توقع خیر میرود. خیلی باشکوه است. این رزمایش هم به مستضعفین... اینها خب این سالها، امسال سالی بود که ما هیچکدام شاید نتوانستیم افطاری بدهیم. ثواب بزرگ محرومین... یک کار خیلی خوبی که میشود کرد، همین مشارکت در این بستههایی است که دارند تهیه میکنند این شبها. این هم کاری است که از ما توقع میرود.
ابن عباس میگوید که من با امام حسن مجتبی در مسجدالحرام بودم. حضرت معتکف بودند. بعد داشتم طواف میکردم. دور کعبه یک آقایی آمد. گفت: «یا رسول الله! آقا، من یک بدهی دارم، نمیتوانم ادا کنم.» و گفتش که من امروز که صبح کردم هیچی نداشتم؛ مهلت بگیرید بر برای اینکه حبس نکند، به حبس نیندازد.
ابن عباس میگوید: دیدم امام حسن طواف را قطع کردند، همراه این آقا راه افتادند. گفتم: «حالا طواف به کنار، آقا معتکف بودید! یادتان رفته؟ شما معتکفید!» حضرت فرمودند: «نه، ولی از پدرم امیرالمؤمنین شنیدم، ایشان از پیغمبر فرمود: هر کس حاجت برآورده کند، مثل کسی است که ۹۰۰۰ سال عبادت، روزهایش را روزه بوده، شبهایش هم تا صبح به عبادت بلند شده است.» این اثر برآورده کردن یک حاجت است.
خب، اینها در این گرفتاریها، مردم چقدر از ما امید خیر دارند، شاید هم توقع خیر. بسیار ممنون و متشکرم از شما امینی. برای ما خیلی دعا کنید در این شب میلاد آقا امام حسن. محتاج دعای همه عزیزان هستیم. ارادتمندیم. خداحافظ.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه نهم : شر نرساندن به دیگران
مروری بر خطبه متقین
جلسه دهم : صبر و شکیبایی
مروری بر خطبه متقین
جلسه یازدهم : قوی بودن در دین
مروری بر خطبه متقین
جلسه دوازدهم : ترس از تعریف
مروری بر خطبه متقین
جلسه سیزدهم : کوچک شمردن اعمال خود و راضی نبودن از آن
مروری بر خطبه متقین
جلسه پانزدهم : خُلق کریمانه
مروری بر خطبه متقین
جلسه شانزدهم : دیگران از او در راحتیاند، اما خودش خیر!
مروری بر خطبه متقین
جلسه هفدهم : گرفتار طمع نیستند
مروری بر خطبه متقین
جلسه هجدهم : خشوع در عبادت
مروری بر خطبه متقین
جلسه نوزدهم : برخورد آرام با مخالف خود
مروری بر خطبه متقین
در حال بارگذاری نظرات...