جلسه اول : ضرورت وجود شیطان در عالم
این مجموعه ۱۷جلسهای از جایگاه شیطان در «هندسه خلقت» و مسئله اختیار انسان آغاز میشود و سپس سازوکارهای وسوسه را در سطح فردی و جمعی دنبال میکند. جلسات نشان میدهند شیطان در این نگاه اجبار نمیکند، بلکه زمینه، پیشنهاد، غفلت، تفرقه و تعلقات انسان را به کار میگیرد. بحث در ادامه به ساختارهای تشکیلاتی، اختلاف میان مؤمنان، شیوههای نفوذ و مدلهای سازمانی میرسد. در پنج جلسه پایانی نیز این مجموعه با استفاده از متنی با عنوان «پروتکلهای دانشوران صهیون» و تحلیلهای سیاسی ـ رسانهای خود، نمونههایی از تشکیلات قدرت را بررسی میکند.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و من الآن الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری.
درباره شیطان سخن گفتن از یک جهت کار سختی است؛ از این جهت که باید هندسه عالم را اول تعریف کرد تا جایگاه ابلیس در این هندسه روشن باشد. البته ما در بحثهایی که ظهرها با دوستان و عزیزان داریم، مباحث "مهندسی خلقت"؛ آنجا بحثمان پیرامون همین است که با این هندسه خلقت آشنا شویم. اگر هندسه عالم روشن شود و مهندسی خلقت معلوم شود، جایگاه انسان نیز معلوم میشود. سیستمی که خدای متعال برای رشد انسان در نظر گرفته، معلوم میشود و آنوقت میتوان جایگاه شیطان را فهمید.
نکته بسیار مهمی که باید - حالا من خیلی جمعوجور، مهندسی خلقت مفصلترش را به شرط حیات و توفیق، خدمت دوستان خواهیم داشت - بهصورت جمعوجور و چکیدهای بخواهم ابتدا شیطان را معلوم کنم، باید اینجور بگویم: خدای متعال در چند پله توضیح میدهد که اصلاً چرا انسان را آفرید، و انسان را چطور آفرید و اینگونه آفریدن چه اقتضایی دارد. این سه پله را اگر روشن بکنیم، میرسیم به اینکه وجود شیطان ضروری است.
خدای متعال انسان را آفرید برای اینکه مظهر اسماء و صفات او باشد. میخواست این کمالات، از کسی که یک کمالی را دارد، بروز پیدا کند و این کمال باز هم تکثیر شود. کسی که دکتر است، کسی که مهندس است، کسی که کمالی را دارد، دوست دارد این کمال سریان پیدا کند و در خود او منحصر نماند. کسی که دلاور است، دوست دارد فرزندی داشته باشد که او هم دلاور باشد. کسی که رزمنده است، جنگنده است، دوست دارد بسط دهد و تعداد این رزمآوران افزایش پیدا کند تا کمال در او منحصر نماند. خود این هم همان کمالگرایی است که به آن میگویند کمالگرایی. او نمیگذارد که این کمال در او منحصر بماند. اصلاً همین کمالگرایی را باید در دیگران سریان دهد، ترشح کند در دیگران، بروز پیدا کند در دیگران.
خدای متعال کمالاتی دارد. به تعبیر جناب بوعلی، "او در شدت ابتهاج است". خدای متعال سرمست از خودش است. خدا غرق لذت است، غرق ابتهاج است، مست از اینکه اینگونه است. خدا خودش را میبیند و از اینگونه بودن خودش مست است. حالا این تعبیر، تعبیر نارسی است؛ دیگر تشبیه و تمثیل است. غرق در التذاذ از اینکه این کمالات را در خودش میبیند. ما برخی از اسماء خدا را خیلی روش مانور نمیدهیم. یکی از اسماء الله که الان من به شما بگویم، همه چشمهایتان باز میشود. یکی از اسماء خدا چیست؟ "المتکبر". خدا متکبر است. در برابر کی متواضع است؟ کمالات را اگر داشته باشیم، هم از خودمان نداریم، برای همین نباید تکبر داشته باشیم. خدا دارد که دارد، از خودش دارد و حق هم دارد که سرمست باشد از این کمالات. علم را در خودش میبیند، این قدرت را در خودش میبیند و این کمالگرایی او... کمالگرایی اصطلاح نارسی است، دیگر چه کار بکنیم؟ کلاً با این اصطلاح کمالگرایی الان برای خدا خیلی معنایی ندارد، ولی خب دیگر مجبوریم، چه واژهای به کار ببریم.
کمالگرایی خدا میگوید: "تو این علم را که داری، بیا عالمی بیافرین، میلیاردها مخلوق داشته باش که میلیاردها علم تو تبلور کند." من علمی داشته باشم، دوست ندارم این علم منحصر باشد توی سینه من. اظهار کمال یعنی چه؟ بروز بدهم. کمالگرایی من است. خدای متعال دوست دارد علمش را بروز دهد. با چی؟ مخلوقاتی بیافریند که اینها علم داشته باشند، که بروز علم خداست. ۱۰ میلیارد شاگرد باصفا داشته باشد، باسواد داشته باشد. انیشتین دوست دارد ۱۰ میلیارد پروفسور حسابی تربیت کند. انیشتین دوست دارد ۱۰ میلیارد پروفسور حسابی داشته باشد. فضیلت من، علم من، هی تبلور پیدا کند در دیگران، بسط پیدا کند. دوست دارد کمال او منتشر شود، بسط پیدا کند. برای همین موجودات خلق میکند، موجوداتی میآفریند که ظرفیت این را داشته باشند که این کمالات را بروز دهند.
سخنرانی نیم ساعت، ۴۰ دقیقهای؛ این اگر بخواهیم تدریسش بکنیم، دو سال تدریس میبرد هر روز. حالا مباحث فلسفی دارد به کنار، مباحث تفسیری دارد به کنار، مباحث عرفانی دارد... عرفانیاش برای تماشا آمدیم. فلسفه خلقت زمینه این را داشته باشد که این کمالات را بروز دهد. حالا خدای متعال همه کمالاتش درجهبندی است دیگر. برخی کمالات از برخی کمالات دیگر میجوشد. نسبت علم و قدرت با هم چیست؟ نسبت قدرت و حیات با هم چیست؟ نسبت خلق با قدرت چیست؟ خلق میکند چون قدرت دارد. قدرت دارد چون حیات دارد. مرتبه صفات به هم متصل است، از هم نشئت میگیرد.
باید یک موجودی را بیافریند که همه کمالات را بتواند در خودش متحمل شود، ضبط تمام کمالات باشد، داشته باشد. بله، میشود یک موجودی بیافریند که یک کمال را فقط داشته باشد، دو کمال را داشته باشد؛ ولی آن غرض تأمین نمیشود. اگر خلقت بهخاطر کمالات تو بروز پیدا کند، کی غرض خلقت تأمین میشود؟ وقتی که همه کمالات را بتواند داشته باشد. یکی از کمالات الهی... هر جملهای که دارم میگویم، این یک سلسله مباحث است. همه کمالات الهی وقتی بروز پیدا بکند، یعنی حیات خدا، قدرت خدا بروز پیدا بکند؛ یکی از کمالات مهم الهی اراده الهی است. اراده.
حالا خدای متعال ملائکه را آفریده، حیوانات را آفریده، جمادات را آفریده، نباتات را آفریده، کیهان را آفریده، نجوم را آفریده، اجرام را آفریده، همه این عالم را آفریده. هر کدام یک عالم. همهاش خیر است. هر چیزی، هر شیئی در این عالم، مظهر کمالی است. از آن جهت که خدا آفریده، از جهت استنادش به خدای متعال، مظهر کمالی است. "احسن کل شیء خلق." هرچه که آفریده، حسنه است. وجود کمال. بالاخره هر شیئی توی عالم وجود دارد یا ندارد؟ مباحث دقیقه جناب ملاصدرا در اسفار. هر چیزی از آن جهت که وجود دارد، کمال دارد. یک مرتبه از کمال خدا وجود که دارد. هر شیئی توی عالم موجود که باشد، همین یک کمال لااقل دارد. ملائکه، حیوانات، مظهر کمالاتی هستند.
گیر کار کجاست؟ ملائکه بسیاری از کمالات را دارند. چرا؟ غرض مشیت، ارادهام... یکی از کمالات الهی است. ملائکه نمیتوانند اراده بکنند، یک پله بروند بالا. ملائکه نه عروج دارند نه سقوط دارند. خدا در یک مقامی میآفریند، از همان اول رشد نکرده. ملک مقرب را خدا آفریده. جبرائیل را... انجام دادن، ممتاز شدن از بین ملائکه؟ خدا آفریده برای جهنم. "عشر بشر" ۱۹ تا ملک موکلین جهنم، تبعیدش کرده. پادگان ۰۵ کجاست؟ آموزش خوردن آنجا؟ مثلاً یک کاری کرده، افتاده توی جهنم ملک جهنم. معصوم، عصمت را دارد، ولی رشد ندارد. خطا نمیکند. هر کاری هم که انجام میدهد، درست است. کار درست انجام میدهد، ولی رشد نمیکند. نماز میخواند.
خدای متعال ملائکهای دارد که اینها از روزی که آفریده تا آخر عالم در سجدهاند. آخرش هم اگر مرگی داشته باشد ملائکه، توی سجده میمیرند، ولی یک قدم رشد نمیکنند. مهندسی کلی عالم، نمیدانم روشن شد یا نه. مهندسی خلقت، اگر کافی است، مفصل بحث میکنیم. پس انسان است که میتواند مشیت داشته باشد. صرف اراده، کمال است. انسان مشیت داشته باشد، اراده داشته باشد. خود این اراده یک چیزی لازم دارد که بگوید: "تو اختیار کردی چیزی را از حالت جمع". اگر بخواهد، اگر قرار است انسان باشد، اراده داشته باشد، این اراده هم اراده انجام... خدا خودش با تقواست. "اهل التقوی هو اهل التقوی و المغفر." "اللهم اهل کبریاء و الجبروت و اهل..." میتوانی کاری بکنی، نمیکنی. خدا نمیتواند ظلم بکند. محدوده قدرت ندارد؟ چرا، خدا میتواند کاری که شما کردی را اجرت را بهت ندهد. این ظلم هست یا نیست؟ اثر اراده، اثر جبر کمال تقوا را داشته باشد. سر راهش باشد، بتواند ظلم بکند و نکند. درست است؟
وقتی قرار است دو تا راه باشد، باید از درون هم انگیزه دو تا راه باشد: "فجورها و تقواها". حالا الهام میکند فجور را و تقوا را. انگیزه دو تا را بهت میدهد. درگیری داشته باشد. یکی نسبت به عالم شهادت، به اصطلاح قرآن، عالم شهادت، عالم غیب. طبیعت و فطرت. طبیعت دارد، یک ساحت فطرت دارد. ساحت طبیعتش کشش به سمت عالم ماده است، عالم ملک. به سمت عالم ملکوت، عالم قرب، عالم قدس؛ آنجایی که بوده، حقیقت روح. وقتی قرار است دو تا مسیر باشد، باید دو تا قوا باشد در درون. انتخاب نمیشود. قوا باشد، باید دو سنخ دعوت باشد. قوا دارم، ولی فقط به یک سمت دعوت بشوم؟ همه کششهای بیرونی به سمت یک چیز است. مسیر خیر هست، مسیر شر هست. "نجدین" به تعبیر قرآن. این "نجدین" هست، ولی فقط به دعوت... اراده معنا ندارد، مشیت معنا ندارد.
اگر قرار است دعوت به سمت دو تا چیز باشد، آن دو تا دوست داشتن... در مورد خدا، با معنای خودش. دوست داشتن خدا با دوست داشتن ما که از سر نیاز ماست، تفاوت نیاز دارد. دوست داشتن خدا به معنای اینکه از او این توقع میرود، از کمالات او این توقع میرود. به اصطلاح، الله، به تعبیر خواجه نصیر و بزرگان، "یجب علی الله" نیست. بر خدا واجب نیست. از خدا واجب است، یعنی خدایی که میشناسیم، با این کمالات، اقتضا دارد این کمالات که این کار را بکند. حالا وقتی قرار است که دو تا وسیله باشد، دو تا قوا باشد، دو تا دعوت باشد، این دو تا دعوت... این دو تا لیدر جریان حق که روشن است، جریان خیر روشن است. انبیا، رسل، جریان خیر. جریان لیدر اینجا کیست؟ نقش شیطان اینجاست. تخته خورد و این یک نافرمانی کرد. اینجور اقتضای عالم همین است. اطلاعاتی دارند، این طرف اطلاعاتی باید طی شود. کسی پیغمبر شود، امام شود، مثل حضرت ابراهیم علیه السلام. ابراهیم امام، اطلاعاتی پس داد، موفق بیرون آمد، امامش کردیم.
لیدر جریان حق، نبی دعوت میکند، امام میبرد. تکویناً میبرد، در مشت میگیرد، تصرف میکند. آن طرف هم یک جایگاه خالی است. بالاخره یک کسی باید آنقدر سقوط کرده باشد که بتواند این جایگاه را پر کند. داعی به سمت شر باشد، لیدر باشد. از آن حیوانات، ملائکه که نمیتواند باشد. انبیا نمیتوانند. از حیوانات بحثش جداست. از ملائکه نمیتوانند باشند. تبعیت بکنم، نماز بخوانم. جسمانیت ندارد. من توی قالب جسمم، جسمم. یک موجود مجرد را میخواهم ببینم این چطور... ببینم تجسمی پیدا کند. اصطلاح قرآن: تمثل. اینجا انسان روشن است. توضیحات روشن است. چون ملک سقوط نمیکند که بخواهد بیاید این جایگاه را دست بگیرد. کدامیک که تکویناً کسی را توی این جایگاه قرار نمیدهد. خدای متعال کسی را از اول در موضع شر نیافریده که بگوید من تو را میآفرینم برای اینکه دعوت کنی مردم به سمت... میگوید من یک جایگاهی طراحی کردم، کسی هم نباید توی این جایگاه پا بگذارد، ولی اگر کسی سقوط کرد، هبوط کرد از آن جایگاه خودش، این نزول که کرد، میآید این جایگاه را پر میکند. او دعوت شر و جهنم میکند. تئوریکتر و آکادمیکتر جلسات بعد هی میخواهیم برویم به سمت مباحث عملیاتی. شیطان دعوت میکند. میشود کسی در مقامات... مقامات شیطنت از او بالاتر برود، ولی تولیت دعوت به سمت شر با اوست.
حالا این طرف البته فرض ندارد در مورد امام، لزوماً فرض ندارد در مورد نبی. میشود درجه قربی بین عبد و معبود بالاتر از امامت ندارد. قابلیت پیدا کرد؟ او داعی به سمت خدای متعال میشود. فضیلت دادیم، امام برود بالاتر. نمیشود، ولی تولیت این جریان با اوست. درست شد؟ حالا تولیت که با او میشود، اینجا خیلی حرف هست. من دیگر هی دارم جویده جویده میگویم و میروم. ابتدائاً، اولاً و به ذات، نه این طرف تولیت جریان حق، نه تولیت خیر، نه تولیت شر، هیچکدام سیطره و سلطنت ندارند. ابتدا و انتهای آن: "تو که پیغمبر منی، سیطره نداری بر مخلوقات من." هم به ابلیس گفته: "لیس لک علیهم من سلطان." سلطانی نداری بر مخلوقات من. هدایت بکنند، باید تصرفات تکوینی هم بتوانند داشته باشند. مال وقتی است که شما دعوت کردی، طرف مقابل دعوتت را پذیرفت. بعد دنبالت که راه افتاد، ولایت بهت میدهم، الان سلطنت بهت میدهم. خود قرآن میفرماید: "لیس لک علیهم سلطان." من سلطنتی قرار ندادم برای توی ابلیس. "الا من قابیم." اگر کسی دچار قید شد، رشد و قوی شد، رشد نکرد، رفت سمت سقوط کرد، دنبال تو راه افتاد. از آنجا به بعد دیگر سلطنت داری، ولایت را.
پس حالا جایگاه شیطان با ما انسان، یک مجموعه همیشه درگیر است. چون قرار است رشد بکند و چون دائماً بر سر دوراهی است، درگیر است. مگر یک وقتی که آنقدر رشد بکند که از دسترس خارج شود، از دسترس وسوسههای شیطان و وسوسههای شر دیگر خلاص میشود. چی؟ "مخلص". خودش زحمت کشیده، آنقدر رشد کرده، دیگر هیچ. هرچه سنگ پرتاب کند، کسی به این نمیرسد. حرکت خودش است. "سبیل تضاد انا هدیناه نجدین"؛ تضاد جز محکمات قرآنی، جز واضحات قرآنی است که انسان سر این دوراهی است و دائماً درگیر. حالا بعضیها میآیند برای مشاوره و اینها، میخواهد از این درگیری فرار کند. بالاخره جنس مخالف هم هست و اینها. این تضاد درونیش که به همش میریزد. دختر محجبه، خیلی عفیفه، باحیا میبیند، یک تلاطمی است در درون. به هم ریخته.
آدم در دو حالت از تضاد خارج میشود. پرواز بکند یا آنوری آنقدر سقوط بکند، اذیت بشود، دعوتش نمیکند. راحت شما خوش باش. "ذرهم یأکلوا". پیش من و توی چشم من، در حد حیواناتاند. دعوت کنی اینها را؟ ول کن جریان در درون آدم تلاطم دارد. یاروش حیوانی گوسفندی، آرامش مشغول خوردن. یک آرامش الهی طمأنینه. "یا ایها النفس المطمئنه." به اطمینان محور ذکر است. مفصل و در مورد این صحبت... جریان عبودیت، متن جریان عبودیت ذکر است. دعوت به سمت چیست؟ رسول دعوت میکند به ذکر. شیطان دعوت میکند به غفلت. نتیجه چیست؟ با ذکر، اگر ذکری که پیغمبر دعوت میکند، دنبال او رفتی، "عبد الله" میشوی. اگر غفلتی که ابلیس دعوت میکند، سمت این رفتی، "عبد شیطان" میشوی. شیطان نپرستید. عبودیت شیطان، شیطانپرست. شیطانپرست به این نیست که شما زنجیر فلان گردنت بیندازی و عدد ۶۶۶ داشته باشی، آرم صلیب برعکس داشته باشی، کلیسا بروی آتش بزنی. همینقدر که توی مسیر غفلت افتادی، توی مسیر ولایت و عبودیت ابلیس افتادی.
کشش دائماً شناوریم دیگر. اینستاگرام با شلوارک سواحل تایلند، عربی تایلند، آنتالیا یا تور اربعین میآید. خیلی خوب است. یک مدت ذکر، یک مدت غفلت. میرود و میآید. عموم مردم از یک جایی از دسترس شیطان خارج شوند. مطلقاً دیگر وسوسه برای معنا... شیطان برای انبیا دام دارد. اذیت بشوی. حضرت موسی علیه السلام توی سوره مبارکه قصص میفرماید که این دختران شعیب را که دید، اذیت شد. تضاد. عرق میکنی، پته میافتی. بالایی رفتم دفتر مدیری، خلوت کرد. گفتم که شما محرم... همه گفتند نه. خلوت شما مثلاً مشکلی پیدا نمیشود برایتان؟ امیرالمؤمنین به دخترهای جوان که میرسید، سلام نمیداد. همه چیزت خوب است؟ از جواب اینها... گفتم پیغمبر خب جواب سلام میداد به دخترهای جوان. بزرگتر بود. ۳۰... یک چیزی توی دل من بیفتد، میترسم. تضاد با امیرالمؤمنین هم دارد. علی جلوتری. راحت خودت افتادی، خیلی رشد کردی. ما که... ما بفهمیم ما را بخواهند تربیت بکنند، دارند اینجوری میگویند. طبیعی انسان دائماً درگیر دو تا جریان، دو تا دعوت است.
اذیت آدم حزباللهی شدیم، راحت بشویم. آمدیم آنقدر استرس و فشار و دغدغه و اعصابخورد؟ آدم میشوی. آدمی که درد دارد، فعالیت میکند. مردگی بوده، حساسیتی نبوده. آدم وقتی زنده است، باد میآید، گرما دارد، سرما دارد، اذیت میشود. طبیعی عالم این است. عالم عالم تضاد است. تابستان دارد، پاییز دارد، زمستان دارد. اصلاً عالم این است. "تنقلات الاطوار". تبریک سیدالشهداء در دعای عرفه دارد: "تو را تو آفریده". اراده در این است. مشیت در این است. وضعیت ثابت اراده ندارد. تحولات است که مشیت و اراده شما را شکل میدهد. با اراده اتوماتیک، ربات. رباتیک این صبح از خواب بیدار میشود، رباتیک مینشیند، رباتیک میآید تاکسی میگیرد، رباتیک میآید دانشگاه. اصلاً هیچ مزاحمتی هم ندارد. اصلاً هیچ. راحت با اراده. پدرش هم مریض است، شرایط سخت است، باز هم دارد درسش را میرود. ماشینش هم پنچر شده، با هزار مصیبت خودش را رسانده. اراده تو فهمیده بشود.
گنجینه معارف ما فوقالعاده است. غذای دانشجویی ما که از این گنجینههای معارفی دوریم. این حرفهای من باید بشود، نه من حرف من، اندیشه اسلامی دانشگاه. تور به تور بشود. هی باید تحول داشته باشد. ارادت فهمیده میشود. توی دعای روز ۲۷ رجب، دعای مبعث میفرماید: "خدایا، یک راه برای رسیدن به تو هست." "ارادتک من یخدارک بها." فقط با اراده، اراده عبد است و اراده. همه عظمت انبیا و اولیا به ارادهشان است. اراده قوی میخواهد. طریق عبودیت شیطانم، همه درگیریش با اراده شماست. هزینههای رفتن را میخواهد بالا ببرد. قید رفتن را بزنیم. "یهدی من یشا". این فاعل "من یشا"، فاعل "من یشا" خدا نیست. فاعل من است. "یهدی من یشا"، یعنی هرکی میخواهد هدایت بکند کسی را که میخواهد. واقعاً میخواهد. مشیت خودت میزند، عالم را بسیج میکند. خدا با خلیلم، بیا ۱۲۳ میزند، میزند، شروع. حالا این کمالات را بهت میدهم. حالا این مظهر این کمالات میشوی. بله، کسی اول راه میخواهد بیاید، یک حالهایی میدهند به آدم. بلوار جنوبی خوبی داشتیم. رفتی بقالی، بعد دیگر حالا پول حتی شما دوست عزیز، بسم الله. حال خوبی. امتحان اینها سه تا، چهار تا، پنج تا، ده تا دیگر میافتد به اینکه خدایا، من فقط این سقوط نکنم. معلوم همین است. همه عالم را بسیج میکند برایت. ابلیس مستقیم نشسته، رصد میکنم. بخواهد عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد. زندان بلاکش.
آیات قرآن اینهاست. بگو "الله". همه عالم را ول کن، فقط خدا. "ان الذین قالوا ربنا الله". حالا چی افتاد؟ مشکل. "ربنا الله ثم استقاموا". حالا وایسا ببینم. جلوتر. ملائکه میآیند. ملائکه بر شما نزول میکنند برای خدمت شما. اساتیدمان، عروج انسان. ملائکه بر انسان کامل وقتی نازل میشوند، آن موقع عروج میکنند. ملائکه شب قدر عروج میکند، مسیر انسان کامل شدن، حرکت میکنیم. ملائکه بر شما نازل میشوند، عروجشان دیگر این است. نماز شب بلند میشود. هیچ ملکی برای عبادت شب... شبهای کوتاه تابستان، روزهای بلند و خسته شده آفتاب، آفتاب. قواعد عالم را پذیرفتی، تضادها را پذیرفتی. از بین این تضادها داری رشد میکنی، ملکوت دارد. حالا باید از این بگذری که او رشد کند. آقا تابستان است، من خوزستان رفته بودم، گرمای تابستان مرداد و تیر، دمای ۶۰ درجه. روزه ۱۸ ساعته میگیریم. "من صام شهر رمضان"، یک ماه رمضان روزه گرفته باشد. وجب تضادها پذیرفته باشد، مقامات پیدا میکند. هی لطیفتر میشود، لطیفتر میشود. بعد حالا مزه دین. از خواب بزند، بلند شود، پدرش در میآید، ولی پرداخت کرده. تشکیلات و حزب ادامه خواهیم داد. حزب خدا، حزب شیطان، ویژگیهایی دارد، درگیریهایی دارد. بحث مفصل است. خدای متعال توفیقی بده با هم بحث بکنیم.
پیادهروی اربعین مظهر همان کمالاتی است که خدای متعال برای ما... اطلاعات رشد ملت عراق به کشور نه چندان برخوردار، بلکه باید بگوییم نا برخوردار. بله، منبع نفت و انرژی، کشوری که امنیت ندارد، اشتغال ندارد، جذب سرمایه ندارد، توریست ندارد. به مردمی که بعضاً واقعاً محتاج نان شبشان هستند. خانمت ناراحت نمیشود؟ شما خانم من میگوید تا وقتی خرج نکردی برای مشایه توی مسیر برمیگردی. خدای متعال به جبرئیل و عزرائیل: یکی بخوابید، کشته بشود. امتحان نداریم. زمان، زمان... تم جایگاه دارد و آنچه که اوج عظمت انسانیت است، ایثار است. هیچ ملکی قدرت ایثار ندارد. بین اینکه من در اختیار من باشد یا تو و تو را ترجیح بدهم، مثل ایثار نیست تا بالاترین مکارم اخلاق. اصلاً پیغمبر اکرم آمد برای مکارم اخلاق. فرمود مکارم اخلاق بالاتر از ایثار. چه خیلی بالاتر از ایثار. چه مشتی بالاتر از ایثار. با التماس، با اصرار گریه میکند. شخصیتی دارد متشخص. یک دقیقه چه علامتی. عبودیتی که اباعبدالله الحسین ایجاد کرده، بسط داده توی عالم، سابقه ندارد. جریان هدایت، جریان اباعبدالله. اصل ایثار، فرض تصور ندارد. بالاتر از بلای تو تصور ندارد. محتی کربلا میرویم، زیارت اربعین میرویم. زیارت اربعین ما کجاست؟ زیارت کربلا. خسته باشی، میتوان باشی. ما چون دروازه ساعات شام را که ندیدیم. زیارت اربعین زینب الاکبر.
یا الله یا رحمن و یا رحیم، یا مقلب القلوب. الهی حمید و به حق محمد، یا فاطمه یا قدیم الاحسان الحسین. اللهم عجل لولیک الفرج. خدایا به آبروی امام زمان، برسان قلب نازنینش بفرما. عمر ما را نوکری حضرتش قرار بده. شهدا را مهمان بفرما. شب اول قبر زینب کبری به فریاد برسان. ظالمین خودشان، دشمنان دین، قرآن، انقلاب، ولایت، اگر قابل هدایت...
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه دوم : دو اشتباه بزرگ در فرهنگ معنویت
شیطان و تشکیلات
جلسه سوم : تشکیلات سازی حضرت موسی (ع) و شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه چهارم : مراحل فعالیت شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه پنجم : تفرقه اختلاف می آورد
شیطان و تشکیلات
جلسه ششم : غفلت از خدا ، دشمنی با مردم
شیطان و تشکیلات
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شیطان و تشکیلات
جلسه دوم : دو اشتباه بزرگ در فرهنگ معنویت
شیطان و تشکیلات
جلسه سوم : تشکیلات سازی حضرت موسی (ع) و شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه چهارم : مراحل فعالیت شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه پنجم : تفرقه اختلاف می آورد
شیطان و تشکیلات
جلسه ششم : غفلت از خدا ، دشمنی با مردم
شیطان و تشکیلات
جلسه هفتم : شیطان و قهر مومنین
شیطان و تشکیلات
جلسه هشتم : تشکیلات کندویی و جنگلی
شیطان و تشکیلات
جلسه دهم : هجوم های چهارگانه شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه یازدهم : جذابیت های تشکیلات شیطان برای منافقین
شیطان و تشکیلات
جلسه دوازدهم : تشکیلات مغضوب علیهم
شیطان و تشکیلات
در حال بارگذاری نظرات...