جلسه یازدهم : جذابیت های تشکیلات شیطان برای منافقین
این مجموعه ۱۷جلسهای از جایگاه شیطان در «هندسه خلقت» و مسئله اختیار انسان آغاز میشود و سپس سازوکارهای وسوسه را در سطح فردی و جمعی دنبال میکند. جلسات نشان میدهند شیطان در این نگاه اجبار نمیکند، بلکه زمینه، پیشنهاد، غفلت، تفرقه و تعلقات انسان را به کار میگیرد. بحث در ادامه به ساختارهای تشکیلاتی، اختلاف میان مؤمنان، شیوههای نفوذ و مدلهای سازمانی میرسد. در پنج جلسه پایانی نیز این مجموعه با استفاده از متنی با عنوان «پروتکلهای دانشوران صهیون» و تحلیلهای سیاسی ـ رسانهای خود، نمونههایی از تشکیلات قدرت را بررسی میکند.
عنوان بحث ما در این جلسات "شیطان و تشکیلات" است. خب، ما تا حدودی در مورد شیطان صحبت کردیم و فعالیتهای ضد تشکیلاتی را نیز مطرح کردیم. اینکه شیطان چگونه در تشکیلات مؤمنانه رسوخ میکند، رخنه میکند و آسیب میزند. بخش دوم بحثمان تشکیلاتي بود که خود شیطان میسازد. خب، این بحث، بحث مهمی است. ما در واقع، بحثمان از امشب تازه شروع میشود. آنچه تا به حال گفته شد، مقدمه بود. از امشب گل بحث در واقع آغاز میشود و بحثهای خیلی جدی داریم. انشاءالله که بتوانیم با هم، خرد خرد این مباحث را مطرح کنیم.
در قرآن واژه بسیار طلایی، خیلی گفتگو کرده، کلیدواژه "حزب الشیطان" است. "حزبالله" را زیاد به کار میبریم، "حزباللهی" را زیاد به کار میبریم. میگوییم فلانی حزباللهی است. ویژگیهای کسی که میخواهد در حزبالله باشد، چیست؟ و واقعاً میشود هر کسی را جزو حزبالله دانست یا نه؟ ولی "حزب شیطان" راحت است، "حزباللهی"اش (شدنش) سخت است. در حالی که قرآن یک دستهبندی، جناحبندی و فازبندی خیلی تمیز و حسابشدهای دارد به اسم "حزبالله" و "حزبالشیطان". کد داده، نشانه داده، قدم به قدم، وجب به وجب مرز کشیده: "شیطان این است"، "حزبالشیطان این کار را کرد"، "شیطان اینجوری وارد میشود"، "اینجوری باهاش برخورد کن." خیلی حسابشده است، خیلی دقیق است.
سوره مجادله که بحث حزبالشیطان را مطرح کرده، سوره مدنی است. سورههای مدنی، سورههای مدنی غریبی هستند. یکی از دلایل غربتشان این است که سورههای مدنی مال بعد دوران حکومت است؛ یعنی در واقع بعد از اینکه پیغمبر به حکومت رسیدند. هرچه به آخر سور مدنی نزدیک میشویم، دوز حکومتی سورهها خیلی بالا میرود. چندین قرن حکومت نداشتیم و فضای سیاسی اینها دستمان نبود. اخلاقی و معارفی، البته بین ما خیلی مرسوم و شناختهشده است. داستانهای انبیاء، سوره یوسف، ماجراهای اینشکلی، داستانهای قرآن و احکام نماز و روزه و زکات و اینها. آیات اجتماعی و سیاسی خیلی غریباند، مخصوصاً آیاتی که آیات تمدنی هستند.
کتاب خوبی چاپ شده، دستم رسید. حالا معرفی کتاب هم داشته باشیم. اینجا دوست دارید معرفی کتاب زیاد باشد؟ فرصت معرفی کتاب کم پیش میآید. این کتاب، "بیان قرآن"، تفسیر سوره مجادله از رهبر معظم انقلاب است. تازگی چاپ شده و نمایشگاه کتاب اخیر، کتاب درآمده، بهار ۹۶. این کتاب مال درس تفسیر رهبر معظم انقلاب بوده، سال ۶۱، در دفتر ریاست جمهوری. چون جزء ۲۸ و ۲۹ را تفسیر میکردند، با این نگاه، با این نگاه که این سورهها، سورههای دوران حکومت است. چند نفر اینشکلی دارند؟ واقعاً اول اینکه ازشان درآمده، تفسیر سوره مجادله است. خیلی مطالبی که فرصت کردم، زیباست و مطالب را قشنگ و رسا مطرح کردهاند. همه کتابهایی که از ایشان هست، از اول، کتبی که از ایشان هست، واقعاً همش طعم خودش شده.
سورههای تمدنی را باید روش کار کرد. نمیشود منبر رفت، تعارف که نداریم. ما بخواهیم جای منبر برویم، برای مردم نمیتوانیم سوره تمدنی را برای مردم در مسجدی، در بازار اینها مطرح کنیم. فضای بازار، آیات اخلاقی و "آقا غیبت نکن" و "دزدی نکن" و "ظلم نکن" برای مردم کوچه و بازار است. آیات نخبگانی محسوب میشود، مال خواص است؛ ولی آدمهای ویژهای که اینها خلاصه چند لول جلوترند. سوره مبارکه مجادله از این سورههاست. این مقدمه بحث سوره مجادله است.
سوره مجادله، سورهای است که نخبگانی است. احکامش از بعد، یعنی از اواسط آیات وارد یک فاز سیاسی-اجتماعی همچین "پدرومادردار" میشود. قشنگ حساب شما را میآورد کف دستت، حساب جامعه و عالم و تمدن اسلامی را قشنگ روشن میکند که چی به چی است. با تعبیر "حزبالشیطان"، تشکیلات شیطان. کل بحث "شیطان و تشکیلات" گفتیم و به این واژه "حزبالشیطان" رسیدیم. عنوان بحث برای اینجا بود: "حزبالشیطان"، تشکیلات شیطان. این تشکیلات شیطان، سوره مبارکه مجادله روی آن خیلی جدی مانور میدهد. شیطان تشکیلات دارد، کار تشکیلاتی میکند. کار تشکیلاتش را میخوانیم که چقدر "مُشتی" کار میکند. شیطان، حزبالله، حزبالشیطان نباشند؟ حزبالله در تعریف حزبالله، سلبی تعریف میکند. شیطان را دیگر قرآن برعکس میگوید. حزبالله، ولی اگر حزبالله باشند، همین تک و توک غلبه میکند. حالا توی تیم بازی میکند، رسماً بازیکن-مربی ندیده بودیم. هم داورم بازی کند؟ میگوید من بین شما دو تا قضاوت میکنم، ولی خودم برای آنها بازی میکنم. "میزنم"، "ناعادلانه است"، "عین عدالت است". همینقدر بهت رو دادم بازی کنی، فرصت دادم بازی کنی. اونم اصلاً تو رو توی بازی آورد. "اینها را میخواستم قوی کنم." "حزبالله را میخواستم قوی کنم." بهت توپ دادم بازی کنی.
خیلی من تو دانشگاه، مخصوصاً حالا الان که دیگر منفعل میشویم، "جناحی نباشید"، "اونوری نباشه"، "همه رو داشته باشید". نداریم. من بعد چندین سال کار فرهنگی، تجربه حسابش کنیم، ما کسی بودیم. یکی از دوستان طلبه میگفتش که اسم تو رو تو گوشی یه بنده خدایی دیدم، دیدم نوشته حاج آقا فلانی "شیطانپرست". گفتم: "شیطانپرست چیه؟" گفته: "این همون آخوندهاست که با شیطانپرستان میچرخه." دیگر تشریف داریم که با اینها داریم سر میکنیم، فلان جا رفتیم. خاصیت ندارد. خاصیت کجاست؟ تجربه بعد چندین و چند سال کار فرهنگی ما، بچههای حزباللهی، پاکار، اینها را باید چسبید. ارتباطم با همه خوب است. از حضرت آدم تا الان درآمده، اونم ما بودیم. به بعدم احتمالاً ماییم اگه بچههامون آدم بیایند. به من محل بگذار، شمایی که در عیش و نوش هستید. کامل طی کردیم. نگاه کنند: "وای خدایا! شیطانپرستها ما را کردهاند؟" من یک کنسرت بروم، اینها را جذب کنم. گول نخورید. اونی که دارم خدمت شما عرض میکنم، اثر تجربه چند ساله است. من آقا جان! خیلی رسمی اعلام میکنم، نوکر بچه... تمام شد. اصلاً یک تار موی اون بچه فعالی که از بین خود شماها (اسم نمیآورم) بچههای فعالی که من میدانم برای همین جلسه چقدر زحمت میکشند، قبل جلسه، بعد جلسه. یک تار موی اینها را به خروار خروار آدمهای مفتخور بیخاصیت نمیدهم. تعارفم ندارم. بس است، کتاب نوشتم، بخوریم.
وقتی حزباللهی تو اولویت کار رفت، خدا تشکیلات سیاسی با الله مشکل پیغمبر دعوا نداری تو با من. الله! الله! الله! کی به شما رزق میدهد؟ الله! خدا خیلی جراحی است. خدا میتواند ژست غیر جناحی، فراجناحی بگیرد. بگوید: "همه مخلوقات پیغمبر منهاند، با هم خوب باشید دیگه، فرزندان من، عزیزان پیغمبر من." "پیغمبر من اینها را ناز کن." خیلی جالب است. شدیدترین تهدیدهایی که خدا پیغمبرش را کرده: "نابودت میکنم." تو مال منی. جناح من، حزب من.
شیطان، تشکیلات شیطانی خیلی جذاب است. آدم خوشش میآید، دلش میرود. وقتی میبیند مدرکی از اینها داشته باشد، یک رضایتی از اینها داشته باشد، یک اسکاری از اینها داشته باشد، یک "کفی" از اینها بگیرد، یک "سوتی"، یک "لایکی" چیزی. "آه، گرفتم، دکترا گرفتم." خیلی عیار میخواهد آدم جذب اینها نشود. حزب شیطان. خدا صحبت میکند. من آیه آخر میخواستم "ذکر الله" (را ذکر کنم). ویژگی اینها یک کلمه است. حزب شیطان. اونی که کلاً تشکیلات اینها را جمع کرده، اونم غفلت از خداست.
اولی که آیه را شروع میکند، میخواهد تشکیلات را معرفی کند. تشکیلات خیلی جالب است. اینها خیلی درس است. کشیدن سمت دشمنهای من. خطرناکترین آدمهای حزب شیطان هم همینهایند. منافق. مفصل انشاءالله دو سه جلسه بحث میکنیم. همه رکن حزب شیطان را منافقین پیش میبرند. منافق چوب دو سر طلاست. طلاست واقعاً. دو سرش برای حزب شیطان برده. هم حزبالله را نابود میکند. خیلی خوب است. منافق یک فیگور حزباللهی و مؤمنانه دارد. تو باطن، دلش برای شیطان است، با شیطان است. بعد این شیطان تمام میشود، نابود میکند. خطرناک این وسطی است و خطرناک این است که تو جزو این وسطیها بشوی. همه خطر به این است که تو جزو این وسطیها بشوی. سران صهیونیست که تقسیم میکند به آدم، البته به علامت لایک. "یهودی بشی شما." مفصل بحث کنیم. تنها دینی که تو دنیا تبلیغ ندارد، کدام دین است؟ یهود. چرا یهودی بشود؟ "شماها گیومید." "گیوم" حیوان دوپا. همه حیوانات را خدا برای انسانها آفریده. حیوانات انواع و اقسام مختلف دارند. بعضی حیوانات "کتاب مقدس" (دارند)، بعضی حیوانات دوپایند. حیوانهای دوپا، غیر یهودیاناند. اینها را باید استخدام کنیم. مثل گاو. ترامپ، سعودیها. واقعاً تعریفشان همین است. خودش در دسترس شما نیست. فراماسونری. حالا یک آیتاللهالعظمی فلانی، برای من باش. نخود اضافه که نمیخواهم که. کار شیطون با همه ما اینهاست: "تو همون امام جماعتی که هستی باش." مشکل مال اینجاست. ابلیسبازی دستور میدهم. بس است.
شیطان اولین چیزی که خدا از اینها نشان میدهد، این وسطیها، اینها که این وسطاند، "مذبذبين". "مذبذب" به مگس میگویند. چی در عرب؟ "ذُباب". "ذُباب" یعنی چی؟ هی میرود و میآید. "مذبذب" مثل مگس میلرزد، هی میرود و میآید. نه این ور میتواند بکند، نه آن ور میتواند بکند. بعد کجا دیگر کامل مال شیطان میشود؟ وقتی که این ور و ظواهر نمیکند، آن ور خوشش میآید، چکار کند؟ نه، سبک زندگی اینها خوشش میآید. "پسران پپسی، کوکا، اَشی مَشی مثلاً نوشابه." خوشش میآید. این اصلاً نمیتواند پپسی. چیزهای ساده دارم (میگویم). گفته بود که معاونش گفته بود کودتای مخملی میگوید آمریکاییها کردند در شوروی که ما را نابود کردند، ابرقدرت شرق و بلوک شرق را نابود کردند با مکدونالد. "ما را نابود کردند." "مُشتی." خوششان آمد. نمیدانند چرا عاشق آمریکایند. این برندها جذاب است. "دونالد" بزند. "آخ جان! عراق آمریکا حمله کرده بود ۸۰-۸۱، ۸۱-۸۲، ۸۱ آخر ۸۱ کشته دادند بندگان خدا عراقیها. تا ما حالیمون بشه که برندش در تهران شعبه میزند." آمریکا که... آمریکایی که حسین شریعتمداری تو کیهان مینویسد که... نیست که برای مردم که هالیوود، فلان شخصیت میآید تو ذهنش، این است دیگر. آن واقعیت است. اینها کمپانیهای پورن. برند میشود کف مردم، کف جامعه. آدم میفهمد، میبیند دیگر. خیلی عجیب است واقعاً. یک کمپانی پورن برند میشود بین مردم. کمپانی پورنو برند میکند با پرچم آمریکا. خیلی حالیشان است چکار کنند. پورناستارها را میفرستند برایمان. وای خدایا! مذاکرات هستهای. اینها واقعیتهایی است که باید خودمونو بزنیم. بعد مذاکرات هستهای اون عکسو دیدید لابد. اونایی که ریخته بودند تو خیابون یک پسر جوانی به پشت ماشینش یک جملهای زده بود: "نون و پنیر و خاویار، فلانی فلانی رو بیار." مذاکرات هستهای چی میفهمد؟ فکر کنید کمتر میگوییم، حالا تو حیا میکنیم. واقعیت! هستهای دادیم، پورناستار میگیریم. تصورش این است. واقعاً تصورش این است. شما میخندید. اون مدل لباس، اون مدل شو، اون مدل فشن، اون مدل چی چی. آمریکا یعنی اینها سبک زندگی را جذاب کرده. زندگی میکنیم. زندگی میکنیم. حزب شیطان تو خونه ما رخنه کرده. به سبک زندگی ما جزو تشکیلات شیطانیم رسماً. حواسمون نیست.
دلار خاصیتش چیست؟ معامله نکن. دلار حذف کن از تجارتهای بینالمللیت. کی قبول میکند؟ اصلاً مسخرهام. اصلاً این حرف مسخره است. کلیپش را (دیدیم). تشکیلات. شوخی نکن بابا! تشکیلات! تشکیلات یعنی رسوخ کردی تو خونه طرف. فکر تو، فرهنگ تو، حرف تو، نگاه تو. نگاه تو زندگی گرفته. ما پرچم ایران دستمون بگیریم، روز ۲۲ بهمن تو خیابونم میآییم، سر تا پامون آمریکایی است. (میخواستم) مطرح بکنم. مدل بچه داریم. مهد کودک از کجا آمده؟ مهد کودک مال کدام سبک زندگی است؟
راهپیمایی "غضبالله علیه قومی که خدا برشون غضب کرده." علامه طباطبایی میفرماید: یهود، صهیونیست. یهود و صهیونیست. میگوید کسانی که یهود را دارند، اینها حزبالشیطاناند. ساختاری که یهود برای زندگی (تعیین کرده)، زندگی میکنند. الهی و اسلامی است از تفریحاتمان، از خوراکمان، از پوشاکمان، از خانهسازیهامان. معماری کولاک است. معماریها یک جوری است. بعد کمکم میبینیم معماری دارد فکر آدمها را عوض میکند. مطالعه کنید در مورد آثار معماری. کتابهای اساسی نوشتهاند متخصصین کار، از خود همین آمریکاییها. مهندسی کشاورزی آدم. ما باید غذای معماری. بحث مفصلی است. میگوید معماری به فکر شما جهت میدهد. ترکیب رنگها به شما جهت میدهد. اشکال هندسی که استفاده میکنی جهت میدهد.
دانلود آهنگ جلسه با هم صحبت کردیم، یادتان هست؟ کیا بودند؟ چون تو هندسه خونه هر چقدر آهن استفاده کنید... علامه! آقا! آقا جان عزیزم! علامه طباطبایی المیزان مینوشته با خودکار آهنی نمینوشته. بابا دمت گرم! بابا تو دیگه کی بودی! آهنگ، یخ میشوی. اثر دارد، به خدا، به قرآن اثر دارد. چه جوری باید بگوییم؟ ضد زلزله باشد، ایمنیاش بالا باشد، قوی باشد، ولی... ولی من یک روستای اطراف یزد رفتم، روستای شمسه. خانههای یزد همه کاهگلی. همین الان. یعنی شما خانههای مناطق قدیمیتر، بافت قدیم شهری سمت میدان امیرچخماق، الان اطراف که دیگر داغون شده. مرکز شهر سمت مسجد جامع و امیرچخماق و اینها بافت شهری حفظ شد. منظور یکی از علمایی هستی، روستای ایشان، روستای شمسه. کل روستا خانهها کاهگلی. چقدر آرامش دارد. تهران هفته پیش که من تهران بودم، مرکز شهر، شرق و غرب و اینها بودیم بماند. سبک مهندسی معماری همش مشکل دارد. تا میآیی رنگآمیزی، اشکال هندسی. اشکال هندسی محرابی که درست میکنند توش فلسفه دارد. شکل دایره تو فلسفه دارد. شکل مثلث خاصیت دارد. اینها تو علم جفر و رمل و اوفاق از اشکال استفاده میکنند. بماند توضیحات. الان با یک سری اشکال دارند جنگیری میکنند. اشکال اثر دارد. شکل مربع خاصیت دارد. شکل دایره خاصیت دارد. رسم و خط قرآن شما ببینید. خود حروف قرآن شما ببینید. تو یک سری سورهها یک سری معارف خاص دارد. از حروفی استفاده کردیم که خط دارد، نیمدایره است. گاو زرد بکشیم؟ صفرا. اون فاقه ناظر هواشناسی رنگ میزنیم. اینجایش الهی شد، خدایی شد، پیغمبری؟ حرامبین نباشه. زندگی بر اساس حلال و حرام مشکل دارد. من دیگر چه جوری به شما بگویم؟ معنا ندارد زندگی با حق و باطل معنا پیدا. آنقدر حلال داریم که باطل است. درس شما حلال است. حلال یا حرام است؟ شما بفرمایید. اعتماد به نفستان ستودنی است. حلال و حرام زندگی میکنیم. سوسیس حلال است یا حرام؟ اشتباه گرفتی زندگی را. ببین، حق و باطل را که نگاه کنی، باید مجموعهای نگاه کنی، سازمانی نگاه کنی، تشکیلاتی نگاه کنی. حلال و حرام را که نگاه میکنی، منفرد نگاه میکنی، مشکل دارد. سازمانش مشکل دارد. تشکیلاتش مشکل دارد. دستهایی که پشت این است، تحویل شما داده، مشکل دارد. حجاب اجباری مثلاً توی مجلس خبرگان مثلاً میخواسته تصویب بشود، "حجاب را اجباری نکنیم تو کشور." بنده خدا دارد بحث فقهی میکند. دقیقاً اینجاست که معلوم میشود که بحث فقهی یک چیز است، نگاه تشکیلاتی یک چیز دیگر است. چون از همان "آقا غلط"، خودش مغالطه است. ما حجاب اجباری نداریم. هیچی اجباری نداریم. الزامی داریم. کمربند اجباری؟ کمربند الزامی. بار معنایی دارد. اجباری، الزامی است. الزامی است. قانون الزام است. خود واژه توش مغالطه است. اجبار کرده. اجباری باشد. الزامی هست. الزامی هست. توی پازل دیگر تعریف میشود. کار تشکیلاتی شیطان اینشکلی است. برای پازل خودش میگردد مهره پیدا میکند. مهرههایی هم که حلال است. اصلاً کار شیطون است. ۱۰ تا مهره حلال بغل هم. آیتالله شیخ عبدالکریم حائری گفت: "حاج آقا، من گردنم را تکان بدهم حلال است یا حرام؟" ماجرای شیطونی، مردهشور ترکیبش! مشکل ترکیبی است. حلال-حرامی زندگی میکنیم. "من مهد کودک رفتم سوال کردم، مراجع گفتند حلال است." مهد کودک! ۱۰ تا عنصر کنار هم بچینید تا بتوانید نظر بدهید. غلط است. بگیریم دختری بیاید اینجوری حرف نزند، آنجوری حرف نزند. حلال است. شیطون است. از این همایش هرکی آمد بیرون، خاصیتش چیست؟ ترکیب کنار هم جمع میشود یا تذکر ایجاد میکند یا غفلت. گفتیم یکی غفلت است، یکی محبت. محبت، محبت، محبت از بین میبری. ایجاد میکند. طراحی میزند. از این بازیهایی که خیلی سر ما درمیآورند، مهم نیست تهش به نفع کیست. الان این فرم لباس تهش... تهش...
خدا رحمت کند حاج آقا مجتهدی رضواناللهعلیه، بچهمحل بودند. یک جمله به من فرمود رضواناللهعلیه. ماه صفر بود. رفتیم خدمت ایشان. من یک پیرهن مغزپستهای یقهدار تنم بود، کاپشنی و یک ساعتی هم تو دستم بود و بعد جمعی از رفقای طلبه رفتیم خدمت ایشان. منزل ایشان منزل خیلی باصفا، خیلی محل. خود ایشان هم که اصلاً فوقالعاده (بودند). مفصل. طلب شروع کرد برانداز... حسین! آنالیزورهای فوتبال هستند، کارشان این است. مینشینند آنالیز میکنند. نگاه. حلال است. یک نگاه بکنم بهش بگویم. شروع کرد یکی یکی آنالیز کردن. خاطره برایم عجیب است. اول یکی شلوار پلنگی... "خدا قبول نمیکند." "میبینم دارم میبینمت بالای دار دادگاه ویژه روحانیت." "دارم میبینم این رفیقهایت یک هفته نابود شد." خیلی با محبت برخورد کرد نسبت به جمع طلبه. "پیراهن طلبه تو ماه صفر مشکی تنش میکند." "طلبه من." "من، اثر عنانیت من." "من فلانی طلبه." "حاج آقا مجتهدی طلبه." "من طلبهای که تو خیابانهای قم، خیابان قم تهران." "طلبه معلوم." "طلبه من." "حاج آقای مجتهدی تو خیابانهای قم که راه میرود، مراجع که اینها را میبینند، به اینها میگویند تو طلبه حاج آقا مجتهدی نیستی." امام صادق فرمود: "یک جوری باشی تو خیابان راه میرفتی بگویند: «إنه شیعة جعفر»." حلال-حرامی؟ حق-باطلی؟ بابا گردن که حلال، کمرم حلال است. حالا دو تا همزمان دارم تکان... مجموعههایی که ترکیبی است، میآید زندگی را گرفته. از زیرساخت گرفته برده. صحبت میکنی، سخنرانی تغییر میکند. یک دو روزی هم میآید هیئت، هم میآید. یک جایی به بعد دیگر نمیآید. سبک زندگیاش است که این را گرفته. محل کارشان، ساختار اداری محل کار بیدین کرده. ادارههای ما یک جوری است کلاً. وقتی ساختار بوروکراسی است. بحث تبلیغ خارج از کشور بود با یکی از دوستان. رفتند یکی از دوستانی که ما با ایشان مشورت کردیم، مستند جهانشهری و طلبه آرژانتینی که شیعه شده، چند میلیون شیعه کرده، الانم آمریکا ممنوعالورود. خصوصی مشورت کردم که اون اتفاق رأی ما را زد. چند تا نکته خیلی نکات گفت. "استاد حالا بحث کانادا بود اینها. اونجا استاد متکبرتر باشی. ارتباط و رفتن و نشستن و گفتن و حرف زدن و گپ زدن و چای خوردن و اینها، اینها از استادی میاندازد." ساختار آکادمیک این است. ای مردهشور ترکیبش را ببرد! کشتی بگیرم؟ احساس نمیکنید؟ قبول دارید یا ندارید؟ تو دفتر میرود مینشیند، در میزند، پشت درت میدارد، بعد راهت میدهد، بعد محل نمیگذارد. تو خیابون تو پارک ببینش. ساختار شکلی شیطان تشکیلات یک جوری ساخته، ساختار از دست گرفته. کار زحمت نمیکشد. "من یک دانشگاه ساختم بری تو، کل ساختار مال منه."
عزیزان من، سروران من، تاج سر من، آقایون قربونتون بشم. حرف امشب مفهوم بود؟ جا افتاد مطلب؟ منافق اینجوری درست میشود. دلت تشکیلات را نمیتواند بکند، میبرد تشکیلات. اون تشکیلات جذاب. عملیات معکوسی که باید داشت با نفاق چیست؟ آنقدر بگوییم. جلسات بعد با هم مفصلتر. این بحث خیلی حرف است. خیلی حرف. راه اینکه منافق نشویم چیست؟ تعلقات از بین بردن. روی تعلقات تمرکز میکند. پول، مدرک، زندگی، رفاه. همه چی هست یا اینجا هیچی نیست. اونجا که میرود فحش میدهد به آمریکاییها. اینجا که میآید پیش ماها "آمریکا" فحش دادن. فکر کنید کاری که او میکند این است. تشکیلات این است. دل دل.
عملیات معکوس اینکه آدم منافق نشود که تو بزنگاهها، که تو بزنگاه آدم خراب نشود، عملیات معکوسش چیست؟ تعلقزدایی. تعلق به مال و خصوصاً اولاً برای اینکه آدم تا آخر پاکار بماند تو جبهه حق باید چکار کند؟ باید بگذریم. چکار کنیم؟ پول در میآوریم به نیت جبهه حق. پول در. جهادی که گفتی باشیم یعنی چی؟ یعنی تاریخ جهادی جلسه پیش یعنی پول در میآوری برای خدا. درس برای خدا. مدرک برای خدا. یک وقتی ممکن است به این احساس برسی که من چون مدرک ندارم کار باید اینجوری باشد. "بأبی أنت و أهلی و بنفسی". من اصلاً زن و بچه و مال و زندگی، همه را به خاطر شما میخواهم. شما مصداق بارز آن کی بود؟ حضرت امالبنین سلاماللهعلیها. شهادت. خیلی تعلق که ندارد، هیچی، کفرش در نمیآید. "بچه را به خاطر تو میخواستم." اصلاً بچه را بزرگ کردن فدای تو. بچه را قوی بار آورده برای اینکه یک روزی بتواند دفاع کند. شیر داده. وقتی هم لازم است کاری بکند، اشکال ندارد. نه اصلاً تربیتت کردم برای اینکه این عباس... بچهها را هر چهار تا پسر بزرگ کرده، لالایی خوانده برای کی؟ میشود ببینم تو برای قلم قلم شدی دور سر حسن و حسین و زینب چرخوندی؟ قربون شما، فدای شما.
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه ششم : غفلت از خدا ، دشمنی با مردم
شیطان و تشکیلات
جلسه هفتم : شیطان و قهر مومنین
شیطان و تشکیلات
جلسه هشتم : تشکیلات کندویی و جنگلی
شیطان و تشکیلات
جلسه نهم : شیطان هیچ کاره و همه کاره
شیطان و تشکیلات
جلسه دهم : هجوم های چهارگانه شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه دوازدهم : تشکیلات مغضوب علیهم
شیطان و تشکیلات
جلسه سیزدهم : تشکیلات صهیونیستی 1
شیطان و تشکیلات
جلسه چهاردهم : تشکیلات صهیونیستی 2
شیطان و تشکیلات
جلسه پانزدهم : تشکیلات صهیونیستی 3
شیطان و تشکیلات
جلسه شانزدهم : تشکیلات صهیونیستی 4
شیطان و تشکیلات
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شیطان و تشکیلات
جلسه دوم : دو اشتباه بزرگ در فرهنگ معنویت
شیطان و تشکیلات
جلسه سوم : تشکیلات سازی حضرت موسی (ع) و شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه چهارم : مراحل فعالیت شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه پنجم : تفرقه اختلاف می آورد
شیطان و تشکیلات
جلسه ششم : غفلت از خدا ، دشمنی با مردم
شیطان و تشکیلات
جلسه هفتم : شیطان و قهر مومنین
شیطان و تشکیلات
جلسه هشتم : تشکیلات کندویی و جنگلی
شیطان و تشکیلات
جلسه دهم : هجوم های چهارگانه شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه یازدهم : جذابیت های تشکیلات شیطان برای منافقین
شیطان و تشکیلات
جلسه دوازدهم : تشکیلات مغضوب علیهم
شیطان و تشکیلات
در حال بارگذاری نظرات...