جلسه چهارم : مراحل فعالیت شیطان
این مجموعه ۱۷جلسهای از جایگاه شیطان در «هندسه خلقت» و مسئله اختیار انسان آغاز میشود و سپس سازوکارهای وسوسه را در سطح فردی و جمعی دنبال میکند. جلسات نشان میدهند شیطان در این نگاه اجبار نمیکند، بلکه زمینه، پیشنهاد، غفلت، تفرقه و تعلقات انسان را به کار میگیرد. بحث در ادامه به ساختارهای تشکیلاتی، اختلاف میان مؤمنان، شیوههای نفوذ و مدلهای سازمانی میرسد. در پنج جلسه پایانی نیز این مجموعه با استفاده از متنی با عنوان «پروتکلهای دانشوران صهیون» و تحلیلهای سیاسی ـ رسانهای خود، نمونههایی از تشکیلات قدرت را بررسی میکند.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
ما تا الان یک فصلبندی برای بحث داشتیم. دو تا فصل کلی را عرض کردیم. عرض کردیم که شیطان چه کارهای ضد تشکیلاتی دارد در قبال مؤمنین برای به هم ریختن تشکیلات. اولین کاری که شیطان دارد، به هم ریختن جبهه مؤمنین است. آزادش میکند، ولش میکند در طبیعت. میگوید: "من تو را دارم میفرستم برای یک محک. مؤمنین، ضرورت...". اگر دعوتی از شر نباشد، دیگر دعوت به خیر معنا ندارد. اراده معنا ندارد. کمالی دیگر آن وقت پیدا نمیشود. او میآید فقط دعوت میکند. مرحله اول فقط دعوت است. هیچ ولایت و سلطانی ندارد. مانند ابراهیم که روز قیامت به اینهایی که از شیطان گول خوردند و جهنم رفتند، میگوید: "اینها کاری نکردم. من فقط دعوت کردم." سرآشپز انجام نمیدهد؛ پیشنهاد میدهد. پیشنهاد برای مقابله با شیطان خیلی بامزه است. حراست لو بدهد! حالا بازیهای مختلفی درمیآورد. برای حزباللهی بازی درمیآورد. بازی درمیآورد و پیشنهادهای ویژهای هم دارد. منطقی است! خیلی جالب است. آدم معمولاً میگوید: "چرا به ذهن خودم نرسید؟" خنّاس، خنّاس. آن حالتی است که یک کسی آنقدر ساکت، بیسروصدا رفتوآمد میکند. وسواس خناس این است. خودم به این نتیجه رسیدهام. خلاقیتهایی به خرج میدهد. خیلی عجیب و غریب. خودت انجامش دادی. آخرش هم نمیتوانی بگویی شیطان. نمیتوانی بیندازی گردن شیطان.
ولی اگر این دعوتها یکییکی اجابت شود، وقتی تبعیت کرد، ولایت شیطان، سلطنت شیطان، عبودیت شیطان. اول دعوت شیطان، بعد تبعیت شیطان، بعد ولایت شیطان، بعد سلطنت شیطان، بعد عبودیت شیطان. مرحله، مرحله پایین میرود. چه شکلی؟ اول فقط دعوت است. شیطان همین دعوت... یک صداهایی دارد میآید. خوابیده. طناب شستش؟ خبردار میشد. آیا تا آخر سوره مبارکه اعراف، زمینهها ایجاد میشود. عصبانی که میشود، میلش که به جوش میآید، شیطان میگوید: "به من پیشنهاد ویژه برات دارم." میگوید: "چی؟ ویپیان داری؟" نفس من اینجور پیشنهادهایی به من نمیدهد. دعوت دعوت را گوش داد. خیلی کار... خیلی با این شیطان نامرد... شیطان واقعاً...
خلاصه، گر گرفته بود و علیه آمریکا صحبت کرد. اینها خیلی تند شد. گفت: "هفته بعد خواهر شیخ انصاری میآید. خدمت ایشان خواب عجیبی دیدم." دیدم "طنابی دارد. کسی میرسد. نازک است. نخهای شیرینی، مثلاً خیلی سبک." مختلف. بعضیها خیلی راحتتر جذب میشوند. اینها نخ شیرینیاند، یا اصلاً نخم نمیخواهند. بعضیها سفت و سختترند، طنابشان محکمتر است. بعضیها هم باید زنجیر آهنی بیندازند. "تو خواب شما را دیدم، شیخ انصاری، شیخ اعظم." کلفت، لنگر کشتی را نمیدانم دیدی تا حالا یا نه. جماران رفتم. رفتیم توی این لنگر ناوشکن. یک چیز عجیب، عظیم، عظیمالجثه. خیلی سنگین است. زنجیر آهنی. خیلی کت و کلفت، کوچه مالی. اینها عجیب و غریب بوده. این بزرگان واقعاً عجیباند. خیلی فشار... "چطور زندگی کردی؟" دیروز خیلی فشار آمد. "این مسکوکات و اینهاست. ولی ایشان نان ندارد در خانه." امام زمانه. ایشان فرموده بود: "من دیروز یک درهم قرضی، من مرجع تقلیدم، سهم امام دارم، یک درهم قرضی برمیدارم، میآیم فردا اول ماه که حالا شهریه ماست و اینها. شهریه گرفتم، خوردم. قرضی از سهم امام با همین نگاه اول ماه هستی که بخواهی شهریه بگیری که بدهیات را به امام زمان بدهی." رانت بانک مرجعیتی حضور دارد. نگاه میکرده، همه را میشناسد. این توی خلوت موسی بوده. خیلی حرفهای است. جدی بگیرینش. منطقی است. عدالتخواهی، انقلابیگری و در مسیر عدالتخواهی. عدالت یعنی چی؟ بعد نوشته که: "استاد من به من گفتش که صد تا صلوات بفرست. بعد از خدا بخواه که عرفانی معنوی." صحرا از خواب بیدار میکرد. شیطانه نمیفهمید. منتظرم نماز جماعت داشته باشم. پس تو کار ضد تشکیلاتی، مرحله به مرحله دعوت میکند.
تشکیلات مؤمنانه. آدمها مطیع شدن، پیش آمدن. «إسْقَاطِيَا كُلُّ مَوْجُودَةٍ يَا سَيِّدِي» (یا «یَا سَیِّدُنَا»). با توجه به خدا به دنیا آمدید. هر کسی که به دنیا میآید، خدا را باور دارد، ولی آرامآرام منحرف میشود. جِبلَّه آدمی، خمیره. خمیرههای شما را خراب میکند. جِبلِّی خوب داری. شکم مادرش منحرف به دنیا نمیآید. همه با فطرت سالم به دنیا میآیند. حب اهلبیت نمیتواند داشته باشد. تکویناً نمیتواند داشته باشد. موانعی دارد که به سمت محبت اهلبیت نرود. سخت برای هیچ انسانی از جهت فطرتش هیچ مانعی نیست. خدای متعال هر انسان «فَالْهَمَهَا» تصفیه شده است؛ یعنی هیچی زائد ندارد، خردهشیشه ندارد، انحراف ندارد. همه قوا در او. اول کار هیچکس اینجوری نیستش که غضبش بیش از حد نرمال کم و زیاد داشته باشد، ولی روح مطلقاً اینجور نیست؛ چون روح مباشرتاً بدون هیچ واسطهای از خدای متعال ایجاد میشود. مسیر تدریجی خودش. یکی از موانع که باشد، به هم میریزد. پدر و مادر معمولاً یک مشکلی هست که بچه رعایت نکرده. روح هیچ کم و کاستی ندارد. جسمیه، مانع روحی نیست. مثل اینکه یک پدر و مادری پاشند بروند تو دیار کفر. بچه مسلمان شدنش خیلی سختتر است. خیلی موانع بیشتری را باید کنار بزند. اسلام وسط مؤمنین، بهترین جایی که همه مؤمن... موانع هم که باز فرق میکند. مسیر رسیدن به آن مقصود هیچ تفاوتی ندارد. این مسابقات دوومیدانی بیعدالتی. یکی آن جلو جلو وایساده. بنده خدا. عدالت. حداقل آن نفر آخر با نفر اول یک پنج متری حداقل فاصله دارد. این دور زمین بزرگترین لایه نفر جلویی است. کوچکترین لایه نفر آخری است. متراژ دویدن همهشان یکی است. همه باید صد متر بدوند. این صد مترش از آنجا شروع میشود. توجه. راه برای او بسته است. جَبر. دیگر نمیشود. نه، روایت دیگر تمام شد. اگر کسی حرامزاده است، موانع بیشتری دارد. کسی که حلالزاده است، برایش مسیر فراهمتر است، ولی هر دو متراژ برایشان یک اندازه است. یک مقدار مسیر ولو به ظاهر برای کسی عقبتر، برای کسی جلوتر. بنده خدا چه گناهی کرده حرامزاده است؟ قاضی نشود؟ امام جماعت نشود؟ اصلاً نکتش تو این است که اینها را از این برداشته. گفته تو حلالزاده... یک سری... چرا تکلیف؟ دیگر افتخار نیست که حالا کسی قاضی صاف بهشت چون قاضی است. کسی امام جماعت شد؟ رب امام جماعت تو جهنم داریم. جهنم داریم. آنقدر قاضی تو جهنم داریم.
حلالزادهای! حالا شیطان کاری که میکند، چیکار میکند؟ تشکیلات مؤمنانه را به هم بریزد. نمیتواند ببیند چند تا مؤمن با همدیگر بر محور ولایت و توحید جمع شدند. مرحله بعد چیکار میکند؟ این اسقاطیها را کثیر جمع میکند. اینها که از مسیر فطرت منحرف شدند، از آن مسیر اولیه منحرف شدند. اسقاطی، اسقاطی مریض. به کل شیطان مرید مریض. این مریضها را شیطون جمع میکند دور هم. بعد اینها را تشکیلات. بعد با اینها سازوکار راه میاندازد برای منحرف کردن بقیه. جنود شیطان، حزب... این شد فصلبندی طرح بحث ما تو این جلساتی که با همدیگر انشاءالله اگر...
فصل اول چیست؟ فصل اول کارهای ضد تشکیلاتی شیطان برای اینکه یک تشکیلات مؤمنانه را به هم بریزد. چیکار میکند؟ ما با هم ارتباط نگیریم. ما یک مشت نشویم، یک دست نشویم. حالا مثال معروف. بابا، حالا اینجا ماجرا این است. سختتر شکسته میشود. ایمان با هم جمع میشوند. کنار هم میآیند. اینها ایمانشان قوت پیدا میکند. سه تا شدن سختتر است. چرا نماز جماعت اینقدر ثواب دارد؟ یک انگشت چیکار میتوانی بکنی؟ انگشت، زنگ بزن. سیب بردارید، پرتقال بردارید، دکمه ببندی، دکمه باز کنی. سه تا انگشت اگر داشته باشی میتوانی قلم دست بگیری. بر فرض حیطه فعالیتهای شما بیشتر میشود. حالا اگر ده تا انگشت شد، چی میشود؟ شما بینهایت کار میتوانی انجام دهی. دو تا انگشت ضریب پیدا میکند. سه تا انگشت ضریب پیدا میکند. دیگر قابلشمارش نیست. دیگر به شماره نمیآید. جمع مؤمنان این شکلی است. وقتی دو نفر کنار هم آمدند، ضریب پیدا میکنند تو ایمان. از عجایب عالم است. "برای دینداری خودم احساس خطر میکنم. من سرد شدم، سست شدم. اوایل حالت خوبی داشتم. دیگر این حالات را ندارم. دیگر اینجوری نیستم. آن شور و علاقه را ندارم." راهکارش چیست؟ نماز جماعت. محل ارتباطگیری. محل رفاقت. محل صمیمیت. میگوید: "مسجد که میروی، آخوند فیل است." هشت تا چیز خدا بهت میدهد. یکیش رفیق خوب است. خواستگاری مال تو مسجد است. ازدواج تو مسجد است. ما بحث کردیم مسجد در سبک زندگی اسلامی. مسجد یک کبابی هم میزنم زیرش. قشنگ مشتی. دمت گرم. چگونه از خدا پول در بیاوریم؟ مسجد، صمیمیت، ارتباط. یک نفر سه روز نماز جماعت پیغمبر شرکت نمیکرد، حضرت دنبالش راه میافتادند. کجاست؟ خبری ازش نیست. مردی، زندهای؟ بخوریم از شدت علاقه.
شیطون استراتژیک برای چی ازدواج میکند؟ آقا، چرا شما وقتی ازدواج میکنید، نصف دینت حفظ شده؟ آدم وقتی تنهاست... خانههای مجلدی، خانههای... ازدواج که میکنی، ببین ضریب پیدا میکنی. پیدا. "بدبخت من برات پیشنهاد دارم. مثل رامین نکبت زندگیات را کن، صدایت هم در نیاور." پیدا میکند. «نِسَاءً». زن بگیری دو برابر میشود. هر بچه رزقش را با خودش میآورد. ببین من تجربه سه تا بچه دیدم دیگر تو زندگی. مخصوصاً دختر. حالا من خودم دو تا دختر دارم، یک پسر دارم. سیری از رزق دارد به خودش میآورد، میفرستد. این است که تشکیلات را میریزد به هم. اینها فعالیتهای ضد تشکیلاتی شیطان است. ازدواج همسر. اولین تشکیلات است دیگر. اولین تجربههای آدم از زندگی تشکیلاتی با همسرش. شهید مطهری بحث خیلی قشنگی دارد. این کتاب «جاذبه و دافعه علی علیه السلام» را بخوانید. فوقالعاده است. این خیلی زیباست. خیلی. مرغ وقتی جوجه است، یک جور زندگی میکند. یک سبک زندگی دارد. وقتی یک خرده بزرگ میشود و تخم میگذارد، یک چیز دیگر میشود. سبک زندگی دیگر پیدا میکند. هویت پیدا میکند. وقتی مجرد تا دو شب تو تلگرام و اینستا و توییتر و اینها، دیگر بیهوش میشود که میافتد. لایک به دست میرود. انفجاری است. خوابگاهها یک سری بزنید. زندگی تنها و مجردی را هم دیدم. زندگی مجردی و تنهایی نکبت. چه مزه ندارد؟ لحظه تنها زندگی میکنی. یک وقت است شما اجتماعی زندگی میکنی. یک وقتهایی به خلوت فرق میکند. یک چیز دیگر است. یک سحری، یک حرارتی. برای خودت پا میشی نماز شب میخوانی. یک چیز دیگر است. تنها داری زندگی میکنی. آدم، آدمی که تنها زندگی میکند، بعد چند سال اصلاً نمیشود باهاش زندگی کرد. زودتر ازدواج میکنند. بسیار موفق تو سازمان زندگی میکند. گردن نمیکشد. خیلی مهم است اینها. ازدواج مخالف است. چقدر با زندگی جمعی مخالف است ازدواج؟ حالا تو رفاقت شما فوقالعاده. تفسیر المیزان. وقتی جسمها کنار هم نیامد، روحها از هم فاصله میگیرد. عقاید مختلف و متفرق میشود. آدمی که جسمش کنار دیگران نمیآید. علامه طباطبایی. آدمهایی که تنها عادت کردند به تنهایی زندگی کردن. زندگی میکنی. خودت را به جمع نیاور. زندگی سازماندهیشان میکند. اینجور آدم خوراک شیطون است. از هر کدام یک فرعون درمیآید. آتش به پا میکنند تو عالم.
بچه وقتی زیاد میشود، هر کانالی دلت خواست. الان من خانه میروم، این بچهها حسرت به دلم مانده. سالی یک بار من بتوانم از این نهال و پویا و کوفت و اینها نگاه کن. فقط ببینم یک کنترل گرفته. ابرقدرتها دستش گرفته. مثل یک مشعل آزادی هست. اینجوری ساکت میکند آدم را. جمع میکند آدم خودت را. آدم عادت میکند به زیستن با دیگران. بعد وقتی میآید تو محیط دانشکده میتواند تحمل کند مخالفش را. متلکی را تنهایی غیبت میکند. رو مخ که میرود، آدم پتو میکشد. دمای هوا برایش مناسب نیست. پنجره وا کند، بخاری زیاد کند. آقا رو مخه. آدم نمیشود. کسی اینجوری آدم شدن. زندگی آغاز ظاهری امام. اذان عص غیبت من. فراق من برای شما به تأخیر بیفتد و ظهور من به عقب نماند. این فراق کش پیدا میکند. «عَلَى اجْتِمَاعِ مِنَ الْقُلُوبِ» تحمل فرمود: «جَمْعِ الْمَالِ» شدید. خوشحال میشود. سبک زندگی اربعینی. التماس میکرد به ما ایرانیها. تا حالا آنجا رفته باشی. من شهر محمودیه لهجه خاصی هم داشتند. ایرانی، یک طلبه وسط. اوایل شب. عجیب و غریب. خانه و زندگی محبت تجربه کردم. یک دو روز بعد اربعین که میشود، حالا تو این ایام اربعین همهچی مفتی میدهند. با التماس میدهند. نان بخریم. ما که هیچی. مشتی عراقیها بیایند دلار. تشکیلات دیگر بیمه شده. مردم یک جوری زندگی کردن. زیست اجتماعی. انداختنش بیرون. بیمه جمع المال. امروز روز تجدید بیعت در واقع باید بگوییم امام عصر سلام الله علیه عجل الله تعالی فرجه. چند خطی را تقدیم به محضر امام زمان بخوانیم. چند خط توسل امام زمان داشته باشیم. امام عصر چند سالگی امام شدند؟ امامت ظاهریشان رشد میکند. خدا امتحانش این است دیگر. از امام جواد هشت ساله و امام هادی ده ساله و امام زمان پنج ساله. «سِنَاءٌ» دارد میآید پایین.
بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة، ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً.
چه فرق میکند اصلاً که دیر آزمون است. خیالم از تو و از وعده تو آسوده. تو گفتهای که «وَوَقْتَ آمَدَنَم». چه فرق میکند که دیر یا زود است که راه بیفتم در این مسیر که پاک میشود آری هر آنچه شعر غنی. همین که راه بیفتم رسیدهام که انتظار خودش مقصد است و فقط نه هرکس هیزم بیاورد. هر نسوختهای غمت در سپاه نم، قمار کردن عمر است. انتظار در این غبار فقط حرف سود. یا در امتحان بزرگی که وعده کدام یک از ما. در هر آنکه منتظر قائم است برخیزد، هر آنکه منتظر غائب است مردود است. گوش لشکر جان و این خبر برسد. این صدا که میآید، صدای داو یعنی دعوت.
اللهم صل علی محمد و آله الطیبین الطاهرین. یا الله، یا رحمان، یا رحیم، یا مقلب القلوب، ثبت قلوبنا علی دینک و طاعتک و حب ولایت محمد و آل محمد. یا قدیم الاحسان. اللهم عجل لولیک الفرج. عظمت این روز فرج آقامون امام زمان را برسان. نازنینش از ما راضی و خوشنود بفرما. عمر ما نوکران حضرتش، نسل ما نوکران حضرتش قرار بده. ارواح شهدا، فقها، امام راحل را سر سفره با برکت امام عسکری مهمان بفرما. شب اول قبر امام عسکری به فریادمان برسان. دنیا زیارت معصومین و در آخر شفاعت اهلبیت را نصیب ما بفرما. شر دشمنان دین، قرآن، انقلاب، ولایت را اگر قابل هدایت نیستند، از سر ما کم کن. رهبر معظم انقلاب، مراجع عظام، علمای اعلام، هر آنچه گفتیم و صلاح ما بود، برای ما رقم بزن.
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه اول : ضرورت وجود شیطان در عالم
شیطان و تشکیلات
جلسه دوم : دو اشتباه بزرگ در فرهنگ معنویت
شیطان و تشکیلات
جلسه سوم : تشکیلات سازی حضرت موسی (ع) و شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه پنجم : تفرقه اختلاف می آورد
شیطان و تشکیلات
جلسه ششم : غفلت از خدا ، دشمنی با مردم
شیطان و تشکیلات
جلسه هفتم : شیطان و قهر مومنین
شیطان و تشکیلات
جلسه هشتم : تشکیلات کندویی و جنگلی
شیطان و تشکیلات
جلسه نهم : شیطان هیچ کاره و همه کاره
شیطان و تشکیلات
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شیطان و تشکیلات
جلسه دوم : دو اشتباه بزرگ در فرهنگ معنویت
شیطان و تشکیلات
جلسه سوم : تشکیلات سازی حضرت موسی (ع) و شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه چهارم : مراحل فعالیت شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه پنجم : تفرقه اختلاف می آورد
شیطان و تشکیلات
جلسه ششم : غفلت از خدا ، دشمنی با مردم
شیطان و تشکیلات
جلسه هفتم : شیطان و قهر مومنین
شیطان و تشکیلات
جلسه هشتم : تشکیلات کندویی و جنگلی
شیطان و تشکیلات
جلسه دهم : هجوم های چهارگانه شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه یازدهم : جذابیت های تشکیلات شیطان برای منافقین
شیطان و تشکیلات
جلسه دوازدهم : تشکیلات مغضوب علیهم
شیطان و تشکیلات
در حال بارگذاری نظرات...