مروری بر خطبه متقین

جلسه نوزدهم : برخورد آرام با مخالف خود

00:05:29
9

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
عرض سلام و ادب دارم، آقای امینی‌خواه. خدمت شما خیلی خوش آمدید. تسلیت رحمان رحیم. سلام علیکم. بنده هم تسلیت عرض می‌کنم خدمت شما و همه محبین و شیعیان امیرالمؤمنین در سراسر عالم. ان‌شاءالله که توجهات خاصه آن بزرگوار در دنیا و آخرت شامل حال همه ما باشد. سلامت باشید ان‌شاءالله.

خیلی ممنونم که امروز هم در برنامه ما هستید. خدمتتان عرض کنم که خوب، متقین کسانی هستند که با مخالفان خودشان هم به آرامی رفتار می‌کنند. بله، بله. امیرالمؤمنین اینجا ویژگی‌ای را مطرح می‌کنند؛ ویژگی‌ای خیلی منحصر به فرد. شاید هیچ جای دنیا، در هیچ مکتب اخلاقی، ما گزاره‌ای منحصر به فرد (البته اصل این مطلب از آیه قرآن است) در سوره مبارکه مائده، آیه ۸ می‌فرماید که: «لَا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا.» اگر کینه‌ای دارید، نفرتی دارید، این باعث نشود، این شما را نکشاند به اینکه خدایی نکرده رفتاری غیر از رفتار عادلانه انجام دهید. عدالت داشته باشید، عدالت به تقوا. زمینه تقوا با عدالت است. اینکه انسان مرزها را دائماً به آن توجه داشته باشد، و مخصوصاً وقتی که ما از چیزی خوشمان می‌آید یا از چیزی بدمان می‌آید، آن وقت‌ها معمولاً دیگر انسان خیلی توجه به مرز ندارد. این حد و حریم‌ها را، حدود را، خیلی راحت رد می‌کند. اگر از کسی، از یک مجموعه‌ای، از یک جریان سیاسی، قومی، قبیله‌ای خوشمان بیاید، خیلی بالاخره با این‌ها با یک دامنه وسیعی برخورد می‌کنیم و خیلی مسائل، اشتباهات کلان را می‌توانیم از آن‌ها بپذیریم. اگر از یک جماعتی بدمان بیاید، کوچکترین چیزی را هم با میکروسکوپ باید دیده شود، به چشممان بزرگ می‌آید و سر همان هم بیشترین چالش‌ها را خواهیم داشت.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام با خوارج چطور برخورد کردند؟ حضرت، مثل فردا که عمر مبارکشان ساعات پایان بود، به اهل خانه گفتند: «شما به ابن‌ملجم افطار و سحر بدهید.» بعد حضرت از غذایی که خودشان می‌خوردند، دادند به ابن‌ملجم. بعد فرمودند که: «اگر من زنده بمانم، خودم می‌دانم با او چه کنم. ولی اگر من به شهادت رسیدم، ضربت ضربه‌ای که من زدم، او یکی زده و شما هم یک ضربه.» و این باعث نشود که با کل خوارج درگیر شوید. به هر حال برای ما، بله، مثالی را بگویم از یکی از شاگردان مکتب امیرالمؤمنین، شهید بهشتی رضوان‌الله‌علیه، به نظرم شاید مورد خوبی باشد در اینکه تربیت‌شده مکتب امیرالمؤمنین بوده است.

ایشان خب با بنی‌صدر خیلی چالش داشتند. واقعاً فروگذار نبود از ظلم و تهمت نسبت به شهید بهشتی. نقل شده است که در ایام انتخابات که به هر حال رقیب انتخاباتی به حساب می‌آمد و بنی‌صدر رقیب حزب جمهوری بود، در همان ایام همسر بنی‌صدر در یک اوضاع بدی دستگیر شده بود. شهید بهشتی خیلی تشر زده بودند که این ایام، ایام انتخاباتی است و کاری که شما می‌کنید به ضرر خود بنی‌صدر تمام می‌شود در این جریان انتخابات. درسته همسر یک خطای قانونی انجام داده و مشکلاتی دارد، ولی الان وقت پردازش به این مسئله نیست؛ تسویه‌حساب سیاسی است. آزادش بکنید بعد از انتخابات. واقعاً ما چقدر الان در بین شخصیت‌هایمان رفتار این‌شکلی داریم و چقدر تو رفتارهای خانوادگی خودمان این مسائل را رعایت می‌کنیم؟

تلویزیون نشسته بود. شهید بهشتی سخنرانی معروف بنی‌صدر در دانشگاه تهران در اسفند سال ۵۹ را تماشا می‌کردند. همه به شهید بهشتی توهین می‌کردند و طرفداران شهید بهشتی را با شعارهای خیلی بدی که نمی‌خواهم تلفظ بکنم، می‌زدند و پرت می‌کردند بیرون. یکی از اطرافیان شروع می‌کند یک توهینی به بنی‌صدر کردن. شهید بهشتی خیلی ناراحت می‌شوند و عصبانی می‌شوند و می‌گویند: «مگر من صد بار نگفتم کسی حق ندارد پیش من در مورد شهید بهشتی حرف بزند و توهین کند؟»

این مراعات این مرزها، این تقوا است. اگر خدایی نکرده انجام ندهیم و رعایت نکنیم، به تعبیر امیرالمؤمنین، صاحب این ایام فرمود: «الْبَقِيَّةُ سَاعَةُ الْحِيَلِ.» اگر آدم این مرز را رعایت نکند، از این مرزها رد شود (چون وقتی که به کسی علاقه دارد، چون وقتی که از کسی بدش می‌آید)، اگر این را رد شود، این باعث عاقبت به شرّ شدن است. در لحظه آخر نتواند با ایمان و تقوا عنایت کند به واسطه وجود نازنین امیرالمؤمنین که ما هم اهل تقوا باشیم. الهی آمین.

ان‌شاءالله امیدوارم که حالا مثال شهید بهشتی را زدید و شخصیت‌هایی هستند که الگوشان در زندگی واقعاً امیرالمؤمنین بوده است، ما هم یاد بگیریم دیگر این الگو بودن حضرت علی علیه‌السلام را.

خیلی ممنونم، حجت‌الاسلام والمسلمین امینی‌خواه. خیلی لطف کردید. التماس دعا دارم.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...