متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما آقای امینیخواه. طاعات قبول باشد. بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. بنده هم عرض ارادت دارم خدمت شما و همه عزیزان. تبریک سال نو. سلامت باشید. بله، سال نویی که یک تولد جدید هم اصلاً داریم دیگر بعد از این شب قدر. سال نو تقدیرات و سال نو معنوی. خدمتتان سلامت باشید. خیلی ممنون. خوب هستید.
همین بحث سال نو را که شما مطرح کردید، ما در سال ۹۸ قول و قرارهایی گذاشتیم و قول و عملمان را با همدیگر ببینیم؛ باید مثل متقین باشد. شکل دیگری هم داریم برایش. در روایت ما هستش که اگر کسی حرفش با عملش جور درنیاید... در ویژگی متقین به این است که حرف خوب یعنی چه؟ یعنی مثلاً ۲۴ ساعته داریم یک چیزی را اگر انجام دهیم، هیچ وقت هیچ مشکلی پیش نمیآید. مثلاً متقین گفتند همه را میرسند عمل بکنند. شاید بعضیها ممکن است بنده مثلاً سفارش به این بکنم که بچهات را نداشته باشی؛ خب عمل به اونی که دارم میگویم که نمیتوانم. این یک قاعدهای دارد. در واقع این قول و عمل یعنی اگر بنده یک چیزی را بنا ندارم که به آن عمل بکنم، درگیر این نیستم که به آن عمل بکنم یا اصلاً اعتنایی برایش قائل نیستم، این را نگویم؛ یعنی سفارش نکنم. این میشود ویژگی آدمهای باتقوا. و خیلی وقتها ممکن است که اصلاً خودم نرسم که عمل کنم.
برخی اساتید میفرمودند که اگر بعضی کارها را میبینی که خودت خیلی به بقیه بگو که آنها انجام دهند، وقتی میبینیم آنها انجام میدهند، ما هم انجام میدهیم. کمتر به این توجه میکردند. میگفتند که مثلاً اگر نماز شب آدم سست است، به دیگران بگوید که نماز شب بخوانند. بعد وقتی از رفقایت میپرسی، جدیتر میشود. در واقع این قول با عمل تناسب دارد؛ چون من میخواهم عمل بکنم، حرفی را میزنم، دوست دارم عمل بکنم و الان نمیتوانم به آن عمل کنم؛ بنا به خاطر... یعنی به خاطر ضعفم. به این، سبقت نگرفتن عمل از قول و قول از عمل میگویند. عمل سبقت بگیرد که بهتر است. یعنی آدم خیلی چیزها را نمیگوید و عمل میکند.
در بین بزرگان ما این ویژگی به وضوح دیده شده است. کتاب "مصباح المتهجد" و "مفاتیح الجنان" همهاش زیارت، ذکر و نماز است. ایشان اول یک دور کل کتاب را عمل کرده بود، در طول سال بعد داده بود. در جلسهای استاد داشتند در مورد فضیلت مواسات با دیگران، به فکر برادر بودن صحبت میکردند. درس را متوقف کرد، رفت. بعد یک ربع برگشت. گفتیم آقا این چیست؟ ایشان گفت من در مورد مواسات حرف زدم، دیدم خودم دو تا ظرف اضافه در خانه داشتم، آنها را آوردم بدهم. این همان است که انسان بنا دارد عمل کند.
معده جسم و معده روح یک شباهتی دارند. معده روح همان جایی است که ما مرکز ادراک داریم؛ در واقع دریافت از حقایق و معارف و علم. و معده جسم: بلع میکنیم، هضمش خودش صورت میگیرد، خودش دیگر عملیات هضم را انجام میدهد. ولی معده روح این شکلی نیست. ما یک بلع داریم، دریافت؛ خودمان باید انجام دهیم. با وجود ما عجین میشود و ازش...
آقای امینیخواه، چیزی هم بپرسم؟ خب ما زیاد میشنویم دیگر این عالم بیعمل و اینکه خیلی وقتها هم توی این جریان میمانیم. یعنی خودمان یک نکتهای را بلدیم، میدانیم و بهش عمل نمیکنیم، ولی میرویم سفارش میکنیم. اینکه میگویند "انظر ما قال" یعنی ببین که چه میگوید، مهم نیست که چه کسی میگوید؛ یک جورایی با همدیگر توی این دو تا نکته فکر میکنم شاید یک تناقضهایی وجود داشته باشد. شما میتوانید آن را برطرف کنید؟
خواهش میکنم. نکتهای که هست اینه: یک وقت ما یک مطلبی را در خیابان میشنویم که مثلاً با پول کجا بوده... ولی یک وقت میخواهیم برویم از یک کسی استفاده بکنیم، به عنوان یک شاگرد تلمیذ. صلاحیت برایش قائل باشیم که ما از کانال او دائماً دریافت کنیم. اینجا باید حتماً توجه کنیم. یعنی میخواهیم یک استاد اخلاق مثلاً انتخاب کنیم برای خودمان. شاگردی آدم یک وقت رهگذر است؛ وسواس به خرج ندهد، ولی این شاگردی را... خیلی ممنونم، متشکر، لطف کردید، ارادتمندتان هستم.
عرض سلام و ادب دارم خدمت شما آقای امینیخواه. طاعات قبول باشد. بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. بنده هم عرض ارادت دارم خدمت شما و همه عزیزان. تبریک سال نو. سلامت باشید. بله، سال نویی که یک تولد جدید هم اصلاً داریم دیگر بعد از این شب قدر. سال نو تقدیرات و سال نو معنوی. خدمتتان سلامت باشید. خیلی ممنون. خوب هستید.
همین بحث سال نو را که شما مطرح کردید، ما در سال ۹۸ قول و قرارهایی گذاشتیم و قول و عملمان را با همدیگر ببینیم؛ باید مثل متقین باشد. شکل دیگری هم داریم برایش. در روایت ما هستش که اگر کسی حرفش با عملش جور درنیاید... در ویژگی متقین به این است که حرف خوب یعنی چه؟ یعنی مثلاً ۲۴ ساعته داریم یک چیزی را اگر انجام دهیم، هیچ وقت هیچ مشکلی پیش نمیآید. مثلاً متقین گفتند همه را میرسند عمل بکنند. شاید بعضیها ممکن است بنده مثلاً سفارش به این بکنم که بچهات را نداشته باشی؛ خب عمل به اونی که دارم میگویم که نمیتوانم. این یک قاعدهای دارد. در واقع این قول و عمل یعنی اگر بنده یک چیزی را بنا ندارم که به آن عمل بکنم، درگیر این نیستم که به آن عمل بکنم یا اصلاً اعتنایی برایش قائل نیستم، این را نگویم؛ یعنی سفارش نکنم. این میشود ویژگی آدمهای باتقوا. و خیلی وقتها ممکن است که اصلاً خودم نرسم که عمل کنم.
برخی اساتید میفرمودند که اگر بعضی کارها را میبینی که خودت خیلی به بقیه بگو که آنها انجام دهند، وقتی میبینیم آنها انجام میدهند، ما هم انجام میدهیم. کمتر به این توجه میکردند. میگفتند که مثلاً اگر نماز شب آدم سست است، به دیگران بگوید که نماز شب بخوانند. بعد وقتی از رفقایت میپرسی، جدیتر میشود. در واقع این قول با عمل تناسب دارد؛ چون من میخواهم عمل بکنم، حرفی را میزنم، دوست دارم عمل بکنم و الان نمیتوانم به آن عمل کنم؛ بنا به خاطر... یعنی به خاطر ضعفم. به این، سبقت نگرفتن عمل از قول و قول از عمل میگویند. عمل سبقت بگیرد که بهتر است. یعنی آدم خیلی چیزها را نمیگوید و عمل میکند.
در بین بزرگان ما این ویژگی به وضوح دیده شده است. کتاب "مصباح المتهجد" و "مفاتیح الجنان" همهاش زیارت، ذکر و نماز است. ایشان اول یک دور کل کتاب را عمل کرده بود، در طول سال بعد داده بود. در جلسهای استاد داشتند در مورد فضیلت مواسات با دیگران، به فکر برادر بودن صحبت میکردند. درس را متوقف کرد، رفت. بعد یک ربع برگشت. گفتیم آقا این چیست؟ ایشان گفت من در مورد مواسات حرف زدم، دیدم خودم دو تا ظرف اضافه در خانه داشتم، آنها را آوردم بدهم. این همان است که انسان بنا دارد عمل کند.
معده جسم و معده روح یک شباهتی دارند. معده روح همان جایی است که ما مرکز ادراک داریم؛ در واقع دریافت از حقایق و معارف و علم. و معده جسم: بلع میکنیم، هضمش خودش صورت میگیرد، خودش دیگر عملیات هضم را انجام میدهد. ولی معده روح این شکلی نیست. ما یک بلع داریم، دریافت؛ خودمان باید انجام دهیم. با وجود ما عجین میشود و ازش...
آقای امینیخواه، چیزی هم بپرسم؟ خب ما زیاد میشنویم دیگر این عالم بیعمل و اینکه خیلی وقتها هم توی این جریان میمانیم. یعنی خودمان یک نکتهای را بلدیم، میدانیم و بهش عمل نمیکنیم، ولی میرویم سفارش میکنیم. اینکه میگویند "انظر ما قال" یعنی ببین که چه میگوید، مهم نیست که چه کسی میگوید؛ یک جورایی با همدیگر توی این دو تا نکته فکر میکنم شاید یک تناقضهایی وجود داشته باشد. شما میتوانید آن را برطرف کنید؟
خواهش میکنم. نکتهای که هست اینه: یک وقت ما یک مطلبی را در خیابان میشنویم که مثلاً با پول کجا بوده... ولی یک وقت میخواهیم برویم از یک کسی استفاده بکنیم، به عنوان یک شاگرد تلمیذ. صلاحیت برایش قائل باشیم که ما از کانال او دائماً دریافت کنیم. اینجا باید حتماً توجه کنیم. یعنی میخواهیم یک استاد اخلاق مثلاً انتخاب کنیم برای خودمان. شاگردی آدم یک وقت رهگذر است؛ وسواس به خرج ندهد، ولی این شاگردی را... خیلی ممنونم، متشکر، لطف کردید، ارادتمندتان هستم.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه هجدهم : خشوع در عبادت
مروری بر خطبه متقین
جلسه نوزدهم : برخورد آرام با مخالف خود
مروری بر خطبه متقین
جلسه بیستم : کظم غیظ
مروری بر خطبه متقین
جلسه بیست و یکم : ورود ممنوع به باطل، خروج ممنوع از حق
مروری بر خطبه متقین
جلسه بیست و دوم : قرآن خواندن در شب
مروری بر خطبه متقین
جلسه بیست و چهارم : آزمایش متقین
مروری بر خطبه متقین
جلسه بیست و پنجم : نبود هوای نفس در روابط اجتماعی
مروری بر خطبه متقین
جلسه بیست و ششم : نشاط در هدایت
مروری بر خطبه متقین
جلسه بیست و هفتم : دنبال حلال بودن
مروری بر خطبه متقین
جلسه بیست و هشتم : صبر در برابر ظلم
مروری بر خطبه متقین
در حال بارگذاری نظرات...