مروری بر خطبه متقین

جلسه بیست و چهارم : آزمایش متقین

00:04:57
9

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم، عرض ارادت دارم در این ماه مبارک رمضان و نزدیک شده، الهی آمین. ان‌شاءالله آقا ببخشید ما رو. ما دیگه این دقایق دم افطار، یه خورده زبونمون در دهانمون می‌چرخه برای حرف زدن. اگر تپقی می‌زنم، ارادت خدمتتون عرض کنم.

ما امروز می‌خوایم درباره این عبارت صحبت کنیم: «نَزَلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي الْبَلَاءِ کَالَّتِي نَزَلَتْ رَخَاءً». مثل اینکه مؤمنین و متقین را هر لحظه آزمایش می‌کنند و همه را. حالا فقط متقی نیستند، همه هر لحظه در حال آزمایشند. یادمه تو همون، عرض کنم که، پاساژ شهر نسرین، بله، خیابان ارم، یادم نمیره. یه جوون، اون سال‌هایی که گوشی‌های مدرن و این‌ها اومده بود، مشغول ور رفتن با امکانات، از دستش افتاد. تقریباً خاکشیر شد. بعد اومد زیر پای یه برادر طلبه، بزرگ‌طلبه، زیر پای این طلبه، و تا نوبت آزمایش این بنده خدا مونده بود. اینجا همه این آزمایش را دارند.

متقین ویژگی‌شون اینه که انواع و اقسام این آزمایش‌ها، چون آزمایش‌ها... آزمایش فقط وقتی که باید یه خانمی رو بد اخلاقی‌شو مثلاً تحمل بکنن یا آقای بددهنی رو تحمل بکنی، آزمایش الهی است؟ نه! اون خانمی هم که شوهر خیلی خوش‌اخلاق داره، اینم آزمایش الهی‌یه، یه جور دیگه، با خوش‌اخلاقی امتحان. «هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی». حضرت سلیمان وقتی که بلقیس... ماجرا این ابتلاء الهی بود که من تخت اونو تونستم از اونجا به اینجا بیارم. مستقیماً این باور رو دارن که همه چی ابتلاء، همین تعبیری که امیرالمؤمنین فرمودند. شما نفسشون رو در یک منزلی قرار دادن، یعنی منزل ابدیت، عالم بقا. دیگه اینا این رفت‌وآمدهایی که تو عالم ماده و با مادیات و اینهاست، چون گیرشون میاد، چون وقتی که از دست میدن، حالشون فرقی نمی‌کنه. این پیدا می‌کنند، می‌دونن، متوجه که این ابتلاء نمیشه. یه قشنگی تو فارسی داریم که میگه: «عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد/ ای عجب من عاشق این هر دو ضد. ناخوش او خوش بود بر جان من/ جان فدای یار دل‌رنجان من». آدمی که این شکلیه، همه رو از جانب خدا می‌دونه و هیچ نگرانی بابت این رفت‌وآمدها نداره. وقتی هم که گیرش میاد، احساس می‌کنه خدا داره امتحان می‌کنه.

فیلم معروف حضرت امام که دارن از فرانسه به ایران میان. خبرنگار سوال می‌کنه که آقا چه... امثال بنده، خیلی برمی‌گردیم چند میلیون، چند روز خیابون، آسمون، چه برسه به اینکه بخوان جمعیت میلیونی فرودگاه مهرآباد. چقدر آدم کف خیابون چند روز منتظر مونده بودن که فرودگاه باز بشود. من ایشون هیچ حسی... علامت عبودیت ام کنارش هست، مصطفی شهید مصطفی خمینی رضوان الله... امام ورود امام به ایران نبودند و شهید شده بودند ولی خاطره‌ای که تعریف می‌کنند در مورد تبعید امام به عراق، یکی پول تو جیب امام، حاج آقا مصطفی... امام هیچ باکی نداره. اومد بغل خیابون فرودگاه بغداد نشست. مقلدین ایشون که اهل کویت بود، امامو دید و سوار ماشین کرد و برد کاظمین و دیگه مهمان... این همون حالی بود که چند میلیون آدم تو فرودگاه مهرآباد منتظر... فرودگاه بغداد نداشت، هیچ فرقی به حالش نداشت. این همینه که امیرالمؤمنین در...

بسیار ممنونم. متشکرم از شما حجت‌الاسلام والمسلمین امینی. بهره بردیم. سکوت کردم که خوب بشنویم همه حرف‌های شما رو. ارادتمندم و خداحافظ.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...