متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسمالله الرحمن الرحیم.
مقدمه اول جناب شیخ در بحث خیار: عرض کردیم که تعریف خیار از جهت لغوی و اصطلاحی بود.
مقدمه دوم: تأسیس اصل که در بیع، اصل اولی چیست؟ این است که لازم است یا جایز؟ لازم اگر باشد، غیرقابل فسخ میشود. جایز اگر باشد، متزلزل و قابل فسخ میشود. ما یک سری بیوع داریم که دلیل خاص بر جوازشان داریم و یک سری بیوع داریم که دلیل خاص بر لزومشان داریم. حالا میخواهیم ببینیم کدامیک اصل است؟ بیوعی که به ما گفتند اینها جایز است، اصل است یا بیوعی که به ما گفتند لازم است؟ ثمره این اصلگیری چیست، آقا سیّد؟ نه، اگر چیزی از ثمره در جاهایی که مردد و مشخص نیست، میگوییم اصل بر این بوده که وقتی تأسیس اصل کردیم، شک استفاده میکنی؛ جایی که شک داریم لازم است یا جایز است، بر اساس «الاصل اللزوم» یا «الاصل الجواز»، اصل تأسیسش اینجور وقتها به درد میخورد.
برای تأسیس اصل چهار معنا ذکر شده که باید تکبهتک وارد بشویم و بحث بکنیم. میخواهیم ببینیم که چون بحث خیار، بحث فسخ است، میخواهیم ببینیم که خودش بهخودیخود قابل فسخ و خیار در همان خودش تعریف میشود یا نه؟ بهخودیخود قابل فسخ نیست. خیار در فسخ یا انفساخ کاربرد دارد. اگر بهخودیخود جایز باشد، خیار جزو فرایند انفساخ است. اگر بهخودیخود جایز نباشد، خیار جزو فرایند فسخ است.
چهار تا معنا گفتند: معنای اول. معانی دیگرش! حالا همین معنای اول، کلی رویش بحث است. حالا حالا طول میکشد تا به معنای دوم برسیم. معنای اولش این است: اشکال شده و بعد باز به اشکال جواب دادهاند و بعد باز به آن اشکال شد و جواب دادند.
و در بحثهای این شکلی، آقا نقشه خیلی مهم است رفقا. همیشه میگفتیم؛ بحثهای فقهی و اینها و خصوصاً متن این شکلی، «وسائل» الشیعه و «مکاسب» باید با نقشه جلو رفت، وگرنه متن را خطی اگر بیاییم جلو، گموگور میشویم و اصلاً هیچی هم دست آدم نمیآید. «وسائل» و «مکاسب» و اینها خیلی جزو بدترین ساعات عمرم بود. همیشه کفایه که اصلاً دیگر هیچی! بعد برای اینکه خطبهخط میخواندند توضیح میدادند، البته اسفار را تقریباً به همین مدل به ما درس میدادند. عرض کنم خدمتتان که اسفار، بهار خود مطالب، مطالب جذابی بود. آن نقشه تا حدی توی ذهن خودمان بود؛ یعنی، ولی اینجا نه، گم شدیم. اینجا با نقشه جلو آمدیم. مرور بکنیم؛ یعنی هر وقت هم که بحث چیز شد، کجا بودیم؟ مقدمه دومیم در مورد تأسیس اصل در بیع عقود و در معنای اصل. «الاصل» ما، ناویگیشن آن بالای سایت میآید، اینجا بودی بعد رفتی توی این خانه، بعد رفتی توی این خانه.
وصلی الله علی سیدنا محمد.
بسمالله الرحمن الرحیم.
مقدمه اول جناب شیخ در بحث خیار: عرض کردیم که تعریف خیار از جهت لغوی و اصطلاحی بود.
مقدمه دوم: تأسیس اصل که در بیع، اصل اولی چیست؟ این است که لازم است یا جایز؟ لازم اگر باشد، غیرقابل فسخ میشود. جایز اگر باشد، متزلزل و قابل فسخ میشود. ما یک سری بیوع داریم که دلیل خاص بر جوازشان داریم و یک سری بیوع داریم که دلیل خاص بر لزومشان داریم. حالا میخواهیم ببینیم کدامیک اصل است؟ بیوعی که به ما گفتند اینها جایز است، اصل است یا بیوعی که به ما گفتند لازم است؟ ثمره این اصلگیری چیست، آقا سیّد؟ نه، اگر چیزی از ثمره در جاهایی که مردد و مشخص نیست، میگوییم اصل بر این بوده که وقتی تأسیس اصل کردیم، شک استفاده میکنی؛ جایی که شک داریم لازم است یا جایز است، بر اساس «الاصل اللزوم» یا «الاصل الجواز»، اصل تأسیسش اینجور وقتها به درد میخورد.
برای تأسیس اصل چهار معنا ذکر شده که باید تکبهتک وارد بشویم و بحث بکنیم. میخواهیم ببینیم که چون بحث خیار، بحث فسخ است، میخواهیم ببینیم که خودش بهخودیخود قابل فسخ و خیار در همان خودش تعریف میشود یا نه؟ بهخودیخود قابل فسخ نیست. خیار در فسخ یا انفساخ کاربرد دارد. اگر بهخودیخود جایز باشد، خیار جزو فرایند انفساخ است. اگر بهخودیخود جایز نباشد، خیار جزو فرایند فسخ است.
چهار تا معنا گفتند: معنای اول. معانی دیگرش! حالا همین معنای اول، کلی رویش بحث است. حالا حالا طول میکشد تا به معنای دوم برسیم. معنای اولش این است: اشکال شده و بعد باز به اشکال جواب دادهاند و بعد باز به آن اشکال شد و جواب دادند.
و در بحثهای این شکلی، آقا نقشه خیلی مهم است رفقا. همیشه میگفتیم؛ بحثهای فقهی و اینها و خصوصاً متن این شکلی، «وسائل» الشیعه و «مکاسب» باید با نقشه جلو رفت، وگرنه متن را خطی اگر بیاییم جلو، گموگور میشویم و اصلاً هیچی هم دست آدم نمیآید. «وسائل» و «مکاسب» و اینها خیلی جزو بدترین ساعات عمرم بود. همیشه کفایه که اصلاً دیگر هیچی! بعد برای اینکه خطبهخط میخواندند توضیح میدادند، البته اسفار را تقریباً به همین مدل به ما درس میدادند. عرض کنم خدمتتان که اسفار، بهار خود مطالب، مطالب جذابی بود. آن نقشه تا حدی توی ذهن خودمان بود؛ یعنی، ولی اینجا نه، گم شدیم. اینجا با نقشه جلو آمدیم. مرور بکنیم؛ یعنی هر وقت هم که بحث چیز شد، کجا بودیم؟ مقدمه دومیم در مورد تأسیس اصل در بیع عقود و در معنای اصل. «الاصل» ما، ناویگیشن آن بالای سایت میآید، اینجا بودی بعد رفتی توی این خانه، بعد رفتی توی این خانه.
وصلی الله علی سیدنا محمد.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...