جلسه نهم : شیطان هیچ کاره و همه کاره
این مجموعه ۱۷جلسهای از جایگاه شیطان در «هندسه خلقت» و مسئله اختیار انسان آغاز میشود و سپس سازوکارهای وسوسه را در سطح فردی و جمعی دنبال میکند. جلسات نشان میدهند شیطان در این نگاه اجبار نمیکند، بلکه زمینه، پیشنهاد، غفلت، تفرقه و تعلقات انسان را به کار میگیرد. بحث در ادامه به ساختارهای تشکیلاتی، اختلاف میان مؤمنان، شیوههای نفوذ و مدلهای سازمانی میرسد. در پنج جلسه پایانی نیز این مجموعه با استفاده از متنی با عنوان «پروتکلهای دانشوران صهیون» و تحلیلهای سیاسی ـ رسانهای خود، نمونههایی از تشکیلات قدرت را بررسی میکند.
قرآن درباره شیطان میگوید: «جهنم هیچ غلطی نمیکند!» جهنم (با آن حسّ فارسیاش) حسی است که به شما بعد از خواندن آیات شیطان دست میدهد. همین حسّ «جهنم! نمیتوانم این کار را بکنم»؛ ولی خب من هم آوردم؛ اما خودم نیاوردم. آخه چی شد؟ چه کار کنیم ما؟
شیطان، در واقع، حالا تعبیری که در موردش به کار ببریم، همهکاره است. اینجور که من کاری بکنم، کارش را میکند. پیشنهاد میدهد. «منو» را فقط در اختیار شما قرار داده. بیپدر و مادر، آنقدر قشنگ «منو» را تحویل شما میدهد. مدل تحویل دادن «منو» چه جوری است؟ آدم اصلاً ناخودآگاه دوست دارد بعضی چیزهای خاص را انتخاب کند؛ ولی دوباره میگویم، اینها را من نگفتم، خودت گفتی! «چیزی؟ من از خدا میترسم. من اصلاً دنبال گناه و معصیت و این حرفها نیستم.»
من فضایی دارد، یک محوطهای دارد، یک باکسی دارد. این باکس را تو آن لحظات پیشنهادات شما دریافت میکنیم. آن وقتها چه وقتی است؟ وقتی آیات بسیار لطیف قرآن در سوره مبارکه زخرف، آیه ۳۶، برایتان مهمان داریم. چه مهمانی! آن دو تا آیه، خلاصه مهمانشیم و مهمان ماست امشب. دو تا آیه فوقالعاده حسابی. «الرحمن» خیلی زیباست. دو سه تا واژه نامأنوس دارد که بین ما کمتر استفاده میشود. «عِشوه»، عین و شین و واو. همین نماز عشایی که ما میگوییم، «عشا» چه وقتی است؟ وقتی که چشم، چشم را نمیبیند. حالت «عِشوه» را. وقتی که آدم چشمش اینجوری میشود، قرآن میفرماید که کی شیطان میآید پیشنهاد «منو» را بهت میدهد؟ با همان مختصاتی که گفتم. تا آخرش هم هیچ کاری نمیکند. دیوار هم بزنی، دنبال چی راه بیفتی؟ زنجیر گردنت بیندازد. بده دستش. خودت داری میآیی. «نمیتوانم کسی را ببرم. پیشنهاد دادم. تو خودت یک کاری کردی، آمدی. من پیشنهاد بهت دادم.» تازه این هم باز خودت یک کاری کردی.
شیطان تازه وقتی میآید پیشنهاد را بدهد، آن وقت هم ما آوردیمش. نظر شما چیست؟ خودِ در نیست، از ما جداست. ما یک سری اسباب و زمینهها را فراهم میکنیم که میآید. فراوان است، عجیب و غریب هم هست. بعضی وقتها موقع انعقاد نطفه، در روایت ماست. شکل بگیرد، یک سری مختصات و شرایط را رعایت نمیکنند. زمینه برای اینکه بعداً شیطان بیاید با او حرف بزند و تماس پیدا کند، فراهم میشود. بانک میتواند با این تماس بگیرد. کانالی پیدا میشود. یک منفذی پیدا میشود. هیچ کاره است تو این عالم به حساب نمیآید. جهنم! بدبختی این است. زور دارد.
خداوکیلی جلسه میزنم صحبت میکنیم. از تشکیلات شیطانی صحبت بکنیم. یک چیزی تو ضمیر ناخودآگاه شکل بگیرد درگیر شویم. «بابا آمریکا که شیطان بزرگ بود، هیچ غلطی نمیتواند بکند.» شیطان بزرگها! کتاب بزرگی است. بعد زور هم دارد، قدرت دارد. دلار، موشک، بمب. هیچ غلطی نمیتواند بکند. بستگی به تو دارد. غلطی میتواند بکند. هر غلطی میتواند بکند. او مردم بدبخت و مظلوم منطقه و مخصوصاً دولتهای ضعیف آن منطقه که هیچ غلطی نمیتوانند بکنند. من تو ایران، آمریکا هر غلطی میتواند بکند. راه را ببندی. صاحب دارد. بابا جان! خدا این همه کار عالَم است. انگار دیگر الان شیطان آمده از هندسه قدرت خدا آمده بیرون. «هو رب السماوات و الارض». خود ابلیس هم جدا. «لله ملک السماوات و الارض». خود این هم ملک خداست. ملک خداست. قدرت خداست. میگوید: «من شیطان را سوار میکنم روی مردم، «له شیطان فهو له». خودم میفرستم بیاید.» خودت تعیین میکنی چه کار کنی.
غرض اینکه؛ «عشوه» اگر پیدا کنی، شیطان میآید. خدا دیوانهکننده است! عجیب و غریب. تشبیه به بیناییسنجی میکند خدا. امتحان میگیرد. امتحان از چی میگیرد؟ سنجش خدا اگر قرار باشد مثلاً مثل این اطباء و اینها باشد، خدا آزمایش خون میگیرد از ما؟ سیتیاسکن میکند؟ شیطان بفرستد؟ عشوه میگیرند. تعیین میکنم. به هر میزان که بینایی ضعیف شد، به همان میزان اجازه میدهم شیطان بیاید. مشتی مثال، واقعاً ده درجه. ما داریم دیگر. تو ارتباط با شیطان، ایمان ده درجه است. ارتباط با شیطان هم ده درجه است. بعضیها کامل قطعاند. زحمت بکش پایین. پایینیه را ببینی. نمیگذارم شیطان بیاید. اگر عشوه داشته باشی، نبینی، رفیقت هم میشود. میچسبد بهت، ولت نمیکند. برای معافیت سربازی. خلاصه معافیت بگیرم. دیگر خودش کار کرده بود معافیتش را بگیرد. خیلی خوشحال داشته میرفته. یک سکه پرت میکند پشت پایش. او برمیگردد. ناخودآگاههایی دارد. آنجا معلوم میشود، میفهمد یا نمیفهمد. زده به کری. خودت نمیخواهی ببینی. باطن خودت را نمیخواهی ببینی. خودت نمیخواهی بشنوی.
«خدایا، نفرست دیگر. تو که میدانی من اوضاعم اینطوری است. تو هم هی باز من را سر راه این چیزها قرار میدهی. من این وسوسهها میآید.» همه این حرفها آشنا نیست؟ پیشنهاد میدهد. ندیدی؟ این هم دارد پیشنهاد میدهد. نمیبینی؟ بعد آنجا که نشنیدی، عقوبتش این است که این پیشنهاد را میشنوی. به قول آذریها. ابراهیم (علیه السلام)، قرآن میفرماید: «ابراهیم از مخلصین است.» شیطان اصلاً جرئت نمیکند سمتش برود. بعد ویژگیهای ابراهیم را توضیح میدهد. ابراهیم وقتی مریض میشد، آب که میخورد، «یشفین». در ابراهیم غذا میخورد، میگفت خدا دارد به من غذا میدهد. غذا خوردن پیشنهاد بده! باز است. آنقدر حواسش جمع است. بصیر و بصیرت و اینها همین است دیگر. حواسش جمع باشد. پیشنهاد بهش بده. میدهد.
به من میگوید: «مرد! تو من که مریض میشوم.» او دیگر مریضی نداده. هزار نفر توی خوب شدن را میبیند. رفته بودم داروخانه چند وقت پیش یکی از این محلههای مشهد. زن و شوهر جوان آمدند برای نسخه. «نویس» و «داروپیک» داروخانه. چینی آورده بودند. اینها بچهدار نمیتوانستند ظاهراً. بعد چند سال بچهدار شده بودند. جالب بود برای من. همه را میبیند غیر خدا. «باباها! تو الان ماشینت پنچر بشود، با فلان کسی رفیقم. میگوید هوایش را داشته باش.» کجاها چه چیزها را به حساب میآوریم. خدا را به حساب نمیآوریم. بعد چون طرف را به حساب آوردیم، چه کار بکند؟ گلدرشت، جرم سنگین. طرف باید انجام بدهد. این دیگر کار شیطان است. شیطان خیلی جالب است. آیات قرآن عجیب و غریب است. یوسف به همبندیاش گفت: «هوای من را داشته باش. آزاد میشوی. تو میروی ساقی پادشاه میشوی و رفتی آنجا یادت نرود ها! بگو یک بدبختی هم اینجا. بدبخت بیچاره اینجا بیگناه تو زندان افتاده. یادت نرود.»
«شیطان بودم تو گوش کسی زدم؟ نه. فیلم فلان دیدم.» خدا را دیدم. وقتی که من دارم میبینم، شیطان نیست. صدای خدا را چقدر میشنوی؟ به خدا! به خدا! خدا با ما حرف میزند. در میرویم بیرون. آنقدر این ویسهای مختلفی که برایم دارد میآید از جاهای مختلف زیاد است، اصلاً مهلت نمیدهد خدا شنیده بشود. آن بزرگان گفتند که شما با پدرت مسافرت میروید، ماشین چه کار میکنیم؟ ضبط و سیدی و فلان و سخنرانی و مداحی و اینها. سخنرانی میگوید: «مزاحم نشو. من دارم چیز دیگر میبینم.»
حرم مرحوم شیخ ذبیحالله قوچانی، بهشت ثامن زیر صحن آزادی، قطعه ۱۴۴. بهشت ثامن زیر صحن آزادی، قطعه ۱۴۴. مرحوم آیتاللهالعظمی بهجت (یکی از اساتید ما که اینجا تشریف آوردند، شما زیارتشان کردید) فرموده بودند که: «مشهد که میروی، من یک دوستی دارم به اسم حاج شیخ ذبیحالله قوچانی. برو ایشان را ببین.» گفته بود: «این دوست من یک جوری مات و محو خدا است، اگر ازش آدرس خانهاش را بپرسی، نمیداند.» ببخشید تنها بودید، ما مزاحم شدیم، رضواناللهعلیه.
از مسجد حرکت میکردند، میآمدند حرم حضرت. نماز صبح را که مسجد جماعت دوباره با هم میخواندند، ایشان میرفت حرم. یک حرم مفصل و طولانی هم میرفت. آن موقع از مسجد ایشان به حرم مستقیم راه مفصل میرفت. تو مسیر دعای صباح را میخواند. بعد میرفت حرم زیارت مفصل میکرد. میشود پشت، یادم نیست، قبرشان پشت دیوار. دو ساعت، دو سه ساعت طول میکشد زیارت و دعای صباح. حالا که میخواندند، برخی اساتید ما میفرمودند: «ما از بس صبح بغل آقای شیخ ذبیحالله قوچانی دعای صباح را حفظ شدیم.» بعد گاهی تو این مسیری که میرفتند، یکی میآمد: «حاج آقا، من یک سوالی دارم، فلان.» دو نفر مشغول حرف زدن با هم باشند، یک نفرشان کار خوبی میکند. «ببخشید شما؟» «بله، داشتم با خدا حرف میزدم.» حرف بزند، آدم میتواند ارتباط برقرار کند. باز است. میبیند. مشتی حسابی. من خودم دیدهام. یک چشمههایی خلاصه حسابی میزد تو حال. دقیق کلمه میگفت: «شما مشکلت فلان چیز است. با خیلیها مشورت کردی. مشاوره خود من چقدر باهاش حرف زدم. اعتدال نداشتی.» چقدر دقیق گفت! یک نگاه تو درس خواندن و فعالیت. آن بابایی که اختلاسهای مشتی کرده بود (اسم نمیآورم)، الان به عنوان مشاور اقتصادی پولهای مشتی بده. «به بیوت فلانی دادم، یک میلیارد برای فلانی دادم.» یک چک درشت مثلاً ۵۰۰ میلیونی کشیده بود. چه جوان مومنی. ۵۰۰ میلیون. آمده خمس بدهد. «بیا عزیزم اینجا برایت یک قربان شکلت بشوم.» نگاه بهش کرده و گفته بود که: «برو از کارهای بد و کارهای خوبی که کردی استغفار کن. چکت را هم جمع کن برو بیرون.» خمس دادی؟ اینها استغفار ندارد. اهل توجه، اهل ذکر، خدا را دارد میبیند.
تو چه سرزمینی شیطان فعالیت میکند؟ ما کی وارد فضای حوزه استحفاظ شیطان میشویم؟ وقتی غافل هستیم. وقتی که غافل میشوی، خودمان وارد حوزه استحفاظش میشویم. میآورد تحویل میگیرد. دیگر میرویم دیگر. «استعاذه». «فَاستَعِذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ» یعنی چی؟ پناه ببر از خدا. پناهگاه کجاست؟ موشکباران، موشک و اینها. تهران ما که دیگر هیچی دیگر. مصیبتی! ما خودمان تو موشکها به دنیا آمدیم و اینها. خدمت شما عرض کنم که موشکباران که میشد، من به پناهگاه میرفتم. من به پناهگاه میروم. آنجا آن کهف و مقر و پناهگاه چیست؟ ذکر خداست. ذکر حقیقی. ذکر دل. نه به زبان بیاوری. «مِنَ الشَّیطَانِ». شیطان هی میآید از کانالهای مختلف میخواهد وارد شود. متوجه خدا میشود. چشمش باز میشود. رد میشدم گفتم بیایم. متوجه خدا میشود. نگاهش میکند. متذکر میبیند. خدایی نیست. طرف را نابود کردی. غیبت و تهمت و هزار تا. نه بالاخره باز باشد. تذکر.
همه تشکیلات شیطان یک محور دارد. کلیدواژه را داشته باشید. شیطان و تشکیلات شیطان. همه کاری که میکند، همه زور خود را میزند برای اینکه شما متوجه نشوی. حواست جمع باشد. اول حواست را پرت میکند. کلیدواژههایی است که تو بحث ما بهش خیلی نیاز داریم. محتوای رسانهای شیطان چیست؟ علامه طباطبایی توضیح مفصل میدهند. خدا و پیغمبر و روایت و اهل بیت و هیئت و حواسش نیست، حالیش نیست. عرقخوری، قمهزنی. داریم اینجا؟ آیا کنیم بزنیم پدر و مادر همه را یکی کنیم؟ قشنگ به اسم خدا، مسجد. آنقدر با اسم مسجد، نماز و اینها، که متوجه نیستم چه کارش میکنم. درگیری با شیطان. اگر کسی متوجه نباشد. متوجه که نبودی، هر غلطی میتواند بکند.
ماجرای اصل چیزی که ما توی توسلاتمان از اهل بیت میخواهیم، ذکر است. خود مجلس توسل ذکر است. ذکر اهل بیت، ذکر امر اهل بیت، ذکر مصائب اهل بیت، ذکر فضائل اهل بیت. اگر حواسمان جمع باشد، مجلس حکم مخدر داشته باشد. خود اینجا دور هم جمع میشویم. مگر حواسمان پرت بشود. هیئت همه زمین و زمان را به هم میریزد. خاصیت مجلس اهل بیت این است. ذکر، مخصوصاً حضرت زهرا (سلام الله علیها) میخوانی. مداومت و انس با تسبیحات حضرت زهرا باعث میشود اینها شقی نشوند. وجودش خورد خورد انگار داریم جرعه جرعه ذکر را میریزیم. صبح تا شب ذکر تسبیحات حضرت زهرا مصداق ذکر کثیر است. زیاد. کار ندارد. زیاد انجام بده. زکاتی حد مشخصی دارد. خمسی حد مشخص. زیاد بده. حد دارد دیگر. مشخص است. کثیراً. ذکر کثیر. دائم. ذکر کثیر معادل هزار رکعت نماز نافله است. هزار رکعت نماز نافله چقدر است؟
جنوب کرمان یک مدرسه شبانه بود. یادم نمیرود. من یک بچه ۱۲ ساله، من را واقعاً دل برد از من. معنویت و نورانیتش. خوابگاه. تسلیت. دستم نمیآید. اگر کسی با این ذکر دلش بینا نشود، در مدینه ایام غربت امیرالمومنین و فاطمه زهرا غفلت بیدار نمیشود. بیدار با دیدن امیرالمومنین بیدار بشود. علی خودش مصداق ذکر است دیگر. باید متوجه بکند آدم. فاطمه زهرا میآید تک تک خانه به خانه، شب به شب با آن حال، با پهلوی شکسته، از دست داده، با صورت، با وضعیت سینه و با قد خمیده. «علی جان! من را سوار شتر کن. درِ خانه مهاجرین. امسال غدیر بیعت کردی؟ من فاطمه.» چهار بار فاطمه زهرا تو خطبه فدکیه فریاد میزند: «یا ایها الناس! من فاطمه.» مردم! به خدا من فاطمه. چهار بار فریاد زد: «مردم! من فاطمه. من دختر پیغمبرم.» همین پیغمبری که چند روز پیش بود. بیدار نمیشوند. آبکار! خطرناک است. مجبور میشوی داد بزنی. من باورم این است. آن دادی که فاطمه زهرا بین در و دیوار زد، داد: «یا فاطمه الزهرا، یا بنت محمد، یا رسول الله، یا تنها و مولانا، انا توجهنا وستشفعنا و توسلنا بک الی الله. فقط قدمناک حاجاتنا. یا وجیهة عند الله، یا شفاعة لنا عند الله. الهی حمیدو. به حق محمد، یا علی! به حق علی، یا فاطمه! یا محسن! به حق الحسن، یا قدیم الحسین! اللهم عجل لولیک الفرج. خدایا! فرج آقامون امام زمان، قلب نازنینش از ما را خوشنود بفرما. عمر ما نوکر قرار بده. نسل ما نوکران حضرتش قرار بده. شهدا، فقها، امام راحل، سفره با برکت حضرت زهرا مهمان بفرما. شب اول قبر فاطمه زهرا یادمون برسان. شر ظالمین به خودشان برگردان. دشمنان دین، غلام ولایت. اگر قابل هدایت نیستند، نیست و نابود بفرما. رهبر معزز بفرما. حاجت حاجتمندان حاجتروا. در دنیا زیارت، در آخرت شفاعت اهل بیت نصیب ما بفرما. هر آنچه گفتیم و صلاح ما بود، آنچه نگفتیم و صلاح ما میدانی برای ما رقم بزن. بحق النبی و آله. رحم الله من قرأ فاتحة مع الصلوات.»
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه چهارم : مراحل فعالیت شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه پنجم : تفرقه اختلاف می آورد
شیطان و تشکیلات
جلسه ششم : غفلت از خدا ، دشمنی با مردم
شیطان و تشکیلات
جلسه هفتم : شیطان و قهر مومنین
شیطان و تشکیلات
جلسه هشتم : تشکیلات کندویی و جنگلی
شیطان و تشکیلات
جلسه دهم : هجوم های چهارگانه شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه یازدهم : جذابیت های تشکیلات شیطان برای منافقین
شیطان و تشکیلات
جلسه دوازدهم : تشکیلات مغضوب علیهم
شیطان و تشکیلات
جلسه سیزدهم : تشکیلات صهیونیستی 1
شیطان و تشکیلات
جلسه چهاردهم : تشکیلات صهیونیستی 2
شیطان و تشکیلات
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شیطان و تشکیلات
جلسه دوم : دو اشتباه بزرگ در فرهنگ معنویت
شیطان و تشکیلات
جلسه سوم : تشکیلات سازی حضرت موسی (ع) و شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه چهارم : مراحل فعالیت شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه پنجم : تفرقه اختلاف می آورد
شیطان و تشکیلات
جلسه ششم : غفلت از خدا ، دشمنی با مردم
شیطان و تشکیلات
جلسه هفتم : شیطان و قهر مومنین
شیطان و تشکیلات
جلسه هشتم : تشکیلات کندویی و جنگلی
شیطان و تشکیلات
جلسه دهم : هجوم های چهارگانه شیطان
شیطان و تشکیلات
جلسه یازدهم : جذابیت های تشکیلات شیطان برای منافقین
شیطان و تشکیلات
جلسه دوازدهم : تشکیلات مغضوب علیهم
شیطان و تشکیلات
در حال بارگذاری نظرات...