متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم**
الحمدلله رب العالمین، وصلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین.
بحث صدقه را در جلسات قبل نکاتی عرض کردیم. این جلسه، ان‌شاءالله، بحث صدقه را تمام می‌کنیم. چند تا روایت مانده که اینها هم روایات خوبی است و درخور توجه. و یک مقدار هم نکات فیزیکی می‌خواهم عرض بکنم، ان‌شاءالله. و یک مقدار هم در مورد تقدیر و چیزهایی که نوسان ایجاد می‌کند در تقدیر ما. و ان‌شاءالله این بحث و پرونده‌اش را می‌بندیم و می‌رویم سراغ ادامه کتاب که احتمالاً ادامه کتاب را با سرعت بیشتری طی چند جلسه می‌خوانیم و به حول قوه الهی، ان‌شاءالله، بحث را به پایان می‌رسانیم.
در مورد صدقه کافر، که صدقه برای کافر هم خاصیتی دارد یا نه؟ امیرالمومنین (ع) می‌فرماید: «جَنَّةٌ عَظیمَهٌ صَدَقَهٌ سِپَرٌ وَ حِجابٌ للمؤمن مِنَ النّار». یعنی صدقه سپر و حجاب است برای مؤمن از آتش. برای چه کسی حجاب از آتش؟ برای مؤمن؛ چون مؤمن خودش جنسش از آتش نیست و این برایش سپر می‌شود، ولی آن که از جنس آتش است، آتش در ذات اوست، در باطن اوست. کسی که از درون آتش گرفته، سپر به دردش نمی‌خورد. کسی که از بیرون آتش می‌خواهد به او وارد شود، سپر برایش خاصیت دارد. مؤمن چون از درون آتش ندارد، از بیرون می‌خواهد آتش به او بیفتد و صدقه برایش سپر می‌شود که این (آتش) به سمت او نیاید.
خب، برای کافر چی؟ برای کافر سپر در برابر آتش نیست، ولی سپر در برابر برخی از بلاها هست و «وَقَایَهٌ لِلْکَافِرِ مِن تَلَفِ الْمَالِ». برای کافر هم باعث می‌شود که مالش از تلف حفظ بشود. برای کافر هم خاصیت دارد و «وَ جَعَلَ لَهُ الْخَلْفَ». جایگزینش خیلی زود برایش محقق می‌شود. این یک نکته‌ای دارد، قاعده فیزیکی که حالا روایت تمام شود عرض می‌کنم. «وَ یَدْفَعُ السَّقَمَ عَن بَدَنِهِ». باعث می‌شود که مریضی از بدن او هم دور شود. الان ایتالیا یا اگر صدقه بدهند، برای آنها هم اثر دارد. آلمانی‌ها و اسپانیایی‌ها و آمریکایی‌ها و اینها هم اگر صدقه بدهند، بیماری از آنها دور می‌کند. «وَ مَا لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِن نَّصیب». ولی در آخرت هیچ نصیبی ندارد؛ چون ملکوتی برای او در واقع اصلاً شکل نمی‌گیرد، برای کافر. و راه آسمان به او بسته است که قبلاً آیاتش را خواندیم و روایاتش را گفتیم. لذا عمل او همین جا بالا می‌رود و می‌آید یک جای دیگری از دنیای او را تأمین می‌کند. یعنی بالا رفتن و برگشتش در همین دنیاست، برایش نقد می‌شود.
خب، یک روایت و در مورد قاعده فیزیکی‌اش. ببینید، علم فیزیک خیلی علم شریفی است، خیلی علم پرمغزی است، خیلی مایه دارد، خیلی جای کار دارد. از رفقای خوبمان که این بحث‌ها را پیگیری می‌کنند، که ما در بین عزیزانمان، اساتید دانشگاه، هیئت علمی، عزیزان تحصیل‌کرده و فرهیخته، الحمدلله زیاد داریم؛ افرادی که مباحث را با یک عمقی پیگیری می‌کنند، از این عزیزانی که دستی بر آتش دارند، حالا عزیزانی که رشته‌های مهندسی خوانده‌اند یا غیر مهندسی ولی ارتباط با فیزیک داشته‌اند.
ببینید! فیزیک از قواعد عالم ماده صحبت می‌کند. مادی هم هست ها، یعنی کاملاً قابل اثبات در فضای ماده است، ولی از یک چیزهایی می‌گوید که ما وقتی مستقیم به ماده مراجعه می‌کنیم اینها را نمی‌فهمیم. انگار خیلی ظاهر نیست. در عالم ماده است ها، ولی باطن عالم ماده است. باطن عالم ماده است، نه یعنی ملکوتش باشد ها! اگر ملکوت باشد، اصلاً با هیچ عیار مادی قابل سنجش نیست. مثلاً اینکه این نورانیه، نوریه یا ناریه؟ این را اصلاً نمی‌شود با هیچ مقیاس مادی سنجید. ولی انرژی چقدر! این واژه واژه فوق‌العاده‌ای است: انرژی. این مقدار انرژی دارد، این مقدار... البته، الانی‌ها ملکوت را کلاً آوردند ریختند در این بحث‌های فیزیکی و به لجن کشیده‌اند بحث ملکوت را، خصوصاً در غرب. اینجا هم یک عده‌ای نشخوار این حرف‌ها را به بازی می‌گیرند، کل دین را. و اینکه هم اصلاً انگار ملکوتی نیست، کلاً هرچه هست همین است. کلاً انرژی، انرژی مثبت، انرژی منفی! هیچ خبری نیست بالاتر از اینجا، هیچ‌چیزی نیست، نه بهشتی است، نه جهنمی است، اتفاقی می‌افتد، چاکراها و فلان و اینها. انرژی مثبت و حالت خوب می‌شود و فلان. همین. تو صدقه که بدهی حالت خوب می‌شود، خودت خوشحالی، از زندگی‌ات لذت می‌بری. خب آدم نادان! پس عوالم بعد چی می‌شود؟ عالم مثال چی می‌شود؟ عرض کردیم تو عالم بالاتری داری، جز واضحات است اینها.
دو مثال میز و اینها را عرض کردم که این میز وقتی تصور می‌کنی، الان در ذهن تو آمده، این اگر خود میز آمده که میز الان ۲۰ کیلو وزنش است، چرا الان باید در مغز تو ۲۰ کیلو وزن داشته باشد؟ صورتش در ذهنت آمده، صورتش در ذهنت آمده، داری تصورش می‌کنی، کجا آمده؟ تو یک بخشی داری که داری این شیء مادی را با آن تصور می‌کنی، ولی خواص ماده آنجا نیست. خب، این چی است؟ این عالم مثال شما است. این عالم غیب شما است. خب، این چی می‌شود؟ این چی است؟ این بعد از مرگ چی می‌شود؟ عالم این کجاست؟ عالم مثال جز واضحات است، یعنی یک دوزار توجه می‌خواهد. عالم مثال، عوالم بالاتر، اینها خیلی واضح است. با اندک توجهی برای انسان کشف می‌شود. پس این عالم مثال جز واضحات است و انرژی و اینها نیست. یعنی اینکه همش انرژی باشد و چیزی بالاتر از این نباشد، این حرف‌ها نیست. نه، بالاتر از این هم هست، ولی فضای انرژی خیلی کمک می‌کند.
بینابین ملک و ملکوت. آن چیزی که در فیزیک صحبت می‌شود، بین ملک و ملکوت است. نه آنچنان ظاهر است، نه آنچنان باطن. بین ظاهر و باطن. لایه‌ای بین ظاهر و باطن. انرژی خیلی در آن معنا است. ببینید، ما مثلاً چیزهایی که اضافی داریم در زندگی، اینها را وقتی با خودمان نگه می‌داریم، داریم انرژی مضاعف می‌گیریم. انرژی مضاعفی که به کارمان نمی‌آید، یعنی انرژی‌ها را داریم هدر می‌دهیم. این پولی که الان در گاوصندوق است، انرژی دارد و این انرژی دارد هدر می‌رود. حالا انرژی به معنای فیزیکی‌اش و انرژی به معنای ملکوتی‌اش. هر یعنی از این پول کاری می‌آید، یک قوه‌ای دارد، یک توانی دارد. می‌تواند یک زندگی را راه بیندازد. من این را ذخیره کرده‌ام. این انرژی که اضافه بر سازمان دارم ذخیره می‌کنم، این صورت ملکوتی‌اش می‌شود «هَذَا مَا کنتُمْ تَکنِزُونَ». می‌شود آتش. انرژی اضافی، انرژی اضافی می‌شود به صورت نار، در ملکوت بروز پیدا می‌کند. انرژی که درست مصرف می‌شود، نور می‌شود. این پولی که الان من اضافی دارم، این می‌تواند چهار تا زندگی دیگر را راه بیندازد یا می‌تواند در مسیر مثبتی در زندگی خودم مصرف شود. الان به صورت مثبتی از این استفاده نمی‌کنم، مصرف درستی از این ندارم. این می‌شود هدر دادن انرژی.
مثلاً در یک درخت، انرژی درخت مصرف می‌شود سر اینکه مثلاً می‌خواهد به فلان شاخه خراب، فلان شاخه‌ای که ثمر ندارد، نتیجه ندارد، انرژی برساند. انرژی‌اش دارد هدر می‌رود. می‌آیند هرس می‌کنند، شاخ و برگ اضافی که دارد انرژی را هدر می‌دهد در این درخت، ازش می‌بُرند. این انرژی در مسیر مثبت می‌افتد، آن وقت میوه ازش در می‌آید، شاخ و برگ درست در می‌آید. انرژی را تنظیم می‌کنند. نمی‌گذارند انرژی هدر برود، بهینه‌سازی می‌کنند انرژی را، هدفمند می‌کنند انرژی را. اسم این را قرآن گذاشته تزکیه. اسم این را می‌گذارد زکات. صدقه یک بخشی از این است. بخشی از این مدیریت انرژی، اینکه نگذاریم انرژی‌ها هدر برود.
انرژی که می‌آید، با خودش تقدیرات می‌آورد. انرژی دیگر یک چیز دیگر می‌آورد. مثلاً طول عمر می‌آورد. صدقه از آن طرف داشت هدر می‌رفت و داشت می‌سوزاند. یعنی این پولی که اضافه داشتی و هزینه نمی‌کردی، داشت می‌سوزاند. عمرت را، بودن تو در این عالم دنیا را داشت دچار اختلال می‌کرد. صدقه دادی. این یک انرژی با خودش فعال کرد. انرژی که فعال شد، تبدیل شد به سی سال اضافه‌تر شدن. اگر نبود، سی سال عمرت سوخته بود. این هرس کردن. همان‌طور که این آبی که داشت به پای درخت می‌رسید، داشت هدر می‌رفت، آسیب می‌زد، هم شاخ و برگ اضافی درست می‌کرد و معیوب هم عمر درخت را می‌آورد پایین، درخت را فاسد می‌کرد. معیاب! تزکیه کردیم، مانع هدر رفت شدیم. انرژی در مسیر مثبتش، این با نشاط شد، جوان شد، با طراوت شد، درخت شاداب شد. این در بدن شما، در زندگی شما. این ماجرای انرژی خیلی ماجرا فوق‌العاده‌ای است.
درخواست می‌کنم از عزیزانمان که در این حوزه‌ها تخصص دارند، روی موضوع کار بکنند و به ما بدهند محصول مطالعاتشان و مقالاتشان و فکرشان و کارشان و ایده‌شان را. یک دور دین را، همه نکاتی که گفته شد در مورد صدقه و مسائل از این قبیل و گفته می‌شود، اینها را در فضای انرژی بیاورید، معادل‌سازی بکنید، بهش ادبیات بدهید، یک خوانش جدید فیزیکی برای این حرف‌ها داشته باشیم که اینها انرژی دارد، انرژی‌ها دارد هدر می‌رود، انرژی تولید می‌شود.
من مثلاً از این پول آمدم، حالا صله رحم مثلاً همین شکلی است که شما می‌آیی یک خانواده‌ای را بهش انرژی وارد می‌کنی و آن انرژی که وارد می‌کنی، باعث سلامت خودت می‌شود. چون انرژی داشت هدر می‌رفت و تبدیل به نور می‌شود برایت. یک انرژی مثبتی می‌شود، انرژی مثبت را جذب می‌کند. حالا آن انرژی مثبتی که الانی‌ها می‌گویند کارش نداریم که انرژی مثبت به هم، انرژی مثبت بدهیم و فلان، که بخش عمده از آنها توهمات است. انرژی مثبت این شکلی است. یعنی دین آمده قوانینی به ما داده که حالا من، ان‌شاءالله، در تفسیر سوره مبارکه نور این نکات را عرض می‌کنم. اگر خدا اذن دهد، کل قوانین دین قوانینی است که باعث می‌شود... یعنی همه آنچه از شریعت ما داریم، حالا این نکته را فعلاً نقداً داشته باشید تا به بحث سوره نور برسیم، ان‌شاءالله، که همین روزها، ان‌شاءالله، امروز و فردا شروع می‌شود. این نکات را عرض می‌کنم. کل شریعت آمده برای اینکه جلوگیری بکند از هدر رفت انرژی. این جلوگیری از هدر رفت انرژی، کل شریعت است.
و این شریعت قواعدش یک جوری تنظیم شده در عالم ماده. در این عالم ما می‌شود اعتباریات. قوانین پشت بندش در عالم تکوین، در عالم حقایق، در ملکوت آثاری دارد. همین که گفته این پول را بده، آن پول را نده. این را نگاه کن، آن را نگاه نکن. این را بگو، آن را نگو. اینجا جمعش بکن، نکن! بگیر، نگیر! بده، نه! دست! همش امر و نهی است. ظاهر بگیر و ببند، باطنش چی؟ یعنی شما در یک ماشین قوانینی دارید در آن سیستم که آقا این را مثلاً به این دست نزن، به این دست بزن. این دکمه را فعال کن، آن را فعال نکن. این، در این سیستم امر و نهی نظام اعتباری سوار است. این نظام اعتباری نتیجه‌اش چیست؟ اثرش را شما می‌بینید در کارکرد آن موتور. این موتور کار می‌کند، انرژی تولید می‌کند، باعث حرکت می‌شود. آن یکی باعث توقف می‌شود. چیزهای مختلفی است که در قالب دستور به شما گفته. این جور استارت بزن، آن جوری استارت نزن. مثلاً این کلاچ را این جوری بگیر، این گاز را این جوری فشار بده، این ترمز را این شکلی بگیر. وقتی ترمز می‌گیری، مثلاً ترمز نگیر که مثلاً پایت روی کلاچ نباشد و ترمز یک آن، که مثلاً این باعث می‌شود که ماشین روی دنده وقتی هست خاموش می‌شود. اینها همش دستور است و اثرش را شما می‌بینید در خاموش شدن ماشین، انرژی تولید نمی‌شود. یا این انرژی تولید می‌شود، یک بکن و نکنی است که نتیجه‌اش در تولید انرژی و عدم تولید انرژی یا هدر رفت انرژی در ماشین دیده می‌شود.
مثلاً به شما می‌گویند که آقا، مثلاً در دنده سنگین، مثلاً با این سرعت حرکت نکن! با این سرعت حرکت کن! با دنده دو تا این مقدار برو. مثلاً با سرعت ۷۰ تا نرو با دنده ۲. مثلاً همش امر و نهی است و نتیجه‌اش این می‌شود که مثلاً با سرعت زیاد رفتن باعث می‌شود سوخت شما برود بالا. این جور رفتن باعث می‌شود سوخت شما کمتر مصرف شود. خب، یک مقدارش را می‌بینیم، یک مقدارش را هم نمی‌بینیم. نمی‌فهمیم اینها اثر حقیقی دارد در آن ماشین. حالا اثر حقیقی این امر و نهی‌ها، بکن نکن‌ها، چیست؟ در تولید نور است. سوره مبارکه نور کلاً فضایش این است. فضای امر و نهی‌ها است، دستورات شریعت و فرض، همش احکام است. و این احکام چی می‌شود؟ تبدیل به چی می‌شود؟ تبدیل به نور می‌شود. لذا در مورد ازدواج صحبت می‌کنیم، بعدش می‌آید آیه نور مطرح می‌شود. یعنی آن عفتی که به خرج می‌دهی، مهار می‌کنی، نمی‌گذاری انرژی هدر برود. جوان مؤمن پاکدامنی که این انرژی را، این قوه را یا در مسیر ازدواج و تولید نسل به کار می‌گیرد یا مهارش می‌کند که سر تا پای او را نسوزاند و قوای دیگر او را نسوزاند و هدر ندهد. بعدش وارد «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ» می‌شود.
سر صفحه بحث ازدواج و «وَأَنکِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ»؛ بعد پایین صفحه بحث آیه نور می‌رسد. خیلی بزرگان روی این بحث کرده‌اند که ربط این آیات با همدیگر چی است. وقتش این است که آن انرژی را باعث شده که هدف، خصوصاً در بحث شهوت. خیلی از سوره‌هایی است که روی شهوت خیلی اثرگذار است، سوره مبارکه نور. هم مداومتش باعث می‌شود که خود انسان غریزه و شهوتش کنترل می‌شود، هم خواندنش در خانواده باعث می‌شود که غریزه و شهوت خانواده کنترل می‌شود. در روایات هم دارد که اگر کسی این را در خانه مداوم بخواند، اهل آن خانه اهل زنا نمی‌شوند. یعنی به طور طبیعی، با بستر طبیعی. یعنی این انرژی به سمت سوخت نمی‌رود. مگر اینکه کسی خودش بخواهد، اثر اصرار و لجاجت و اینها. وگرنه مسیر طبیعی و منزل نبود که کسی را سوق بدهد به سمت زنا. این کنترل می‌کند آن فضا را. خود سوره نور اثر فوق‌العاده‌ای دارد و در بحث شهوت هم از همان اول شروع کرده در بحث زنا و حد زدن به زناکار، که خود مدیریت... یعنی مدیریت از بیرون که این عقوبت باشد. «وَلْیَشْهَدْ طَائِفَةٌ» دیگر. سوره نور را گفتیم، دیگر نمی‌خواستیم وارد، فقط یک جوری حد را جاری کنید بر زناکار که بازدارنده باشد، که بقیه حواسشان را جمع کنند، به سوخت ندهند این انرژی و توان را.
سوره نور، سوره مدیریت شهوت است، که اگر این شهوت خوب مدیریت شد، «یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِئُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ». می‌شود این. آقا یک سوختی است، این روغن زیتون ما است. اگر مدیریتش کنیم، الکی نسوزانیم، به اشتعالش ندهیم که همین جور می‌خواهد شعله‌ور بشود. زمینه شعله‌ور شدن را دارد. این روغن زیتون را اگر مانع شعله‌ور شدنش شدیم، آوردیم در چراغدان ریختیم. آن چراغدان و شیشه برایش گذاشتیم. آن چراغدانی که شیشه داشت و مصباح داشت، آن را در مشکات گذاشتیم. چند لایه حفظش کردیم. این قوا و انرژی‌هایی که داشتیم را مهار کردیم، نذاشتیم هدر برود، نذاشتیم بسوزد. در مصباح گذاشتیم، در مشکات گذاشتیم، نورش عالم را روشن می‌کند. خیلی در این آیات فوق‌العاده است. خیلی معارف لبریز است. دارد موج می‌زند در سوره مبارکه نور. این رمز ماجرای انرژی است. صدقه در این فضای انرژی تعریف می‌شود. صدقه یعنی مدیریت انرژی. کنترل انرژی. نمی‌گذارد انرژی‌هایمان هدر برود. مهار می‌کند هدر رفت انرژی را و برکات فراوانی که پشت بندش دارد. همه «وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ». هر چیزی را که انفاق بکنید، خدا پشت سرش پر می‌کند. چون انرژی، این انرژی را راه می‌اندازد. شما را در وجود شما انرژی می‌اندازد. یک انرژی سوخته‌ای را گرفته‌ای، فعالش کرده‌ای.
سوخت می‌دهیم، علمی که کارکرد ندارد، علمی که تبدیل به عمل نشود، علمی که تبدیل به تعلم و تعلیم نشود، یعنی در خود من احساس شور نمی‌آورد برای اینکه بیشتر یاد بگیرم. انرژی در من ایجاد نمی‌کند و علمی که در دیگران تولید نمی‌کنم، یعنی به بقیه نمی‌دهم، این علم راکد است. یک علم بی‌خود است. این علمی که انرژی بوده که سوخته است. این روغن سوخته است. مصرف و وبال هم هست. «لَوَشَاءَ لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ». این علم، همان علم «کَمَثَلِ الْحِمَارِ». یک بار اضافی روی دوشش است. هیچ بهره‌ای از این ندارد. یک انرژی مضاعف است. مثل الاغی که یک کتابی روی دوشش است. یک انرژی مضاعفی که بی‌بهره است برای او، دارد حملش می‌کند. عالم بی‌عمل، ماجرای انرژی بی‌خاصیت، انرژی بلااستفاده. این انرژی می‌شود مصرف گرفت، به استفاده آورد. صدقه علم را که می‌دهد به دیگران، زکاتش را می‌دهد. زیبایی که دارد، فقط دارد مصرف می‌شود، دارد هدر می‌رود. زیبایی او می‌تواند محرک باشد برای ازدواج. چرا می‌گوید که حجاب داشته باش؟ این انرژی مدیریت می‌کند. حجاب مدیریت. اگر انرژی آزاد بشود به صورت افسارگسیخته و بی‌مهار، می‌سوزاند.
چرا می‌گوید نگاه نامحرم یک تیر آتشین است؟ ببینید چقدر لطیف است. حالا دین یک جور دیگر. یک انرژی اضافی بلااستفاده است. مثل تیر آتشین. تیر آتشین وقتی به من می‌نشیند، یک چیزی به من اضافه می‌شود، هم من را می‌سوزاند، هم کارکردی برایم ندارد و مانعم می‌شود. تیر می‌خورد در چشم، از کارکردش می‌افتد. اضافی به من شد این تیر. این شکلی است. تیر مسموم از شیطان است. حالا آن. حالا هم من نباید نگاه کنم. نور است دیگر. همه اینها در سوره نور است. چقدر فوق‌العاده است! نگاه ما را به عالم عوض می‌کند. می‌گوید تو نگاه نکن، هم آن نگاه نکند، هم تو بپوشان. هم او بپوشاند. «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ». «قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ». به آنها هم بگو «یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ»، هم چشم‌ها را کنترل کنند، هم دامن‌ها را کنترل کنند. هم از هم نگیرند، هم به هم ندهند. انرژی اضافی را، هم مراقب باشند انرژی اضافی از هم نگیرند، هم مراقب باشند انرژی اضافی به هم ندهند. انرژی اضافی، انرژی که بی‌ثمر است، غبار را می‌سوزاند. انرژی‌ها را دیگر. هدر می‌دهد. فکر کن حالا ببین ما آمدیم کلاس‌های دانشگاهمان را دختر و پسر جوان، در اوج شهوت، کنار هم می‌نشانی و کارکرد علمی ندارد. انرژی مضاعف است. دختر وارد کلاس می‌شود، این نگاهش می‌کند، بعد دیگر نه دل به کار می‌دهد، نه دل به درس می‌دهد، نه از درس چیزی می‌فهمد. انرژی مضاعف است، آمده درگیرش.
تقوا، مدیریت مهار انرژی‌هاست. و تقوا که دارد، چیزهای دیگر هم بهش می‌دهند. علم بهش می‌دهند، روزی‌های دیگر بهش می‌دهند، برکات برایش می‌آید. مدیریت انرژی را جدی بگیریم. صدقه، مدیریت انرژی. اضافی‌هایی که داری، دارد هدر می‌رود، دارد به سوخت می‌رود. اینها را استفاده کن. روغن زیتون. نگذار مشتعل بشود. بیا در چراغ بریز. بعد این چراغ باهاش روشن کن. آتش می‌گیرد و می‌سوزد تمام پول ما، زیبایی ما، جمال. فرمود زکاتش عفاف است. عفیفانه رفتار می‌کنی، در معرض قرار نمی‌دهی. نمی‌گذاری انرژیش هدر برود، دیگری را بسوزاند. اینها می‌شود عفت دیگر. عفت این زکات زیبایی تو است. آن زکات زیبایی اثر چیست؟ زکاتش را که می‌دهی، انرژیش را فعال می‌کنی، از جنس خودش مضاعف می‌شود. زکات زیبایی را که می‌دهی، زیبایی‌ات مضاعف می‌شود. هم زیبایی مادی، زیبایی خودش یک بحث مفصل است.
زیبایی یعنی تناسب. زیبایی امر نسبی است. تناسب‌های تو هم در عالم ماده، در زندگی دنیایی‌ات بالاتر می‌رود به خاطر عفافی که داشتی. هم اصل جمالی که لازم داری در عالم ملکوتی کی ایجادش می‌کنی؟ ولی وقتی این جمال را هدر دادی، پیغمبر فرمود در شب معراج دیدم که زن‌هایی از سر مو آویزان بودند. من خیلی توصیفات دیگر که در آن روایت هست. بروید سرچ بکنید، پیدا می‌کنید. معمولاً جزو روایاتی است که خیلی‌ها مسخره‌اش می‌کنند، کسی نفهمیده است. اینها هدر داده بودند. این مو چوب کبریت؟ یک جنگل آتش می‌گیرد. چه ربطی دارد؟ واقعاً انرژی را اگر بفهمی، این حرف‌های مزخرف و خنده‌دار را نمی‌زنی که به خاطر یک تار مو اگر جهنم ببرند، این فلان است، از داعشی‌ها بدتر است. اصلاً نفهمیدی ساختار عالم را، کلاً تو شهر هرت داری زندگی می‌کنی. خیلی پرت هستی، خیلی پرت هستی. اصلاً نمی‌دانی ساختار عالم چیست.
نظام اعتباری است که یک کاری می‌کنی، بعد نگاه می‌کنی حالا چه کارش بکنم؟ هرچه هست خودتی. بله، می‌سوزی. گاهی یک کبریت کل زندگی‌ات را می‌سوزاند. یک سر خاکستر سیگار یک زندگی را به باد می‌دهد. کسی بگوید آقا، یعنی این قدر مثلاً خاکستر سیگار این خدایی که بخواهد خاکستر سیگار! زندگی داعشی‌ها بدتر است. با یک کبریت بخواهد همه زندگی‌ام، این فرش گران‌قیمت که این همه زحمت کشیدم... نفهمیدی ساختار عالم را، نظام علیت را نفهمیدی، نظام اثرگذاری را نفهمیدی، یکپارچگی هستی را نفهمیدی. این انرژی در متن عالم، نور و نار را نسبتش را نفهمیدی. پرت می‌زنی. در حجاب باش. در حجاب زندگی کن. در حجاب عمل کن. در حجاب ببین چه کرده‌ای؟ گناه، محصول گناه. ببینیم چه کرده‌ایم که نمی‌فهمیم حقایق را. به حجاب عالم یکپارچه انرژی.
خلاصه این می‌آید. حالا در شب انرژیش بیشتر است. فرمود که غضب رب را خاموش می‌کند. این قدر انرژی دارد که آن غضب حق تعالی که دارد فوران می‌کند، این صدقه شب آن را خاموش می‌کند. از جنس خودش تولید می‌کند و مضاعف می‌شود. زکات پول دادی، پول مضاعف برمی‌گردد. زکات جمال دادی، جمال مضاعف. تناسب‌هاست. تناسب تو در عالم دنیا، تناسب تو در عالم ملکوت. زکات علم دادی، علم مضاعف برمی‌گردد. زکات وقت دادی، وقت مضاعف برمی‌گردد. زکات جا دادی، مکان وسعت. «تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ». آیه فوق‌العاده‌ای است، جزو همان قواعد دوطرفه است که قبلاً بهش اشاره کردیم در سوره مبارکه مجادله. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ». وقتی در جاهایی که نشستید می‌گویند یکم جا باز کن، این هم زکات صدقه جا. «فَفْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ». خدا برایتان جا باز می‌کند.
قواعدش. یک انرژی اضافی داشتی. قبلاً می‌توانستی در مثلاً ۳۰ سانت جا بشینی، ۶۰ سانت جا گرفته بودی. ۳۰ سانتش هدر می‌رفت. ۳۰ سانت را جا باز کردی. «یَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ». حالا این ۳۰ سانت در قیاس ملکوتی و برزخی‌اش، برایت جا باز می‌کند. احتمالاً مثلاً ۳۰ سانت تبدیل می‌شود به ۳۰ هزار کیلومتر. حالا در برزخ مقیاس‌ها را نداریم، ولی مثلاً می‌گویم، مثلاً ۳۰ هزار کیلومتر برزخی برایت. «تَفَسَّحُوا». وقتی بهت می‌گویند جا باز کن، جا باز کن. جا باز می‌شود. بعد این گشایش‌های فراوانی که جاهای مختلف زندگی… انرژی‌ها را هدر نده. جاهای دیگر، انرژی‌های دیگری که دارد «لِليُسْرَىٰ». اینها را ما در بحث دغدغه زندگی راحت یک گوشه‌هایی از بحث را اشاره ساده می‌شود. سادگی ایجاد می‌کنی برای دیگران. انرژی می‌دهی. زندگی‌شان را ساده می‌کنی. از دشواری‌ها درشان می‌آوری. از تنگناها درشان می‌آوری. از دشواری‌ها درت می‌آورد. از تنگنا در می‌آورد. ساده می‌شود برایت. بقیه در همین موقعیت مشابه خیلی شرایط برایشان سخت است. تو ماهی سه تومان درآمد داری، دیگری هم هست ماهی سه تومان درآمد دارد. تو پنج تا بچه داری، او یک دانه بچه دارد. تو هم مستأجری، او هم مستأجر است. ولی تو اموراتت می‌گذرد، اموراتش نمی‌گذرد. پس به این نیست. به آن سه تومان درآمد نیست. به مستأجر نیست. به بچه هم… اینها همش توهمات ماست. فکر می‌کنیم دو تا بچه‌اش بشود سه تا بچه، سه‌تاش بشود چهار تا. این دارد مدیریت می‌کند انرژی را. مقدار پولی که دارم، دارد مدیریت می‌کند. در حالی که مدیریت انرژی این مدلی نیست. کلاً داریم اشتباه می‌فهمیم، کلاً عالم را اشتباه فهمیده‌ایم، زندگی را اشتباه فهمیده‌ایم.
مدیریت انرژی به این نیست که تو دو تا بچه‌ات را سه تا نکنی که انرژی درست تقسیم شود. تو یک جاهای دیگر داری انرژی زندگی‌ات را هدر می‌دهی. صدقه نمی‌دهی. انفاق نمی‌کنی. دستگیری نمی‌کنی. آنجاها را اگر فعال بکنی، آن میزان انرژی هدر رفته برمی‌گردد، اینجاهای تو را تأمین می‌کند. تو ده تا بچه را می‌توانی تأمین کنی با همین مقدار پولی که الان. اینها برای امثال ماها که زندگی طلبگی و اینها، جزو واضحات است. بحث علمی نیست، مجرب است برای ما. ما با این قواعد زندگی می‌کنیم. واضح است برایمان. طلبه‌هایی مثل ما هراسی از این ندارند که مثلاً سه تا بچه باشد، چهار تا باشد، پنج تا باشد، ده تا باشد. مستأجر باشد مثلاً این. این جور هراس‌هایی. البته نه اینکه آدم بی‌گدار به آب بزند و تدبیر نداشته باشد و اینها. آنها یک بحث دیگر است ها. تدبیر. آدم بی‌تدبیر دارد انرژی فکری‌اش را هدر می‌دهد. این را هم باز دقت کن. انرژی فکری‌ات را هم هدر نده. یعنی تدبیر کن، ولی در تدبیرت همه انرژی‌ها را لحاظ کن. نه فقط انرژی پول را که مثلاً سه میلیون پول چقدر انرژی دارد؟ چقدر توان دارد؟ مثلاً باهاش می‌شود پانصد تا نان خرید. صدقه چقدر انرژی دارد؟ صدقه پانصد تا نانی است که دادی. پنج هزار نان برمی‌گرداند. نگاه انرژی خیلی محشر است. واگذار می‌کنم به عزیزانی که در فیزیک دستی بر آتش دارند و تخصص دارند. منتظر می‌مانم که عزیزان مطالب را برسانند. این پس بحث انرژی را یادگاری داشته باشید.
بریم در ادامه روایاتمان. چند تا دیگر بگوییم و بعد یک سری نکته در مورد صدقه. پیامبر اکرم فرمودند: «قالَ رَجُلٌ لأَتَصَدَّقَنَّ اللَّيْلَ بِصَدَقَةٍ». آقایی گفتش که امشب حتماً صدقه می‌دهم. از منزل خارج شد و صدقه‌اش را بُرد و دَ*ر دست دزدی گذاشت. صبح که شد، مردم گفتند که دیشب به یک دزد صدقه داده است. گفت: «الْهَمُّ لَيْسَ عَلَی السَّارِقِ». خدایا شکر، صدقه‌ام دست دزد. امشب یک صدقه دیگری. و خارج شد و شب صدقه را گذاشت در دست زناکار. فردایش مردم گفتند که «تَصَدَّقَ اللَّيْلَ عَلَی زَانِیَةٍ». این دیشب صدقه به یک زن زناکار داد. «فَقَالَ اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ اِلّا زَانِیَةٌ». گفت: خدایا شکرت، این صدقه سر جایش رفت به دست زناکاری. «اَتَصَدَّقَنَّ اللَّيْلَ بِصَدَقَةٍ». امشب صدقه می‌دهم. «فَخَرَجَ بِصَدَقَةٍ وَوَضَعَهَا فِی یَدِ غَنِیٍّ». با صدقه‌اش خارج شد و گذاشت در دست یک آدم دارایی. «فَسَبَّحُوا». صبح که شد، مردم شروع حرف زدن گفتند: «تَصَدَّقَ عَلَى غَنِیٍّ». یک شب که به دزد می‌دهد، یک شب به زناکار، شنبه به پولدار! «اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی السَّارِقِ وَ عَلَی الزَّانِیَةِ وَ عَلَی الْغَنِیِّ». حمد خدایا! مال تو، این صدقه دست سارق افتاد، دست زناکار افتاد، دست دارا. اینجا دارد که پیغمبر فرمودند که برگشت، کسی که تو از حکمت کار این بنده خدا باخبر بود، برگشت گفت: «أَمَّا صَدَقَتُكَ عَلَى سَارِقٍ فَلَعَلَّهُ أَن یَسْتَعِفَّ عَن سَرِقَتِهِ». اینها خیلی توش نکته است این روایت که در کنزالعمال هم هست.
روایت دست دزد افتاد برای این بود که شاید از سرقت دست بردارد. قوام، که از روضه‌خوان‌های معروف تهران بود، یک وقتی دیده بود که در چراغ سیروس، آن طرف‌های تهران، یکی از این زن‌های خیابانی کنار خیابان ایستاده است. ایشان پاکت گرفته بود از جلسه روضه، مثلاً به پول الان ده میلیون. خانم پرسیده بود که تو هزینه‌ها چقدر بود؟ گفته بود مثلاً من با ماهی مثلاً پنج میلیون زندگی‌ام اداره می‌شود. ایشان کل آن را داده بود و گفته بود که پس تا دو ماه هیچ کاری نکن. کل این پاکت دست برمی‌دارد، بدن زندگی‌اش عوض می‌شود. صدقه به زناکار، بله، اگر می‌دانی مانعش می‌شود. صدقه به دزد، زناکار؛ البته با آن فرمول‌هایی که جلسه قبل. انرژی بیاورد. انرژی که، انرژی صدقه‌ای که تولید بیاورد. صدقه‌ای که فعالیت بیاورد، توجهات باید... فرمود که شاید صدقه دست زن از کار افتاد، برای این بود که از زنا خودداری کند. آن هم که دست پولدار رسید، برای این بود که عبرت بگیرد از آنی که خدا بهش دارد عطا می‌کند. لذا حالا پیغمبر هم می‌فرمایند که این بانک این انجام شد ولی هدر نرفت صدقه. دارا بود، داد. یعنی زوایای دیگری دارد صدقه. لزوماً بحث پولش نیست. زوایای دیگرش را اگر لحاظ بکنیم، ببینیم که انرژی‌های... انرژی در انفاق دارد تولید می‌کند. انرژی در عفت دارد تولید می‌کند. و همین‌طور انرژی‌های مختلف. پس صدقه خیلی انرژی‌های متراکمی در خودش دارد و بهترین صدقه این است که انرژی متراکمش بیشتر، حکمی‌اش بیشتر لحاظ بشود. آن صدقه فضیلتش بیشتر.
یک روایت دیگر، دو سه تا روایت دیگر در مورد صدقه بخوانم که اینها مهم است و قشنگ است. در مورد درخت کاشتن. صدقات خوب است. پیغمبر فرمود: «مَنْ غَرَسَ غَرْسًا لَمْ یَأْكُلْ مِنْهُ آدَمِيٌّ وَ لَا خَلْقٌ إِلَّا كَانَ لَهُ صَدَقَةٌ». درختی بکارد که آدمیزاد ازش بخورد یا خلق الله ازش بخورند، الا کان له صدقه. این برای صدقه به حساب می‌آید، صدقه ماندگار. کسی که درختی را بکارد و صبر کند بر حفظش و قیام برش بکند تا اینکه ثمر بدهد، هر آنچه از میوه که این در طول تاریخ می‌دهد، به حساب هر کدامش صدقه است. «یُؤْسَمُونَ ثَمَرَها صَدَقَةٌ». هر کدامش را صدقه به حساب می‌آورد. جای دیگر می‌فرمایند که یک مؤمنی، مسلمی می‌آید درختی می‌کارد. هرچی از آن خورده بشود، صدقه است. هرچی از آن تولید بشود، صدقه است. درنده از آن بخورد، «فَهُوَ لَهُ صَدَقَةٌ». پرنده از او بخورد، «فَهُوَ لَهُ صَدَقَةٌ». و کسی سایه از او بگیرد، آنجا بنشیند، تکیه بهش بدهد، همش «كَانَ لَهُ صَدَقَةٌ» برایش صدقه به حساب می‌آید. و روایت از این قبیل هم که داریم در مورد صدقه.
نکات قشنگی است. می‌فرماید که «طَلَبُ الْجَوازِ عَلَی الصِّراطِ». عبور از پل صراط که حالا صراط خودش صراط مستقیم تونل ارتباطی با حق تعالی است. کانال ارتباطی با حق تعالی است. آنی که اگر کسی می‌خواهد توش پر انرژی و پرقدرت حرکت بکند، «فَوَجَدْتُهُ فِی الصَّدَقَةِ». دیدم در صدقه است. انرژی‌هایی که دارد هدر می‌رود را می‌آورد در یک کانال که کانال عبودیت است. این می‌شود صراط مستقیم. «أَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ». صراط مستقیم، همان عبودیت است. همه انرژی‌ها و قوا را وقتی می‌آوری در مسیر بندگی خدا، این باعث رشدت می‌شود، باعث سیرت می‌شود، باعث قدرتت می‌شود. در این مسیر اصحاب شمال دارند هدر می‌دهند. انرژی همین جور پراکنده است. شمال شامل همه چیز هست. همه‌جا دارد می‌رود. پخش و پلا می‌شود. اصحاب یمین با قدرت تمرکز. «السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» هم که همه را دارند در یک مسیر با قدرت می‌فرستند بالا، جزو مقربین می‌شوند. می‌فرماید که در صدقه... صدقه باعث می‌شود که انسان سرعت پیدا می‌کند در صراط و مسیر و در صراط با قدرت طی می‌شود.
در مورد صدقه مطلب زیاد است که حالا ما یک مقداریش را گفتیم. بحث فقهی صدقه را هم نکاتی درش هست که اشاره می‌کنم. ان‌شاءالله. این را هم عرض کردم که برای اموات یکی از بهترین چیزها صدقه است و اصلش هم صدقه است که انسان بتواند صدقه را بدهد. حضرت امام در تحریرالوسیله نکاتی دارند. در جلد ۱ صفحه ۱۰۸: مستحب است شب اول دفن برای میت نماز هدیه خوانده بشود. در زبان‌ها به نماز وحشت معروف است که در حدیث نبوی که هیچ ساعتی برای میت شدیدتر از شب اول قبرش نیست. پس با به اموات خودتان رحم کنید. اگر چیزی برای صدقه نداشتید، یکی از شماها دو رکعت نماز بخواند. اگر صدقه نداشتید... نماز وحشت، نماز لیله الدفن و اینها مال فرض صدقه است. یعنی فرض اولیه صدقه است. حالا خوب است آدم بخواند آن نماز را، ولی اصلش صدقه است. این جایگزین صدقه بوده در واقع. حالا نمازش هم بگویم که رکعت اول یک حمد دو تا قل هو الله. رکعت دوم یک حمد ده تا تکاثر. این یک نماز است. بعد از سلام نماز می‌گوید که: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَعِثْ ثَوَابَهَا إِلَى قَبْرِ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ». فلان بن فلان اسم طرف و اسم پدرش را می‌گوید. خدا از همان ساعت هزار فرشته به قبر میت می‌فرستد در حالی که هر کدام از آنها جامه و حوله‌ای دارند تا روزی که در صور دمیده بشود. یعنی در تا قیامت قبر وسعت پیدا می‌کند.
به کسی که نماز می‌خواند، به عدد آنی که آفتاب بر او می‌تابد، حسنه داده می‌شود. به چهل درجه رفعت پیدا می‌کند. شما هم که می‌خوانی، چهل درجه رفعت پیدا می‌کنی و به تعداد هر آنچه در عالم هست که آفتاب می‌تابد، به شما حسنه. شهابادی سفارش می‌کرد شب‌ها یکی از سه تا دستور خاص ایشان: یکی‌شان که هر شب خمستان را بدهید. این هم حالا ربط به بحثمان دارد. شبانه خمس بدهید. آن مقداری که آن روز درآمد داشتی و هزینه داشتی، حساب کتاب کن. یک پنجم مازادی که درآوردی را خمس. یکی از نماز اول وقت در هر حالتی و یکی هم هر شب نماز میت برای اموات مؤمنین و مسلمین که از دنیا رفته‌اند، که الان در این ایام این همه عزیزان را داریم از دست می‌دهیم و ده‌ها و صدها نفر شاید در روز به رحمت ایزدی می‌پیوندند و خوب است که به نیت این عزیزان نماز هر شب را بدهیم. بهترش که همان صدقه است. اگر صدقه لحاظ بکنی که بهتر است. نمازش هم خیلی خوب است.
یک نماز دیگر هم دارد که به این نحو است که یک حمد در رکعت اولیه، یک حمد و آیت الکرسی. رکعت دوم یک حمد و ده تا «انّا انزلنا»، که همین معروف‌تر است، معمولاً بین ما. بعد از نماز هم می‌گوید: «اَللّهُمَ صَلّی عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» * اِلی قبر فلان» که می‌آورد. اگر نماز وحشت را به هر دو کیفیت بخواند بهتر است. بهترش این است که هر دوتا را بخواند. حالا اموات نزدیک را بخوانیم. یک نماز برای یک نفر کفایت می‌کند و چهل یا چهل و یک نماز وحشت که متعارف است در اخبار وارد نشده. گفته‌اند چهل نفر بخوانند. یکی آن را نداریم. بعد می‌فرمایند که آیت الکرسی تا «خالدون» احتیاطاً خوانده بشود.
در مورد نمازهای نافله باز امام جای دیگری می‌فرمایند در تحریر که قضای نمازهای نافله شبانه روزی مستحب است. اگر آدم نافله‌ها را می‌تواند بخواند که بخواند. اگر نمی‌تواند، قضا مستحب است. ترک قضای آنها در صورتی که به خاطر جمع کردن دنیا آنها را ترک نموده، کراهت مؤکد دارد اگر. اگر من نماز شب نمی‌خوانم یا مثلاً نافله ظهر، نافله عصر، نافله صبح اینها را نمی‌خوانم به خاطر اینکه می‌خواهم در آن تایم بروم دنیا جمع بکنم، به خاطر دنیاست. نه اینکه حال... حال ندارم، به خاطر ترک دنیاست. این کراهت شدید دارد. بعد می‌فرمایند که کسی که نمی‌تواند آنها را قضا کند، حالا من نه نافله را می‌توانم بخوانم نه قضایش را. آدم به نافله ظهر و نافله عصر نمی‌رسد. چه کار بکنیم؟ برایش مستحب است که به مقدار توانایی صدقه بدهد. یکی از موارد صدقه، کمترین صدقه این است که برای هر دو رکعت یک مد صدقه بدهد. مثلاً نافله ظهر چارت دو رکعتی، هشت رکعت است. می‌شود چهار مد. هر مد چقدر است؟ حدود ده سیر. ده سیر گندم بدهد. چهل سیر، یک نافله ظهر نخواندی. مستحب است که به جایش چهل سیر گندم. اگر نتوانست، برای هر چهار رکعت یک مد بدهد. اگر نتوانست یک مد برای نمازهای مستحبی شب، یک مد برای نمازهای مستحبی. اینها خیلی کم است. اصلاً نمی‌دانم ما در ایران کسی داریم که این مسائل را شنیده باشد یا نه. جایی گفته شده باشد؟ برای خودمان طلبه‌هایی که درس دادیم این بحث‌ها را گفتیم و اینها تازگی دارد. یعنی من تازگی دیدم این مطلب را. تا قبلش هم ندیده بودم، نشنیده بودم این مطلب.
بعد جای دیگر امام در مورد صدقه می‌فرمایند که وقت‌های خاص مثل، حالا اینها احکام خود صدقه است. در تحریر جلد ۲ صفحه ۹۸ می‌فرمایند که ما متون زیادی، نصوص زیادی داریم در مورد استحباب صدقه. تشویق بر این، خصوصاً در وقت‌های خاصی مثل جمعه، عرفه، ماه رمضان. به طایفه‌های خاصی مثل همسایه‌ها، اینها در اولویت‌اند. ارحام، فامیل. در حدیث داری که صدقه به دیگران روا نیست در حالی که خویشاوند محتاج باشد. بعد می‌فرمایند که صدقه بیماری و ورم و آتش سوزی و غرق شدن و ویرانی و دیوانگی و هفتاد نوع بلا را دفع می‌کند. و روایاتی که در مورد صدقه خواندیم و تعدادشان. امام اینجا می‌فرمایند که من دیگر روایات را نمی‌خوانم.
چند تا مسئله می‌گویم. مسئله یک این است که در صدقه قصد قربت شرط است. نیت باید بکنیم به خاطر خدا. حالا بحث‌های تخصصی دارد. نمی‌خواهم وارد بشوم. مثلاً صدقه معتاد هم درسته که اینها بحث‌های تخصصی طلبگی است و نمی‌خواهم وارد بشوم که بحث خاصی است. یعنی شما اگر صیغه‌اش را نخواندی، همین جور پول را دادی و چیزی هم نیست. به هر لفظی، با هر فعلی که باشد. به هر نحوی، الان یا مثلاً کارت به کارت می‌کنند. چه می‌دانم. به هر مدلی این صدقه درست است. فقط عطا کردن توش باشد. در اختیار طرف قرار بدهید. قصدش این است که طرف تملیک مجانی برایش بشود. مالکش می‌کنم به نحو مجانی و قصد قربت هم البته دارم. این محقق می‌شود. ولی باید به دست طرف برسد، قبض بشود. یعنی آن طرف قبض بکند، دریافت کند. اگر طرف دریافت کرد. یعنی من چیزی به اسم صدقه دادم بهش. خب، یک وقت شما مثلاً یک پولی را می‌گذاری در کاسه. بنده خدا نشسته. این هم بحث‌های فنی و دقیقی دارد. وقتی چیزی به نیت صدقه می‌دهید. اگر طرف گرفت. یک وقت می‌گذارد در آن کاسه، برمی‌دارد. هنوز، هنوز برنداشته. اینجا می‌توی پولت را برداری. نرخ صدقه حیدری! ولی اگر آنجا گذاشتی، طرف برداشت، دیگر نمی‌توی برداری. جایز. ولو به بیگانه باشد. بیگانه باشد نمی‌شود گرفت.
خب حالا سادات چی؟ بحث مهمی است. صدقه دادن به سید. بعضی از اینها که می‌آیند تکدی می‌کنند. اینها شال سبز بسته، چه می‌دانم به سرش، به تن کلاه سبز دارد. می‌فهمیم سید است. چه کار کنیم؟ به نیت خمس به سادات فقیر به نحو عام. نه آن خمس حساب شده دقیقی که واجب است. به نحو خمس مستحب. خمس واجبش اجازه می‌خواهد از طرف مرجع تقلیدمان برای هزینه به سادات که می‌خواهیم بدهیم. اجازه باید بگیریم. اگر سید می‌خواست صدقه بدهد، سید به سید صدقه بدهد، اشکال ندارد. سید هم به سید می‌تواند بدهد، هم به غیر سید. زکات واجب می‌تواند بدهد، فطریه می‌تواند بدهد. اینها همش حلال است. اما صدقه غیر سید به، اگر صدقه مستحبی باشد، امام می‌فرماید حلال است. زکات واجب و فطریه باشد، نمی‌شود. فطریه سادات و اینها را ثواب می‌کند، ولی صدقه مستحب اشکال ندارد. واجبات دیگر چی؟ مثلاً رد مظالم، کفاره. مثل اینها. امام می‌فرمایند که این هم به فتوای امام ملحق می‌شود به صدقه مستحبی. آنها هم اشکال ندارد. رد مظالم می‌شود به سید فقیر داد، از غیرسید. رد مظالم را به البته رد مظالم اجازه می‌خواهد. کفاره هم از طرف مرجع و اجازه. رد مظالم و کفاره را غیر سید به فتوای امام به سید می‌تواند بدهد. اگرچه احتیاط مستحب این است که به اینها داده نشود و خود را از اینها منزه نگه دارد. بهترش این است که داده نشود رد مظالم، کفارات و غیر سید به سید.
و در صدقه طرف بالغ باشد. پس بچه اگر صدقه بدهد، این قبول نیست. بزرگ می‌دهد به بچه. بچه صدقه بدهد اشکال ندارد. آن صدقه خودش، صدقه خود بچه از جیب خودش صدقه بدهد. مثلاً بچه ده ساله، پسر بچه ده ساله. این در نگاه امام صدقه نیست. بعد عاقل باشد و مثلاً ورشکسته و اینها هم نباشد. مشکلاتی که باعث می‌شود طرف محجور بشود. با هاء جیمی نداشته باشد. اینها بحث فقهی است. نمی‌خواهم وارد جزئیاتش بشوم. و صدقه به کفار می‌شود داد؟ بله. کسی که پولدار است و به فقیر لازم نیست صدقه بدهیم. صدقه درست است شما نیتت بوده و محقق. خواندیم دیگر که به زناکار داده بود. پولدار. همش هم صدقه به حساب. پس به آدم پولدار صدقه بدهیم اشکال ندارد.
به کافر ذمی، مسیحی‌ها و یهودی‌هایی که در مملکت ما هستند، زرتشتی‌ها. به اینها می‌توانیم صدقه بدهیم. مرحوم حاج غلامرضا فقیه خیلی دستگیری می‌کرد از زرتشتی‌های یزد و از یهودی‌ها. ایشان وقتی از دنیا رفت، یهودی‌ها برایشان مجلس ختم جدا گرفته بودند و زرتشتی‌ها. یک فقیه، مجتهد شیعه، عالم بزرگ شیعه. وقتی از دنیا رفته بود، یهودی‌های یزد و زرتشتی‌های یزد برایش مراسم جدا گرفته بودند. خیلی در این حرفه خیلی اتفاق عجیبی است. بس که ایشان رسیدگی می‌کرد در دوران قحطی و شرایط سخت و اینها. خب الان خیلی فرصت خوبی است برای تبلیغ ماها که می‌توانیم به ارامنه که هستند در تهران، مناطق مختلف، زرتشتی‌ها که اصلاً در شهرهای مختلف. به برادران اهل سنتمان رسیدگی بکنیم. این تبلیغ بسیار خوبی است برای شیعه. از فرصت خیلی خوبی است.
و صدقه به غیر شیعه، به اهل سنت اینها اشکال ندارد. ولی اگر دشمن اهل بیت و کافر حربی است، نسبت به اینها نمی‌شود صدقه داد. ولو فامیل من باشد. پدر من هم باشد. به اهل بیت توهین می‌کند. برادر من هم باشد. فامیل نزدیکم باشد. صدقه نمی‌توانم بدهم. دیگر بحث دیگرش هم که قبلاً توضیح دادیم. صدقه هر چقدر پنهانی باشد بهتر است و آشکارا دادن هم اشکالی ندارد. واسطه هم هر چقدر افراد بشوند، اشکالی ندارد. این هم نکته قشنگی است. می‌فرمایند که رد سائل. یک کسی درخواست می‌کند، ما بهش چیزی ندهیم. ولو اینکه گمان کنی که او بی‌نیاز است. احتمال می‌دهم که این پول خودش پولدار است ولی رد کردنش امام می‌فرماید مکروه است. بلکه به او ولو چیز مختصری داده شود. گدایی را رد نکن. البته اگر پولی چیزی داری. ما شرایط کرونا و فلان و اینها هم نباشد. دیگر یک چیزی شده. آدم بدهد. این طرف دست خالی نرود. و گدایی کردن بدون اینکه نیازمند باشد یا بلکه نیازمند هم باشد، شدیداً مکروه است. بلکه گفته شده که اولاً این است که حرام باشد، یعنی قاعده اولش به حرمتش باشد. گدایی کردن ترک اعتیاد هم اینجا سزاوار نیست. یعنی هیچ، در هیچ حالتی شما دست گدایی دراز نکن به سمت کسی. منع مؤکدی وارد شده. در روایت دارد که از مردم گدایی کند در حالی که روزی سه روزش را داشته باشد. خدا را در روز قیامت در حالی ملاقات می‌کند که صورتش گوشت ندارد. به اندازه خوراک سه روزت. بختیاری! برای چی گدایی می‌کنی؟ این می‌شود همان که گوشت ندارد که توضیحاتش را جلسه قبل اشاراتی کردم به اینکه چرا وضعیت این شکلی می‌شود. خوبی است بحث صدقه ما که البته حالا حالا ما در صدقه می‌توانیم صحبت بکنیم، ولی داریم دیگر از کنار بحث رد می‌شویم و می‌خواهیم در واقع بحث پیش برود. وگرنه این بحث به این سادگی‌ها نیست. این صدقه را خیلی باز بیش از اینها می‌شود در موردش...
خب در مورد تقدیر ما و خصوصاً در عمر ما جابجا می‌شود. در مورد این داستان که در کتاب داشتیم دیدیم که چندین سال مرگ عقب افتاد با صدقه. من روایاتی را بخوانم در مورد برخی چیزهایی که باعث طول عمر می‌شود و بعضی چیزهایی که باعث کاهش عمر می‌شود. نکته اولی که اینجا باید بهش توجه بشود این است که ما دو جور اجل داریم: یک اجل معلق داریم، یک اجل محتوم. اجل محتوم اجل حتمی ماست. در واقع جابجا نمی‌شود که بهش اجل مسمى هم می‌گویند. اجل معلق اجل غیر مسمى است، جابجا می‌شود. در روایت از امام صادق (علیه السلام) دارد: «الاجل الذی غیر مسمی موقوف یقدم منهما شا و یاخّر منهما شا». اجل غیر مسمى جابجا می‌شود. هر چقدرش را بخواهد جلو می‌اندازد، هر چقدرش را بخواهد عقب. اما اجل مسمى «فَهُوَ الَّذِی یُنْزَلُ مِمَّا یُرِیدُ أَنْ یَکُونَ مِنْ لَیْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى مِثْلِهَا مِن قَابِلٍ». هر شب قدر آنی که خدا تقدیر کرده و حتمی است نازل می‌شود تا سال بعد. قابل جابجایی و تغییر نیست این دو تا اجل.
بعضی چیزها این اجل را جابجا می‌کند، آن اجلی که معلق است که یکی صدقه است. «بِصَدَقَةٍ تُفْسَحُ الْآجَالُ». امیرالمومنین می‌فرماید که با صدقه جا باز می‌کند اجل. همان که گفتم در مجالس، «تَفَسَحُ الْآجَالُ». اجل جا باز می‌کند. صدقه که می‌دهی، انگار یک انرژی بهش وارد می‌شود و اجل جا باز می‌کنیم. مهلت بیشتر می‌شود. امام صادق (علیه السلام) این روایت هم خیلی روایت زیبای جالبی است. به آن بحث انرژی‌مان هم خیلی ربط دارد. «يَعِيشُ الْقَوْمُ بِحُسْنِ أَفْعَالِهِمْ أَكْثَرَ مِنْ أَعْمَارِهِمْ». مردم با کارهای خوبی که می‌کنند عمر می‌کنند. اکثر ایشان به اعمارشان. بیش از آنچه که عمرشان است، زندگی می‌کنند. یعنی آن قدری که آدم با کارهای خوبش می‌تواند زندگی در دنیایش را وسعت بدهد و وقت بیشتری بگیرد برای زندگی کردن در دنیا، با عمرش و اجلش آن قدری نمی‌تواند زندگی کند. ممکن است برای من پنجاه سال نوشته‌اند زندگی کنم، هشتاد سال. برعکسش هم هست. «وَ یَمُوتُونَ بِذُنُوبِهِمْ أَكْثَرَ مِمَّا یَمُوتُونَ بِآجَالِهِمْ». آن کسانی که با گناه می‌میرند، بیشتر از کسانی هستند که به اجل می‌میرند. در روایت دارد که رفتند قبرستان گفتند قبل از اجل مرده‌اند به خاطر گناه. اگر گناه نبود، اینها بیش از این عمر می‌کردند. این جابجا می‌شود. پس گناه ما، کار خوب و کار بد. نه آثار اعمال در ملکوت، در عوالم بالا، در ماده و همه اینها نسبت و ارتباطش با همدیگر برقرار است و اثرگذار.
طول عمر و کاهش آن را بخوانم از کتاب شریف میزان‌الحکمه، جلد ۸ عربی، صفحه ۱۲۴. خب در مورد عمر: «وَمَا یُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلَا یُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِی كِتَابٍ». در سوره مبارکه فاطر آیه ۱۱ می‌فرماید که هیچ کسی عمر نمی‌کند و از عمرش کم نمی‌شود مگر اینکه خدا همه اینها را در کتاب دارد و نوشته. عمر حالا چیست؟ و فرمود: «إِنَّ عُمُرَكَ وَقْتُكَ الَّذِی أَنْتَ فِیهِ». امیرالمومنین: وقتی که توش هستی می‌شود عمرت. تعداد نفس‌هات. نفس‌هایی که پشت سر هم می‌کشیم. و این عمر ما تابع یک سری چیزهاست که جابجا بشود، بالا پایین بشود.
از عمرت استفاده بکن و غنیمت بدان. و روایات این شکلی که زیاد است و نمی‌خواهم بخوانم این روایات را. به این بخش برسیم که در مورد چیزهایی که باعث طول عمر می‌شود و باعث کاهش عمر. این فصلش را می‌خواهم عرض بکنم. چون خیلی انواع مختلفی دارد در مورد عمر. تو چه سنی چه اتفاقی برای آدم می‌افتد و اینها. خیلی روایت جالبی است. و «مَا یَزِیدُ الْفَرْدَ». بعضی چیزها باعث طول عمر می‌شود. یکی‌اش: «أَکْثِرْ مِنَ الطَّهُورِ». زیاد طهارت داشته باش. این طهارت هم به معنای وضو هم به معنای غسل. استحاضه. هر وقت حدث حادث می‌شود، چیزی که وضو را از بین می‌برد، چیزی که غسل را از بین می‌برد، سریعاً انسان تحصیل طهارت. حالا مثلاً در شرایطی است که مثلاً یک خانمی در ایام خاصش است. خب بیشتر با وضو باشد. حالا الان غسل نمی‌تواند بکند، واجب نیست غسل، ولی با وضو باشد. در حال جنابت اگر می‌تواند با وضو. اگر می‌تواند غسل کند که اصلاً این بهتر است. اگر نه با وضو باشد. اگر نه با تیمم باشد. ولو شده مثلاً در آن بستری که هست، با همان پتویی که هست، با همان سنگی که کنارش است، با همان زمین، به همان نحو هم شده تیمم دارد. شب می‌خواهی بخوابی، اگر وضو داری که وضو. اگر نشد، تیمم. شده به همان بسترتین، در روایت دارد با همان بستری که داری تیمم کن. این هم بالاخره یک بهره‌ای از طهارت دارد و بزرگان خیلی سفارش می‌کردند به دائم الوضو بودن که خیلی برکات دارد. همان انرژی است و تبدیل به نور است. چون وضو خودش نور است. دقایق شما را دارد انرژی به سمت نور تولید می‌کند. وقتی با وضو هستی و حواست است و مداومت داری بر اینکه دائم الوضو باشی. من سخت‌ترین حالتم وقتی است که وضو ندارم. کمی که وضو را باطل می‌کردند و می‌خواستند تجدید بکنند. در ما بینش، در آن چند ثانیه خیلی اذیت می‌شدم. فقط من «ناپاک در برابر حق تعالی که او پاک است». خیلی سخت می‌گذرد. و این مداومت بر وضو. بزرگان ما می‌دانیم. برخی اساتید را که نصف شب وقتی از خواب پا می‌شوند دوباره وضو می‌گرفتند بعد می‌خوابیدند. ساعتی ببینند باز وضو می‌گرفتند یا تیممی چیزی. بدون وضو نمی‌خوابیده با طهارت. حالا خدا نصیب این بنده حقیر سیاه اینها هم بکند که بتوانم. این باعث طول عمر می‌شود. همان انرژی که می‌آید و انرژی تولید می‌کند در ما. انرژی بهینه‌سازی می‌شود. از انرژی‌های اضافی‌مان در واقع جلوگیری می‌کند. باعث می‌شود که هدر نرود. و حضور شیطان را هم دور می‌کند. چون اصلاً شیطان در فضای هدر رفت انرژی ما فعالیت دارد و آنجاست که موقعیت کار کردن دارد. اگر کسی در حال استفاده بهینه از انرژی‌هایش باشد، شیطان اصلاً زمینه نفوذ در او… طهارت مداوم این شکلی است. حالا پاکیزه بودن ظاهری و اینها هم البته هست، ولی آنی که اینجا طهوری که اینجا گفته شده، «مّن الطهور یزید الله فی عمر». خدا عمرت را طولانی. طهارت قلبی و اینها هم که قطعاً دیگر بالاتر است. دلت پاک باشد از آلودگی‌ها، از رذایل.
در روایت دیگر دارد که پیغمبر می‌فرمایند که هر که دوست دارد که «يُبْسَطَ لَهُ فِي رِزْقِهِ». رزقش گشایش پیدا کند، توسعه پیدا کند. اجلش هم عقب بیفتد. «فَلْيَصِلْ رَحِمَهُ». صله رحم که بحث‌های صله رحم ما را عزیزانی که دوست دارند می‌توانند پیگیری بکنند. چندین جلسه آنجا. «لاَ یَزِیدُ فِی الْعُمْرِ إِلاَّ الْبِرُّ». هیچ چیزی عمر را طولانی نمی‌کند مگر برّ. برّ یعنی عمل به وظیفه. کار مطابق استانداردی که خدا می‌خواهد. آدم انجام بدهد. این می‌شود که همان باز مدیریت انرژی است و بحث انرژی خیلی خوب فهمیده می‌شود. از امیرالمومنین که «مَن أرادَ البَقاءَ ولا بَقاءَ». هر که می‌خواهد ماندگار و پاینده باشد. البته پایندگی نداریم در دنیا که هیچ‌کس نمی‌ماند. ولی هر که می‌خواهد بماند، همیشگی باشد در همین دنیا. «فليباكرِ الغَداءَ». صبح زود صبحانه بخورد. اول صبح. اول طلوع آفتاب. اولین طلوع آفتاب بهترین وقت برای صبحانه است. «وَ لْیُجَوِّدِ الْحِذَاءَ». کفش خوب بپوشد. «وَ لْیُخَفِّفِ الرِّدَاءَ». قرضش را کم بکند. «وَ لْیَقِلَّ غِشْیَانَ النِّسَاءِ». ارتباطش را با زن‌ها، ارتباط زناشویی، آن را کمتر. که انرژی‌ها هدر نرود. البته آن هم باز نسبی است ها. ممکن است برای کسی نیاز به بیشترش باشد، برای کسی نیاز به کمترش باشد. آن دیگر هر کسی خودش از مزاج و مذاق و مسائل دیگرش سر در می‌آورد و می‌فهمد که چقدر. نمی‌خواهم بگویم که مثلاً فلان قدرش باشد، فلان قدرش نباشد. به هر حال اینها اثرگذار انرژی‌های ما که هدر می‌دهد. مثلاً این قرض و قوله های زیادی که آدم می‌گیرد. خب بالاخره انرژی ما را هدر می‌دهد. فکر و ذهن و همه اینها درگیر می‌شود. قسط اینها عمر را کم. واضحی است اثراتش را زیاد خوب می‌بینیم.
روایت دیگر دارد که امام باقر می‌فرمایند که «مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ». خدا روزی بکند ان‌شاءالله، به حق ماه. شیعیان ما را سفارش کن که بروند زیارت قبر اباعبدالله. «فَإِنَّ إِتْیانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ». رفتن به کربلا و زیارت اباعبدالله رزق را زیاد می‌کند. رزق را با همه اقسامش، در همه عوالم. کرم‌های بحثی کردیم تحت عنوان رزق حسینی. آن هم ۱۵ جلسه است. دوستان می‌توانند اگر دوست داشتند بحث رزقمان را آنجا. «وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ». عمر را طولانی می‌کند و «وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السُّوءِ». پیشامدهای بد را هم دور می‌کند. خب دیگر چه چیزهایی عمر را طولانی می‌کند؟ «مَنْ حَسُنَتْ نِیَّتُهُ». حکمی‌اش خوب باشد. نیت پاک دارد. مثلاً می‌بیند در مسجد دارند چیزی می‌فروشند. یک خانمی دستفروش است. کسی کار او حمایت بکند. سر چهارراه یک گل‌فروشی برای اینکه از کار او حمایت بشود. جنس ایرانی می‌خرد به خاطر اینکه فقط از آن کار ایرانی حمایت بکند. همش انرژی مثبت و تولید ملکوت نورانی است که باعث این می‌شود که طرف عمرش هم طولانی می‌شود. اثر آن انرژی این است که یک بخشیش می‌شود در طولانی شدن عمرش. «تَجَنَّبُ الْبَوَاءِ». از کارهای بد دوری کنید. «یا مُدَّ لَكُمُ الْأَعْمَارَ». عمرتان طولانی. «مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِ بَیْتِهِ». هر که با خانواده‌اش خوب تا می‌کند، «زیدَ فی عمره». عمرش طولانی.
حضرت فرمود امیرالمومنین (ع) «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُطِیلَ اللَّهُ عُمُرَكَ فَاَسعَدْ اَبَویکَ». اگر دوست داری خدا عمرت را طولانی کند، پس پدر و مادرت را خوشحال کن. انرژی دیگر. به آنها انرژی می‌دهی. انرژی و «إِلَى مُسْتَجَابِ الْإِمَامِ الصَّادِقِ (علیهِ السَّلَامُ): یَا مَیْسَرُ قَد هَدَرَ أَجَلُكَ غَیْرَ الْمَرَّةِ وَ لَا مَرَّتَیْنِ، بَعْدَمَا کانَ فِی کِتَابِكَ جَمِيعُ ذَلِكَ الْحَکْمِ یَعْذُرُ اللَّهُ أَجَلَكَ لِصِلَتِكَ قَرَابَتَكَ». حضرت فرمودند که چندین بار اجلت رسیده بود. نه یک بار، نه دو بار، چند بار وقتش بود که تو از دنیا بروی. «كلُّ ذَلِكَ یَؤخِّرُ اللَّهُ أَجَلَكَ لِصِلَتِكَ قَرَابَتَكَ». همه اینها را خدا اجل تو را عقب انداخت به خاطر اینکه با فامیلانت صله رحم کردی. همان دوراهی که قبلاً می‌گفتیم. به یک دوراهی می‌رسیدی، می‌گفتند که خب دیگر تمام. یک وقت می‌افتد در آن کانال، آن یکی ریل تو را عوض می‌کردی با یک محبتی، با یک صله رحمی. از آن ور هم قطع رحم. یک حرف تند، یک برخورد ناشایست. این هم کم می‌کند. یک وقت در ریل اینوری می‌افتی. یک وقت سی سال عمرت کم می‌شود. «إِنْ تُریدَ أَنْ تُصادِفَ فِی عُمُرِكَ فَبِرَّ شَیْخَیْكَ». یعنی اگر دوست داری که این را خدا عمرت را طولانی کند، به «شیخین» محبت کن. شیخ، پدر و مادر پیر. به آن دو تا پیر محبت کن. که این طولانی می‌کند عمر را. کارهای خوب باعث طول عمر می‌شود. چند تا روایت هم اینجا دارد.
پیغمبر فرمود که خوش به حال کسی که عمر طولانی دارد. یعنی طول عمر را برای چه می‌خواهیم؟ باز خود طول عمر برای انرژی، برای تولید انرژی بیشتر، به ملکوت بیشتر می‌خواهیم. بحث ایمان درمانی. بنده یک اشاره‌ای کردم به برخی برکات طول عمر که در مسیر سیر و سلوک هم آدم نیاز به طول عمر دارد. خدا عمر طولانی بدهد که بتواند هفتاد سال کار کند و کم کم پله پله بالا برود. اینجا هم همین است. طول عمر برای اینکه کار خوب بکنیم و «وَ حَسُنَ عَمَلُهُ، فَحَسُنَ مُنْقَلَبَهُ». کسی عمر طولانی داشت، کار خوب کرد. بازگشتگاه او، آنجا که برمی‌گردد بهش که عالم برزخ است، قشنگ می‌شود. چرا؟ چون خدا ازش راضی است. حالا اگر عمر طولانی داشت و «ساءَ عَمَلُهُ»، برای برخی البته عمر طولانی عذاب است. این هم بحث شما. جاهایی داشتیم، خدا بعضی‌ها را طول عمر می‌دهد برای اینکه اینها بیشتر در خودشان آتش ایجاد کنند. مهلت بیشتر برای اینکه این فرصت بیشتری داشته باشد برای کثافت‌کاری بیشتر. پرونده‌اش سنگین‌تر. مثل سال‌هایی را که در جلسات قبل عرض کردیم. طول عمر از باب رحمت نیست وای به حال کسی که عمر طولانی پیدا کند و «ساءَ عَمَلُهُ، وَ ساءَ مُنْقَلَبَهُ». کارش هم بد باشد و «ساءَ مُنْقَلَبَهُ». آنجا هم که برمی‌گردد، زشت است. «اسْتَخْزَتْ عَلَیْهِ رَبُّهُ». چون ربش از او... مؤمن خوب است که طلب طول عمر داشته باشد، از خدا بخواهد که خدا به او عمر طولانی بدهد.
حضرت زهرا سلام الله علیها در دعا عرض می‌کنند که: «اَللّهُمَّ بِعِلمِکَ الْغَیبَ». خدا به آن علم غیب «وَ بِقُدرَتِکَ عَلَی الْخَلْقِ، أَحْیِنِی مَا عَلِمْتَ الْحَیاةَ خَیراً». تا آنجایی که می‌بینی حیات برای کسی ممکن است. مثل حضرت زهرا سلام الله علیها ۱۸ سال. خب اهل بیت ما همه‌شان که طول عمر نداشتند. طولانی‌ترین عمر در اهل بیت ۶۳ سال داریم. ۶۳ سال، ۶۸ سال. بی‌بی شهید حاج قاسم سلیمانی ۶۴ سالش بود. سنی ندارد. هیچ امامی ان قدر عمر نکرد. اکثر ائمه این قدر عمر نکردند. دیگر مثلاً ۴۵ سال مثل امام مجتبی داشتیم. پنجاه و خورده‌ای سال مثل امام حسین علیه السلام. ۲۵ سال مثل امام جواد. ۲۸ سال مثل امام عسکری و عمرشان همین طور کوتاه. حالا دیگر فقط امام عصر در بین اهل این مقدار عمر. و لذا تا جایی که «خیر» است به ما حیات. این همه شهدا همه به ظاهر جوان مرگ. پس اینها هم خیلی ملاک نیست. آن استفاده بهینه از عمر خیلی ملاک است. و حالا ممکن است جابجا هم بشود. «وَ تَوَفَّنِى إِذَا كَانَتِ الْوَفَاةُ خَيْرًا لِي». هر جا که مردن من برایم بهتر است، من را از دنیا ببر.
و این دعای قشنگ امام سجاد در دعای مکارم الاخلاق است: «وَ أَمْرِنِی مَا كَانَ عُمُري مَبْذُولاً فِي طَاعَتِكَ». تا آنجایی که عمر من بذل در طاعت تو می‌شود، به من... «وَ إِذَا كَانَ عُمُري مَرْتَعاً لِلشَّيْطَانِ». اگر عمرم دارد مرتع شیطان می‌شود، چراگاه شیطان می‌شود. «فَاغْبَرْنِي إِلَيْكَ» دیگر من را ببر سمت خب. این هم در مورد طول عمر و اصل این ماجراها و اینها که باز از آن طرف هم برخی چیزها باعث کاهش عمر می‌شود. مرحوم آیت الله شبری (رحمه الله علیه) از علمای بزرگ آثار اخلاقی خیلی خوبی هم دارد. یکی از آثارشان کتاب طب الائمه است که یکی از ابواب این کتاب صفحه ۲۲۱ این است. «بَابٌ وَ مَا یُدْفَعُ الْأَجَلُ». چیزی که اجل را دفع می‌کند و «وَ یُطِیلُ الْعُمُرَ». عمر را طولانی می‌کند و «وَ یَزِیدُ الْمَالَ». مال را زیاد می‌کند و «وَ مَا یُنْقَصُ الْعُمُرَ». عمر را کوتاه می‌کند و «وَ یُنْقِصُ الْمَالَ». مال را کم می‌کند و «وَ یُنْزِلُ الْبَلَاءَ». بلا را نازل می‌کند. و اینجا مطالب را می‌فرمایند. می‌فرمایند که مداوای با عبادات، صدقات، صله ارحام، دعا، زیارت امام حسین، آداب غذا. اینها که همه اینها ابواب قبلی توضیحاتش داده شده و اینها اثرگذار است.
یکی‌اش همین است که فرمودند که «موتُ الانسان بِذُنوبٍ». آدم‌ها آن قدر که با گناه می‌میرند «أكثر مِن مُوتِهِ بالأَجَلِ». بیشتر از مرگ به اجل. روایت دیگر دارد که هر که دوست دارد که اجلش عقب بیفتد و «لَمْ یَمْنَعْ مَا أَوْلَى اللَّهُ». آنی که خدا بهش داده را خدا ازش نگیرد. «فَلْيُخَلِّفْ فِی أَهْلِهِ خِلَافَةً حَسَنَةً». با خانواده من خوب تا کند. هر که با اینها خوب تا نکند «یَبْتَلِی اللهُ عُمْرَهُ». عمر اینها خوب تا کردن خیلی اقسا است. منزل آدم خرج اهل بیت باشد، روضه بگیرد، خرج اهل بیت کند، خرجی بدهد. مجلس علمی باشد، مجلس شرح دعا باشد، خواندن دعا باشد، چه می‌دانم از این قبیل کارها. دارایی من، امکانات من، وسایل من، هر چی دارم، اینها باعث طول عمرش می‌شود و خدای ناکرده قطع این چیزها هم باعث قطعش می‌شود. گاهی در خانه‌ای سالیان سال جلسه برگزار می‌شود و بعد قطع می‌شود به دلایل الکی و چوب‌هایی خورده می‌شود که ما اینها را دیده‌ایم. از روز قیامت هم با چهره سیاه بر من وارد شوند. مثلاً داری که سر سفره کنار سفره که هستید «أَطِیلُوا الْجُلُوسَ عَلَی الْمَائِدَةِ». این روایت را ایشان جمع کرده اینجا.
خیلی سر سفره که می‌نشینی طول بدهید. تند تند نخورید. سفرتان طولانی باشد. این ساعتی است که جزو عمرتان به حساب نمی‌آید که این را قبلاً توضیح دادیم جزو عمر حساب نمی‌شود، نمی‌آید. یعنی باز دارد که وضو قبل از غذا و بعد از غذا فقر را از بین می‌برد و باعث می‌شود که در وسعت قرار می‌گیرد زندگی انسان. فرمود که هر که دوست دارد که خیرت خونش زیاد بشود، موقع غذا وقتی غذا را می‌آورند وضو بگیرد و بعد غذا وضو. که هر که دستش را بشوید موقع غذا خوردن و بعدش آشام. اما هر چقدر در سعث زندگی و «یُوعَفِی مِن بَلْوَی جَسَدِهِ». با وسعت زندگی می‌کند و بدنش هم از بلا معاف می‌شود. خدا عافیت می‌دهد. یکی از اسباب عافیت است. و دارد که اگر بعد غذا وضو گرفتی، دست‌هایت را به چشم‌هایت بکش. «فَمَسِّنِي یُسْئَلُ بِفَضْلِكَ». این باعث امان از چشم می‌شود. کوتاه می‌کند. زنا «یَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ». در بعضی از اصناف و طایفه‌هایی که این ماجرا زیاد است که حالا نمی‌خواهم اسم بیاورم. این می‌بیند آدم نور در این چهره‌ها نیست. به شدت تاریک است. فقط نور چهره را از بین «وَ یَقْطَعُ الرِّزْقَ». رزق را قطع می‌کند و «وَ یُسْرِعُ الْفَنَا». فنای طرف را هم سریع می‌کند. یعنی از بین رفتنش را سرعت می‌دهد و این همان هدر دادن انرژی‌هاست و سوخت و می‌افتد در این فضاها. باز مرگش هم گناه‌هایی که «فِي عَجَلِ الْفَنَا». که می‌گوییم در دعای کمیل که خدایا من به تو پناه می‌برم و استغفار می‌کنم از آن گناهانی که فنا را جلو می‌اندازد. قطع رحم یک است که باعث جلو افتادن مرگ. قسم دروغ است. حرف دروغ است. زنا. بستن راه مسلمین است و امانت را ادعا کند به غیر حق. آدم مدعی امانت بشود که من صاحب. خب، صله ارحام است که آن ور عمر طولانی می‌کند که چند تا روایت هم ایشان در این مضمون می‌آورند.
بعد می‌فرمایند که «قاطع رحم خدا گاهی از عمرش سی سال کم می‌کند». و «صله رحم کسی انجام بدهد تا سی سال بهش افزایش عمر می‌دهد». چهار تا چیزی که در عمر باعث افزایش عمر می‌شود: اول صبح سیب خوردن و ازدواج، دوشیزه به سمت چپ خوابیدن و دست شستن در آب با آب گرم. با آب گرم دستش را بشوید. آثار خوبی را در بدن دارد دیگر فضای مادی ما آثار خوب. می‌فرمایند که اگر رکوعش را طولانی کند و سجده‌اش را در نمازش طولانی کند باعث طول عمر می‌شود. اگر سر سفره طولانی بنشیند و به کسایی که به این خاصیت خوب ندارند او برای آنها خاصیت خوب داشته باشد این هم باعث طول عمر می‌شود. «الصَّلاةُ فِی مَسْجِدِ سَهْلَةٍ». نماز در مسجد سهله باعث طول عمر می‌شود. انگشتر عقیق را دارد که اگر انگشتر عقیق تهیه کنیم و روش بنویسیم «مُحَمَّدٌ نَبِيُّ اللَّهِ عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ». خدا او را از مرگ بد نگه می‌دارد و «وَ لَمْ یَمُتْ إِلَّا عَلَی الْفِطْرَةِ». اگر بمیرد بر فطرت می‌میرد، با دین می‌میرد. مگر دستی بلند بشود و انگشتری عقیق داشته باشد. خدا از بین می‌برد. «أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ». خدا دوست دارد آن دست را و اجابتم می‌کند و «مَنْ کَفَّلَ فِیهِ عَقِیقٌ». هیچ دستی از این بالاتر که توش عقیق باشد برای خدا محبوب‌تر نیست وقتی بلند بشود. به هر کسی سهمی در عقیده داشته باشد، حذف اوفر است. برده با اوفرترین حذفش را برده.
اگر کسی می‌خواهد عمرش طولانی بشود، اینها همه را مرحوم چُبر نقل کرده. این عالم بزرگوار که جاهای دیگر کمتر خوانده می‌شود. ایشان مرتب کردند اینجا. هر که دوست دارد عمرش طولانی بشود و بر دشمنش غلبه کند و از مرگ بد حفظ بشود، اول صبح وقتی دارد صبح می‌کند و وقت غروب که دارد شب می‌شود، «سُبْحَانَ اللَّهِ مِلْءَ الْمِیزَانِ وَ مُنْتَهَى الْعِلْمِ وَ مَبْلَغَ الرِّضَا وَ زِینَةَ الْعَرْشِ». در برخی نسخه‌ها دارد: و الکرسی. این را هم اضافه کردم. از اهل بیت استش که هر که مواظبت بر این دعا داشته باشد، کرامت بین مردم پیدا می‌کند، عزیز می‌شود و عمر طولانی هم پیدا می‌کند. از آفات هم حفظ می‌شود. «اَللّهُمَّ اجْعَلْنِی مَحْبُوباً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ وَ احْشُرْنِی مَعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ بَلِّغْنِی إِلَی مِائَةٍ وَ عِشْرِینَ سَنَةً». من را به ۱۲۰ سال برسان. «فِی حَالِ صِحَّةٍ وَ سَلَامَةٍ». ۱۲۰ سال با صحت و سلامت عمر کند. «وَ سِّعْ عَلَیَّ رِزْقِی وَ اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِی وَ لَا تَحْرِمْنِی مَا سَأَلْتُكَ وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ وَ كَرَمِكَ إِنَّكَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ». «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ». در برخی نسخه‌ها هم دارد: «وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ». این هم باعث طول عمر می‌شود.
یونس بن یعقوب می‌گوید که خدمت امام صادق (علیه السلام) بودیم. گفتیم که آقا هر چیزی را چاره‌ای دارد غیر از مرگ. «أمَا الْمَوْتُ حیلة؟» گفتیم راه چاره مرگ؟ «صِلَةُ الرَّحِمِ». صله رحم راه چاره مرگ است، مرگ را عقب می‌اندازد. و روایت دیگری که باز اینجا نقل کرده‌اند. چند دقیقه در این موضوع داریم سر می‌کنیم تا فردا وارد آن بحث جدید کتاب بشویم، دیگر بگویم حالا خوب است. امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند که وقتی که نماز مغرب را خواندی و نماز صبح را خواندی، این ذکر را بعدش بگو: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ». خیلی ساده است. هفت بار بگو. هر که این کار را بکند جذام بهش نمی‌رسد، پیسی بهش نمی‌رسد، جنون نمی‌رسد. ۷۰ نوع بلا ازش. بعد نماز صبح، بعد نماز مغرب، هفت بار «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ». و فرمود که هر که هفتاد بار بگوید این را، وقت اساتید ما سفارش می‌کرد ۷۰ بار بگوید «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ». این را خدا ۷۰ نوع بلا ازش دور می‌کند که ساده‌ترینش این است که مبتلا به جنون نمی‌شود.
در این حالا بحث چشم زخم چون داشتیم باز منتشر شد بر باب بعدی که مطرح می‌کنند بحث در واقع چشم زخم. حالا این هم چون زیاد پرسیده می‌شود. صفحه ۲۲۵ کتاب ایشان می‌فرمایند که حضرت یعقوب به پسرشان فرمودند که «لَا تَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحِدٍ». در سوره مبارکه یوسف دیگر، آیه ۶۸. به پسرهاشان فرمودند که از یک در وارد شهر نشوید وقتی می‌خواهید بروید به کشور مصر. درهای متعدد دارد. تو فیلمش هم یادتان هست دیگر. ساخته بودند. هم از یک درهای مختلف. در روایت دارد که «خَافَ عَلَیهِمُ الْعَیْنَ». از چشم زخم ترسید. چون اینها خیلی جمال و هیبت و کمال داشتند. همه با هم که می‌آمدند، تو چشم بودند. جدا جدا کرد که در بیاید که چشم نخورند. مراقبت از چشم زخم و پیغمبر فرمودند که «إِنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ». چشم زخم حق است. «وَ الْعَیْنَ تُنْزِلُ الْحَالَ». آن قله کوه و نقطه مرتفع کوه را می‌آورد پایین. با چشم می‌شود آن را آورد. مدارس امام حسن و امام حسین را پیغمبر برایشان با این کلمات در واقع این عبارتی که می‌گویم حفظ بکنیم. حالا اگر بشود رفقا هم این را پوسترش بکنند که کار بشود منتشر بشود این هم خوب است. «أُعِیذُكُمَا بِكَلِمَاتِ اللَّهِ الْتَّامَّةِ». حالا پیغمبر چون برای امام حسن و امام حسین می‌خواند، «كما» می‌برد. اگر برای دیگری می‌خوانیم، مثلاً برای بچه‌مان می‌خواهیم چشم نخورد، می‌گوییم «هو». درباره او می‌گوییم «هو». اگر به خودش که «اعيذُ نَفسی بِكَلِمَاتِ اللَّهِ الْتَّامَّةِ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ وَ هَامَّةٍ وَ مِنْ كُلِّ عَيْنٍ لَأَمَّةٍ». این از هر چشمی دور بشود. به جای اسفند و چه می‌دانم تخم مرغ و اینها، این ذکر خیلی خوب است. ابراهیم بچه‌هایش را همین شکلی تعویذ می‌کرد. تعبیر با عین و دال و ذال. در پناه قرار می‌داد که به این آسیب نرسد. حضرت موسی هم «اُعِیذُ ابْنَهَ هَاْرُونَ بِهَذِهِ». حضرت موسی هم این شکلی تعویذ می‌خواند.
مدارک چشم زخم باعث می‌شود که یک مرد وارد قبر بشود و باعث مرگ کسی می‌شود. به هر حال به شتر را در دیگ می‌اندازد. «وَ الْجَمَلَ قَدْرٌ». چشم زخم باعث می‌شود که شتر در دیگ بیفتد. اینها ذکرهایی است که برای حالا امام صادق نفس «وَ ذُرِّیَتِی وَ أَهْلَ بَیْتِی بِلَیْمَةِ اللَّهِ مِنْ کُلِّ شَرِّ شَیْطَانٍ وَ هَامَّةٍ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ عَیْنٍ لَاَمَّةٍ». خوب این هم از این. دارد که هر وقت ترسیدی حالا بعضی‌ها می‌گویند ما چشممان شور است، چه کار بکنیم؟ هر وقت بر چیزی ترسیدی که چشم بزنی، خیلی وقت‌ها پدر مادر بچه را چشم می‌زند. تعریف می‌کند، چشم می‌خورد بچه. سه بار این را بگو: «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ». این را سه بار بگویید برای دفع چشم زخم. خیلی به حیرت آورد. خیلی خوشت آمد. تعجب کردی که جا خالی زمینه چشم خوردن است. باز همان بحث انرژی. البته بیشتر بحث انرژی کتاب جن. جایگاه جن، جادوگر و شیطان. یک همچین تعبیری فکر کنند از استاد اصغر طاهرزاده. همین بحث را ایشان آنجا دارد که عمدتاً این قبیل مسائل چشم زخم و این جور چیزها از همین انرژی‌هایی است که قشنگ اگر خواستید آن کتاب را مطالعه بکنید. حالا اگر بشود این را هم پی‌دی‌افش را رفقا بگذارند برای این فایل این جلسه. خوب است که دوستان هر که خواست مطالعه بکند. آن هم کتاب قشنگی است. به همین بحث ربط دارد. خب حالا چه کار کنیم هر وقت یک خوشی آمد، این را بگوییم: «اللهُ اللهُ، مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ». همین ذکری که بگویی دیگر ضرر نمی‌رساند. «اللهُ اللهُ، مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ». دارد که این هم خوب است: «بِسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ مِنْ کُلِّ عَیْنٍ حَاسِدٍ اللَّهُ یَشْفِیکَ». این هم چیز خوبی است.
بعد فرمود که امام صادق فرمودند که معوذتین بخوانید. سوره ناس و سوره فلق. این هم برای دفع این چیزها خیلی خوب است. هر وقت یک چیزی تعجب می‌کنیم و احساس می‌کنیم کسی چشم می‌زند و فلان و اینها یک کلمه «وَإِن يَكَادُ» خبری نیست. این دستورات. فرهاد می‌فهمم که این بهش ضرری نمی‌رساند. بعد امام صادق فرمودند که: «لَوْ کُشِفَ الْقُبُورُ لَکَانَتْ أَکْثَرُ مَوْتَاکُمْ بِالْعَیْنِ». اگر قبرها شکافته بشود، اکثر مرده‌هایتان به خاطر چشم است. بعد فرمود که هر وقت احساس کردیم که ممکن است چشم بزنید یا چشم بخورید، «فَلْيَذْكُرِ اللَّهَ فِي ذَلِكَ». یاد خدا کنید. به هر نحو. سبحان الله، الحمدلله، ذکر صلوات، بسم الله. به هر نحوی شده ذکر خدا باعث می‌شود که دیگر ضرر نرساند. اگر از چشم زخم برای کسی می‌ترسید سوره حمد بنویسید. یعنی بخوانید و بنویسید بندازید گردنش. بندازید بهش. به تو خانه است. اگر کسی یک جایی یک سوره حمد، سوره ناس، فلق، توحید، آیت الکرسی. این ذکر را که می‌خوانم که چند خط است حالا. یک بار می‌گویم که اشکال ندارد. «اَللّهُمَّ اَنْتَ رَبِّی لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَلَیكَ تَوَكَّلْتُ وَ اَنْتَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِيمِ حَسْبِی اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیلُ مَا شَاءَ اللَّهُ كَانَ وَ مَا لَمْ یَشَأْ لَمْ یَكُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ بَکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً وَ اَحْصَى کُلَّ شَیْءٍ عَدَداً اَللّهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسِی وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دَابَّةٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا اِنَّ رَبِّی عَلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ حَسْبِی اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِسْمِ اللَّهِ بِسْمِ اللَّهِ عَبَثَ عَابِسٍ وَ حَبَسَ حَابِسٍ وَ حَجَرٍ یَابِسٍ وَ مَا انْقَاضَ وَ شَهَابٍ قَابِسٍ مِنْ نَفْسٍ نَافِسٍ وَ مِنْ عَیْنٍ لَأَمَّةٍ رَدَدْتُ عَیْنَ الْعَیْنِ عَلَیْهِ وَ اِلَى اَحَبِّ النَّاسِ إِلَیْهِ فِی کَبَدِهِ وَ کِلْیِتِهِ دَمًا رَابِیَ بِشَحْمٍ وَثیقٍ وَ عَظْمٍ دَقِیقٍ فِی مَالِهِ وَ زُورِهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ کَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصَاصٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً».
باز روایت دیگری دارد که هر که بهش چشم می‌خورد، به چشم می‌رسد، «فَاتِحَةَ الْکِتَابِ». سوره حمد را بخواند با این دعا: «بِسْمِ اللَّهِ أَعُوذُ بِاللَّهِ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ بِمَنَابِكَ اللَّهَ مِن كُلِّ شَرٍّ أَسِودَ». اسم آن که ازش می‌ترسیم چشم بزند. اسم خودش با اسم مادرش را می‌گوییم. «بِكَلِمَاتِ اللَّهِ الْتَّامَّةِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ عَيْنِ نَاظِرَةٍ مُنْفَعِلَةٍ وَ مِنْ شَرِّ الشَّيْطَانِ وَ خَیلِهِ وَ رَجِلِهِ مَقَالَةٌ: یَا بَنِی لَا تَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحِدٍ». و اینجا هم دارد که امام رضا (علیه السلام) در خراسان که بودند، خب حضرت خیلی پولدار بودند. برای عطرهای گران‌قیمت خرج می‌کرد. نگاه کردم، گفتم که چشم زخم حق است. ممکن است چشم بخورد این. چه عطرهایی می‌زنند و عطر خوبی است، چه بویی! حضرت فرمود: «هَذِهِ رُقْعَةٌ» این را در یک رقعه‌ای بنویس. در یک کاغذ بنویسید. سوره حمد، قل هو الله، ناس و فلق، آیت الکرسی. آن کاغذ را گذاشتند در شیشه عطرشان که چشم نخورد به آن عطر. برای مرکب هم همین‌طور که ممکن است چشم بخورد. حالا الان یکی می‌روند قربانی می‌کنند و می‌مالند مثلاً به پلاک ماشین. که چشم نخورد. اینجا دارد که حضرت فرمودند که این را بنویس: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَحْتَفِظُ بِحِفْظِكَ الَّذِی لَوْ حَفِظَنِی بِغَیْرِكَ لَهَلَكَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَرِدُكَ بِسِتْرِكَ الَّذِی لَوْ سَتَرَنِی بِغَیْرِكَ لَبَقی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَقْوِیکَ بِقُوَّتِكَ الَّتِی لَوْ قَوَّانِی بِغَیْرِكَ لَقَوى وَ اجْعَلْنِی مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَاناً نَصِیراً وَ ذُلَّهُ وَ ذُلَّهُمَا». این هم برای چشم زخم خیلی خوب است که کلاً عرض کردیم همه اینها اثرگذار در چشم زخم.
خب، ماجرای صدقه و طول عمر، آثار این شکلی را بحمدالله به پایان رساندیم. ان‌شاءالله فصل بعدی کتاب را... کتاب را چون خیلی مطالب را به هر حال یک اشاراتی بهش کرده‌ایم، با سرعت بیشتری ان‌شاءالله می‌خوانیم و پیش می‌رویم. خدا ان‌شاءالله توفیق بدهد عامل به این مباحث باشیم. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح و بررسی کتاب سه دقیقه در قیامت (موضوعی)

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00