امام منصور

جلسه شانزدهم: وفای به اهل خیانت، خیانت است

00:53:28
194

در این گفت‌وگو، زیارت عاشورا از قالب الفاظ بیرون آمد و به ژرفای جان نشست؛ رازِ دو بار بر زبان راندنِ «خون‌خواهی» را بازیافتیم: یک بار برای خونِ سرخِ امام حسین علیه‌السلام و بار دیگر برای خون خودمان. رمز این سخن در «مقام محمود» است؛ همان منزلتی که زائر در امام چنان فانی می‌شود که خون او را خون خویش و همه بشریت می‌بیند. از دل همین نگاه، انتظارِ ظهور نیز چهره‌ای تازه یافت؛ دیگر نشستن و چشم به راه ماندن نیست، بلکه آماده‌شدن است برای حق‌خواهی در همان مسیری که از کربلا برخاست و تا همین امروز جاری و زنده است.

معرفی
آقای شهیدی که مأنوس با دعا بود، و طالب عاقبت بخیری برای همه‌ی مردم.[3:00]

توجه به پروردگار؛ شرط استجابت دعا، به روایت امام صادق(ع).[7:50]

شرح فرازهایی از دعای چهاردهم صحیفه‌ی سجادیه.[11:50]

عدم‌تفکیک میان ظالم شیعه و ظالم معاند با اهل بیت. عین ظلم است![25:00]

وفای به اهلِ خیانت در پیشگاه الهی خیانت است و خیانت به اهل خیانت وفاست![34:20]

ظلم به شخص، قابل بخشش، اما ظلم به دیانت و ملیت قابل اغماض نیست![37:00]

سر ترامپ قصاصی‌ست که از آن کوتاه نمی‌آییم![38:20]

کشتن امام حسین(ع) کشتن ارکان دین بود و انتقام این خون، مماشات ناپذیر.[42:10]

روضه؛ سالها بی‌تابی امام سجاد(ع)، به یاد لب عطشان امامی که مهریه‌ی مادرش آب بود...[46:00]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.

رب اشرح لی اهلی و سهلی امری و یفقهوا قولی.

شهید عزیز ما، رهبر شهید ما، امشب به تعبیری "لیلة الدفن" این بزرگوار است. این بزرگوار از نسل پاک امام سجاد (ع) بود و انس عجیبی با صحیفه سجادیه داشت. خودشان یک وقتی تعبیر می‌کردند و اشعار و ابیات اخوان ثالث را می‌خواندند که ایشان می‌فرمود: "من نمی‌دانم این را خطاب به کی گفته، ولی این حرف من است که خطاب به صحیفه سجادیه می‌گویم." کلاً مضمون آن ابیات این بود که شب پرشکوه‌تر را تشبیه می‌کند و در واقع از آن یاد می‌کند که به او پناه می‌آورد و پناهگاه او در زندگی، در گرفتاری‌ها و بحران‌هاست. رهبر شهید ما می‌فرمود: "من این را خطاب به صحیفه سجادیه می‌گویم. من به تو پناه می‌آورم در گرفتاری‌ها و مشکلات و بحران‌ها. آن چیزی که تکیه‌گاه من است تویی." و در مسائل مختلف هم ارجاع می‌دادند. خاطرتان هست که ایام کرونا یکی از دعاهای صحیفه سجادیه را سفارش به خواندنش می‌کردند. در این دو سه سال اخیر هم که این قضایا بود، دعای دیگری از صحیفه سجادیه، دعای چهاردهم را سفارش می‌کردند به اینکه مردم بخوانند و با آن انس داشته باشند.

ایشان می‌فرمود: "من اهل دعا هستم." آن جمله معروفشان که در این بیلبوردها هم آمد این چند وقت که "من تک تک مردم ایران را دعا می‌کنم، من تک تک مردم را دوست دارم." این یک ادامه‌ای دارد، یک جمله‌ای در ادامه‌اش که معمولاً حذف می‌شود. این جمله، جمله مهمی است. البته قبلش هم یک چیزی هست، آن هم مهم است. یکی از این اهالی هنر، یکی از عوامل سینما، مطالبی را با ایشان مطرح می‌کند، به حالت انتقاد، می‌گوید که: "شما یک جوری هستید، من گاهی احساس می‌کنم شما به یک قشر خاصی علاقه‌مندید. طیف خاصی فقط دور و برتان هستند، انگار با همه مردم علاقه‌مند به همه انگار همه این علاقه‌رو..." انتقاداتی هم می‌کند، می‌گوید مثلاً دور و بر شما فقط آن‌هایی هستند که پوشش کامل دارند. آقا، شهید (رضوان الله علیه) پاسخ می‌دهد: "نه، این‌طور نیست. آن‌هایی که پوشششان این شکلی نیست، اینجا که می‌آیند پوشششان را کامل می‌کنند." با پوشش کامل آقا می‌فرماید که: "من این را می‌خواهم به شما بگویم. حالا چه مردم بدانند چه ندانند، ولی شما این را بدانید که من تک تک مردم را دوست دارم و تک تک مردم را دعا می‌کنم." بعدش این جمله را می‌گوید: "من اهل دعایم، من به دعا خیلی اعتقاد دارم. یعنی اینی که مردم را دعا می‌کنم، دسته کم نگیرید. حالا چه خاصیتی دارد مردم را دعا کردن؟"

ما داریم می‌گوییم شما مردم... من همه را دعا می‌کنم، نه. "من اهل دعایم، من به دعا اعتقاد دارم، من چون به دعا وابستگی دارم به پشتوانه دعا مشکلاتم را حل می‌کنم. واسه همین همه مردم را می‌آورم زیر این چتر دعا. یعنی می‌آورم آن جایی که این فیض به من جاری می‌شود، زیر این ناودان قرار می‌گیرم، ناودان رحمت خدا. همه را می‌آورم، تقسیم‌بندی نمی‌کنم که این‌ها باشند، آن‌ها نباشند." البته بعضی‌ها را غلیظ‌تر دعا می‌کنم، بیشتر دعا می‌کنم، پر و پیمان‌تر برایشان می‌خواهم، ولی برای همه مردم عاقبت بخیری می‌خواهم، کامیابی می‌خواهم، سعادت. مواردی ایشان آنجا ذکر می‌کند. این رهبری بود که به دعا اعتقاد داشت و انس و بخش زیادی از زندگی و شبانه‌روزش در ارتباط با دعا و خصوصاً صحیفه سجادیه بود. و خدای متعال هم اراده‌اش به این بود که در شب شهادت امام سجاد (ع)، جد مطهرش، ایشان به بستر خاک آرمیده بشود در حرم امام رضا (ع) و اولین روزی که ایشان... اولین شبی که پیکر مطهرش زیر خاک است، آن وقت باشد که منتسب باشد به امام سجاد (ع).

به همین مناسبت و به همین دلیل، این دعایی که ایشان اصرار داشتند خوانده بشود که حالا البته چند وقتی هم جدی‌تر به آن پرداخته می‌شد، ان‌شاءالله از این به بعد هم باز فراموش نکنیم و این دعا را در برنامه داشته باشیم: دعای چهاردهم صحیفه سجادیه. یک مروری به آن داشته باشیم. هم مرتبط با امروز که شهادت امام سجاد (ع) است، هم سفارش این رهبر شهید، و هم در تکمیل بحث‌هایی که جلسات قبل داشتیم که البته یک چند جلسه‌ای وقفه افتاد به خاطر تشییع رهبر شهید.

این دعای چهاردهم صحیفه... من البته برخی تعابیرش را عرض می‌کنم خدمتتان. خب بلد هستید، دعایش را خوانده‌اید. عبارت اول این است: "یا من لا یخفا علیه انباء المتظلمین"؛ ای کسی که خبر آن آدم‌های ظلم دیده برای تو مخفی نیست. خب این‌ها خیلی مهم است. آدم وقتی می‌خواهد دعا بکند، باید دعایش با توجه و با معرفت باشد. هر چقدر توجه و معرفت در دعا عمیق‌تر و دقیق‌تر باشد، این دعا به اجابت نزدیک‌تر است. یک وقت پرسیدند از امام صادق (ع): "آقا چرا ما دعایی که می‌کنیم مستجاب نمی‌شود؟" فرمود: "برای اینکه با کسی می‌خواهید حرف بزنید و از کسی می‌خواهید درخواست بکنید که نمی‌شناسید." خدای متعال فرمود: "ادعونی استجب لکم"؛ "مرا بخوانید، اجابت می‌کنم." ماها به صرف دعا فقط الفاظ نیست. "مرا بخوانید" یعنی حواست باشد داری با من حرف می‌زنی، حواست باشد داری به من می‌گویی. اینکه نباشد، دیگر خواندن خدا نیست. این تلفظ یک سری عبارات و اصطلاحات است.

فرض بفرمایید یک بچه وارد یک مغازه‌ای بشود، رو کند به دیوار، پشت به دیوار مثلاً بگوید: "یک بسته آدامس می‌خواهم." این فروشنده هم جای نگاهش می‌کند، می‌گوید: "چی؟" یک جمله به او گفته‌اند، حفظ کرده، آمده تو مغازه، رو به دیوار دارد می‌گوید. صد بار هم بگوید، هیچ‌کس جوابش را نمی‌دهد، آدامسی به او نمی‌دهند. ولو این جمله را هم حفظ کرده‌ای، ولی لااقل باید برگردی رو به این صاحب مغازه. این‌قدر باید بلد باشی، این‌قدر باید بدانی از این باید بخواهی. این جمله را به این باید بگویی. ولو خودت هم نمی‌دانی جمله چیست، منظور چیست، ولی لااقل باید بدانی به کی باید بگویی. راز اصلی استجابت دعا این است. ولو خیلی از این کلماتی که می‌گوییم و نمی‌فهمیم. بالاخره می‌گوید معصوم گفته است، لابد چیز خوبی بوده. مگر همه ما سر در می‌آوریم از دعای کمیل که می‌خوانیم، تک تک عبارت‌هایش را می‌فهمیم، ترجمه‌هایش را مگر می‌فهمیم؟ ترجمه‌هایش را هم بفهمیم، محتوا خیلی عمیق است.

امام راحل عظیم‌الشأن ما که رهبر شهیدمان از ایشان نقل می‌کردند، در بین ادعیه دو تا دعا را فوق همه ادعیه می‌دانستند: یکی مناجات شعبانیه، یکی دعای کمیل. خیلی به این دو تا عنایت داشت. امام راحل، امام شهیدمان هم به این دو تا توجه داشت، مخصوصاً عباراتی از مناجات شعبانیه که خاطرتان هست ایشان می‌خواند و عمیقاً متأثر می‌شد و گریه می‌کرد. خب مگر هر کسی بخواند این‌ها را می‌فهمد؟ نه. از زبان معصوم بوده است. این را هم تکرار می‌کنم، جوابش را هم می‌دهم. خیلی نکته اصلی در اجابت دعا هرچند مهم است، اینی که دقیقاً محتوای این دعا و عبارات چیست، شاید این خیلی اصل قضیه نباشد. اصل قضیه این است که بدانی با یک توجهی، ذهن آماده‌ای، یک قلب متوجهی... حالا متوجه آن شکلی اهل بیت در روایت هم دارد، اگر کسی با یک حالی دعا بکند، توجهش به این باشد، اطمینانش به این باشد. خیلی این روایت، روایت مهمی است. خیلی این روایت... روایت فرمود: "من ضامنم." اگر کسی با این حال دعا بکند، یک جوری دعا کند که مطمئن است به این باشد که حاجت پشت در است. یعنی همین الان خدا دستش باز است برای این اجابت، مشتش پر است برای این اجابت. کسی این‌جوری دعا بکند، مستجاب است. "مستجاب است" معنایش این نیست ۵ دقیقه بعد بهش... یا پنج دقیقه بعد می‌رسد، یا ۵۰ دقیقه، یا ۵ ساعت، یا ۵ هفته، یا ۵ سال، یا ۵۰ سال، یا ۵ قرن. آنش دیگر با حساب و کتاب خداست. خدا می‌داند کی بدهد، ولی جواب داده شد، عنایت جاری شد.

دعای قرآن می‌فرماید: "موسی و هارون از من پیروزی خواستند. من هم اجابت کردم. اجابت کردم، بهشان گفتم اجابت شد، ولی استقامت کنید." فرمود: "اجابت شد." این "اجابت شد" تا وقتی که موسی و هارون به آن رسیدند، به نظرتان چقدر فاصله شد؟ در روایت دارد ۴۰ سال. فرمود: "فَاسْتَقِيمَا"؛ استقامت کنید. چهل سال فاصله برد، زمان برد تا آنی که فرموده بود "اجابت شده" بهشان داده بشود. این یک بحث.

پس نکته کلیدی در دعا چیست؟ توجه به اینکه از کی داریم می‌خواهیم. واسه همین خیلی از دعاهای ما اولش مقدمه‌سازی است برای اینکه حواس ما جمع باشد. چقدر قشنگ است این دعای چهاردهم صحیفه سجادیه. عبارت اولش این است: "خدایا من اگر دارم از تو می‌خواهم، معنایش این نیست که تو خبر نداری، می‌خواهم بهت خبر بدهم." "یا من لا یخفا علیه انباء المتظلمین"؛ ای کسی که خبر آدم‌های ظلم دیده برای او مخفی نیست. پس من خبر دارم که تو خبر داری. نیامده‌ام اطلاعات بهت بدهم. تو، شکایت و توجه به اینکه مثلاً خبر نداری و پس کجایی و پس چرا نمی‌بینی و این‌ها نیست. این خودش معرفت است. این توجه، نشستن روی آن چله استجابت، در آن سیبل و در آن هدف استجابت است. چون داری از خدا می‌خواهی. وقتی داری می‌خواهی، خدای متعال به تعبیر بنده می‌گوید: "داری با کی حرف می‌زنی؟ این که داری صداش می‌زنی که من نیستم. تو داری با یکی حرف می‌زنی که از هیچی خبر ندارد." برو با همان بگو. اگر داری با من حرف می‌زنی، چرا این‌جوری حرف می‌زنی؟ من خودم خبر دارم. تو مثال آدامس، مثل این می‌ماند که بچه رو به دیوار بکند، حالا از صاحب مغازه به دور... بعد هم یک جوری حرف بزند انگار دارد با یکی حرف می‌زند که اصلاً نمی‌داند آدامس چیست. این توهین است به طرف.

پس نکته اول در دعا این است: ای کسی که تو خبر داری از احوال آدم‌های ظلم دیده. چقدر قشنگ است! "و یا من لا یحتاج فی قصصهم الی شهادات الشاهدین"؛ ای کسی که نیاز نداری که چند نفر بیایند شهادت بدهند. چون ما دادگاه که می‌رویم وقتی می‌خواهیم به قاضی بفهمانیم که به ما ظلم شده، باید چند نفر را ببریم به عنوان شاهد. می‌خواهد بگوید خدا را یک وقت با قاضی دادگاه اشتباه نگیریا! احوالی که تو دادگاه داری فکر نکنی اینجا تو احوال را داشته باشی. یک جوری با قاضی صحبت می‌کنی، قاضی خبر ندارد، نیاز به شاهد دارد. اینجا فکر نکن این‌جوری است. خدا هم خبر دارد، هم نیاز به شاهد ندارد. این نکته اول که نکته معرفتی است، باعث می‌شود از خدا بخواهیم، با خدا طرح مسئله کنیم.

"و یا من قرُبَت نُصرَتُهُ من المظلومین." چقدر در این‌ها ادب و عشق و لطافت... واقعاً کلمات امام سجاد (ع) سرشار از لطافت است. امام سجاد (ع) یک فضای دیگری است. بارها این را عرض کردم. اگر کسی یک کمی بیفتد در وادی امام سجاد (ع)، اصلاً زندگیش عوض می‌شود. کد صحیفه سجادیه یک طور است. آن احوالات حضرت در گریه و مصیبت و این‌ها که حالا عرض می‌کنم، آن هم یک طور دیگر است. یک لطافت عجیب غریبی به امام سجاد (ع) و زندگی ایشان حاکم است. معمولاً از ماها خیلی با امام سجاد (ع) کار نداریم. تا حالا ندیده‌ام هیئت متوسلین به امام سجاد (ع). این را بارها عرض کرده‌ام. دهه سوم محرم، نه به‌عنوان اینکه حالا من بگویم مثلاً من که کسی نیستم، چیزی بلد نیستم، ولی به‌حسب موقعیت و قشنگ اقتضای این را دارد دهه سوم محرم را ما اسمش را بگذاریم دهه سجادیه. به‌عنوان دهه امام سجاد. هم شهادت امام سجاد در این دهه است، هم وقایع اصلی که در این قضایای کربلاست، حرکت به سمت شام و ما بعد آن... این دهه اتفاق می‌افتد. دیگر پایان این دهه هم می‌شود ورود اهل بیت به... که دیگر اوج اطلاعات اهل بیت و امام سجاد (ع).

واقعاً در مورد امام سجاد کمبود داریم. دو تا ایشان تاریخ شهادت دارند. یکی دوازده محرم است، دو تا نقل است: دوازده و بیست و پنج محرم. جفتش هم در محرم است. جفتش هم تحت‌الشعاع روضه امام حسین واقع شد. امام سجاد یک بخش، یک رکن جدی داستان کربلاست. یک پرده دیگر صحنه کربلاست که اصلاً این کربلا را نگه می‌دارد. اکثراً هم اگر گفته بشود آقا چند دقیقه توضیح بده امام سجاد دقیقاً چه کار کرد؟ اصلاً نقشش چی بود؟ خدا رحمت کند شهید مطهری را. خیلی ذهن بازی داشت، خیلی آدم دقیقی بود و واقعاً نابغه بود ایشان. خیلی حساس بود، می‌فرمود امام سجاد را تبدیل کردند به یک امام مریض، یعنی شیعه. به‌عنوان امام بیمار کربلا. امام سجاد که می‌گوید بیمار کربلا، یک خاطره هم ایشان نقل می‌کرد. شهید مطهری می‌فرمود که طرف آش داشت پخش می‌کرد در خیابان، نذری می‌داد، آش هم خیلی بدمزه بود. طرف آمد گفت: "این نذری کیست؟" طرف برگشت گفت: "این نذری بیمار کربلا، امام زین العابدین است." احتمالاً از همین آش تو خورده بوده که مریض شده. آن‌قدر که این آشت بدمزه است. شهید مطهری این را می‌فهمید. "خورده بود بیمار کربلا" یعنی چی؟ یک روز همه عمرش بیمار بوده. روز عاشورا به اراده الهی، به عنایت الهی برای حفظ جان مبارکش، تمام این وقایع بزرگی که ایشان رقم زده، امیر حاشیه می‌شود، بیمار کربلا.

بعضی‌های دیگر را می‌شناسیم دیگر، بعضی‌ها اسم ندارند مثل پدر پسر شجاع. شخصیت‌ها این‌شکل‌اند. هیچ‌کس در مورد خود این هیچ اطلاعاتی ندارد. آن پسر شجاع مهم است. این را هم به او می‌شناسند. حالا بلا تشبیه، کأنه امام سجاد (ع) هیچ شناسه‌ای ندارد، هیچ حرکت، هیچ واقعه‌ای، هیچ شخصیتی... امام عسکری هم همین است. می‌گوید آقا امام عسکری که می‌گوید پدر امام زمان. قبل اینکه "پدر" پدر امام زمان باشد، امامِ امام زمان بوده. شخصیتی است به اسم امام زمان. با "پدر امام زمان"، "مادر امام" هیچ تفاوتی بین امام عسکری با مثلاً حضرت نرجس خاتون نیست. یک عنوان مشترک بین این دو تا. آن پدر... ایشان پدر زمان. اصولاً "مادر امام زمان" حاکی از عدم معرفت است. یک وقتی توی یک کاروانی... البته چند بار در این کاروان‌ها عرض کرده‌ام، گفته‌ام که من به‌کرات دیده‌ام احوال این زائرینی که مثلاً کاروان می‌بریم در قبرستان وادی السلام، کنار قبرهای قاضی، احوال توسل و ذکر و توجهشان به‌مراتب قوی‌تر است تا کنار قبر امام هادی و امام عسکری در سامرا. چرا؟ چون شناختشان از آقای قاضی بیشتر است. آیا قاضی برایشان امام‌تر است تا امام هادی و امام عسکری؟

یکی می‌گفت آقا من اینجا می‌آیم یاد چک برگشتی می‌افتم. سامرا مرکز عالم، منزل امام زمان، منزل امام زمان است. این خیلی چیز مهمی است. منزل امام هادی، منزل امام عسکری. اهل بیت که در خونشان دفن شدند و به ارث رسیده این منزل به امام زمان. شما وارد حرم اهل بیت فقط نمی‌شوید. اینجا که وارد می‌شوید حرم امام رضا منزل امام رضا نیست. کربلا حرم امام حسین منزل امام حسین نیست. ولی مدینه که می‌روید منزل پیغمبر است، منزل حضرت زهرا و احتمالاً مزار حضرت زهرا که احتمال زیاد در منزل مبارک است. سامرا هم این‌طور است. خب این‌ها کمبود معرفت امام سجاد (ع) را ما متأسفانه کمبود معرفت داریم. یعنی این کار بزرگی که ایشان کرده هیچ شناختی... آقا خطبه ایشان در کوفه چی بوده؟ خطبه ایشان در شام چی بوده؟ نقش ایشان چی بوده؟ این کتاب "حماسه ماندگارِ" رهبر شهیدمان را بخوانید. یک کتاب تقریباً سیصد صفحه‌ای در مورد حماسه امام سجاد (ع). رهبر شهیدمان یکی از ویژگی‌های فوق‌العاده‌اش در کنار ویژگی‌های فوق‌العاده فراوانی که این مرد بزرگ داشت و آیندگان قطعاً در مورد ایشان خیلی بیشتر از ما شناخت دارند و بیشتر و بهتر می‌دانند، یکی از کتاب‌های فوق‌العاده ایشان همین در مورد امام سجاد (ع) است و تاریخ اهل بیت.

امروز با خانواده این را عرض می‌کردم، تلویزیون داشت مطالبی نشان می‌داد در مورد رهبر شهید و این‌ها، عرض کردم که این یک مردی بود بزرگ‌تر از زمانه ما. از زمانه ما بزرگ‌تر بود. باید یک پنجاه سال، صد سال بگذرد تازه بعد صد سال آن‌ها می‌شوند "هم‌عصر خامنه‌ای". ما هم‌عصر ایشان نبودیم، ما نشناختیم، اصلاً نفهمیدیم کی آمد کی رفت. ما همین درگیر این مسائل سیاسی و قیمت مرغ و گرانی پراید و این‌ها... (انجام بده و انجام هم نمی‌دهد) و این حرف‌ها. این مرد بزرگی که تاریخ را تکان داد، نه فقط ایران را، نه فقط اسلام و شیعه را. تاریخ جهان به قبل این مرد بزرگ و بعد این مرد بزرگ تقسیم می‌شود. آیندگان خواهند... آرام آرام فهمیده خواهد شد این مرد چه کرد. یکی از تحولات بزرگی که ایشان ایجاد کرد و هنوز فهمیده نمی‌شود، بعد سال‌ها فهمیده می‌شود، ایشان ذهنیت مردم را نسبت به اهل بیت عوض کرد. نگاه تاریخی نسبت به اهل بیت را عوض کرد. کتاب "انسان ۲۵۰ ساله" ایشان، کتاب کوچک هم، آن کتاب بزرگ است. و بقیه آثار ایشان در مورد امام حسین، در مورد امیرالمؤمنین، در مورد امام سجاد، در مورد امام زمان. شخصیت جدیدی از این شخصیت دقیق و درستی را معرفی کرد. تا قبل ایشان اصلاً یک ذهنیت‌های دیگری بود نسبت به این اهل بیت. عوض کرد این نگاه را، یک جور دیگری معرفی کرد. بخوانید این کتاب در مورد امام سجاد را و توصیفی که ایشان دارد.

به هر حال اینجا امام سجاد این‌طور می‌گویند... وقت امام کم است، مطلب را به یک جایی برسانیم. "ای کسی که نصرتت به مظلومین نزدیک است و کمکت از ظالمین دور است." عرض کردم سراسر لطافت کلام امام سجاد (ع) است. بعد این‌ها را که مطرح می‌کند: "قد عَلِمتَ یا الهی ما نالنِی من فلان بن فلان"؛ "خودت که می‌دانی خدایا فلانی در حق من چه کرده." ببین چقدر بیان قشنگ است. از همان اول شروع نمی‌کند "خب این فلانی را بزن، فلانش کن." دستور و این‌ها هم ندارد. مقدماتی دارد. تو که حال من را می‌دانی، تو که کمکت به ظالمین دور است، کمکت به مظلومین نزدیک است، خودت هم خبر داری فلانی در حق من چه کرده. حالا چه می‌خواهد؟ درود به پیغمبر و اهل بیت پیغمبر می‌فرستد و "خُذ ظالِمی و عَدُوّی عن ظُلمی به قَوّتِک." انتقام نمی‌خواهد. چقدر این اهل بیت فوق‌العاده‌اند! اصلاً آدم دیوانه می‌شود. آقا این فرهنگ چقدر ناب است! چقدر این شخصیت‌ها بی‌نظیرند! چقدر فرهنگ این‌ها فرهنگ مترقی است! تو چه دوره‌ای در مورد چه کسانی دارد این امام؟ کی‌ها به ایشان ظلم کردند؟ ایشان در چه دوره‌ای بوده؟ در دوره‌ای که "اِرتَدَّ الناسُ بعد الحسین". این جمله‌ای که رهبر شهید بارها می‌فهمید، در همان کتاب "حماسه ماندگارِ" امام سجاد هم بحث مفصلی در مورد این جمله "اِرتَدَّ الناسُ بعد الحسین الا ثلاثه" است. بعد امام حسین فقط سه نفر مسلمان ماندند، همه مرتد شدند. این سه تا را امام سجاد دوباره جمع کرد، دوباره ساخت و خصوصاً در دوره امام باقر (ع) تبدیل شدند به یک جمعیت قابل توجه. در دوره امام صادق (ع) تبدیل شدند به یک مکتب دربرابر چهار تا مکتب. این سه تا را چه شکلی؟ خیلی چیز عجیبی است. ما سر سفره آماده نشسته‌ایم. خون دل‌ها برایش خورده شده. چی شد تا به اینجا رسیدیم؟

چند شب پیش همین مفصل هی عرض کردم، یک دور باید برگردیم، قدم به قدم تاریخ را. ایشان می‌فرمود: "تاریخ پیغمبر را میلیمتری باید خواند." چی شد یکهو از وسط آن جزیرةالعربی که سوسمار می‌خوردند، دختر زنده را دفن می‌کردند، یک همچین پیغمبری با یک همچین آرمان‌هایی درآمد؟ در ۲۳ سال همین‌جوری یکهو شد؟ مگر می‌شود یکهو با چهار تا سخنرانی شد؟ با جنگ شد؟ با شمشیر شد؟ این حرف‌های مفتی که یک عده نادان می‌گویند با شمشیر آمد همه را فلان کرد. خب چنگیز هم با شمشیر آمد، چرا نتوانست همه را تابع دین خودش کند؟ چین و اندونزی و این‌ها که اصلاً شمشیر و سرباز نرفتند. چون این‌ها همه مسلمان شدند. خیلی تویش حرف است. این چه فرهنگی بود که هر که دید عاشقش شد! توجه چی می‌گوید امام سجاد در چه دوره‌ای؟ در دوره بنی‌امیه. دوره قاتلان پدرش. دوره رذل‌ترین موجودات تاریخی. در دوره‌ای که کعبه را خراب کردند، به منجنیق بستند. مدینه را به توپ بستند. سه روز همین‌جا عرض کردم ناموس اهل مدینه را برای سربازهای یزید حلال کردند که چند هزار نطفه آلوده شکل گرفت. سه روز در همچین دوره‌ای با یک همچین حکومتی، با یک همچین آدم‌هایی، با یک همچین ظالمینی... حالا امام سجاد می‌خواهد در مورد کسانی که به ایشان ظلم کردند دعا بکند. اول چی می‌گویند؟ چقدر این‌ها برای ما درس است و ادب است!

امام سجاد می‌فرمایند، عرض می‌کنند به خدای متعال: "خدایا اول ازت می‌خواهم که یک کاری کنی ظالم از ظلم من دیگر دست بردارد." نه اینکه اول ریشش را... قدم اول این است: "یک کاری کن، «خُذ ظالِمی و عَدُوّی عن ظُلمی به قوّتک»، با قوت خودت کاری کن به من ظلم نکند." من خیر او را هم می‌خواهم، من سعادت او را هم می‌خواهم. البته این‌ها مراتب ظلم است. ترامپ صحبت می‌کند بعد این‌جوری دعا کنیم. عرض می‌کنم اواخر دعا برسیم. اگر خیلی سریع این دعا را بخوانم. در مورد کسی که این‌جور جنایت‌هایی کرده و اوضاعش این است، این حرف نیست. مراتب دارد. ظلم مراتب دارد. ظالم درجات دارد، اقسام دارد. من خیلی سریع به این‌ها اشاره بکنم. یک وقت ظالمی است که این را مرحوم سید نعمت‌الله جزایری هم در شرح این دعا نکته خوبی دارد. البته به نظرم این نکته هم نکته کاملی نیست. توضیح بیشتر هم دارد، ولی به هر حال طرح نکته خوبی.

ایشان می‌گوید که اهل بیت این‌هایی که این‌جوری دعا می‌کردند در مورد ظالمین، ظالمین غیر شیعه بودند. وگرنه در مورد ظالمی که شیعه است، ما وظیفه داریم هم ببخشیمش، هم دعا کنیم برایش که عاقبت بخیر بشود و ندید بگیریم، عفو بکنیم. ما نسبت به ظالم شیعه وظیفه‌مان عفو کردن است، وظیفه‌مان نفرین کردن و این‌جور شکوا بردن به خدا نیست. اصل حرف، حرف خوبی است. ولی خیلی به این دعا... سید نعمت‌الله جزایری هم فوق‌العاده است. هم عصر علامه مجلسی. خدمت شما عرض کنم، پس یک... یک کسی است که اهل بیت را دوست دارد. یک وقت نه، با اهل بیت چالش دارد، دشمنی دارد. یک وقت هست ظلمش به شخص من است، یک وقت ظلمش به شخصیت من. ظلم حقیقی، حقوقی، شخصیت‌بندی. این‌جوری می‌کنیم. فرض بفرمایید در خیابان یک نفر می‌آید به بنده اعتراض می‌کند که خب معمولاً هم داریم. می‌گوید آقا چرا این کلمه را؟ اکثراً هم از مهر و محبت و خیرخواهی و دل... یک نفری حالا این را نمی‌گویم که هرکه یقه ما را بگیرد، ما داریم الحمدلله اندازه کافی. ولی حالا بر فرض جلسه تمام می‌شود، می‌آید می‌گوید آقا چرا آن جمله را گفتی؟ چرا این روضه را خواندی؟ چرا آن را نگفتی بابت گفته‌ها و ناگفته‌ها. این را می‌گوییم چرا این را گفتی، آن را نگفتی. هر کار بکنیم، بگوییم یک چالش داریم، نگوییم یک چالش داریم، این‌جوری بگوییم یک چالش داریم. حالا این بنده خدا آمده دارد اعتراض می‌کند. گاهی اعتراضش غلیظ‌تر است، ممکن است به فریاد هم ختم شود. ممکن است یک دادی هم بزند. این هم یک ظلم است، ولی چه ظلمی؟ این را من بگذارم بغل مثلاً ظلم صهونیست‌ها، بگویم همه‌تان ظالمین، "الا لعنة الله علی الظالمین" از دم؟ بنده خدا نماز می‌خواند، "الله اکبر، خمینی رهبر." یکی بغلش بود، گفت: "نگو، نمازت باطل می‌شود." این دوباره برگشت یک نگاه غلیظی کرد، دوباره تکبیر بست: "الله اکبر، خمینی رهبر، مرگ بر ضد ولایت فقیه." با انگشت اشاره کرد. گاهی این‌جوری است دیگر. "ضد ولایت فقیه، نمازت با این جمله باطل می‌شود." اینجا دیگر "ضد ولایت فقیه، هرکه با آقای خمینی مشکل دارد." این هم در همان دست. ریز و درشتشان همه با هم مشترک در یک جهنمند، در یک طبقه. این عدم تفکیک این‌ها خودش ظلم است. عدم تفکیک ظالمین خودش ظلم است. این عدم رتبه‌بندی، عدم درجه‌بندی ظالمین خودش ظلم است. خیلی نکته مهمی است‌ها، توجه نمی‌کنیم. از دشمن اهل بیت می‌گیرد تا آن آدم جاهلی که از سر جهلش گاهی ارادت دارد به یک کسی، گاهی ارادت دارد ولی از سر جهل. این به فلان شخصیت که علاقه دارد، از باب اینکه این را یار پیغمبر می‌داند. این اصلاً خبر ندارد، باور ندارد که این قاتل مثلاً حضرت زهرا (س) باشد. کسی بهش نگفته، توضیح نداده. این برایش جا بیفتد، روشن بشود، تبری می‌کند. نه، این چون من این را گفتم، او این‌جوری واکنش نشان نداد. این هم در نطفه‌اش فلان است. این هم... با خود عدم این‌ها ظلم است. این نکته مهمی است.

یک وقت به شخص بنده می‌کند، به من یک اعتراض. به شخص من داری. یک وقت با لباس من مشکل دارد. یکی دارد اینجا رد می‌شود، اصلاً کار ندارد. اصلاً نمی‌شناسد من را. این حتی یک دقیقه، یک کلمه شناخت ندارد. صرف اینکه این لباس تن من است، یک چیزی می‌گوید. این حسابش فرق می‌کند. اهل بیت با این جور آدم دو جور برخورد... این‌ها را داشته دیگر. حالا وقت نیست بخواهم توضیح مفصل بدهم. یک وقت حجر ناراحت از دست مجتبی است، به اشتباه ناراحت است. اشتباه کرده که ناراحت است، عصبانی است. می‌آید آن جمله تلخ تاریخی را می‌گوید: "یا مضل المؤمنین!" حجر بن عدی. حضرت هم به او محبت عجیب. این به امام مجتبی می‌گوید: "تو مؤمنان را ضایع کردی، ذلیل کردی." حضرت می‌فرماید: "من اگر چند تا مثل تو داشتم، این اوضاع برایم پیش نمی‌آمد، قیام می‌کردم." خیلی حرف‌ها... بعداً عاقبت بخیر شد، شهید شد. همان شهیدی که داعش پیکرش را... خاطرتان هست جسد ایشان سالم بود. یک وقت این‌جوری است. یک وقت هم کسی است که در خطبه همام، آخر خطبه، خطبه متقین، تیکه می‌اندازد به امیرالمؤمنین. چقدر تفاوت! ببینید چقدر در این‌ها نکته است! چقدر این‌ها دقت می‌طلبد! ما بحثمان شب‌های قبل در مورد انتقام بود. کسی فکر نکند بحثمان عوض شد، دور شدیم. ما تا ظالم را نتوانیم تفکیک کنیم، انتقام در برابر ظالم را نمی‌توانیم تفکیک بکنیم. از کی، چطور و چقدر باید انتقام گرفت؟ بحث سر این است.

خطبه همام. طرف می‌آید می‌گوید که امیرالمؤمنین آن خطبه را می‌خوانم، این جناب همام این کلمات را از امیرالمؤمنین شنید. یکم رفت جلو جلو. یک جای دیگر یک فریادی زد، سنگکوب کرد، سکته کرد، از دنیا رفت. از اولش هم حضرت بهش می‌فرمود: "بابا ول کن، نمی‌خواهی." گفت: "نه آقا، صِف لی المتقین." "متقین را برای من توصیف کن، می‌خواهم ببینم این‌ها را، می‌خواهم ببینم." به تعبیر استاد بزرگوارمان آیت‌الله جوادی آملی، آمد زیر این آبشار علم. خودش هم خواست، اصرار کرد. امیرالمؤمنین یک دری سیلی زد، برد بنده خدا. دقیقاً هم ۱۱۰ تا ویژگی امیرالمؤمنین فرمود که واقعاً ویژگی‌های خود امیرالمؤمنین با ویژگی‌های متقین. ۱۱۰ تا را که شنید، یک فریادی زد، سکته کرد، سنگکوب کرد، مرد. یکی آنجا وایستاده بود، گفت: "هَکذا." این مدلی است که مثلاً "تصَنَّعُ الموائِظُ البالغَةُ بِأَهلِها." جمله را ببینیم. برگشت گفت: "عجب، پس موعظه با اهلش همین کار را می‌کند." منظورش چی بود؟ تویش یک متلکی بود. منظورش چی بود؟ که این با شنیدنش این‌طور شد، چرا تو با گفتن هیچیت؟ آنجا برگشت به امام مجتبی گفت: "یا مضل المؤمنین." حضرت بهش فرمودند: "من ۲۰ تا، سی تا مثل تو داشتم، قیام می‌کردم." اینجا برگشت، متلک انداخت. گفت: "مواعظ بالغه با اهلش همین کار را می‌کند." حضرت فرمود: "مادرت به عزات بنشیند! این شیطان بود با دهنت تف انداخت." نفس الشیطان بلسان. این تف تو نبود. این دهنت در اختیار شیطان بود، از دهان تو آب دهان پرتاب کرد. آقا آنجا "یا مضل المؤمنین" می‌گوید، طرف را بغل می‌کنی، اینجا بدبخت... حالا یک چیزی گفتید. انتقاد پذیر باشید. انتقاد داریم تا انتقاد. به کجا، به چی، بابت چی دارد متلک می‌اندازد؟ می‌گیرید مطلب را؟

یک وقت به شخص من است. خب اینجا جای عفو است، اینجا جای انتقام نیست. چقدر ما روایت داریم که آقا باید بگذرید، دنبال انتقام از همدیگر نباشید. فضیلتش به عفو است. "و الله یحب المحسنین." همین امام سجاد (ع)، جان‌ها به فدای او. امشب میهمان این بزرگوار بودیم. یک روایتی دارد، یک غلامی داشت. خب حضرت غلام زیاد داشتند، دلیل هم دارد. غلامی داشت امام سجاد (ع). این یک غذا درست کرده بود. ظاهراً کباب درست کرده روی آتش. درست کرده بود. این سیخ آمد ببرد. امام سجاد یک بچه خردسالی داشت. بچه شیرخواره. این سیخ از دست غلام افتاد روی سر بچه. جابه‌جا جان داد. سیخ داغ کباب خورد در سر بچه، بچه در جا مرد. یک لحظه برافروخته شدند. آمدند واکنش نشان بدهند. برگشت این آیه را خواند: "و الکاظمین الغیظ". حضرت فرمود: "خشمم را خوردم." ادامه آیه را خواند: "و العافین عن الناس." می‌گذرند، عفو می‌کنند. حضرت فرمودند: "عفو کردم." آخر آیه را خواند: "و الله یحب المحسنین." حضرت فرمودند: "در راه خدا آزادت کردم." سه تا کلمه از آیه را خواند برای اینکه اینجا جای این آیه است. مجلس یزید جای این آیه نیست، "و الکاظمین الغیظ". آنجا جای آن خطبه است. رفت بالای منبر. بالا و پایین این‌ها را به هم دوخت. امام سجاد (ع) رسوایشان کرد.

چقدر امامت... امام حسین (ع) هی به یاد این‌ها می‌افتیم. ابن مرجانه و ابن فلان و ابن فلان. "مادرِ این‌ها" را یاد می‌کرد. و مادران این‌ها معروف بودند دیگر. این "مرجانه" جزء آن ذوات الاعلام بود. این نوجوان... توضیحات بیشتر. زن‌هایی که پرچم مشکی داشتند. برید در تاریخ سرچ بکنید. چند تا بودند؟ "سردار خونشان پرچم". به دلایل خاصی. یکیش "مرجانه" مادر عبیدالله، محصول همین داستان بود. مؤدب... اینجا جای نه عفو است، نه ادب است، نه احترام است. اینجا جای فریاد است. اینجا جای رهبر شهید ما با این‌ها در فضای دیپلماسی و بین‌الملل و این‌ها. ما مثلاً باید احترام را نگه داریم. این‌طور می‌شود، آن‌طور می‌شود. چطور شهید ما، یعنی این‌ها را نمی‌دانست؟ ان‌قدر صریح و شفاف فرمود: "سر ترامپ معادل کفش قاسم سلیمانی هم نمی‌شود. هر وقت هم ما فرصتش پیدا بشود قصاص را از او می‌گیریم." یک حرفی است که زدیم و پایش ایستادیم. بعضی مسئولین ما انگار می‌ترسند، خجالت می‌کشند، ادب را رعایت می‌کنند. اینجا ادب عین بی‌ادبی است.

امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه فرمود: "الوَفَاءُ بِأَهْلِ الغَدْرِ غَدْرٌ عِندَ اللَّهِ وَ الغَدْرُ بِأَهْلِ الغَدْرِ وَفَاءٌ عِندَ اللَّهِ." چقدر این جمله کلیدی است! همه بشنوند. مسئولینمان بیشتر بشنوند. آن‌هایی که نهج‌البلاغه دوست دارند، نهج‌البلاغه می‌خوانند که باید بیشتر و بیشتر بشنوند. این مال آن‌هاست. فرمود: "وقتی کسی اهل خیانت است، اگر تو بهش وفادار باشی، یک تفاهمی بستی، سرنوشت مملکت، یک تمدنی (بنده او هی زیرش می‌زند) رسماً می‌آید می‌گوید من آمدم بیرون تو می‌گویی من وفادارم. می‌خواهی خودت را مؤدب نشان بدهی، آقا مؤدب‌بازی باشی." وفا به اهل خیانت در پیشگاه الهی خیانت است و خیانت به اهل خیانت در پیشگاه الهی وفاست. این کلام امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه است، حکمت‌های نهج‌البلاغه. وقتی دارد خیانت می‌کند، خیانت گذشته. رسماً وسط جنگ ما، همه کار جنگش را دارد می‌کند. نه صدای کسی درمی‌آید، نه حرکتی انجام می‌شود. خیانت به این‌ها، وفای پیش خداست. وفاداری ندارد اینجا. این نکته مهمی است. اینجا جای "و الکاظمین الغیظ" نیست. اینجا جای احترام و ادب نیست. اینجا جای انتقام است. می‌زند، محکم‌تر باید بزنی. یک جوری باید بزنی دیگر جرأت نکند نزدیک بشود. این‌ها دستور قرآن است. این‌ها ادب است، این‌ها اخلاق است. این ظلمش ظلم شخصی نیست. با شخص شماها کار ندارد. این رسماً به هویت شما کار دارد، با پرچم شما کار دارد، با تمدن شما کار دارد. قاطی می‌کنند، یکهو مؤدب می‌شوند. یکهو با اخلاق می‌شوند. یکهو مهربان می‌شوند. پرونده خراب یک سری از مسئولین را دوباره افشا بکنم و به یاد بیاوریم سال‌هایی را که به خودی‌ها فحش می‌دادند، انواع اقسام کلمات را می‌گفتند. به آن‌ور که می‌رسیدند، مؤدب و باهوش می‌گفتند. به اوباما مهربان می‌شدند، با اخلاق می‌شدند. رؤسای غربی که می‌رسند، غش می‌کردند از خنده، ولو می‌شدند. جلسات رهبری برج زهرمار بودند، سوسمار خورده بودند. نخست وزیر انگلیس ولو می‌شدند از خنده، از شیفتگی و عشق و ارادت. این‌ها اسمش ادب نیست. این‌ها اسمش احترام نیست. این‌ها شخصیت نیست. این‌ها بی‌شخصیتی است.

پس این ظلم‌ها را باید از همدیگر تفکیک کرد. ظلمی که نسبت به من است، نسبت به دین من هم نیست. حالا به مال من، به آبروی من یک ضربه‌ای زده. آدمی هم هست که متدین است، حالا یک لحظه هیجانش اوج گرفته، از منطق و از انصاف خارج شده. اینجا حتی‌المقدور جای عفو است، جای بخشش. ولی یک وقتی طرف با دین تو مشکل دارد، با این لباس، با این پرچم مشکل دارد، با قصد هم هست. این دیگر جای... البته این هم آن قدم اولش زدن و کشتن و این‌ها نیست، مراتب دارد. یک وقتی هم رسماً آمده برای نابودی تو، جنگ وجودی. یک وقتی مهم‌ترین شخصیت‌های تو را دارد ازت می‌گیرد، مثل رهبر شهید. اینجا جای کوتاه آمدن ندارد. ما با این آمریکایی‌ها پدری‌کشتگی داریم. تا سر ترامپ از تن جدا نشود، این مردم حرف از قصاص و انتقامشان فروکش نخواهد کرد. یک عده فکر نکنند تشییع انجام شد، تدفین انجام شد، دیگر حالا کم‌کم خیابان‌ها خلوت می‌شود و مردم از این هیجانات می‌افتند و احساسات و این‌ها تمام می‌شود. و یک دم اسم این چیزها را می‌گذارند عقلانیت. عین عقلانیت، عین ادب، عین منطق قصاص ترامپ در اولین فرصت، به بهترین شکل، با ضربه کاری‌ترین ضربه. با کاری‌ترین ضربه. یک چیز الکی از یک جایی رد بکنند، یک کفتری را بالای سرش بزنند، بگویند می‌خواستیم بکشیمش. این حرف‌ها. کشتن درست‌وحسابی، پرپیمون. خودش بی‌شرف ترسیده. این ترسش را نگذارید بیفتد به دست و پا. این باید ادامه پیدا کند.

تجربه هم نشان داد که شما مردم پرچمش را بلند کردید، او ترسید. حالا مسئولینمان هم بعد شما آمدند، گفتند ما تنبیه می‌کنیم ترامپ را از روش‌های عقلانی. دلداری بدهند ترامپ، نترس. خیلی عجیب است! امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه می‌فرماید: "من کسی کسی نیستم که با لالایی دشمن خوابم ببرد." ما مسئولین و افرادی داریم با لالایی دشمن، هیچی، با فحش کشیدن دشمن هم خوابشان می‌برد. این‌ها دیگر واقعاً بی‌نظیرند. یعنی باید موزه بسازیم برای این‌ها. فحش ناموس می‌دهد، بازی می‌گیرد، می‌خواند... منظور این‌ها عجیبند واقعاً. اینجا می‌شود جای انتقام.

دعای امام سجاد. تمام کنیم. حضرت می‌گویند خدایا، می‌فرمایند که، عرض می‌کنند: "خدایا او را از ظلم به من جدا کن. مشغولش کن در یک کاری و عاجزش کن از آن قصدی که نسبت به من دارد." که عرض کردم این چه مرتبه‌ای از... جلوتر که می‌آید: "وَعِدْنِی عَلَیهِ اَدْوَآءاً حَاضِرَةً." خدایا می‌خواهم تو پشت او روبروی این در بیفتی. به جانش بیفتی. "تُکَشِّمُ مِنهُ غَیْظِی بِهَا شِفَآءاً وَ مُنِّی حِنْقِی عَلَیهِ وَفَآءً." یک جوری می‌شود که این خشم فروخورده من آرام بشود و من حنقم علیه وفاد. بعد جلوتر: "و عَرِّفْنی ما قَلَّ ما أَوَّتَ الظَّالِمینَ." آن چیزهایی که به ظالمین وعده دادی، به زودی به من نشان بده. جلو چشمش بیاید. "و عَرِّفْنی ما وَعَدتَ من إِجَابَةِ الْمُسْتَغِثینَ." آن وعده‌هایی هم که دادی به آدم‌هایی که ضرر بهشان رسیده، به من نشان بده. ببینم به مضطر چه‌شکلی اجابت می‌کنی.

بعد یک تعبیری دارند حضرت، خیلی جالب است: "اللَّهُمَّ وَ إِن کَانَتِ الْخِیَرَةُ لَکَ فِیهِ تَأْخِیرِ الاَخْذِ لی مِن بَغْیِهِ وَ تَرْکِ الانْتِقَامِ مِمَّنْ ظَلَمَنِی." اگر هم قسمت به این است که تو می‌خواهی انتقام برای من را عقب بیندازی و آن کسانی که به من ظلم کردند "ترک الانقام من دلمنی"، عین کلمه انتقام آمده. تو می‌خواهی از آن کسی که به من ظلم کرده، انتقامش را عقب بیندازی تا قیامت. البته این مربوط به ظلم این‌جور جنایت‌هایی که در کربلا شد نیست. عرض کردم مراتب ظلم را باید در نظر گرفت: ظلم‌های معمولاً یا ظلم‌هایی که حقوقی است، ولی نه در مراتب عالی به قتل و جنایت و کشتار و امام‌کشی و این‌ها نمی‌رسد. حالا از من طلبه بدش می‌آید، از لباس من هم بدش می‌آید. یک چیز سنگین هم بار من می‌کند. این‌ها را خیلی وقت‌ها با محبت و دست به سر و کله کشیدن و این‌ها عوض ولی یک وقتی سدش را می‌گذارد بر هرچه دارد می‌آورد وسط، مثل ترامپ. این دیگر جای خوش‌بینی و امید به اینکه اصلاح می‌شود و یک کاری بکنیم درست بشود و این‌ها نیست. عین حماقت است اگر عین خیانت نباشد. "اگر خدایا تو برای من این‌طور در نظر گرفتی انتقام من عقب بیفتد تا قیامت، من را بهم صبر بده، بتوانم تحمل کنم." تا آن موقع کشیده شدن به بی‌صبری و به این طرف و آن طرف، من را نگه دار. "در دلم هم صورتی ایجاد کن از آن چیزی که قراره تو در بهشت به من بدهی و تو در جهنم به ظالم من بدهی." یک چیزی در خیال من شکل بگیرد من را آرام کند، دلم قرص بشود به... که بتوانم تحمل کنم انتقام را بگذارم برای قیامت.

سخن از انتقام در این دعای چهارده‌معروف امام سجاد (ع) است. همین امام سجاد. ظلم امام حسین (ع) که می‌رسد، حساب انتقامش فرق می‌کند. به داستان کربلا که می‌رسد، حساب انتقامش... آن یک چیزی است که دیگر قابل بخشش نیست. جایی ندارد برای اینکه دیگر شخصی و حتی حقوقی در سطح پایین و این‌ها نیست. این ظلم به کل بشریت است. این منهدم کردن ارکان دین، ارکان ایمان است. این اتفاقی که برای رهبر شهید رقم خورد، این کشتن یک... کشتن یک مؤمن هم حتی نیست. بله در خیابان جوان بسیجی را گرفتند، مثلاً آرمان علی‌وردی را گرفتند به خاطر عقایدش، به خاطر محاسنش، با آن وضع به شهادت رسید. از قاتل آن‌ها هم نمی‌شود گذشت، چون با قصد و با غرض دارد این کار را می‌کند. اصلاً قابل قیاس شهادتی با آن شهادت... دشمن خارجی در همچین موقعیتی با این کیفیت سدش را می‌گذارد برای نابودی. البته به لطف خدا این اتفاق نمی‌افتد. اینجا جای مماشات... او سدش را گذاشته، ما هم سدمان را می‌گذاریم برای نابودی آن‌ها، روی تک تک این‌ها. ما سدمان را می‌گذاریم برای انتقام، برای قیام. کاری که امام سجاد (ع) نسبت به تک تک قاتلان کردند.

من چند کلمه برایتان هم تاریخ هم مقتل بخوانم، روضه را تمام کنیم. عبارات جالب و عجیبی حالی که امام سجاد (ع) داشتند در انتقام نسبت به امام. چند شب این روایت را عرض کردم خدمتتان. متن روایت را برایتان بخوانم. متن روایت جالب است. تعبیر از امام صادق (ع) می‌فرمایند: "ما اکْتَحَلَتْ هَاشِمِیَّةٌ"؛ هیچ زن هاشمی سرمه به چشم نکشید. "وَ لَا خَضَبَتْ"؛ و مو رنگ نکرد. "وَ لَا رُئِیَ فِی دَارِ هَاشِمِیٍّ دُخَانٌ." خیلی تعبیر عجیبی! می‌فرمایند پنج سال طول کشید، البته برخی نقل‌ها شش سال هم دارد. یک نقلی هم داریم روز عاشورا عبیدالله به درک واصل شد. سال ۶۷ یعنی ۶ سال بعد از امام حسین. دقیقاً روز عاشورا. این روزها را در پیشگاه الهی داشته باشید. این روزها حساب و کتاب خاصی دارد، خصوصاً در انتقام. صدام دقیقاً همان روزی دستگیر شد که شهید صدر را کشته بود. همان روز. شما رمضان را در ذهنتان داشته باشید. اتفاقاتی ان‌شاءالله رقم خواهد خورد در این دهه رمضان که... روز شهادت، دقیقاً روز عاشورا عبیدالله را کشت. یک نقل دارد ۶ سال بعد، یک نقل دارد ۵ سال بعد. این نقل ۵ سال این را دارد: در تمام طول این ۵ سال هیچ زن هاشمی سرمه به چشم نکشید، مو رنگ نکرد. به قول ماها آرایش نکرد. و در هیچ خانه هاشمی دود غذا بلند نشد. ۵ سال! خیلی عجیب است! حالا چه می‌کردند؟ دیگران غذا می‌آوردند. چه اوضاعی داشتیم؟ خدا می‌داند. ۵ سال در این خانه‌ها آتش غذا درست نکردند که خب معمولاً آتش برای غذاهای خوب است دیگر. این آتش بلند نشد تا کی؟ "حَتَّی قُتِلَ عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ زِیَادٍ." پسر عبیدالله را آوردند آنجا. امام سجاد (ع) دستور داد. فرمود به زن‌های هاشمی بگویید مشکی‌هایشان را در بیاورند. خود حضرت بعد قتل عبیدالله احوال پریشان داشتند. البته تا آخر عمر امام سجاد (ع)، اشک برقرار بود که روایتش را می‌خوانم برایت. بنا به نقلی ۲۰ سال، بنا به نقلی ۴۰ سال امام سجاد شبانه‌روز گریه کرد. ولی اوج این گریه‌ها در آن سال‌های اول بود تا وقتی که قصاص شدند عمر سعد و عبیدالله بن زیاد.

این نقل را بشنوید، نقل عجیبی است. دو تا یک روایت این است که وقتی سر عبیدالله و عمر سعد را آوردند برای امام سجاد (ع)، خرساج. حضرت به سجده گفتند: "الحمدلله الذی ادرک لی ثاری من اعدایی." این عبارت را داشته باشید، شاید شب‌های بعد توضیح... "شکر مخصوص آن خدایی است که انتقام من را از دشمنانم گرفت." نمی‌فرماید انتقام امام حسین، "انتقام من را از دشمنانم گرفت." و "جزى المختار خیرا." خدا به مختار هم خیر بدهد. یک نقل است. یک نقل دیگر دارد که این سر عبیدالله را آوردند. اول مختار فرستاد برای محمد بن حنفیه. بعدش فرستادند برای امام سجاد (ع). اینجا یک تعبیر عجیبی دارد. مرحوم مجلسی در جلد ۴۵ بحار نقل می‌کند. بگذارم برایتان اشک بریزید. وارد روضه. اینجا دارد که وقتی که سر امام سجاد (ع)، عبیدالله را برای امام سجاد (ع) آوردند. امام سجاد (ع) مشغول غذا خوردن بودند. عبیدالله الی علی بن الحسین فدخل علیه و هو یتق... در حالی بود که داشت غذا می‌خورد. امام سر عبیدالله را آوردند. حضرت سجده‌ای. سجده شکر. "الحمدلله الذی ادرک لی ثاری من عدوی." اینجا هم این تعبیر. "شکر خدا که انتقام من را از دشمنم گرفت و خدا به مختار خیر بدهد." عبارت را ببینید، اشک... حضرت فرمود: "من لا الها... " فرمودند: "آن روزی که وارد مجلس عبیدالله شدم، وقتی رسیدم مجلس عبیدالله دیدم سر پدرم روبروی..." ولی در حالی بود، وقتی وارد شدم دیدم عبیدالله بالای سر بریده پدرم دارد غذا می‌خورد. دیدم بالای سر بریده پدرم دارد غذا می‌خورد. آنجا گفتم: "اللهم لا تمتنی حتی تورینی رأس ابن زیاد." "خدایا من را از دنیا نبر تا من سر بریده عبیدالله را ببینم." انتقام را آنجا خواست. امام سجاد چه انتقامی می‌خواست؟ "خدایا وقتی... وقتی من رسیدم این ملعون داشت بالای سر پدرم غذا می‌خورد." کأنّه این دعا این است: "خدایا وقتی که من دارم غذا می‌خورم، سر عبیدالله را برایم بیاور." این می‌شود انتقام. یک لایه از انتقام اینجا در دعای امام سجاد.

ولی شما فکر نکنید داغ دل امام سجاد با این اشک‌ها حتی با این انتقام‌ها، آرام گرفت. ابداً. بگذارید من این عبارت را برایتان بخوانم، اشک بریزید. شام غریبان امام سجاد (ع). اولین شبی هم هست رهبر شهیدمان، پیکر مطهرش زیر خاک است. دلتنگ این آقای شهید، این مرد اهل دعا، این مرد اهل گریه. چقدر دلمان برای اشک‌های او در روضه‌ها تنگ می‌شود. برای اشک‌ها و او در دعاها تنگ می‌شود. در قنوت نماز عید فطر گریه می‌کرد، دعا می‌خواند، گریه می‌کرد. اهل دعا بود، اهل توسل بود، اهل ناله بود. دلمان برای آن غبار روبی‌های در زدی، آن اشک‌هایی که کنار سنگ قبر امام رضا (ع) ای مرد الهی در نماز می‌ریخت. دلمان برای این‌ها تنگ است. این روضه امشب را هدیه کنیم به رهبر شهیدمان، به خانواده‌اش، این مرد الهی که شهادتش هم حسینی شد، قبرش هم حسینی شد. بچه شیرخواره را گذاشتند در قبر. رهبر شهید همه چیزش شبیه جدش امام حسین (ع) شد. با بچه شیرخوارش رفت به درگاه الهی. بچه شیرخوارش را با خودش برد مظلومیتش را به رخ بکشد. انتقام بگیرد در برابر این دشمنان خبیث و کثیف. کاری که امام حسین کرد ظهر عاشورا، خون این بچه را هی به آسمان می‌پاشید: "خدایا خون مظلوم. از خون این بچه که نمی‌گذری."

ابن شهر آشوب در مناقب می‌گوید: "کان الامام زین العابدین علیه السلام..." جمله عجیبی است. بگذار من آخر مقتل را اول بگویم، بعد وسطش را بگویم. "خیلی گریه می‌کرد." امام سجاد برای همه عجیب بود، "بابا این همه سال گذشته، این همه دیگر پنج شش سال گذشت. همه این قاتلین قصاص شدند، ولی حال امام سجاد عوض نمی‌شود." آخر این عبارت این است، می‌گوید که برگشتم به امام سجاد گفتم: "بابا، إِنَّکَ لَتَبْکی دَهْرَکَ." "تو که همه عمرت را گریه کردی. فَلَوْ قُتِلَ مُوَّازِنُكَ عَلَى هَذَا." "نکند می‌خواهی خودت را بکشی." "چقدر گریه می‌کنی، خودت را می‌کشی در این گریه کردن؟" می‌گوید امام سجاد به من فرمود: "نَفْسی قُتِلَتْ وَ عَلَیْهَا أَبْکِی." "حاضرم کشته بشوم ولی برای بابام گریه... کشته بشوم، گریه می‌کنم تا کشته شدنم گریه می‌کنم."

قبل اینکه عبارتی برایتان بگویم، ناله بزنید، عرضم را تمام کنم. می‌گوید که: امام سجاد ظرف غذا، ظرف آب می‌گرفتند. آب می‌آوردند برای حضرت. خب شنیده‌اید حضرت آب می‌دیدند، گریه می‌کردند. عبارت ابن شهر آشوب فرق می‌کند. می‌گوید: آب را می‌گرفت، بنوشد، "بَکَى حَتَّى یَمْلَأَهَا دَمْعًا." آن‌قدر گریه می‌کرد، اشک امام سجاد غلبه می‌کرد به آبی که در ظرف بود. آن‌قدر اشک مبارکش در این ظرف می‌ریخت. این ظرف آب دیگر می‌شد ظرف اشک. حالا جمله را ببینید. می‌گوید: برگشتند گفتند: "آقا چرا ان‌قدر گریه می‌کنی؟" چه جمله‌ای فرمود امام سجاد! جان عالم را آتش زد. فرمود: "کَیْفَ لَا أَبْکِی؟! فَضَلَّ مِنْ أَبِینَا مِنَ الْمَاءِ!" "چطور گریه نکنم؟ به بابام آب ندادند!" یک جمله این وسط امام سجاد فرمود، معلوم می‌شود همه عمر داشته با همین گریه می‌کرده. فرمود: "الَّذی کانَ مَطلَقَاً لِلسِّبَاعِ وَ الْوُحُوشِ." "آبی که در اختیار درنده‌های بیابان بود، سگ‌های بیابان ازش نوشیدند، گرگ‌های بیابان ازش نوشیدند، پرنده‌های آسمان نوشیدند." به روی همه این آب باز بود. فقط به روی یک نفر بسته بود، آن هم پسر پیغمبر بود. کسی بود که مهریه مادرش آب فرات بود. همه از این آب خوردند، پدرم تشنه جان سپرد.
صلی الله علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعل الله آخر العهد منی لزیارتک.
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

"لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ." هدیه به محضر مطهر همه شهدا، رهبر شهیدمان و به واسطه این شهدا، هدیه به محضر مبارک امام سجاد (ع) صلواتی بفرستید.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...