چالش پیش فرض‌ها

جلسه اول بخش دوم

01:12:03
219

معرفی
موضع امام رضا (ع) به سوال چالشی منافقین
چرایی دفاع امام از شیعه خطاکار
توجه به پیش فرض های امام
شیوه منافقین در تخریب شیعه
امام، شاخص حق
سنگین ترین تهدید قرآن خطاب به پیامبر است
چقدر شناخت دقیق و درست از قرآن دارید؟
تحلیل اینستاگرام از دیدگاه هستی شناسانه
کدامین اسلام درست است؟
برای فهم روایات باید چه کرد؟
اسلام، یعنی تسلیم خدا بودن
فرآیند شناخت امام علی (ع)
کثرت مشهورهای بدون پشتوانه
مکانیزم تشخیص روایات صحیح
با قرآن ابعاد عمیق تر را ببینیم
پیش فرض های غلط، زمینه ساز اشتباهات
همه مسائل به توحید بر می گردد
خدا یعنی چه ؟
نسبت ما با خدا چگونه است؟
تعبد از عقل کامل
کم شدن حوصله، یکی از آسیب های اینستاگرام
گرفتار بازی سوال نشویم
چالش های حکومت امام علی (ع)
برگشت غربزده اختلاسگر به دامن غرب
تعریف نهاد، جدای از افراد نهاد است
لزوم رعایت اصول و قوانین کرسی آزاد اندیشی
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
روایتی برایتان آماده کرده‌ام که بخوانم؛ روایت بسیار قشنگی است. طفره می‌روم که روایت را بخوانم. ضبطش رفته، بازش کنم. اللهم صل علی محمد و آل محمد. روایت امام رضا (علیه السلام) است. این مضمون روایت را زیاد داریم، در جاهای مختلف. اسم کوچکت چیست؟ علی. مطلب بسیار جالبی است. دوستان دیگر هم مشارکت کنند. عربی را کلمه به کلمه می‌خوانم و ترجمه می‌کنم، بعد با هم گفت‌وگو می‌کنیم.

یکی از منافقین به امام رضا (علیه السلام) گفت: «اَنَا مِن شیعتِکُم». این چه وضعی است؟ بعضی از این‌هایی که می‌گویند شیعه‌ی تو هستند، وضعیت شیعیان تو (یعنی «یَشرَبونَ الخَمرَ عَلَی الطَّریقِ»)، سرِ راه مشروب می‌خورند. اگر کسی مواظبمان بود، چه بود؟ کجا؟ نه آقا، دروغ است. بسیجی نبودند این‌ها. ما بسیجی خوب داریم، بسیجی بد داریم. شیعه خوب داریم، شیعه بد داریم. اصلاً از کجا اثبات کنی؟ دلیل بیاور. عکسش کو؟ جواب حضرت روانه، یعنی این‌ها تندروی اشکالات را نمی‌پذیرند. جوابی که حضرت می‌دهد را دوست دارم. تحلیلتان را به من بگویید که این در نظر شما چیست، در مورد چه چیزی جواب دادند؟ فرمودند: «الحمدلله الذی جعلهم علی ...» (سپاس خدایی را که شیعیان ما را بر ...). خدا را شکر که شیعیان ما در راه... الحمدلله، راز به در نرفت. در راه و ... آخر یکی دیگر از منافقین برگشت و گفت: «انَّ مِن شیعتِکَ مَن یَشرَبُ النَّبیذ». «نبیذ» دو تا معنا دارد: هم به شربت آب و عسل می‌گفتند «نبیذ»، هم به شراب خرما. طَلَبِ حرفه‌ای بود، روی هوا! مشترک لفظی به این می‌گویند دیگر. برای شیرین، یکی شیر از اندربادیوم (شیر خرما)، یکی شیر از ... . بعضی از شیعه‌هایتان می‌نشینند عرق نبیذ می‌خورند، نبیذ می‌خورند. دید حضرت طفره رفتند. خیلی قشنگ هم طفره رفتند. به صورت حرفه‌ای، جور دیگر مطرح کردند. حضرت فرمودند: «قَد کانَ اَصحابُ رسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله ...» (اصحاب پیغمبر بودند). نبیذ، منظورش شربت آب و عسل بود یا منظورش شراب و عرق؟ چهره‌ی امام رضا (علیه السلام) فرمود: «اللهُ اَکرَمُ مِن اَن یَجمَعَ فی قلبِ المؤمنِ بَینَ ...» (خدا کریم‌تر از این است که در دل یک مؤمن دو تا محبت را جمع کنی). یک کسی شراب دوست داشته باشد، اما اهل بیت را دوست داشته باشد. «ثُمَّ صَبَرَ هُنَیتاً» (سپس اندکی صبر کرد). «المَنکوبُ مِنهُم». بر فرض عرق‌خوری، «وَ اَنَّهُ یَجِدُ رَبًّا رَؤوفاً» (او خدایی مهربان دارد) و «نَبِیّاً عَطوفاً» (و پیغمبری مهربان دارد) و «اِمامٌ لَهُ عَلَی الحَوضِ یَروقُ وَ قُوفاً» (من هم امامش هستم کنار حوض کوثر می‌ایستم و شفاعت می‌کنم). امامانی دارد که توقف کرده‌اند که فقط شفاعت این را بکنند. تو چی؟ «وَ تَجِدُ اَنتَ رُوحُکَ فی بَرهوتٍ مَلفوفاً». عرق نمی‌خوری، ولی جهنمی هستی. تو بدبخت، می‌خواهی چه‌کار کنی؟ بی‌کس و کار، بی‌امام، بی‌بته.

جواب حضرت چی بود؟ الان اینجا چه اتفاقی رقم خورد؟ سؤال: مگر حکم شراب‌خواری در روایات ما این نیست که اگر کسی شراب خورد، حد دارد؟ تعزیر هم ندارد، حد دارد. شراب بخوریم، نخوریم. خوب است، بد است. عرق‌خورها خوبند، بدند. تذکر بدهیم، ندهیم. کلاغ بزنیم، نزنیم. چند چندیم دقیقاً؟ دفاع کردن. هرکی با شما باشد، هر کاری کند، اوکی است. با شما نباشد، می‌رود جهنم. این پیش‌فرض غلط دیگری است. برای اینکه امام که این آدم نیست که موضوعیت داشته باشد. امام یعنی حق، امام یعنی حقیقت. بله، هرکی با حق باشد، عاقبت‌به‌خیر و سعادتمند است. با حق بودن مراتب دارد. بعضی کسان هستند که فساد اعتقادی دارند و فساد عملی ندارند. بعضی‌ها فساد عملی دارند و فساد اعتقادی ندارند. مشکل فساد عمل دارد؟ تو فساد عمل نداری، بدبخت. تو فساد عقیده داری! من قطعاً دفاع می‌کنم در مقابل تو که می‌خواهی متلک بیندازی به کسی که فساد عمل دارد و می‌خواهی همین را دستمایه قرار بدهی برای اینکه بگویی ما تابعین و اطرافیانمان فاسدیم. ولی تو خلوت، اگر پیدایش کنم، شلاقش را می‌زنم. به کرات مگر نزدند اهل بیت؟ شلاق بزند، ناراحت نمی‌شوی. تفحص کار غلطی است، کار گناه است. من بروم بگردم ببینم این دارد فلان اشتباه را می‌کند. عام گرفتند. اوکی، من خندیدم، ببخشید.

اینکه تو چه‌کار کردی؟ دقیقاً بعد از این قضیه را مدیریت و امامت می‌خواهد. بگردد از یک مکتبی یک سری علومی پیدا کند. علوم واقعی. اثر روانی‌اش هم چیست؟ اثر روانی‌اش این است که آن مکتب روبرویش دلش گرم می‌شود به اینکه ما چون این را نداریم، کارمان درست است. دلشان خالی می‌شود که ما چون در ما این‌ها هستند، پس مشکل است. حضرت در موقعیتی ایستاده‌اند، می‌خواهند بگویند ما دعوایمان سر عرق نیست. امامت. تو داری بازی درمی‌آوری، مسئله را می‌آوری روی شراب. من اگر قرار باشد بین امامت و شراب یکی را انتخاب بکنم، قطعاً آن شیعه‌ی شراب‌خوار را به تو ترجیح می‌دهم. این‌ها مبانی مهمی در تحلیل‌ها هستند. این‌ها پیش‌فرض‌های امام‌اند. این‌ها کلی‌ها و کبرایی‌هایی هستند که در ذهن امام است. از یک طرف حدود را جاری می‌کند، شراب حرام است. آیاتی در مورد شراب داریم. آیات عجیب غریبی است. روایاتی که در موردش داریم، روایت عجیب غریبی است. تعابیر بسیار سنگینی. امام حسین (علیه السلام) قیام کرده است، روبروی یزید می‌گوید یکی از دلایل، خمر است. در عین حال، قیام می‌کنی. آقا، فدایت بشوم. دوست دارم این‌ها عرق هم بخورند. نه، اوکی است. شفاعت حل است. فلا... هرکی با شما باشد، خوب است. هرکی با شما نباشد، هر کاری هم بکند، مفت نمی‌ارزد. بله، این درست است. ولی با ما بودن، نه یعنی من، اکبر و تقی و حسن و حسین و عمامه و ریش و این‌ها نیست. حق، امام، شاخص حق است. اینی که می‌گویم باید برویم بالاتر با هم صحبت کنیم، این‌هاست. امام نماد حق است، نماد حقیقت. امام موضوعیت ندارد. امام اگر پایش را کج بگذارد، اولین کسی که خدا تیکه سنگین‌ترین تهدید قرآن خطاب به پیغمبر است. یک کلمه جابجا کند حرف‌ها را، رگ گردنش را می‌زنم. رگ گردن را می‌زنم. یک کلمه جابجا. اینجوری نیست. همه اینی که دارم می‌گویم، حرف این را گوش بده. «اَطیعُوا الله». مبنایش این است، پیش‌فرض این است. این آدم است، اسم است که موضوعیت ندارد.

مسائلی که مطرح می‌شود. آقا، عربستان هم اسلامی است. این داستان‌های شما را ندارد. عربستان اسلامی است، ترکیه اسلامی است. این‌ها هم اسلامند. نماز جماعت‌های مکه را برو ببین. ولی آقا، قمار هم می‌کنند، عرق هم می‌خورند، بی‌حجابی هم آزاد است. قرآن داشتن یعنی چی؟ یعنی الان هرکی این کتاب را دارد، قرآن دارد؟ بنده یک آقایی را ... دیگر بعضی حرف‌ها را نمی‌شود زد. افرادی بودند که قاری قرآن بودند، مفسر قرآن بودند. از آدم‌های عجیب غریب قرآنی بودند و شناخته‌شده بین‌المللی بودند. در اثر ارتباط با قرآن، چیزهایی هم می‌گفتند. بنده وقتی ایشان را یک جایی دیدم، دولا شدم دستش را هم ببوسم. دستش را کشید و این‌ها. بعد یک مدت فهمیدم که زندان انداخته‌اند به جرم یک سری کارهایی که نمی‌توانم بگویم. اعدام ... ما هم دنبال تمرکز بر قرآنیم، ولی بحث اینکه کدام قرآن؟ ما چقدر ... من می‌خواهم همین اتفاقاً بحث خوبی است که جلسات بعد با هم همین را شروع کنیم. چقدر شناختمان نسبت به قرآن، شناخت دقیق است؟ چقدر پیش‌فرض دیگر هست تو همین مطلب؟ پیش‌فرض بعدی این است که این‌ها همه برداشت‌های تو از قرآن است. جواب دارد. مسائل از آن ریشه که حل شود، همه مسائل دیگر حل می‌شود. همین پیش‌فرض را چند جلسه، چندین جلسه صحبت کردیم. فکر کنم پنج ماه شد، شش ماه شد. هر روز کلاس داشتیم. بحثمان این بود که آیا این قرآنی که دست ما رسیده، همان قرآنی بود که پیغمبر گفته بودند و مردم نوشته بودند یا نه؟ حیاتی است. بسیاری از گشت ارشاد دفاع کنم؟ در مورد فیلتر اینستاگرام چیست؟ به من چه اصلاً؟ فیلتر کردند، نکردند. من حرفی ندارم، دفاعی ندارم. من شناختی ندارم. اینستاگرام نوشته‌ام. از منابع بین‌المللی استفاده کرده‌ام. بگویم این عجله‌هایمان را اگر مهار کنی، درست است. بنده در مورد اینستاگرام کتاب نوشته‌ام، ولی من نگاهم امنیتی نبوده نسبت به اینستاگرام. من در مورد حجاب بحث من ... من چه می‌دانستم که من اصلاً کار نکردم نسبت به اینکه آقا تو اینستاگرام خرید و فروش‌هایی که می‌شود، کوکتل مولوتف یاد می‌دهند. چیست اصلاً؟ من این‌ها را شناخت ندارم. من هستی‌شناسانه و انسان‌شناسانه این را بررسی کرده‌ام. از دیدگاه فلسفه، از دیدگاه قرآن، اثراتی که روی روح و روان انسان دارد، اثری که روی خیال انسان دارد. حرف ما آنجا این بود که آقا، این نرم‌افزار به خاطر این ویژگی‌ها و این شاخصه‌هایی که دارد، با این منابع و داده‌هایی که داریم که بیشترش از غربی‌ها بود، اثر بسیار زیادی دارد تو افزایش خودکشی، تو افزایش افسردگی. در مورد حجاب صحبت نکردم. اینستاگرام اثرش روی امنیت چیست؟ امنیتی. سال ۵۷. بحث اصلی شما آنجا گفتید راجع به اصلی آیه از ... گفتید آیه سوره احزاب. راجع به آیه سوره احزاب چند تا هست دیگر. حالا من ... ای پیغمبر به همسران و دخترانت و بانوان مؤمن بگو. من هم شنیده‌هایم را دارم. یعنی چی؟ یعنی تو آن جامعه، ممکن است تعدادشان هم الان کم هم نیست. این از این مسئله.

یک مسئله امام علی (علیه السلام). بیا از آن در که فقر بیاید تو ایمانم. در مسئله اقتصاد درست شد یا نه؟ می‌رود بیرون. اقتصاد الان مهم‌تر بود یا حجاب؟ امام علی (علیه السلام) دیگر می‌گوید: «اَصلی». پیش‌فرض‌ها دیگر. من هم می‌گویم. یعنی می‌گویم برداشت خودم را. اسلام. نتیجه غلط حرف‌هایی که می‌زنیم، دقیقاً از همان کتاب است، همان قرآن. خانمی آمد هیئت. خوب نبود. تو اجازه نداری با حرف زدن نابجایت او را ... چرا؟ چون اصل دینش را که یکی از اصول دینش امامت بوده را دارد رعایت می‌کند. حالا حجاب که فرع هم نیست. چند تا مسئله. اینستاگرام از منطق و فلسفه و حقوق و نمی‌دانم فقه و همه چیز گفتی. مگر می‌شود؟ حوزه به شما امنیت، حوزه به شما حقوق اجتماعی افراد. خیلی سؤال. بنده اصلاً همه گفت‌وگو برسیم به اصل سؤال. سؤال این است که آقا، اسلام شما درست است. شاید اسلام عربستان به قرآن برگردد. به منابع باید برویم ببینیم قرآن چیست. این بحث قرآن هم که مطرح می‌شود، قرآن فهمش مکانیزمی دارد. ببین، هر چیزی قواعدی دارد. الان نمی‌توانم یک کتاب پزشکی را بردارم، هر کلمه‌ای را هرچی که خواندم و هرچی فهمیدم، همان را بخواهم بگیرم و عمل کنم. این ادبیات و زبان خودش را دارد. البته قرآن کتاب عمومی است. در همان گفت‌وگوی با عموم هم ادبیات، یعنی اگر می‌گوید مؤمن، یک عیانی. قانون‌گذاری می‌خواهد بکند. یک روالی. این مسئله کلید است. اینجوری نیست که بنده بردارم به یک روایتی مراجعه کنم. فهم روایات کار دشواری است. متخصص این کار را آورد. بله، از دری فقر وارد شود، ایمان از بین می‌رود. توضیحی دارد. فقر و ایمان نسبتش با هم چیست؟ آیا علت تامه فقر برای کفر است؟ پس چرا ما این همه آدم می‌بینیم که فقیرند و کافر نیستند؟ چرا بعضی هرچی فقیرتر می‌شوند، متدین‌تر می‌شوند؟ فقر عوامل مختلفی دارد. خودت خودت را فقیر کردی؟ جامعه تو را فقیر؟ حاکمیت تو را با ظلم فقیر کرده‌اند؟ استعمارت کرده‌اند، فقیر شدی؟ یک وقت توانمندی نداری، پیری؟ یک وقت جوانی یا تنبلی؟ عوامل فقر کدام فقر است که عامل کفر است؟ کدام فقر است که عامل کدام کفر است؟ کفر اعتقادی؟ کفر در عمل؟ کفر؟ کفر قوی؟ کفر نسبت به وظایف اجتماعی؟ کفر وظایف فردی؟ جواب باب. پس ما باید برگردیم به منابع. باید ببینیم آقا، قرآن تعریفش چیست از اسلام؟ اسلام یعنی چی؟ اسلام تو یک کلمه شسته‌رفته. می‌خواهم معطلتان نکنم. چند جلسه. چند جلسه دو کلمه حرف نمی‌زنیم. دو کلمه‌اش این است: اسلام یعنی بله قربان‌گویی. کی به کی می‌گویی؟ تسلیم خدا یعنی کی؟ خدا چی می‌گوید که ما باید بله قربان بگوییم؟ نسبت به چی؟ اگر من گفتم بله قربان، من مسلمان می‌شوم. وقتی تحلیل می‌شود از تو دلش حرف در صورت اگر باشد، هرکی گفت لا اله الا الله که خب داعشی هم مسلمان است. صورت اگر باشد، هرکی قرآن خواند که همان بابام هم که اعدامش کردند به جرائم عجیب و غریبی که بنده وقتی شنیدم، تو خیابان فقط مات و مبهوت می‌چرخیدم تا یکی دو روز. خیابان که می‌رفتم، گنگ و گیج بودم که همچین آدمی همچین کارهایی. اگر صورت قرآن است که آن صورت قرآن از همه ما بهتر داشت. اگر صورت اسلام است، به لا اله الا الله گفتن غلیظ است که داعشی از همه ما بهتر دارد. بله قربان گفتن نسبت به کی؟ نسبت به چی؟ داعش هم می‌گوید من دارم بله قربان می‌گویم. قرآن. ما با چه شاخصه‌ای می‌توانیم تشخیص بدهیم داعش درست می‌گوید، جمهوری اسلامی درست می‌گوید؟ همه غلط می‌گویند. مطلب خوبی است. خیلی خوشحالم که جلسه‌مان روی این مبانی آمده. اگر می‌رفت عقب‌تر هم مشکل نبود. کی گفته خدا؟ کی گفته پیغمبر؟ عقب‌تر نقطه‌ای که پیغمبر را قبول ... خیلی خوب است. امیرالمؤمنین نظرش چی بود؟ ما امیرالمؤمنین را از کجا باید بشناسیم؟ یک سری اطلاعاتی تو ذهنمان است. از کجا گرفتیم؟ شما این اطلاعاتی که گرفتید، این‌ها یک مسیری طی کرده. چالش بکشم شما از کجا داری؟ خودت بودی، دیدی؟ همه این‌ها فرایند دارد. یکی دیگر نقل کرده. ۱۴۰۰ سال فاصله است بین ما و امیرالمؤمنین. و شما داری اعتماد می‌کنی به این راویانی که آن وسط غیر از امام معصوم نیست. نباید اعتماد. ممکن است خطا کند. این معنای اعتماد، خطا کردن، معصوم نبودن. اینجا الان جایگاهش چی می‌شود؟ یکی آمد گفت من از امیرالمؤمنین شنیدم که من نمی‌توانم اعتماد کنم. سؤالمان این است، دقیقاً همین است. امیرالمؤمنین، نهج‌البلاغه. ولی اگر بیاییم روی همین بحث بکنیم، می‌رسیم به همین بحث. این است که ما توی این مکانیزم جواب، یک نقاطی را باید بهش تکیه بدهیم. برویم جلو. آن نقطه را اول باید اعتماد بهش داشته باشیم. یک سری چیزها را تکیه داریم، رفتیم جلو. تکیه‌گاه محکمی نیست. جمله معروف طلبگی است. می‌گویند «رُبَّ مَشهورٍ لا اَصلَ لَهُ». اینقدر چیزهای مشهور داریم، پشتوانه ... یک حجم انبوهی از اطلاعات دارد یک چیزی را می‌گوید. غذای معروف ملانصرالدین دیگر. شلوغ. یکی یکی رفتند دید همه دارند می‌روند، گفت مگر می‌شود آش ندهم؟ این همه آدم برود سمت آش. خودش ساخته آدم یک وقتی باورش می‌شود وقتی یک حجم انبوهی درباره یک چیزی می‌گویند، کم‌کم این‌ها مبانی روانشناسی دارد. آدم باورش عوض می‌شود.

پیش‌فرض‌های ... برمی‌گردد. ما یک پیش‌فرض‌هایی داریم. یکیش مثلاً این است که نمی‌شود یک حجم زیادی دروغ گفت. نمی‌شود یک حجم زیادی اشتباه. ما اگر زمان حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودیم، فقط علی (علیه السلام) درست ... آنی هم که متهم به اینکه داماد، بخور بخور است. بیت‌المال بهم نخورد. پیغمبر بچه‌ی آقازاده. نکبت‌ها، بی‌شعورها، احمق‌ها، خاک بر سر. خوب که بخواهی تحلیل بکنی، الان هم فاطمیه است. چقدر این‌ها را که ما باور داریم، چقدر مطالعه ... روبروی یک جمعیت کثیری ایستاده‌ام که حرفشان پشتوانه ندارد و سؤال کرده‌ام که آخه از کجا؟ هو کردند، کف زدند، داد زدند، لگد زدند، سیلی زدند. باشد، بزن. بعدش حرف پشتوانه، دلیل. یک روایت جعل کردند. پیغمبر گفته: «ما ارث نمی‌گذاریم». یک روایت دیگر. هرکی بیعت نکند، فلان است و کنار هم جمع کردند و بعد به زور بیعت کند و بعد این بیعت نکرد و خارجی و بعد خون. استناد به حدیث پیغمبر، کشتن. صرف هر استنادی به حرف پیغمبر که مسئله ما را حل نمی‌کند. مکانیزم دارد. یک مکانیزمی است که ما را می‌رساند به حرف پیغمبر. هرچی نقل، هرچی مشهور است، هرچی گفتند، هر تحلیلی ... بله، بنده خوشم می‌آید وقتی بین حجاب و نان را اهمیت می‌دهند. برای اینکه نیاز بیشتر بهش دارم. الان هم گرسنه‌ام. هستم. به خودم که مراجعه می‌کنم، نیاز من حالا به نان بیشتر است یا حالا پوشش بود بود، نبود؟ نباید ... به کجا؟ بعد اگر عمیق‌تر با هم بحث بکنیم، قرآن آمده ما عاقل بشویم. یعنی عمیق، عمی ... ابعاد عمیق‌تری را عمیق‌تر بخواهیم بحث بکنیم. پیش‌فرض‌های دیگر برمی‌گردد. پیش‌فرض‌های غلط ما در تعریف خودمان. ما اصلاً انسان را غلط تعریف می‌کنیم. ما زندگی را غلط تعریف می‌کنیم. ما زن را غلط تعریف می‌کنیم. بعد اینجا آدم دچار تشویش می‌شود که همه این‌ها را که دارد بهش تکیه کرده‌ایم که خراب بود. دوست ما رقم خورد. خودش فهمید مسئله چیست. من کار ندارم اگر حرفش درست بود یا غلط بود. معلوم است که حالا بعضی دوست دارند که تحلیل‌های دیگر هم کنارش گذاشتند که یعنی می‌خواهی بگویی که مخالف رهبری؟ مخالف پیغمبر؟ این که دیگر نمی‌دانم اصلاً از ... معلوم است که ما نمی‌خواهیم بگوییم که آقا رهبری. فرایندی آمد جلو. فهمید مشکلش تو شناخت پیغمبر است. فکر می‌کرد بحثش ولایت فقیه است. وحی را نمی‌توانست تو معنای واقعی خودش بفهمد. بعد می‌گفتش که نه، این برمی‌گردد به اینکه من تو این موضوع فکر نکردم. تو قبلاً فکر کردی، داری من را می‌زنی. غلط است. همه مسائل هم به توحید برمی‌گردد. خدا یک گوشه نشسته، خلق کرده و دیگر نشسته تصمیم می‌چرخاند و ... بنده جلسه تازگی تهران بعضی دوستان بودند، بحثی داشتیم. بحث فلسفی بود البته ساده. همین امروز تو درس یکی از طلبه‌ها را. شما که حالا دانشجویی. کاسبی. ما گاهی با طلبه‌ها مواجه می‌شویم. دچار مشکلات اعتقادی. امروز یک طلبه شاید دو ساعت با ما مشکل، مشکل اعتقادی. او فکر می‌کنم در مورد کلمه دچار سوء ... نه، مشکل اعتقادی یعنی مسائل اعتقادیمان را باید هی تحلیل کنیم، تکان بدهیم. این طلبه مشکل اعتقادی به این معنا داشت. طلبه است، استاد است. اهل خدا پیغمبر. زدند، انداختند. من ناراحتم مثلاً چرا ما را سنگ نمی‌زنند؟ فقط عمامه‌مان را زدند. کشتن ما را نکشتند. اینقدر اعتقاداتش محکم بود. صحبت کردیم. گفت که یک جمله معروف ملاصدرا. خدا یعنی چی؟ تقرب به خدا یعنی چی؟ خدا یعنی کی؟ خدا شیئی کنار بقیه نیست. ما می‌گوییم یک لیوان، دو لیوان، گل، گوشی، خودکار، خدا. خدا یک چیز است، خودکار یک چیز است، گل یک چیز است، دیوار یک چیز است. اینکه عین شرک است. مفصلی می‌خواهم. «بسیط الحقیقه کل الاشیا». خدا همه وجود، ولی هیچ موجودی هم همه وجود نیست. هیچ موجود همه هستی. خدا همه چیز است، ولی هیچ خدا حقیقت همه مسئله حل نمی‌شود. بعد نسبت ما با خدا چیست؟ من خدا یکی هست. من ... من الان فکر من چی می‌شود؟ انتخاب من چی می‌شود؟ تصمیم من چی می‌شود؟ من الان چه‌کار؟ خدا چی می‌گوید؟ من نمی‌فهمم. پیش‌فرض غلطی که تو در مورد خودت و خدا داری. من دیگر نگویم. نه، خدا حقیقت عقل است. این مقدار تو بهره‌مند از این مقدار از حقیقت عقلی. خدا همش خدا عقل صد در صد. توی بهره ۱۰ درصدی از عقل دارید. تو همین میزان از آن عقل کل، ولی عقل کل پیغمبر عقل کل. واسه همین همه دستورات پیغمبر، همه دستورات تعبد. حجاب این باشد، آن نباشد. ما تازه خوب باشیم، مؤمن باشیم، قبول داشته باشیم، ولی چون قرآن گفته قبول می‌کنم. مکانیزم درست فهمیدی؟ پیغمبر گفته را درست فهمیدی؟ کمک کردن تو بزرگش کنی. مفصلی. این طلبه امروز بخش عظیمی از سؤالاتم حل. خیلی از مسائل هم حل. جوان‌هایی شما به با فست‌فود راحت‌تر آرد می‌کند تا اینکه غذا ... معذرت. این برادران که اگر آنورند، من این را بگویم. فقط با ما جبهه نگیرند. بالاخره موافقینی که تو این جواب، سؤالمان را بگیریم. وقتی هیچ جوابی تو دو ساعت نگفتید. سؤال بپرسند که شما دو ساعته نتوانید جوابش را بدهید. چرا اینستاگرام را فیلتر کردند؟ گفتم من نمی‌دانم. بعضی‌هاشان آمدند. علی آقا نشسته اینجا. تفرقه نسبت به شما ندارم. اشتباه است. بالاخره یک چیز کنم. حسن نیت ما را واضح بگویم. حالا به هر حال مردم هستند. مردم هم الحمدلله عاقلند دیگر. افرادی که اینجا حاضرند، جواب داده شده. جواب داده نشده. طفره رفتیم. بازی درآوردیم. پیرامون مطلب بوده. حاشیه بوده. افراد زیادی به هر نحوی اعلام بکنند. عرض می‌کردم که دشمن الان جنگی که راه انداخته، جنگ شناختی است. یعنی اینکه خودش کنار گود نشسته، یک مطلبی را، یک شبهه‌ای را، مطلبی به چیزی القا می‌کند و خودمان در داخل خودمان گیر می‌افتیم که دقیقاً همین است. ما یعنی باید به مبانی و اصول عرضم. پیش‌فرض‌ها. عرض ... این اتفاقی که الان افتاد این است که ما ابتدای بحث باید یک مقدار موضع مشخص. من قرار نیست در دفاع از حاکمیت بیایم صحبت کنم. من قرار ... رفتم به حضور. می‌خواهم بیایم راجع به چیستی بیایم صحبت کنم. الان دوستان که ناراحت شدند. اینکه آقا چرا مثلاً همان اول اگر تو ابتدایی من لازم نیستش که به این چیزها عرضم جواب بدهم. شروع کرد مطالب. بنده نوشته‌ام. اصل مسئله‌اش این بود که ما نسبت به جمهوری اسلامی بحث داریم که حاکمیتش حاکمیت ... همه دوستان هم گفتند ما حرفمان همین. جواب همین بودیم. یکی یهو به مناسبت کوکتل مولوتف و اینستا ... از قبل اینکه من بگویم اینستا را، گفت سؤالی مطرح بکند. جوابم دادم. جوابش این است که این مسئله تشخیصش با نیروهای امنیتی است. من امنیتی نیستم. در حوزه به ما اگر امنیت یاد می‌دادند ... بنده که از انتقاداتم به حسینیه که ما دفاع شخصی یاد ندادیم. اینجور مثل کتلت می‌گیرند. روحانی باید سلاح شخصی داشته باشد که دفاع کند از خودش. سلاح کم بکشد. کشتن. سر بریدن. همین طلبه‌ای که اخیراً به کرات جاهای مختلف. یعنی ما دفاع شخصی بلد نیستیم. از مسائل امنیتی خیلی سر درنمی‌آوریم. تخصص من ندارد. من درس نخوانده‌ام که بیایم به شما جواب این را بدهم که من می‌توانم یک سؤال از من ... یک سؤال دارم. می‌خواهم از شما بپرسم. خیانت انقلاب ما از زمان جنگ، زمان قبل. ما انقلاب را دیدیم. جنگش را دیدیم. بعدش هم دیدیم. صحبت می‌کردند. حرفی را بزنم بلد نبود. خودم به شما بگویم. چون به من هم گفتند. بیرون هم شنیده‌ام. باهاشان هم صحبت می‌کنم. این‌ها همه این‌ها بنده‌های خدا. می‌خواهم بگویم این‌هایی که تو این بعد از انقلاب شد و بعد از البته بعد از وفات امام خمینی با لباس شما، یعنی با امثال شما که روحانی مملکت، دروغ به این مردم گفتند. هرجوری هم بخواهی شما وارد بحث بشوی، حرف شما، کاری که تو این سی سال گذشته هیچکی تو این مملکت نکرده. یارم کردند. خیلی محدود. ده دقیقه صحبت. تهمت به نظرتون نیست؟ فکر تهمت است. خدا حفظت کند. بحث پوشش به قانون حجاب فلان قرآن است. حاکمیت هم وظیفه‌اش اجرای قانون است. اجرای قرآن است. در مورد حجاب ما قانون مجازاتی نداریم. داستان فیل ... داستان فیلترینگ اینستا الان امنیتی است. می‌گویند که آقا به خاطر اینکه آموزش کوکتل مولوتف در اینجا داده می‌شود و مسائلی از این قبیل که بنده نمی‌دانم. تشویش افکار عمومی و تشویق به ... خدا خیرت بدهد. من اصلاً ما که نیامده‌ایم مشتری جذب کنیم که برادر عزیز من، قربون شکلت بشوم. ما اینجا آمده‌ایم با هم مسئله ببین. من از اول گفتم گفت‌وگو باید کرد. گفت‌وگو حوصله. آقا می‌گوید که آقا، فست‌فودی جواب بده. ببین، خیلی از مسائل، خیلی از مسائل سؤالش فست‌فودی است. سؤالش فست‌فودی. جوابش که فست‌فودی نیست. امام حسین برای چی قیام کرد؟ سؤال. چقدر طول کشید؟ پنج ثانیه. تو پنج ثانیه جواب بده. جواب بدهم. خود آقا جواب ما مشکلمان این است که حوصله گفت‌وگوییمان کم شده. یکی از چیزهایی که بنده تو کتاب اینستاگرام نوشته‌ام، همین کم شدن حوصله. مقالات آنجا. یکی از کتاب‌های دیگر از این بحث استفاده کردیم. یکی از آسیب‌ها. بنده رویکردم آسیب امنیتی نبوده. بنده وقتی این کتاب را نوشتم، کتاب را احدی حاضر نبود چاپ بکند. سال ۹۷ ما نهاد، نهاد رهبری در دانشگاه بودیم. چهار تا انتشارات بزرگ کشور دادیم. کتاب را برگرداندند. نهاد رهبری کتاب را گرفتند. سه ماه بعد دوباره ما را برگرداندند. گفتند ما چاپ. گفتند چه‌کاری است که الان ما روبروی اینستاگرام وایستادیم؟ این همه مخاطب. این همه کاربر. کی کتاب را می‌خرد؟ یکی از حرف‌ها این بود. کتاب بخرد که نقد اینستاگرام. گفتم ببین، شما چهار سال دیگر. چند تا چهار سالش یادم نیست. اگر شنیدی یادته. گفتم شما چند سال دیگر اینستاگرام را فیلتر می‌کنید، ولی چون از الان حرف نزدی، فیلتر می‌کنی و فقط همه را به وسواس و تشویش و مشکل می‌اندازی و مسئله را امنیتی می‌کنید. ما مثلاً با اینستاگرام امنیتی نیست. دیگری خود غربی‌ها بیشترین اثر را در نقد اینستاگرام. خود غربی‌ها توی این اینستاگرام مانده‌اند که باهاش چه‌کار کنند؟ آدام آلتر کتاب دارد. «لطفاً زامبی نباشید». صد صفحه کتاب. شاید بگویم چهل صفحه از این کتاب علیه اینستاگرام است. بعد امنیتی ندارم. حوصله داری با همدیگر تحلیل دیگری بکنی. آن حوصله می‌خواهد. بعد یک ساعت بنشینم بهت توضیح بدهم برای چی اینستاگرام بد است. تخصص امنیتی نیست. من تو بازی سؤال نمی‌افتم. یک مسئله‌ای با سؤال بازی دارد. بنده از شما سؤال می‌کنم. حاج آقا، خوابتان می‌آید؟ ولی چه سؤالی است؟ سؤال شخصی همراه با پیش‌فرض و همراه با تخریب جلسه شدین. بازی سؤال جواب. جواب ندارد. این رفتنتان، آمدنتان. شاید بازی علوم. همین گرفتاری به مدیریت. ببخشید. خانم‌ها را زدند. کسی به داد کسی نمی‌رسد. حرف می‌زنند، ولی عمل ... ببخشید.

اول اینکه خیلی ممنون واقعاً وقت ورزشتان را گذاشتین اینجا در خدمتتان. خدا را شکر می‌کنیم که الان یک کسی هست اینجا. الحمدلله که بتواند حرف‌های ما را با حوصله بشنود و اینقدر هم با حوصله بخواهد جواب بدهد. دنبال این نباشید که یک حرفی زده باشید، مشکل حل کنیم. مشکل ما الان این است که متأسفانه این حوصله‌ای که مردم باید داشته باشند، جوان ما باید داشته باشد که بتواند مشکلش را از ریشه حل کند، را ندارد. به قول شما جواب و متأسفانه این‌ها هیچ‌کدام جواب یک خطی ندارد. جواب یک خطی یعنی همین که شما می‌توانید یک برداشت دیگری از این حرف هزار جور جواب می‌شود برداشت. خواستم تشکر کنم واقعاً. اگر باز عزیزان دیگری ... من خودم الان در مورد گریز از ... در مورد به هر کسی من تبلیغ ... خداوکیلی یکی از مشکلات خودت باید بنشینی. در حالی که من همان آدم‌ها را دیده‌ام ساعت‌ها به قول همین شبکه‌ها می‌نشینند بازی می‌کنند، ولی عمرشان را به این راحتی تلف می‌کنند. هم جوان‌هایی که سؤال می‌کنند، واقعاً چی دستشان را می‌گیرد؟ اگر تشکر ... حالا دوستانی که لطف ضبط می‌کنند. کیفیت که پایین استش. تیکه‌هایی که حالا با موضوع قشنگ این‌ها را بشود. چون حالا دوستان انتقاد داشتند. فعالیت داشتی تا قبل فیلتر بشود. خیلی مخاطب. تیکه‌های کوچک. مطالبی که گفته شده را اینستاگرام، البته نه اینستاگرام، نه توییتر. این‌ها فعالیت تو این‌ها خودم نداشتم. مجموعه رفقا که فعالیت می‌کنند. تلگرام ندارد. ما کلاس‌های آمریکا که دوشنبه داشتیم، وقتی که اینترنت قطع شده، مشکل فیلترشکن و این‌ها داریم. بله، خدمت شما عرض کنم که زحمت خودشان و مسئله مهم نیست. حالا ممنونم از تذکر. یکی دو تا کتاب معرفی کنید. پرسش و پاسخ. پاسخ به سؤالات. حالا بیشتر اعتقادی و شرعی. کتاب‌هایی که روان باشد و به درد ما بخورد. سؤالی که حالا دوستان تو جامعه زیاد است. فضای مجازی هم همینطور. نظرشان این است که مثلاً زمان حضرت علی (علیه السلام) بر مبنای عدالتی که حالا آن پیش‌فرض‌های ما که شما اشاره کردید که خیلی اشتباه است و فکر می‌کنند که حالا آن موقع زمان حضرت علی (علیه السلام) خیلی عدالتش اینجوری بود که الان همه اختلاس و دزدی و نمی‌دانم همه این چیزها حل شده بود و اوکی بود و ... و الان ما اگر که تو حکومت اسلامی جمع شده بود، ولی شما الان این همه اختلاس دارید، دزدی دارید. پس اصلاً هیچ ربطی ... پیش‌فرض جواب جدلی. طلبه‌ها معمولاً آن‌هایی هم که از انقلاب دفاع می‌کنند، تو بیان جدل کسی جذب ما نمی‌شود. آنی که جذب ما شده، فقط یک چیزی پیدا می‌کند برای دفاع از خودش. قبول می‌کند یا قبول نمی‌کند، ولی در هر صورت این جمله مسئله ما را حل نمی‌کند. برای اینکه در مورد خود مدیریت امیرالمؤمنین دچار چالش می‌شویم. اختلاس می‌کرد؟ ربطی ندارد. جواب جدلی آنی که همراه ماست، همراه ماست. می‌خواهد دلش گرم بشود و دفاعی داشته باشد از انقلاب. ما را آرام می‌کند. کسی جذب ما نمی‌کند. در حالی که بنده می‌گویم همه این‌ها جواب‌هایی دارد که شمایی که اصلاً ضد امیرالمؤمنین، ضد اسلام هم باشی، با بیان، با برهان، با این مسیری که بنده عرض می‌کنم، با این فرآیند می‌توانی به همه این‌ها اعتقاد پیدا کنی و برایت حل بشود که اگر تو جمهوری اسلامی اختلاس شده، اختلاس چرا اختلاس شده؟ با اختلاس باید چه‌کار کرد؟ جواب دارد. ممنون از شما. سؤال می‌کنم. حالا برای اینکه خیلی بحث‌ها نظری نشود، بدون بحث عملی تو مسیر گفت‌وگو مثال‌های واضحی داریم. مثلاً یکی از افرادی که خیلی به ما گیر می‌دهند تو بحث اختلاس، خاوری. خودش باب صد ساعت گفت‌وگو است. به عنوان مثال دارم. لوح خاوری. سه هزار میلیارد را خورد. بعد چه‌کار کرد؟ رفت کانادا. یعنی کجا؟ کانادا. یعنی غرب. طرف اختلاس کرده، رفته کانادا. کار ندارم برای چی اختلاس کرده. رفته کانادا. دنیا هیچکی نمی‌گوید یک قلب زده اختلاس کرد رفت به دامن غرب. یک حزب‌اللهی ریشوی رژیم آخوندی اختلاس کرد، رفت کانادا. مال ما نبوده. مال کانادا بوده. یکی که مال کانادا بوده، اینجا خودش را به اسم ما جا زده. خورده، برده، رفته. به اربابش برگشته. ازش حمایت کرده. بهش جا داده. اینترپل الان ده ساله درخواست کرده‌ایم، برنگردانده. امنیت بهش داده. کلی تظاهرات و سروصدا این‌ها می‌کنند. با همه چی کارم با این کار ندارند. کدام شرکت می‌کند؟ ایشان همش توی دیسکو، کاباره و کازینو. همه جا هم هست. فیلم‌هایش هم هست. وسط کنسرت می‌نشیند. همه هم خبر دارند نشسته. نهایت این است که آن خواننده یک متلک به این می‌اندازد. اختلاس کرده. تو باید جواب بدهی. این غرب‌زده را فرستادیم بین ما. خورده، برده. ده دفعه مسئله صحبت بکنیم. همین چهل سال. خاتمی بد بود، روحانی بد بود، احمدی‌نژاد بد بود، فلانی بد بود، رفسنجانی. کی ریاست جمهوری هم می‌آید بالا؟ نه یکی، نه دو تا، چهار پنج تا. خاوری یک نفر بود. غرب‌گرا بود. آمد، رفت غرب. از هر شب هیئت گرفته، حسینیه شام می‌دهد. چرا از آن زاویه نگاه؟ از زاویه یک رزمنده نگاه کن. یک نفر بود اختلاس کرد. کربلا و نجفند. اختلاس کردند. رفتند. می‌توانی اثبات کنی الان توی ارگان حکومتی یا نظامی بخواهی عضو بشوی یا مثلاً وارد بشوی، می‌آیند دقیقاً تمام اجدادت را. کی خارج رفته و کی افراد اختلاسگر درنیاورده؟ نفوذ. فساد نظام فاسد بوده؟ امام خمینی ...

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب دارم خدمت همه عزیزان و تشکر می‌کنم از امنای ائمه الهدی که زحمت این جلسات را کشیدند و همچنین از حضرت عالی هم و صدری که داشتیم تشکر. من یکی از دغدغه‌هایی که همیشه داشتم، جمع بچه‌حزب‌اللهی‌ها، بچه‌مذهبی‌ها باید کار علمی بکنند و الحمدلله این کار دارد شکل می‌گیرد و من از حضرت عالی تشکر می‌کنم که این جمع ان‌شاءالله ادامه می‌دهید. ببینید ما یک بحثی داریم رفقا. یا ما می‌خواهیم مجادله بکنیم یا مباحثه. دو تا مقوله جداست. ببینید اگر ما هدفمند و ساماندهی‌شده مباحث را مطرح بکنیم، این جمع الحمدلله برای ما تک تکش حسنه است. اما نه، اگر بخواهیم مجادله بکنیم. ببینید بحث علمی نتیجه‌اش می‌شود حسنه، اما اگر ما بخواهیم مجادله بکنیم، دنبال این باشیم. حاج آقا اولش یک نکته خیلی درستی اشاره کردند، مبانی نظری را مطرح می‌کنیم. رفقا، مباحثی که الان مطرح شده. ببین، حضرت آقا کاملاً درست اشاره کرده، گفته که آقا، کرسی. این الان همان کرسی آزاداندیشی است. بپذیریم اگر می‌خواهیم مشکلمان حل بشود، باید بنشینیم، صبور باشیم. سلسله مباحث شهید مطهری، سلسله مباحث دارد. شهید بهشتی، آقای دکتر شریعتی، شبانه‌روزی باب باب خوبیه. چه بخواهند چه نخواهند، این سراینده می‌آید. یک عده‌ای احتمالاً از این جمع ما بریزند، اما بین من و بین الله، اگر ماها بچه‌هیئتی هستیم، اگر برای من، سید محمد جعفری‌نژاد یک مسئله‌ای پیش آمده، یک شبهه‌ای پیش آمده، مجادله نکنیم. توی مجادله کار شیطون است، اما اگر می‌خواهیم مباحثه هدفمند و ساماندهی‌شده، من لذت بردم. این برادر عزیزمان فکر می‌کنم آقای عمادی هستم دیگر؟ همین برادر. مباحثه شرط و شروط دارد. اینکه یک سؤال می‌پرسیم. درست فرمودند. سؤال همان فست‌فودی هم که دوستان اشاره کردید. ببین، فست‌فود یک حساب کتاب دارد. من فقط توی پیشخوان دارم یک دونه پیتزا می‌بینم، اما این پیتزا از کجا شکل گرفته؟ آن دقیقاً مبانی فکری که حاج ... من خواهش می‌کنم. اگر این برنامه ... خواهش می‌کنم اگر نه، حتماً این مباحث باید ادامه پیدا بکند. چالشی دارم و در مورد آیه حجاب که من هم سؤال چالشی دارم، اما مجادله نباید بکنیم. من تق ... الحمدلله همه‌شان هم بچه‌هیئتی‌اند. رفقا، بخواهیم یا نخواهیم، اگر ما تو این جبهه نباشیم، فردا خودمان باید یک جای دیگر بایستیم، یک جای دیگر جبهه بایستیم، سنگر بگیریم. ببینید الان تو جنگ شناختی که به درستی اشاره کردند. جنگ شناختی، اینستاگرام هست، تلگرام هست، واتساپ هست. کشته شدن یک فرد هست. برنامه‌ریزی‌هایی که حالا می‌خواهیم بگوییم امنیتی، نمی‌دانم انتظامیه، همه این‌ها. ما الان در جنگ شناختی هستیم. الوین تافلر یک کتاب دارد، «موج سوم». رفقا، از موج سوم گذشتیم، الان موج پنجم و ششم. موج سوم رسانه بود، الان تک تک اینستاگرام‌ها، بلاک‌چین‌ها. ببخشید من مصدع اوقات دوستان شدم. ببینید الان اینستاگرامی که می‌گویید، بنده خودم فعالیت داشتم تو اینستاگرام. چرا اینستاگرام باید ... چرا؟ به خاطر اینکه برای شهید سلیمانی چهار تا مطلب گذاشتن. اگر آن‌ها می‌بندند، خب ما نبندیم. ببخشید. وقتی می‌آیند توی فرایند واتساپ، روش شورش را دارند تبلیغ می‌کنند که آقا از کجا برید به کجا برسید؟ بتوانید سلولی رفتار بکنید. تک تک این‌ها مباحث کلان امنیتی دارد. مباحث امنیتی ملی. تک تک این‌ها یک درس، یک واحد درسی است. خب خیلی راحت. خب ما بپذیریم. اگر ما می‌خواهیم اصولی کار کنیم، مبانی فکری خودمان را اول قوی کنیم. من سید محمد جعفری بفهمم چند چندم که اگر یک جوان خود من از من سؤال ... این مباحثمان بتواند مرز ... صلوات بر محمد و آل محمد. اللهم صل علی ...

درخواست آن علی آقای عمادی. بنده هم ادبش، شجاعت و شهامت. تواضع رفقایش هم که رفتن نشستن. به هر حال دیدن وقتشان دارد تلف می‌شود. بی‌احترامی هم نکردند. نه به ما، نه به جلسه. مصلحت ندونستم. حالا بنده عرض کردم بازی. یعنی بر اساس آن روحیه جوانانه عرض کردم. نمی‌خواهم بگویم این‌ها مثلاً شیاد بودند. روحیه جوانی این شکلی است دیگر. روحیه‌ای که بند نمی‌شود به جایی. مسئله‌اش هم باید تو قالب بازی و سرگرمی و هیجان. هیجان عمقی نیست که بخواهد مسائل عمیق حل بشود. من می‌توانم یک چیزی بگویی، یک چیزی جواب بدهم که هیجانی باشد. آنجا ساکت بشوید. یک کفی بزنند. مسئله حل نمی‌شود. همه این‌ها جواب هیجانی دارد. بلدم. کار کرده‌ام. حرف زدن. خوردت کنم. چهل ساله حرف نزدیم. چهل ساله اگر مناظره کردیم، حالگیری کردیم. ماجرای انتخاباتی هم که این است دیگر. بقیه‌اش واویلا. رئیس جمهور. این چه وضعیت ... واویلا. حرف نزدی. ما با هم مسائل جدی وجود دارد. این جوان نمی‌داند. طلبه داریم با یک چالش جدی ترکیب مواجه شده. مسجد می‌آید. هیئت می‌آید. ساکت. سربه‌زیر. حل نشده. عمقی ندارد. سید بزرگوار فرمودند مطالب قشنگ و درستی بود. حیف که وقتمان تمام شد. آبروی امام عسکری (علیه السلام) که امشب شب میلادشان. منزل سه شهید. حال و هوایش فرق می‌کند. بعد گفتند سه تا شهید. گفتم فهمیدم داستان چی بود که اینجا حال و هوایش فرق می‌کند. کجایی بودند؟ محضر امام عسکری (علیه السلام) سلام ما را برسانند. خدا از جلسه ما ان‌شاءالله راضی باشد و ان‌شاءالله این میلاد را اول تبریک عرض می‌کنیم محضر آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف). ان‌شاءالله عیدی بگیریم امشب از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عیدیمان هم بهبود اوضاع مملکت باشد. از همه مسائل فکری و اعتقادی و درونی‌مان تا مسائل، مسئله اقتصادمان، اشتغالمان و مسئله جوانانمان. به حق امام عسکری (علیه السلام)، این جوان‌ها خوشبخت بشوند. عاقبت‌به‌خیر بشوند.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات چالش پیش فرض‌ها