معرفی
کیفیت حضور اجتماعی زنان در حکومت معصومین
آیا حجاب در صدر اسلام مختص مسلمانان بود ؟
تبعات عجیب و بی شمار آلودگی دامن و بی عفتی
نظر امام خمینی (ره) در مورد حجاب اجباری
توجه به شاخص ها و نماد های هویتی
تبرّج، نماد جاهلیت
جایگاه غیر مسلمانان در جامعه اسلامی
لزوم مراعات قوانین جامعه اسلامی
کیفیت قوانین در دوران امام زمان علیه السلام؟
ابتلائات فتنه سفیانی
امنیت در دوران امام زمان علیه السلام؟
حضور مناسب زنان در جامعه
بهترین چیز برای زنان چیست؟
حضور فعال زنان، در میان یاران خاص امام زمان علیه السلام
نوع مذاکره حضرت سلیمان و بلقیس
اهمیت احترام به قوانین
وضعیت حجاب در جامعه آینده
در حال تحول نسلی هستیم
کیفیت سیر رشد جمعیت ایران
بی حجابی و بی عفتی، محصول انتخاب یا لجبازی ؟
مقایسه سیر حجاب در انقلاب اسلامی
تابع جوّ بودن اکثر پدیده های اجتماعی
عدم وجود عمق و انتخاب در تابع جوّ بودن
آیا حجاب در صدر اسلام مختص مسلمانان بود ؟
تبعات عجیب و بی شمار آلودگی دامن و بی عفتی
نظر امام خمینی (ره) در مورد حجاب اجباری
توجه به شاخص ها و نماد های هویتی
تبرّج، نماد جاهلیت
جایگاه غیر مسلمانان در جامعه اسلامی
لزوم مراعات قوانین جامعه اسلامی
کیفیت قوانین در دوران امام زمان علیه السلام؟
ابتلائات فتنه سفیانی
امنیت در دوران امام زمان علیه السلام؟
حضور مناسب زنان در جامعه
بهترین چیز برای زنان چیست؟
حضور فعال زنان، در میان یاران خاص امام زمان علیه السلام
نوع مذاکره حضرت سلیمان و بلقیس
اهمیت احترام به قوانین
وضعیت حجاب در جامعه آینده
در حال تحول نسلی هستیم
کیفیت سیر رشد جمعیت ایران
بی حجابی و بی عفتی، محصول انتخاب یا لجبازی ؟
مقایسه سیر حجاب در انقلاب اسلامی
تابع جوّ بودن اکثر پدیده های اجتماعی
عدم وجود عمق و انتخاب در تابع جوّ بودن
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بحث حجاب را نمیگویم، بحث حجاب، از قبلش ممنونم. دوستان نکتهای داشتند. بفرمایید میکروفون را لطفاً. موضوع این است که در جامعه فعلی ما که الان مثلاً کارگر یک کیلو مرغ نمیتواند بخرد و مشکل فساد خیلی بولدتر (برجستهتر) است، آیا پرداختن به این موضوعات، مشکلات بزرگتر را حل میکند؟ این یک موضوع.
موضوع دوم اینکه در واقع ادیان مختلف در کنار هم زندگی میکنند؛ مسیحی، مسلمان. قطعاً در همین ۱۰۰ سال پیش هم، اروپا شاید حجابش به این شکل نبوده. بالاخره دامن بلند، لباس مشخصتر. برخورد با ادیان دیگر، آیا ما باید در جامعه امروز با یک مسیحی که الان معتقد به حجاب است، برخوردی داشته باشیم که آن کسی که در دینش معتقد به حجاب است، را هم در بر بگیرد؟ ممنونم.
الان بحث این هم پیش میآید که اگر حضرت حجت، آیین عدل حضرت علی و حکومت حضرت علی را پیاده کنند (یعنی استغفرالله، حضرت علی درست است تذکر دادهاند، اما چگونه عملی انجام میدادند؟) امام زمان بیایند و حکومت حضرت علی انجام شود، چگونه در مورد این نکته که گفتید، برخورد خواهند کرد؟ من فکر میکنم که این یک چیز عادی نبود. بازار رفتوآمد داشتم، با توجه به قیمتی که عربها هنوز هم دارند، با آن حس و حالی که میدانید، از لحاظ داغی و تندی. بعد اینکه گزارش ضدفرهنگی و امنیتی و مثلاً فلان جا، مقداری به این جنبه روایت هم پرداخته شود. انگار یک ضدفرهنگ دارد رواج پیدا میکند. مثلاً در نظر بگیریم، مثل الان خودمان که یک سری ایران مالها و اینها هستش که تویش اوضاع حجاب خیلی وحشتناک است. فکر کنیم یک همچین روایتی، همچین خبری رسیده. حالا حضرت میخواهد به عموم مردم اطلاع بدهد و از جهت مردمی این قضیه را پیگیری کند، نه اینکه بخواهد حکومت مقابله کند. ممنونم. تیتر سوال شما چی میشود؟ من یادداشت کنم. گزارش، گزارش.
سلام علیکم. در خصوص بحث حجابی که حالا اتفاق افتاده، فکر کنم در کتاب «حجاب» شهید مطهری هم اشاره شده. مکارم صحبت اشاره فرمودند که ببینید، در زمان صدر اسلام خانمها سه دسته بودند: یک دسته که اهل ذمه بودند، و یک دسته کنیز. آیه حجابی که نازل شده و اسم اشاره هم شده، نسبت به زنان مومن است؛ یعنی آن زنی که حالا پیامبر است یا زن مومنهای که هستش. در خصوص اینها حجاب هست. شهید مطهری در آن کتاب «حجاب» هم اشاره فرمودند: در صدر اسلام، اهل ذمه و کنیزها به خاطر اینکه در بازار رفتوآمد میکردند، حجاب نداشتند. اتفاقاً در خصوص مردها که میگوید افسارتان را بندازید، یک بخشش در کنیزها استش که فکر میکنم حجاب در صدر اسلام برای مسلمانها واجب بوده. آیا واقعاً در خصوص مسلمانان تسلیم اسلام شده (دیگر)، ولی اهل ذمه و در صدر اسلام، مشخص است غلامها که چه ساعتی ورود بکنند؟ یعنی این بحث حجاب در آن صدر اسلام به این شکلی که الان مطرح است. آیا الان حجاب باید به همان شکل باشد؟ خوب ممنونم از نکات همه عزیزان.
اول بگویم که ما اصلاً قرار نبود در مورد حجاب صحبت بکنیم. عرض کنم که به عنوان یک مسئلهای که از جلسه قبل مانده بود، یعنی میخواستم یک مقدمه کوتاهی فقط (روایتی که از جلسه قبل مانده بود) بحثم را از این جلسه شروع بکنم که دیگر رفتیم در حوزه آن. حالا چند تا سوالی که مطرح شده را عرض میکنم، بعد اگر فرصتی بشود، بحث جدید را آغاز میکنم. باز هم مثل اینکه یکی از خواهران میکروفون زد.
حدیث هم داریم که نماز زن در منزل، ثوابش بیشتر از نماز جماعت است. نماز جماعت شرکت نمیکردند، ولی در مسائل اجتماعی حضور داشتند. هر جا که لازم بود، مثلاً حضرت حضور داشتند و حتی در خانه مثلاً مهاجرین و انصار رفتند، بیایند پشت در قرار گرفتند و مثلاً حضرت علی خطبه خواندند که مشخص است.
ببینید، چند تا نکته بود. یکی اینکه ما اگر در مسائل این شکلی تمرکز کنیم، باعث نمیشود از مسائل مهمتر بیفتیم؟ ببینید، طرح این بحث دو جور است. یک وقت هست در یک موقعیت اضطراری و ضروری، به قول فرنگیها فورس ماژور، شما محدودیتی داری برای اولویتبندی. امکاناتت محدود است، ابزارت محدود است، فضای ذهنی و در واقع انسجام و سیاستگذاری که نسبت به جامعه داشته باشی، یک موضوع متمرکز باشد. این یک حالت است. یک حالت هم هستش که شما نسبت به ابعاد وسیعی باید برنامهریزی بکنی. البته با شدت و ضعف خودش.
شما ۵۰ هزار تومان پول داری و رفتی مغازه خرید بکنی. پول فقط به ۵۰ هزار تومان میرسد. ناهار هم هیچی نداری. مهمان هم داری. یک چیزی باید بگیری که این بحث مهمان و اینها را خلاصه به سر برسانی. یک وقت هستش که نه، شما میخواهی جهیزیه مثلاً برای دختر فراهم کنی. خوب اینجا یک سری مسائل ضروریتر است، یک سری مسائل در اولویت بعدی است. همه را در نظر میگیری. بعضی مسائل شاید اولویت نداشته باشد، شد شد، نشد هم نشد. ولی مثلاً اگر کتری و قوری جزو جهیزیه است و یخچال هم جزو جهیزیه است، کسی نمیآید بگوید که آقا چون کتری و قوری اهمیتش کمتر است نسبت به یخچال، پس اصلاً برای چه کتری و قوری؟ خب وقتی که ضرورت دارد، خانه نیاز دارد. بله، ضرورتش کمتر است، ولی به هر حال ضرورت است. درست است؟ هیچی به اندازه یخچال یا مثلاً اندازه گاز در خانه ضرورت ندارد، ولی بالاخره لازم داریم.
مسئله باید طرح شود و رویش برنامهریزی شود. واقعش هم این است که تازه بحث حجاب را بنده خیلی راه آمدم که پذیرفتم که انقدر اهمیتش کم باشد که مثلاً بشود کتری و قوری و مثلاً مسائل اقتصادی بشود گاز و یخچال؛ برای اینکه خیلی از مسائل اقتصادی و مشکلات به این مسائل برمیگردد. من نمیخواهم وارد آن فضا بشوم. شما میدانید بحث پاکدامنی و طیب و مولد و حلالزادگی در روایات ما، منشأ تمام آلودگیها و شقاوتها، حتی دشمنی با معصوم، حتی قتل معصوم شمرده شده است. مسیر بیعفتی و آلودگی دامن، نتایجش نتایج عجیب و غریبی است. آن مکانیزم بیعفتی هم ابعادی دارد. بالاخره یک بخشیش به همین مراعات نکردن این خلاصه ضوابط و محدودیتها و روابط و اینها برمیگردد. نمیخواهم بگویم لزوماً هر کس حجاب رعایت نکرد، بچهاش میشود دشمن امام حسین. اینها از بازیهایی است که بعضیها الان در چیتسازی از این جملات ما بلدند دربیاورند. فلانی گفتش که هر کس حجاب رعایت نکند، بچهاش میشود شمر بن ذیالجوشن. یک مکانیزم اینور است، یک مکانیزمی آنور است. باید نسبت به اینها مراقبت داشت. کما اینکه درس نخواندن بچه، یک مکانیزم نیست که تبعات بیشماری دارد. این درس نخواندن ابعادی دارد، قطعاتی دارد، شدت و ضعفی دارد. شما گاهی به کوچکترین نشانهاش هم واکنش نشان میدهید. مثلاً میخواهی بچه را منضبط کنی که مثلاً تا هفت شب مشقهایش را نوشته باشد. در همین هم یک واکنشی نشان میدهید. درست است؟ اگر از هفت شب دیر شد، بله. خب در عین حال، هفت شب دیر شد تا آخر شب مینویسد. یک وقت ممکن است اصلاً شب خواب بماند، ننویسد، فردا بدون مشق مدرسه. بالاخره پیش میآید. اهمیت ندارد که شما بخواهی در گوش بچه بزنی به اینکه یک روز مشق ننویسد. مقام سیاستگذاری در مسیر تربیت، برنامهریزی داری برای بچه.
اینی که عرض میکنم، بحث سیاستگذاری را باید از بحث حلال و حرام و بحث شرعی اینجا جدا بکنیم. بله، طرح بحث حجاب در فضای فورس ماژوری، نشان ضعف عقل است. یعنی در یک فضایی که ما الان یک مسئله حاد، فوری و فوتی، جدی داریم که فرصت پرداختن به هیچ موضوع دیگری را نداریم. همه امکانات و قوایمان را باید همین جا جمع بکنیم. فلان مسئله، مثلاً این هزینههایمان را خرج فلان کار. خب این طبعاً معلوم است که چیز درستی نیست. ولی در مقام سیاستگذاری که ما نمیتوانیم بگوییم که آقا چون بحث اقتصاد اولویت دارد، ما بحث سیاستگذاریمان، بحث حجاب را بیاوریم بیرون. این مغالطه است. سیاستگذاری داشته باشیم. تازه میخواهم عرض بکنم که خودش هم مسئله کوچکی هم نیست که بخواهیم در قیاس با انقدر بیندازیمش عقب. بفرمایید سیاستگذاری.
حالا من شنیدم که خود امام خیلی تاکید نداشت که حتماً حجاب قانونی شود در ایران. عرض کنم که امام، اولین سخنرانی (حالا بنده اینجا نرمافزارش را دارم، اگر نرمافزار امام خمینی هم اتفاقاً داشتم، بستم، حالا اگر بخواهیم میآورم) سخنرانی امام خمینی را. اولین راهپیمایی که بعد از پیروزی جمهوری اسلامی ما داشتیم، کف خیابان، اسفند ۵۷، راهپیمایی چه بود؟ آقا حجاب. همین بحث حجاب اجباری. خدمتتان عرض کنم که جمعیت زیادی هم بودند که اینها مخالف بحث حجاب بودند. آن موقع هم هنوز حتی جمهوری اسلامی رای عالی نگرفته بود. امام خمینی در همان اسفند ۵۷ سخنرانی دارند که سخنرانی بسیار معروفشان است که همه شنیدهاید که اینها از آزادی این را میخواهند، تمدن اینها این است. جملات معروف: «مگر این ملت، مگر رشتیها اجازه میدهند اینها مرد و زن با هم بروند در این آبها.» آن بحث مفصل و بحث غیرت و نسبت به بحث حجاب و اینها بیاید.
عرض کنم که جملات امام را برایتان بخوانم. عنوانش: «از فساد و بیبندوباری با شعار تمدن آزادی.» صحیفه امام خمینی، جلد ۸، صفحه ۳. خیلی اولی که امام شروع میکند، اصلاً سخنرانی را، تاریخش را بیاورم. کی؟ قبل از آری به جمهوری اسلامی. سخنرانی در جمع طلاب مدرسه فیضیه. آن سخنرانی «تمدن اینها این است» مال بعدش است. مال هفت تیر ۵۸. حالا این یکی را اگر پیدا کنم کجاست. خلاصه بحث حجاب را حالا باید بگردم، الان شما فرصتش نیست. امام در اسفند ۵۷ سخنرانی دارند در مورد حجاب. با اینکه کف خیابان مردم ایستاده بودند شعار میدادند، هنوز هم جمهوری اسلامی رای نگرفته که شما بگویید مثلاً خرشان از پل گذشته. به ظاهر میخواهد دیگر امام خمینی. آنجا در مورد حجاب با صراحت سخنرانی میکند. میخواهم عرض بکنم امام قبل از این (حالا بنده سخنرانی کردهام، مواجهه جمهوری اسلامی با حجاب، عرض کنم که مال سال ۹۷ است. این سخنرانی چندین سال گذشته). آنجا مفصل این بحث را توضیح دادم. امام خمینی از دهه ۳۰ در آثارش. آنگاه در حکومت طاغوت بوده، یکی از مواضعی که داشته علیه طاغوت، حکومت آن زمان نسبت به بحث حجاب بوده و میفرموده: «درست است حکومت دست ما نیست، ولی وظیفهمان از دست نرفته. خود مومنین جمع شوند، برخورد کنند با مظاهر منکر.» مال دهه ۳۰. سخنرانی امام به حکومت که دیگر هیچ. البته خب افرادی که بودجههای لگد به امام میزنند، از این حرفها زیاد زدند این سالها که امام اینجور بود و اینجور میگفت و اینها. امام خمینی، صحیفه امام و امام خمینی که در آثارش هست.
و یک مسئله این بود، یک مسئله دیگر این بود که آقا با ادیان دیگر باید چه کار کرد؟ خب همه که مسلمان نیستند در جامعه. ببینید، بعضی مسائل، مسائل اعتقادی فردی و اینهاست. بعضی مسائل تبدیل میشود به مسائل هویتی و تمدنی. الان این قضیه سرود در جام جهانی. خب تا قبل از این سرود یا خوانده میشد یا خوانده نمیشد. بعضی از بازیکنانمان هم که اصلاً سوتی میدادند، وقتی میخواندند که باید به اینها میگفتند آقا جان مادرت نخوان، سرود را اشتباه میخواندند، اصلاً غلط غلوط، کلمات را غلط غلوط میخواندند. یک وقت یک قضیه این شکلی است. حالا یکی میخواند، یکی نمیخواند. یک وقت نماد هویتی میشود. یک شاخصی میشود که با آن میخواهند تمایز بدهند که چه کسی اینوری است، چه کسی آنوری.
مچبند سبز، مچبند سیاه. مثلاً سال ۸۸، از اولی که یادمان میآید، مردم به دستشان مچبند سبز میبستند، سادات میبستند، چه میدانم، شفا بگیرند، دیگر حالا من کار ندارم تیکه سیاسی که تویش بود. عرض کنم خدمتتان که سال ۸۸ این شد یک نماد سیاسی، نماد هویتی. یا مثلاً ذکر صلوات. مثلاً ما اسم پیامبر که میآید، یک دانه صلوات میفرستیم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد.» بعضی مقدسین نادان میگفتند شما برای چه اسم پیامبر میآید یک صلوات میفرستی، اسم امام خمینی میآید سه تا؟ این صلوات با آن صلوات فرق میکند. آن یک صلواتی است، یک صلوات دیگر است. این مثل صلواتی است که مثلاً در میدان رزم، صبحگاه، مثلاً در پادگان. این یک جور اعلام آمادگی است، اعلام رزم. اینها با هم فرق میکند. یک چیزهایی یک وقتهایی نماد میشود. یک نمادهایی میشود.
بحث نمادها بحث خیلی مهمی است. شاخص میشود. الان در غرب میخواهند تشخیص بدهند یک خانواده مسلمان است، تنها شاخص و تنها نمادی که آنجا ساکن است و یکی از چالشهایی که آنجا دارند، همین است که تقریباً هیچ چیزی نیست برای اینکه تشخیص بدهند یک خانواده مسلمان است یا نه. یعنی از روی مرد راهی که تشخیص بدهند مرد مسلمان است یا این بچه مسلمان است، نیست. تنها راهی که دارد این است که ببینند زنشان محجبه است یا نه. یک خانواده اگر یک زن محجبه درشان باشد، میفهمند اینها مسلمانند. و بعد آزار هم میدهند. رفقای ما گفتند آقا ما هر سری مثلاً با خانواده که میخواهیم برویم (حالا البته بعضیها که خب شناخته شدند و حساس دستگاههای امنیتی) شناخته شده نیستند. با زن محجبه که میرود، اینها دیگر گیر میدهند. چهار ساعت، پنج ساعت در فرودگاه نگه میدارند. مسلمانها را میآیند میزنند. زنهای محجبه را به اسم تروریست در خیابانها. امنیت این شکلی ندارند. با چاقو میزنند، با لگد. این نماد هویتی، نماد تمدنی. این ۲۰۰ سال پیش اینجوری نبود.
البته بحث حجاب از اول اصلاً خود قرآن به عنوان نماد این را معرفی میکند. «و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی.» میفرماید تبرج ویژگی جاهلیت است. این عنوان قشنگ است. تبرج نماد هویتی جاهلیت است. جاهلیت اولی. تبرج: برج، چیزی که در دید است. تبرج، یک زنی خودش را به معرض نمایش بگذارد. حتی حجاب هم نه. تبرج میتواند با چادر هم باشد. در اینستاگرام میبینید دیگر، بلاگرهای چادری. «حجاب بلاگر» میگویند، چه میگویند. گاهی خود حجاب، با حجابش جلب توجه میکند، با حجابش خودش را در معرض دید قرار میدهد. تبرج با چادر، تبرج شاخص جاهلیت اولی است.
اگر یک مسئله جنبه تمدنی و هویتی پیدا کرد، کارکردش هم عوض میشود. در مورد نماز جماعت، آن جلسه بحث اصل نماز جماعت مستحب بود. در هیچ دورهای از تاریخ هم اجباری نبوده. ولی اول حکومت پیغمبر، نیامدن به نماز در مسجد پشت پیغمبر، علامت عقب کشیدن از بیعت با پیغمبر، علامت رها کردن حاکمیت، اپوزیسیون به قول امروزیها، اپوزیسیون شدن. همین که نمیآمد مسجد، معلوم بود اپوزیسیون. چرا میگویند شما اگر مسجد رفتی، امام جماعت را قبول نداری، جدا اگر وایستی نماز بخوانی، نمازت باطل است؟ برای اینکه این نماز شما دیگر نماز به حساب نمیآید، این توهین به امام جماعت به حساب میآید. شما دارین امام جماعت را فاسق میدانید. با این کار داری جماعت را خراب میکنی. نمازت باطل است. پیغمبر اکرم فرمود: «نیایید، نماز جماعت. خانههایتان را آتش میزند.» ترسیدند، بر سرتان آتش بزند. این نشان میدهد که بعضی چیزها نماز جماعت مستحب است، ولی یک کارکردی پیدا میکند، یک شاخصهای پیدا میشود. ضدیت با نظام.
طرف به امیرالمومنین گفت: «یا علی.» حضرت فرمودند که: «وَیْحَکَ!» (به زبان امروزی ما: درست صحبت کن.) «علی چیست؟ یا امیرالمومنین!» این چه طرز صحبت کردنی است؟ آقا، امیرالمومنین انقدر متواضع، خاکی، ابوتراب؟ بله، بحث شخص من نیست. تو داری اینجا لگد به حاکمیت میزنی. این «یا علی» گفتن، لگد به حاکمیت است. لگد بزنیم حاکمیت را تضعیف کنیم؟ خیلی فرق میکند. بحث حجاب گاهی اینجوری میشود. این یک نکته.
یک نکته دیگر این است که جایگاه غیرمسلمانها در جامعه اسلامی چیست؟ این یکی از چیزهایی است که باز ذهنیت ما کاملاً نسبت به آن متفاوت است. همین کفاری که در حکومت اسلامی زندگی میکنند، عنوانی که برایشان گفتیم چیست؟ چه میگویند به اینها؟ «اهل ذمه» میگویند. کافر دو نوع است: کافر حربی، کافر ذمی. خیلی جالب. بحثهای بعدی که میخواستم مطرح بکنم، بحث طاغوتشناسی. کافر حربی، کافر ذمی. کافر حربی، اونی است که بیرون از جامعه اسلامی است. من با تو جنگ دارم. البته گاهی کافر بیرون از جامعه اسلامی است، ولی با همدیگر پیمان صلح بستهاند، معاهده. اصطلاحاً با هم قرار و مدار گذاشتهاند که تجاوز کسی به کسی نکند، با هم زندگی کنند.
ولی اگر کافری خواسته در حکومت اسلامی زندگی کند، کافر میدانی شامل همه اهل کتاب، حتی اهل کتاب میشود، غیر اهل کتاب که هیچی. یعنی یهودی، مسیحی، زرتشتی اهل کتابند. بهاییها، اینها که اصلاً غیر اهل کتابند، اینها که جداست. کافری که میخواهد در حکومت اسلامی زندگی کند، میشود اهل ذمه. ذمه یعنی چه؟ میآید قرارداد میبندد. مالیات میدهد. مالیات میدهد و تعهد میدهد مظاهر سبک زندگیاش را در جامعه به صورت علنی نداشته باشد. حق ندارد خوک استفاده کند. حق ندارد با سگ بیرون بیاید، علنی انجام بدهد. و باید در صحنه جامعه، در صحنه جامعه، در متن جامعه، هنجارهای جامعه مسلمین را رعایت کند. قراردادی که میبندد با حاکمیت.
میخواهم عرض بکنم روی این اساس، تازه غیر اهل ذمه نباید حجاب رعایت کند. بعضی وقتها حالا اهل جلسهمان که الحمدالله همه فاضلند، بنده از بعضی آخوندها میشنوم این را. تعبیر آخوند، تعبیر قشنگی نیست. برای اینها بلاگرهایی که عمامه میگذارند سرشان، که مثلاً میگوید که آقا اگر طرف مسیحی باشد چی؟ شما برای چه میروی به یکی میگویی حجابت را رعایت کن، اگر مسیحی بود چی؟ آدم نمیداند بخندد یا گریه کند. تست الکل از این بگیرد. انقدر بعضیها تعطیل. هر کس هر کاری دارد میکند. پمپ بنزین آتش میزند. احتمال دارد سردش باشد، از سرما میمیرد، دارد آتش میزند. به چه چیزی تذکر میدهید؟ بله، ما همان هم میرویم تذکر بهش میدهیم. بعد که حالا گفت مسیحی، آنجا حسابش فرق میکند. همانجوری که روزهخوار را بهش تذکر میدهیم، مریض است، عذر دارد، نباید بخورد جلوی کسی. اینها بحث قوانین حاکمیتی است. آیتالله بهجت، خدا رحمتشان کند، رضوان الله علیه، ایشان میفرمود: «ببینید، کار از کجا به کجا کشیده شده. اسلام از ما خواست کفار در جامعه اسلامی به ما مالیات بدهند که زنده بمانند. کار ما به اینجا رسید که ما به کفار مالیات میدهیم که زنده بمانیم. مالیات به کفار تصویب میکنند، ما باید برویم تایید بکنیم بمانیم، تحریممان نکنند، نزنند، نانمان را نبرند.» کار از آنجا به اینجا.
خوب، اهل ذمه باید مراعات بکنند. این هم یک بحث دیگر. نکته بعدی این است که دوران امام زمان به چه کیفیتی میشود؟ سوال خواهرمان که الان دیگر میآیند گردن خود ماها را هم میزنند. امام زمان... حالا در مورد حکومت امام زمان خب بحث زیاد است. بله، حکومت امام زمان اولاً که حکومت رافت، حکومت محبت. خود پیغمبر اکرم مگر در همین مباحث به چه کیفیتی برخورد کرد؟ مثلاً بحث شراب. پیامبر اکرم به چه شکلی برخورد کرد؟ شراب با اینکه حد شرعی هم دارد. خیلی آرام آرام، با آرامش، تدریجی، با کار فرهنگی. این نکته مهمی است. اولاً اینکه دوران امام زمان کلاً از جهات مختلفی با زمان امام کلاً فرق میکند. یعنی اصلاً شرایط در آن دوران یک شرایط دیگری است. مردم به استیصال رسیدهاند، انقدر درگیر مشکلات حیاتی از فقر و مشکلات اقتصادی و مشکلات امنیتی. شما الان نگاه نکنید سرو و مر و گنده، راحت میآیید، یک کمی احساس ناامنی میکنیم که مثلاً من آخوند در خیابان میخواهم بروم کسی حمله نکند یا مثلاً آن خانم چادری. اینها که ناامنی نیست. ما در امنیت کامل اینجا نشستهایم داریم صحبت میکنیم. بالا و پایین حکومت را گاهی میزنیم. گاهی بالا و پایین غرب را میزنیم. هر دو در امنیت کامل.
زمان منتهی به ظهور، گفتهاند که سپاه سفیانی (حالا بحث مفصلی دارد، فرصت بشود صحبت بکنیم که یک کمی بترسیم) دوران بسیار ترسناک. فرمود: «در هفتاد جد عقبتر اسم یکی از معصومین باشد، سرش را میزند.» حکومت سفیانی، اگر شیعه باشد، هفتاد نسل عقبترش یک اسمی باشد که به شیعه بخورد. و برای شیعه، برای سر شیعه جایزه میگذارد. و در عراق، جاهای دیگر، در روایت دارد به چه کیفیتی شیعیان را از کجا پیدا میکنند، گردنشان را میزنند و میآورند. شکنجههایی که روی شیعیان... رحمت الله بهجت گاهی به دست میزد. این اطلاعات قبل از ظهور را با دعا و صدقه و قربانی و اینها میشود رفع کرد. ولی چه کنیم؟ سفیانی را نمیشود. این حتمی است. و فتنه عجیب و غریبش، فتنه مخوفی است که شنیدنش تن آدم را میلرزاند. خوب در آن دورانی که اوضاع این شکلی میشود، حضرت مرگ و میر و شرایط اقتصادی و شرایط امنیتی و اینها. عملاً اصلاً این ساختارهای اجتماعی و سیاسی که الان ما داریم، کلاً به تعبیر مضمحل میشود. مدل اداراتی که الان داریم، بعد میآیند خانم، برو. آن زندگی دیگر نیست. قبل از آن میگوید مردم کف خیابان میگویند: «یا میمیریم، میرویم در قبرستان، یا ظهور.» به زندگی برنمیآیند. زندگی نداریم. روایت: «مردم غبطه میخورند به امواتشان.» روایت است: «خوش به حالش که مرد.» زندگی همچین وضعیتی میشود. زمان منتهی به ظهور، زمان عجیب و غریبی است.
یک نکته. نکته بعدی هم این است که حضرت زیرساختها را فراهم میکنند. جالب این است، در روایت داریم که زن... شما میگویید که مثلاً دوران امام زمان به چه کیفیتی میشود؟ اینجوری میشود. میفرماید که انقدر امنیت حاکم میشود، یک زن (حالا در روایت مسافتش را گفتهاند، حالا بنده چون دقیق یادم نیست، تقریبی تشبیهی) میگویند فرض کنید مثلاً یک خانم از تهران راه میافتد تا مدینه. فرمود: «پیاده، تک و تنها، شب تاریک، با جیب پرپول، انقدر امنیت حاکم میشود، از اینجا تا آنجا تک و تنها میرود.» چقدر امنیت. این امنیت دوران امام زمان. خب اینها اصلاً نباید مقایسه کنیم با شرایط الان خودمان. البته ما هم الان بالاخره اینی که داریم، اگر مراعات شود این حد و حدودها، حریمها. الان خود همین جلسه خودمان، خانمها هستند. بدون اختلاط صحبت میکنند، سوال میپرسند. کاملاً اسلامی. این که ضد اسلام نیست.
در مسجد پیغمبر این را میخواستم بگویم. حالا در یک مطلبی که عزیزان گفتند. ما داشتیم مواردی در روایات آمده. حالا بنده حیا میکنم با جزئیات بخواهم بگویم. فقط میخواهم ببینید که چقدر جالب است. این خانم بوده که حالا اسمش را هم گفتهاند: «زینب عطاره»، زن عطرفروش بود. اولاً از خانههای پیغمبر عطر میآورد برای همسران پیغمبر هم عطر میآورد، برای خود پیغمبر هم عطر میآورد. بعد گاهی مسائل شخصی خانوادگیاش که در روایت گفته و من نمیتوانم اشاره کنم، پیغمبر مطرح میکرد. در مسجد که مثلاً در ارتباطم با شوهرم همچین مشکلی دارد. به حضرتش راهکار میداد، بهبود پیدا کرد یا نه. اختلاط محرم و نامحرم نیست. این بحث اختلاط یک بحث دیگر است.
یا سلمان میرفته محضر حضرت زهرا سلاماللهعلیها. شاگرد حضرت. دستورالعمل میگرفته از حضرت زهرا. در مسجدی که حضرت زهرا در نماز، در منزلشان نماز خوانده بودند، روایت معروف: «فرمود که بهترین چیز برای زنها چیست؟ برو از فاطمه بپرس.» چه کسی را فرستادند؟ سلمان را. یک روایت این است که وقتی آمد دید که حضرت زهرا از شدت خستگی بیهوش شدهاند. گهواره این قضیه امام حسن و امام حسین دیگر. که امام حسین در گهواره بودند. «یا مَنْ ناقَةُ وَ جَبْرَئِیلُ فِی الْمَهْدِ.» ای کسی که جبرئیل در گهواره او را تکان میداد. سلمان جبرئیل، امام حسین دارد در گهواره تکان میدهد. این آسیاب هم دارد میکائیل میچرخاند. از شدت خستگی هم از بچه فارغ شده بودند، هم از آسیاب. به هیچ کدام دیگر نمیتوانستند برسند. از حال رفته.
چادر پاره پارهای که زد زیر گریه، گفت: «من دیدم دختر قیصر را. من دیدم دختر کسری را. من دیدم این را در چه وضعیت زندگی؟ دختر رسول الله. لباسی که این همه وصله دارد.» و در روایت دیگر که آمد پرسید از حضرت زهرا، پیغمبر در مسجد الان فرمودند که بهترین چیز برای زنها چیست؟ من آمدم از شما بپرسم. حضرت فرمودند: «بهترین چیز برای زنها این است که «أَنْ لَا يَرَيْنَ رِجَالًا وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ».» نه اینها مردها را ببینند، نه مردها اینها را. در عین حال در مسجد پیغمبر میآمدند با پیغمبر گفتگو میکردند. در عین حال همین جا سلمان آمده دارد از حضرت زهرا سلاماللهعلیها سوال میکند. روی یک مرد نامحرم آمده دارد از حضرت زهرا سوال میکند. محتوای سوال چیست؟ پاسخ چیست؟ خب کسی نباید بگوید آقا حسابهایش با همدیگر فرق میکند. یک محیطی است که محیط علم، آموزش، فضای تربیت. یک فضا دارد، فضای اختلاط کاری. یک وقت در واتساپ پیام دادن به همه با استیکر و ایموجی: «سلام آقا فلانی، قربونتون بشم، این بخشنامه فلان جا را تنظیم کردین؟» «سلام خانم فلانی جان، تا صبح میرسونم. استیکر گل، استیکر بوس. چه اشکالی دارد؟ شما مریضی، ذهنتان بیمار. اینجوری فکر میکنید. چه اشکالی؟»
مثال چند بار گفتم، به طرف گفتند: «آقا انقدر باقالی نخور.» برای چه؟ گفتند: «باقالی بخوری عقلت کم میشود. زیاد بخوری عقلت کم میشود.» دروغ! برای چه؟ گفت: «من سه طبقه ویلا داشتم، شمال شهر فروختم، رفتم همه را باقالی خریدم خوردم، نشد.» غرض این است که بله، نسبت به دوران امام زمان، اول اینکه ساختارها فرق میکند. امنیت حاکم میشود. البته این مرزبندیها هست. ۵۰ تا از ۳۱۳ تا زن، ۵۰ در کارگزاران. البته بحث در مورد اینکه ضعیف و قوی چگونه است و اینها. حضرت سلیمان در قرآن گفتگو کرد با بلقیس، مذاکره کرد. و میدانید داستان جالبی دارد، نمیدانم شنیدهاید یا نه. حالا قضایا که خیلی دارد این داستان بلقیس و سلیمان. آن پادشاه بود دیگر، به حضرت سلیمان برش داشتند، آوردندش و تختش را دستور که زودتر از خودش بیاید. خیلی لطایف اینجا. کف زمین را از شیشه قرار داد که وقتی بلقیس آمد، پایش را میخواست بزند، فکر کرد آب است. تا حالا ندیده بود که مثلاً کف سرامیک و فلان و اینها. این کف شیشهای این شکلی. در روایات به قضایایی دارد که دیگر حالا اشاره.
بعد خدمتتان عرض کنم که زد بالا و بعداً دید تختش قبل از خودش آمده. و بزرگان میفرمودند که بالاخره این نشان میدهد که خانمها را با این جلوههای زینت و زیور و اینها میشود جذبشان کرد. اینها جنبههای روانشناسی کار حضرت سلیمان در مذاکره با خانم. اینها خیلی لطایف. بنده خدا معاونت امور بانوان حضرت سلیمان. نکته جالب بود که گفتگو کردند و آخرش هم میدانید این گفتگو ختم شد به ازدواج حضرت سلیمان با بلقیس. ازدواج کردند طبق روایات. رسماً ایشان رئیس یک دولت دیگر را. تا این حد ارتباط ما. بانو جان قوانین ما را احترام بگذارند، حجاب داشته باشد. و به قوانین آنها، حالا هرچند که قوانینشان درست یا غلط باشد. زن نباید اینطوری باشد و باید معلوم باشد صورتش معلوم باشد.
من اول تشکر میکنم از اینکه در جلسه حضور فعال دارید. شما ساکت میشوید، من ناراحت میشوم. در شرایطی که الان در جامعه ما به وجود آمده، شما هنوز امیدی به بقای حجاب دارید؟ بچههایی که الان هستند، ما بسیار مادران چادری بیحجاب مانتویی شدند و بسیار مادران مانتویی که دختر کلاً کشف حجاب. بساطی که الان در جامعه راه افتاده، شما هنوز چقدر امیدوارید که این حرفها به درد این جامعه بخورد؟ با سنگ میزنند.
ممنونم از نسبت به آینده. یک چیز بین طنز و جدی بگویم که جواب جالبی میتواند برایتان باشد. آن هم این است که افرادی که تقییدات مذهبی ندارند، به هر عنوانی بخواهیم الان از آن یاد بکنیم (عبارت من خیلی تند است و بدون مقدمه دارم، دیگر این صحبت هم لازم دارد که نیم ساعت مقدمه بگویم که خیلی غلظتش کم بشود، ولی میخواهم یک کمی خستگیتان بپرد) همینجور سفت میگویم که خستگیتان قشنگ سفت بپرد. ما در حال یک تحول نسلی عجیب و غریب هستیم. آن هم به این دلیل برمیگردد که افرادی که تقییدات مذهبی را ندارند، در حال انقراض نسلاند. و نسل بعدی دهه نودیهایی هستند که مال خانوادههای مذهبیاند. یعنی شما ۲۰ سال بعد، این مملکت کاملاً یک فضای دیگری. ظاهر جامعه الان، ظاهر جامعه ۲۰ سال دیگر خیلی.
بعد البته حرف تندتری هم دارد. ۲۰ سال دیگر با این روند اگر پیش برود، آن موقع البته دهه نودیها هستند و متدین هم هستند، ولی شیعه نیستند که. اهل سنتاند. انشاءالله ایران ما را. ادامه سیر رشد جمعیت در استانهای مرزی و استانهای اهل سنت، آنهایی را ملاحظه بکنید. و در استانهای شیعی اگر ملاحظه بکنید (چون خود گلستان را با گیلان مقایسه بکنید، گیلان در حال انقراض نسل به صورت مطلق است و گلستان، مناطق سنینشینش در حال افزایش نسل است) مثلاً سه برابر است. یعنی شمال کشور ۲۰ سال بعد شما هر جا که مساجد همه گلدستهای از آنها. همه یک فضای مفصلی. نشانههایش را الان میبینید. نماز این نماز عید فطر و اینها اهل سنت. شما یک نگاهی بکنید به چیزهای عجیب و غریبی میرسید. چیزی بین خوف و رجا.
نکته بعدی این است که اینی که الان داریم، محصول انتخاب نیست. من نمیتوانم قبول بکنم جوانان ما بیحجابی و یا به تعبیر بیعفتی را انتخاب کردهاند. یک جور محصول لجبازی است. بعضی وقتها، بعضی وقتها محصول اجبار است. اجبار رسانه. اجبار رسانهای یک توضیحی دارد که حالا بحث مفصل. آن کانونی که دارد حیات خودش را، کانون سیاسی که حیات خودش را در این میبیند که جامعه را باید به فحشا بکشد. بیبندوباری بکشد، به بیعفتی بکشد. هر چقدر ضعیفتر بشود این اهرمهای رسانهای، ضعیفتر میشود این بساط. اگر از گردن جامعه باز بشود، آن وقت میبینیم فضای جامعه، فضای دیگری خواهد بود.
سال ۵۷، قبلش ۵۶، ۵۵، حتی اوایل ۵۷، هیچ کس فکر نمیکرد انقلاب پیروز شود. امام خمینی وقتی وارد ایران شد، کلمات شهید بهشتی که ایشان در جلسات خصوصی میگفته که ما خوشحالیم و امیدواریم ورود امام باعث بشود انشاءالله تا ۱۰ سال آینده بتوانیم انقلاب. ۱۲ بهمن ۵۷، احدی فکر نمیکرد ۱۰ روز بعد انقلاب پیروز شود. هیچ کس فکر نمیکرد. و انقلاب پیروز شد. عرض کردم، بسیاری از اینها همین به تعبیر ماها بیحجابها بودند که حتی بعد از پیروزی انقلاب هم نسبت به قضیه حجاب تن نمیدادند، راضی نبودند. قضیه حجاب از قضایایی نبوده که جوی بوده. نه آقا، اینجوری نبود. یک تعداد محجبه بودند. یک تعدادی در اثر جو انقلاب محجبه شده بودند. یا یک تعدادی هم سفت ایستاده بودند. برای اینکه پهلوی ۵۰ سال کار کرده بود در بحث حجاب. شوخی نبود. و این تحولات را میبینیم. شما دهه ۵۰ را در همین مملکت با دهه ۶۰ مقایسه کنید و حجابش را. دهه ۷۰ را با دهه ۸۰ مقایسه کنید. یکی از دورانهایی که سیر بحث حجاب به شدت صعودی است، سال ۸۶. بروید مطالعه کنید. برعکس دهه ۷۰ که به شدت نزولی است. در دولت آقای هاشمی، دولت خاتمی به شدت سیر حجاب نزولی است. اول دولت احمدینژاد به شدت سیر صعودی است. گشت ارشاد هم سال ۸۶ وقتی راه افتاد، با اقبال مردمی مواجه شد و به شدت اثرگذار بود در جامعه. البته بعد ۸۸ کلاً فضا عوض شد. فضا کلاً معکوس. ۸۶ تا ۸۸. چون هم اوضاع اقتصادی مردم در حال بهبود بود و اوضاع اقتصادی که هم اوضاع رسانهای و فرهنگی کشور خیلی عوض شده بود. این مولفهها، متغیرها اثرگذار بود. فضای دینی مردم رشد میکرد.
میخواهم بگویم که اینها را خیلی نمیشود الان به کف خیابان نگاه کنیم، بگوییم که آقا دیگر همه چی از دست رفت. خیلی تابع جو. ما خاطراتی با دوستانمان داریم که در جلسه نشستهاند. بعضی اینکه چه جاهایی دیدیم که افرادی سرود «سلام فرمانده» را با چه کیفیتی میخواندند که الان نمیتوانم با جزئیات اشاره کنم. رفقایمان هستند در جلسه که مثلاً استخر پارتی بوده و مثلاً زن و مرد قاطی و نیمه لخت با هم داشتند «سلام فرمانده» میخواندند در آب. مست مست و پاتی. صحنه را به چشم خودمان دیدیم. یعنی بچهها آمدند گفتند اینها که در استخرند این شکلیاند. بعد صدای «سلام فرمانده.» میخواهم بگویم جو این نه خوب است نه بد. میخواهم بگویم خیلی از پدیدههای اجتماعی تابع جو است. چه «سلام فرمانده» خواندنش، چه برداشتن روسریش. خیلی باید به این شکل جدی گرفت.
ولی آن «سلام فرمانده»ای که آن بچه دهه نودی که انگیزهای دارد، عشقی دارد، گریه میکند، قلباً انسی دارد، یک تعلق. آن را باید جدی گرفت. جبهه مقابل یک سرودی داشت، یک جریانی داشت که یک کسی حاضر بود برایش هزینه بکند. اگر در جبهه مقابل (حالا اسلام، انقلاب، هر چی) طایفهای را دیدیم که اینها حاضر بودند هزینه کنند، با جان و دل. اینها را باید جدی گرفت. اینها میتوانند یک تمدن را رقم بزنند و میتوانند تحولات جدی و اساسی ایجاد بکنند. اینها آن نقاط اصلیاند. وگرنه آن کف جامعه شناور است. مالزی، اندونزی. اندونزی که آدم وارد نمیکنیم که. اینها را چه کسانی میگیرند؟ همینهایی که شناورند. یک کم آنوری میشود. چشم خودم دیدم. شهادت حاج قاسم، یک طیف عظیمی سینهزن پای تابوت حاج قاسم بودند. بعد زدن هواپیمای اوکراینی، شدند ضد نظام. همانها گرفته گرفته. عمق ندارد. انتخاب تویش نیست. این یک نکته.
سوال اول آقای صادقی را هم جواب بدهم. اگر اتفاقی که اشتباه راهبردی استش. اگر این اتفاق ۸۸ و ۹۸، یکی با ۸۸ و ۹۸. اغتشاش الان امسال جنبش داریم. این متفاوت. با نگاه ۸۸ و ۹۸ که میگفتیم اینها توده جامعه هستند و توده جامعه تابع اتفاقات جو جامعه هستش و محیط هستش و از محیط دارد تاثیر میگیرد. الان تامین بدهیم به این. من جسارت میکنم خدمتتان. اشتباه بزرگی کردم. چون این جنبش ۱۰ سال دیگر به نتیجه خواهد رسید. ولی چون لیدر ندارد، ولی چون طرح ندارد. ۱۰ سال آینده این جنبش که طراحی شده، الان مسئله این است که حاکمیت و حکمرانی توان طراحی پلن ۱۰ سال آینده انقلاب را ندارد. به هیچ کس نمیآید وسط که ۱۰ سال آینده این جنبش به آن نقطه برسد که نتیجهاش نتیجهای بشود که به درد این مردم این مملکت بخورد. ولی آن طرف ما مقابل، مقابل جبههای که حالا الان خودمان را انقلابی، مدافع انقلاب برای این.
من حس میکنم که پرداختن به مسئله حجاب، جسارت، مسئله حجاب که یک جورایی بلوف و یک بدلی است که هم حکمرانی دارد به جنبش. بدل خوردن مردم در این داستان. پرداختن به این داستان واقعاً وقت تلف کردن است. کسی نمیگوید حجاب مهم نیست. ولی وقتی یک موضوع اولویتدارتری وجود دارد، ما فعل امر کنیم به آن نقطه. پاسخ دادن به حالا جمع اینجا راجع به موضوعات مثل مسئله توده مردمی که دارند با این جنبش همراه میشوند. مسئلهمان این هستش که این آدمها روی مبنایی صحبت میکنیم. آنها اصلاً این مبنا را قبول ندارند. و این مبنا نداشتن آنها دستپخت ناتوانی حاکمیت در مدیریت جریانهای داخلیش. فکر میکنم که یک ذره کمک کنید که یک خورده ما توانمندتر بشویم در اینکه اگر واقعاً با یک نفر، تمام بچههایی که اینجا حالا بزرگواران که نشستهاند، معتقد اسلام و مبانی. ما میخواهیم کنشگر بشویم در این جامعه. و نمیشود اینجوری با مردم صحبت کرد. زهرا اشتباه کرده، به همین صراحت میگوید. امیرالمومنین. من ممنونم. بزرگترین جمع که این جلسه را تشکیل دادند، ما این بدل را نخوریم، وقتمان تلف داستانهای این شکلی. ببخشید. ممنونم. شما مطلبی داشتید؟
بحث حجاب را نمیگویم، بحث حجاب، از قبلش ممنونم. دوستان نکتهای داشتند. بفرمایید میکروفون را لطفاً. موضوع این است که در جامعه فعلی ما که الان مثلاً کارگر یک کیلو مرغ نمیتواند بخرد و مشکل فساد خیلی بولدتر (برجستهتر) است، آیا پرداختن به این موضوعات، مشکلات بزرگتر را حل میکند؟ این یک موضوع.
موضوع دوم اینکه در واقع ادیان مختلف در کنار هم زندگی میکنند؛ مسیحی، مسلمان. قطعاً در همین ۱۰۰ سال پیش هم، اروپا شاید حجابش به این شکل نبوده. بالاخره دامن بلند، لباس مشخصتر. برخورد با ادیان دیگر، آیا ما باید در جامعه امروز با یک مسیحی که الان معتقد به حجاب است، برخوردی داشته باشیم که آن کسی که در دینش معتقد به حجاب است، را هم در بر بگیرد؟ ممنونم.
الان بحث این هم پیش میآید که اگر حضرت حجت، آیین عدل حضرت علی و حکومت حضرت علی را پیاده کنند (یعنی استغفرالله، حضرت علی درست است تذکر دادهاند، اما چگونه عملی انجام میدادند؟) امام زمان بیایند و حکومت حضرت علی انجام شود، چگونه در مورد این نکته که گفتید، برخورد خواهند کرد؟ من فکر میکنم که این یک چیز عادی نبود. بازار رفتوآمد داشتم، با توجه به قیمتی که عربها هنوز هم دارند، با آن حس و حالی که میدانید، از لحاظ داغی و تندی. بعد اینکه گزارش ضدفرهنگی و امنیتی و مثلاً فلان جا، مقداری به این جنبه روایت هم پرداخته شود. انگار یک ضدفرهنگ دارد رواج پیدا میکند. مثلاً در نظر بگیریم، مثل الان خودمان که یک سری ایران مالها و اینها هستش که تویش اوضاع حجاب خیلی وحشتناک است. فکر کنیم یک همچین روایتی، همچین خبری رسیده. حالا حضرت میخواهد به عموم مردم اطلاع بدهد و از جهت مردمی این قضیه را پیگیری کند، نه اینکه بخواهد حکومت مقابله کند. ممنونم. تیتر سوال شما چی میشود؟ من یادداشت کنم. گزارش، گزارش.
سلام علیکم. در خصوص بحث حجابی که حالا اتفاق افتاده، فکر کنم در کتاب «حجاب» شهید مطهری هم اشاره شده. مکارم صحبت اشاره فرمودند که ببینید، در زمان صدر اسلام خانمها سه دسته بودند: یک دسته که اهل ذمه بودند، و یک دسته کنیز. آیه حجابی که نازل شده و اسم اشاره هم شده، نسبت به زنان مومن است؛ یعنی آن زنی که حالا پیامبر است یا زن مومنهای که هستش. در خصوص اینها حجاب هست. شهید مطهری در آن کتاب «حجاب» هم اشاره فرمودند: در صدر اسلام، اهل ذمه و کنیزها به خاطر اینکه در بازار رفتوآمد میکردند، حجاب نداشتند. اتفاقاً در خصوص مردها که میگوید افسارتان را بندازید، یک بخشش در کنیزها استش که فکر میکنم حجاب در صدر اسلام برای مسلمانها واجب بوده. آیا واقعاً در خصوص مسلمانان تسلیم اسلام شده (دیگر)، ولی اهل ذمه و در صدر اسلام، مشخص است غلامها که چه ساعتی ورود بکنند؟ یعنی این بحث حجاب در آن صدر اسلام به این شکلی که الان مطرح است. آیا الان حجاب باید به همان شکل باشد؟ خوب ممنونم از نکات همه عزیزان.
اول بگویم که ما اصلاً قرار نبود در مورد حجاب صحبت بکنیم. عرض کنم که به عنوان یک مسئلهای که از جلسه قبل مانده بود، یعنی میخواستم یک مقدمه کوتاهی فقط (روایتی که از جلسه قبل مانده بود) بحثم را از این جلسه شروع بکنم که دیگر رفتیم در حوزه آن. حالا چند تا سوالی که مطرح شده را عرض میکنم، بعد اگر فرصتی بشود، بحث جدید را آغاز میکنم. باز هم مثل اینکه یکی از خواهران میکروفون زد.
حدیث هم داریم که نماز زن در منزل، ثوابش بیشتر از نماز جماعت است. نماز جماعت شرکت نمیکردند، ولی در مسائل اجتماعی حضور داشتند. هر جا که لازم بود، مثلاً حضرت حضور داشتند و حتی در خانه مثلاً مهاجرین و انصار رفتند، بیایند پشت در قرار گرفتند و مثلاً حضرت علی خطبه خواندند که مشخص است.
ببینید، چند تا نکته بود. یکی اینکه ما اگر در مسائل این شکلی تمرکز کنیم، باعث نمیشود از مسائل مهمتر بیفتیم؟ ببینید، طرح این بحث دو جور است. یک وقت هست در یک موقعیت اضطراری و ضروری، به قول فرنگیها فورس ماژور، شما محدودیتی داری برای اولویتبندی. امکاناتت محدود است، ابزارت محدود است، فضای ذهنی و در واقع انسجام و سیاستگذاری که نسبت به جامعه داشته باشی، یک موضوع متمرکز باشد. این یک حالت است. یک حالت هم هستش که شما نسبت به ابعاد وسیعی باید برنامهریزی بکنی. البته با شدت و ضعف خودش.
شما ۵۰ هزار تومان پول داری و رفتی مغازه خرید بکنی. پول فقط به ۵۰ هزار تومان میرسد. ناهار هم هیچی نداری. مهمان هم داری. یک چیزی باید بگیری که این بحث مهمان و اینها را خلاصه به سر برسانی. یک وقت هستش که نه، شما میخواهی جهیزیه مثلاً برای دختر فراهم کنی. خوب اینجا یک سری مسائل ضروریتر است، یک سری مسائل در اولویت بعدی است. همه را در نظر میگیری. بعضی مسائل شاید اولویت نداشته باشد، شد شد، نشد هم نشد. ولی مثلاً اگر کتری و قوری جزو جهیزیه است و یخچال هم جزو جهیزیه است، کسی نمیآید بگوید که آقا چون کتری و قوری اهمیتش کمتر است نسبت به یخچال، پس اصلاً برای چه کتری و قوری؟ خب وقتی که ضرورت دارد، خانه نیاز دارد. بله، ضرورتش کمتر است، ولی به هر حال ضرورت است. درست است؟ هیچی به اندازه یخچال یا مثلاً اندازه گاز در خانه ضرورت ندارد، ولی بالاخره لازم داریم.
مسئله باید طرح شود و رویش برنامهریزی شود. واقعش هم این است که تازه بحث حجاب را بنده خیلی راه آمدم که پذیرفتم که انقدر اهمیتش کم باشد که مثلاً بشود کتری و قوری و مثلاً مسائل اقتصادی بشود گاز و یخچال؛ برای اینکه خیلی از مسائل اقتصادی و مشکلات به این مسائل برمیگردد. من نمیخواهم وارد آن فضا بشوم. شما میدانید بحث پاکدامنی و طیب و مولد و حلالزادگی در روایات ما، منشأ تمام آلودگیها و شقاوتها، حتی دشمنی با معصوم، حتی قتل معصوم شمرده شده است. مسیر بیعفتی و آلودگی دامن، نتایجش نتایج عجیب و غریبی است. آن مکانیزم بیعفتی هم ابعادی دارد. بالاخره یک بخشیش به همین مراعات نکردن این خلاصه ضوابط و محدودیتها و روابط و اینها برمیگردد. نمیخواهم بگویم لزوماً هر کس حجاب رعایت نکرد، بچهاش میشود دشمن امام حسین. اینها از بازیهایی است که بعضیها الان در چیتسازی از این جملات ما بلدند دربیاورند. فلانی گفتش که هر کس حجاب رعایت نکند، بچهاش میشود شمر بن ذیالجوشن. یک مکانیزم اینور است، یک مکانیزمی آنور است. باید نسبت به اینها مراقبت داشت. کما اینکه درس نخواندن بچه، یک مکانیزم نیست که تبعات بیشماری دارد. این درس نخواندن ابعادی دارد، قطعاتی دارد، شدت و ضعفی دارد. شما گاهی به کوچکترین نشانهاش هم واکنش نشان میدهید. مثلاً میخواهی بچه را منضبط کنی که مثلاً تا هفت شب مشقهایش را نوشته باشد. در همین هم یک واکنشی نشان میدهید. درست است؟ اگر از هفت شب دیر شد، بله. خب در عین حال، هفت شب دیر شد تا آخر شب مینویسد. یک وقت ممکن است اصلاً شب خواب بماند، ننویسد، فردا بدون مشق مدرسه. بالاخره پیش میآید. اهمیت ندارد که شما بخواهی در گوش بچه بزنی به اینکه یک روز مشق ننویسد. مقام سیاستگذاری در مسیر تربیت، برنامهریزی داری برای بچه.
اینی که عرض میکنم، بحث سیاستگذاری را باید از بحث حلال و حرام و بحث شرعی اینجا جدا بکنیم. بله، طرح بحث حجاب در فضای فورس ماژوری، نشان ضعف عقل است. یعنی در یک فضایی که ما الان یک مسئله حاد، فوری و فوتی، جدی داریم که فرصت پرداختن به هیچ موضوع دیگری را نداریم. همه امکانات و قوایمان را باید همین جا جمع بکنیم. فلان مسئله، مثلاً این هزینههایمان را خرج فلان کار. خب این طبعاً معلوم است که چیز درستی نیست. ولی در مقام سیاستگذاری که ما نمیتوانیم بگوییم که آقا چون بحث اقتصاد اولویت دارد، ما بحث سیاستگذاریمان، بحث حجاب را بیاوریم بیرون. این مغالطه است. سیاستگذاری داشته باشیم. تازه میخواهم عرض بکنم که خودش هم مسئله کوچکی هم نیست که بخواهیم در قیاس با انقدر بیندازیمش عقب. بفرمایید سیاستگذاری.
حالا من شنیدم که خود امام خیلی تاکید نداشت که حتماً حجاب قانونی شود در ایران. عرض کنم که امام، اولین سخنرانی (حالا بنده اینجا نرمافزارش را دارم، اگر نرمافزار امام خمینی هم اتفاقاً داشتم، بستم، حالا اگر بخواهیم میآورم) سخنرانی امام خمینی را. اولین راهپیمایی که بعد از پیروزی جمهوری اسلامی ما داشتیم، کف خیابان، اسفند ۵۷، راهپیمایی چه بود؟ آقا حجاب. همین بحث حجاب اجباری. خدمتتان عرض کنم که جمعیت زیادی هم بودند که اینها مخالف بحث حجاب بودند. آن موقع هم هنوز حتی جمهوری اسلامی رای عالی نگرفته بود. امام خمینی در همان اسفند ۵۷ سخنرانی دارند که سخنرانی بسیار معروفشان است که همه شنیدهاید که اینها از آزادی این را میخواهند، تمدن اینها این است. جملات معروف: «مگر این ملت، مگر رشتیها اجازه میدهند اینها مرد و زن با هم بروند در این آبها.» آن بحث مفصل و بحث غیرت و نسبت به بحث حجاب و اینها بیاید.
عرض کنم که جملات امام را برایتان بخوانم. عنوانش: «از فساد و بیبندوباری با شعار تمدن آزادی.» صحیفه امام خمینی، جلد ۸، صفحه ۳. خیلی اولی که امام شروع میکند، اصلاً سخنرانی را، تاریخش را بیاورم. کی؟ قبل از آری به جمهوری اسلامی. سخنرانی در جمع طلاب مدرسه فیضیه. آن سخنرانی «تمدن اینها این است» مال بعدش است. مال هفت تیر ۵۸. حالا این یکی را اگر پیدا کنم کجاست. خلاصه بحث حجاب را حالا باید بگردم، الان شما فرصتش نیست. امام در اسفند ۵۷ سخنرانی دارند در مورد حجاب. با اینکه کف خیابان مردم ایستاده بودند شعار میدادند، هنوز هم جمهوری اسلامی رای نگرفته که شما بگویید مثلاً خرشان از پل گذشته. به ظاهر میخواهد دیگر امام خمینی. آنجا در مورد حجاب با صراحت سخنرانی میکند. میخواهم عرض بکنم امام قبل از این (حالا بنده سخنرانی کردهام، مواجهه جمهوری اسلامی با حجاب، عرض کنم که مال سال ۹۷ است. این سخنرانی چندین سال گذشته). آنجا مفصل این بحث را توضیح دادم. امام خمینی از دهه ۳۰ در آثارش. آنگاه در حکومت طاغوت بوده، یکی از مواضعی که داشته علیه طاغوت، حکومت آن زمان نسبت به بحث حجاب بوده و میفرموده: «درست است حکومت دست ما نیست، ولی وظیفهمان از دست نرفته. خود مومنین جمع شوند، برخورد کنند با مظاهر منکر.» مال دهه ۳۰. سخنرانی امام به حکومت که دیگر هیچ. البته خب افرادی که بودجههای لگد به امام میزنند، از این حرفها زیاد زدند این سالها که امام اینجور بود و اینجور میگفت و اینها. امام خمینی، صحیفه امام و امام خمینی که در آثارش هست.
و یک مسئله این بود، یک مسئله دیگر این بود که آقا با ادیان دیگر باید چه کار کرد؟ خب همه که مسلمان نیستند در جامعه. ببینید، بعضی مسائل، مسائل اعتقادی فردی و اینهاست. بعضی مسائل تبدیل میشود به مسائل هویتی و تمدنی. الان این قضیه سرود در جام جهانی. خب تا قبل از این سرود یا خوانده میشد یا خوانده نمیشد. بعضی از بازیکنانمان هم که اصلاً سوتی میدادند، وقتی میخواندند که باید به اینها میگفتند آقا جان مادرت نخوان، سرود را اشتباه میخواندند، اصلاً غلط غلوط، کلمات را غلط غلوط میخواندند. یک وقت یک قضیه این شکلی است. حالا یکی میخواند، یکی نمیخواند. یک وقت نماد هویتی میشود. یک شاخصی میشود که با آن میخواهند تمایز بدهند که چه کسی اینوری است، چه کسی آنوری.
مچبند سبز، مچبند سیاه. مثلاً سال ۸۸، از اولی که یادمان میآید، مردم به دستشان مچبند سبز میبستند، سادات میبستند، چه میدانم، شفا بگیرند، دیگر حالا من کار ندارم تیکه سیاسی که تویش بود. عرض کنم خدمتتان که سال ۸۸ این شد یک نماد سیاسی، نماد هویتی. یا مثلاً ذکر صلوات. مثلاً ما اسم پیامبر که میآید، یک دانه صلوات میفرستیم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد.» بعضی مقدسین نادان میگفتند شما برای چه اسم پیامبر میآید یک صلوات میفرستی، اسم امام خمینی میآید سه تا؟ این صلوات با آن صلوات فرق میکند. آن یک صلواتی است، یک صلوات دیگر است. این مثل صلواتی است که مثلاً در میدان رزم، صبحگاه، مثلاً در پادگان. این یک جور اعلام آمادگی است، اعلام رزم. اینها با هم فرق میکند. یک چیزهایی یک وقتهایی نماد میشود. یک نمادهایی میشود.
بحث نمادها بحث خیلی مهمی است. شاخص میشود. الان در غرب میخواهند تشخیص بدهند یک خانواده مسلمان است، تنها شاخص و تنها نمادی که آنجا ساکن است و یکی از چالشهایی که آنجا دارند، همین است که تقریباً هیچ چیزی نیست برای اینکه تشخیص بدهند یک خانواده مسلمان است یا نه. یعنی از روی مرد راهی که تشخیص بدهند مرد مسلمان است یا این بچه مسلمان است، نیست. تنها راهی که دارد این است که ببینند زنشان محجبه است یا نه. یک خانواده اگر یک زن محجبه درشان باشد، میفهمند اینها مسلمانند. و بعد آزار هم میدهند. رفقای ما گفتند آقا ما هر سری مثلاً با خانواده که میخواهیم برویم (حالا البته بعضیها که خب شناخته شدند و حساس دستگاههای امنیتی) شناخته شده نیستند. با زن محجبه که میرود، اینها دیگر گیر میدهند. چهار ساعت، پنج ساعت در فرودگاه نگه میدارند. مسلمانها را میآیند میزنند. زنهای محجبه را به اسم تروریست در خیابانها. امنیت این شکلی ندارند. با چاقو میزنند، با لگد. این نماد هویتی، نماد تمدنی. این ۲۰۰ سال پیش اینجوری نبود.
البته بحث حجاب از اول اصلاً خود قرآن به عنوان نماد این را معرفی میکند. «و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی.» میفرماید تبرج ویژگی جاهلیت است. این عنوان قشنگ است. تبرج نماد هویتی جاهلیت است. جاهلیت اولی. تبرج: برج، چیزی که در دید است. تبرج، یک زنی خودش را به معرض نمایش بگذارد. حتی حجاب هم نه. تبرج میتواند با چادر هم باشد. در اینستاگرام میبینید دیگر، بلاگرهای چادری. «حجاب بلاگر» میگویند، چه میگویند. گاهی خود حجاب، با حجابش جلب توجه میکند، با حجابش خودش را در معرض دید قرار میدهد. تبرج با چادر، تبرج شاخص جاهلیت اولی است.
اگر یک مسئله جنبه تمدنی و هویتی پیدا کرد، کارکردش هم عوض میشود. در مورد نماز جماعت، آن جلسه بحث اصل نماز جماعت مستحب بود. در هیچ دورهای از تاریخ هم اجباری نبوده. ولی اول حکومت پیغمبر، نیامدن به نماز در مسجد پشت پیغمبر، علامت عقب کشیدن از بیعت با پیغمبر، علامت رها کردن حاکمیت، اپوزیسیون به قول امروزیها، اپوزیسیون شدن. همین که نمیآمد مسجد، معلوم بود اپوزیسیون. چرا میگویند شما اگر مسجد رفتی، امام جماعت را قبول نداری، جدا اگر وایستی نماز بخوانی، نمازت باطل است؟ برای اینکه این نماز شما دیگر نماز به حساب نمیآید، این توهین به امام جماعت به حساب میآید. شما دارین امام جماعت را فاسق میدانید. با این کار داری جماعت را خراب میکنی. نمازت باطل است. پیغمبر اکرم فرمود: «نیایید، نماز جماعت. خانههایتان را آتش میزند.» ترسیدند، بر سرتان آتش بزند. این نشان میدهد که بعضی چیزها نماز جماعت مستحب است، ولی یک کارکردی پیدا میکند، یک شاخصهای پیدا میشود. ضدیت با نظام.
طرف به امیرالمومنین گفت: «یا علی.» حضرت فرمودند که: «وَیْحَکَ!» (به زبان امروزی ما: درست صحبت کن.) «علی چیست؟ یا امیرالمومنین!» این چه طرز صحبت کردنی است؟ آقا، امیرالمومنین انقدر متواضع، خاکی، ابوتراب؟ بله، بحث شخص من نیست. تو داری اینجا لگد به حاکمیت میزنی. این «یا علی» گفتن، لگد به حاکمیت است. لگد بزنیم حاکمیت را تضعیف کنیم؟ خیلی فرق میکند. بحث حجاب گاهی اینجوری میشود. این یک نکته.
یک نکته دیگر این است که جایگاه غیرمسلمانها در جامعه اسلامی چیست؟ این یکی از چیزهایی است که باز ذهنیت ما کاملاً نسبت به آن متفاوت است. همین کفاری که در حکومت اسلامی زندگی میکنند، عنوانی که برایشان گفتیم چیست؟ چه میگویند به اینها؟ «اهل ذمه» میگویند. کافر دو نوع است: کافر حربی، کافر ذمی. خیلی جالب. بحثهای بعدی که میخواستم مطرح بکنم، بحث طاغوتشناسی. کافر حربی، کافر ذمی. کافر حربی، اونی است که بیرون از جامعه اسلامی است. من با تو جنگ دارم. البته گاهی کافر بیرون از جامعه اسلامی است، ولی با همدیگر پیمان صلح بستهاند، معاهده. اصطلاحاً با هم قرار و مدار گذاشتهاند که تجاوز کسی به کسی نکند، با هم زندگی کنند.
ولی اگر کافری خواسته در حکومت اسلامی زندگی کند، کافر میدانی شامل همه اهل کتاب، حتی اهل کتاب میشود، غیر اهل کتاب که هیچی. یعنی یهودی، مسیحی، زرتشتی اهل کتابند. بهاییها، اینها که اصلاً غیر اهل کتابند، اینها که جداست. کافری که میخواهد در حکومت اسلامی زندگی کند، میشود اهل ذمه. ذمه یعنی چه؟ میآید قرارداد میبندد. مالیات میدهد. مالیات میدهد و تعهد میدهد مظاهر سبک زندگیاش را در جامعه به صورت علنی نداشته باشد. حق ندارد خوک استفاده کند. حق ندارد با سگ بیرون بیاید، علنی انجام بدهد. و باید در صحنه جامعه، در صحنه جامعه، در متن جامعه، هنجارهای جامعه مسلمین را رعایت کند. قراردادی که میبندد با حاکمیت.
میخواهم عرض بکنم روی این اساس، تازه غیر اهل ذمه نباید حجاب رعایت کند. بعضی وقتها حالا اهل جلسهمان که الحمدالله همه فاضلند، بنده از بعضی آخوندها میشنوم این را. تعبیر آخوند، تعبیر قشنگی نیست. برای اینها بلاگرهایی که عمامه میگذارند سرشان، که مثلاً میگوید که آقا اگر طرف مسیحی باشد چی؟ شما برای چه میروی به یکی میگویی حجابت را رعایت کن، اگر مسیحی بود چی؟ آدم نمیداند بخندد یا گریه کند. تست الکل از این بگیرد. انقدر بعضیها تعطیل. هر کس هر کاری دارد میکند. پمپ بنزین آتش میزند. احتمال دارد سردش باشد، از سرما میمیرد، دارد آتش میزند. به چه چیزی تذکر میدهید؟ بله، ما همان هم میرویم تذکر بهش میدهیم. بعد که حالا گفت مسیحی، آنجا حسابش فرق میکند. همانجوری که روزهخوار را بهش تذکر میدهیم، مریض است، عذر دارد، نباید بخورد جلوی کسی. اینها بحث قوانین حاکمیتی است. آیتالله بهجت، خدا رحمتشان کند، رضوان الله علیه، ایشان میفرمود: «ببینید، کار از کجا به کجا کشیده شده. اسلام از ما خواست کفار در جامعه اسلامی به ما مالیات بدهند که زنده بمانند. کار ما به اینجا رسید که ما به کفار مالیات میدهیم که زنده بمانیم. مالیات به کفار تصویب میکنند، ما باید برویم تایید بکنیم بمانیم، تحریممان نکنند، نزنند، نانمان را نبرند.» کار از آنجا به اینجا.
خوب، اهل ذمه باید مراعات بکنند. این هم یک بحث دیگر. نکته بعدی این است که دوران امام زمان به چه کیفیتی میشود؟ سوال خواهرمان که الان دیگر میآیند گردن خود ماها را هم میزنند. امام زمان... حالا در مورد حکومت امام زمان خب بحث زیاد است. بله، حکومت امام زمان اولاً که حکومت رافت، حکومت محبت. خود پیغمبر اکرم مگر در همین مباحث به چه کیفیتی برخورد کرد؟ مثلاً بحث شراب. پیامبر اکرم به چه شکلی برخورد کرد؟ شراب با اینکه حد شرعی هم دارد. خیلی آرام آرام، با آرامش، تدریجی، با کار فرهنگی. این نکته مهمی است. اولاً اینکه دوران امام زمان کلاً از جهات مختلفی با زمان امام کلاً فرق میکند. یعنی اصلاً شرایط در آن دوران یک شرایط دیگری است. مردم به استیصال رسیدهاند، انقدر درگیر مشکلات حیاتی از فقر و مشکلات اقتصادی و مشکلات امنیتی. شما الان نگاه نکنید سرو و مر و گنده، راحت میآیید، یک کمی احساس ناامنی میکنیم که مثلاً من آخوند در خیابان میخواهم بروم کسی حمله نکند یا مثلاً آن خانم چادری. اینها که ناامنی نیست. ما در امنیت کامل اینجا نشستهایم داریم صحبت میکنیم. بالا و پایین حکومت را گاهی میزنیم. گاهی بالا و پایین غرب را میزنیم. هر دو در امنیت کامل.
زمان منتهی به ظهور، گفتهاند که سپاه سفیانی (حالا بحث مفصلی دارد، فرصت بشود صحبت بکنیم که یک کمی بترسیم) دوران بسیار ترسناک. فرمود: «در هفتاد جد عقبتر اسم یکی از معصومین باشد، سرش را میزند.» حکومت سفیانی، اگر شیعه باشد، هفتاد نسل عقبترش یک اسمی باشد که به شیعه بخورد. و برای شیعه، برای سر شیعه جایزه میگذارد. و در عراق، جاهای دیگر، در روایت دارد به چه کیفیتی شیعیان را از کجا پیدا میکنند، گردنشان را میزنند و میآورند. شکنجههایی که روی شیعیان... رحمت الله بهجت گاهی به دست میزد. این اطلاعات قبل از ظهور را با دعا و صدقه و قربانی و اینها میشود رفع کرد. ولی چه کنیم؟ سفیانی را نمیشود. این حتمی است. و فتنه عجیب و غریبش، فتنه مخوفی است که شنیدنش تن آدم را میلرزاند. خوب در آن دورانی که اوضاع این شکلی میشود، حضرت مرگ و میر و شرایط اقتصادی و شرایط امنیتی و اینها. عملاً اصلاً این ساختارهای اجتماعی و سیاسی که الان ما داریم، کلاً به تعبیر مضمحل میشود. مدل اداراتی که الان داریم، بعد میآیند خانم، برو. آن زندگی دیگر نیست. قبل از آن میگوید مردم کف خیابان میگویند: «یا میمیریم، میرویم در قبرستان، یا ظهور.» به زندگی برنمیآیند. زندگی نداریم. روایت: «مردم غبطه میخورند به امواتشان.» روایت است: «خوش به حالش که مرد.» زندگی همچین وضعیتی میشود. زمان منتهی به ظهور، زمان عجیب و غریبی است.
یک نکته. نکته بعدی هم این است که حضرت زیرساختها را فراهم میکنند. جالب این است، در روایت داریم که زن... شما میگویید که مثلاً دوران امام زمان به چه کیفیتی میشود؟ اینجوری میشود. میفرماید که انقدر امنیت حاکم میشود، یک زن (حالا در روایت مسافتش را گفتهاند، حالا بنده چون دقیق یادم نیست، تقریبی تشبیهی) میگویند فرض کنید مثلاً یک خانم از تهران راه میافتد تا مدینه. فرمود: «پیاده، تک و تنها، شب تاریک، با جیب پرپول، انقدر امنیت حاکم میشود، از اینجا تا آنجا تک و تنها میرود.» چقدر امنیت. این امنیت دوران امام زمان. خب اینها اصلاً نباید مقایسه کنیم با شرایط الان خودمان. البته ما هم الان بالاخره اینی که داریم، اگر مراعات شود این حد و حدودها، حریمها. الان خود همین جلسه خودمان، خانمها هستند. بدون اختلاط صحبت میکنند، سوال میپرسند. کاملاً اسلامی. این که ضد اسلام نیست.
در مسجد پیغمبر این را میخواستم بگویم. حالا در یک مطلبی که عزیزان گفتند. ما داشتیم مواردی در روایات آمده. حالا بنده حیا میکنم با جزئیات بخواهم بگویم. فقط میخواهم ببینید که چقدر جالب است. این خانم بوده که حالا اسمش را هم گفتهاند: «زینب عطاره»، زن عطرفروش بود. اولاً از خانههای پیغمبر عطر میآورد برای همسران پیغمبر هم عطر میآورد، برای خود پیغمبر هم عطر میآورد. بعد گاهی مسائل شخصی خانوادگیاش که در روایت گفته و من نمیتوانم اشاره کنم، پیغمبر مطرح میکرد. در مسجد که مثلاً در ارتباطم با شوهرم همچین مشکلی دارد. به حضرتش راهکار میداد، بهبود پیدا کرد یا نه. اختلاط محرم و نامحرم نیست. این بحث اختلاط یک بحث دیگر است.
یا سلمان میرفته محضر حضرت زهرا سلاماللهعلیها. شاگرد حضرت. دستورالعمل میگرفته از حضرت زهرا. در مسجدی که حضرت زهرا در نماز، در منزلشان نماز خوانده بودند، روایت معروف: «فرمود که بهترین چیز برای زنها چیست؟ برو از فاطمه بپرس.» چه کسی را فرستادند؟ سلمان را. یک روایت این است که وقتی آمد دید که حضرت زهرا از شدت خستگی بیهوش شدهاند. گهواره این قضیه امام حسن و امام حسین دیگر. که امام حسین در گهواره بودند. «یا مَنْ ناقَةُ وَ جَبْرَئِیلُ فِی الْمَهْدِ.» ای کسی که جبرئیل در گهواره او را تکان میداد. سلمان جبرئیل، امام حسین دارد در گهواره تکان میدهد. این آسیاب هم دارد میکائیل میچرخاند. از شدت خستگی هم از بچه فارغ شده بودند، هم از آسیاب. به هیچ کدام دیگر نمیتوانستند برسند. از حال رفته.
چادر پاره پارهای که زد زیر گریه، گفت: «من دیدم دختر قیصر را. من دیدم دختر کسری را. من دیدم این را در چه وضعیت زندگی؟ دختر رسول الله. لباسی که این همه وصله دارد.» و در روایت دیگر که آمد پرسید از حضرت زهرا، پیغمبر در مسجد الان فرمودند که بهترین چیز برای زنها چیست؟ من آمدم از شما بپرسم. حضرت فرمودند: «بهترین چیز برای زنها این است که «أَنْ لَا يَرَيْنَ رِجَالًا وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ».» نه اینها مردها را ببینند، نه مردها اینها را. در عین حال در مسجد پیغمبر میآمدند با پیغمبر گفتگو میکردند. در عین حال همین جا سلمان آمده دارد از حضرت زهرا سلاماللهعلیها سوال میکند. روی یک مرد نامحرم آمده دارد از حضرت زهرا سوال میکند. محتوای سوال چیست؟ پاسخ چیست؟ خب کسی نباید بگوید آقا حسابهایش با همدیگر فرق میکند. یک محیطی است که محیط علم، آموزش، فضای تربیت. یک فضا دارد، فضای اختلاط کاری. یک وقت در واتساپ پیام دادن به همه با استیکر و ایموجی: «سلام آقا فلانی، قربونتون بشم، این بخشنامه فلان جا را تنظیم کردین؟» «سلام خانم فلانی جان، تا صبح میرسونم. استیکر گل، استیکر بوس. چه اشکالی دارد؟ شما مریضی، ذهنتان بیمار. اینجوری فکر میکنید. چه اشکالی؟»
مثال چند بار گفتم، به طرف گفتند: «آقا انقدر باقالی نخور.» برای چه؟ گفتند: «باقالی بخوری عقلت کم میشود. زیاد بخوری عقلت کم میشود.» دروغ! برای چه؟ گفت: «من سه طبقه ویلا داشتم، شمال شهر فروختم، رفتم همه را باقالی خریدم خوردم، نشد.» غرض این است که بله، نسبت به دوران امام زمان، اول اینکه ساختارها فرق میکند. امنیت حاکم میشود. البته این مرزبندیها هست. ۵۰ تا از ۳۱۳ تا زن، ۵۰ در کارگزاران. البته بحث در مورد اینکه ضعیف و قوی چگونه است و اینها. حضرت سلیمان در قرآن گفتگو کرد با بلقیس، مذاکره کرد. و میدانید داستان جالبی دارد، نمیدانم شنیدهاید یا نه. حالا قضایا که خیلی دارد این داستان بلقیس و سلیمان. آن پادشاه بود دیگر، به حضرت سلیمان برش داشتند، آوردندش و تختش را دستور که زودتر از خودش بیاید. خیلی لطایف اینجا. کف زمین را از شیشه قرار داد که وقتی بلقیس آمد، پایش را میخواست بزند، فکر کرد آب است. تا حالا ندیده بود که مثلاً کف سرامیک و فلان و اینها. این کف شیشهای این شکلی. در روایات به قضایایی دارد که دیگر حالا اشاره.
بعد خدمتتان عرض کنم که زد بالا و بعداً دید تختش قبل از خودش آمده. و بزرگان میفرمودند که بالاخره این نشان میدهد که خانمها را با این جلوههای زینت و زیور و اینها میشود جذبشان کرد. اینها جنبههای روانشناسی کار حضرت سلیمان در مذاکره با خانم. اینها خیلی لطایف. بنده خدا معاونت امور بانوان حضرت سلیمان. نکته جالب بود که گفتگو کردند و آخرش هم میدانید این گفتگو ختم شد به ازدواج حضرت سلیمان با بلقیس. ازدواج کردند طبق روایات. رسماً ایشان رئیس یک دولت دیگر را. تا این حد ارتباط ما. بانو جان قوانین ما را احترام بگذارند، حجاب داشته باشد. و به قوانین آنها، حالا هرچند که قوانینشان درست یا غلط باشد. زن نباید اینطوری باشد و باید معلوم باشد صورتش معلوم باشد.
من اول تشکر میکنم از اینکه در جلسه حضور فعال دارید. شما ساکت میشوید، من ناراحت میشوم. در شرایطی که الان در جامعه ما به وجود آمده، شما هنوز امیدی به بقای حجاب دارید؟ بچههایی که الان هستند، ما بسیار مادران چادری بیحجاب مانتویی شدند و بسیار مادران مانتویی که دختر کلاً کشف حجاب. بساطی که الان در جامعه راه افتاده، شما هنوز چقدر امیدوارید که این حرفها به درد این جامعه بخورد؟ با سنگ میزنند.
ممنونم از نسبت به آینده. یک چیز بین طنز و جدی بگویم که جواب جالبی میتواند برایتان باشد. آن هم این است که افرادی که تقییدات مذهبی ندارند، به هر عنوانی بخواهیم الان از آن یاد بکنیم (عبارت من خیلی تند است و بدون مقدمه دارم، دیگر این صحبت هم لازم دارد که نیم ساعت مقدمه بگویم که خیلی غلظتش کم بشود، ولی میخواهم یک کمی خستگیتان بپرد) همینجور سفت میگویم که خستگیتان قشنگ سفت بپرد. ما در حال یک تحول نسلی عجیب و غریب هستیم. آن هم به این دلیل برمیگردد که افرادی که تقییدات مذهبی را ندارند، در حال انقراض نسلاند. و نسل بعدی دهه نودیهایی هستند که مال خانوادههای مذهبیاند. یعنی شما ۲۰ سال بعد، این مملکت کاملاً یک فضای دیگری. ظاهر جامعه الان، ظاهر جامعه ۲۰ سال دیگر خیلی.
بعد البته حرف تندتری هم دارد. ۲۰ سال دیگر با این روند اگر پیش برود، آن موقع البته دهه نودیها هستند و متدین هم هستند، ولی شیعه نیستند که. اهل سنتاند. انشاءالله ایران ما را. ادامه سیر رشد جمعیت در استانهای مرزی و استانهای اهل سنت، آنهایی را ملاحظه بکنید. و در استانهای شیعی اگر ملاحظه بکنید (چون خود گلستان را با گیلان مقایسه بکنید، گیلان در حال انقراض نسل به صورت مطلق است و گلستان، مناطق سنینشینش در حال افزایش نسل است) مثلاً سه برابر است. یعنی شمال کشور ۲۰ سال بعد شما هر جا که مساجد همه گلدستهای از آنها. همه یک فضای مفصلی. نشانههایش را الان میبینید. نماز این نماز عید فطر و اینها اهل سنت. شما یک نگاهی بکنید به چیزهای عجیب و غریبی میرسید. چیزی بین خوف و رجا.
نکته بعدی این است که اینی که الان داریم، محصول انتخاب نیست. من نمیتوانم قبول بکنم جوانان ما بیحجابی و یا به تعبیر بیعفتی را انتخاب کردهاند. یک جور محصول لجبازی است. بعضی وقتها، بعضی وقتها محصول اجبار است. اجبار رسانه. اجبار رسانهای یک توضیحی دارد که حالا بحث مفصل. آن کانونی که دارد حیات خودش را، کانون سیاسی که حیات خودش را در این میبیند که جامعه را باید به فحشا بکشد. بیبندوباری بکشد، به بیعفتی بکشد. هر چقدر ضعیفتر بشود این اهرمهای رسانهای، ضعیفتر میشود این بساط. اگر از گردن جامعه باز بشود، آن وقت میبینیم فضای جامعه، فضای دیگری خواهد بود.
سال ۵۷، قبلش ۵۶، ۵۵، حتی اوایل ۵۷، هیچ کس فکر نمیکرد انقلاب پیروز شود. امام خمینی وقتی وارد ایران شد، کلمات شهید بهشتی که ایشان در جلسات خصوصی میگفته که ما خوشحالیم و امیدواریم ورود امام باعث بشود انشاءالله تا ۱۰ سال آینده بتوانیم انقلاب. ۱۲ بهمن ۵۷، احدی فکر نمیکرد ۱۰ روز بعد انقلاب پیروز شود. هیچ کس فکر نمیکرد. و انقلاب پیروز شد. عرض کردم، بسیاری از اینها همین به تعبیر ماها بیحجابها بودند که حتی بعد از پیروزی انقلاب هم نسبت به قضیه حجاب تن نمیدادند، راضی نبودند. قضیه حجاب از قضایایی نبوده که جوی بوده. نه آقا، اینجوری نبود. یک تعداد محجبه بودند. یک تعدادی در اثر جو انقلاب محجبه شده بودند. یا یک تعدادی هم سفت ایستاده بودند. برای اینکه پهلوی ۵۰ سال کار کرده بود در بحث حجاب. شوخی نبود. و این تحولات را میبینیم. شما دهه ۵۰ را در همین مملکت با دهه ۶۰ مقایسه کنید و حجابش را. دهه ۷۰ را با دهه ۸۰ مقایسه کنید. یکی از دورانهایی که سیر بحث حجاب به شدت صعودی است، سال ۸۶. بروید مطالعه کنید. برعکس دهه ۷۰ که به شدت نزولی است. در دولت آقای هاشمی، دولت خاتمی به شدت سیر حجاب نزولی است. اول دولت احمدینژاد به شدت سیر صعودی است. گشت ارشاد هم سال ۸۶ وقتی راه افتاد، با اقبال مردمی مواجه شد و به شدت اثرگذار بود در جامعه. البته بعد ۸۸ کلاً فضا عوض شد. فضا کلاً معکوس. ۸۶ تا ۸۸. چون هم اوضاع اقتصادی مردم در حال بهبود بود و اوضاع اقتصادی که هم اوضاع رسانهای و فرهنگی کشور خیلی عوض شده بود. این مولفهها، متغیرها اثرگذار بود. فضای دینی مردم رشد میکرد.
میخواهم بگویم که اینها را خیلی نمیشود الان به کف خیابان نگاه کنیم، بگوییم که آقا دیگر همه چی از دست رفت. خیلی تابع جو. ما خاطراتی با دوستانمان داریم که در جلسه نشستهاند. بعضی اینکه چه جاهایی دیدیم که افرادی سرود «سلام فرمانده» را با چه کیفیتی میخواندند که الان نمیتوانم با جزئیات اشاره کنم. رفقایمان هستند در جلسه که مثلاً استخر پارتی بوده و مثلاً زن و مرد قاطی و نیمه لخت با هم داشتند «سلام فرمانده» میخواندند در آب. مست مست و پاتی. صحنه را به چشم خودمان دیدیم. یعنی بچهها آمدند گفتند اینها که در استخرند این شکلیاند. بعد صدای «سلام فرمانده.» میخواهم بگویم جو این نه خوب است نه بد. میخواهم بگویم خیلی از پدیدههای اجتماعی تابع جو است. چه «سلام فرمانده» خواندنش، چه برداشتن روسریش. خیلی باید به این شکل جدی گرفت.
ولی آن «سلام فرمانده»ای که آن بچه دهه نودی که انگیزهای دارد، عشقی دارد، گریه میکند، قلباً انسی دارد، یک تعلق. آن را باید جدی گرفت. جبهه مقابل یک سرودی داشت، یک جریانی داشت که یک کسی حاضر بود برایش هزینه بکند. اگر در جبهه مقابل (حالا اسلام، انقلاب، هر چی) طایفهای را دیدیم که اینها حاضر بودند هزینه کنند، با جان و دل. اینها را باید جدی گرفت. اینها میتوانند یک تمدن را رقم بزنند و میتوانند تحولات جدی و اساسی ایجاد بکنند. اینها آن نقاط اصلیاند. وگرنه آن کف جامعه شناور است. مالزی، اندونزی. اندونزی که آدم وارد نمیکنیم که. اینها را چه کسانی میگیرند؟ همینهایی که شناورند. یک کم آنوری میشود. چشم خودم دیدم. شهادت حاج قاسم، یک طیف عظیمی سینهزن پای تابوت حاج قاسم بودند. بعد زدن هواپیمای اوکراینی، شدند ضد نظام. همانها گرفته گرفته. عمق ندارد. انتخاب تویش نیست. این یک نکته.
سوال اول آقای صادقی را هم جواب بدهم. اگر اتفاقی که اشتباه راهبردی استش. اگر این اتفاق ۸۸ و ۹۸، یکی با ۸۸ و ۹۸. اغتشاش الان امسال جنبش داریم. این متفاوت. با نگاه ۸۸ و ۹۸ که میگفتیم اینها توده جامعه هستند و توده جامعه تابع اتفاقات جو جامعه هستش و محیط هستش و از محیط دارد تاثیر میگیرد. الان تامین بدهیم به این. من جسارت میکنم خدمتتان. اشتباه بزرگی کردم. چون این جنبش ۱۰ سال دیگر به نتیجه خواهد رسید. ولی چون لیدر ندارد، ولی چون طرح ندارد. ۱۰ سال آینده این جنبش که طراحی شده، الان مسئله این است که حاکمیت و حکمرانی توان طراحی پلن ۱۰ سال آینده انقلاب را ندارد. به هیچ کس نمیآید وسط که ۱۰ سال آینده این جنبش به آن نقطه برسد که نتیجهاش نتیجهای بشود که به درد این مردم این مملکت بخورد. ولی آن طرف ما مقابل، مقابل جبههای که حالا الان خودمان را انقلابی، مدافع انقلاب برای این.
من حس میکنم که پرداختن به مسئله حجاب، جسارت، مسئله حجاب که یک جورایی بلوف و یک بدلی است که هم حکمرانی دارد به جنبش. بدل خوردن مردم در این داستان. پرداختن به این داستان واقعاً وقت تلف کردن است. کسی نمیگوید حجاب مهم نیست. ولی وقتی یک موضوع اولویتدارتری وجود دارد، ما فعل امر کنیم به آن نقطه. پاسخ دادن به حالا جمع اینجا راجع به موضوعات مثل مسئله توده مردمی که دارند با این جنبش همراه میشوند. مسئلهمان این هستش که این آدمها روی مبنایی صحبت میکنیم. آنها اصلاً این مبنا را قبول ندارند. و این مبنا نداشتن آنها دستپخت ناتوانی حاکمیت در مدیریت جریانهای داخلیش. فکر میکنم که یک ذره کمک کنید که یک خورده ما توانمندتر بشویم در اینکه اگر واقعاً با یک نفر، تمام بچههایی که اینجا حالا بزرگواران که نشستهاند، معتقد اسلام و مبانی. ما میخواهیم کنشگر بشویم در این جامعه. و نمیشود اینجوری با مردم صحبت کرد. زهرا اشتباه کرده، به همین صراحت میگوید. امیرالمومنین. من ممنونم. بزرگترین جمع که این جلسه را تشکیل دادند، ما این بدل را نخوریم، وقتمان تلف داستانهای این شکلی. ببخشید. ممنونم. شما مطلبی داشتید؟
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه دوم بخش سوم
چالش پیش فرضها
جلسه سوم بخش اول
چالش پیش فرضها
جلسه سوم بخش دوم
چالش پیش فرضها
جلسه سوم بخش سوم
چالش پیش فرضها
جلسه چهارم بخش اول
چالش پیش فرضها
جلسه چهارم بخش سوم
چالش پیش فرضها
جلسه پنجم بخش اول
چالش پیش فرضها
جلسه پنجم بخش دوم
چالش پیش فرضها
جلسه پنجم بخش سوم
چالش پیش فرضها
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات چالش پیش فرضها
جلسه اول بخش اول
چالش پیش فرضها
جلسه اول بخش دوم
چالش پیش فرضها
جلسه دوم بخش اول
چالش پیش فرضها
جلسه دوم بخش دوم
چالش پیش فرضها
جلسه دوم بخش سوم
چالش پیش فرضها
جلسه سوم بخش اول
چالش پیش فرضها
جلسه سوم بخش دوم
چالش پیش فرضها
جلسه سوم بخش سوم
چالش پیش فرضها
جلسه چهارم بخش اول
چالش پیش فرضها
جلسه چهارم بخش دوم
چالش پیش فرضها
در حال بارگذاری نظرات...