چالش پیش فرض‌ها

جلسه چهارم بخش اول

00:46:46
178

معرفی
تبیین ” زندگی معصومین براساس تدبیر و مصلحت اندیشی ظاهری “
اولویت امام علی علیه السلام عدالت بود یا حجاب ؟
حجاب، یکی از اقسام عدالت
عدالت، یعنی نفی ظلم
حجاب در فرآیند دفع و رفع ظلم
اولویت امام هم حجاب بود و هم عدالت
مضامینی از نامه ۳۱ نهج البلاغهمانیفست تربیتی و فرهنگی درباره بانوان
چرایی و چگونگی مشورت با زنان
کیفیت حضور اجتماعی زنان
تبیین تشابه زن به گل
اینستاگرام، عامل افزایش افسردگی
برابری زنان حتی در سربازی رفتن
فرهنگ غرب، جنسیت را قبول ندارد و باید زن پا به پای مرد در اجتماع کار کند!
اهمیت غیرت صحیح
توجه به نوع اولویت حضور اجتماعی زنان، در شرایط زمانه امروزی
اهمیت حضور فعالانه و مقتدرانه بانوان محجبه
واکنش امام به نوع حضور زنان در بازار
عدم واکنش امام به برخی از تغییرات قبلی
چرا ائمه معصومین استغفار می کردند ؟!
توجه به حجاب دستوری در قرآن
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد، فالطیبین الطاهرین. و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام الدین. اهلی صدری و یسرلی امری و احلل العقدة من لسانی یفقهو قولی.

چند تا مطلب در توضیح جلسه قبل و مطالبی که از جلسات قبل باقی مانده، عرض بکنم تا ادامه بحث را ان‌شاءالله داشته باشیم. مقاله‌ای را ذکر کردیم دو جلسه قبل‌تر که اسم مقاله، خاطره بنده نبود. بعد قرار شد در جلسه بگویم، یادم رفت. جلسه بعدش که جلسه قبل بود، می‌خواستم بگویم، باز یادم رفت. این جلسه دیگر اول جلسه می‌گویم که یادم نرود. اسم مقاله هست: «ماشین جهانی نیوتونی» نوشته فریتیوف کاپرا، فیزیکدان، از فیزیکدان‌های مشهور و معتبر هم هست.

آنجا بحثی که عرض کردیم، این بود که جهان غرب در واقع بر مبنای نظریات دکارت و نیوتون دارد اداره می‌شود. مبانی معرفتی این‌ها بر این است که خدا در این عالم کاره‌ای نیست. در این مقاله مفصل در مورد این صحبت شده بود. اسم مقاله بود: «ماشین جهانی نیوتون».

نکته دوم، تعبیری را بنده به کار بردم. برخی از بزرگواران از طریق فضای مجازی و این‌ها تذکر دادند. در اصلاح جلسه قبل گفتیم که معصوم هم اشتباه می‌کند. گفتند تعبیر اشتباه را دیگر نباید به کار می‌بردید و خود این تعبیر اشتباه، اشتباهی بود از جانب شما. اصلاحش در واقع آن چیزی که منظورم بود جلسه قبل این بود که حتی معصومین هم بر اساس همین روال ظاهری زندگی می‌کنند و با همین تدبیر و مصلحت‌اندیشی ظاهری زندگی می‌کنند.

تعبیر «اشتباه»، تعبیر قشنگی نیست. باید در واقع این‌طور بگوییم؛ باید بگوییم که گاهی آن چیزی که ما توقع داریم حاصل نمی‌شود. به حسب آن چیزی که ما می‌خواهیم، می‌شود اشتباه، نه به حسب آن چیزی که خدا می‌خواهد. آن چیزی که خدا می‌خواهد همیشه حاصل می‌شود. آن چیزی که ما می‌خواهیم یا توقع داریم که پیغمبر اکرم اگر قضاوت می‌کند، یک نگاه بکند بگوید آقا این دزد است، آن فلانی است، این قاتل است، این است که کسی بیاید قسم بخورد و دروغ بگوید و بعد قسم دروغ بخورد و با شارلاتان‌بازی و مثلاً شاهد دروغ و این‌ها بخواهد حق و رأی را به نفع خودش بگیرد، دیگر ما توقع نداریم دیگر در دادگاه پیغمبر این‌جوری حکم صادر بشود. پس تعبیر «اشتباه» بله، تعبیر «اشتباه» را نباید این‌جا گفت؛ یعنی پیامبر اشتباه نکردند. پیامبر درست حکم کردند ولو طرف شاهد دروغ آورده، قسم دروغ خورده، رأی را به ناحق گرفته، ولی کاری که پیغمبر کرده، کار درستی بوده و عین حق و عدالت است. پس «اشتباه» تعبیر دقیقی نیست. باید بگوییم که به حسب آن چیزی که ما توقع داریم، آن چیزی که می‌خواستیم نشد، ولی آن چیزی که خدا می‌خواست شد. خب این هم یک نکته.

نکته سوم در مورد این بود که امیرالمومنین. جلسه قبل مفصل بحث کردیم، روایتش را بنده نخواندم. حالا روایتش را هم که دیگر ان‌شاءالله بحث بعدی‌مان را شروع بکنیم. فکر می‌کنم که شب‌ها هم باید کمی جلسه را زودتر تعطیل بکنیم، چون که بعضی عزیزان گفتند که به هر حال برخی عزیزان از جاهای دور می‌آیند. بعضی از غرب تهران می‌آیند، از شمال تهران می‌آیند. هستند، بودند در جلسات از تجریش و از غرب تهران و این‌ها. و خدمتتان عرض کنم که و خصوصاً خواهرانمان، کسانی که می‌خواهند خلاصه بروند منزل با راه دورتر، خصوصاً الان که یک وضعیت امنیت و این‌ها مراعات بیشتری لازم است، گفتند که جلسه زودتر تمام بشود. طبعاً بستگی به چالش‌های جلسه هم دارد دیگر. ما دوست داریم جلسه، جلسه چالشی باشد. اگر قرار باشد فقط خودمان صحبت بکنیم، همان یک ساعت شاید کفایت کند، ولی اگر دوستان در بحث مشارکت بکنند، خب طبعاً قضیه فرق می‌کند.

خب عزیزی این‌جا در جلسه گفتند که امیرالمومنین اولویتش حجاب نبود، اولویتش عدالت بود. حرفی که زیاد می‌شنویم، خصوصاً در فضای مجازی از برخی از این بلاگرها و این‌ها. بلاگرهایی که بعضاً عمامه هم دارند، ولی خب باید بهش بگوییم بلاگر. آخوند نباید بلاگر باشد، که حالا دیگر یک تشبهی هم دارند و زیاد آدم می‌شنود این حرف را. می‌گویند استوری می‌کنند به طرق مختلف که امیرالمومنین مسئله‌اش عدالت بود، نه حجاب.

ما یک تعبیر «پیش‌فرض» در این جلسات استفاده کردیم و دیگر هم جا افتاده این کلمه. عرض کنم که خب، چند تا پیش‌فرض دارد دیگر. یکی‌اش این است که یعنی الان حاکمیت الان اولویتش حجاب است و نه عدالت. و بعد هم که خب در مورد خود امیرالمومنین هم اثبات این ادعا خیلی دشوار است. و مطلب سوم هم این است که حجاب در برابر عدالت اصلاً واقع نمی‌شود، برای این‌که حجاب خودش یکی از اقسام عدالت است. سلام علیکم.

عدالت یعنی نفی ظلم، یعنی نگذاری ظلم بشود، مانع ظلم بشود. حجاب آمده که مراقبت بکند به زن ظلم نشود. یکی از وجوه حجاب این است. فلسفه حجاب یکی‌اش این است. اصلاً حجاب خودش در فرآیند و مکانیزم نفی ظلم و دفع ظلم است. خودش یک رفتار عدالت‌خواهانه است، یک رفتار عادلانه است، از جهات مختلف هم عادلانه است. یک زنی که بهره‌اش از زیبایی کمتر است، اگر صحنه جامعه، صحنه رقابت بشود، هم خود این زن‌ها آسیب می‌بینند و ظلم می‌شود به آن کسی که زیبایی کمتری دارد، هم ظلم می‌شود به آن مردی که همسرش زیبایی کمتری دارد. این هم ظلم است دیگر.

حجاب در برابر عدالت نیست، حجاب از اقسام عدالت است. این‌ها به هر حال مغالطاتی است که خب خیلی رایج است متأسفانه. امیرالمومنین هم اولویتش هم حجاب بود هم عدالت. چیزهای مختلفی است. در ساعت‌های مختلف تعریف می‌شود. جاهای مختلفی دارد که بنده یک اشاره‌ای کردم، متنش را فقط بخوانم که به هر حال متنی هم که آوردیم، عزیزان بدانند کجاست و چطور است که خودش هم نکته دارد و جالب است.

در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه، حالا کمی هم عبارات از آن‌ور می‌شود؛ یعنی جالبش آن‌وری‌اش می‌شود. یعنی اتفاقاً اگر کسی بخواهد حکومت را نقد بکند، این‌ها را که می‌خواند باید بگوید که آقا پس چرا حکومت این‌قدر در این قضیه شل می‌گیرد؟ کار برعکس می‌شود. بامزه‌اش به این است. ببینید امیرالمومنین چه می‌گویند. می‌فرمایند که حالا خانم‌ها دیگر به هر حال تعابیر را می‌شنوند. حتماً برایشان شبهه‌ناک است. این‌ها نیاز به بحث هم دارد البته. ما مفصل جاهای دیگر این‌ها را بحث کردیم. حالا بنده فقط می‌خوانم فعلاً. حالا اگر به چالش خوردید باز گفتگو بفرمایید.

«ایاک و مشاورة النساء». این نامه ۳۱ نهج‌البلاغه است. امیرالمومنین خطاب به امام حسن مجتبی. عرض کردم امام حسن مجتبی ولیعهد امام بعدی است دیگر. خیلی هم بین این نامه و امامت امام حسن مجتبی فاصله چندانی هم نیست. فاصله به عنوان یک کسی که گزینه بعدی رهبری است. خودش رهبر در جامعه، یک رهبر قبلی دارد وصیت می‌کند، دارد توصیه می‌کند به رهبر بعدی. یک مانیفستی دارد می‌دهد. مانیفست تربیتی و فرهنگی و دارد تعیین می‌کند در هر بعدی چه‌کار باید کرد. سیاست‌گذاری دارد می‌کند به قول امروزی. سیاست‌گذاری در مورد بانوان. تعبیر امیرالمومنین خیلی جالب است: «و مشاورة النساء»، مبادا با زن‌ها مشورت کنی. کلمات امیرالمومنین. «فان رأیهن الی افن». حالا بگذارید تمام بشود، تحمل بفرمایید یک چند دقیقه‌ای امیرالمومنین صحبت کنند. امیرالمومنین: «و عزمهن الی وهن». فرمود که رأی این‌ها به سمت سستی است، تصمیم‌گیری این‌ها به سمت سستی است. امیرالمومنین، اگر تمام بشود پاره‌پاره می‌کردیم. نامرد. «وکف علیهن».

می‌خواهم فقط ببینید که چقدر پرت است این حرفی که می‌گویند امیرالمومنین مسئله‌اش نبوده. چقدر مسئله‌اش این‌ها بوده. می‌خواهم این را اول معلوم بشود بعد البته این را توضیحات دارد که منظور امیرالمومنین چه بوده. «و کف علیهن من ابصارهن بحجابک ایهن». اصلاً تعبیر حجاب را هم دارد، دو بار هم دارد. «فان الشدت الحجاب، شدت الحجاب ابقا». می‌فرماید که یک کاری کن نه فقط در پوشششان حجاب داشته باشند، در روابطشان هم حجابی داشته باشند که غیر از تو مردی را نبینند، چشمشان به نامحرم نیفتد. این‌ها نامه ۳۱ نهج‌البلاغه است. می‌خواهم فقط بشنوید که اسلام واقعی را شنیده باشید.

فرمود: «شدت حجاب» باقی‌تر از پریشانی است، یعنی موقعیت این‌ها را بیشتر حفظ می‌کند. «و لیس خروجهن باشد من ادخالک من لا یوسق به علیهن». فرمود که اگر قرار بشود خانم‌ها در اجتماع حاضر بشوند، این حضور در اجتماع بدتر از این نیستش که بخواهد کسی در خانه وارد حریم بشود، راه پیدا کند که مورد اعتماد نیست. یعنی ورود یک آدم نامطمئن به خانه بدتر از خروج زن از منزل است. نام بحث توضیحات دارد. جمله را ببینیم: «و ان استطعت». امام مجتبی، اصلاً رهبر جامعه هم نباشند این‌ها دستورات امیرالمومنین به پسر و عروسش است. خود همین هم جالب است دیگر. لااقلش این است.

«و ان استطعت» در جنگ صفین، وسط مذاکره ابوموسی اشعری رفته مذاکره کند، وسط این همه فتنه، قرآن به نیزه زدن، وضع اقتصادی، مشکلات سیاسی و نظامی. الان واقعاً مسئله تو، یا امیرالمومنین، این است؟ پدرش را در نشسته، نامه نوشته که: «الا یعرفنه غیرک». غیر از تو کسی را نشناسند. تا جایی که می‌توانی یک کاری کن خانمت با غیر تو، با هیچ‌کس در ارتباط نباشد. مسئله امیرالمومنین این‌هاست. خیلی جالب است واقعاً. آره من قبول دارم.

«و لا تملک المرأة من امرها ما جاوز نفسها». نگذار خانمت غیر از اموری که مربوط به خودش است، عهده‌دار کار دیگری بشود، مسئولیتی غیر از چیزهایی که مربوط به خودش است بهش نده. خیلی معروف است: «المرأة ریحانة و لیست به قهرمانة». کارپرداز نیست، «قهرمانة» به معنی کارپرداز، مسئول خرید، پادو. پادو نیست. زن گُل است. درگیرش نکن، بار روی دوشش نینداز. روی گل که بار نمی‌گذارند. به گل که چیزی آویزان نمی‌کنند. گل را تماشا می‌کنند، از عطر وجودش بهره‌مند می‌شوند.

پس تمام این مطالب چون حضرت آخرش فرمود: «فان المرأة ریحانة». به قول ما طلبه‌ها این‌ها علت است، علت‌العلّه است. تعبیر طلبگی یعنی علت وقتی می‌آید، آن عبارت را توضیح می‌دهد. مثل چی می‌گویم؟ شما می‌روی دکتر، دکتر بهت می‌گوید که انار نخور چون ترش است. معناش چیست؟ یعنی هرچه ترش بود، حتی اگر انار نبود، نخور. انار اگر بوترش نبود بخور. علت باعث می‌شود که عام و خاص بشود. یعنی معلوم می‌شود که انار موضوعیت ندارد.

پس مشورت با زن به معنای این نیستش که عقلش کم است. به معنی این است که درگیرش نکن. زن گُل است، می‌گوید درگیرش نکن. می‌فرماید که بانوان محترم جلسه، چرا با زن مشورت نکن؟ رأی این‌ها به سمت سستی است و این‌ها. نه یعنی خود رأی سست است، یعنی هی جوانب احساسات و عاطفه و محبت و این‌ها را رعایت می‌کند، نمی‌گذارد تو آن‌جور با قدرت و استحکام وارد کار بشوی. عاطفه می‌آورد در کار. منظور این است. با زن مشورت نکن یعنی درگیرش نکن. یعنی در خانه زن مشغولیتش به خودش باشد و بچه‌هایش. نگذار اصلاً درگیر هیچ امری بشود. با کسی هم ارتباط نداشته باشد. به معنای این نیستش که یک چادر بینداز سرش، در خانه با زنجیر ببندش به ستون، گوشی‌اش را هم مثلاً قفل کن، یک ساعت‌هایی بیا مثلاً جلوی‌اش را بگیر. نه، منظور این‌ها نیستش.

امیرالمومنین دارد می‌فرماید که فاطمه زهرا از منزل راه می‌افتاد، می‌رفته تا اُحد زیارت شهدا برمی‌گشته. فاطمه زهرا. عاقلانه است. رفتارهای اهل‌بیت دستورات عاقلانه است که زن را درگیر این مسائل نکن. حجاب هم همین است. حجاب به خاطر این‌که درگیر رابطه نشود، درگیر پالس مزاحمت از جانب کسی نشود. تو استرس روانی. الان شما می‌دانید این اینستاگرام. این‌که بنده می‌گویم بحث در مورد اینستاگرام بحث امنیتی نیست، بحث انسانی است. این‌هاست. اینستاگرام. پل غربی‌ها آمدند گفتند، مقاله‌اش در بی‌بی‌سی هم هست. یکی از عوامل جدی ازدیاد و خودکشی در دنیا الان اینستاگرام، خصوصاً در مورد خانم‌هاست. باعث افسردگی شدید شده در خانم‌ها. مشکلات جدی به وجود آورده. چرا؟ برای این‌که وارد رقابت کرده. حالا بحث‌های مفصلی دارد. یک کتابی داریم «فمینیسم در آمریکا» تا سال ۲۰۰۳، یکی تا سال ۲۰۱۰. مقالات بسیار خوبی دارد. همه‌اش هم مال دانشمندان غربی است. ترجمه شده در ایران. آن‌جا مطالب بسیار زیبایی است. یکی‌اش این است. می‌گوید که در آمریکا بیشترین حجم خرید لوازم آرایشی و طلا و جواهرات، مجبورم این اصطلاح را به کار ببرم، ببخشید، در خانم‌ها بعد از سن یائسگی است. چرا؟ برای این‌که کارکرد جنسی‌شان را از دست می‌دهند. از رقابت می‌افتند. مجبورند با بزک و آرایش خودشان را در رقابت نگه دارند که از چشم مردها نیفتند. و بیشترین حجم خودکشی هم همان موقع است. یعنی این قضایا دودش به چشم خانم‌ها می‌رود. افسردگی‌اش مال خانم‌هاست. برای همین ظلم است. برای همین مسئله‌مان است. البته مسئله اولمان نیست. بله. مسئله اولمان نیست. اقسام ظلمی داریم. ولی به هر حال بازی‌های رسانه است دیگر. قضایای این شکلی که این‌ها یک‌هو مسائل برجسته می‌شود، می‌شود اصل چالش.

به هر حال کلمات امیرالمومنین می‌فرماید که: «و لا تعدو بكرامتها نفسها». نگذار از امور خودش تجاوز کند به غیر خودش. به کسی کار داشته باشد. «و لا تطمعها فی ان تشفع لغیرها». به طمعش نینداز که بخواهد پادرمیانی کند برای کسی. چقدر مراقبت از این‌که زن اصلاً درگیر هیچ‌چیز بیرون از امر خانواده نشود، چون گُل است. گل اصلاً نباید هیچ باری رویش باشد. اوج لطافت. خداوکیلی این برای زن ارزش قائل است یا آنی که به زن می‌گوید راننده تریلی باشد و در معدن کار کن و می‌گوید از این کارها تو فرقی نمی‌کنی؟ بعد بامزه‌اش این است. در خیابان روسری را برمی‌دارند. خب اگر قرار است زن زندگی آزادی، خب مرد باشید. همه‌اش را زن زندگی آزادی. اگر منظورت غربی‌اش است زن زندگی آزادی غربی به این است که هم روسری، نه سربازی! آ یعنی سربازی! پس کی می‌روی؟ اسلامی؟ مهدی اسلامی؟ با چادر کار ندارم. اگر زن زندگی آزادی است، همه‌اش دیگر. نصفش هم سربازی است، صدایش درنمی‌آید. این‌ها، این‌هایش خیلی بخش‌های جالب بامزه‌اش این است: کارکردت، کارکرد خدمت‌رسانی کارگری است. در جامعه کار کنی. جنسیت قبول نداریم. جنسیت را قبول نداریم. هیچ جا قبول نداریم. همه‌جا باید پا به پای مردها کار کنیم. چطور این‌جا اسلام خوب است؟ آیا مهریه‌ات را بگیر، نفقه بگیر. الان خیلی خوب است. در خانه بنشین، پولت را بگیر. نصفش خوب بود. این‌که نشد که.

«و ایاک و التغایر فی غیر موضع الغیره». البته آخرش هم حضرت فرمودند: «مبادا جایی که جای غیرت نیست، غیرت به خرج دهی». غیرت‌های به قول ما خرکی، غیرت‌های الکی. این‌ها از بیماری مرد است. مردی که نسبت به زن خودش همچین ذهنیتی دارد که این الان با کی صحبت کرد؟ این به کی پیام داد؟ آن کی بود؟ این چی بود؟ نام بیماری است. نه آن مراقبت است. بدون این‌جور بددلی و بیماری و غیرت در جای خودش که خیلی قشنگ است. ببینید چقدر این تعابیر فوق‌العاده است.

فرمود: «فان ذالک». غیرت به خرج دادن جایی که جای غیرت نیست. «یدع الصحیحة الی السقم». آدم سالم را دعوت به بیماری می‌کند. لج و لجبازی می‌اندازد. تو فشار که قرار دادی، زیاد که قید و بند گذاشتی، با این‌که قبلش تمایلی به ول بودن نداشت، بس که تو قید و بند انداختی دوست دارد ول باشد. این‌ها همه‌اش با هم باید دید کلمات امیرالمومنین این است. «و البریئة الی الریب». زنی که دودلی و تردید ندارد را گرفتار دودلی می‌کند. این یک کلام از امیرالمومنین در نهج‌البلاغه که بدانید امیرالمومنین مسئله‌اش زن هم بود. یکی دیگرش روایت جالب‌تری است. این خیلی عجیب است.

آن شبهات در مورد خانم‌ها ان‌شاءالله برطرف شد یا نه؟ اگر سؤال است بپرسید. برطرف شد؟ حضرت فرمودند که مثلاً زن در خانه باشد، غیر از خانه جایی نرود. شرایط آن زمان البته حضرت علی برای همه زمان‌ها صحبت کردند ولی شرایط این زمان اگر ما بخواهیم بسنجیم، تازه حضور زنان، مخصوصاً زنان در جامعه، خیلی ضروری است. حتی در مورد مشورت که فرمودند، ایشان دارند به امام حسن که حاکم مثلاً جامعه می‌خواهد بشود و قطعاً در مورد مسائلی هستش که به حکومت مربوط است. سخن حضرت علی این برداشت را می‌کنیم که زن در خانه بماند.

«مشورت حضرت فرمودند با زنان مشورت نکن».
بله، بله. به خاطر این‌که زن خیلی احساسی است و آن جنبه قدرت را ندارد. همان عرض کردم. لب مطلب همین است که زن را درگیر مسئله‌ای غیر از همین درگیری‌هایی که در خانه و بچه‌ها و خودش و مسائل مربوط به خانواده است نکن. مدینه فاضله یا حکومت الهی برقرار بشود، خانم‌های مذهبی همه چیز را باید با قواره خودش مطرح کنند. این خروج از خانه، بله، منظور به این نیستش که زن آفتاب مهتاب نبیند و در خانه باشد و منظور این است که اولویت برای زن و آن آشیانه‌ای که خودش را متعلق به آن‌جا می‌بیند و آن محیطی که محیط کار خودش می‌بیند، خانه باشد. خب البته یک وقت‌هایی هم اقتضا دارد. ضرورت بیرون از خانه. عرض کردم خود حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها راهپیمایی می‌کردند به سمت مزار شهدا. هم در جنگ شرکت می‌کردند، در جنگ شرکت می‌کردند حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و در در واقع خاکریز عقب مریض‌داری می‌کردند، پرستاری می‌کردند، رسیدگی می‌کردند به مجروحین، حمایت می‌کردند، فعالیت اقتصادی می‌کردند. یک بخشی از دخل و خرج امیرالمومنین در منزل به عهده حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بود که بخشی از درآمد امیرالمومنین در منزل به عهده حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بود. این‌ها قواعد خودش را دارد. به این معنا نیستش که حالا مثلاً خانمی کار نکند از خانه بیرون نرود. الان اتفاقاً کاملاً ضرورت دارد حضور زن در راهپیمایی، در انتخابات، مسجد، نماز جماعت، نماز جمعه. لازم هم هست و گفتند یکی از موارد همین حضور با حجابشان در جامعه است ولی با برنامه، با برنامه و با قاعده. وگرنه مثلاً ما به اسم این بیایم بیرون، برویم در پاساژ بچرخیم و این‌ها، نه نفعی گیر خودمان می‌آید، با حجاب خیلی اسلامی در پاساژهای خیلی لاکچری خانم‌های بی‌حجاب تفریحی، همه خانم‌های بی‌حجاب هستند متأسفانه حضور پیدا کنند. طوری که طوری که حضورشان حضور مقتدرانه و فعالانه باشد. جمعیتی باشند که این حضورشان بتواند یک شکوهی داشته باشد، یک اثری داشته باشد، نه این‌که بیشتر منفعل باشند و به نحوی باشد که لااقل بگوییم تأثیر ندارد. حالا نمی‌گوییم تأثیر منفی بگذارد. حضوری که البته نمی‌خواهیم بگوییم حرام است. بحث حلال و حرام نیستا. بحث این است که به عنوان سیاست‌گذاری ببینید. در سیاست‌گذاری که شما همیشه بحث حلال و حرام را که ندارید. می‌گویید آقا مثلاً ما سیاستمان این است که پول‌هایمان را خرج فلان کار نکنیم. پول‌هایمان را می‌خواهیم جمع بکنیم، خانه بخریم. نمی‌خواهیم الان ماشین بخریم. یعنی ماشین خریدن حرام است؟ کی گفته ماشین خریدن حرام است؟ هیچ‌کس نگفته. کی گفته خانه خریدن واجب است؟ هیچ‌کس نگفته. این سیاست‌گذاری در مقام اولویت خانم یک جوری باشد که تعلقش به خانه باشد. بدون ضرورت در خودش نیازی نبیند که بخواهد بیرون بیاید. مصادیق ضرورت است ولی در خود ضرورت هم یک چینشی می‌خواهد. ضرورت به این‌که حالا مثلاً من بروم همین‌جور در پارک بچرخم. بالاخره ضرورت دارد. بله. همان پارک هم آدم می‌تواند این‌جوری مدیریت بکند که حضورش اثرگذار باشد، فعالانه باشد، اثرپذیری تویش نباشد و همین‌طور با ضرورت باشد، با یک برنامه‌ای باشد، با یک طراحی‌ای باشد.

حالا در همین موضوع روایت دیگری داریم. این خیلی جالب است. در کتاب «محاسن»، «محاسن» مال مرحوم برقی است. این بزرگوار حالا آن جلسه ما از شیخ صدوق گفتیم. ایشان کسی است که روایتش را شیخ صدوق هم نقل می‌کند و شیخ صدوق می‌فرماید که جزو منابع مورد اعتماد ماست. منابع مورد اعتماد علمای شیعه است و جناب ابن ادریس می‌گوید که اصلاً یکی از اصول روایی شیعه است. قاضی نورالله شوشتری می‌گوید که این پنجمین کتاب معتبر شیعه است، کتاب «المحاسن». روایتی که نقل می‌کند، ایشان خیلی جالب است. ببینید ما چقدر فاصله گرفتیم. این را می‌خواهم عرض بکنم. می‌خواهم عرض بکنم که فاصله گرفتیم که امیرالمومنین کلاً یک چیز دیگر دارد معرفی می‌شود و همه هم قبول می‌کنیم. بحثم حجاب نیستا. در مورد این‌که ما ذهنیت‌هایمان باید تصحیح بشود. کل بحث، چالش پیش‌فرض‌ها. عنوان بحثمان همین بود. بعد ذهنیت‌هایمان اصلاح بشود، تصحیح بشود. همان‌چیزی که منابع گفته. فقط می‌خواهم بگویم فاصله‌ها را ببینیم چقدر فاصله داریم.

علما گفتند از جهت سند هم معتبر است. امیرالمومنین فرمود: «ان الله یغار من المومن فلیغر من لا یغار فانه منکوس القلب». در روایت بعدی فرمود: «یا اهل العراق». سخنرانی امیرالمومنین با مردم عراق. «به من خبر دادند». تازه خودش هم ندیده، گزارش دادند به من. گزارشی که خیلی رایج هم نبوده. موارد نادر گزارش می‌دهند دیگر. وقتی که چیزی همه‌اش رایج است که دیگر گزارش نمی‌دهند. «به من گزارش دادند انا نسائکم یوافقن الرجال فی الطریق». خبر دادند خانم‌ها در راه با مردها با هم راه می‌روند. زن و مرد نامحرم با هم هم‌مسیرند. در این خیابان‌ها جفت به جفت هم می‌شوند. گاهی فاصله‌هاشان کم می‌شود. الان خداوکیلی آخوند این را بگوید، اگر از امیرالمومنین نقل نکند، چون در دهانش نمی‌زنی، دو بار با مشت او را فلان فلان نمی‌کنی و نمی‌گویی شد! همین شماها با همین حرف‌های احمقانه به این‌جا رساندید! «به من خبر دادند که یوافقن الرجال فی الطریق». این‌ها در راه با هم فاصله‌شان کم می‌شود، نزدیک به هم می‌شوند. «اما تستحیون؟». خجالت نمی‌کشید؟ بعد فرمود: «لعن الله من لا یغار». خدا لعنت کرده کسی که غیرت ندارد، بی‌غیرت!

روایت بعدی در کافی شریف جلد ۵ صفحه ۵۳۷. سند روایت عالی. همین روایت را این شکلی نقل می‌کند: «یا اهل العراق، نبئت ان نسائکم یدافعن الرجال فی الطریق». آن‌جا می‌گفت «یوافق». می‌فرماید خبر رسیده که زن‌ها مردها که می‌خواهند رد شوند، این‌ها سر راهشان هستند. در راه بعضی وقت‌ها سرعتشان کمتر است. این آقایان در بازار این‌ها می‌خواهند بروند بیایند، تند تند بروند بیایند، این خانم وسط راهشان است. «اما تستحیون؟» حیا ندارید؟ حدیث دیگر فرمود: «اما تستحیون و لا تغارون علی نسائکم؟» حیا ندارید نسبت به زن‌هایتان غیرت ندارید؟ «یخرجن الی الاسواق و یزاحمنا العلوج». زن‌هایتان می‌روند بازار، باربرهایی که در بازار می‌خواهند جنس ببرند بیاورند، زن‌هایتان راه این‌ها را گاهی می‌بندند. شما غیرت ندارید زن‌هایتان این شکلی در بازار رفت و آمد می‌کنند! خداوکیلی برای کی قابل پذیرش این روایت؟ هر کی قابل پذیرش است بگوید. بالا ببخشید حتی روحانیون آزاد در جلسه شما خیلی خوبی هستند. کدام به شما خرید؟ این دیگر از ادراک بالا است.

حالا بحث‌های عرض ضرورت و این‌ها، بحث حجم یا مثلاً زیارت کربلا این‌ها بحثش فرق می‌کند. رانندگی خانم. حالا مصادیق زیاد است. اگر بخواهیم وارد مصادیق هم بشویم، بحثمان به درازا می‌کشد. اصل قضیه امیرالمومنین به عنوان یک حاکم در سیاست‌گذاری نسبت به این قضیه واکنش‌اش این است. آخه خیلی این جمله واقعاً سنگین است. «دردم آمد امیرالمومنین برایش حجاب مهم نبود، بحث پول مردم، نان مردم بود. حجاب چه‌کار داشت؟» حجاب این‌که خوب بوده خبر شده. گزارش، گزارش رسیده این‌جوری شده. بعد آخوند بی‌غیرت می‌آید در جلسه فضایی که ما داریم مخصوصاً اینستاگرام رسماً دست به قلم شده برای این‌که توجیه کند. بنده خدا وای‌نستاده مثلاً با مرد فلان کند، مثلاً حرف بزند. حالا تعبیر دیگرش را به کار نبرم. عرض کنم که این بنده خدا یک جوری بوده که راه بند آمده بوده. فقط به خبر رسیده که مردم مثلاً شاید حالا حتی هنوز نفهمیدند تنشان به هم خورده، نزدیک شدن زن و مرد بوده. فکر کنیم بیمار جنسی هستی این حرف‌ها را می‌زنی؟

پاسخ حضار: «شما فرمودید رسیده. واکنش، تذکری، واکنش در واقع عملی انجام ندادین».
«خب مسئله حادی هم نبوده».
«نه بالاخره دیگه می‌تونسته منجر به این مسئله‌ای بشه دیگه. تذکر می‌ده. یک آینده‌ای هم در نظر می‌گیرید دیگه. به صورت منطقی یک سال دیگه چه اتفاقی می‌افته با همین پیش بره؟ از این داستان‌ها برنامه‌ریزی می‌کنید دیگه. در واقع یک سیر منطقی است که طرف در واقع حضرت تذکری با حاکم وقت آن‌جا داده».

«راه بگیر ببند».
«نامه‌ای که حضرت به فرزند نوشتند، به نظر می‌رسید اگر موضوع عام باشد قاعدتاً جایش در نامه مالک اشتر است. اگر یک موضوع عام‌تری شما در نامه مالک اشتر در واقع موارد بسیار زیادی را در باب جزئیات حتی حکومت‌داری می‌بینیم. اگر موضوع در واقع برخورد با نسوان این‌قدر موضوع مهمی هست. الان در واقع شما مطرح کردید فقط این شکلی که شما مطرح کردید دارم می‌گویم قاعدتاً باید می‌رفتیم تبدیل یک نامه خصوصی به فرزند می‌شد».

«این هم بالاخره ممنونم از شما. جلسه به سمت چالش می‌رود».
عرض کنم خدمت شما که دو تا نکته بود در فرمایش. یکی این‌که خب مثلاً برخورد فیزیکی و حاکمیتی نسبت به این قضیه. خب بله، سطح قضیه یک سطح رایجی است. یکی دو مورد به امیرالمومنین در همین حد، در همین حدی که مثلاً مرد و زن به هم نزدیک شدند در بازار. این واکنش حضرت خیلی واکنش تندی است. یعنی رهبر جامعه بیاید در یک سخنرانی عمومی و علنی خطاب قرار بدهد: «اما تستحیون و لا تغارون؟» حیا ندارید، غیرت ندارید؟ «لعن الله من لا یغار». کدام بی‌غیرت‌ها را لعن کرده؟ کسی دزدی مغازه کسی که نکرده که. حالا یک خانمی در راه بوده.

«من نمی‌دانم».
«اگر واکنشی که حضرت نشان دادند یک واکنش طبیعی امام معصوم است، عرضم همین است. به امام می‌دادند و امام واکنش نشان نمی‌داد. آن شخصی که این خبر آورده یا کسانی که این خبر را به ما می‌رساندند، واکنش امام را دیدند، نمی‌دیدند؟ فکر می‌کنم یک مقدار قضیه کشیده‌تر شده که در ذهن ما یک خرده غیرشرعی به نظر می‌رسد».

«بردیم خدمت آقا خبر».
«عرض کردم اگر آینده‌نگری که ما معمولاً از معصوم لحاظ می‌شود، در رابطه با این خبر قاعدتاً باید یک تذکری به حاکم وقت آن زمان می‌داد. شما داستان را اصلاً از این طریق هم حالا یک پیگیری کن».

«یک وقت زیاد نشود مثلاً دارم می‌گویم این یک بحث است. بعدها ان‌شاءالله بهش برسیم».
تقریباً ۱۵ مورد بود. امام باقر فرمودند در حکومت امیرالمومنین از حکومت قبلی به حضرت رسید و امیرالمومنین واکنشی نشان ندادند. این‌قدر جالب. وقتی فرصت بشود عرض می‌کنم. فرمود یکی از آن اموری که در حکومت امیرالمومنین تغییر نکرد این بود. در حکومت‌های قبلی مقام مشرف شدید. حالا ان‌شاءالله هر عزیزی که مشرف نشده‌اند مشرف شوند. مقام ابراهیم یک سنگی است که محل مطاف، یعنی محل طواف تا مقام ابراهیم. نماز طواف باید پشت مقام ابراهیم، جای پای حضرت ابراهیم خوانده شود. در آن روایت امام باقر علیه‌السلام هستش که سنگ مقام ابراهیم را خلفای قبلی جابه‌جا کردند. مقام ابراهیم که این‌قدر مهم است. امیرالمومنین وقتی آمد مصلحت ندید حتی تذکر بدهد و سنگ سر جایش ماند. وقتی خواندم دهانم باز ماند. یعنی چی؟ شما حکومت داری، سنگ مقام ابراهیم را نمی‌توانی جابه‌جا کنی؟ حضرت فرمود امیرالمومنین در همین حد قدرت نداشت. ۱۵ مورد تقریباً در آن روایت ذکر شده ظاهراً. حالا نمی‌دانم نزدیک‌تر بوده دورتر بوده ولی آن روایت می‌فرماید که به این کیفیت. حالا آن هم باز جای بحث دارد. می‌خواهم عرض بکنم که این نبوده که امیرالمومنین حال نسبت به هر بحثی حتی همین تذکر هم داده. نماز تراویح را بدعت‌گذاری کردند. فرمود امام حسن بروند و از این قبیل زیاد داریم. در همان ۱۵ مورد عرض کنم که امام حسن رفتند. شب ماه رمضان می‌دانید این‌ها نمازهای مستحبی را به جماعت می‌خوانند. رفتند به این‌ها تذکر دادند. امیران داد و بیداد کردند. نماز تراویح که بدعت قطعی است سر جای خودش ماند. حتی حضرت یک تذکر عمومی و علنی هم ندادند. مسئله‌ای که بدعت شرعی است. مسئله عبادات. مسائل فردی را بسیاری حتی امیرالمومنین تذکر هم نمی‌دادند. حضرت با یکی دو تا گزارش تذکر دادند. خب در این سطح بوده. در همین سطح برخورد کرده‌اند. اگر سطح اگه کشف حجاب و فلان و این قضایا بود، دیگر آن‌جا دیگر خودتان برخورد می‌کردید. آن سطح این‌جور برخورد کردن. در آن سطح آن بالا چه برخوردی می‌کردند؟ حضرت فقط به یک حالا یک تذکر.

حالا آن جلسه بحث نماز جماعت فکر کنم تشریف نداشتید. تشریف داشتید که دستور دادند خانه‌هایی که نماز جماعت نمی‌روند، پیغمبر دستور دادند آتش بزنند. یک جلسه مفصل هم این را بحث کردیم. امیرالمومنین یا در مورد امیرالمومنین بله. این‌قدر ما فضای زندگی‌مان عوض شده که امیرالمومنین، ولایت. یک چیزی بگویم تعجبتان به سقف برسد و از این بحث عبور کنیم. توجهتان به اوج برسد. مدینه کسی مشرف شده؟ منزل حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را دیدید؟ در مسجد پشت مزار، یعنی پشت قبر رسول الله. فاصله منزل حضرت زهرا با مسجد چقدر بوده؟ سه ثانیه. امام جماعت مسجد کی بوده؟ می‌دانستید حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در نماز جماعت پشت پیغمبر شرکت نمی‌کردند؟ همین یک دانه بس است. در را باز می‌کردند، متصل می‌شدند، فرادا می‌خواندند. البته این هم جالب است. زن‌های دیگری که می‌رفتند در مسجد نماز جماعت می‌خواندند، این هم داشتیم که صف این‌ها را جدا کرد. پیغمبر عقب در این‌ها را جدا کرد. دو تا در برای مسجد زد. یک در عقب مسجد زد که در خانم‌ها بشود. امیرالمومنین بله. سبک زندگی بزرگواران حاضر در جلسه.

می‌خواهم یک سؤال بپرسم. آیا معصومین عملی انجام دادند که نیاز به توبه داشته باشد؟ چرا ما در کلیه کتاب‌هایی که در ارتباط با معصومین هست، وقتی مطالعاتی داریم می‌بینیم که بسیار در خفا مشغول عبادت و توبه بودند. بعضی از خواصشان مسئله را پخش می‌کردند برای چی؟ برای این‌که به ما یاد بدهند که ما وظیفه‌مان است که در قبال اعمالمان توبه کنیم. اگر این مسئله‌ای که این روایت‌هایی که شما فرمودید و این مسائلی که از خطبه ۳۱ نهج‌البلاغه بیان فرمودید در ارتباط با حجاب در نامه به مالک، به اصطلاح متوجه به مالکی که می‌خواهد برود در مصر حکومت کند، قطعاً فقط مردم مصر آن موقع متوجه این حکایات‌ها می‌شدند. ولی وقتی به فرزند خودش، به جگرگوشه خودش در نامه رسمی که می‌داند در آینده، امیرالمومنین واقف به همه مسائل هست دیگر. می‌داند در آینده ۱۴۰۰ و اندی سال بعد در یک همچین مجلسی، وقتی به فرزندشان این تذکر را می‌دهند یعنی این کلام جهان‌شمول است.

«یعنی همه جا».
«نکته خوبی است. ممنون».
ضمن این‌که در وصیت امیرالمومنین که اصلاً عصاره فرمایشات امیرالمومنین وصیت‌نامه‌شان است، آن‌جا مسئله و بالاتر از همه این‌ها خدای متعال به پیغمبر این را فرموده: «یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن». و ادامه دارد. به عنوان حاکم، نبی، پیامبر، در زمان حاکمیت پیامبر دستور حجاب می‌آید به همسران، دخترانت و زن‌های جامعه مؤمنین. من در واقع اصلش را آوردم، بخش حجاب نبود. دسیسه در واقع ویژه اصفهان بود که گفتم اگر این قضیه خیلی قرار است عام بشود و مهم بود، این قاعدتاً مثلاً به عنوان خطبه مالک باید آن بخشی که فقط ویژگی نسوان اشاره شده است. بحث حجاب را نمی‌گویم. بحث حجاب از قبلش برای چیزی که در قرآن آمده بود.

حرف دیگری از حضار: «دوستان نکته‌ای داشتند. می‌توانند مطرح کنند.»
«آمد».
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات چالش پیش فرض‌ها