آشنایی با علوم حدیث

جلسه پنجم

00:30:49
48

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم‌الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
ما با کتب اربعه آشنا شدیم. در دوره سوم بودیم؛ دوره تدوین جوامع اولیه حدیثی شیعه. کتاب «کافی» در موردش بحث کردیم. کتاب «مَن لایَحضُرُه الفَقیه» را هم بحث کردیم. کتاب سوم «تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه»، اثر شیخ طوسی، شیخ الطائفه، محمد بن حسن طوسی است که در سال ۴۶۰ هجری از دنیا رفتند و ملقب به شیخ الطائفه هستند.
ایشان در سال ۳۸۵ در طوس خراسان به دنیا آمدند. تا ۲۳ سالگی که در ایران بودند، چطور تحصیل کردند، خبری نداریم؛ گزارش دقیقی نداریم. ولی از آنجایی که به هر حال علوم مختلف در خراسان و قم و ری و در حاکمیت آل‌بویه و حمایت آن‌ها از علمای شیعی، بهار این علوم شکوفا شد، می‌شود حدس زد که بخشی از تحصیلات خودشان را در شهر خودشان یا در سایر حوزه‌های درسی ایران ایشان یاد گرفته‌اند. در سال ۴۰۸ هجری وارد بغداد می‌شوند که می‌شود ۲۵ سالگی.
شهر بغداد به‌عنوان پایتخت عباسیان در دوران حضور شیخ، مهم‌ترین مرکز علم و دانش جهان اسلام بوده است و کتابخانه‌های مهم و همچنین حضور علما و صاحب‌نظران نحل‌های مختلف کلامی و فقهی و سایر عرصه‌های دینی در بغداد باعث شد که به غنای علمی و فرهنگی این شهر افزوده شود. ایشان ۴۰ سال اقامت داشتند در محله کرخ بغداد که محله شیعه‌نشین بوده است. آنجا از اساتید بزرگ مثل شیخ مفید استفاده می‌کنند و مهم‌ترین آثار علمی خودشان را آنجا می‌نویسند.
سال ۴۴۸ یا ۴۴۹، بعد از اینکه سعایت شیخ پیش خلیفه عباسی، القائم بالله ناکام می‌ماند و ستیزه بین سنی‌های متعصب و شیعیان بالا می‌گیرد و این متعصبان حمله می‌کنند به خانه شیخ، خانه و کتابخانه ایشان را آتش می‌زنند. ایشان به ناچار بغداد را رها می‌کنند و می‌روند به نجف که آن موقع منطقه‌ای متروک بوده است. آنجا رحل اقامت می‌افکنند. حضور شیخ در نجف که تا پایان عمرشان بود و حدود ۱۱ سال می‌شود، باعث شد که علما و محدثین شیعه به این شهر رو کنند و حوزه هزارساله تشیع آنجا بنا شود. بنیان‌گذار حوزه نجف شیخ طوسی است که تا امروز هم این حوزه برقرار است.
سال ۴۶۰ هجری ایشان در نجف از دنیا می‌روند و طبق وصیتشان در خانه مسکونی‌شان دفن می‌شوند که امروز هم مزار ایشان مشخص است. گنبدی دارد. موقع نمازها درِ مزار ایشان باز می‌شود و قبر باصفایی است که ان‌شاءالله به کرات برویم و بروید مزار ایشان را زیارت کنید.
بین اساتید ایشان، دو چهره بسیار برجسته شیعه داریم؛ یکی شیخ مفید و یکی سید مرتضی که از این‌ها به‌عنوان ارکان امامیه یاد می‌شود. وسعت دانش این دو عالم فرزانه و عقل‌گرایی این‌ها و کثرت و عمق آثاری که از خود به جا گذاشتند، جای هیچ تردیدی نمی‌گذارد که شیخ جامعیت علمی خودشان را مرهون تربیت علمی این چنین اساتیدی هستند.
شیخ مدت ۵ سال تا زمان وفات شیخ مفید، یعنی تا سال ۴۱۳، ملازم بودند و بعد از وفات شیخ مفید، می‌روند درس سید مرتضی. تا پایان حیات سید که سال ۴۳۶ است، ملازم ایشان بودند. از نظر جامعیت آثار و گستره موضوعات علمی، ایشان منحصربه‌فرد هستند. نجاشی که معاصر شیخ بوده، برای شیخ ۲۳ تا کتاب شمرده است. خود شیخ در شرح حالش به ۴۱ کتاب اشاره می‌کند، ولی در سایر منابع بیش از ۵۰ اثر برای ایشان شمرده شده است.
احتمالاً برخی از این آثار بعد از تألیف فهرست و تدوین شرح حالشان نوشته شده است. خب، ایشان کتاب تهذیب را دارد، استبصار را دارد. در کلام، تلخیص و شافی را دارد، المفصح را، الغیبه را دارد. «الغیبه» شیخ طوسی که می‌گوییم در مورد غیبت امام زمان است. این کتاب در تفسیر، کتاب تبیان را دارد. در فقه، کتاب «النهایه»، «المبسوط» و «الخلاف» را دارد. در اصول، کتاب «العده» را دارد. در رجال، «فهرست» و «اختیار معرفه الرجال» را دارد.
کتاب «تهذیب الاحکام» ایشان ۱۳۹۸۸ روایت، تقریباً ۱۴ هزار، و ۳۹۳ باب و ۲۳ کتاب از طهارت تا دیات را تنظیم کرده است. ده جلد هم این کتاب چاپ شده و منتشر شده است. با توجه به عنوان کتاب و طبق توضیح شیخ طوسی، استاد ایشان، یعنی شیخ مفید، کتابی دارد به نام «مقنعه» که شیخ مفید در این کتاب اول اصول عقاید را گفته، بعد آرا و فتاوای فقهی‌شان را گفته‌اند، بدون اینکه استنادات روایی را ذکر کنند یا بحث‌های استدلالی بیاورند.
از طرف دیگر، شیخ طوسی در آغاز جوانی، یعنی ۲۵ سالگی که همزمان با آغاز ورود او به بغداد است، با مشکل تعارض روایات شیعه مواجه می‌شود که باعث طعنه مخالفان بود و ایشان خودشان را مسئول می‌بینند برای رفع تعارض روایات و دفع این طعنه. برای این کار، کتاب استاد خودشان را مناسب می‌بینند و وقتی هم که این کتاب را آغاز می‌کنند، سنشان بین ۲۵ یا ۲۶ سال بود.
در حقیقت، تهذیب شرح روایی بر کتاب «مقنعه» است. یعنی ایشان مستندات روایی گفتار استادشان را در این کتاب ذکر می‌کنند. همان‌طور که «وسائل الشیعه» که اثر مرحوم شیخ حر عاملی است، شرح روایی بر کتاب فقهی «شرائع الاسلام» محقق حلی است. شیخ طوسی در آغاز تهذیب، انگیزه خودش را از نگارش این کتاب این‌جوری شرح می‌دهد. می‌گوید که برخی از دوستان به من یادآور شدند که احادیث اصحاب ما دچار اختلاف، تباین و تضاد است، طوری که حتی روایتی نیست، مگر اینکه در برابرش روایتی ضد آن قرار دارد و هیچ حدیثی از تعارض سالم نمی‌ماند.
این امر باعث شدیدترین و بزرگ‌ترین طعنه‌های مخالفان علیه ما شد، برای همین پرداختن به شرح کتابی که دربرگیرنده تأویل روایات مختلف و احادیث متعارض باشد، از مهم‌ترین وظایف دینی و مایه تقرب به خداوند است. از این کلام شیخ طوسی برمی‌آید که ایشان انگیزه‌شان از تألیف تهذیب این بوده که راه‌های جمع بین روایات را ارائه بدهند؛ چون تعارض روایات از نظر ایشان علاوه بر اینکه باعث طعنه و سرزنش مخالفان می‌شود، باعث تردید و بلکه انحراف برخی از شیعیان هم شده است.
خب، حالا کتاب «تهذیب الاحکام» چه ویژگی‌ها و امتیازاتی دارد؟ تهذیب از نظر انعکاس شمار زیادی از روایات فروع و همین‌طور عدم انحصار در ذکر روایات مطابق با معیارهای پذیرش که کلینی هم همچین بنایی داشت، یا روایات مطابق با فتوا که شیوه شیخ صدوق بود، اینجا هم نسبت به کتاب «کافی» و هم «مَن لایَحضُرُه» و هم حتی «استبصار» جامعیت بیشتری دارد.
کتاب «تهذیب الاحکام» دومین مزیتش این است که ارائه نسبتاً کاملی دارد از روایات موافق و مخالف، با صرف‌نظر از نوع سازشی که شیخ بین این‌ها برقرار می‌کند که حالا چطور می‌آید سازش می‌دهد بین روایت موافق و مخالف. به هر حال، به فقیه یا هر حدیث‌پژوهی این امکان را می‌دهد که برای استنباط هر حکمی با همه جوانب صدور و مفاد روایات آشنا شود و با بینش عمیق‌تر به کندوکاو بپردازد. علاوه بر این، انعکاس وسیع این‌جور روایاتی ما را با پدیده تقیه، ارائه پاسخ‌ها مطابق با سطح مخاطبان، قبض و بسط ائمه علیهم‌السلام در طرح مباحث، اشتباه راویان در نقل به معنای روایات و چیزهای دیگر آشنا می‌کند.
ویژگی سوم هم این است که با توجه به جامعیت علمی شیخ طوسی و بهره‌گیری در شیوه‌های تعامل خودش با روایات از دانش اساتید ناموری مثل شیخ مفید و سید مرتضی، چگونگی برخورد ایشان با روایات و تأویل یا جمع عرفی، تجربه‌های عملی کارآمدی را در پیش روی هر حدیث‌پژوهی می‌گشاید؛ هرچند همه تعبیرها و جمع‌های او مورد پذیرش نباشد.
خب، این شد کتاب تهذیب. کتاب چهارم که دومین کتاب شیخ طوسی است، دومین کتاب روایی شیخ طوسی است؛ کتاب «الاستبصار فی مختلف من اخبار» که از نظر اعتبار به‌عنوان چهارمین کتاب بین کتب اربعه شناخته شده است. شیخ «استبصار» را در سه جلد فراهم آورده است. جلد اول و دوم در زمینه عبادات، جلد سوم در زمینه عقود و ایقاعات و سایر ابواب فقه است که الان در چاپ‌های کنونی در چهار جلد منتشر شده است. این کتاب طبق شمارش مؤلف، ۹۲۵ باب و ۵۵۱۱ حدیث دارد. چنانکه شیخ طوسی خودش در مقدمه استبصار گفته، بعد از تألیف تهذیب و بنا به درخواست گروهی از علما، آن را فراهم کرده است.
انگیزه خودشان را از تألیف استبصار این‌طور بیان کرده‌اند که دیدم گروهی از اصحاب در کتاب بزرگ امام موسوم به «تهذیب الاحکام» و روایاتی که در زمینه حلال و حرام آنجا آوردیم، این‌ها نگاه کردند آن کتاب را و دیدند که بیشترین مسائل فقه در ابواب احکام آنجا آمده است. تمایل پیدا کردند به احادیث مختلفش به صورت جداگانه و مختصر هم دست پیدا کنند. که بر اساس این گفتار، کتاب استبصار در حقیقت یک نوع تلخیص «تهذیب الاحکام» است.
شیخ طوسی در ادامه کلام خودشان بعد از اینکه می‌گویند این کار، یعنی گردآوری روایات مخالف و جمع بین آن‌ها را من در هر باب تحت فتوای خود، روایات مربوط به آن را ذکر می‌کنم. یعنی اول آن عنوانی که می‌گویم فتوای من است، عنوان با... بعد روایاتی که مطابق با آن فتواست و بعد روایات مخالفش را می‌آورم. راه جمع بین این‌ها را هم بیان می‌کنم تا آنجا که جمع ممکن باشد، روایتی را کنار نگذاریم، طرح نکنیم و اول کتاب هم ایشان بخشی از قرائنی که می‌شود به کمک این‌ها برخی از روایات را بر برخی دیگر ترجیح داد، اشاره کرده‌اند.
ایشان می‌آید روایات را تقسیم می‌کند به دو دسته: متواتر و غیر متواتر. روایت غیر متواتر را به دو دسته تقسیم می‌کند؛ دو دسته دانسته است. یک دسته روایاتی که همراه با قرینه‌اند. از نگاه ایشان، این دست از روایات مثل روایت متواتر، مفید علمند که حالا برخی از این قرائن مثل موافقت با ظاهر قرآن، دلیل عقل و غیره را آنجا ذکر می‌کند. دسته دوم روایات آحادی هستند که فاقد قرینه‌اند که از نظر شیخ، به این دسته از روایات در صورتی می‌شود عمل کرد که مُعارض نداشته باشد. اگر داشته باشد، باید با این حال طبق قوانین تعادل و تراجی عمل کرد.
ایشان در استبصار هم مثل تهذیب، اسناد روایات را به استثنای آن آخرین راوی حذف کرده و در مشیخه طرق خودش را (در مشیختین، طرق به روات احادیث) آورده است. با این توضیح می‌شود گفت که استبصار از این جهات با تهذیب همسان است: یکی از جهت تنظیم کتاب بر اساس کتاب «مقنعه» شیخ مفید؛ یکی هم از جهت حذف اسناد روایات و تدارک این‌ها در مشیخه؛ و یکی هم از جهت اینی که دارد تلاش می‌کند برای اینکه تعارض بین روایات را رفع بکند و راه جمع بین این‌ها را ارائه کند.
استبصار با تهذیب از این جهت تفاوت دارد که شیخ طوسی در تهذیب همه روایات موافق گفتار شیخ مفید در مقنعه را به صورت مبسوط ذکر می‌کند، بعد می‌آید ذکر روایت مخالف را می‌آورد به همراه ارائه راه جمع. ولی در استبصار خودش را ملزم نمی‌بیند به اینکه عبارت‌های مقنعه را نقل بکند و در هر مسئله فقط بخشی از روایات موافق را ذکر می‌کند، ولی روایات مخالف را به طور کامل می‌آورد و تلاش می‌کند به صورت مبسوط‌تر و متقن‌تر رفع تعارض بین این‌ها کند. از این جهت، استبصار نزدیک شده به کتب اصولی و به خاطر همین هم آن را به خاطر برخورداری از مباحث علمی متقن برای خواص علما مفیدتر دانسته‌اند.
«ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار» از علامه مجلسی، «غایه المرام» از سید نعمت‌الله جزایری؛ این‌ها شرح تهذیب هستند. «جلاء الأبصار فی شرح الاستبصار» از شیخ عبدالرضا طفیلی جزو شرح‌های استبصار است. خب، این شد کتب اربعه ما.
حالا نگاه اخباریون و اصولیون به این کتب اربعه چیست؟ بین اصولیون و اخباریون در مورد میزان صحت روایت کتب اربعه اختلاف است. اخباریون نظرشان بر این است که آقا، تمام روایات کتب اربعه صحیح و قطعی است. اصولیون معتقدند که بخشی از این‌ها صحیح است. در بین اخباریون، محمدامین استرآبادی که بنیان‌گذار این گرایش فکری در قرن‌های اخیر است، یک فصلی را در کتاب «الفوائد المدنیه» ایشان باز می‌کند، آنجا ۱۲ دلیل می‌آورد برای اینکه روایات کتب اربعه صحیح است. فیض کاشانی هم در مقدمه وافی از صحت روایت آن‌ها دفاع کرده است. مرحوم شیخ حُرّ عاملی در فایده نهم از فوایدی که در پایان کتاب «وسائل الشیعه» ایشان ذکر کرده است، ۲۲ وجه می‌آورد برای اثبات مدعای خودش. محدثه بحرانی در مقدمه کتاب فقهی «الحدائق الناضره» ۹ دلیل می‌آورد برای این مدعا.
اهم دلایل اخبارییون بر صحت روایات کتب اربعه این‌هاست. این سه دلیل را می‌آورند برای اینکه آقا، تمام روایات کتب اربعه صحیح است. دلیل اول این است که می‌گویند آقا، می‌دانیم بسیاری از اصحاب و روات ائمه از جمله اصحاب اجماع، بیش از ۳۰۰ سال برای اینکه احکام را بگیرند و روایاتی که از اهل بیت می‌شنوند ثبت بکنند و مکتوبات خودشان را به ائمه عرضه بکنند، عمرشان را صرف کردند که این کار تا زمان صاحبان کتب اربعه استمرار داشته است. در حقیقت، کتب اربعه متکی به یک میراث روایی مکتوب و گرفته شده از روایاتی است که از مجالس ائمه ثبت شده است.
این استدلال. استدلال دوم این است که خود صاحبان کتب اربعه در مقدمه کتاب‌هایشان از صحت روایات کتاب خودشان دفاع کردند. کلینی گفته من کتابم را می‌نویسم برای رهایی از حیرت و سرگردانی در فهم دین که معلوم است که خب این فقط با ارائه روایت صحیح همچین کاری میسر است. شیخ صدوق فرموده که من این روایاتی که آوردم در «مَن لایَحضُرُه»، همه‌اش صحیح و مطابق با این‌ها فتوا داده‌ام. شیخ طوسی فرموده‌اند که به خاطر همین حتی آن روایاتی که ظاهراً دارای سند ضعیفی هستند را هم آورده تا مطابق با در واقع صحت روایات و فتاوای خودشان باشد.
سومین استدلال این است که وقتی ما می‌آییم کتب رجال را تتبع می‌کنیم، احوال رواه را تتبع می‌کنیم، این‌طور به دست می‌آید که اصول و کتب مورد اعتماد در زمان صاحبان کتب اربعه وجود داشته و آن‌ها کتاب‌های خودشان را با استفاده از این اصول فراهم کرده‌اند. اگر آن‌ها در جوامع خودشان روایاتی را از این اصول ذکر می‌کردند که جای شک و تردید داشت، آن‌ها را با علامت مشخص می‌کردند وگرنه راهنمای بر حق به شمار نمی‌آمدند. چنانکه شیخ طوسی در کتاب «عده» و همچنین آغاز استبصار گفته است: هر حدیثی که بهش عمل می‌شود از اصولی گرفته شده که بر صحت نقل آن اجماع وجود دارد. این سه تا استدلال اخباری‌هاست، مبنی بر اینکه تمام روایات کتب اربعه صحیح و قطعی و قابل اعتماد است.
در برابر اخباری‌ها، اصولی‌ها با اینکه اذعان دارند به اینکه جایگاه کتب اربعه بلند است و اعتبار این‌ها به‌عنوان مهم‌ترین و محکم‌ترین منابع روایی شیعه سر جای خودش است، قبول دارند. این را قبول ندارند که تمام روایات این کتاب قطعیت داشته باشد. این سه تا دلیل را هم کافی نمی‌دانند. این‌ها معتقدند که اینی که کتب اربعه تکیه دارد به آن، به هر حال متون روایی ما، این باعث می‌شود که خود آن کتب اربعه اتقان و استواری داشته باشد، ولی معنایش این نیست که همه روایات صحیح باشد؛ چون نمی‌شود با قاطعیت تمام بگوییم که آقا، تمام این روایات اصول اربعه‌ای که کتب اربعه از آن‌ها گرفته شده صحیح باشد. شاهدش هم این است که ما راوی کذاب در این‌ها داریم، جاعل داریم، گاهی ملحد اصلاً در این‌ها داریم در بین اصحاب ائمه که گاهی روایت جعلی خودشان را در نوشته‌هایشان یا مکتوبات دیگران ثبت می‌کردند.
امام صادق علیه‌السلام در این زمینه فرمودند: «خدا مغیره بن سعید را لعنت کند که به پدرم دروغ می‌بست.» در یک جای دیگر فرمودند: «مغیره بن سعید از روی عمد به پدرم دروغ می‌بست و کتب اصحاب پدرم را می‌گرفت، یاران او خودشان را در بین یاران پدرم پنهان می‌کردند و کتب اصحاب پدرم را گرفته به دست مغیره می‌رساند. او مطالب کفرآمیز و الحادی را بین روایات جا می‌داد و آن‌ها را به پدرم مستند می‌کرد. آن وقت کتاب‌ها را به صاحبانشان برمی‌گرداندند تا بین شیعه پخش کنند.» و برخی از همین راویان دروغین را هم اهل بیت مورد لعن و نفرین قرار داده‌اند.
در مورد گواهی صاحبان کتب اربعه باید گفت که اولاً این گواهی تنها به صراحت از سوی شیخ صدوق است. ثانیاً با فرض پذیرش همچین ادعایی، ما آن‌ها را از ارائه عامدانه و آگاهانه روایات غیرصحیح پیراسته می‌دانیم. عمداً روایت غیرصحیح به ما نداده‌اند، ولی این به معنای این نیستش که دیگر روایت ضعیف از سر سهو و اشتباه به آثار این‌ها راه پیدا نکرده باشد. به عبارت دیگر، اذعان به صحت روایات از نگاه آن‌ها مبتنی بر اجتهاد آن‌هاست و این اجتهاد اگر برای خود آن‌ها حجت باشد، برای ما حجت نیست. گذشته از اینکه این دلایل اخبارییون ناتمام است، ما تعداد زیادی روایت داریم که قابل توجه است از روات ضعیف و حتی جاعل حدیث در سلسله اسناد روایات کتب اربعه و همچنین وجود روایاتی که مخالف معیارهایی مثل قرآن یا سنت معتبر یا عقل صحیح یا تاریخ یا علم است و اینی هم که بخشی از روایات از سوی صاحبان کتب اربعه پذیرفته نشده که حالا خود اختلافات متنی روایات بین این حضرات باشد و این‌ها، این‌ها خودش بهترین گواه است برای اینکه تمام روایات کتب اربعه قطعیت ندارد.
می‌رویم سراغ دوره چهارم حدیثی؛ دوره تکمیل و تنظیم جوامع حدیثی شیعه که با این کتب جدیدتر آشنا می‌شویم. مهم‌ترین منابع حدیثی در دوره تکمیل، اولیش «بحارالانوار» است از علامه محمدباقر مجلسی که در سال ۱۱۱۱ هجری ایشان از دنیا رفتند. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، معروف به علامه مجلسی، از محدثان بزرگ و پرکار شیعه است. در ۱۱۰۳۷ هجری ایشان در اصفهان به دنیا آمدند و در سال ۱۳۱۱ در ۷۳ سالگی از دنیا رفتند. علامه مجلسی در دوران حیات خودشان، اضافه بر کارهای علمی و تألیف ده‌ها اثر تحقیقی و تدریس، امامت جمعه و جماعات، پاسخ به مسائل شرعی، به‌عنوان مؤثرترین عالم شیعی در مسائل اجتماعی عصر خودشان در دوران صفویه ظاهر شدند. از مقام شیخ‌الاسلامی و مفتی حکومت صفوی بودن استفاده کردند برای انتشار تشیع، تحکیم عقاید شیعی، پیراستن آرای باطل عوام. ایشان کوشش فراوان و قابل تقدیری انجام دادند. به خاطر این تأثیرگذاری گسترده و شگرف، برخی گفتند که اگر بگوییم شیعه یعنی افکار و آرای مجلسی، حرف از روی گزافه نخواهد بود. این‌قدر زحمات علامه مجلسی شایان و نمایان است.
مجلسی اساتید بزرگی داشته است، مثل پدرش محمدتقی مجلسی اول، آقا حسین محقق خوانساری، ملا صالح مازندرانی، ملا محسن فیض کاشانی، سید نورالدین عاملی و شاگردان معروفی هم دارد مثل سید نعمت‌الله جزایری، میرزا عبدالله تبریزی اصفهانی، میرمحمدحسین خاتون‌آبادی. علامه مجلسی در بین علما و محدثان شیعه به پرکاری و کثرت تألیف اشتهار دارد، طوری که برای ایشان ۱۶۰ عنوان کتاب ذکر کرده‌اند که ۸۶ عنوان کتاب فارسی و بقیه‌اش عربی است. از بین کتاب‌های مهم و ماندگار علامه مجلسی، جدای از «بحارالانوار» می‌شود به کتاب‌های «مرآت العقول فی شرح اخبار آل‌الرسول» نام برد که این کتاب شرح مبسوط و جامعی از اصول و فروع و روضه کافی است. کتاب «حیاة القلوب»، «عین الحیات»، «زادالمعاد» و غیره.
«بحارالانوار» جامع‌ترین و گسترده‌ترین کتاب روایی است که تاریخ تشیع به خودش دیده و همان‌طور که از نامش پیداست، مجلسی دریاهایی از نور فراهم کرده که درش روایات دربار ائمه گرد آمده است. بدون تردید، بحار یک دائره‌المعارف جامع شیعه بلکه اسلام است که هیچ محققی در حوزه‌های مختلف شیعه‌پژوهی و اسلام‌پژوهی نمی‌تواند از مراجعه به آن بی‌نیاز باشد. این کتاب از روز تدوین تا حالا مورد اقبال علما و محافل علمی قرار گرفته و مورد ستایش بسیاری از بزرگان قرار گرفته است. محدث نوری معتقد است تا کنون کتابی جامع مثل این فراهم نشده است.
با توجه به گستردگی کتاب و حجم انبوه روایات، علامه مجلسی تدوین «بحارالانوار» را به صورت گروهی دنبال کرد. بدین ترتیب که از شماری از شاگردان خودش، این‌ها را آورد برای گردآوری و تنظیم روایات و کمک گرفت. کسانی که علامه مجلسی را در این کار بزرگ یاری کردند عبارتند از: آمنه‌خاتون، خواهر علامه، امیر محمد صالح خاتون‌آبادی، میرزا عبدالله افندی، ملا عبدالله بحرینی و سید نعمت‌الله جزایری. ایشان در مجموع از ۴۰۰ کتاب شیعی و ۸۵ کتاب اهل سنت، در مجموع ۴۸۵ کتاب به‌عنوان منبع خود نام برده، ولی بررسی‌ها در لابلای بحار نشان می‌دهد که علامه از ۶۲۹ منبع استفاده کرده است. هرچند ممکن است با فحص کامل، شماره منابع از این رقم هم بالاتر برود.
خب، ویژگی‌ها و امتیازات «بحارالانوار» چیست؟ اولیش جامعیت است؛ جامع‌ترین کتاب روایی که حجم گسترده‌ای از روایات در تمام عرصه‌های دین‌شناسی، حالا چه عقاید، چه اخلاق، چه احکام را منعکس کرده است. از بیش از ۶۰۰ منبع روایی شیعه و سنی، افزون بر کتب اربعه شیعه، استفاده کرده است که نشان می‌دهد میزان جامعیت این کتاب چقدر است. به نظر می‌رسد این چنین کتاب جامعی نه فقط در بین شیعه، بلکه در بین صدها کتاب روایی اهل سنت هم پیدا نمی‌شود.
ویژگی دوم، شرح و تبیین روایات است. به رغم اینکه بیشتر جوامع روایی فقط به ذکر روایات بسنده‌اند، او انعکاس روایت کرده و مباحث مهم، گسترده و راه‌گشایی را در زمینه شرح و تبیین روایات آورده که افزون بر ابهام‌زدایی از مفاهیم روایات و ارائه گسترده آموزه‌های روایی، ما را با شیوه تعامل با روایت و مبانی فهم حدیث آشنا می‌کند.
سومین ویژگی‌اش ذکر اسناد است. به رغم اینکه در بحار در صدر هر روایتی نام منبع ذکر شده و مراجعه به آن منابع که روایات را با سند ذکر کرده است، برای پژوهشگران میسر بوده، با این حال علامه در سرتاسر بحار روایات را با سند ذکر کرده که این کار راه را برای بررسی سندی هموارتر می‌کند.
ویژگی چهارمش این است که گاهی نظرهای علما و صاحب‌نظران را هم منعکس کرده که این در بیشتر کتب ایشان مشهود است. انعکاس گسترده دیدگاه‌های صاحب‌نظران شیعی و سنی در زمینه‌های مختلف و بررسی این دیدگاه‌ها را چون دارد که گاهی صفحاتی از کتاب را نقل اقوال آن‌ها تشکیل می‌دهد. از این جهت، بحار به‌عنوان منبعی مهم برای بازشناخت دیدگاه علما قابل بهره‌برداری است.
خب، این هم کتاب «بحارالانوار». به «وسائل الشیعه» رسیدیم. یک ۱۰ دقیقه‌ای استراحت دوستان باشد. ان‌شاءالله یک ربع ۱۱ می‌آییم تا یک ربع ۱۲، یک ساعت ان‌شاءالله به حول قوه الهی بحث ادامه می‌دهیم.
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهر.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات آشنایی با علوم حدیث

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00