آشنایی با علوم حدیث

جلسه ششم

00:34:48
41

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم‌الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین الان الی قیام.
به کتاب دوم می‌رسیم در دوره تکمیل جوامع حدیثی، کتاب «وسائل‌الشیعه» که عنوان کاملش هست: «تفصیل وسائل‌الشیعه الی تحصیل مسائل‌الشریعه» از شیخ حر عاملی، معروف به محمد بن حسن حر عاملی، که ایشان در سال ۱۱۰۴ هجری از دنیا رفتند؛ چند سال زودتر از علامه مجلسی.
محمد بن حسن بن علی، معروف به شیخ حر عاملی. نسب وی با ۳۶ واسطه به حر بن یزید ریاحی می‌رسد. ایشان در سال ۱۰۳۳ هجری در قریه «مشغر» از قرا جبل‌عامل لبنان به دنیا می‌آید و در سال ۱۱۰۴ در ۷۱سالگی در مشهد‌الرضا (علیه السلام) دفن می‌شود. خاندان ایشان از جمله علما و فقهای شیعه در جبل‌عامل بودند. پدر، عمو و جد مادری ایشان، چنان‌که صاحب «معالم» شیخ زین‌الدین محمد بن حسن عموی اوست، برای همین شیخ بیشترین دانش خود را از اطرافیانش گرفته است.
هنگام مسافرت به اصفهان، از علامه مجلسی اجازه روایی گرفت، چنان‌که علامه مجلسی هم متقابلاً چنین اجازه‌ای را از شیخ حر دریافت کرد. شیخ چهل سال در وطن خودش اقامت داشت. آن‌وقت بعد، ایشان به منظور زیارت مرقد شریف ائمه (علیهم السلام) به عراق می‌آید. از آنجا سال ۱۰۷۳ هجری (احتمالاً باید ۱۰۷۳ باشد) به مشهد می‌آید. همان‌طور که خودش تصریح کرده، ایشان علاقه‌مند شد که در مشهد بماند. تا پایان عمر ایشان در این شهر مشغول تألیف و تدریس بود. تعدادی از علمای شیعه از محضر ایشان کسب دانش کردند و خیلی زود ایشان به عنوان قاضی‌القضات و شیخ‌الاسلام این دیار معرفی شد.
شیخ حر عاملی ۲۴ جلد کتاب دارد، ۲۴ عنوان، که مهم‌ترین اینها بعد از «وسائل الشیعه» این کتاب‌هاست: «جواهر الثنی فی الاحادیث القدسی»، «اثبات الهدات بالنصوص و المعجزات» که این کتاب هفت جلد است، «الفوائد الطوسیه» و «وسائل‌الشیعه». کتاب رواییای که در آن روایت فقهی از کتب اربعه گرفته شده، ۷۰ کتاب دیگر هم هست.
این کتاب یک مقدمه دارد در ۳۱ باب و ۵۱ کتاب دارد بر اساس کتب فقهی. در مجموع ۳۵۸۵۰ روایت دارد. ایشان این کتاب را طی ۱۸ یا ۲۰ سال جمع‌آوری کردند و پایان تألیف سال ۱۰۸۲ هجری بوده است. ایشان حداقل سه بار تمام کتاب را مورد مطالعه قرار دادند. این کتاب در چاپ سال‌های اخیر در ۲۰ جلد و با حواشی آیت‌الله ربانی تا جلد ۱۵ و حواشی مرحوم رازی در سایر مجلدات چاپ و منتشر شد.
شیخ حر عاملی، وجود تطویل و تحویل‌های دور از واقع در کتاب‌های قبلی، همین‌طور پراکندگی روایات، ناسازگاری روایات، به عنوان باب‌های فقهی و فقدان بسیاری از روایات مرتبط با مسائل شرعی را انگیزه خودش می‌داند برای تدوین «وسائل الشیعه». ایشان تصریح می‌کند که روایات کتابش را از کتاب‌های مشهوری نقل کرده که مورد اعتناء و عمل شیعه است. مراجعه به کتاب «وسائل» نشان می‌دهد که ایشان خواسته است با گردآوری تمام روایات مرتبط با ابواب فقه، کار استنباط و اجتهاد را تسهیل کند. از نظر ایشان، بدون تدوین این کتاب، فقیه ناچار است به روایات مرتبط در ابواب مختلف و پراکنده کتب اربعه مراجعه کند. تازه بعد از این مراجعه، او به بخشی از روایات دست پیدا می‌کند که تنها در این کتاب منعکس شده و از روایات دهم منبع دیگر اطلاع پیدا نمی‌کند.
کتاب «وسائل» به خاطر این حُسن ترتیب و تبویبش از آغاز تاکنون مورد توجه و استفاده مجتهدان شیعه بوده است.
سومین کتاب از این کتاب‌هایی که در دوره تکمیل نوشته شده، کتاب «مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل» از میرزا حسین نوری، متوفی ۱۳۲۰ هجری است. میرزا حسین بن میرزا محمدتقی نوری طبرسی در سال ۱۲۵۴ هجری در روستای «یالو» از قُرا شهرستان نور مازندران چشم به جهان گشود. بعد از اینکه پدرشان را در سن ۸ سالگی از دست دادند، بخشی از تحصیلشان را در وطنشان پیش ملا محمدعلی محلاتی و در تهران پیش شیخ عبدالرحیم بروجردی دنبال کردند. سال ۱۲۷۳ در سن ۱۹ سالگی برای ادامه تحصیل می‌روند نجف پیش اساتید به نام مثل شیخ عبدالحسین تهرانی معروف به شیخ‌العراقین و شیخ انصاری و سید مجدد شیرازی و غیره.
حاصل تحصیل میرزا حسین نوری در اثر رویکرد به دانش حدیث و غور در روایات اهل بیت، محدث نوری مشهور است. برجستگانی دارد مثل شیخ عباس قمی، شیخ آقا بزرگ تهرانی. شیخ آقا بزرگ در آغاز «مستدرک» از مقام علمی و معنوی استادش با کمال تعظیم و احترام یاد می‌کند. زهد، عبادت، پشتکار، کثرت مطالعات دینی، به ویژه حدیثی و نظم استادش را می‌ستاید. محدث نوری آثار مهمی از خودش به جا گذاشته است. کتاب‌های «دارالسلام»، «نفس‌الرحمن»، «معالم العِبَر»، «جنة المأوی» و غیره از جمله آثار علمی ایشان است.
شاگرد مبرّز محدث نوری، شیخ عباس قمی، که در تمجید از استادش این‌طور می‌گوید: «بهترین فنون علوم او علم حدیث، شناخت رجال و احاطه بر اقوال ائمه بود. اطلاع از دقایق آیات و نکات اخبار طوری بود که عقل‌ها حیران می‌ماند». سبحان الله! از کثرت اطلاع و دامنه آگاهی و تبحرش در علوم اخبار تعجب می‌کرد.
محدث نوری سال ۱۳۲۰ هجری در سن ۶۶ سالگی از دنیا رفتند و در نجف اشرف دفن شدند. کتاب «مستدرک الوسائل» همان‌طور که از عنوانش پیداست، کتابی است روایی که مؤلفش تعداد زیادی از روایاتی که در «وسائل» منعکس نشده را در آن آورده است. کتاب «مستدرک» دربردارنده ۵۴۲۱ باب و ۲۳۵۱۴ روایت است. محدث نوری در سال ۱۳۱۹ هجری تألیف این کتاب را به پایان رساند. از جمله امتیازات این کتاب، بخش خاتمه آن است که مؤلف به بررسی ۱۰ فایده در آن پرداخته است. در فایده نخست، مهم‌ترین منابع «مستدرک» را آورده. فایده دوم، شرح حال کتب و مؤلفان آنهاست که ۶۵ کتاب می‌باشد. فایده سوم، طرق محدث نوری به صاحبان کتب پیشین، و در بقیه فواید هم مباحثی مثل کتاب «کافی»، «مشیخه من لا یحضره الفقیه»، کتاب «تهذیب» و غیره را آورده است. مهم‌ترین بخش از این فواید، فایده دوم است که در آن مباحث مهم و مفیدی را در زمینه کتاب‌شناسی کتبی که اشاره شد، آورده است.
«مستدرک» بر اساس تنظیم ابواب فقهی در «وسائل» فراهم آمده و بسان آن، تنها معطوف به روایت فقهی است. این کتاب اولین بار در سه جلد رحلی منتشر شد. آن‌وقت بعدها آمد به همت مؤسسه آل‌البیت در ۲۴ جلد منتشر شد که ۱۸ جلدش اصلی و ۶ جلدش خاتمه «مستدرک» است.
کتاب چهارم در دوره تکمیل که آخرین کتاب اینجاست، کتاب «جامع احادیث الشیعه» از مرحوم آیت‌الله بروجردی است که ایشان در سال ۱۳۸۰ هجری از دنیا رفتند. آیت‌الله بروجردی از بزرگ‌ترین مراجع شیعه بودند. در دوران معاصر در دوران زعامتشان خدمات شایان توجهی کردند به جامعه و فرهنگ شیعی. حوزه علمیه شیعه با حضور و احاطه علمی ایشان به دانش فقه، رجال، حدیث و غیره، حیات و پویایی تازه پیدا کرد و خیلی از مراجع کنونی و علمای حوزه از محضر او دانش آموختند.
آیت‌الله بروجردی در طرح مباحث فقهی از شیوه خاص و نوین بهره گرفت. ایشان معتقد بود که استنباط احکام شرعی، توجه به تاریخ فقه، دیدگاه‌های فقهی سایر مذاهب اسلامی، آگاهی از تمام منابع روایی و تاریخی، سیر و غیره، افزون بر دانش‌های شناخته‌شده برای استنباط را می‌طلبد. و از آنجا که به‌رغم اعتماد فقها به کتاب «وسائل‌الشیعه»، این کتاب از نگاه ایشان با کاستی‌هایی روبه‌رو بوده است، تدوین کتابی جامع و گسترده که دربردارنده تمام روایات مورد نیاز بدون تغییر و تقطیع باشد را آغاز کرد. برای همین، ایشان آمد با طرح اندیشه خودش به شاگردانش، گروهی از آن‌ها را با راهنمایی که خودش کرد، کار تألیف چنین کتابی که بعدها اسمش شد «جامع احادیث الشیعه» را آغاز کردند و تا زمان حیات آیت‌الله بروجردی یک جلد از این کتاب منتشر شد. بعد از رحلت ایشان و پراکنده شدن اعضای گروه، کار تدوین توسط یکی از شاگردان ایشان، حاج شیخ اسماعیل معزی ملایری، دنبال شد و تاکنون ۲۶ جلد از این کتاب منتشر شده است.
امتیازات و ویژگی‌های این کتاب چیست؟ در مقدمه این کتاب به تفصیل ۲۳ ویژگی برای این کتاب شمرده شده که بخشی از آن‌ها را می‌آوریم:
۱. اینکه در هر باب آیت‌الاحکام مربوط به آن باب ذکر شده است.
۲. اینکه برخلاف روش صاحب «وسائل»، متون روایات بدون تقطیع انعکاس پیدا کرده، مگر در موارد خاص. چون صاحب «وسائل» روایت و آن تیکه مرتبطش را فقط می‌آورد. دیگر این تقطیع نباید بشود. کل حدیث باید دیده بشود. شاید به هر حال سیاقش چیز دیگری برساند. برای همین، دیگر این روایت را تقطیع نکردند مگر در موارد خاص و مشخص که تقطیع صدمه‌ای نزند به معنا و مدلول روایت.
۳. سومین ویژگی‌اش این است که در ذکر صحیح واژه‌ها، خیلی دقت به کار رفته و عبارت‌های روایت بر اساس منابع اصلی به اختلاف نسخه‌ها هم اشاره کرده‌اند.
۴. چهارمش این است که روایت متعارض را ذکر کرده‌اند و راه‌های جمع و تأویل بین این‌ها را هم آورده‌اند.
۵. پنجمیش این است که روایت سُنَن، آداب، اخلاق، دعاها و اذکار از احکام جدا شده و به صورت مستقل منعکس شده است.
۶. بعدی‌اش این است که احادیث هر باب با رعایت نظمی مشخص انعکاس پیدا کرده‌اند، به این معنا که اول روایت مطابق با فتوا آمده، بعد به ترتیب روایت معارض یا مخالف مدلولی.
۷. و آخرین ویژگی‌اش همین است که در موارد نیاز مرجع ضمیر در روایات مشخص شده و معانی واژه‌های دشوار ارائه شده است.
کتاب «جامع احادیث الشیعه» ویژگی برجسته‌ای داشت پیش مرحوم آیت‌الله بروجردی و ایشان به تکمیل این کار اهتمام ویژه‌ای داشتند و در آخرین لحظات عمرشان، تدوین این کتاب را بهترین سرمایه عمر خودشان می‌دانستند.
می‌رسیم به اهم منابع حدیثی در دوره تنظیم.
در دوره تنظیم دو تا کتاب را خیلی مهم می‌دانیم: یکی کتاب «وافی» مرحوم فیض، یکی هم کتاب «منتقى الجمان» مرحوم جمال‌الدین فرزند شهید ثانی.
کتاب «وافی» اسمش هست: «الوافی فی جمع الاحادیث الکتب الاربعه القدیمه» از ملا محمد محسن فیض کاشانی، متوفی ۱۰۹۱ هجری. محمد بن مرتضی بن محمود، معروف به فیض کاشانی، در سال ۱۰۰۷ هجری در کاشان به دنیا آمد. در بین خاندانی علمی ، ایشان اساتید بزرگی مثل پدرش، سید ماجد بحرانی، صدرالدین شیرازی (منظور ملاصدرا)، میر محمد باقر داماد، بهاءالدین عاملی معروف به شیخ بهایی، ملا خلیل قزوینی، محمد صالح مازندرانی و غیره را داشت. فقه، حدیث، فلسفه و عرفان را یاد گرفت. ایشان از اساتید ناموری بهره گرفت مثل صدرالمتألهین و میرداماد در فلسفه و عرفان، سید ماجد بحرانی، شیخ بهایی در فقه و عرفان و حدیث، ملا خلیل قزوینی و محمد صالح مازندرانی در حدیث که به او اندیشه جامعه نگر بخشیدند. آثار ایشان خیلی گستره وسیعی دارد. نشان می‌دهد که چقدر جامع بوده است. ۱۴۴ کتاب دارد که مهم‌ترین این‌ها در فقه «مفاتیح الشرایع» است که در وحشت بسیار به این کتاب عنایت داشتند، در تفسیر «تفسیر صافی»، در حدیث «وافی»، در اخلاق «المحجة البیضاء». آثار فیض خوب آثار واقعاً فوق‌العاده‌ای است.
شاگردان برجسته ایشان علامه محمد باقر مجلسی، سید نعمت‌الله جزایری، قاضی سعید قمی بودند. ایشان سال ۱۰۹۱ وفات کردند در کاشان مدفون شدند. قبر بسیار با برکتی هم دارند که بزرگان صبحگاهی اعتکاف می‌کردند؛ قبر فیض کاشانی.
«وافی» اولین و جامع‌ترین کتابی است که تمام روایات کتب اربعه را با حذف مکررات و با چینش جدید و شرح و تبیین روایات آورده است. یک مقدمه دارد، ۱۴ کتاب و یک خاتمه دارد، ۲۷۳ باب. بنا به محاسبه شیخ آقا بزرگ تهرانی در «وافی» حدود ۵۰ هزار روایت آمده که احتمالاً با احتساب روایاتی که در شرح روایت کتب اربعه است. مؤلف انگیزه خود را از تدوین این کتاب این دانسته که می‌گفته: آقا هر کدام از این کتب اربعه به خاطر عدم یادکرد روایات مورد نیاز، دشواری مراجعه به آن‌ها به خاطر پراکندگی ابواب و عنوان‌ها و وجود مکررات در این‌ها، کافی نبوده. لذا ایشان تصمیم گرفته که کتاب «وافی» را بنویسد؛ «وافی» باشد و دیگر همه را دربر بگیرد. این کتاب ۲۳ جلد است. «وافی» توسط خود مؤلف تلخیص شده به عنوان «الاشافی» و «المنتخب من الوافی». خودش هم تلخیصش را انجام داده است.
امتیازات این کتاب:
اولش این است که کتب اربعه را سامان داده، روایات تکراری کتب اربعه را حذف کرده و روایات را بر اساس یک ساختار جدید آمده تنظیم کرده و یک سامان مناسبی داده است. به «اربعه» ترک مراجعه به «وافی» ما را از مراجعه به کتب «اربعه» بی‌نیاز می‌کند. با «وافی» مراجعه کنی، کفایت می‌کند. شرح و تبیین روایات کرده، به‌رغم اینکه در جوامع روایی، شرح و تفسیر روایات چندان متداول نبوده، ولی مرحوم فیض با انجام این کار در «وافی» ضمن رفع ابهام‌ها و مشکلات در راه فهم روایات، خود شیوه تعامل با روایات را به دست آورده است.
و سومین ویژگی‌اش هم این است که اسناد را به طور کامل ذکر کرده با متون روایت. متن روایت هم کامل آمده. اسناد کامل روایت را آورده و آن دیگر کاستی «من لا یحضره الفقیه» و «تهذیب» را با مشایخ و مشکل حذف اسناد را حل کرده‌اند. ایشان هم این کاستی را جبران کرده و برعکس «وسائل» که تقطیع داشت، روایاتش اینجا دیگر تقطیع هم ناروایی ندارد که بدون تقطیع و با همین قرائن داخلی، به ویژه سیاق، می‌شود معنای حدیث را درک کرد. این کتاب «وافی» بود.
کتاب دوم «منتقى الجمان فی الاحادیث الصحاح والحسان» اثر جمال‌الدین حسن بن زیدالدین عاملی است که ایشان فرزند شهید ثانی است و سال ۹۵۹ هجری در محله «جب» از قُرا جبل‌عامل لبنان تولد پیدا کرده و سال ۱۰۱۱ از دنیا رفته است. از اول خردسالی پیش پدر عالم و فقیهش درس گرفته. بعد از شهادت پدرش و استمرار تحصیل در وطن به همراه دوست صمیمی‌اش، صاحب «مدارک»، به نجف می‌آید. در سایه پشتکار علمی به مدارج بلند علمی می‌رسد در زمینه‌های مختلف مثل فقه، حدیث، رجال، اصول و غیره. پیش حسین بن عبدالصمد پدر شیخ بهایی و مقدس اردبیلی و شیخ عبدالله یزدی صاحب این کتاب «حاشیه ملا عبدالله» آنجا تحصیل می‌کند. شاگردانی داشته مثل نجیب‌الدین علی بن محمد بن مکی عاملی و شیخ عبدالسلام بن محمد حلبی. ایشان ۱۲ اثر دارد که «معالم الدین و ملاذ المجتهدین» که کتاب اصولی رایجی در حوزه‌ها بوده، از جمله آثار ایشان است.
شیخ حر ایشان را عارف‌ترین اهل زمانش به فقه، حدیث و رجال دانسته است. شیخ حر عاملی از ستوده شدن ایشان به خاطر برخورداری از جایگاه علمی و اخلاقی بلند در کتاب «منتقى الجمان» که از جمله آثار ماندگار حدیثی شیعه است. در آن احادیث فقهی کتب اربعه جمع کرده و این‌ها را از نظر سند به دو دسته تقسیم کرده: دسته صحیح و دسته حسن. نام کتاب «احادیث صحاح و الحسان». آن‌وقت آمده بحث دلالی کرده است در مورد روایات. از مقدمه مؤلف کتاب معلوم است که دغدغه ایشان افزون بر اینکه به هر حال تصحیف و تغییر و این‌ها آمده در متن روایات، این بوده که صحت و سقم روایت را هم به سختی می‌شود تشخیص داد. برای همین، ایشان تلاش کرده بین روایت صحیح و غیرصحیح تمایزی را ایجاد کند.
از مزایای این کتاب، فواید ۱۲گانه‌ای است که مؤلف در اول کتاب در زمینه علوم حدیث می‌آورد، مثل تقسیم چهارگانه روایات، تفاوت شیوه صاحبان کتب اربعه، طرق شیخ و این کتاب تا پایان کتاب «حج» ادامه پیدا کرده، متأسفانه ناتمام مانده است.
چاپ اولش در یک جلد ، چاپ بعدی‌اش در سه جلد انجام شده که یک نمودار هم اینجا در کتاب می‌آرند. هم کتب اربعه را می‌آرند هم منابع حدیثی شیعه در دوره تکمیل و تنظیم که این هم چیز خوبی است برای مراجعه اجمالی.
خوب، دوره پنجم و ششم را هم سریع بخوانیم.
دوره رکود دانش‌های حدیثی شیعه: دوره پنجم، آن‌طوری که تاریخ حدیث شیعه نشان می‌دهد، پویایی و تلاش گسترده و همه‌جانبه برای ضبط، نگارش، تدوین احادیث از دوران ائمه، خصوصاً عصر صادقین (علیهم السلام) تا دوران غیبت صغرا ادامه داشته تا اینکه کار تدوین کتب اربعه شکل می‌گیرد. ولی با رحلت شیخ طوسی در سال ۴۶۰ هجری و پایان این دوره، فضای سرد و خاموش در حوزه‌های علمیه و محافل علمی شیعه حاکم می‌شود و کار چندان مهم قابل ذکری در زمینه دانش حدیث و روایت انجام نمی‌شود. غم‌انگیزتر اینکه در این دوران، رکود تا سده دهم هجری ادامه پیدا می‌کند و این در حالی است که فقه یا کلام شیعی با چنین دوران رکودی روبه‌رو نبود. به نظر می‌رسد غلبه فقه و اجتهاد در این دوران که برخاسته بود از مکتب فقهی شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ و امثالهم، کمتر به روایات توجه شد و این از عوامل مهم این رکود بوده است. در سده یازدهم و دوازدهم تا ظهور محمد بن ملاس، فیض کاشانی و محمد بن حسن حر عاملی و علامه محمد باقر مجلسی، حدیث دوباره حیات دوباره می‌گیرد، پویایی پیدا می‌کند و عموم آثار حدیثی در زمینه‌های تکمیل، تبیین و تنظیم حدیث در این دوره و توسط همین بزرگان فراهم شده و احیا می‌گردد.
نهضت اخباری‌گری که بعد از شیخ صدوق با افول درازمدتی روبه‌رو شد، در سده یازدهم دوباره جان دوباره پیدا کرد و در حیات دوباره حدیث در فرهنگ شیعی بسیار مؤثر بود. خوب می‌دانیم که فیض کاشانی، شیخ حر عاملی و علامه مجلسی اول و دوم از پرچمداران و مدافعان مکتب اخباریان بودند. البته این سه شخصیت علمی برعکس برخی از اخبار افراطی، دارای افکار معتدل در رویکرد و احادیث بودند. این‌ها آمدند به دوران قبل از خودشان نگریستند و دوران معاصر خودشان و فهمیدند که آقا در حوزه کلام و فقه شیعه دو مکتب فکری حاکم است. کلام شیعه به شدت از فلسفه مشاء ارسطویی یا اشراق افلاطونی تأثر گرفته و کمتر از مایه‌های قرآنی و روایی بهره برده است. به همین خاطر بود که علامه مجلسی، یکی از انگیزه‌های خودش برای تدوین دایرة‌المعارف شیعه یعنی «بحارالانوار» را رویکرد عالمان و محافل علمی به مباحث فلسفی معرفی کرد. و فقه شیعه هم از نگاه اخباریون به جای تکیه بر آیات، به ویژه روایات، بیشتر به کنکاش‌های عقل و اجتهادهای ظنی متکی شد و درست به همین خاطر است که مرحوم فیض در مقدمه «وافی» به شدت به نهضت اصول‌گری و اعراض آن‌ها از روایات می‌تازد. مرحوم شیخ حر عاملی در پایان «وسائل‌الشیعه» از مبانی فکری اخباریون دفاع می‌کند.
با رحلت علامه مجلسی، کنکاش‌های حدیثی دوباره دچار افول و رکود می‌شود و آثار قابل توجهی ارائه نمی‌شود. از جمله عوامل رکود بازار حدیث را می‌شود پایان پذیرفتن دوران حیات اخباریون با ظهور وحید بهبهانی دانست. وحید بهبهانی در عرصه‌ای مبارزه را آغاز کرد که مکتب اخباری‌گری همه محافل علمی و حوزه‌های شیعی را در اختیار داشت. حتی گفتند در این دوران اگر کسی کتاب فقهی در دست داشت باید آن را بین دستمال پنهان می‌کرد. حتی فقه هم آن زمان قدر نداشت. با غلبه ایشان بر اخباریان و حاکمیت علی‌الاطلاق مجتهدان بر حوزه، نهضت اخباریان دچار افول شد. دوباره، هرچند با آمدن میرزا حسین نوری و شاگرد ایشان محدث قمی و علامه قاآنی، بازار حدیث دوباره رونق گرفت و آثار روایی و رجالی خوبی ارائه شد.
و آخرین دوره، آقای فاطمی، دوره چی است؟ دوره شکوفایی دانش‌های حدیثی.
بعد از دوران رکود دانش‌های حدیثی که در تاریخ اهل سنت در قرن دهم تا چهاردهم، و تاریخ حدیث شیعه در قرن پنجم تا دهم و در قرن دوازدهم و سیزدهم اتفاق افتاد، از قرن چهاردهم تا دوران کنونی، رویکردی کاملاً جدید و پویا به حدیث و دانش و همچنین نقد و بررسی کلیه آثار حدیثی به‌جامانده از گذشتگان ظهور کرد.
محورهای اساسی این دوره شکوفایی در دانش حدیثی چیست؟
اولیش بررسی عمیق و نقادانه تاریخ حدیث است. موضوع ممانعت از کتابت و تدوین حدیث، انگیزه‌ها و سودها یا زیان‌های آن برای محدثان پیشین اهل سنت امری متروک و تمام‌شده تلقی شد و کمتر در کتاب‌ها طرح شد. ولی در دوران متأخر، این پرسش که به راستی ممانعت چه انگیزه‌هایی داشته و چه پیامدهایی را به دنبال آورده، مورد بحث و بررسی عمیق‌تر قرار گرفت. برخی از پژوهشگران معاصر اهل سنت قبول کردند که ممانعت از کتابت و تدوین حدیث زیان‌هایی داشته مثل گسترش دامنه وضع و جعل در روایات. از طرف دیگر، حدیث و دانشگاه حدیثی در برخی شهرها مثل بغداد، نیشابور، ری، کوفه، بصره، مکه، مدینه و غیره از رونق و شکوفایی بیشتر و کامل‌تری برخوردار بود، طوری که قالب تحقیقات حدیثی در این شهرها انجام می‌شد و بسیاری از طالبان فراگیری حدیث به این شهرها کوچ می‌کردند. از طرف دیگر، نوع خاصی از نگرش‌های حدیثی به خاطر حضور فرهیختگان و حدیث‌شناسان خاص به وجود آمد، مثل نگرش نقل‌گرایی در مدینه و عقل‌گرایی در کوفه. این باعث شد که حوزه‌ها و مکاتب حدیثی عملاً در تاریخ حدیث شکل بگیرند.
دومین ویژگی ، محدود شدن حوزه مطالعات حدیثی در ادوار اولیه و مبانی تاریخ حدیث به آثاری مثل «مقدمه ابن صلاح»، «مقباس الهدایه» امام خانی بود که بیشتر مباحث علوم حدیث در این‌ها مورد بررسی و بحث قرار گرفته. بیشتر آثار حدیثی قبل از دوران معاصر این چنینی بود. اما در دوران معاصر، همسو با روند تحقیق در سایر عرصه‌های علمی، مباحث حدیثی به صورت جزئی و محدود و در چارچوب موضوعی خاص دنبال شده. مباحثی از قبیل علل الحدیث، ناسخ و منسوخ در حدیث، اسباب صدور حدیث و غیره، از جمله مباحثی است که آثار مستقلی در ویرایش‌ها ارائه شده است.
سومین ویژگی‌اش نقد و پالایش روایات است. قبل از این به جوامع روایی و اصول حدیثی با قداست ویژه نگریسته می‌شد و کمتر محققی به خود اجازه می‌داد که به نقد و پالایش این‌ها بپردازد، چون خودش را با انبوهی از اعتراض‌ها روبه‌رو می‌دید. ولی در دوران معاصر تا حدودی این قداست‌نگری مطلق کنار گذاشته شده. پاره‌ای از حدیث‌پژوهان به نقد و پالایش حدیثی پرداختند. آثار زیادی که در بین آثار حدیثی اهل سنت در زمینه نقد حدیث، مبانی و معیارهای آن در دهه‌های اخیر نگاشته شده و همچنین برخی آثار حدیثی شیعه، این رویکرد را نشان می‌دهد.
چهارمین ویژگی‌اش تدوین فرهنگ‌ها و فهرست‌های حدیثی است. خیلی از محققان حدیث‌پژوه در این قرن اخیر تلاش کردند که بیایند فرهنگ‌ها و فهرست‌ها بنویسند و با این‌ها راه مراجعه و استفاده بهتر و سریع‌تر به منابع روایی را هموار کنند. برخی از این فرهنگ‌ها موضوعی و برخی هم واژه‌ای هستند. اولین فرهنگ واژه‌ای توسط گروهی از خاورشناسان در بین اهل سنت ایجاد شد تحت عنوان «المعجم المفهرس لألفاظ صحاح سته» که بر این بود که به جوامع اولیه حدیثی اهل سنت دسترسی راحت‌تر باشد. «معجم المفهرس لألفاظ بحارالانوار»، «معجم المفهرس لألفاظ کتب الاربعه»، «الکاشف لألفاظ نهج‌البلاغه» و آثار دیگری از جمله نمونه کارهای فهرست‌نویسی در بین محققان شیعه است.
پنجمیش احیای آثار پیشینیان است. آثار حدیثی که پیشینیان برای ما به یادگار گذاشتند، دربردارنده عمیق‌ترین و گسترده‌ترین مباحث و دانش‌ها در زمینه علوم حدیث است که نشان از همت والا و کوشش خستگی‌ناپذیر آن‌ها دارد. بخشی از این آثار در اثر رخدادهای خاص و ناخواسته طبیعی و فتنه‌های اجتماعی و آتش‌سوزی‌ها از بین رفته. بخش دیگر که به دست ما رسیده دو گونه است: بخشی‌اش (شمار زیادی از آثار) به صورت نسخه‌های خطی در کتابخانه‌های شخصی و عمومی نگهداری می‌شود و شماری هم که به چاپ رسیده فاقد کیفیت مطلوب و لبریز از خطاهای چاپی است. گذشته از آن، خطوط ریز و درهم تنیده و قطع رحلی کتاب‌ها که گاه ده‌ها جلد را در دو یا سه جلد جا داده، کار مطالعه و استفاده از منابع را با دشواری زیادی همراه می‌کند.
در دو قرن اخیر، به ویژه قرن کنونی، کوشش قابل تقدیری از سوی اشخاص و مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی برای احیای آثار حدیثی گذشتگان در زمینه احیای نسخه‌های خطی و همچنین چاپ مجدد کتاب‌ها با کیفیت مطلوب همراه با مقدمه و تحقیق، تخریج مصادر و منابع کتاب انجام شده است. در تحقیق کتاب‌های منتشر شده، محققان کتاب غالباً در مقدمه معرفی مؤلف کتاب، آثار علمی، اساتید و بعد شیوه مؤلف در تدوین کتاب و جایگاه کتاب از نگاه سایر محققین را روشن می‌کنند و ضمن معرفی نسخه‌های مورد استفاده، شیوه کار خودشان را هم بیان می‌کنند. این مقدمه‌ها خودش از منابع سرشار برای شناخت آثار و شرح حال مؤلفان است.
ویژگی ششم: رویکرد خاورشناسان به مباحث حدیث‌پژوهی. مستشرقان در این قرن، یا به خاطر اینکه تحصیل کرده‌اند در رشته‌های اسلام‌شناسی در دانشگاه‌های آمریکایی و اروپایی، یا به خاطر حضور در کشورهای اسلامی در قالب رایزنی‌های فرهنگی در زمینه‌های مختلف اسلام‌شناسی، حدیث‌پژوهی ، به تحقیق و بررسی پرداختند و آثار قابل توجهی از خود به جا گذاشتند. گرچه بین خاورشناسان، چهره‌هایی مثل گلدزیهر مغرضانه وارد عرصه حدیث‌پژوهی شده و اشکالاتی به تاریخ اهل سنت و جوامع آن‌ها وارد کرده که باعث ناخشنودی محققان معاصر اهل سنت شده است، ولی بخشی از تحقیقات آن‌ها مفید و راه‌گشا بوده است. چنان‌که نخستین فهرست واژه‌ای جوامع حدیث اهل سنت توسط گروهی از همین خاورشناسان تدوین و به چاپ رسید.
ارزش آخرش هم این است که غربی‌ها آمدند به ما گفتند چه شکلی دسته‌بندی کنیم.
به هفتمین نکته: به خدمت گرفتن رایانه در عرصه حدیث‌پژوهی. هشتمیش هم باید باشد هوش مصنوعی. پیدایش رایانه در چند دهه اخیر پدیده مبارکی بود که افزون بر خدمات بزرگ و گسترده در آبادانی دنیای مردم و تنظیم روابط اجتماعی و تعامل جهانی، در زمینه علم و دانش و تحقیقات هم فواید زیادی را به همراه داشته است. جهان اسلام گرچه پدیدآورنده تکنولوژی رایانه نبوده، ولی به زودی با اذعان به کارایی این پدیده نوین، از آن در درس‌های مختلف دین و اسلام‌پژوهی و از جمله حدیث‌پژوهی استفاده کرده است. ظهور انواع نرم‌افزارهای حدیثی در بین اهل سنت و شیعه که بنا به سلیقه پدیدآورندگانش بخشی از متون جوامع روایی، کتب علوم حدیث، منابع رجالی و غیره را دربرداشت و راه مراجعه و استفاده از منابع را در زمانی بس کوتاه میسر ساخته، و همچنین پیدایش پایگاه حدیثی در شبکه جهانی اینترنت، از نشانه‌های حضور گسترده رایانه در عرصه حدیث‌پژوهی است. ظهور مراکز آموزشی و پژوهشی در زمینه دانش حدیث، انتشار فصلنامه‌های پژوهشی در زمینه علوم و دانش‌های حدیثی و غیره از نمونه‌های دیگر رویکرد جدید و گسترده در عرصه حدیث‌پژوهی است که عرض کردم این مال بیست، سی سال پیش است، الان خیلی دوباره باز پیشرفت جدی‌تری در زمینه حدیث‌پژوهی داشتیم.
فصل دوم تمام شد. ان‌شاءالله فردا فصل سوم را می‌خوانیم که آشنایی با تاریخ اهل سنت در حدیث باشد و با منابع حدیثی اهل سنت آشنا بشویم که خوب، آن هم بحث مهمی است. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات آشنایی با علوم حدیث

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00