متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم المصطفی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
خب، شب قدر را پشت سر گذاشتیم؛ کوتاهترین شب قدر زندگیمان را پشت سر گذاشتیم. شبی که پشت سر گذاشتیم، یکی از کوتاهترین شبهای سال بود. شب قدر در سال میچرخد و سیوشش سال طول میکشد تا دوباره شب قدر در همچین وقتی بیفتد، یعنی در دههی اول تیرماه که شبها کوتاهترین شبهای سال هستند. سیوشش سال پیش هم که تقریباً، اینجوری که نگاه میکنم، هیچکدام از افراد این جمع نبودند. سیوشش سال بعد هم که باز نگاه میکنم، میبینم تقریباً هیچکدام از افراد جمع نیستند. لذا، کوتاهترین شب قدر عمرمان بود. انشاءالله تا پنجاه سالگی باز دو بار دیگر ببینیم. سیوشش تا بخیل نیستیم، مال کسی را نمیخوریم، دعوا هم ببینید، چیزی گیر ما نمیآید.
حالا این کوتاهترین شب قدر... خب، بالاخره آدم از خیلی از اعمال باز میماند، خیلی کارها را نمیتوانیم انجام بدهیم. من دیدم بیشتر جاها حالا یا دعای جوشن را نتوانستند بخوانند یا اگر هم خواندند، نصفه خواندند، نیمه خواندند. اعمال را خیلی فشرده انجام دادند و یک سری کارهای دیگر را انجام ندادند. عوضش، روز قدری که در پیش داریم، چون ثواب روز قدر هم بهاندازهی شب قدر است، طولانیترین روز قدر عمرمان است. روز قدر چهکار بکنیم؟ شاید بهترین کار برای روز قدر انس با قرآن باشد. اگر روزهای دیگر یک جزء میخواندیم، خداوند هم توفیق بدهد انشاءالله بتوانیم بخوانیم، امروز بنشینیم فقط قرآن بخوانیم. شب قدر، آن شبش، از هزار ماه بهتر است؛ روزش هم از شبش بهتر است. در شب چیزهایی میدهند که در روز نمیدهند، در روز چیزهایی میدهند که در شب نمیدهند. باید اینطور باشد.
خب، چه بخواهیم حالا؟ امروز، این روز قدر، این روز مهم. ما اصلیترین هویتی که در این عالم داریم... حالا یکجور هم حرف نزنم که خوابتان ببرد؛ خوابتان میآید، شبها بیدار بودیم. اصلیترین هویتی که داریم، هویت بندگی است، عبدی. سبک زندگی ما هم باید سبک زندگی عبد باشد. از آن نکات بسیار کلیدی در بحث... حالا ما هر روز که میرسیم، میگوییم آقا این خیلی مهم است. بله، واقعاً هر نکتهای که میگوییم، خیلی مهم است؛ هرکدام به جای خودش و در جای خودش. دوستانی که بیشتر با یکسری فضاها آشنا هستند و درگیرند، آنها بیشتر خلاصه شاید به اهمیت مطلب پی ببرند.
ما عبد هستیم و سبک زندگیمان هم باید بر مبنای عبودیت باشد. ثانیه به ثانیه زندگیمان باید رنگ و بوی بندگی داشته باشد. بندگی خدا... خیلی عبادتم از ما نمیخواهد! اشتباه نکن. خدا از ما عبودیت میخواهد، مدیریت میخواهد. ببینید، شیطان اهل عبادت بود، اهل عبودیت نبود. مشکل اینجاست. سبک زندگی بدی هم ندارد، سبک زندگی نرمالی داشت. یک سجده فقط دو هزار سال طول کشید! "لقد عبدالله ست تعالی فی السنة لا یدرا امن سن دنیا ام من سن الاخره." امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه میفرماید: شیطان شش هزار سال خدا را عبادت کرد. عبادت، عبودیت... شش هزار سال عبادت کرد که نمیدانیم، دانسته نمیشود این شش هزار سال از سالهای دنیا بود یا از سالهای آخرت. سالهای آخرت، هر یک روزش معادل پنجاه هزار سال دنیاست. شب قدر چیست؟ قربان شکلت بروم. "خیر من الف شهر." شش هزار سال عبادت! یک روز فکر عبادت نباش. دلت را خوش نکن که شب قدر عبادت کردی، بنشینیم بگوییم بله، خب چهکارها کردم؟ جوشن خواندم، قرآن به سر گرفتم، به توسل به خدا یا خیلی دمم گرم! همهی حیواناتی هم که... آن ابلیس هم عبادت داشت، عبودیت نداشت. پس خدا میگوید: آقا، این از تو بهتر است؛ شما بکش کنار، این بیاید بالا. بکش کنار، این مطرح میشود.
عبادت... بله، میکروفون را صفر میگیرم، ول نمیکند؛ یک دور کل جوشن را خواندند در این مسجد، تلاوت فرمودند، کبیر. عبادت! عبادت ... عبودیت بود یا نه؟ عبودیت امر میخواهد. عبودیت در قیاس امر و نهی معنا پیدا میکند. زندگی ما... ببین چقدر این حرف مهم است. یعنی اگر من امروز افتادم و ساقط شدم، پیوستم... میگویم انشاءالله حرفم را زدم، بحثم شهید نشده، اصل مطلب را گفتم. زندگیمان را باید تطبیق بدهیم با امر و نهی خدا. آن به آن. هر کاری که میخواهیم بکنیم، خدا برای این لحظه امر و نهی دارد.
الان بنده که اینجا نشستهام، چه ساعتی است؟ بعد نماز صبح تا طلوع آفتاب. الان خدا یک سری امر و نهی نسبت به این ساعت دارد. خبر دارید دیگر؟ خدا یک سری نهی دارد، یک نهیش چیست؟ خوابیدن در این ساعت مکروه است. در اذان صبح، خدا یک سری امر دارد؛ مستحب است آدم بعد نماز صبح تا طلوع آفتاب ذکر بگوید. ذکر معمولی... قرآن میتواند بخونید. حضرت فرمودند: "بین الطلوعین" که ذکر میگویی... اینها سبک زندگی است، ولی سبک زندگی مبنایی، سبک زندگی روی هوای هوا نیست، مبنای عمق تو است. در "بین الطلوعین" امیرالمؤمنین (ع) فرمودند کسی بنشیند و مشغول ذکر شود تا طلوع آفتاب، این رزقی که از "بین الطلوعین" گیرش میآید، بیشتر از رزقی است که از صبح تا شب دنبال کار میدود. توکاره میخواهد بهش بدهد. امام سجاد (ع) فرمودند: به دست ما تقسیم... در خواب نمانی. هر وقتی را در نظر بگیر، من بهت بگویم خدا چه امر و نهی آنجا دارد. حالا چرا من بگویم؟ خودت برو درس بخوان، بخوان. طلب علم. آقا، علم خیلی به درد میخورد. در سبک زندگی بندهوار، در سبک زندگی مبتنی بر عبودیت، علم یکی از ارکان است. آدم اگر میخواهد بنده باشد، نیاز به علم دارد. دیدم خیلیها سر علم میزنند. الحمدلله... خیر الحمدلله برای چی آمد؟ "الحمدلله. ما مثل شما نیستیم که درس خوانده باشیم، علممان حجابمان است." جمع کن جان مادرت! جهل که حجابش بیشتر از علم است. با خنده خیلی باحالی! آب خنک با ملاقه میخوری! چه حالی هم میکنی! بابا، سوراخ همش دارد میریزد! با کفگیر داری میخوری! جهل که بیشتر حجاب دارد، در علم بیشتر دوره است. بله، علم خوب است، با عمل. خدا انشاءالله عملش را هم نصیب کند. نور علم باعث میشود آدم توفیق عمل هم پیدا کند. الان همین که شما فهمیدی خدا "بین الطلوعین" یک سری امر و نهی کرده، همین را با چی آدم بهش میرسد؟ درس خواندن، با کتاب خواندن، با مطالعه کردن. ببین چقدر دارم حرفهای مهمی را امروز میزنم. شب قدر تا طلوع آفتاب است، آنجوری حساب کنیم، الان شب قدر هم کولاکی میشود. بهترین ساعت شبانهروز هم هست، ساعت بهشتی. بهشت این شکلی است، نه شب است، نه روز.
آره، از بهشت بگو حاج آقا! یک ماه ماه رمضون، یکی آمد، گفتش که حاج آقا، یک جلسه هم در مورد جهنم صحبت میکردی شما. صحبت کردم که نمیبینید، باخبر تو هوای بهشتی شب قدر در ساعت بهشتی نشستیم، داریم حرفهای بسیار مهمی را میزنیم که این جملات، این کلمات میتواند زندگی یک آدم را متحول کند. بنده باشیم. آدم تا وقتی نفهمیده بنده است، هر کجای دین را میخواهی به او بگویی، به او فشار میآید. آقا، حجابت را رعایت کن. حرف میزنم که قشنگ کسی لذت ببرد. آدم میخواهد به یکی بگوید حجابت را رعایت کن، موسیقی حرام گوش نده، نگاه حرام نکن، مواظب دهنت باش، مواظب زبانت باش. تو باغ دیگر. حجاب برای چی؟ اصلاً نمیفهمد، اصلا شأنش چیست؟ نمیداند در این عالم چهکاره است؟ چهکار کند؟ بندگی کنیم. بندگی. یک کلمه: بندگی و بندگی. شب قدر شب عبادت است، ولی اصل شب عبودیت است. عبودیت. تازه من گفتم: "علم لازم برای عبودیت." امام صادق (ع) در حدیث عنوان بصری میفرماید که علم میخواهی پیدا کنی، عبودیت داشته باش. خدا آن علمی هم که... ببین، یک علمی برای عبودیت لازم است، علم ظاهری. یک علمی را خدا بعد از عبودیت میدهد، علم باطنی. آقا، علم باطنی چیچی هست؟ علم باطنی در قرآن، علم واقعی. اینجور که الان اینجا نشستی جهنم را میبینی، جهنم چهخبر است؟ بهشت چهخبر است؟ باطن هرکسی را نگاه میکنی. علم واقعی. زمین چهگناهی کرده؟ قبلاً چهکاره بوده؟ بعداً چهکاره میشود؟ اینها را به چی، به کی میدهند؟ به عبد میدهند. عبد پیغمبر با چی معراج رفت؟ "سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی." شب قدر فیلم.. معطلت نمیکنم. خدا وقتی میخواهد بگوید پیغمبر را بردند معراج، نمیگوید رسولم را بردم. میگوید عبدم را بردم. یعنی تو هم عبد بشو، اگر معراج نرفتی، نماز بخوان. ببین نمازت چی میشود.
سبک زندگی عبودیت که تعیین میکند، با چی عقد میشویم؟ داریم میرویم در رکن سبک زندگی مؤمنانه، رکن اصلی سبک زندگی. سبک زندگی مؤمنانه: ترک گناه. میشویم عزیزم. انجام محرمات، ترک واجبات، انجام واجبات... آقای پدر آدم را درمیآورند. پدر آدم شوخی است؟ مگر ترک محرمات؟ محرمات ظاهری داریم، محرمات باطنی داریم. رژیم آدم، همکلاسی آدم. درس بخوانیم. من استعدادم بیشتر است، درس بیشتر میخوانم. بعد این دانشگاه، آدم حسودی هم نباید بکند. تأییدش هم بکنی... میشود امام جمعه جلو چشمش دارد میرود جلو. بعد شما هیچ حسودی نباید داشته باشی، هیچ حرف برآمده از حسادت نباید بزنی. باید تأییدش بکنی، باید تعریفش بکنی. زیر مجموعهاش... این خیلی سخت است. در مملکت ما بعضیها رهبر معظم انقلاب، استاد رهبر معظم انقلاب بودند، بعداً آقا شدند. رهبر اینها ولی فقیه، استاد یا ولی. یا خیلی سخت است. یک چیزی میگویید! خیلی تقوا میخواهد. خیلی باید بنده باشی. خیلی باید محرمات را ترک کردن، کار سختی است. همهچیز گیر همین است. همهچیز گیرم.
امشب تصمیم بگیریم رفقا! همین الان یک تصمیم جدی، تصمیم جدی، محکم، قرص، تسمه شروع کنیم. هر چیز را فهمیدیم حرام است، گناه است، هر چه را فهمیدیم واجب است. الان یک لحظه نیت کن. نیتش هم... ببین به آدم فشار میآید. خدایا، تا آخر عمرم، تا وقتی که زندهام، تا هر روزی که زندهام یک دانه گناه نمیخواهم انجام بدهم. اگر قرار است گناهی انجام بدهم، جان من را بگیر. خداوکیلی کی حاضر است الان اینجوری دعا کند؟ حاضری دعایی که امام سجاد (ع) میکند در صحیفه سجادیه؟ ۱۴ نکته، خدایا اگر عمر من میخواهد مرتع شیطان بشود، شیطان میخواهد چنبره بزند، خیمه بزند، بچرد از عمر من، جان من را بگیر. من زنده نباشم. من بمیرم بهتر است. گناه کنم. آدم بین مرگ و گناه، مرگ را انتخاب کند؟ خیلی حرف است. آقا، گناه میکنم، توبه هم میکنیم دیگر. یک نیت جدی. آقای بهجت فرمودند همه کارها با همین یک کلمه حل میشود. نیت کنی هزار سالم اگر زنده بودی، یک دانه گناه نکن. یک جوری میشود آدم. یعنی ببینید، من آن کاری که الان مثلاً دارم میکنم، الان میخواهم تو گوشیام بروم. یک جایی بروم. خدایا، من بمیرم، دیگر در تلگرام آنجاها نروم، دیگر فحش ندهم. نمیشود که! آدم تو مدرسه مثلاً سخت میشود و ناگهان سخت میشود. اراده قوی باشد. آقا، کسی همین را جدی تصمیم بگیرد، گناه نکند، از فرشتهها بالاتر است. فرشتهها خدمت ... فرشتهها خدمت میکنند. سبک زندگی دیگر. این بهتر است: بنشیند، امر بدهد. فلان فرشته فلان کارت را انجام بده، آن یکی این کارت را بکن. هزینه در بیابانها چهزحماتی میکشند، جن تسخیر کنند و نمیدانم ریاضتهای این مرتاض هندی را دیدی؟ حال باید اراده قوی باشد.
اینجوری نگاه کنم، بروم از آنور در بیایم. خودت را چهکار کردی؟ نگاه میکند. قطار... به درک! اوکی. گناه نگه دار. خودت را نگه دار. از هرچی قطار و هواپیما رو هوا و قورباغه تو آب، از اینها نگه داشتن خیلی بهتر است. به صحنه حرام برسی، نگاه نکن. اینجوری بشوم غیبت کن. دارد میآید، یک چیزی دارد قلقلکت میدهد، یک چیزی بگویی. نگه داری. بنده باشی، خیلی گراها باز میشود. یک چیزهایی آدم گیرش میآید. من فقط به شما بگویم یکی از چیزهای کوچکش، خوابهای خاصی است که آدم میبیند. تصمیم بگیریم انشاءالله ترک گناه بکنیم و کمکم ببینیم آقا چهخوابهایی آدم دارد. خوابی آدم میبیند که دیگر دوست ندارد بیدار شود. خواب نه، یعنی اصلاً میرود به یک جای دیگر آدم. دیگر مثلاً اولهایی که آدم تقوا را رعایت میکند و اینها، کمکم خواب پرواز میبیند. هستی عزیزم؟ تا خوابت نبرد و پرواز نکردی و اینها، خوب گوش بده. دیگر ایشان آمده پرواز کند. بعد حتی میگفتند که این نوع پروازش هم چی باشد، این فرق میکند. اگر دیدی اینوری داری پرواز میکنی، کج میروی بالا، این معلوم میشود هنوز یکخورده جا دارد، باید بیشتر صاف داری میروی بالا. سرعت کم، زیاد، موشکی میروی. تا کجا میروی؟ پرواز چهحس شیرینی بدهد. خطر سقوط هم ندارد که! یا ابوالفضل! آسمان پرواز معنوی. اراده بکنی، برگشتی تو بدنت. استعلام بهش میگویند. پرواز روح. شب قدر میشود، آدم چشمش باز میشود. میره، ملائکه میآیند، میروند. خبرهای انبیا، معصومین، علما، ارباب علما، شهدا. کمکم حالا آدم عوض میشود. من دیدم کسانی را که با ترک گناه، چیزهایی خدا بهشان داده. سبک زندگیمان را درست کنیم، ببینیم خدا چیا که به ما نمیدهد.
سبک زندگیمان را بندهوار کنیم، مثل بندهها زندگی کنیم. در امر و نهی خدا باشیم. علم واقعی... علم تو حالمه، چهخبر است؟ کارها دست کیست؟ کی چهکاره است؟ کیا علافند؟ الان همش فکر ما این است که آن فلان کس نمرهام دست اوست. پولم دست اوست. زندگیام دست این است. این یک جمله بگوید، از هستی من را ساقط میکند. بابا، جمع کن! تو را به قرآن! همهچیز دست خداست. بنده باش، میفهمی. میبینی همهچیز دست خداست. میبینی... میبینی اصلاً دست خدا را میبینی، دست سبک زندگی. پس مهمترین بخش سبک زندگی مؤمنانه، تکلیف، تکلیفگرایی. انشاءالله فردا در مورد تکلیفگرایی بیشتر صحبت میکنیم. همهی سبک زندگی، هویت سبک زندگی را تکلیفگرایی شکل میدهد. وگرنه هرچی از هر جای آقاست. سر سفره نشستی، با نمک شروع کن، با نمک تمام کن. سبزی بخور، از جلو خودت بردار، ولی بقیه نگاه. دانههایی که از غذا ریخته، بخور. اگر تو بیابان هستی، دانههایی که از غذا ریخته، نخور. بگذار حیوانها بیایند بخورند. اگر حیوانی دارد میبیندت، هر موجودی که چشم دارد، بخشی از غذا را بهش بده. انسان، حیوان، هرچی هست، هرچی دین پیشرفته است.
خدایا، توفیق بندگی به ما عنایت بفرما. خدایا، حال خوش به این جمع عنایت بفرما. خدایا، بوی بلند و لاله از دنیا نبَر. خدایا، عاقبت ما را ختم به خیر کن. خدایا، هر دوتا یکی بگویم دوباره در فرج آقامان امام زمان تعجیل بفرما. بندههای خالص و مخلص خودت. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم المصطفی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
خب، شب قدر را پشت سر گذاشتیم؛ کوتاهترین شب قدر زندگیمان را پشت سر گذاشتیم. شبی که پشت سر گذاشتیم، یکی از کوتاهترین شبهای سال بود. شب قدر در سال میچرخد و سیوشش سال طول میکشد تا دوباره شب قدر در همچین وقتی بیفتد، یعنی در دههی اول تیرماه که شبها کوتاهترین شبهای سال هستند. سیوشش سال پیش هم که تقریباً، اینجوری که نگاه میکنم، هیچکدام از افراد این جمع نبودند. سیوشش سال بعد هم که باز نگاه میکنم، میبینم تقریباً هیچکدام از افراد جمع نیستند. لذا، کوتاهترین شب قدر عمرمان بود. انشاءالله تا پنجاه سالگی باز دو بار دیگر ببینیم. سیوشش تا بخیل نیستیم، مال کسی را نمیخوریم، دعوا هم ببینید، چیزی گیر ما نمیآید.
حالا این کوتاهترین شب قدر... خب، بالاخره آدم از خیلی از اعمال باز میماند، خیلی کارها را نمیتوانیم انجام بدهیم. من دیدم بیشتر جاها حالا یا دعای جوشن را نتوانستند بخوانند یا اگر هم خواندند، نصفه خواندند، نیمه خواندند. اعمال را خیلی فشرده انجام دادند و یک سری کارهای دیگر را انجام ندادند. عوضش، روز قدری که در پیش داریم، چون ثواب روز قدر هم بهاندازهی شب قدر است، طولانیترین روز قدر عمرمان است. روز قدر چهکار بکنیم؟ شاید بهترین کار برای روز قدر انس با قرآن باشد. اگر روزهای دیگر یک جزء میخواندیم، خداوند هم توفیق بدهد انشاءالله بتوانیم بخوانیم، امروز بنشینیم فقط قرآن بخوانیم. شب قدر، آن شبش، از هزار ماه بهتر است؛ روزش هم از شبش بهتر است. در شب چیزهایی میدهند که در روز نمیدهند، در روز چیزهایی میدهند که در شب نمیدهند. باید اینطور باشد.
خب، چه بخواهیم حالا؟ امروز، این روز قدر، این روز مهم. ما اصلیترین هویتی که در این عالم داریم... حالا یکجور هم حرف نزنم که خوابتان ببرد؛ خوابتان میآید، شبها بیدار بودیم. اصلیترین هویتی که داریم، هویت بندگی است، عبدی. سبک زندگی ما هم باید سبک زندگی عبد باشد. از آن نکات بسیار کلیدی در بحث... حالا ما هر روز که میرسیم، میگوییم آقا این خیلی مهم است. بله، واقعاً هر نکتهای که میگوییم، خیلی مهم است؛ هرکدام به جای خودش و در جای خودش. دوستانی که بیشتر با یکسری فضاها آشنا هستند و درگیرند، آنها بیشتر خلاصه شاید به اهمیت مطلب پی ببرند.
ما عبد هستیم و سبک زندگیمان هم باید بر مبنای عبودیت باشد. ثانیه به ثانیه زندگیمان باید رنگ و بوی بندگی داشته باشد. بندگی خدا... خیلی عبادتم از ما نمیخواهد! اشتباه نکن. خدا از ما عبودیت میخواهد، مدیریت میخواهد. ببینید، شیطان اهل عبادت بود، اهل عبودیت نبود. مشکل اینجاست. سبک زندگی بدی هم ندارد، سبک زندگی نرمالی داشت. یک سجده فقط دو هزار سال طول کشید! "لقد عبدالله ست تعالی فی السنة لا یدرا امن سن دنیا ام من سن الاخره." امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه میفرماید: شیطان شش هزار سال خدا را عبادت کرد. عبادت، عبودیت... شش هزار سال عبادت کرد که نمیدانیم، دانسته نمیشود این شش هزار سال از سالهای دنیا بود یا از سالهای آخرت. سالهای آخرت، هر یک روزش معادل پنجاه هزار سال دنیاست. شب قدر چیست؟ قربان شکلت بروم. "خیر من الف شهر." شش هزار سال عبادت! یک روز فکر عبادت نباش. دلت را خوش نکن که شب قدر عبادت کردی، بنشینیم بگوییم بله، خب چهکارها کردم؟ جوشن خواندم، قرآن به سر گرفتم، به توسل به خدا یا خیلی دمم گرم! همهی حیواناتی هم که... آن ابلیس هم عبادت داشت، عبودیت نداشت. پس خدا میگوید: آقا، این از تو بهتر است؛ شما بکش کنار، این بیاید بالا. بکش کنار، این مطرح میشود.
عبادت... بله، میکروفون را صفر میگیرم، ول نمیکند؛ یک دور کل جوشن را خواندند در این مسجد، تلاوت فرمودند، کبیر. عبادت! عبادت ... عبودیت بود یا نه؟ عبودیت امر میخواهد. عبودیت در قیاس امر و نهی معنا پیدا میکند. زندگی ما... ببین چقدر این حرف مهم است. یعنی اگر من امروز افتادم و ساقط شدم، پیوستم... میگویم انشاءالله حرفم را زدم، بحثم شهید نشده، اصل مطلب را گفتم. زندگیمان را باید تطبیق بدهیم با امر و نهی خدا. آن به آن. هر کاری که میخواهیم بکنیم، خدا برای این لحظه امر و نهی دارد.
الان بنده که اینجا نشستهام، چه ساعتی است؟ بعد نماز صبح تا طلوع آفتاب. الان خدا یک سری امر و نهی نسبت به این ساعت دارد. خبر دارید دیگر؟ خدا یک سری نهی دارد، یک نهیش چیست؟ خوابیدن در این ساعت مکروه است. در اذان صبح، خدا یک سری امر دارد؛ مستحب است آدم بعد نماز صبح تا طلوع آفتاب ذکر بگوید. ذکر معمولی... قرآن میتواند بخونید. حضرت فرمودند: "بین الطلوعین" که ذکر میگویی... اینها سبک زندگی است، ولی سبک زندگی مبنایی، سبک زندگی روی هوای هوا نیست، مبنای عمق تو است. در "بین الطلوعین" امیرالمؤمنین (ع) فرمودند کسی بنشیند و مشغول ذکر شود تا طلوع آفتاب، این رزقی که از "بین الطلوعین" گیرش میآید، بیشتر از رزقی است که از صبح تا شب دنبال کار میدود. توکاره میخواهد بهش بدهد. امام سجاد (ع) فرمودند: به دست ما تقسیم... در خواب نمانی. هر وقتی را در نظر بگیر، من بهت بگویم خدا چه امر و نهی آنجا دارد. حالا چرا من بگویم؟ خودت برو درس بخوان، بخوان. طلب علم. آقا، علم خیلی به درد میخورد. در سبک زندگی بندهوار، در سبک زندگی مبتنی بر عبودیت، علم یکی از ارکان است. آدم اگر میخواهد بنده باشد، نیاز به علم دارد. دیدم خیلیها سر علم میزنند. الحمدلله... خیر الحمدلله برای چی آمد؟ "الحمدلله. ما مثل شما نیستیم که درس خوانده باشیم، علممان حجابمان است." جمع کن جان مادرت! جهل که حجابش بیشتر از علم است. با خنده خیلی باحالی! آب خنک با ملاقه میخوری! چه حالی هم میکنی! بابا، سوراخ همش دارد میریزد! با کفگیر داری میخوری! جهل که بیشتر حجاب دارد، در علم بیشتر دوره است. بله، علم خوب است، با عمل. خدا انشاءالله عملش را هم نصیب کند. نور علم باعث میشود آدم توفیق عمل هم پیدا کند. الان همین که شما فهمیدی خدا "بین الطلوعین" یک سری امر و نهی کرده، همین را با چی آدم بهش میرسد؟ درس خواندن، با کتاب خواندن، با مطالعه کردن. ببین چقدر دارم حرفهای مهمی را امروز میزنم. شب قدر تا طلوع آفتاب است، آنجوری حساب کنیم، الان شب قدر هم کولاکی میشود. بهترین ساعت شبانهروز هم هست، ساعت بهشتی. بهشت این شکلی است، نه شب است، نه روز.
آره، از بهشت بگو حاج آقا! یک ماه ماه رمضون، یکی آمد، گفتش که حاج آقا، یک جلسه هم در مورد جهنم صحبت میکردی شما. صحبت کردم که نمیبینید، باخبر تو هوای بهشتی شب قدر در ساعت بهشتی نشستیم، داریم حرفهای بسیار مهمی را میزنیم که این جملات، این کلمات میتواند زندگی یک آدم را متحول کند. بنده باشیم. آدم تا وقتی نفهمیده بنده است، هر کجای دین را میخواهی به او بگویی، به او فشار میآید. آقا، حجابت را رعایت کن. حرف میزنم که قشنگ کسی لذت ببرد. آدم میخواهد به یکی بگوید حجابت را رعایت کن، موسیقی حرام گوش نده، نگاه حرام نکن، مواظب دهنت باش، مواظب زبانت باش. تو باغ دیگر. حجاب برای چی؟ اصلاً نمیفهمد، اصلا شأنش چیست؟ نمیداند در این عالم چهکاره است؟ چهکار کند؟ بندگی کنیم. بندگی. یک کلمه: بندگی و بندگی. شب قدر شب عبادت است، ولی اصل شب عبودیت است. عبودیت. تازه من گفتم: "علم لازم برای عبودیت." امام صادق (ع) در حدیث عنوان بصری میفرماید که علم میخواهی پیدا کنی، عبودیت داشته باش. خدا آن علمی هم که... ببین، یک علمی برای عبودیت لازم است، علم ظاهری. یک علمی را خدا بعد از عبودیت میدهد، علم باطنی. آقا، علم باطنی چیچی هست؟ علم باطنی در قرآن، علم واقعی. اینجور که الان اینجا نشستی جهنم را میبینی، جهنم چهخبر است؟ بهشت چهخبر است؟ باطن هرکسی را نگاه میکنی. علم واقعی. زمین چهگناهی کرده؟ قبلاً چهکاره بوده؟ بعداً چهکاره میشود؟ اینها را به چی، به کی میدهند؟ به عبد میدهند. عبد پیغمبر با چی معراج رفت؟ "سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی." شب قدر فیلم.. معطلت نمیکنم. خدا وقتی میخواهد بگوید پیغمبر را بردند معراج، نمیگوید رسولم را بردم. میگوید عبدم را بردم. یعنی تو هم عبد بشو، اگر معراج نرفتی، نماز بخوان. ببین نمازت چی میشود.
سبک زندگی عبودیت که تعیین میکند، با چی عقد میشویم؟ داریم میرویم در رکن سبک زندگی مؤمنانه، رکن اصلی سبک زندگی. سبک زندگی مؤمنانه: ترک گناه. میشویم عزیزم. انجام محرمات، ترک واجبات، انجام واجبات... آقای پدر آدم را درمیآورند. پدر آدم شوخی است؟ مگر ترک محرمات؟ محرمات ظاهری داریم، محرمات باطنی داریم. رژیم آدم، همکلاسی آدم. درس بخوانیم. من استعدادم بیشتر است، درس بیشتر میخوانم. بعد این دانشگاه، آدم حسودی هم نباید بکند. تأییدش هم بکنی... میشود امام جمعه جلو چشمش دارد میرود جلو. بعد شما هیچ حسودی نباید داشته باشی، هیچ حرف برآمده از حسادت نباید بزنی. باید تأییدش بکنی، باید تعریفش بکنی. زیر مجموعهاش... این خیلی سخت است. در مملکت ما بعضیها رهبر معظم انقلاب، استاد رهبر معظم انقلاب بودند، بعداً آقا شدند. رهبر اینها ولی فقیه، استاد یا ولی. یا خیلی سخت است. یک چیزی میگویید! خیلی تقوا میخواهد. خیلی باید بنده باشی. خیلی باید محرمات را ترک کردن، کار سختی است. همهچیز گیر همین است. همهچیز گیرم.
امشب تصمیم بگیریم رفقا! همین الان یک تصمیم جدی، تصمیم جدی، محکم، قرص، تسمه شروع کنیم. هر چیز را فهمیدیم حرام است، گناه است، هر چه را فهمیدیم واجب است. الان یک لحظه نیت کن. نیتش هم... ببین به آدم فشار میآید. خدایا، تا آخر عمرم، تا وقتی که زندهام، تا هر روزی که زندهام یک دانه گناه نمیخواهم انجام بدهم. اگر قرار است گناهی انجام بدهم، جان من را بگیر. خداوکیلی کی حاضر است الان اینجوری دعا کند؟ حاضری دعایی که امام سجاد (ع) میکند در صحیفه سجادیه؟ ۱۴ نکته، خدایا اگر عمر من میخواهد مرتع شیطان بشود، شیطان میخواهد چنبره بزند، خیمه بزند، بچرد از عمر من، جان من را بگیر. من زنده نباشم. من بمیرم بهتر است. گناه کنم. آدم بین مرگ و گناه، مرگ را انتخاب کند؟ خیلی حرف است. آقا، گناه میکنم، توبه هم میکنیم دیگر. یک نیت جدی. آقای بهجت فرمودند همه کارها با همین یک کلمه حل میشود. نیت کنی هزار سالم اگر زنده بودی، یک دانه گناه نکن. یک جوری میشود آدم. یعنی ببینید، من آن کاری که الان مثلاً دارم میکنم، الان میخواهم تو گوشیام بروم. یک جایی بروم. خدایا، من بمیرم، دیگر در تلگرام آنجاها نروم، دیگر فحش ندهم. نمیشود که! آدم تو مدرسه مثلاً سخت میشود و ناگهان سخت میشود. اراده قوی باشد. آقا، کسی همین را جدی تصمیم بگیرد، گناه نکند، از فرشتهها بالاتر است. فرشتهها خدمت ... فرشتهها خدمت میکنند. سبک زندگی دیگر. این بهتر است: بنشیند، امر بدهد. فلان فرشته فلان کارت را انجام بده، آن یکی این کارت را بکن. هزینه در بیابانها چهزحماتی میکشند، جن تسخیر کنند و نمیدانم ریاضتهای این مرتاض هندی را دیدی؟ حال باید اراده قوی باشد.
اینجوری نگاه کنم، بروم از آنور در بیایم. خودت را چهکار کردی؟ نگاه میکند. قطار... به درک! اوکی. گناه نگه دار. خودت را نگه دار. از هرچی قطار و هواپیما رو هوا و قورباغه تو آب، از اینها نگه داشتن خیلی بهتر است. به صحنه حرام برسی، نگاه نکن. اینجوری بشوم غیبت کن. دارد میآید، یک چیزی دارد قلقلکت میدهد، یک چیزی بگویی. نگه داری. بنده باشی، خیلی گراها باز میشود. یک چیزهایی آدم گیرش میآید. من فقط به شما بگویم یکی از چیزهای کوچکش، خوابهای خاصی است که آدم میبیند. تصمیم بگیریم انشاءالله ترک گناه بکنیم و کمکم ببینیم آقا چهخوابهایی آدم دارد. خوابی آدم میبیند که دیگر دوست ندارد بیدار شود. خواب نه، یعنی اصلاً میرود به یک جای دیگر آدم. دیگر مثلاً اولهایی که آدم تقوا را رعایت میکند و اینها، کمکم خواب پرواز میبیند. هستی عزیزم؟ تا خوابت نبرد و پرواز نکردی و اینها، خوب گوش بده. دیگر ایشان آمده پرواز کند. بعد حتی میگفتند که این نوع پروازش هم چی باشد، این فرق میکند. اگر دیدی اینوری داری پرواز میکنی، کج میروی بالا، این معلوم میشود هنوز یکخورده جا دارد، باید بیشتر صاف داری میروی بالا. سرعت کم، زیاد، موشکی میروی. تا کجا میروی؟ پرواز چهحس شیرینی بدهد. خطر سقوط هم ندارد که! یا ابوالفضل! آسمان پرواز معنوی. اراده بکنی، برگشتی تو بدنت. استعلام بهش میگویند. پرواز روح. شب قدر میشود، آدم چشمش باز میشود. میره، ملائکه میآیند، میروند. خبرهای انبیا، معصومین، علما، ارباب علما، شهدا. کمکم حالا آدم عوض میشود. من دیدم کسانی را که با ترک گناه، چیزهایی خدا بهشان داده. سبک زندگیمان را درست کنیم، ببینیم خدا چیا که به ما نمیدهد.
سبک زندگیمان را بندهوار کنیم، مثل بندهها زندگی کنیم. در امر و نهی خدا باشیم. علم واقعی... علم تو حالمه، چهخبر است؟ کارها دست کیست؟ کی چهکاره است؟ کیا علافند؟ الان همش فکر ما این است که آن فلان کس نمرهام دست اوست. پولم دست اوست. زندگیام دست این است. این یک جمله بگوید، از هستی من را ساقط میکند. بابا، جمع کن! تو را به قرآن! همهچیز دست خداست. بنده باش، میفهمی. میبینی همهچیز دست خداست. میبینی... میبینی اصلاً دست خدا را میبینی، دست سبک زندگی. پس مهمترین بخش سبک زندگی مؤمنانه، تکلیف، تکلیفگرایی. انشاءالله فردا در مورد تکلیفگرایی بیشتر صحبت میکنیم. همهی سبک زندگی، هویت سبک زندگی را تکلیفگرایی شکل میدهد. وگرنه هرچی از هر جای آقاست. سر سفره نشستی، با نمک شروع کن، با نمک تمام کن. سبزی بخور، از جلو خودت بردار، ولی بقیه نگاه. دانههایی که از غذا ریخته، بخور. اگر تو بیابان هستی، دانههایی که از غذا ریخته، نخور. بگذار حیوانها بیایند بخورند. اگر حیوانی دارد میبیندت، هر موجودی که چشم دارد، بخشی از غذا را بهش بده. انسان، حیوان، هرچی هست، هرچی دین پیشرفته است.
خدایا، توفیق بندگی به ما عنایت بفرما. خدایا، حال خوش به این جمع عنایت بفرما. خدایا، بوی بلند و لاله از دنیا نبَر. خدایا، عاقبت ما را ختم به خیر کن. خدایا، هر دوتا یکی بگویم دوباره در فرج آقامان امام زمان تعجیل بفرما. بندههای خالص و مخلص خودت. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه دهم
سبک زندگی از منظر المیزان
جلسه یازدهم
سبک زندگی از منظر المیزان
جلسه دوازدهم
سبک زندگی از منظر المیزان
جلسه سیزدهم
سبک زندگی از منظر المیزان
جلسه چهاردهم
سبک زندگی از منظر المیزان
جلسه شانزدهم
سبک زندگی از منظر المیزان
جلسه هفدهم
سبک زندگی از منظر المیزان
جلسه هجدهم
سبک زندگی از منظر المیزان
جلسه نوزدهم
سبک زندگی از منظر المیزان
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات سبک زندگی از منظر المیزان
جلسه اول
سبک زندگی از منظر المیزان
در حال بارگذاری نظرات...