بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
«السلام علیک یا وصی الحسن و الخلف الحجة، ایها المنتظر، یا حجت الله علی خلقه، یا سیدنا و مولانا وجهنا و توسلنا الیک بالله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیهاً عند الله»
بحثی که انشاءالله درباره سیره امام عصر خواهیم داشت، مثل سایر بحثهایی که داشتیم، در بحث سیره چهارده معصوم، به دنبال کسب مبانی رفتاری اهلبیت بودیم، نه اینکه صرفاً به جزئیاتی از زندگی حضرات بپردازیم. لذا موضوعی برای هر معصوم که وارد شدیم، یک موضوع را در سیره آن معصوم بزرگوار کاوش کردیم، گشتیم تا ببینیم این سیره چگونه تجلی داشته در رفتار آن امام معصوم. مثلاً در بحث امام عسکری، آرامش را بررسی کردیم. در سیره امیرالمومنین، اعتدال را بررسی کردیم و به ترتیب، برای هر کدام از حضرات، یکی از مبانی رفتاری را بررسی کردیم.
درباره امام عصر هم مطالب زیادی هست. سخن زیاد گفته شده و روایات فراوان است. بالاخره کسی که از عالم ذر، از انبیا و غیر انبیا از او عهد گرفته شده و نام ایشان بوده، نه؟ در دنیا و قبل از ولادت و اینها، از عالم ذر نام امام زمان بوده و اقرار نسبت به ایشان گرفته شده. خب، چنین شخصیتی، آنقدر درباره ایشان صحبت هست. قبل از ولادت ایشان، درباره امام عصر، فقط چندین کتاب ما قبل از ولادت ایشان، درباره غیبت کتاب داریم. درباره غیبت امام زمان، قبل از اینکه امام زمان به دنیا بیایند، چندین جلد کتاب نوشته شده توسط اصحاب، درباره شخصیت ایشان. مسلماً روایات زیادی است، مخصوصاً اهل سنت بیشتر از ما روایت دارند در مورد امام زمان.
حاج آقای فرهودی عزیزمان در مجلس حضور دارند. کتاب غیبت نعمانی را ایشان ترجمه کردهاند و به ما دادهاند. دیگر من خجالت میکشم خدمت ایشان بخواهم در مورد امام زمان صحبت بکنم. حقیقتاً کتاب قابل استفادهای است. خود مرحوم نعمانی، مال اول غیبت کبری هستند و کتابشان کتاب فوقالعادهای است، خیلی قابل استفاده است.
در هر صورت، درباره امام زمان صحبت خیلی هست. بالاخره مرحوم مجلسی چهار جلد از بحارالانوار را به امام زمان اختصاص داده است و جاهای دیگر هم که مفصل درباره امام عصر مطالب مختلفی دارند. لذا در حد این یک ساعت، یک ساعت و نیم، حالا کمتر یا بیشتر که بخواهیم صحبت بکنیم، درباره امام عصر، حرف بنده این است که یک موضوع را، آن هم بخش خیلی اندکی را، میخواهم بررسی بکنم. همین بخش اندکی که میخواهم عرض بکنم، فقط اینجا بنده روایاتی که میخواهم بخوانم، چهل و پنج صفحه فیش آوردهام خدمت شما که حالا نمیدانم چقدرش را میتوانیم بخوانیم. حالا خودشان توفیق بدهند. من میترسم اصلاً وارد بحث بشوم، آنقدر دایره بحث گسترده است که میترسم اصلاً نتوانم از آن بیرون بیایم. خودشان توفیق بدهند، انشاءالله که این بحث مورد رضایتشان باشد.
ک واژهای در زیارت جامعه کبیره هست. این واژه، واژه کلیدیای است. ما میخواهیم این را در سیره امام زمان بررسی کنیم. همان ابتدای زیارت جامعه، خیلی عجیب است، به ما دستور دادهاند اگر توفیق تشرف خدمت امام عصر پیدا کردید، آن خط اول زیارت جامعه را خدمت امام زمان عرض سلام کنید. سلامی که همه میخواهند به امام زمان بدهند، به این نحو باشد: «السلام علیکم یا اهل بیت النبوة و موضع الرسالة و مختلف الملائکة» تا اینجا را فرمودند هر وقت توفیق تشرف پیدا کردید، بگویید به امام زمان. خود این عبارت هم عبارت عجیبی است، دیگر مفرد صدا نمیزند، جمع را میگوید. آن هم با همه اینهایی که در زیارت جامعه آمده است.
یک تعبیری اینجا هست، میفرماید: «و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین» این تعبیر «سلاله» که زیاد است، «سلالة النبیین» این واژه، واژه خیلی کلیدیای است. حالا جلوتر هم هست: «ورثة الانبیا» این واژهها، واژههای کلیدی هستند، مخصوصاً واژه «سلاله».
مرحوم مصطفوی در کتاب شریف «التحقیق»، جلد پنجم، واژه «سلاله» را بحث میکند. بحث اجتهادی دارد پیرامون این کلمه. آخر ایشان اینجور تعبیر میکند، چون کلمهای است که در قرآن به کار رفته است. میفرماید وقتی چیزی را از چیز دیگر با دقت و ظرافت بیرون بیاورند، این میشود «سلاله». آن چکیدهای که خیلی دقت و ظرافت به خرج داده شده برای اینکه این را از آن بیرون کشیده شود. زوائد، نواقص، کاستیها را همه کنار زدند. فقط آن چیزهایی که خلاصه جنبههای با عظمت و آن جنبههایی که خیلی چشم پرکن بوده، اینها را گرفتند. یک چکیدهای این شکلی، این محصولی که خارج میشود، به آن میگویند «سلاله».
«سلالة النبیین» درباره تمام اهلبیت، بالخصوص امام عصر. خود واژه «عصر» به معنای عصاره است. ایشان عصاره تمام فضائلی است که از ابتدای خلقت تا به امروز بوده است و ایشان «سلالة النبیین»، چکیده تمام انبیا است. هر آنچه از فضائل در انبیا دیده میشود، هر آنچه بروز و ظهور کمالات، جمالات، هر آنچه که هست، در امام تجلی پیدا میکند.
سیره امام زمان را بررسی بکنیم، یعنی چه؟ انبیا، نهاد تجلی اسماء و صفات الهی بودند. هر کدام به میزان ظرفیت خودشان، این اسماء را تجلی دادند. و برخی در برخی صفات، قوت بیشتری داشتند. برخی قوت کمتر بوده است. برخی یک سری صفات را بیشتر ابراز کردند، به حسب نیاز، به حسب زمانه. برخی حالا یک سری صفات دیگر را. امام زمان، مجموعه همه اینها، تمام این اسماء و صفات را، الأسماء جمالی، جلالی، همه را میخواهند بروز دهند در دوران ظهورشان انشاءالله. و آن اسرار مکنون را ظاهر بکنند، آن مواریث انبیا را ظاهر بکنند، آن حقایق سنن را ظاهر بکنند. که حالا در این زمینه سخن زیاد است. من فقط نکتهای را اول بحث عرض بکنم و برویم توی روایات.
درباره انبیا نکته خیلی مهمی که هست این است که انبیا هر کدام امتشان را در حد خودشان بالا میآوردند. یعنی نمیشد امت پیغمبری از آن پیغمبر سبقت بگیرد، از آن پیغمبر جلوتر نمیتوانست. شأن امتها به حسب آن پیغمبر است. لذا روز قیامت هم امم محشور میشوند: «کل اناس بامامتهم». هر اناسی را به امامشان میخوانند. امتهای مختلف، حالا اگر امت فراعنه باشند که حالا آنها با امام خودشان، امام طاغوت و اگر امت انبیا و اینها باشند، هر کدام با امتشان.
در حد آن پیغمبر. یعنی نمیشود کسی از امت یک پیغمبری باشد و زیر مجموعه امت پیغمبر دیگری محشور بشود، یعنی از این پیغمبر جلو بزند یا از این امت جلو بزند. سقفش همین پیغمبر است. هر امتی در نهایت اوجش به اندازه آن پیغمبر است. مثلاً حالا حضرت ابراهیم و حضرت لوط که همدوره بودند، اگر کسی حالا مؤمنی که نبود در اطراف حضرت لوط، مثلاً اگر کسی مؤمن بود به حضرت لوط، سقف اوج او به لوط رسیدن بود، دیگر او نمیتوانست به حد ابراهیم برسد. یعنی نهایت درجه لوط. مگر اینکه حالا با هم میآمدند خدمت ابراهیم، هر دو شاگردی ابراهیم را میکردند.
«فآمن له لوط» جنجال دارد که اصلاً خود لوط مؤمن به ابراهیم بوده است. یعنی او خودش زیرمجموعه امت ابراهیم محسوب میشود. حضرت لوط امت دارد ولی خودش زیرمجموعه امت ابراهیم است. باز خود ابراهیم، «ان من شیعته لابراهیم» باز خود ابراهیم شیعه نوح است. او زیرمجموعه امت نوح محشور میشود. باز خود حضرت نوح، چه حساب و کتابی دارد که انبیا روز قیامت همه زیرمجموعه امت پیغمبرند و خود انبیا محشور میشوند و امت خودشان هم زیرمجموعه خودشان.
این درباره انبیا. پس انبیا سقفی که میتوانند بالا بیاورند، به اندازه خودشان است. خودشان تا چه سقفی میتوانند بالا بروند؟ تا سقف کتاب. یعنی سقفی که یک پیغمبر میتواند اوج پیدا کند، کتابش است. یک پیغمبر از کتاب خودش نمیتواند جلوتر برود. همدرجه کتاب او، مفسر عملی و عینی و تجلی عینی کتاب خودش است. حضرت داوود تجلی زبور است، حضرت عیسی تجلی انجیل است، حضرت موسی تجلی تورات است. پس اگر کتابی بر همه کتابها اشراف داشته باشد، آن پیغمبر هم بر همه آن پیغمبران افضل است. که خب، درباره قرآن اینجوری است. قرآن «مهیمن» بر تمام کتب است، هیمنه دارد، سلطه دارد. کتابها آمدند به عنوان پیشدبستانی برای اینکه بشر را در تمام دورهها آماده کنند که به محضر قرآن برسد. کتابهای پیشزمینه هستند برای رسیدن به محضر قرآن. تمام انبیا هم پیشمعلمند برای اینکه بشر را برسانند به حد تعلیم خدمت رسول الله.
این از این. پس پیغمبر اکرم بر تمام انبیا افضل است. ارث او هم و وصی او هم میشود افضل بر تمام. حالا امام زمان خاتمالاوصیا است نسبت به این اوصیا. ایشان خاتمالاوصیا است و همه این حقایق و اسرار و کتب و فضائل و اینها در دست بررسی هستند که یعنی چه؟ اولاً که امام زمان همان حقیقت قرآن است. اینجا باید سنگهایمان را وا بکنیم، خیالم را راحت بکنیم و تمام کنیم حرف را که آقا، قرآن و عترت در یک حد هستند. به تعبیر حضرت آیتالله وحید میفرمودند که در عصر غیبت ما رها شده نیستیم، ول نیستیم، ما را به قرآن سپردند. به همان حقیقتی که امام زمان تجلی آن است. و هر که میگوید آقا من دستم از امام زمان کوتاه است و دنبال امام زمان و اینها میگردم، باید دست بیندازد به دامن قرآن. امام عصر هم مشغول قرآن است. در عصر غیبت، در عصر ظهور هم که ظهور قرآن است. که حالا این در موردش خیلی صحبت است، باید یک جلسه مفصل در مورد این صحبت بشود که امام زمان ظهور آیات قرآن است.
من فقط یک جمله عرض میکنم که خب، چکیده تمام قرآن سوره حمد است. سوره حمد تازه دوران امام زمان است که تجلی پیدا میکند. خود اولین گفته میشود: «الحمدلله رب العالمین». این «الحمدلله رب العالمین» در روایات ما هست که با آن آیه تفسیر شده: «إِذَا أَدْبَرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» در سوره انعام که وقتی که دامن ظالمان چیده میشود، آنجا تجلی حمد است، آنجا بروز پیدا میکند که در عصر امام زمان تازه حمد بروز پیدا میکند. «مالک یوم الدین»، یوم الدین روز ظهور امام زمان است. «إیاک نعبد» فقط تو را میپرستیم، این فقط در عصر امام زمان است که محقق میشود. «إیاک نستعین» مال آن صراط مستقیم است، مال آن دوره است. «انعمت علیهم» مال آن است. «مغضوب علیهم» مال آن دوران است. «ضالین» مال آن دوران است. همه اینها آن دوره دیده میشود و فهمیده میشود. یعنی تمام قرآن سوره حمد است، سوره حمد تمامش در دوره ظهور بروز پیدا میکند، خودش را نشان میدهد. همین دیگر «غیر المغضوب علیهم و لا الضالین» یعنی آنها هستند و نابود میشوند. کارش آنجا تمام میشود. حالا عرض میکنم که ظهور یک امر شیئی است، مرحله مرحله حقایق در آن اتفاق میافتد.
بله، سوره انعام، آیه ۴۵ بود: «وَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا ۚ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ». درباره انبیا که ارث دارند و ارثشان نزد انبیا بعدی است. البته اینجور نیست که هر پیغمبری وارث انبیا قبل باشد. نکته مهم: گاهی بین یک پیغمبر با یک پیغمبر دیگر، صد تا پیغمبر واسطه است. ولی این پیغمبر دوم، یک ارثی از آن پیغمبر صدمی که قبلش واسطه است، این فقط از آن آورده، یک چیزی. این صدتایی که واسطه بودند، هیچی نبردند و مستقیم از آن پیغمبر به این یک چیزی ارث میرسد. اینها جزء عجایب است. حالا صحبت در موردش زیاد است، من نمیخواهم در مورد انبیا صحبت کنم. حرف زیاد است، مطلب زیاد است، اینجا سخن زیاد است و فرصتش نیست متأسفانه.
میخواهیم بگوییم: «نحن ورثة النبیین»، ما وارث تمام انبیا هستیم. این خیلی است. هر چیزی که هر پیغمبری داشته، گاهی یک پیغمبر یک چیزی داشته، یک سری چیزها را از یک سری انبیا دارد، یک سری چیزها را ندارد. مثل عصای موسی. عصای موسی در خیلی از انبیا نبود. از حضرت آدم منتقل شد به شعیب. این انبیایی که این وسط بودند، این عصا را از شعیب منتقل شد به موسی. تازه موسی هم اول نمیدانست که این عصا چیست. این عصا را گرفت برای اینکه کار چوپانی بود. گفت این را بگیر، برو چوپانی کن. لذا به او گفتند که «ما هذه بیمینک»؟ بله، بله. این مجموعه هزاران روایت است که فرزاد سالها روی این موضوع کار کرده است که حالا برش میدارد و عرض میکند. نمیدانست که یک همچین چیزی. لذا ترسید، عصا را انداخت، اژدها شد. ترسید و پشیمان شد که بگیرش دوباره. با دلهره سمتش رفت.
امام زمان و در این فاصله از بعد موسی، دست کسی نبوده است، غیر از دست پیغمبر اکرم. و پیغمبر هم استفاده نمیکردند این را. ولی امام زمان استفاده میکنند از آن. حالا بقیه ارثیهها هم به همین ترتیب. من برخی روایات را خدمت شما بخوانم، روایاتی که واقعاً آدم به وجد میآید. اصلاً من اشک شوق میریختم برخی را که میخواندم که ما یک همچین امام زمانی را داریم. همین که ما هستیم در عصری که او تنفس میکند، داریم زندگی میکنیم. هیچ نعمتی بالاتر از این نیست، مخصوصاً درباره قم که دارد که محل زندگی امام زمان و خیلی از این حقایق از قم ظهور پیدا میکند. مثل عصای موسی و اینها در قم. یعنی دست امام زمان و در قم، از قم است که ظهور پیدا میکند. روایتش هست و فراوان است، بالخصوص شهری که امام زمان در آن زندگی میکنند. بقیه جاها رفت و آمد دارند. این مخصوصاً آن «عشر آل». حالا تمام اینها که میگویم روایت است. حالا اگر خواستید میتوانم خدمتتان ارائه دهم.
خلاصه، ما یک همچین امام زمانی را داریم. مسجد جمکران ایشان را داریم. محلی که محل «عن» این حرم، این فضا دیگر هیچی، بیشتر از این نیست. خدا نعمتش را واقعاً بر ما تمام کرده است.
درباره انبیا، حالا این روایتی که میخوانم، در جاهای مختلفی است. یک سریاش در کافی است. در کافی یک باب مفصل در مورد ارث انبیا دارد. بنده همه روایاتش را اینجا جزء فیش آوردهام، ولی خب فرصتش فوقالعاده کم است. یکیش را میخوانم، خیلی جالب است. میفرماید که هر فضیلتی که هر پیغمبری داشت، پیغمبر اکرم داشت و آن فضیلت به ما اهلبیت منتقل شد. هر چه که پیغمبری داشت، به ما منتقل شد و بلکه افضل از آن منتقل شد.
بعد اینجا مثالی میزنند. میفرمایند که سلیمان بن داوود، خب، حکومت استثناییای داشت. حالا در مورد سلیمان بخواهم صحبت بکنم که در مورد هر کدام از این انبیا بخواهم حرف بزنم، یک جلسه طول میکشد. حالا بنده اینجا فیشی در مورد سلیمان بن داوود دارم: «لا ینبغی لأحد أن یملک ملکا لا ینبغی لأحد من بعدی» ملکی باشد که احدی بعد از من صلاحیت چنین ملکی را نداشته باشد. اتفاق نیفتد برای او. اجنه خدمت بکند، شیاطین غواصی بکنند. در حکومت سلیمان، برای سلیمان، با آن تفاصیل، با آن ماجرا و اینها، باد در اختیارش باشد و همه قدرتها و اینها.
حضرت فرمودند که سلیمان با آن همه دبدبه و کبکبه و تشکیلات، گیر یک هدهد بود. چون هدهد مسئول آبشناسی بود. دستگاه سلیمان، هدهد بود که به اینها میگفت آب کجاست. همه آن حکومت و همه آن افراد، گیر آب بودند. آب دست هدهد بود. لذا وقتی گفتند هدهد کجاست، ندید و نگران شد و مضطرب شد. «اگر دلیل قانعکنندهای نیاورد، عذابش میکنم، سرش را از تن جدا میکنم.» و اینها.
بعد حضرت فرمودند که: «باد و مورچه و انس و جن و شیاطین و مرده و همه اینها در آب کجاست؟ سلیمان خبر نداشت که آب کجاست، ولی هدهد میدانست که آب کجاست.» همه کار، همه اینها گیر یک هدهد بود. ولی ما قرآن داریم. امام ما اهلبیت، در حد قرآنیم. قرآنی که «ولو أن قرآناً سیرت به الجبال». ما یک قرآنی داریم که آیهای در این قرآن، «جبال با این آیه سیر پیدا میکند». «قطعت به البلدان»، زمینها با آن سرزمینها با آن قطع میشوند، «طی الارض» بیشتر صحبت میکنند. «و کلمت به الموتی»، شما با اموات صحبت میکنی. «فقد ورثنا نحن هذا القرآن»، فقط ما این قرآن را ارث بردیم. ما قرآن را داریم. ما اهلبیت دیگر نیاز به هدهد نداریم. ما هر جای عالم را نگاه میکنیم، تا آن آخر میفهمیم که آب کجاست. چشمه دست خودمان است. اصلاً مطیع ماست. اصلاً به اراده ماست که نازل میشود. اراده بکنیم، نازل میشود.
یک روایت. حالا روایات زیاد است، من برخی را خدمت شما عرض بکنم. جای دیگر میفرمایند که در کافی بود، حاج آقا، که عرض کردم. کافی، جلد یک، صفحه ۲۶. همان باب ارث انبیا. اینها همه مال همان است. که فرمودند که سلیمان از داوود ارث برد. پیغمبر اکرم از سلیمان ارث برد به این واسطه دیگر. و ما از پیغمبر ارث بردیم. «عندنا علم التوراة، إن عندنا علم التوراة و الإنجیل و الزبور و تبیان ما فی الألواح». هرچه در الواح بوده، در دست ماست. گفتند: آقا جان، علم همین است دیگر، حقیقت علم. حضرت فرمودند: «اینکه علم تورات و انجیل و این کتابهای آسمانی که علم نیست. علم اونیه که در درون ما داره میجوشه. بعد روز به روز در درون ما یک چیزی داره میجوشه، ساعت به ساعت. آن علم است.» نداشتند این را. آنها کتاب داشتند. آن هم تازه دست ماست. همهاش هم دست ماست. آن هم علم نیست. علم آنی است که در درون دارد میجوشد. خیلی عجیب است، واقعاً فهمش برای ما خیلی سخت است.
حالا جای دیگر میفرمایند که: «کل کتاب نُزّل فهو عند أهل العلم و نحن أهل کس» (منظور اهل بیت است). باز جای دیگر دارد که: «ان الله لا یجعل حجة فی ارضه یسئل عن شیء فیقول لا ادری». کسی که بخواهد حجت باشد و بگوید «لا ادری»، نمیدانم، اینجور نیست. حجت آنی است که «لا ادری» ندارد.
چه سؤالی آن مسیحی میپرسید که میگویند آقا شما از انجیل و اینها سر درمیآورید؟ از او شروع میکنم که از کجایش میخواهی شروع کنی؟ درباره امیرالمومنین علیهالسلام که نیمهشب بیرون آمدند، فرمودند که: «خرج علیکم الامام علیه قمیص آدم و فی یده خاتم سلیمان و عصا». امام شما آمده بیرون. پیراهن آدم تنش است، انگشتر سلیمان دستش است، عصای موسی در دستش است. این امام شماست. در این زمینه خب روایات زیاد است. من هم اینجا کلی روایت آوردهام که فرصت خواندنش نیست.
درباره خود پیغمبر اکرم میفرماید که اینجور نبود که هر چه که میراث پیغمبر باشد، به همه اهلبیت بخورد. خود اهلبیت تفاوت داشتند در استفاده کردن از ارث پیغمبر. که حالا بعد از پنج تن، این هم روایات است که پنج تن در قله ائمه هستند. بعد از پنج تن، امام زمان، سایر ائمه. بعد از پنج تن، آنی که در قله میان حضرات است، امام زمان است. که حالا مثلاً پیراهن پیغمبر یا زره پیغمبر به تن هیچکدام دیگر از این اهلبیت، غیر پنج تن، نمیشده است. روایت است که فقط یک نفر است بین بقیه غیر پنج تن در بین ائمه که این پیراهن را وقتی میپوشد، یک سر سوزن نه کم است نه زیاد. اسرار حقایق.
بله. خب، حالا درباره اینکه امام زمان نسبت به انبیا نسبتشان چیست، من دیگر حالا وارد این بحث بشوم و روایات را بخوانم که مطلب خیلی زیاد است.
یک حدیثی از تفسیر عیاشی که جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل میکند: «هیچ تکان نخور تا همه وقایع اتفاق بیفتد نسبت به مهدی». بعد وارد حرکت با جزئیات همه چیز را ذکر میفرمایند که: «یخرج المهدی منها علی سنتة» (برخلاف سنت). این بحث خیلی مهم است. سنتهای پیغمبران که در امام زمان تجلی دارد. آنهایی که خیلی گل است، یکیاش این است. یکی سنت موسی علیه السلام که «یخرج خائفاً یترقب»، رفت وقتی که داشت غیبت میکرد با ترس و واهمه. هر لحظه ممکن بود دستگیر بشود و گرفته بشود. و امام زمان تمام این مدت عصر غیبت با این فضا زندگی میکند. هر لحظه امکان دستگیری. همه دنبال آنند. همه میخواهند که ایشان را بگیرند، نابود بکنند، بکشند. کسی اسمی به ایشان داشته باشد، شباهتی داشته باشد، ربطی داشته باشد. از همان اول دنبال بودند. مثل امروزی که امام، مثل دیروز که امام عسکری از دنیا رفتند، امروز ریختند تمام حجرههای منزل امام عسکری را گشتند. زن باردار اگر پیدا میکردند یا احتمال باردار شدنش را میدادند، شکمش را میشکافتند. نرجس خاتون، فرزند و سپرده بودند. حالا عرض میکنم که آن هم سنت موسی بود که جاری شد. نمیدانستند کجاست. مثل مادر موسی به خدا، هر جا میخواهد ببرد بچه را، دیگر دست ما نیست. سپرد. سنتهای موسی. «خائفاً یترقب» تا وقتی که وارد مکه میشود. امام زمان از اول غیبت با این فرد وضعیت زندگی میکنند.
بعد میفرمایند که امام زمان وقتی ظهور میکنند، حالا میگویم با چه نحوهای. ظهور حضرت با کیفیت جزئیاتی که دارد: «ایها الناس أنا نستنصر الله علی من ظلمنا». میگویند که هر کی که میخواهد با من در مورد خدا محاجه بکند، «فأنا» بیشترین نسبت را با خدا داریم. هر کی میخواهد درباره آدم محاجه بکند، «ما أولى الناس بآدم»، ما بیشتر نسبت به آدمیم. ما بیشترین نسبت را با نوح داریم. هر کی میخواهد در مورد ابراهیم محاجه بکند، ما بیشترین نسبت را با ابراهیم داریم. هر کی میخواهد درباره محمد محاجه بکند، ما بیشترین نسبت را با پیامبر اکرم داریم. «فمن حاجنا فی النبیین» همه انبیا را، نسبت به همه انبیا بیشترین نسبت را داریم. هر کی میخواهد نسبت به کتاب خدا محاجه بکند، من بیشترین نسبت را با کتاب خدا داریم. بعد دیگر حضرت تعابیر آنجا دارند و وقتی که بیعت میشود با امام زمان بین رکن و مقام، آنجا عهد پیغمبر را بیرون میآورند. پرچم پیغمبر را بیرون میآورند که بعد از پیغمبر این پرچم بیرون آورده نشده، مگر در جنگ جمل که چون همسر پیغمبر طرف مقابل بود، پرچم پیغمبر را این طرف بلند کردند. بعد از جنگ جمل دیگر این پرچم ناپدید شده تا بین رکن و مقام که امام زمان پرچم را درمیآورند موقع بیعت. بعد سلاح پیغمبر بیرون آورده میشود. آنجا بیعتی میشود، دوباره اتفاقاتی که میافتد.
حالا بعداً عرض میکنم. یک سری از اصحاب درجه یک، در امام زمان شک میکنند. حضرت آنجا عهد خصوصیه پیغمبر را بیرون میآورند. کنارش انشاءالله عرض میکنم. بعد محل زندگی امام عصر در کوفه. این هم خیلی نکته لطیفی در آن است، خیلی قشنگ. وقتی وارد کوفه میشوند، «فیکون منزله بـ...» در مورد کوفه روایات عجیبی داریم. امام صادق میفرماید کسی اگر در کوفه خانه دارد، خانهاش را نفروشد. از آن موقع به بعداً به اندازه پول چند نفر میشود. به اندازه یک سر سوزن خانه در کوفه، دوران امام زمان که اینقدر گران میشود شهر کوفه. و سفارش شده که تا میتوانیم برویم کوفه خانه بخریم و جا داشته باشیم. از الان آماده باشیم برای آن. که حضرت وارد کوفه که میشوند، هر که مسلمان است و عبد و برده است، حضرت میگیرند و آزاد میکنند. «و لا غارم الا قضی دینه». هر که بدهی دارد، امام زمان بدهیاش را میدهد. «و لو مظلمة لأحد من الناس الا ردها». هر که حق الناس گردنش است، حضرت رد میکند برایش. «و لا یقتل منهم عبداً الا عدل ثمنه هدیة مسلمة الی اهله». و هیچ کشتهای نیست مگر اینکه دینش را به جایش میدهند. «و یلحق عیاله فی الاطراف حتی یملأ الارض». به خانوادهاش هم میرسند حضرت تا اینکه قسط و عدل همه عالم را بگیرد. حضرت بدهیهایشان را میدهند و به خانوادهشان هم سهم دائمی دارند. بعد میآیند، امام زمان حضرت میآیند در رحبه شهر کوفه ساکن میشوند و رحبه، «کانت مسکن نوح». رحبه خانه نوح بوده است. این خیلی جمله عجیبی است. میفرماید: «و هی أرض طیبه. و لا یسکن رجل الا به ارض طیبه». هیچکدام از ما اهلبیت نیستیم که بخواهیم در جایی ساکن شویم. «و لا یختل الا بأرض طیبه». محل سکونت و محل شهادت ما باید در سرزمینی پاک باشد. جایی باشد که پیغمبری آنجا عبور کرده، ساکن بوده، حرکت کرده، زندگی کرده. که امام زمان محل زندگیشان میشود مسکن نوح. که حالا من در مورد مسکن نوح هم انشاءالله مطلبی را عرض میکنم که به چه نحو است. در آن شهر.
پس قدم به قدم کوچکترین چیزهایی که برای امام زمان پیش میآید، از همان اول، همه مطابق با سنت انبیا است. خود غیبت امام زمان مطابق با سنت انبیا است. اصلاً خود غیبت در راستای این است که این جزء سنت انبیا است. به خاطر اینکه سنت انبیا غیبت کردند. که در این زمینه روایات فراوان است. در جلد ۵۱ و ۵۲ بحار فراوان ما روایت در این زمینه داریم. میگوید به حضرت عرض کردم که آقا جان، حضرت فرمودند که حالا این را هم بگویم. بعد این روایتی که میخواهم بخوانم، این اسم شریفی که میآید و ما دست بر سر میگذاریم و بلند میشویم، اولاً که روایت محکمی پیرامون این نیست و ثانیاً حالا اشکال ندارد، مستحب هم هست، انسان عرض ارادت میکند. یک روایتی البته هست در مورد امام رضا علیهالسلام که حضرت بلند شدند. این اسم نبود، به نحو دیگری است عبارت. ولی هیچ جای دیگر ما نداریم که این اسم آورده شده باشد، چه امام دست به سر بگذارند، چه راوی دست به سر بگذارد. امام صادق علیهالسلام بلند میشوند. اسم حضرت به چه نحوی بوده است؟ ولی ما شاید بتوانم بگویم صدها مورد داریم در روایات که این اسم شریف میآید و دست به سر نمیگذارند، بلند نمیشوند. اگر بود، راوی نقل میکرد. هیچ اتفاق خاصی نمیافتد و این را میگویند. حالا من اگر اجازه بفرمایید و دیگر بلندم. چون زیاد روایات بخواهم هر کدام هی آن تکه را بیندازم، سخت میشود. اسم شریف را میگویم. حالا اگر کسی خواست آخر آخر بلند شود، دست به سر بگذارد یا حالا در دلش نیت کند. حالا به ... خراب نشود.
«قائمنا غیبة یتولى عمدها». قائم ما غیبت طولانی دارد. گفتم: آقا جان، برای چی؟ حضرت فرمودند که: «ان یجری فیه سنن الانبیا». به خاطر اینکه سنت انبیا در ایشان جاری شود. غیبت ایشان مطابق با «فی غیباتهم»، سنت انبیا در غیبتهایشان باید جاری شود در امام زمان. فرمودند که هر آنچه که از سنتها بوده، «طبقاً عن طبق» باید در مورد امام زمان جاری شود.
جای دیگر دارد که احمد بن اسحاق، متولی ساخت مسجد امام حسن عسکری بوده است. ایشان خدمت امام عسکری میرسد. بعد سؤال میکند که آقا بعد از شما کی خلیفه است و اینها. میگوید حضرت رفتند داخل، دیدم که بچه روی شانه گذاشتند، به چهرهاش مثل ماه درخشان میدرخشید. آوردند. «سه سال اگر این جایگاه تو پیش ما نبود، ما این را به تو نشان نمیدادیم». و بعد اینکه بعد از من میآید و بعد فرمودند که: «این سنت خضر و ذوالقرنین در مورد او جاری است». غیبت طولانی میکند که همه هلاک شوند. «لا ینجو فیها من الحل»، همه هلاک میشوند. «الا من یثبته الله علی القول به امامته». دو نفرند فقط در غیبت طولانی این پسر من هلاک نمیشوند. یکی کسی که ثابت قدم باشد در امامت او. «و یوفقه للدعاء بتعجیل فرجه»، کسی که توفیق پیدا کند برای فرج او دعا کند. عرض میکنم که خود دعا هم جزء سنت انبیا در مورد امام زمان جاری شده است.
حالا نمیگویم. من خیلی خوشحال شدم، رفتم نشستم فکر کردم. خضر و ذوالقرنین ماجرایش چی بود که گفتند سنت او و آنها جاری میشود در مورد امام زمان. میگوید روز بعد آمدم خدمت حضرت. گفتم آقا، آن سنتی که خضر و ذوالقرنین جاری میشود، آن چیست؟ حضرت فرمودند: «طول الغیبه». غیبت خضر و ذوالقرنین. بعد گفتم که: آقا جان، غیبتش مگر طول میکشد؟ حضرت فرمودند که: «ای و ر»، به خدا قسم طول میکشد. «حتی یرجع عن هذا الامر اکثر القائلین». آنقدری که اکثر کسانی که قائل به امامت او هستند، مرتد برمیگردند. که حالا در این زمینه هم آیه قرآن: «و من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم». استاد میفرمود که این «فسوف» خودش کلی در آن حرف است. هر کی میخواهد بین شما مرتد بشود، بشود. بعداً یک قومی میآید، اینها خدا را دوست دارند. اینجور نیست. هر کی میخواهد بین شما مرتد بشود، حسابش بعداً با این قومی است که خدا را دوست دارند. اینها میآیند. مرتد شدن به حسب ارتدادشان، هر چقدر هست، امام زمان، اینها همه برمیگردند از امر ما. این را هم که دارم بهت میگویم، امری از امر خدا، سری از اسرار بود که بهت گفتم. به کسی هم حق نداری نه تو امت اسلام، آنهایی که حالا استعداد پیدا کردند و به هر نحوی ضرری زدند، نمیتوانم بگویم که در مورد یک کسانی مثلاً یعنی از باب تغییر نمیشود گفت که کسانی که در موردشان یک حدودی جاری میشود و امام زمان زنده میکند. فقط برای آن حضرت میگوید.
امام صادق علیهالسلام فرمودند که: «هر چه از غیبت انبیا بوده، در مورد قائم ما جاری میشود. حذف نعل بالنعل». پشت سر هم سؤال کرد که: آقا شما کیستید؟ بعد حضرت فرمودند که: «آن کسی که عیسی بن مریم پشتش نماز میخواند». این خیلی در آن نکته است. عرض میکنم. زمانی که در مورد صاحب این امر چهار تا سنت است از چهار تا پیغمبر. سنتی از موسی، از عیسی، یوسف و پیامبر اکرم. از موسی «خائفاً یترقب»، همان ترس و دلهرهای که با ایشان است. از یوسف زندانی شدنش است. از عیسی این است که «انه مات و لم یمت»، میگویند مرده و از دنیا نرفته. دانلود. پیغمبر اکرم که با شمشیر خروج میکند. اولین باری که ظاهر میشود با شمشیر.
حالا باز روایات دیگری دارد. سنتی از آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، ایوب. زندانی، که حالا حضرت یوسف را زندانی کردند، شاید منظورم زندان غیبت یا مخصوصاً حالا در غیبت صغری به نحوی زندان درها را بستند و گفتند رفت و آمد اینجا کسی حق ندارد بکند. محل زندگی امام عصر که رفت و آمدهایشان با مادرشان مختل شده بود به این وسیله. حالا بحث زیاد است در مورد آدم و نوح، طول عمر ایشان. سنتی که جاری میشود در مورد ابراهیم، «خفاء الولادة و اعتزال الناس». مخفیانه به دنیا میآیند و از مردم کنارهگیری میکنند. از موسی خوف و غیبت. از عیسی اختلاف مردم. از ایوب فرج بعد از ابتلا. و از پیغمبر اکرم خروج به سیف.
حالا این روایات خیلی زیاد است. در مورد یونس دارد که ایشان شباهت با یونس دارد. بعد از اینکه غیبت میکند، برمیگردد با اینکه سن بالا ولی جوان. شباهت با حضرت ابراهیم هم هست که ۱۳۰ ساله بود ولی چهره ۳۰ سالهها را داشت. که این امام زمان هم این را دارند. از تمام چیزهایی که ایشان دارد از سنت انبیا. نه ۱۳۰ سال عمر کردند ولی در ۱۳۰ سالگی جوان ۳۰ ساله. «فمن یقول له ابراهیم». از همان اول که ایشان جوان بود، اینها دیگر پیر نشدند. بله دیگر، چهرهشان.
شباهتش با یوسف یعقوب. یوسف بن یعقوب، غیبت از خواص و عامه و مخفی بودنش بر برادرانش. خلاصه وضعیتی که شیعیان او، دوستداران او نمیدانستند کجاست، در چه وضعی به سر میبرد. شباهتش با موسی، دوام خوفش، طول غیبتش، مخفی بودن ولادتش، سختی شیعیانش بعد از او به بابت اذیتها و سختیهایی که دیدند که حالا اینها را تک تک انشاءالله عرض خواهم کرد. شباهتش با عیسی، اختلافهایی که در مورد ایشان هست. و شباهتش با پیغمبر اکرم، با شمشیر بیرون میآید. ادای دین و ادای پیغمبر و جبارین و طواغیت و اینها را میکشد با شمشیر و رعب کمک میشود. که حالا این را هم انشاءالله توضیح میدهم. اول بحث ما هنوز مقدمهایم.
حالا آره، آماده باش. دیگر ما تا یک ساعت یک ساعت و نیم دیگر انشاءالله بحث. حالا دیگر حالا در یک جلسه بعد.
میفرمایند که در مورد سنت انبیا، در عمرشان و غیبت، آنقدری در مورد امام زمان جاری میشود که مردم مبتلا به قساوت قلب بشوند. که این قساوت قلبی که در دنیا حاکم است، به خاطر طولانی شدن غیبت امام. و خب روایات باز هم هست در این زمینه. من فقط یک جمله بگویم در مورد مشغولیت امام زمان در عصر غیبت که شباهت پیدا کرده با غیبت موسی. حضرت موسی وقتی غیبت کرد، غیبت ایشان سنت غیبت موسی است دیگر. غیبت امام زمان، غیبت موسی. به چه نحو بود؟ حالا دو سه نوع غیبت. غیبت اصل کاریشان این بود که از مصر بیرون زدند بعد از اینکه آن قبطی را کشتند که اینها همه حساب شده بود دیگر. با برنامه: «یا موسی إنی اصطفیتک لعملی». من با برنامه تو را بالاخره بردم. و «مبت»، شما ضربه مشت میزند و حالا یک شیعه موسی است، معلوم میشود که موسی در آن فضا شیعه دارد، طرفدار دارد، دارد کار میکند ولی در یک فضای زیرزمینی. به قول امروز. یک مخالف دارد که شیعه فرعون است. اینها با هم درگیر شدند. این شیعه موسی بیا کمک. ما از جز سران مملکتی هم بوده. میافتد و میمیرد. حضرت موسی فرار میکند. میرود که امیرالمومنین در نهج البلاغه میفرماید که آنقدر در بیابانها از علف بیابان خورد تا پوست بدنش سبز شد، رنگ بدنش عوض شد. آن غیبت موسی بود. ولی خود حضرت موسی غیبتش به چه نحو بود؟ حالا تقریباً غیبت ایشان بود که خب همسر اختیار کرد، دختر شعیب. بعد مهریه ایشان هم ۱۰ سال کار کردن بود. ۱۰ سال باید حضرت موسی خدمتشان که چوپانی میکرد برای حضرت شعیب و خودش تحت تربیت شعیب قرار گرفت. حقایق و اسراری از شعیب به ایشان منتقل شد. به مردم رسیدگی میکرد. بین مردم بود. زاد و ولد میکرد. بچه میآورد. امور رسیدگی میکرد. ولی خب بین این شیعیان خودش نبود. و یک فقیهی بود که واسطه بود بین موسی و قوم خودش. حالا اینها خبر داشتند که حضرت موسی زنده است. این فقیه یک سری دستورات کلی را میگیرد. ولایت فقیه خلاصه از آن دوره بوده. در ارتباط بودند و کار میکردند. آن فقیه کی بوده؟ مشخص که حالا حضرت هارون شاید بوده. هر کی دیگر بوده. حالا برمیگردد. آشنا بوده برای مردم و مردم منتظرش بودند. حالا این را هم عرض میکنم که اینها گریههای طولانی کردند موسی به آنها برگردد و جلو بیفتد. برگشتن حضرت.
خب ببینید، امام عصر هم در عصر غیبت مشغولیتشان به این است. حالا برخی فکر میکنند که حضرت - العیاذ بالله - بیکار و چه میدانم در بیابانها و... نه، مشغول کار دارند میکنند. در هر گوشه عالم، به آن تعبیری که به آن بزرگوار فرمودند: «من آنقدر مشغولیتم زیاد است که فرصت ندارم بیایم صورتم را به کف پای عمهام حضرت معصومه بگذارم. وگرنه اگر فرصت داشتم، صورتم را پایین پای حضرت معصومه میگذاشتم». جناب بهجت نقل میکرد این را. امام عصر فرموده بودند به کسی. زمان مشغولیتم زیاد است. اگر مشغولیت نداشتم، این کار را میکردم. آنقدر شلوغ است که برای همین کار فرصت نیست.
خیلی در زیارات امام زمان، زیارت حساب شده با برنامه از... حالا من یک ماجرای معروف فقط بگویم که این را هم حالا خلاصهاش را بگویم که این را خیلی بزرگان اعتنا و اهتمام دارند به این ماجرا. ماجرای ابوالحسن بن ابی البغل که در منتحی الآمال داستان ایشان نقل شده. حاجتی داشته، میرود کاظمین. متوسل میشود به کلیددار. میگوید که این در را ببند کسی نیاید. شب سردی بوده، طوفانی بوده و اینها. میگوید دیدم آقایی وارد شد. گفتم که این در را بسته بود، حتماً یک دری باز بوده، آمده. دیدم که ایشان آمدند و کنار قبر موسی بن جعفر، پشت قبر موسی بن جعفر، امام زمان نماز میخواندند. دیدم یک آقایی است دارد زیارت میکند. سلام داد به آدم و اولیالعزم. بعد به ائمه یکی یکی سلام داد. به امام زمان کسی سکوت کردند. من تعجب کردم. گفتم این آقا چه دینی دارد که همه را میگوید، امام زمان را نمیگوید. یادش رفته. حالا خلاصه. بعد دیدم که «شابٌّ أنامَ مِنَ الرِّجالِ»، یک مرد خوشبر و رو، جثهای خوب، «صافی اللباس و إمامته مهن بدعاء». دیدم پیراهن سفیدی تنش است، عمامهای به سر دارد، تحتالحنک انداخته. «علی کتفه هوا»، رو به کعبه. حضرت به من فرمودند که: «یا اباالحسن بن ابی البغل! أین أنت عن دعاء الفرج؟» من فرار کرده بودم دیگر. آمده بودم آنجا که من را نکشند و خلاصه ماجرا. «تو چرا دعای فرج نمیخوانی؟ دو رکعت نماز بخوانی، بعدش این دعا را بخوان: یا من اظهر الجمیل...» که خیلی بزرگان سفارش دارند که برای شب خوانده بشود. تمام که شد، آن ذکرها و اینها که وارد شده، بعد یک سجده طولانی، یک ساعته، تقریباً شاید بیشتر. دارد که ذکرهای خودش را دارد. تمام که شد، خلاصه حاجتت را. بعد من این کار را کردم و آمدم بیرون. دیدم که درها همه قفل است. به کلیددار گفتم. گفتم که چهجور بود؟ کسی آمد؟ گفت این آقا امام زمان، چندین بار ایشان را دیدم اینجا میآیند. من خیلی خوشحال شدم از اینکه حضرت را دیدم. صبح آمدم بروم، دیدم آن کسی که من ازش فرار کرده بودم، آدمی فرستاد پیش من. گفتند که: «ابن صالحان»، ابن صالحان بوده اسمش. «این در به در دنبال شما میگردد. مشکل شما مثلاً برطرف شده و دیگر مشکلی نیست و در امانید و اینها.» بعداً که دیدمش، گفتش که: «حالا کارت به اینجا رسیده که شکایت ما را به امام زمان میکنی؟» گفتم: «تو از کجا میدانی؟» گفت: «امام زمان فلان شب آمدند در خواب من. به من گفتند که به این آقا سخت نگیر و کارش را راه بینداز و فلان کار را بکن.» از آنها خودشان رفتند در خواب آن آقا. اینها مشغولیت امام زمان بخشی از کار ایشان است.
در مسیر هدایت، بخشی مشغولند امام زمان. حالا همه جای عالم، ذره استعداد جایی اگر ببیند، ایشان مسئولیت دارد امام زمان که شکار کند این آدم را. مسئولیت دارد که هدایت کند او را. این خیلی نکته است. وظیفه ایشان است که هدایت بکند. کسی یک سر سوزن از خودش استعداد نشان بدهد، ظرفیت نشان بدهد، زمینه نشان بدهد، کار امام زمان باهاش شروع میشود. حضرت مشغولند. «الا وجه الارض» هر که آدم، هر جا، هر کی دارد هر کاری میکند، امام زمان مسئولیت دارد با او بروند به یک نحوی، خلاصه ارتباطی برقرار بشود. ما هنوز به یک سوم مطالبی که میخواهیم بگوییم رسیدیم. یک صلوات برای رفع خستگی که ندارید، بفرستید.
درباره امام عصر دارد که حضرت وقتی ظهور میکنند، کنار مقام میایستند. دو رکعت نماز میخوانند. خدا را به حق خودشان قسم میدهند. این خیلی عجیب است. خدا را به حق خودشان. چون سنت ایوب کی بود؟ گفتیم از سنت ایوب که امام زمان دارند، صبر ایوب. دانلود. صبر ایوب. خب روایت خیلی عجیب و غریب است دیگر. دارد که اصلاً سه تا چیز است که اینها اول بوده، بعد بقیه از اینها شکل گرفته. حس. هر کی هر جای عالم حسادت دارد، این از بچههای یعقوب گرفته. هر کی هر جای عالم پیدا بکنم حدیثش را، هر کی هر جای عالم شکر دارد، از نوح دارد. هر کی هر جای عالم صبر دارد، از ایوب دارد. اصلاً از اینها شکل گرفته، به بقیه داده شده. خود ایوب، صبرش که خاص بوده، به خاطر این بود که در تمام بلاها و ابتلائاتی که داشت، همهاش برای دیگران بود. حتی آن آیه قرآن دارد: «رب مسنی الضر» بنوس بن ضرر رسیده. خب حالا بعدش برطرف میشود. این صبر. امام زمان هم صبرشان اینجوری است. تمام مصائب خودشان یک بار برای خودشان. دعا اینجا دیگر اول ظهور است که خدا را به حق خودشان قسم میدهند. باقر علیهالسلام فرمودند که او چون مضطر حقیقی است، آنجا آیه «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ» ظهور پیدا میکند. که حضرت به حق خودشان که قسم میدهند، آنجا دیگر امر فرج قطعی میشود، تمام میشود. با آن دعای آخر کار کنار کعبه که آنجور قسم میدهند. خدا دیگر جبرئیل نازل میشود به صورت یک پرنده، میآید پایین و میآید با حضرت بیعت میکند. بعد حالا ماجراهایی که دارد.
حضرت این خیلی مهم. حالا چون روز نهم ربیع بود، این بخش خیلی به درد ما میخورد. دارد که امام زمان مردم را دعوت میکند به کتاب خدا و سنت پیغمبر، به ولایت علی بن ابیطالب و برائت از دشمنان علی. «و لا یسمی» امام عصر اول ظهور اسم نمیآورد. حالا الان بعضیها در غیبت و اوج غیبت، لعن علنی میکنند در ماهوارههایشان. امام زمان اول ظهور، تا دو سه تا واقعه. هی دارد: «لا یسمی احدا». میگویند که برائت داشته باشید از دشمن علی. اسم نمیآوردند. تا کار میآید به مدینه میکشد. آن دو تا را که از قبر درمیآورند، آویزان میکنند سر دیوار. ماجراهای مفصلی که پیش میآید که یک عده موافقند، یک عده مخالفند. اتفاقاتی میافتد. مخالفتشان شدیدتر میشوند. مفصل است که حالا حضرت اینها را درمیآورند از تو قبر. میگویند: آقا خبر دارید که دیگر کنار پیغمبر کسی غیر این دو تا دفن نبود؟ اینجا که مسجد پیغمبر نیست. همه شما به اینها اعتقاد دارید. میگویید خلیفه و فلان و اینها. جنازهها بیرون میآید، تر و تازه، صحیح و سالم. اینها به حرف حضرت اشاره میکنند. احیا میکنند سنت عیسوی را که احیا میکند مرده را. فقط در این حد که اینها بگویند که چهکار کردند و اشاره میکنند به اینکه ما بودیم که پشت در چه کردیم و ما بودیم محسن امیرالمومنین را کشتیم و این و این و این. امام زمان اتمام حجت میکنند برای اینها. آنجا دیگر برائت علنی میشود. آنها را میسوزانند و تکه تکه ذرهشان را به آب میریزند. انتقام. آنجا تازه لعن علنی آغاز میشود. اول ظهور هم نیست. مدینه رفتن حضرت بعد چند ماه طول میکشد تا حضرت مدینه میروند. حالا یک عده نادان. بگذریم.
سخن ماجرای بیداء پیش میآید که حضرت میفرمایند که: «عهدی از جدم رسول الله دارم که پیغمبر اکرم به من رسیده است از پیغمبر که من باید دشمنان تو زمین بلعیده بشوند در منطقه بیداء.» لشکر سفیانی وقتی میآید، مفصل است. من میخواهم بگویم خیلی حرف در آن است. وقت نداریم.
حالا در مورد عربستان دارد که عبدالله از دنیا میرود. حکومت عربستان از هم میپاشد. کار از دست اینها خارج میشود. در میروند. بعد امام زمان در همان ایام، بعد از ابتدای مرگ عبدالله که ظهور میکند. وضعیت اینها همه ذکر شده است که اینها حمله میکنند که امام زمان را بکشند. حضرت اولی که میآیند، یک ظهور مخفی دارند کنار کعبه. با رموز غیبی ۳۱۳ نفر را از بستر و منزلهایشان میآورند با طیالارض که با اینها صحبت میکنند. میگویند: من امام زمانم. اینها میگویند: از کجا معلوم؟ اینها را امام زمان حتی باز با آن سیستم فقاهتی میروند جلو. خیلی در آن نکته است که اینها باید تا آخر به همان مبنای فقاهتی که داشتند پایبند بمانند. سیستم فقاهتی اینها تا حالا یاد گرفتند. باید دلیل داشته باشد، حجت باشد، فلان باشد. بازم امام زمان کوتاه نمیآید از همین. با اسم اعظم، بروید تمام عالم را بچرخید. ببینید غیر از من مهدی هست یا نیست. اینها میروند میچرخند. قبول. ما دیدیم که غیر از شما نیست. این ۳۱۳ نفر مینشینند در آن فضا بین مردم. امام زمان هم با بزغاله و گوسفند و اینها میآیند کنار کعبه به شکل یک چوپان در آن فضا. حضرت بلند میشوند و شروع میکنند سخن گفتن که من مهدیم و فلان و اینها. اینها حمله میکنند که حضرت را بگیرند، بکشند. چون دو هفته قبلش نفس زکیه که آمده بود این حرف را بزند، میگیرند کنار بین رکن و مقام میکشندش. که از علائم حتمی این است که دو هفته قبل ظهور حضرت، نفس زکیه سر بریده میشود که بغل کعبه. اولاد امام حسین با امام زمان میآیند. حضرت دو هفته زودتر میفرستندش کنار کعبه که بشارت بدهد که ظهور نزدیک است. اسم امام زمان را که میآورد که بلافاصله بعد دو هفته ظهور حضرت اتفاق میافتد. حضرت هم که اسم میآورند، اینها حمله میکنند که حضرت را بگیرند. ۳۳۰۰ نفر از حضرت دفاع میکنند. بعد جمعیت چند هزار نفری است که اینها به کاروان حج و اینها، چون ایام حج بعد از روز عاشوراست. این عاشورایی که روز بعد اینها که برای حج آمده بودند و مانده بودند و فلان و اینها. حضرت دفاع بکنند. این حکومت حجاز هم ضعیف شده است. اینها نامهنگاری و مخابره با سفیانی که سفیانی مرکز حکومت شام است که نیرو بفرست برای ما. سفیانی نیرو میفرستد در منطقه بیداء. زمین میخورد اینها. دو نفر از اینها زنده میمانند که صورتهایشان برگشته. حضرت به اینها میگویند که همه باید بایستید. ببینید کیستند. بیداء منطقه ... زمین فرومیخورد. و دو نفرشان میآیند به شما الان خبر میدهند. این دو نفر میآیند. آن دو نفر از لشکر سفیانی. یک تعداد از شیعیان به سفیانی ملحق میشوند. روایتش هست. نمیخواهم در این زمینه بحث بکنم. که اینجا دارد که حضرت به شدت. چون ۸ ماه حضرت دارد که شمشیر را از روی شانههایشان برنمیدارند. ۱۹ سال حکومت میکنند امام زمان. ۱۹ سال و یک ماه. دیگر در این کتاب غیبت نعمانی آوردهاند دیگر. یک باب مفصل دارد روایت. آنی که مشهور است و چندین بار به آن اشاره شده است، ۱۹ سال و یک ماه. ۱۹ سال. حالا میگویم چه اتفاقاتی میافتد که بعدش امام سیدالشهدا علیهالسلام با ۷۲ تن و چند هزار نفر رجعتشان و قیامشان بعد از امام زمان، حکومت امام حسین علیهالسلام. در این مدت هشت ماه اولش ازش شمشیر از روی شانه نمیاندازند امام زمان. دائماً شمشیرشان روی شانههایشان است. یعنی هشت ماه جنگ دائمی. که حالا در این هشت ماه خیلی حضرت اسیر گرفتن هم ندارند، جزیه هم ندارند. دو تا چیز در سینهشان باید فقط «قاتلوهم حتی لا تکون فتنة». آنقدر بکش که دیگر هیچکس نماند غیر از آنی که اقرار کند به خدا. یک همچین حالتی پیش میآید. البته با رفت. حالا میگویم اینجوری نیست که هر کی بیاید طرف بدحجاب است، بزنند بکشند و حتی خود سفیانی را اذیت نمیکشند. سفیانی میآید توبه میکند. حضرت این سیره از پیغمبر است. همانجور که پیغمبر احدی را نکشت ولی با شمشیر خروج کرد. امام زمان هم با شمشیر خروج میکند ولی احدی را نمیکشد. اصحاب او هم که میکشند و به دستور حتی شیطان. حالا بحث شیطان بزرگتر میرسد. آن فقط شاید اختصاصی.
اینجا یکی از اصحاب که این سیدی است و «من اشد الناس بدنه و اشجعهم قلبه»، از امام زمان خیلی شجاع، خیلی قوی. یک لحظه شک میکند. «یا هذا ما تصنع؟» یکی بلند میشود، ببینید رفت. امام زمان، عهد پیغمبری که شما داری، اینجوری داری آدم میکشی؟ یکی از شیعیان، «خفه میشوی یا سرت را ببر؟» یکی از یاران امام زمان به این میگوید. حضرت: «یا فلان، ساکت باش، آرام باش.» «من عهدی از پیغمبر دارم.» بعد حضرت یک زنبیلی، یک زنبیلجه، یک زنبیل. «برو فلان زنبیل را بردار بیاور.» میآورد. حضرت عهد پیغمبر را میآورند. میگویند: «این عهد من است که از پیغمبر. همه چیز را اساس سیره است.» پیغمبر اکرم دستور. بزنم بروم جلو. خلاصه کار پیش میرود.
حالا بحث قضاوت داوودی امام زمان است که هم خودشان بر اساس قضاوت داوودی قضاوت میکنند، هم اصحابشانند که حضرت این ۳۱۳ نفر را میفرمایند: «بروید در تمام عالم پخش بشوید و قضاوت کنید.» که حضرت دست میکشند بین کتف اینها و یعنی پشت، بین دو تا کتف از پشت و جلو که میشود روی سینه. این دو طرف را دست میکشند. اینها دیگر در هیچ قضاوتی نمیمانند. قضاوت داوودی به اینها منتقل میشود که خود امام زمان هم به قضاوت داوودی حکم میکند. قضاوت داوودی دیگر بینه نمیخواهد. یعنی میآید میگوید: آقا این مال من است. آن میگوید: مال من است. حضرت از پول میپرسند. مال کیست؟ خود پول حرف میزند. میآید میگوید: آقا این قاتل من است. میگویند: آقا از خود مرده میپرسند. آقا شما را کی کشته؟ قضاوت داوودی این شکلی بود دیگر که بلکه بالاتر از این است. حالا در مورد قضاوت داوودی صحبت هست. بالاتر از این است. حضرت از کسی سؤال نمیکند. او در الهام مثل روز روشن است. یک نگاه میکند. میگوید: تو که فلان کارهای. تو فلان کاری. تو فلان کاری. ابتدا ساکن بیاید. هر کی هر کاری کرده. «از تو بدنا اگه به محکمه بیفته و لازم بشه این کارو».
ایمان پذیرفته شده نیست. دیگر کسی مؤمن دیگر نمیتواند بشود در دوران امام زمان. و دیگر توبه معنا... بحث قصاص داشتیم دیگر در فقه که به دست امام میتواند اگر طرف توبه کرده، ببخشد. قصاص را بردارد. دیگر توبه بردار. «لا تنفع نفسا ایمانها» (ایمانش را قبول نمیکنیم) «اذا تکون آمنت من قبل». ندارد. چون مرحله اول قیامت است. این را هم در آن نکته است. ظهور امام زمان اولین مرحله قیامت است. یعنی با ظهور امام زمان قیامت شروع میشود. مرحله به مرحله باز دیگر میرود در مراحل قیامت. این را مجموعه را.
بعد اینجا داری که امام زمان شروع میکنند یک سری احکام و یک سری سنتهای انبیا را که میآورد. «خرجت خارجه». یک تعداد از شیعیان حضرت در مسجد خارج میشوند. میگویند: با این آقا باید جنگید و ایشان را باید کشت. این چیست؟ این حرفها چیست؟ این آقا دارد میزند؟ کجای این حرفها بوده؟ نمیدانم. امام زمان مسئولیت دارد سیره و سنن تمام انبیا را اجرا کند. نه فقط پیغمبر اکرم. حالا روایتش را میخواند که سنت مثلاً آدم را که اجرا میکند، خیلیها کافر میشوند. سنت داوود را که اجرا میکند، کافر میشوند. سنت... حالا درست شد. حالا کار درست کردی. همه سنتها را ابراز بکند. همه حقایق ضد و نقیض نیست. مراتبش فرق میکند. حالا میگویم روایتش را میخوانم. خلاصه آخرین دسته این است که در مرحله سنت انبیا مرتد میشوند که حضرت دستور میدهند اینها را سر میبرند در بازار تمار، بازار خرمافروشها. دیگر آخر خارج آخرین دستهاند که خروج میکنند بر امام عصر و دیگر بعد از آن دیگر اوضاع به روال طبیعی.
برویم سراغ چند تا پیغمبر. بحث دیگر افتاد در سرازیری تا تمام بشود انشاءالله. در مورد منزل حضرت نوح عرض کردم که خب، گفتم در متن فرات ایشان زندگی میکرد. روستایی بوده وسط فرات که از در غربی کوفه میشود. در غربی یعنی همین جایی که ما الان در مسجد کوفه محل ورودی که الان دارد، همانجاست. و «من دخل بیتی». بله، چه دعای حضرت نوح که میگوید: «هر کی وارد خانه من بشود، خدایا ببخشش». «کان عامل». بله، یک دعایی هم دارد ولی «من دخل بیتی آمناً». یک همچین چیزی جمله دارد که در روایت هم در هر کی وارد آن تکه بشود. چون خانه حضرت نوح بوده و دعا کرده، صد هزار بار هم شما وارد آن تکه مسجد کوفه بشوی، بروی بیایی، باز دعایت مشغول حالت میشود. صد هزار بار بخشیده که آنجا میشود محل زندگی امام عصر، خانهشان با خانوادهشان. اینها حاکی از اینکه خانواده دارند که... اه، وارد بحث خانواده امام زمان.
در مورد جناب یوسف علیه السلام. حالا اختصاصی را میخواهم عرض کنم. کلیات را که گفتم. مثلاً پیراهن یوسف که خب این پیراهن خیلی کارها کرد دیگر. در یک مرحله نشان داد دروغ برادران یوسف را که یوسف پوست بکند بیندازد کنار بردارد گوشتش را بخورد. دروغ اینها را به دم کذب، دروغ اینها را افشا کرد. در یک مرحله دروغ زلیخا را افشا کرد. این پیراهن از پشت پاره شده. در یک مرحله چشم یعقوب را شفا داد که این پیراهن پیراهنی بوده که از ابراهیم رسیده بوده به یوسف و این پیراهن الان تن امام است. جلد ۱۲.
در مورد حضرت داوود علیه السلام. قضاوت امام زمان به سبک آل داوود و آل سلیمان. از مردم دیگر بینه نمیخواهند. کل هر کی که بیاید حکمش را بهش میدهد. «یلهمه الله»، الهام میکند خدا. حضرت دیگر نمیمانند. این روایتی که عرض کردم این است که در جلد ۵۲ بحار است که یک بار حضرت به نحو آدم قضاوت میکند. «ینکرها بعض اصحابه». یک بار به شکل داوود قضاوت میکند. «آخرون». یک بار به سبک ابراهیم که باز دوباره انکار میکنند. به سبک پیغمبران. «احد علیه». دیگر کسی اینجا انکار نمیکند. یعنی این سنتها همه این جلد ۵۲ بحار از ابی ب ... که همین حکم داوودی ایشان است که باعث میشود برکات نازل بشود. این هم خیلی نام.
مرحله مرحله بارها عرض کردم بعضی فکر میکنند صبحی که امام زمان ظهور میکنند، دیگر غروب تورم خوابیده. طول میکشد. کار میبرد. مرحله به مرحله. مثلاً آن باران طولانی که زمین گنج میدهد ازت. مصر سخنرانی میکند کنار اهرام ثلاثه. آنجا زمین گنجش را از پشت اهرام ثلاثه. محل گنج. توانستیم آنجا گنجها را میدهد بیرون. اینها مرحله مرحله اتفاقاتی است که باید بیفتد. باید شرایطش وقتی حکم داوودی اجرا میشود که آن هم به خاطر این است که عدالت جاری میشود. حد جاری میشود که حضرت اولین حدی که جاری میکنند در همان کنار کعبه است. روز که این بنی شیبه، اینهایی که کعبه دستشان است. حضرت دست اینها را قطع میکنند. کنار کعبه آویزان میکنند. میگویند: سراغ الکعبه. کعبه دزدیده. کعبه را دزدیدند دیگر. الان دستور میدهند این حجر را، اینهایی که چسبیدهاند. بعضیها میروند در زیارت میچسبند. دیگر نوبت به بقیه نمیرسد. حضرت اینها را پرت کنید کنار. بیندازید کنار. تک تک سقف بایستند حجر را ببوسند. بر عدالت از همان چیزی که جاری میشود. بر در مرحلههای پایینش.
بعد روایت دارد که یک دانه حد وقتی جاری بشود، این اثرش برای زمین است که زمین بخواهد برکاتش را بالاتر از این است که ۴۰ روز مستمر باران بیاید. چهل روز باران بیاید، زمین چقدر رویش دارد؟ یک دانه حد وقتی جاری بشود، اثرش بیشتر از آن است. بعد از قضاوت داوودی که این برکات روایت وقتی به سبک داوود قضاوت میکنند و «تُبْدِأُ برکاتُها». آنجا دیگر برکات ظاهر میشود. بعد دارد که حضرت هر کی را که نگاه میکنند، تبسم دارند. این هم باز از سنت انبیا است. یک نگاه میکنند، حقیقت ایمان و نفاق و چهکاره بود و چه کرد و اینها. دیگر نیازی به اینکه آقا برو شاهد بیاور، دلیل بیاور.
در مورد حضرت سلیمان، خب حضرت سلیمان خودش طیالارض داشت. اطرافیانش هم طیالارض داشتند. آیه قرآن میگوید: «ولسلیمان الریح غدوها شهر و رواحها شهر» مسیر یک ماه را ایشان در یک صبح تا ظهر میرفت با باد. مسیری که یک ماه باید برود، مثلاً از اینجا تا مشهد شاید یک ماه راه باشد دیگر. حالا کمتر یا بیشتر. سلیمان در یک صبح مسیر یک ماهه را طی میکرد. در مورد نزدیکان سلیمان، آن آصف بن برخیا گفت: «قبل أن یرتد الیک طرفک»، قبل از اینکه پلک به هم بزنی، من میروم تخت بلقیس را از یمن میآورم برایت. میروم فلسطین. یمن کجا، فلسطین کجا.
خب در مورد امام عصر هم به همین نحو است. حضرت زمین برایشان طی میشود. طیالارض دارند مستمراً. بلکه طیالسما دارند، طیالصحاب دارند. حضرت سوار بر ابر هستند. یک سری ابرها بوده که یک سری انبیا هم بر اینها سوار نبودند. ابرهای زمخت و ابرهایی که خلاصه اینها کسی سوارش نمیتواند بشود. ذوالقرنین دارد که سیرش این بوده که سوار ابرها میشد، حرکت میکرده. هر جا میخواسته برود، شرق و غرب را به هم متصل میکرده. امام عصر هم همین سیره را از ذوالقرنین دارند. با این تفاوت که او ابرهای کت و کلفت و ابرهای خلاصه صعب را نمیتوانسته سوار بشود. حضرت آنها را هم سوار میشوند. هر جا که بخواهند بروند با ابر و «ب… الارض». پس حکومت حضرت حکومتی است که دیگر امکانات و حمل و نقل و اینها به همین نحو است. طیالارض اتفاق میافتد. اصحاب حضرت هم به همین نحو هستند. شب اولی که حضرت صدا میزنیم، همه با طیالارض میآیند خدمت امام زمان. ۳۱۳ نفر که برخیشان خوابند، برخی مشغول عبادتند. در یک لحظه همه خودشان را کنار کعبه میبینند. «بِیَدِهِ یَدُلُّ لَهُ کُلُّ صَعْبٍ». هر چه که سفت و سخت است، برای امام زمان ذلیل میشود. این خیلی تعبیر است.
درباره حضرت موسی علیه السلام. میراث ایشان دست امام زمان است که عصایشان را عرض کردم. این دست شعیب اول مال حضرت آدم بوده، به شعیب منتقل میشود، بعد به موسی بن عمران. «انها لعند القائم». این آماده است، دست قائم موسی. هر کاری که موسی میکرد، امام زمان هم با این ایجاد خوف میکند. «تلقف ما یفکون»، هر چه که باشد میبلعد. «تضعما طمر»، هر چه بهش امر بشود انجام میدهد. «شعبتان»، دو تا شعبه برایش باز میشود. یکیش به سمت زمین، یکی به سمت سقف. دو دهنه اینجوری دهانش باز میشود و میبلعد. این عصا دست امام عصر است. که فاصله ۴۰ زراع، ۲۰. فاصله ۲۰ متری دهان این اساس است که باز میشود و میبلعد. هر چه که بخواهد ببلعد. «عصا موسی عندنا». این هم باز دوباره در کافی است. سنگ حضرت موسی دست امام زمان است. روایتش را جلوتر میخوانم. کمالات حضرت نزد امام زمان علیه کمال و موسی و بها و عیسی و صبر و ایوب. کمال موسی و چهره و جلال عیسی و صبر ایوب را دارد.
دارد مادر ایشان هم مثل مادر موسی است که این هم عرض کردم که وقتی آمد راوی حکیمه عمه امام زمان که کنار توی آن ضریح چهار نفره در سامرا مدفون است، ایشان آمد به امام زمان را ندید. امام عسکری فرمودند که به همانی که مادر موسی بهش سپرد، ما بچه را به همان سپردیم. یعنی این سنت در مورد موسی جاری شد. خبر اینها هم بچه را سپردند ولی خب امام زمان را به آسمان بردند، به عرش بردند. موسی در آب بود. امام زمان به عرش میبرند. یک ایامی دست پدر و مادر برای شیر دارد که میآوردند امام زمان شیر میخوردند. دوباره بچه را میبردند. این بچه دیگر در دسترس نبود. بعد استتار ایشان، مخفی بودن ایشان، سنت موسی علیه السلام. روایات خیلی زیاد است، من بخواهم بخوانم فرصت نمیشود.
تعجیل فرج ایشان که با دعا اتفاق میافتد، مثل موسی. ببینید یک ظهور داریم، یک فرج داریم. ظهور مقدمه فرج است. ما فکر میکنیم که ظهور فرج است. امام زمان ظهور که بکنند یعنی فرج اتفاق افتاده. نخیر. تازه امام زمان که ظهور پیدا کنند مقدمه فرج است. فرج وقتی است که اطلاعاتی که برداشته بشود. حضرت موسی ظهور داشت و فرجی داشت. برای ظهورش سالها گریه کردند. ظهورش جلو افتاد. بعد از ظهور ایشان دوباره سالها گریه کردند. فرج جلو افتاد که چهل سال جلو افتاد. غرق فرعون. همه جمع شدند گریه کردند. فرمودند که در مورد قائم ما هم همین نحو است. اگر مردم همه جمع بشوند و دعا بکنند و گریه بکنند، ظهورش و فرج جلو میافتد.
بله. حالا اینجا روایت دارد که اینی که بنده اینجا آوردهام به غرق فرعون اربعون. در بحار جلد ۱۳. بله، شاید باشد در برخی موارد.
یکی دیگر از سنتها این است که یک شبه امر ایشان اصلاح میشود. امر موسی یک شبه اصلاح شد. رفت آتش بیاور. پیغمبر که خدا. امام زمان هم همین کار را میکند. «یصلح الله امره فی لیلة». یک شبه کاری اصلاح میشود. «کما أصلح الله أمر موسی». که امر موسی، پیغمبر. یک لحظه در مورد شب جمعهای که قبل از ظهور است، همین را دارد. حالا آن روایت گفتم روز چون تعیین شده، ما بهش کار نداشته باشیم. به خاطر همین است چون که دارد شب جمعه ناگهان ازت. میگویند: اما مهیا شد برای خروج ایشان. در میآید. دیگر باید بنشینیم و فکر کنیم رویش. بله. ندا هم داده. علائم حتمی امسال ظهور. حالا این شاید به این نحو است که شاید در آن بحثی نیست. اگر بخواهند عاشورا ظهور بکنند. شب نیمه شب قدر. ندای آسمانی. امسال سال ظهور. در فاصله بین ندا. چرا ندا؟ امسال سال... متخصصید. حالا کتاب داریم ما دیگر. جرأت نداریم. روایت هست دیگر. حالا اگر فرصت شد خدمتتان عرض میکنم.
بعد در مورد عصای حضرت موسی دارد که خدمت امام زمان. و همانجور سرسبز و هیچ تغییری پیدا نکرده است. در مورد سنگ حضرت موسی. موسی دو نحو بود. عصایشان را میزد به خشکی. به سنگ میزد، آب در میآمد. به آب میزد، خشک میشد. باز میشد. عصای حضرت. خود آن سنگی هم که عصا را بهش میزدند. این سنگ هم دست امام زمان است. وقتی ظهور میکنند. بله. ۱۲ تا چشمه بیرون میآید. پرچم پیغمبر، انگشتر سلیمان، سنگ موسی و عصای موسی دست حضرت. در مسیر مکه تا کوفه که حضرت با ۳۱۳ نفر حرکت میکنند. طیالارض مال همه جا نیست. نماز مرحله مرحله است. آن ابتدای امر با به صورت طبیعی. طعام و شراب. هیچکس برندارد. غذا و آب کسی برندارد. چند هزار نفرند. یک عده هم هستند. مکه کجا، کوفه کجا؟ پیادهروی نجف تا کربلا نیست. پذیرایی کند. این همه راه میخواهیم ما را بکشد. هر وقت که تشنه میشوند، حضرت پیاده میشوند به این سنگ میزنند تا خود نجف که اینها برسند. اینها دائم از این. غذاشان و طعامشان و هر چه که میخواهند از تو این سنگ. چندین روایت.
مکه اولی است که ظهور است و آن واقعه بیداء صورت میگیرد. دیگر فضای مکه فضای امنیتی میشود. شرایط نیروهای سفیانی از همه جا از روم و اینور آنور ازت حرکت میکند به سمت کوفه که ورودشان به کوفه، مرکز حکومت. مردم آمادهاند. کوفه هم شهری است که از قبل همه خلاصه شرایط فراهم است. آنجا دیگر جمعیت چند هزار نفری و حالا میگویم خطبهای که حضرت میخوانند. اولین خطبه امام عصر از اول تا آخر حضرت گریه میکنند. خطبه بخوان. از شدت شوقی که صورت گرفته است. این جمعیت همه دور هم جمع شدهاند و به امام عصر اقتدا دارند میکنند. روایت. اولین کاری هم که امام زمان انجام میدهند، دستور میدهند که همان کنار کعبه، خود فضای مسجدالحرام که اینها همه خراب بشود. اینهایی که اضافه کردهاند، خراب شده است. اضافههایی که درست شده است و این سقف مساجد را هم خراب بکنند. دستور میدهند که سایبان موسی. علیه موسی. همان سایبانی که موسی روی مسجدها میانداخت. همان باید باشد. همه سقفها خراب میشود که امام صادق علیه السلام گفتند: آقا این نماز بخوانیم. زیور میکنند و رنگ میکنند، نقاشی میکنند. اشکال ندارد. فعلاً اشکال ندارد. حالا بگذارید قائم ما بیاید. عدل جاری بشود. آنجا بهتان میگویم که همه اینها را خراب میکند. احکام عوض میشود. این هم «تبدل احکام» صورت میگیرد.
در مورد حضرت عیسی که حالا امروز روز عید طرفداران ایشان است که اصلاً حضرت عیسی میآید فقط برای اینکه مسیحیها را بکشد. مسیحیهایی که هدایت نمیشوند به دست حضرت عیسی کشته میشوند. حالا اینجا خیلی روایت ما داریم دیگر. حالا در خود عصر غیبت همنشین حضرت عیسی امام زمان است. احیای مردهها که امام زمان اصحاب کهف را زنده میکند. حالا روایتش را میخوانم. حضرت عیسی میآیند پشت امام زمان نماز میخوانند که خب فضیلت اهلبیت نسبت به انبیا را میرساند. برای نصرتش میآیند، کمکش میکنند نسبت به طاغوت زمان و اینها که حالا روایت خیلی من دیگر بخواهم بخوانم فرصت واقعاً نداریم.
بعد فقط این را بگویم، این نکته خیلی جالب است که این آقایی که جناب عیسی که در بیت المقدس، وقتی حضرت بیت المقدس به دست میآید، آنجا نازل میشود از آسمان که آنجا پشت امام عصر نماز میخواند. که خب مسیحیها میشناسند. نشانهها را دارند. چهرهها هم که شبیه هم است. حضرت عیسی و امام زمان. بعد حضرت عیسی مبلغ میشوند که آقا ایشان امام زمانند و ایمان بیاورید. اگر من را قبول دارید، من خودم مطیع ایشانم. «یدین و یدینه» من خودم متدین ایشانم. دیگر مسیحیت و انجیل و اینها تمام شد. سرباز ایشانیم. دانلود. حضرت عیسی علیه السلام وقتی به دنیا آمد در گهواره چی گفت؟ «اوسانی بالصلاة والزکاة ما دمت حیا». خدا به من سفارش کرده که تا وقتی زندهام نماز و زکات. آن آقایی که نماز و زکات از گهواره ... او منتظر دو رکعت نماز امام زمان است. روایات فراوان است که ایشان منتظر از دوران... یعنی به حواریونش میگفته: آقا من پشت مهدی امت آخرالزمان قرار است نماز بخوانم. منتظر این دو رکعت باشم. چون دو رکعت پشت امام عصر مساوی پشت پیغمبر اکرم از این جهتی است که خیلی اعتبار دارد. حالا روایتش را هم میخوانم. قشنگ است که باید دیگر کنسل بکنیم، نخوانیم دیگر. فرصتش نیست.
در مورد خود پیغمبر اکرم. مواریث، ارثیه پیغمبر که به امام زمان منتقل میشود که دیگر آن دیگر هنگ روایات که دیگر چقدر محشر است. نکته خیلی لطیفی را عرض بکنم. پیغمبر اکرم عقل کل است. چون به جابر فرمودند که: «اول ما خلق الله نور نبیک یا جابر». جای دیگر فرمودند: «اول ما خلق الله العقل». عقل اولین مخلوق خداست. پیغمبر است. یعنی پیغمبر از این بزرگان استفاده کردهاند که پیغمبر عقل کل است. لذا چون پیغمبر عقل کل است، این عقل ارثیه است و خود امام عصر هم مظهر عقل، عقلانیتند و ارث به ایشان است. لذا دست بر سر خلائق میکشند. عقول افزایش پیدا میکند. «جنود عقل و جهل» که گفته میشود، جنود عقل یعنی جنود امام زمان. جنود پیغمبر. میخواهیم ببینیم جزء اصحاب امام زمان هستیم. جنود عقل در ما هست؟ معیار خوبی است. به میزانی که جنود عقل در ما هست، به همان میزان به امام زمان نزدیکیم. چقدر صفات دارد. سخاوت از جنود عقل است. حلم از جنود عقل است. علم از جنود عقل است. شجاعت از جنود عقل است. میزان سرباز امام زمانی عقل است. دیگر عقل هم که امام زمان از آن به پیغمبر آمده است. «مکارم الاخلاق». امام عصر دست میکشند. جمع میکند و «اکمل اخلاقه»، اخلاقشان را کامل میکند. «لأتمم مکارم الأخلاق». اینجا صورت میگیرد. دست میکشد. اول کار نیست.
حالا در مورد علم امام عصر، دو تا حرفی که ظاهر شده است. ۲۵ باب حرفی که حضرت ظاهر میکنند که فراوان است، فرصت نیست. «تعلیم الکتاب و الحکمة». رسولی از آنها، تعلیم کتاب و حکمت در سیره امام زمان که در سیره پیغمبر اکرم بوده است که خب اینها خیلی مطلب است. یک ماه رمضان باید بنشینیم تک تک. هر دو سه جلسه وقت میخواهد دیگر. بله دیگر، حالا ما همه سیرههایی که گفتیم همینجور بود. هر معصومی که گفتیم، نصف مطلب. یعنی شاید صدها ساعت مطالعه شد برای سیره، فقط یک سیره.
براق پیغمبر اکرم که پیغمبر را معراج برد، در خدمت امام عصر است که حضرت را براق کی کنار کعبه میآورد موقع ظهور. با براق میآیند. سیرهشان سیره پیغمبر اکرم است که حالا دیگر این روایت هم فراوان است. دعوت به امر جدید میکند. قرآن جدید. قرآن جدید یعنی چی؟ قرآن نو. جدید در عربی به معنای به معنای تجدید شده است. یعنی خرابیها وقتی کنار میروند، میگویند تجدید. جدید. خانه جدید است. ما در فارسی میفهمیم یعنی نبوده الان ساختند. الان وقتی میگویند جدید یعنی خراب بوده، آبادش کردند. نکتهای است: «جاء بأمر جدید کما دعا رسول الله فی بدو الاسلام الی امر جدید». در مورد قرآن به نظرم کتاب جدید... بله. حالا کتاب جدید یادت... ولی احکام جدید دارد. احکام جدید. حکم به حکم جدید. زیاد جدید تحریف شده باشد و اینها خب ادله خیلی معتبری هست بر که خود حضرت به آیتالله مرعشی فرمودند که روز اولی که حضرت میآیند برای کوفه و میخواهند نماز بخوانند، «بها ثلاث و رایات بینها». بالای منبر میروند. حالا هم خود حضرت گریه میکنند. «عجب صحنه یقول». از شدت گریه مردم و خود امام عصر که اینها وقتی امام زمان بالای منبر کوفه میبینند، دیگر هیچکس نمیفهمد که حضرت دارند چی... فقط مردم گریه میکنند.
اولین خطبهای که یعنی این محصول هزار ساله انبیاست. سلاله نبیین، هزاران ساله که انبیا منتظر این صحنه این اتفاق این عصر. قرار بده ببینیم این را به حق امام زمان. به دعای امام زمان که حضرت خطبه میخوانند. پایین که میآیند، عرض میکنم به امام عصر که آقا نماز خواندن رسول الله. «الصلاة خلفک تضاهی الصلاة خلف رسول الله». نماز پشت شما حکم نماز پشت پیغمبر را دارد. این مسجد هم مسجد برای ما کوچک است. مسجد. حضرت میفرمایند که من با شما راه میآیم. به کنار نجف. «یخط مسجد له الف نقشة». مسجد میکشند با هزار تا در. بعد حضرت دستور میدهند این مسجد ساخته میشود. نماز که خوانده میشود، متصل میشود به نماز جماعت پشت قبر سیدالشهدا. جماعت منتقل میشود. این ۹۰ کیلومتر. به قول آقایی در این سفر میگفتش که داریم میبینیم این ۹۰ کیلومتر که میخواهد پشت امام زمان راه بیفتد. الان دیگر در این پیادهروی اربعین ۹۰ کیلومتر امسال دیگر واقعاً پیوسته بود. از خود نجف تا کربلا که این انگار دیگر آماده است فضا برای آن نماز جماعت. آن نان از کربلا میپزند. میآیند مسجد کوفه. مثلاً میفروشند. اینجوری جمعیت وصل شده.
بعد دیگر حالا بحث اصلی آن هدف بزرگی که انبیا داشتند در درگیری با شیطان که همه انبیا هدفشان این بود مردم به یک بلوغی برسند که با قدرت ایمانشان شیطان را نابود کنند. این جزء اهداف انبیا بود و این صورت نمیگیرد. در عصر امام زمان به وجود میآید. فرصت چقدر مطلب میماند. واقعاً که هر چی که امر ظهور جلوتر میرود، شیطان قدرتش بیشتر میشود و بیشتر کار میکند. هر آنچه که از قدرت دارد آنجا را میکند. منی که مردم را گمراه بکند. دیگر حالا جن را میفرستد. بله، حالا دیده بودم قبلاً ولی الان در این فیشها نیاوردهام. حالا خود دجال که دارد که چند تا چیز هستند که اینها در رحمی نبودند. فی البدائه به دنیا آمدند. یکیش دجال. حالا در مورد دجال خیلی مطلب هست. اصلاً حالا یک سبک است، یک نماد است، یک واقعاً یک انسان است؟ حالا این بحث خیلی مفصلی است که باید دهها جلسه خود دجال. جدای از دجال، خود ابلیس که حضرت او را در شهر کوفه وسط شهر دستهایش را میبندند. به پشتش به زانو میافتد و سرش را میزنند. که حالا روایات مختلف. برخی دارد که عرض کردم خود حضرت: «فیأخذ بناصیته فیضرب عنقه». موی جلو پیشانیاش را میگیرد و حضرت گردنش را. حالا جای دیگر هم تعابیر دیگری به و خب همراهانی هم امام عصر دارند. هم در آن دوران هم در عصر غیبت.
در مورد عصر غیبت دارد که امام رضا علیه السلام فرمودند که: «خضر همنشین امام زمان است.» بعد دلتنگیهای امام زمان با خضر پر میشود. «سیونس الله به وحشت قائمنا فی غیبته و یؤنس به وحدته». تنهایی امام زمان با خضر پر میشود. دلتنگیهای امام زمان با خضر پر. که حالا در مورد خضر دارد که هر سال در مناسک حضرت میفرماید که: «لیحضر المواسم فإنه یجد جمیع المناسک». هر سال در حج شرکت میکند و «یقف بعرفة». در عرفه آمین میگوید. حضرت و او مایه دلارامی و آرامش حضرت بقیة الله الا است. ذوالقرنین هم از کسانی است که امام زمان و حضرت ظهور که میکنند. «استخرج من ظهر الکعبه». این خیلی تعبیر عجیبی است. از پشت کعبه ۲۷ نفر را بیرون میکشد. ۱۵ نفر از قوم موسی. آنهایی که قضاوت به حق میکردند. عالمان قوم موسی. هفت نفر اصحاب کهف. یوشع وصی موسی. مؤمن آل فرعون. لقمان نجاری. کشتن. سلمان فارسی. ابو دجانه انصاری. مالک اشتر. این ۲۷ تا کسانی که از پشت کعبه حضرت اینها را بیرون میآورند و آنجا دیگر محل تجلی دوره امام زمان. محل تجلی همه اسماء و صفات. حالا نمیدانم. یعنی از کنار کعبه. مثلاً نه، پشت کعبه ظاهر میشوند چون اینها بین رکن و مقامند. سلمان که مسلماً آنجا نیست. مالک که آنجا نیست. حالا اینها به چه نحوی است. «استخرج من ظهر الکعبة». حالا یک دست دست کعبه اینها را بیرون میآورند. امیرالمومنین که از تو دل کعبه بیرون. یا مثلاً حالا به چه نحوی است. خدا جزء عجایب است. تمام اسامی خدای متعال آنجا دیگر ظهور و بروز دارد در دوره امام عصر. مخصوصاً اسم انتقام. خدای ذوالانتقام. منتقم بودن خدای متعال. این در سیره امام عصر تجلی دارد.
روایت عجیبی از امام صادق علیه السلام در همین غیبت نعمانی نقل کردهاند که وقتی شب جمعه میشود، خدای متعال ملکی را از آسمان به آسمان دنیا میفرستد. طلوع فجر که میشود، اذان صبح که میشود، برای پیغمبر و امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین منبرهایی از نور بالا میبرند. کنار بیت المعمور. آسمان چهارم موازی. این حضرات میآیند آنجا. ملائکه و انبیا و مومنین آنجا جمع میشوند. درهای آسمان باز میشود. بعد وقتی که خورشید زوال بکند، سر ظهر که میشود، پیغمبر میگویند: خدایا، «یا رب میعادک الذی و عدت فی کتابک و هو هذه الآیة». آیه مربوط به امام زمان را میخوانند. میگویند: خدایا به وعدهات عمل کن. ملائکه و انبیا همینو میگویند. پیغمبر و امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین: «یخرون سجداً بـ... ثم یقولون: یا رب اغضب فإنه قد هتک حریمک». خدایا غضب کن که حرمت تو را. اصفیای تو را کشتند. بندگان صالح تو را ذلیل کردند. که آنجا دیگر ظهور اتفاق میافتد.
جای دیگر دارد که بله، وقتی که ظهر عاشورا شد، آن نحو وضعیت برای سیدالشهدا پیش آمد، «زجه الملائکة الی الله». ملائکه ضجه زدند و ناله زدند به درگاه الهی. «یا رب یفعل هذا بالحسین صفیه و ابن...» خدایا ببین با حسین تو دارند چه میکنند. آنجا خدای متعال امام زمان را به این ملائکه نشان دادند. فرمودند: «به هذا انتقم له من ظالمیه». به وسیله این آقا من انتقام میگیرم. و حالا این روایت خیلی زیباست و خیلی عجیب است که امام زمان در عصر ظهور خودشان تا قبل از اینکه سیدالشهدا رجعت بکنند. ایشان خیلی تعبیر عجیب، تعبیر «اذ استقرت المعرفة» معرفت در قلب مؤمنین «انه الحسین، جاء الحجت الموت». امام عصر آنقدری زندگی میکنند تا معرفت سیدالشهدا در دلها مستقر بشود. وقتی محبت سیدالشهدا، معرفت سیدالشهدا در همه عالم منتشر شد، آنجا وقتی که دیگر امام زمان از دنیا میروند، متولی امر: «فیکون الذی یغسله امام حسین». غسل میدهند ایشان را. کفن میکنند و «یدفنه فی حفرته». که همین جای سیدالشهدا در کربلا امام زمان را دفن. سیدالشهدا. روایت باز در این زمینه باید گریه کرد بر این غیبت. بدترین مظلومیت. واقعاً محرومیم از این از این عصر ظهور. خودمان مانعیم برای اینکه این وقایع، آن اتفاقات با برکت صورت بگیرد. انسانی که سلاله انبیاست. قرنها در غیبت. در غوغای مظلومیت منتظر از جانب ما یک صورت. و این نشده.
درباره امام عصر دو تا روایت خیلی عجیب داریم درباره این وضعیت. یکی آن حدیثی که ابوبصیر و زراره و اینها نقل خدمت امام صادق علیه السلام رسیدند دیدند که امام صادق علیه السلام دست به زمین گذاشتند. پیراهنی که آستینش کوتاه است تن. هوای پشمی تن حضرت. بلند بلند گریه میکنند. اشک از چشم مبارک به زمین میافتد. «سیدی غیبتک نفر». اینجور خطاب. «سید من! غیبت تو خواب از چشم. نفس من را به شماره». شروع درد و دل. که این اصحاب میگویند: ما ماندیم ازت با کی دارند صحبت میکنند؟ گفتند: آقا جان، چی شده؟ حضرت فرمودند که: «امروز در کتاب جعفر نگاه کردم. دیدم از وقایعی که در آینده اتفاق خواهد افتاد و از غیبت طولانی مهدی و اینکه مؤمنین و معتقدین به ما در این غیبت طولانی مرتد از دین ما. غیبت طولانی، صدماتی که دارد برای امت ما، برای شیعیان ما.» این بود که اشک من را اینجور به هق. بخشی از چیزی است که باید برایش نگران باشیم و گریه بکنیم.
بخش دیگر خود مظلومیت این کرمان. سجاد علیه السلام ازشان سؤال کردند. حضرت ائمه بعد از خودشان را اسم آورد. حضرت فرمود: «پسر من محمد. پسر او جعفر صادق.» گفتند که: آقا جان، خب چرا بهش میگوییم جعفر صادق؟ فرمودند: «چون یک جعفر دیگری از نسل من میآید که او جعفر کذاب.» دیدم که امام سجاد شروع کردند بلند بلند گریه. چرا گریه میکنید؟ حضرت فرمودند: «یاد مصائبی میافتم که از جعفر کذاب به پسر من حجت بن الحسن وارد.» یک جعفر کذاب منزل به منزل دنبال مهدی میگردد که مهدی را به دست دشمنان بسپارد و پول بگیرد. خانه به خانه دنبال مهدی میگردد. این صحنه را هنوز امام زمان به دنیا نیامده. هنوز این وقایع صورت نگرفته. امام سجاد با آن علم مکنون میدانند چی خواهد شد. گریه.
حالا ما باید برای این ۱۲ قرن غربت و مظلومیت و ظلمی که به امام زمان، میراث ایشان، حق ایشان که دست ظالمین. وضعیتی که برای شیعه و مسلمین در عالم هست که به دست حضرت و منتظر. منتظر حقیقی ایشان. اتفاقی از جانب ما صورت. التماس دعا دارد. آقای بهجت میفرمودند که: «مردم میروند جمکران از امام زمان التماس دعا دارند.» تعبیرشان عجیب بود. «نمیدانند صاحبالامر التماس دعایی از... که همه این گرفتاریها در این فرج. فرج دست من است. شما برای این دعا کنید.» این زیارات امام زمان هم حول همین شبهای جمعه که ایشان میکنند، مشغول میشوند. دعایشان این است. خواستشان این است. تجدید عهد میکنند. اصلاً زیارت عهده دیگر. «و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارته». امام زمان تجدید عهد میکنند. هر شب جمعه. نگاه بنده این است. برداشت من این است. هر شب جمعه تمام انبیا و اولیا کربلا که جمع میشوند، این وقایع را مرور میکنند. مخصوصاً با آن روضهخوانی مادر سادات، حضرت صدیقه کبری. محشری به پا میشود در کربلا. برداشت بنده از این مجموعه روایات و مسائل این است که امام زمانی که آنجا آرامش میدهد به حضرت زهرا با زیارت هر شب. که مادر جان غصه نخور. من هستم. من کار دست من است. این است که مایه آرام صدیقه کبری. برای همین است که هر شب جمعه امام زمان کربلا.
عرض توسلی داشته باشیم. شب جمعه است. ما دلمان راهی امام عصر. توفیق پیدا کردیم. سیره چهارده معصوم را گفتیم. صدای امام زمان را در این شب مقدس گفتیم. عنایتی بکنند انشاءالله صاحبالامر مان، آقایمان. عنایتی بکنند. به عنایت به این باشد که ما توفیق پیدا کنیم برای فرج. سلامی بدهیم به سیدالشهدا. از این راه دور با این کاروانی کنار کربلاست. از انبیا و اولیا. با زبان امام زمان همزبان بشویم. همناله. «السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار. و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.»
تقصیر ماست غیبت طولانی شما
تقصیر ما غیبت طولانی شما
بغض گلو گرفته پنهانی شما
بوی گناه و معصیتم، گریه میکنی
جانم فدای دیده بارانی شما
پروندهام برای شما دردسر شده
به آن عاشق فرمودند: گناه دشمنان ما ظهور را جلو میاندازد، ولی گناه دوستانمان ظهور ما را تأخیر میاندازد.
پروندهام برای شما دردسر شده
وضع بدم دلیل پریشانی شما
ای وای من که قلب شما را شکستهام آقا
چه شد تبسم رحمانی شما؟
ای یوسف مدینه، مرا هم حلال کن
«یا أیها العزیزُ مَسَّنا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا»
ما مثل برادران یوسف شما را در چاه غیبت انداختیم. ولی یوسف وقتی آمدند به رویشان نیاورد اینها چهکار کردند. آنقدر پذیرایی کردند.
یوسف مدینه، مرا هم حلال کن
گذشت سنت کنعانی شما
صدها هزار نوح و سلیمان نشستهاند
در انتظار منصب دربانی شما
آره والا جایی که انبیا سرباز شما باشند.
عشاق شهر یکسره تعریف از لحن و صوت مکی قرآنی شما
بریم. نشنیده. یاد روز گودال کرده.
دل میبرد تلاوت شما این اشک روضه.
حال مرا خوب کرده.
خورده نوشت نسخه درمانی شما.
دلخوشی ما به همین اشکهاست. اشک ما کجا، اشک شما کجا؟
فرموده بود: در دلت جای اشک خون گریه میکنم.
بلند، برات را روی زمین یا صاحب الزمان. دعا کن آقا جان. در این روضههایتان به آدمها هم باشی. این دلهای غبار گرفته و آلوده و غافلم. دعا کنید. یعنی میشود آن روزی که شما انتقام بگیرید. صدا میزند: «بقیة الله». «الم ین». پسرم آن آقاییام که بینتان با لب تشنه سرش را از سرش جدا کردند. همان سگها و گرگهای کربلا سیراب ولی یک قطره به این ندادند. آنقدر تشنه بود. آسمان را دود میدهید. آنقدر تشنه. دیگر توان حرف زدن نداشت. ظهر عاشورا وقتی حرف میزد انگار دو تکه چوب خشک به هم ... میرسد فریاد از بیابان کربلا. «بودندی دیو سیراب و میمکی خاتم ز قحط سلیمان کربلا».
قلبهایتان را. «الا لعنة الله علی القوم الظالمین».
نسئلک اللهم باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم، بعظمتک یا الله، یا رحمن و یا رحیم، یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک. انک علی کل شیء قدیر.
الهی یا حمید به حق محمد، یا عالی به حق علی، یا فاطر به حق فاطمه، یا محسن به حق الحسن، یا قدیم الاحسان به حق الحسین.
خدایا به آبروی امام زمان، به اشکهای امام زمان، به زیارت امام زمان، به داغ دل امام زمان، به حقیقت امام زمان، فرج آقامون امام زمان را برسان.
قلب نازنینش را از ما راضی و خوشنود بفرما.
عمر ما را در نوکری حضرتش قرار بده. نسل ما را نوکران حضرتش قرار بده.
اموات، علما، شهدا، فقها، امام راحل. این شب جمعه را کربلا ابی عبدالله قرار بده.
شب اول قبر اربابمون سیدالشهدا به فریادمان برساند.
در دنیا زیارت، در آخرت شفاعت اهل بیت را نصیب ما بفرما.
حاجات حاجتمندان، شیعیان امیرالمومنین را از راه حاجت روا بفرما.
دشمنان دین، قرآن، انقلاب و ولایت را اگر قابل هدایت نیستند، نیست و نابود بگردان.
رهبر معظم انقلاب، مراجع عظام، علمای اعلام، مسئولین خدمتگزار را مؤید و منصور بدار.
مرضای اسلام را کامل عنایت بفرما.
هر آنچه گفتیم و صلاح ما بود و نگفتیم و صلاح ما میدانی برای ما رقم بزن.
و صل الله علی محمد و آله الطاهرین.
رحم الله من قرأ الفاتحة مع الصلوات.
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
سیاست در سیره امام کاظم (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
معاشرت در سیره امام رضا (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
برکت در سیره امام جواد (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
بصیرت در سیره امام هادی (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
آرامش در سیره امام حسن عسکری (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عبادت در سیره امام سجاد (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
تربیت در سیره امام باقر (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
امام حسین (ع) در سیره امام صادق (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش سوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عزت در سیره امام حسین (ع) - بخش اول
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
عزت در سیره امام حسین (ع) - بخش دوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
ذکر در سیره حضرت زهرا (س)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش اول
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
کرامت در سیره امام حسن مجتبی (ع) _ بخش دوم
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
اعتدال در سیره امیر المومنین علی (ع)
بررسی اجمالی سیره معصومین (علیهم السلام)
در حال بارگذاری نظرات...