مودت

جلسه هفتم

مودت . 1391
00:58:31
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی فالطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.»

آخرین عنصری که در این عنصرهای سه‌گانه، این سه تا شاه‌کلیدی که معرفی کرده بودیم، آخرین، زیارت بود. دیگه جلسات آخر را، ان‌شاءالله، محنت و تربت و زیارت. تربت هم دیشب صحبت شد. زیارت امام حسین (علیه‌السلام) دیگه چیزیه که اصلاً احتیاج به تعریف نداره، اصلاً حرف‌زدن نمی‌خواد. دیگه مشخصه، چی بگم؟ زیارت امام حسین، چی بگیم؟ از کجاش بگیم؟ درباره چیش بگیم؟ بس که فضیلت داره. روایات درمورد زیارت امام حسین هم خیلی زیاد، هم خیلی عجیب‌غریبه. بعضیاش رو، من می‌دونم، اصلاً نمی‌شه خوند. بعضیاش ظرفیتش نیست. خود اهل‌بیت هم گفتن: «اگه زائر امام حسین بدونه در اثر زیارت امام حسین چی گیرش می‌آد، لمات شوقا.» از شدت شوق می‌میره. قلب ظرفیت نداره بفهمه خدا در ازای زیارت امام حسین چی گذاشته، اصلاً قراره چه اتفاقی بیفته. امام حسین چیکار کرده تو عالم؟ اون محنتش اون‌جور، اون تربتش اون‌جور، این زیارتش این‌جور. عالمو به‌هم‌ریخته. اصلاً قواعد عالم، قواعد عالمو به‌هم‌ریخته. فواید عالم! خاک‌خوردن حرومه، انقدر حروم. امام حسین حلالش می‌کنه. خیلی هم حلال.

قواعد زیارت امام حسین... نمی‌دونم واقعاً درمورد چیش بگم، درمورد کجاش؟ از کجاش میگم؟ کشش نیست. من خودم امروز دوباره که نشستم مرور کردن از مأخذ، خوندن، قلبم درد می‌کنه. واقعاً واسه چی زنده‌ای حالا؟ یا می‌ندازن جهنم یا جهنم امام حسین می‌بینیم دیگه. هر کس بهتر از این. این اگه اینجا گفتم آموزش چیکار کرده، گرم کردیم، می‌ریم سر کار و ماه به ماه حقوق می‌گیریم و بعد می‌ریم پس‌انداز می‌ذاریم و می‌ریم جمع می‌کنیم. خیلی قلبم درد می‌کنه. حال عجیبی! «ایث نبیاً فی السماوات و الارض الا یسلون الله تعالی ان یعزنا فی زیارت الحسین، فهاجم ینزل و فوج یسعد.» هیچ پیغمبری در آسمان‌ها و زمین نیست مگر اینکه دائماً دستشو جلو خدا درازه: «خدایا! منو کی می‌فرستی کربلا؟» ارواح انبیا تو نوبتن. کی روزی بشه که قسمت‌شون بشه؟ دائماً یک گروه از انبیا میان، یه گروه از انبیا میرن. اصلاً عشق و حال انبیا با امام حسینه. اشغال انبیا با امام حسین! اصلاً مزه بهشت، عشق امام حسینه. به امام حسین قسم، مزه بهشت، امام حسینه. واقعاً اگه بهشت امام حسین نداشت، جهنم می‌شد. مزه عالم به امام حسین. خدا خودش داره حال می‌کنه دیگه، من و تو چیکاره‌ایم؟

معراج رفتم، دیدم فضای عرش این جمله هک شده: «احب الله من احب حسین.» آدم یه جمله دوست داشته باشه میاد بالاسرش می‌زنه همه ببینن. خدا پیغمبر رو مهمون خصوصی دعوت کرده. اتاقشو تزیین کرده، پیغمبر بیاد حالشو ببره. پیغمبر بیاد مهمونی خصوصی خدا، بشین نگاه کنه: «الله من احب حسین.»

مزه! آدم جوونا، بچه‌ها، کوچکترها، بزرگترها، شما رو به خدا این دامنو ول نکنید. اینجا دیگه هیچ. بچه است. حیفه به خدا. محرم و قلب امام حسین. درخت بزرگ می‌شی، سن و سالی می‌گذره. دیگه یادش بخیر. یه کسی بود به ما تو هیئت می‌گفت بچه بودیم، قلب نمی‌دونستیم. بچه بودیم، پاک بودیم. خیلی بیشتر از این‌ها با امام حسین باشیم. کم نذارید برای امام حسین.

کم بازار کوفه بود. حبیب بن مظاهر پیرمرد بود، رفته بود خرید کنه. حنا، ریشاشو رنگی کرد. تو مغازه بود داشت خرید می‌کرد. رفیقش، مسلم بن عوسجه اومد. حبیب! خبر داری چی شده؟ امام حسین نزدیکی کوفه، راه رو به روش بستن. منتظر بودیم آقا بیاد کوفه، آقا کوفه نمیاد. ما باید بریم. کیت‌های جمله رو شنیدی؟ حبیب بن مظاهر حنا بر دستش انداخت. کوزه را انداخت، گفت دیگه با حنا نمی‌خوام رنگ کنم، با خونه اینجا می‌خوام رنگ کنم. حسین و تو کربلا. مثل پس‌فردا ظهر عاشورا، وقتی مسلم بن عوسجه رو زمین افتاد، جون در بدن نداشت، حبیب بن مظاهر اومد بالاسرش. گفت: عزیزم، برادرم! ما خیلی با هم رفیق بودیم. خیلی. لحظه آخری هم یه سفارشی، وصیتی، چیزی نداری واست انجام بدم؟ زن و بچه این طرف، پولی، دینی، قرضی، قوله‌ای؟ گفت: چرا. یه وصیت دارم. نفسشو جمع کرد، همه جونشو جمع کرد. دستشو برد بالا: به امام حسین، حسین آقا کم نذار. حسین آقا کم چادر. حقشه. بچه‌ها کم نذارید برای امام حسین. به خدا قسم حسرت می‌خوریم. قیامت. هر کی کربلا می‌تونسته بره، نرفته، قیامت حسرتشو می‌خوره. یه دونه دیگه می‌شد. اومدم به من گفتن پاسپورتم برم، نمی‌دونی کربلا چی. نمی‌دونی اینجا امام حسین چه‌جوری از شرمندگی درمیاره. نمی‌دونی چه خبره. زیاد از کجا بگم؟

معاویه بن وهب میگه: «خدمت امام صادق (علیه‌السلام) بودم. جونم فدای امام صادق که این بساطو برا ما پهن کرد. بساط اشک، روضه، محنت، تربت، زیارت، همه‌ش به دست امام. حضرت به من فرمودند: یا معاویه! لا تدرک زیارت الحسین لخوف، درخت. نکنه به‌خاطر ترس زیارت حسینو ول کنی. فان من ترکه رعا من الحصره ما یتمنا انا قبله کان عنده.» قیامت آدمی که کربلا نرفته یا کم رفته، انقدر حسرت بخوره می‌گه: ای کاش کربلا بغل خونمون بود، هر روز می‌رفت. پول قرض کن. کربلا بعضی روایات داره واجب. کربلا بری واجب. زیارت امام حسین مستحب نیست، واجبه. بعضی روایات داره امام حسین چشم‌به‌راه شیعیانشه. چرا عهد امام حسین به گردن شیعیانشه، یعنی عهدشکنی کرده اگه کسی بتونه کربلا بره نره. برخی روایات داره اونی که پول داره باید سالی دوبار بره، اونی که نداره فقیره باید سالی یه بار بره. من که چیکار دارم. من کربلاست. اینجا جای عشقه. من که سر جای خودش. احترامی سر جای خودش. واجب‌بودن سر جای خودش. کتاب «کامل الزیارات» رو بخونید.

خب، زمین شعور داره دیگه. از آیات قرآن فهمیده میشه. همه موجودات عالم شعور دارند، تسبیح خدا رو می‌گن. که وقتی زمین مکه به خودش بالید، گفت: تو این عالم کسی هست از ما بالاتر باشه؟ تنها جایی که واجبه سال یک بار مردم بیان در من حضور پیدا کنند، بر من قدم بذارن. تنها زمین عالم منم. ندامت! آروم بگیر. زمین مکه. سنگ کربلا رو بهش نشون دادم، گفتم: این اگه نبود از تو هیچی نمی‌موند. شرمنده! هرچی داری از کربلاست. ۱۵ هزار سال با کم و بیشتر قبل از خلقت زمین مکه، زمین کربلا را خلق کرده. بدبخت قیامت میشه، همه عالم به‌هم‌می‌ریزه. یه تیکه زمین می‌مونه. عجیبه‌ها! کل عالم جمع میشه و «السماوات مطویات بیمینه.» مثل نسخه‌ای که جمع می‌کنن، مثل طوماری که جمع می‌کنن، آسمونا رو ملائکه جمع می‌کنن. زمین تیکه‌تیکه می‌کنن، مثل پشمی که پنبه می‌زنن. قدیم رو وقتی پنبه می‌زنن دیدی. آیات قرآن میگه: کل زمین این شکلی میشه. تنبیه. کل زمینو می‌زنه، زمین تیکه‌تیکه میشه. روایت میگه: فقط زمین کربلا می‌مونه. صاف ملحق میشه بهشت. من زمین کربلا شفاعت می‌کنه. میاد میگه: خب، بذار ببینم اهالی من کجا. تک‌تک جدا اینا رو دیدمشون، اینا آشنان، اینا اومدن، اینا اومدن زیارت. کربلاست.

«اماتحب ان یکون شخصک و سوادک فی من یدع له رسول الله؟» معاویه بن وهب، دوست نداری کسایی باشی که پیغمبر و فاطمه و علی و ائمه، همشون دائم برات دعا می‌کنن؟ چرا آقا جون. برو کربلا. پس خوشگل‌ترین فلانی. تو رو خدا دعا کنم. کربلا رفتی یا نه؟ رفتی؟ امام زمان همیشه دارن دعات می‌کنن، خیالت راحت. «لما مزا کسایی باشی که بره با مغفرت برگرده.» گناه ۷۰ سالت می‌ریزه. میری کربلا از دنیا میری، هیچی گناه نداره. «اماتحب انتکون قدم من یصادقون رسول الله؟» دوست نداری جزو کسایی باشی که قیامت با پیامبر خصوصی دست بدی، روبوسی کنی؟ از این روایت‌ها انقدر هست، بگم مخت سوت می‌کشه، دیوونه‌کننده‌است. واقعاً دیوونه می‌کنه آدما رو. از ولایت دیوونه‌کننده‌است.

معاویه بن وهب آدم اهل حالی بوده. معلوم میشه امام صادق فرمودند: یاران ما را از روایت‌هایی که بهشون می‌گیم بشناسید. فضای سیر می‌کرده. معلوم میشه حسین چشیده است. هیئتیه. اومدم خدمت امام صادق (علیه‌السلام)، «فقال علی ادخل». اجازه خواستم. حضرت فرمودن بیا. رفتم داخل. دیدم حضرت تو مصلی، نمازخونه منزلشون دارن نماز می‌خونن، عبادت. نشستم. حضرت نماز‌شون تموم شد. دیدم امام صادق داره مناجات می‌کنه: «اللهم یا من خصنا بالکرامه.» اول خداوند داره قسم میده با یه سری اسامی صدا می‌زنه. بعد ببین داره چی دعا می‌کنه امام صادق. این دعای امام صادق، همین دعای امروز امام زمان ماست. حالا بریم دعا چیه؟ خدایا! ای خدایی که ما رو خصوصی تحویل گرفتی، ای خدایی که ما وعده شفاعت دادی، خصوصی وصیت کردی، ای خدایی که ما علم گذشته و آینده رو دادی، دل‌های مردم به سمت ما جذب کردی. خب چی می‌خوای آقا جان؟ امام صادق: «اغفرلی ولاخوانی و زوار قبر ابی حسین.» منو ببخش، برادرامو ببخش، زائرای قبر حسینم ببخش. «الذین انفقو اموالهم» اونایی که پول خرج کردن برای زیارت حسین. «و اشخص ابدانهم رغبت فیبرنا.» خودشونو به زحمت انداختن به ما نشون بدن ما رو دوست دارن، به‌خاطر امیدی که به کرم تو داشتن، پا شدن رفتن کربلا. اینا شادی در دل پیغمبر ایجاد کردن. اینا به‌خاطر اینکه حرف ما رو گوش بدن رفتن کربلا. اینا به‌خاطر اینکه دشمن ما رو ناراحت کنن رفتن کربلا. اینا رضایت تو رو می‌خواستن. خدایا! ازشون راضی شو. شب و روز مراقبشون باش. زن و بچه‌ای که گذاشتن رفتن کربلا، مراقب این زن و بچه‌ای که تو خونه‌هاشون گذاشتن باش. خدایا! تو همنشین این زائرای امام حسین باش. تو از شر دشمنان تو ضعیفشون و مراقب باش.

اربعین رفتی کربلا، خداحافظی کنه. چیزایی می‌بینم آدم دیوونه. بچه فلج، دختربچه فلج، پا نداره. پیرمرد علیل خودشو می‌کشه با عصا. من با چه عشقی پذیرایی: «حل بیکم یا زوار بوعلی.» خوش اومدید زائرای حسین! التماست می‌کنن، دستتو می‌گیرن می‌برن. غذا، قهوه، چایی، مشت و مال. خونه پاتو می‌کشن، دست و پاتو می‌شورن. خدایا! اینا غریب. زائرای ما دارن کربلا تو غربتشون. هواشونو داشته باش.

حدیث عجیبه: «فرحم تلک الوجوه التی غرت الشمس.» اینا که زیارت امام میان، آفتاب به صورت‌شون می‌خوره. این صورت‌های آفتاب‌خورده رو تو بشور. «حدود التی تتقلب علی حضرت ابی عبدالله الحسین.» اون گونه‌هایی که به خاک حسین می‌مالن، به این گونه‌ها رحم کن. جداً جداً در امام: «رحم تلک الاعون التی جردتموها رحمت لنا.» این چشمایی که اشکاش، لنا. این دلایی که برای ما سوخت، به این دلا رحم کن. «کانت لنا.» این فریادهایی که برای ما زده. «اللهم انی استودعک تلک الابدان.» خدایا! من این بدن‌ها را به تو می‌سپارم. «اتلک الانفس.» این جان‌ها را به تو می‌سپارم. «حتی توفیهم علی الحوض یوم القیا.» این بدن‌ها رو به تو می‌سپارم. بغل کوثر تحویل می‌گیرم ازت. وقتی که عطش سنگینی برای آنها حاکم شده، می‌خوام سیرابشون کنم. «فمازال یدعو و هو الساجدین.» به معاویه بن وهب امام صادق تو سجده بود، همش این کارو می‌کرد. وقتی تموم شد، حضرت اومدن. نشنیده بودیم. یعنی اینا رو جهنم دیگه اصلاً نمی‌سوزونه. اینجوری که شما دعا کردین. آرزو کردم همین الان زائر حسین باشم. اصلاً دیگه نزدیک کربلا. گفتم: آقا! فکر نمی‌کردم اینایی که شما می‌گی این‌جور باشه.

حضرت فرمودند: «من یدعو لزواره فی السما اکثر من من یلو لهم فی الارض.» زائرای امام حسین. اون مقدار دعا کن که تو آسمون دارن. خیلی بیشتر از دعا باهاشون آسمون چه خبره. اصلاً کار ملائکه اینه. روایت خدا این تعداد ملک مخصوص خلق کرده. تعداد خدا هیچ، هیچ چیزی تو عالم به اندازه ملائک انقدر زیاد نیافریده. بنده هر یه وجبی تو عالم پر فرشته است. از زمین تا آسمون هفتم. خطبه ۱ نهج‌البلاغه برو نگاه کن. علائیکش هم عجیب غریبن. برف و ملائکه خدا. شونشون زیر عرش. پاشون رو زمینه. برخی ملائکه دائم تو سجده. برخی ملائکه دائم تو رکوع‌ان. ملائکه خدا عجیب غریب. یه سری ملائک مخصوص خدا آفریده کربلا با زائرا برن. با زائر امام حسین میاد می‌خواد برگرده. چند تا ملک هستن باهاش تا بمیره. وقتی مرد میرن سر قبرش می‌شینن دعا می‌کنن. زیارت امام حسین. یه سری ملائک مخصوص تو حرم براش می‌مونه. دائم برای زیارت. بابا خبریه. نگاه نکن به این گرد و خاک خیابونا. خرابه. بهشت خود بهشته. هر کی کربلا میره، خدا براش هفتاد هزار فرشته مأمور می‌کنه. کی کنار امام حسین نماز بخونن. هر نماز اینا ۷۰ هزار فرشته دائم نماز بخونن. هر یه دونه نمازشون معادل هزار نماز بنی‌آدم. حالا دو رکعت نماز کنار امام حسین مگه چقدر ثواب داره؟ روایتش اومده دو رکعت نماز بخونی کنار امام حسین. حالا این ملک بخواد برات بخونه. ملائکه ۷۰ هزار تا فقط مخصوص شما کنار امام حسین دائم نماز می‌خونن. هر یه دونه نمازشون معادل با هزار تا نماز آدمایی که میان زیارت. «ثواب و صلاتهم به زوار قبر الحسین.» شب تاسوعاست دیگه. دور هم حال کنیم.

محمد بصری از امام صادق میگه: این حدیث طولانیه ولی خیلی باحاله. خیلی، خیلی، خیلی. برای امام صادق که لطف کردن این معارف به ما منتقل، عشق امام حسینو تو دل ما گذاشتن. هدیه به ایشون یه صلوات بفرست. «صل علی محمد و آل محمد و عجل یا مهدی.» محمد بصری میگه: خدمت امام صادق (علیه‌السلام) بودم. حضرت فرمودند: امام صادق فرمودند: از پدرم امام باقر شنیدم به یکی از شیعیان ما که اون شیعه اومده بود درمورد زیارت می‌پرسید. پدرم امام باقر به اون شیعه ما این‌جور فرمودند: فرمودند که زیارت برای چی میری؟ به چه نیتی میری؟ او: برای خدا میرم. حضرت فرمودند: هرکی یه دونه نماز واجب کنار حسین بخونه، نیتشم الهی باشه، خدا رو ملاقات می‌کنه در حالی که «و علیه من النور ما یغشا له کل شیء یراه.» انقدر نورانیه. هرکی بهش نگاه کنه کور میشه. تو قیامت در حالی خدا را ملاقات می‌کنه که انقدر نور داره. یه نماز واجب کنار قبر امام حسین بخونه. زیارت بری فرشته واسهت. یادتون باشه. زوارا رو خدا تحویل می‌گیره. زوار امام حسین، امام حسین زائر غیر مستقیم. صاف بدون حساب‌وکتاب و بدون دردسر و بدون دنگ و فنگ صاف میره پای کوثر. «دون الحوض و امیرالمومنین قائم علی حوض.» حوض کوثر. امیرالمومنین حوض نشسته. با امیرالمومنین دست میده. آقا سیرابش می‌کنه. تو خونه خودش، وقتی می‌خواد بره خونه خودش تو بهشت، یه فرشته از جانب امیرالمومنین میاد. پل صراط شنیدی از مو باریک‌تر، از شمشیر بلندتر. به سختی مردم رد میشن. امیرالمومنین یه فرشته با این می‌فرستند بهش میگن: «له رو به صراط بیاد پایین این رد شه و به آتیش امر کن که خاموش.» و زائر حسین داره رد میشه. چون صراط رو جهنمه دیگه. هر کی از صراط می‌خواد رد بشه اگه اهل ولایت نباشه، اهل محبت اهل‌بیت نباشه، می‌لرزه میفته تو جهنم. زائر امام حسین میل سیراب میشه از کوثر. امیرالمومنین میگه ملک: میگن باهاش همراهش. برو به صراط بگو که بیاد پایین باتری جهنم، بگو چند ثانیه ساکت باشه. ظاهر ما می‌خواد پل بله دیگه. «حتی یجوزها و معه رسوله الذی بعثه امیرالمومنین.»

یه حدیث دیگه داره: یه کسی اومد خدمت امام صادق (علیه‌السلام) عرض کرد: آقا! کسی کربلا بره، هر روزی که کربلا باشه چقدر ثواب می‌بره؟ هر روزی ثواب هزار ماه. هر روز کربلا یه شب قدری برای خودش. گفتم: آقا! کسی تو راه کربلا چیزی خرج کنه چقدر گیرش میاد؟ حضرت فرمودن: هر یه درهمی که خرج می‌کنه هزار درهم بهش میدیم. گفتم: آقا! کسی تو راه کربلا بمیره چی میشه؟ حضرت فرمودند: ملائکه میان تشییعش می‌کنن. حنوت. حنوت که دیگه می‌دونی با کافور و حنوت و این‌ها که می‌شورن، سه تا غسل داره. حنوت از بهشت میارن. لباسم از بهشت میارن. نماز میتشم ملائکه می‌خونن. تو کفن میذارن، چند تا کفن می‌کنن. زیر این کفنا گل بهشتی می‌ریزن. می‌برن تو زمین می‌زنن. تو قبری که می‌ذارن مستقیم از اون قبر وصل میشه. آن‌ها روح و ریحان بهشتی میاد از اون تو قبر این. تو راه کربلای معظم تا قیامت بشه. گفتم: آقا! کسی خدمت امام حسین تو کربلا نماز بخونه چی گیرش میاد؟ حضرت فرمودند: دو رکعت نماز بخونه، هر حاجتی بخواد خدا بهش میده. گفتم: آقا! کسی تو آب فرات غسل کنه بره زیارت کنه چی گیرش میاد؟ حضرت فرمودند: هرکی تو آب فرات غسل کنه، قصدش باشه بره زیارت، همین که از آب فرات بیرون میاد مثل روزی که از مادرش متولد شده هیچ گناهی نداره. معصومه معصوم. گفتم: آقا! کسی خودش کربلا نره، پول بده یکی دیگه بره. بالاخره مشکلاتی داشته، کاری داشته، نمی‌تونسته بره. پول بده کسی دیگه کربلا میره. حضرت فرمودند: خدا در ازای هر درهمی مثل کوه احد بهش میده. دیگه نه هزار درهم، به هر یه درهم به اندازه کوه احد بهش میده حسنات بهش میده. چندین برابر اونی که بخشیده خدا بهش برمی‌گردونه. بلا رو ازش برمی‌گردونه. اموال خودشو حفظ می‌کنه. گفتم: آقا! کسی تو کربلا کشته بشه چی میشه؟ حضرت فرمودند: اولین خونی که ازش ریخته میشه، همه گناه‌هاش پاک میشه. طینتش غسل داده میشه. مثل انبیا مخلصین خالص میشه. پاک پاک میشه. با اولین قطره خون همه وجودشو ایمان پر می‌کنه. خدا رو در حالی ملاقات می‌کنه که خالص خالصه. تو حدیث هستی، تو رو خدا. با اولین قطره خون شفاعت اهل‌بیت براش نوشته میشه. خود شفاعت میشه. هزار تا از برادراشم می‌تونه شفاعت کنه.

کسی تو کربلا بمب‌گذاری، تو کربلا کشته شده. خدا ملائکه را با جبرئیل می‌فرسته واسش نماز میت بخونه. کفن و حنوطشو از بهشت میارن. قبرشو وسعت میدن. چراغ تو قبرش می‌ذارن. دری از بهشت به روش باز می‌کنن. ملائکه از هر طرف میان از بهشت. بعد ۱۸ روز که تو قبر بود می‌برنش حظیره قدس، اون بالای بالای بهشت اولیاالله امام حسین تنک قیامت بشه. قیامت که میشه از قبرش خارج میشه. اولین کسی که باهاش دست میده پیغمبر و امیرالمومنین و اوصیا حُله تحویلش می‌گیرن. بهش بشارت میدن. بهش میگن: ما رو سفت بچسبان. با ما بیا بریم. میان کنار حوض کوثر سیرابش می‌کنن. گفتم: آقا! کسی تو راه کربلا زندانی شده باشه چی؟ حضرت فرمودند: هر یه روزی که تو زندان بوده، به ازای هر یه روز یه خوشحالی عظیمی خدا تو قیامت بهش میده. گفتم: آقا! اگه تو زندان کتک خورده باشه چی؟ حضرت فرمودند: به ازای هر یک کتکی که خورده خدای حورالعین بهش میده. به ازای هر دردی که به بدنش وارد شده خدا یک میلیون حسنه بهش میده. یک میلیون ازش برمی‌داره. یک میلیون درجه بهش میده. «یکون من محدثی رسول الله.» تو بهشت می‌شینه مجلس درس پیغمبر. «حتی یفرقه من الحساب.» اون وقتی که مردم مشغول حساب‌وکتاب‌ان، این آقا نشسته بود پیغمبر داره حرف می‌زنه. حاملان عرش باهاش دست میدن، بهش میگن: هرچی دوست داری بخواه. اونی که زدتش میارن. اینکه تو راه کربلا کتک خورده بود جلو در بهشت. اونی که اینو زده بود میارن. اونی که اینو زده حساب‌وکتاب نداره. دو طرفشو پرتش می‌کنن تو جهنم. بهش میگن: بچش با زائر ما اینجوری کردی؟ بعد بالاسر جهنم میگن: «انظر الی ضاربک.» ببین این بود شما رو زده. ببین حالا چه بلایی داره سرت میاد، سرش میاد. «حل شفعی فی صدرک.» سینت خنک شد؟ جیگرت حال اومد؟ اونی که زده بود زائر ما رو، تو انداختیم جهنم. قصاص تو رو ازش گرفتیم. اینم میگه: «الحمدلله ال رسوله.» شکر خدایی که انتقام منو گرفت. انتقام پسر پیغمبر. اصلاً یه حال بهشت وقتی که از قاتلای امام حسین انتقام می‌گیرن.

محشر ابن ب*** میگه: به امام صادق عرض کردم: آقا! کسی با ترس بره کربلا؟ فضا ناامن. با ناامنی میریم؟ دوست نداری خدا تو را در راه ما به‌خاطر ما داری ترس تحمل می‌کنی؟ به‌خاطر خودتو به ناامنی انداختی. «هرکی با ترس ما بترسه، ازله الله فی ذل عرش.» این یه تیکه رو گوش بده. هرکی به‌خاطر ما بترسه، تو راه زیارت ما بترسه، ناامنی رو تحمل کنه، خدا زیر عرش خودش به این سایه میده و «کان محدثه الحسین.» زیر عرش خدا می‌شینه با حسین روبرو میشه. دوتایی با هم حرف می‌زنن. «تحت العرش و آمنه الله منصاری.» پاس کردی.

گفتم: آقا! کسی کربلا بره، خرج کنه، کربلا بره زیارت کربلا چیه؟ امام صادق فرمودند: «فقط وصل رسول الله.» با پیغمبر وصلت کرده. «و حرمت غیبته.» دیگه کسی حق نداره غیبتشو کنه. بابا این آدم عرق‌خوریه، همه می‌دونن. ببین گناه اگه علنی باشه، قیمتش جایزه. یه کسی رسماً عرق‌خوری می‌کنه. کربلا اگه رفته، علنی همکاری می‌کنه. دیگه نباید بگی این کربلاییه. به هر یه درهمی که تو راه زیارت خرج کرده، «المدینه له فی کتاب محفوظ.» به هر یه درهم، به هر گرونی که خرج کرده، ۱۰ هزار خونه تو بهشت میاد. نه ۱۰ هزار شهر بهش میدن. مدینه. به هر یک قرون و «کان الله له من.» برای حوائج خدا دنبال کارهای راه میفته. دنبال حاجات این راه میفته. کربلا رفته. پیاده بری کربلا، سواره بری، فرق می‌کنه. همین که از خونت پاتو می‌ذاری بیرون از خونه راه می‌افتی به نیت کربلا رفتن، اگه پای پیاده باشی، به هر یک قدمی که برمی‌داری یه حسنه نوشته میشه، یه سیئه پاک تا برسی کربلا. کربلا که می‌رسی، «کتبه الله من المصلحین المنتجبین المصلحین.» اعمالتو انجام بدی. اعمالتو انجام دادی، زیارتت تموم شد، «کتبه الله من الفائذین.»

وقتی می‌خواد برگرده، «عطاه ملک.» یه فرشته میاد بهش میگه: «ان رسول الله السلام.» پیغمبر سلام گفتن برو از اول کاراتو شروع کن. هرچی بود بخشید. اولین قدمی که از خونه برمی‌داره، همه گناه‌هاش بخشیده میشه. به هر یه قدم ملائکه تقدیسش می‌کنن تا اینکه برسه کربلا. وقتی کربلا میرسه، خدا با این بنده صحبت می‌کنه. «ناجی الله تعالی.» خدا مستقیم با این بنده صحبت. «عبدی بنده من چی می‌خوای؟ بگو بهت بدم. اومدی دیگه کربلا.» حوادث عجیبه. یکی دوتا نیست. تا کی بخونم. کربلا میگه این حیوونی که سوارش شدی داره میره. هر یه قدمی که برمی‌داره، حیوان آزاد شدن یه برده. پای جلو برمی‌داره، یکی پا عقب. یکی می‌ذاره، یکی عقب. تک‌تک شعبه. چقدر من؟ «عطاه بسفینه.» با کشتی کسی می‌خواد کربلا بره. «فکفت بهم سفینتهم.» همین که کشتی راه میفته، «نادا مناد من السما.» راه افتاد. یه فرشته از آسمون داد می‌زنه: همه پاک تپتونو. به کی میگن؟ به شهدا میگن: «فادخلوها خالدین.» وقتی کسی شهید میشه ملا. اگر کشتی راه افتاد، بهش میگن: تپتونو پاک زلال شد. «من احب ان یکون مسکنه الجننه.» هرکی دوست داره تو بهشت خونه داشته باشه. «فلا یدع زیارت المظلوم.» نگفته زیارت الحسین، گفته زیارت المظلوم. زیارت ما رو ول نکنه. گفتم: آقا! مظلوم منظورتون کیه؟ منو حضرت فرمودند: «الحسین بن علی صاحب و کربلا.» صاحب کربلا نه شهید کربلا. صاحب کربلا، سفره‌دار کربلا. روز دوم وقتی وارد کربلا شد، سؤال کرد: این زمین اسمش چیه؟ گفتن: آقا! فاضلیه. اسم دیگه داره؟ نینوا. اسم دیگه داره؟ شاطئ الفرات. تک‌تک اسما رو پرسید. اسم دیگه هم داره؟ آقا! به اینجا کربلا هم میگن. فرمود: «اللهم انی اعوذ بک کربلا.» پس محمود برید دهقان‌ها و زمین‌دار و مزرعه‌دارهای اینجا را جمع کنید. حضرت فرمودند: زیارت مظلوم و رها نکن. گفتم: آقا! مظلوم کیه؟ فرمود: حسین بن علی، صاحب کربلا. «من عطا و شوقا الیه و حب رسول الله امیرالمومنین.» هرکی به شوق حسین، به عشق پیغمبر، به عشق فاطمه، به عشق امیرالمومنین بره، بهشت پیغمبر و امیرالمومنین و فاطمه و حسین سر یه سفره با هم غذا می‌خواد. سر سفره با حسین غذا خوردن حال داره. رسید کربلا، پرسید: اسم این زمین چیه؟ اسمش کربلاست. فرمود: هرچی اینجا دهقان هست، زمین‌دار هست، کشاورز هست، همه رو جمع می‌کنیم. جمع کردن آوردن. امام حسین فرمود: شما این زمینی؟ گفتن: بله آقا جان. فرمود: من یه مقدار زمین مدینه داشتم فروختم، پولشو آوردم اینجا. اون مقدار قیمتی که بگین، بیشترم بهتون میدم. زمینا رو ازتون می‌خرم. نمی‌خوام خونم تو زمین غصبی ریخته بشه، تو زمین مردم. زمین مردمو نمی‌خوام کثیف کنم. زمین‌ها رو فروختن. حضرت یه پولی اضافه‌تر دادن، فرمودند: این پول برای سفارش. الله‌اکبر. گفتن: این بعد از من که اینجا کشته بشم، یه عده به عشق من میان برای زیارت. این پولو بهتون میدم. هرکی اومد زیارتم تا سه روز بهش جا بدید، غذا بدید.

جانم سید علی قاضی! دارم میرم کم‌کم کربلا. زوار کربلایی با هم بریم. حرف کربلا باش. الان تصور کن سوار ماشین شدی و رفتی و مردو رد. دیگه بی‌تابی، بی‌قراری. هی چشم باز می‌کنی ببینی گنبد می‌بینی یا نه. کربلا رفته‌ها می‌دونن علامت اینکه به کربلا رسیدی چیه. اول از همه گنبد عباس رو می‌بینی. عباس ازت پذیرایی می‌کنه. بهت سلام: عزیزم! خوش اومدی زائر حسین. تو سید علی قاضی، اون بزرگ بی‌نظیر، استاد آیت‌الله بهجت میگه: ۴۰ سال در راه بندگی زحمت کشیدم. دری به روم باز نمی‌شد. حتی یه خواب نمی‌دیدم. یه شعر گفتم برای امام حسین. شعر درجه یک. رفتم طبق معمول نمازمو حرم امام حسین خوندم. اومدم برم حرم عباس. کربلا! الهی یه جا تو زندگی سر دوراهی بمونی. الحرمین بمونی. حرم عباس برم یا حرم حسین. می‌خواستم وارد حرم عباس بشم. یه سیدی بود خیلی حالیشه. تا می‌خواستم وارد بشم، گفت: قبله اولیا خدا عباس. پامو گذاشتم تو پله اول حرم عباس، همه پرده‌ها کنار رفت. به می‌خواستم برسم رسیدم. بعد میگیم اونجا فهمیدم: «رحمت الله واسعه حسین.» در این «رحمت الله واسع» عباس. هرکی از در عباس بیاد، حسین بغلش می‌کنه. هرکی با عباس بیاد، حسین دست رد به سینه‌اش قبولش می‌کنه.

آی خدا! با پای دل زیارت کنیم. شب تاسوعاستا. چقدر منتظر تازه عاشورا بودیم. تو رو به جون مادرت باز ما رو دعوت کن. آیت‌الله کشمیری نقل می‌کرد قاضی بوده. میگه: حرم عباس دیدم زیر ناودون طلا زن چادری نشسته. چهره‌اش مشخصه. بی‌بضاعت و فقیر و روستاییه. زنا دورش جمع میشن. تعجب می‌خوام امشب واقعاً دیگه ثواب کربلا رو واسمون بنویسنا. با این داستان ببینم پیدا کنیم بریم کربلا. یه خورده با دلمون بریم دور این دو تا گنبد بچرخیم. خدام حرم گفتم دور زن که خلوت شد بهش بگو بیاد پیش من کارش دارم. بعد چند دقیقه خادم گفت: این خانم آوردم. میگه به این زن گفتم: خودتو شلوغ کردی، چیکار می‌کنی؟ گفت: استخاره می‌کنه. گفت: استخاره چیه؟ مگه تو بلدی استفاده کنی؟ استخاره داده. گفت: عباس. گفت: یعنی چی؟ گفت: ماجراش مفصله. گفت: باید تعریف کنیم. گفت: من یه زن فقیر و محرومی بودم روستایی. چهار تا بچه داشتم. جوون بودم. شوهرم حادثه‌ای براش پیش اومد مرد. خانواده شوهرم منو ولم کردن. خانواده خودم منو ولم کردن. جوون بودم. خرج بچه‌ها رو نمی‌تونستم بدم. شرایط گناه برام فراهم بود. چند باری اومدم گناه کنم، خودمو نگه داشتم. خیلی دیگه زندگی بهم سخت گذشت. گفتم: میرم از راه گناه پول در بیارم. ولی قبلش حرفا به عباس می‌زنه: دستمو نگیری گناه می‌کنم عباس، دستمو بگیر آقا جان! دست بریده شد که راحت از همه جای عالم دست بگیری. حرم سه روز چیزی نخوردم. بعد سه روز گرسنگی و خستگی تو خواب قمر بنی‌هاشم. فدای جم یا ابوالفضل! «یا اخی حسین.» به عباس می‌گفت: داداش! خواب عباس رو دیدم. گفتم: آقا! وضعم خرابه کاری کن. گفت: استخاره کن. گفتم: من استخاره بلد نیستم. خودم کمکت می‌کنم. از خواب بیدار شدم. گفتم: خواب بود. جدی نگیر. اومدم از حرم برم بیرون. یه زنی جلوی منو گرفت. گفت: خانم! برام استخاره کن. گفتم: کی به یه زن میگه برای من استخاره کن؟ تسبیح ندارم. گفت: تسبیح بهت میدم. با این تسبیح خورده ور میرم. میگه: تا تسبیح تکون دادم دیدم جواب استخاره است. استخاره می‌کنم چون قول به‌خاطرش گناه بذارم کنار. با هر استخاره عباس و می‌بینم. اگه منم قول بدم گناه نکنم. آقا جون! آقا جان! یا قمر العشیره! من هر حال کنم با قمر بنی‌هاشم این‌جوری صداش می‌زنم. ای حضرت ماه! حضرت ماه. ماه عباس. عباس ماه. ماه حسین. فدایی حسین. آی خدا! اول برو تو حرم عباس. سردرد نوشته: «السلام علیک یا ساقی.» بودی؟ کی ساقی دیده تشنه جون بده. از پس دو تا بچه برنیاد. ساقی که دو تا بچه رو نتونست. مگه ساقیه؟ برو دستتو بنداز به این پنجره‌های ضریح. شبکه‌های ضریحش. بوی یاس حرمش کنار حرم. بیرون. «السلام علیک یا اباعبدالله.» جمع بشیم بریم حرم عباس. گوشه بشینی روضه بخونی. چی بخونیم؟ ای خدا! ای خدا! یا قمر العشیره! یا قمر العشیره! من چند بار خیمه‌گاه رفتم. بعد چند بار که چیزو فهمیدم. دقت نمی‌کردم. حواسم نبود. وارد خیمه‌گاه که می‌خوای بشی دیدی دو طرف قیمت ابوالفضل عباس خیمه‌ها. بعد تازه فهمیدم حسین خیمه رو کشید. یعنی چی؟ هرکی تو خیمه ای وای! ای وای! جانم به تو که حال داری. شب امشب می‌خوام یه روضه بخونم، جیگرتو آتیش بزنم. می‌ترسم تلف بشی با این روضه. آروم‌آروم دارم میارمت جلو. فاصله خیمه‌ها رو تا حرم عباس دیدی چه جور بوده. حسین صدا رو از اون فاصله شنیده تا خورده زمین فهمیده عباس زمین خورده. فکر دیگه. وقتی دید گرد و خاک بلند شده فهمید باید بره یا ابوالفضل!
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...