!! توجه : متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن إلی قیام یوم الدین.
یک بحثی مانده بود فقط از این داستان روایت سعدان، سعدان بن مسلم از امام صادق (علیهالسلام) نقل کرده بود. حضرت فرموده بودند که ازدواج باکره اشکال ندارد، اگر بدون اذن پدرش انجام شود. یک طرف قضیه را گفتند که این مخالف سنت قطعیه است. یک طرفش هم روایت ضعیف است، سندش ضعیف است، مگر اینکه بر مبنای کامل الزیارات و تفسیر قمی بخواهیم قبول بکنیم. یک اشکال دیگر هم دارد؛ این است که شیخ طوسی یک بار در استبصار طوری نقل کرده بود، یک بار در تهذیب طور دیگری که این نشان میدهد یک واسطهای بوده بین سعدان و امام صادق(علیهالسلام) که از او اسمی نیامده و واسطه، واسطه مجهولی است و روایت از اعتبار ساقط است.
خوب، چون بحث این روایت مفصل شد و بحث سعدان بن مسلم، گفتم دیگر حالا جمعبندی داشته باشیم. مطلب نهایی را هم عرض بکنم که بالاخره در این قضیه لااقل یک علم اجمالی نسبت به کلیت داستان پیدا شده. آیتالله مکارم در درس خارجشان، در بحث نکاح، میفرمایند که احادیثی که دلالت دارد بر استقلال باکره، استقلال با ازدواج، اینها متضافره است. متضافر یعنی تظافر دارد؛ یعنی تعدادش زیاد است، مثل موهای اسب که بلند است و چندین تار مو کنار هم است. این هم اینجوری است، یعنی تعداد زیادی است، یک رشته محکم و درشتی است. حدیث سعدان درست است که ضعیف است؛ به خاطر اینکه هم خودش توثیق نشده، هم مجهولالحال است، ولی شهرت دارد و سندش را با شهرت جبران میکنیم، که خب البته آیتالله شبیری این را قبول نمیکنند که سند با شهرت جبران شود. ضمن اینکه در آن روایات متضافر، روایاتی هستش که آنها صحیح هستند. هم شهرت را داریم که جبران ضعف سند سعدان را میکند، هم اینکه یک تعدادی از روایات را داریم که دلالت بر استقلال باکره میکنند که در سندشان صحیح است و با آن، این جبران میشود.
مطلب کلاً یک چیز دیگر شد! در نظرهای آیتالله مکارم، آیتالله شبیری کلاً این روایت را گذاشتند کنار، پنجاه بار از رویش رد شدند و به آیتالله مکارم روی طاقچه و به او سلام کردند و احترام. حالا آقای شبیری مطلب دیگری دارند. در جلد شش پذیرفتهاند استقلال باکره را بدون اذن پدر در درس خارج که ایشان پذیرفته است. حالا شاید باز بعداً بحث را جای دیگری ببرد و اینها، من نمیدانم. اینجا این بحث، این روایت را قبول کرده است. در دروس خارج نکاح آقای شبیری، جلد ۶، صفحه ۷۸ و ۷۹ درباره روایت سعدان ما مراجعه کردیم، دیدیم که صفوان در فهرست شیخ طوسی، صفحه ۲۶۶، رقم ۳۳۶ (چاپ طباطبایی) راوی کتاب ایشان است. صفوان راوی کتاب سعدان است و صفوان هم جز کسانی است که «لا یروی و لا یرسل الا عن الثقه». صفوان و ابن یحیی و سه نفرند، مشایخ ثلاثه، صفوان بن یحیی، ابی نصر، ابن ابی بزندی، ابن ابی عمیر. بله.
پس آقا صفوان بن یحیی جز آنهایی است که روایت نمیکند و مرسل نقل نمیکند (ابن ابی عمیر هم همین شکلی است). حالا هم صفوان از سعدان روایت دارد و هم ابن ابی عمیر از سعدان روایت دارد. خود این میشود توثیق. در مورد این توثیق صحبت کردم در آن جلسات یا نه؟ توثیق آن، و توثیق خاص. توثیق واسطه مشایخ ثلاثه را نگفتم، بحث دیگری بود. حالا انشاءالله نوبت جلوتر بحثش برسد، در مورد مشایخ ثلاثه و اصحاب اجماع انشاءالله جلوتر توضیح میدهم. همین بود، گفتم جلوتر توضیح میدهم. از مشایخ موثق. این بحث اصحاب اجماع و مشایخ ثلاثه خیلی طول کشید. بحثش جلوتر انشاءالله وقتی این را توضیح بدهم. سه نفرند که آقا اجمالاً این است: اصحاب اجماع روایتشان پذیرفته میشود که حالا در هر طبقه چند نفرند. ولی مشایخ ثلاثه نه تنها روایتشان پذیرفته میشود، بلکه راویانی که اینها از آنها نقل میکنند، به صرف نقل این سه نفر، آنها هم توثیق میشوند؛ چون اینها جز از ثقه از کسی روایت نمیکنند. ابن ابی عمیر دو تا روایت دارد از سعدان، صفوان کتاب سعدان را روایت کرده است. درست شد؟ همین دیگر، میگویند اینها بر اساس همین بنا گذاشتهاند. در عین اینکه هر کدام از اینها را ما برای وثاقت سعدان کافی میدانیم، ولی در خصوص این مورد ما تأمل داریم. تأمل داریم که اینها دلیل باشد. چرا؟ تا ثابت شود که صفوان کتاب او را نقل میکند و در طریقی که در فهرست شیخ طوسی آمده، ابوالمفضل شیبانی هست که ایشان را تضعیف کردهاند، یعنی کمی سر همین که این کتاب را صفوان نقل کرده باشد، سر این تردید دارند و روایاتش محل اشکال است.
ابن ابی عمیر هم روایتی که از سعدان نقل میکند به این شکل است: «محمد ابن ابی عمیر، عن منصور بن یونس و سعدان بن مسلم» در کافی، جلد ۱، صفحه ۱۷۸. منصور بن یونس ثقه است. در محل خودش بحث کردیم که مقصود: «اصلاً یروون و لا یرسلون الا عن الثقه» این جمله معروفی که در مورد این سه نفر مشایخ (مشایخ ثلاث: صفوان بن یحیی، ابن عمیر، أبی نصر بزنطی. این سه نفر جز از ثقه روایت نمیکنند) منظور از این جمله این نیستش که این افراد اصلاً اسمی از غیر ثقات نمیبرند، مقصود این است که روایاتی را که نقل میکنند حتماً ثقهای این را نقل کرده و قابل عمل است و قابل استناد است. لذا اگر یک جایی دیدیم ابن ابی عمیر روایتش را به یک طریقی نقل کرده و منحصر در یک فرد است، این علامت این است که واسطه را ثقه میدانسته. ولی اگر نام دو نفر را برد که یکی ثقه است، ممکن است نام دیگری را به جهت تأیید ضمیمه کرده باشد. درست شد؟ که بعدها در موردش یک اصحاب اجماع داریم یا مشایخ ثلاث. یعنی هر کسی را که اینها ازش نقلقول بکنند، آن میشود خودش توثیق.
حالا در مورد سعدان ما روایتی داریم. دو تا روایت داریم. ابن ابی عمیر از دو نفر نقل میکند؛ یکی منصور بن یونس، با هم از این دو تا نقل میکند: منصور بن یونس و سعدان. نکتهای که اگر یک روایتی باشد از یک طریقی نقل میکند تا معصوم، آن فرد را مستقیم، تمام. ولی اگر دو نفر را با هم اسم آورده باشد که یکیشان ثقه است، یکیشان ما چیزی نمیدانیم، اینجا سخت است که بگوییم این هم دارد توثیق میشود بر اساس این قاعده، از باب تأیید و اینکه حالا این هم اسمش آمده، دارد میگوید. چون مسیرش مسیری است که به هر حال این ثقه واقع شده باشد؛ به خاطر همین روایت را صحیح میدانسته.
سعدان، تأمل میکنم روی این مطلب. فعلاً داشته باشید، تمام نشده هنوز. آیتالله مکارم که تمام شد، پذیرفت روایت را. دستش کردیم؟ آیتالله مکارم پذیرفت. گفت: اصلاً روایت سعدان مورد قبول است. تظافر دارد. تمام. آقای شبیری اول میآیند میگویند آقا از جهت رجالی، صفوان کتاب را نقل کرده. بعد خدشه میکنند در این. تردید میکنند. ابن ابی عمیر از او روایت نقل کرده. بعد باز میگویند که این دو تا را با هم ازشان نقل روایت کرده که یکیشان ثقه است، شاید به خاطر منصور بن یونس باشد که روایت را درست میدانسته. اگر فقط سعدان بود، دیگر باهاش بحثی نداشتیم. درست شد؟ خلاصه، این: «لا یروون و لا یرسلون الا عن الثقه» ازش نمیشود در این موارد وثاقت را ثابت کرد.
ولی حالا یک نکته دیگر. چون حسن بن محبوب و یونس بن عبدالرحمن که از فقهای معروفند، در موارد متعدد از سعدان نقل میکنند. باز یک دلیل دیگری مطرح شد. تا به حال آمده بودیم روی مشایخ ثلاثه، اینها اگر نقل میکردند خودش توثیق بود. حالا میآییم سراغ دو نفر دیگر به نام یونس بن عبدالرحمن که خیلی شخصیت بزرگی است و حسن بن محبوب. اینها هم آقا چندین مورد روایت نقل کردهاند از سعدان که دلالت بکند بر توثیق. چه جوری؟ روایتی اضافه و روایات صحیحه توش دارد و تمام. شهرت دارد. این اختلاف مبنا همین شکلی میشود دیگر. دو تا فتوای کاملاً متضاد. همین. یکی اینکه آن مبنای وثاقت، آن توثیقات عام را خیلیها قبول ندارد. بعد هم که راوی برایش مجهول شد، دیگر همین قدر کفایت میکرد. بعد هم دیگر یک سنت قطعیه آنور درست کرد. سنت قطعیه درست کرد. تراکم ظنونش همهاش میشود موافق بر اینکه روایت را بگذارد کنار، نگذارد کنار. همین دیگر. مكتب.
حالا یک بحث دیگر. فعلاً با روایت سعدان کار داشتیم که تعارضی که رو مفصل دیگر مطلب را پذیرفت. یک مطلب این است که ابن علی بن فضال هم که از فقهای معروف است، از سعدان روایت دارد و اینجا کثرت روایت اجلّا مطرح میشود. این خودش یک مبنای دیگری است در توثیقات عامه. اجلّا یعنی شخصیتهای جلیلالقدر. کثرت یا تعدد روایت اجلّا. این باعث میشود که ما ببینیم که روایات زیادی را شخصیتهای جلیلالقدر از سعدان نقل کردهاند که این دلالت بر این داشته ایشان را معتبر میدانستند، میدانستند که ازش نقل کردهاند. حالا آن نقل ابن ابی عمیر و صفوان را هم به عنوان مؤید بیاوریم کنارش، میشود تراکم ظنون. تازه بماند که خدا این را هم گفت: ایشان در سلسله کامل الزیارات هست. حالا تفسیر قمی را بگوییم قبول نمیکنیم. خیلی خوب، دلیل برای توثیق سعدان چه کار کنیم؟ آیتالله مکارم فرمود که روایتش هم اتفاقاً شهرت دارد، تظاهر دارد، قبول میشود. استقلال باکره. تمام شد. آیتالله شبیری گفت: این خلاف سنت قطعیه است و بعد زد کنار و این، میرویم سراغ فصل سوم.
میرسیم به بحث «احکام نظر» که خب، بحث احکام نظر خودش یک باب مبسوط و مفصلی است. در مباحث احکام نظر آقا بحثش مفصل است. آیتالله اعرافی چند سال بحث احکام نظر را خارج گفته است. بحثش مفصل و مبسوط است. چند درس اخلاق ایشان. خب، نوآوری هم زیاد دارد. انشاءالله. خیلی دانشمند قوی است. من نه، من حالا درسهای ایشان را بیشتر دورادور یا آثار مکتوبشان را میخوانم یا مثلاً درسشان را گوش میدهم و صوتش را، متنش را میبینم و اینها.
خوب، نکته بعدی این است که آقا، مرد نمیتواند به زن، به بدن زن اجنبیه (اجنبیه یعنی نامحرم) نمیتواند به بدن زن نامحرم نگاه کند، وَلَوْ قصد لذتی هم نباشد، همینجوری معمولاً معمولی. حالا در موردش صحبت میشود که این زن مؤمن باشد یا کافر باشد، مسلمان باشد یا کافر باشد. بله، به بدن، به بدن همه اینها که در تلویزیون و یوتیوب و اینها، همه نامحرمند و نباید نگاه کرد! صحبت میشود که اگر کافر باشد، بحثش جدا است. پس نگاه به بدن اجنبیه، به بدن اجنبیه مطلقاً، مسلمان، مسلمانِ مُکلف (خیلی معلوم نیست)، ولی یک تعدادی از فقها استثنا کردهاند: «وَجه و کفَّین». یک تعدادی از فقها. یک نکته مهمی نیست، یعنی خود ایشان استثنا را مطرح نمیکند، نسبت میدهد به تعدادی از فقها. وجه و کفین یعنی صورت و دو تا دست. به آنها میشود نگاه کرد. به بقیه بدن زن نامحرم نمیشود نگاه کرد. این نکته اول.
خانم به آقا چه؟ زن به مرد نگاه کند؟ آفرین! این اختلافی است. نگاه زن به مرد اخلافی است. نکته بعدی این است که هر کدام از مرد و زن میتوانند به بدن همجنس خودشان نگاه کنند، مرد به مرد، زن به زن، غیر از عورت. [تایمی هم] همین شکلی است. بله، حالا در مورد اینها جلوتر صحبت میشود.
آن کسی که وقتی نهیاش میکنند، نهی نمیپذیرد، آن دیگر نگاه به او اشکال ندارد. از چه باب؟ حرمتی ندارد، ارزش بودن اوست. بله، آزاد، راحت باش. شما راحت به موهای اسب نگاه کن. پس هر کدام از زن و مرد میتوانند به بدن همدیگر نگاه کنند. حالا جلوتر بحث میشود این عورت. مطلب انشاءالله عرض میکنم که عورت مرد دقیقاً کجا میشود، عورت زن دقیقاً کجا میشود که زن نمیتواند به آن نگاه کند. در استخر و اینها مثلاً مرد میتواند به بقیه بدن مرد، یک مرد دیگر، نگاه کند، ولی به عورت. یا زن به بدن زن نگاه کند، به عورت استثنا شده استثنا میشود از حرمت نظر به اجنبیه مقام معالجه. یعنی آقا میشود به بدن زن نامحرم نگاه کرد اگر معالجه باشد، دکتر. دکتر محرم. ما در ایران میگوییم دکتر محرم. پس در مقام معالجه اشکالی ندارد به شرط ضرورت و این جور حرفها. دیگر دکتر همجنسش. برخی مراجع داخل دهان خانم را هم عورت میدانند. دهانش را باز میکند، داخلش را نگاه میکند؛ مثلاً دندانپزشک باشد و اینها. مگر اینکه مقام معالجه به نحو خاص باشد. حالا آن دیگر بحث مفصلی دارد که آن معالجه، مثلاً آقا هزینههایش ممکن است سنگین باشد، چه میدانم مسیر زیادی را باید برود تا به دکتر همجنسی مثلاً مراجعه کند و از این قبیل.
ضرورت دیگر. اگر ضرورت باشد، اشکالی ندارد. نگاه به اجنبی اشکالی ندارد [ندارد] و در حالت ضرورت، کلاً مثل وقتی که دارد غرق میشود، غرق [غرق] و عرق [غرق]. غرق دارد غرق میشود، عرق دارد آتش میگیرد، میسوزد. کسی را میخواهید نجات بدهید از غرقشدن، بگوییم آقا نامحرم است، دست نزنید به او، نگاه به او نکنید؟ آنجا لمس هم اشکال ندارد، چه برسد به نظر. یا دارد آتش میگیرد یا دارد مثلاً چه میدانم تصادف کرده در ماشین است، دارد میمیرد. اگر شما درش نیاورید از ماشین، میشود حالت ضرورت که حتی لمس هم دیگر از موارد استثنا است.
نظر آن وقتی است که به «قواعد من النساء»، «قواعد من النساء»، زنهای یائسه. «قواعد»، «قواعد» از قاعدگی. میگویند دوران قاعدگی شنیدید، قاعده یعنی چه؟ زنهایی که قاعد هستند، یعنی از کار افتاده، بازنشسته. نشسته، بازنشسته میگویم. نشسته، کار نمیتواند بکند. بازن. بله، بله. عرض کنم خدمت شما که حالا چرا بازنشسته؟ چون بچه میتواند بیاورد؟ نه. جاذبه جنسی دارد؟ قائد، قاعده. حالا این خانم میشود «قواعد من النساء»، دوران یائسگی. حالا یائسگی نه، همان اولی. چون الان زنهای یائسهای داریم. اولاً که سن یائسگی آمده پایین، مثلاً ۴۰ سالگی یائسه میشوند. بعد سن زیبایی رفته بالا، تا ۷۰ سالگی ماشاالله دلبری میکند. درست شد؟ آن نه، زنی که واقعاً دیگر نه جاذبهای دارد، نه توانی دارد، نه هیچی. زن ۸۰ سالهای که دیگر واقعاً کسی میلش به این نمیکشد. این از آنور پوشش برایش واجب نیست، از اینور هم نگاه به او اشکالی ندارد. یا «سبیه غیر بالغه»، دختربچهای که هنوز به سن بلوغ نرسیده است. این هم نگاه به او اشکالی ندارد. البته الان آنقدر این بچههای ۷، ۸ ساله را آرایش میکنند، روی سر و وضعشان میرسند که هزار تا مفسده در نگاه به اینها. فیلم غربیهای باکلاس که میگویند نه، برای آن تمتع تا حدی میشود فهمید چرا، خیلی سخت نیست فهمیدن. خدا به داد ما برسد که نفس انسان وقتی که تربیت نشود، از هر موجود درنده و از هر حیوانی بدتر است. ترامپ بوده. خیلی موجودات درنده. از آن طرف بر زن لازم نیست که خودش را بپوشاند، حجاب کند در برابر پسربچه غیر بالغ، هرچند که بهتر است که آنجا خودش را بپوشاند. کسی هم که میخواهد ازدواج کند با یک خانمی، این هم اشکالی ندارد که به صورت آن خانم نگاه کند، به دستهایش نگاه کند، حتی به موهایش نگاه کند و به محاسنش. محاسن نه اینی که ما در فارسی میگوییم محاسن، به محاسنِ خانم نگاه کند. آن جاذبههایی که به هر حال در زندگی جاذبههایی که برای یک مرد مطرح است، بخواهد نگاه بکند. به هر حال. بله، بله. در مورد این هم که خانم بخواهد نگاه کند به آقا وقتی که میخواهند ازدواج بکنند، این هم قول به جواز اینجا هست که حالا در مورد جلوتر نکاتی هست عرض میکنم.
نگاه به غیر مسلمان جایز است. زنی که مسلمان نیست، میشود بهش نگاه کرد و هر زنی که وقتی نهیاش میکنند، نمیپذیرد، یعنی متشرع نیست، آدم مقید و در قید و بند نیست، ما اصطلاحاً بهش میگوییم بیبندوبار، هم ترکیه، هم پاکستان، هم ایران. یک مثلث داریم. هر سه تامون با همدیگر، الحمدالله همدردیم. به هر حال معمولاً بازیگر و سلبریتی و اینها در همین حال و هوا هستند. خیلی اهل حیای قید و بند شرعی این مسائل به ندرت کسی در اینها باشد که به این مسائل توجه بکند، اهل نماز باشد، اهل حلال و حرام باشد. خیلی کم. و اتفاقاً برعکس، اینها وقتی نهیشان میکنی، گستاختر هم میشوند و در این زمینهها فعالند و برای آلوده کردن مردم و به فحشا کشیدن و واداشتن به گناه و این جور مسائل. اسمش را هم میگذارند حقوق بشر و فعال مدنی در حوزههای مثلاً اجتماعی دارند فعالیت میکنند و اینها. اینها ارزشی ندارند. اینها ارزششان مثل حیوانات است و همانطور که نگاه بدون تلذذ، به شرط عدم تلذذ، فرمود در مورد حیوانات کلاً آقا به شرط تلذذ نگاه به هر چیزی حرام است. درست شد؟ ولی همانجور که آدم یک حیوانی را میبیند که مثلاً چه میدانم پایین تنه حیوان بیرون است، نگاه میکند، حالا قصد تلذذ هم ندارد، حیوان است دیگر. یعنی حرمت و احترامی ندارد. این هم از باب اینکه اینها دیگر احترام ندارند. نگاه به آنها جایز است.
بحثهای مهمی است خصوصاً با این مباحثی که امروز در جامعه ما در ایران مطرح است؛ بحث حجاب و اینها. که خب، اگر این را بخواهیم بپذیریم، حجاب هم باید بگوییم به اینها واجب نیست، به یک معنا. بله، و اینها واجب نیست. خب، کسی که نمیپذیرد احترامی ندارد، آره، یعنی واجب نیست به معنای اینکه دیگر لازم نیست که شما بهش بگویید حجاب. خب، بحث قانون است، یعنی از باب اینکه به هر حال در هر جامعهای یک حدی از پوشش را لحاظ میکنند و قانون رعایت شود. شما در اداره که میروید، پوشش مشخصی، در دانشگاه همین طور، در چه میدانم برای خیابان هم ما پوشش اسلامی. حالا آن پوشش اسلامی که اصل اصلش که پوشش کامل است که آیات حجاب دارد میگوید، ولی آن لااقلی که دیگر باید بهش مقید باشیم، این است که یک زن حق ندارد سر لخت. الان که دیگر بحث سرلخت گذشته، دیگر بحث سرلخت نیست. الان دیگر ناف بیرون است، چه میدانم لباس زیر و لباس خواب و متأسفانه و خدمت شما عرض کنم که باید یک جایی بالاخره جلویش گرفته شود دیگر. طوری که نمیتواند حالا الان زمستان است و این جور اوضاع، پس فردا دوباره تابستان میشود، هوا انواع و اقسام لباسهای نیمه عریان. طرف بخواهد بیاید بیرون، الحمدالله البته سرلخت که هست، ولی اینکه عریان و نیمه عریان و اینها. شمال تهران، آن طرف خیلی اوضاع خراب است، خیلی خراب. و پاها همه بیرون و ناف بیرون و بیری، بله. آن از باب احترام گذاشتن به خود آن آدم نیست. احترامی ندارد. از باب این است که قانون باید رعایت شود در مورد پوشش و یک حدی را باید لحاظ بکند هر کی که شهروند این جامعه است، باید یک چیزی را بپذیرد. حالا ما قانونمان اسلامی است، بر اساس اسلام. آن چیزی که داریم در جامعه اعتبار میکنیم این است که آقا آن چیزی که قرآن برای پوشش زن گفته، مطرح است. اگر آن باشد که مو حتی یک سر سوزن هم نباید بیرون باشد، حتی آرایش کردن نباید بیرون بیاید؛ چون آرایش هم حرام است. این هم آیه زینت دارم: «لا یبدین زینتهن الا» آن یک بحث دیگری است، ها! همین. خیلی از این همین دیگر. یعنی خیلی از افراد محجبه ما هم به آیات حجاب عمل نمیکنند. در حرمها شما میروید حرم امام رضا (علیهالسلام)، یک زمانی دم در به اینها میگفتند که آرایشت را پاک کن. بعد الان دیگر کسی کار ندارد. بعد طرف عروس مثلاً عقدش را بخوانند، از آرایشگاه برداشته اند آوردهاند اینجا در حرم با این قیافه آن چنانی که مثلاً اینجا خانه زشت است در محضر امام رضا. این قانون بیرون را که نباید اینجا اعمال کرد. اینجا زمان شاه هم قانون خودش را داشته، در حرم فرح پهلوی هم با چادر میآمده در حرم امام رضا. حرم حضرت عبدالعظیم (علیهالسلام) که خب در تهران است، وضع حجاب خیلی خراب است. در واقع نمیآیند دیگر، همین که میآیند غنیمت! لااقل بگذاریم رو ارتباطشان با حرم مثلاً قطع استدلالی. انشاءالله که به هر حال حجت شرعی باشد در قیامت. این حرفها از ما بپذیر.
به هر حال سخت است، خیلی در زمانه پرفتنه و در شرایط خیلی سختی. وظیفه شوهر یا پدرت چیست؟ اینجا! این هم نکته مهمی است. آنها غیرت داشته باشند. بله. حالا از آنور بخواهیم بگوییم آقا سر این قضیه طلاق بگیرند، باز دیگر خوب، باز طلاق زیاد. بگوییم طلاق نگیرند، فشار بیاورد مرد مثلاً. اوضاع خیلی از صد جا اوضاع به هم ریخته است. اگر یک مورد بود یک جا. چقدر دارند رسانههای دشمن کار میکنند برای اینکه غیرت را از مرد بگیرند. بگویند این ناموس تو نیست، این خودش آدم است، خودش اختیار دارد. تو حق نداری برایش تصمیم بگیری. حتی نه فقط در پوشش. الان که حالا قلب که سالهاست از این قضیه عبور کرده. در همین کشور ما هم متأسفانه دارد فرهنگ میشود که مثلاً حتی حق نداری بهش بگویی که تو امشب اینجا بخواب یا آنجا بخواب، پیش من یا پیش یک مرد دیگر. خودش تصمیم میگیرد با کی باشد. اختیار دارد. اختیار زندگیاش را دارد، اختیار بدنش را دارد. بدن خودش است. همان ازدواج کرده، از باب اینکه به هر حال دارد یک خدماتی را به یک نفری پارتنرش، دارد به پارتنرش یک سری خدمات میدهد. شما حق نداری جلوی لذت و تفریح این آدم را بگیری. بعد هم ممکن است این آدم دوست دارد همزمان با ۵ نفر باشد. تصمیم بگیرد با کدام یکی از اینها ازدواج کند و زندگی کند. دارد تصمیم میگیرد، دارد انتخاب میکند. اینها فرهنگ شیطانی و فرهنگ کثیف حیوانی غرب است. واقعاً بشر نابود. در طول تاریخ من سراغ ندارم، یعنی گزارشی نرسیده که تمدنی بوده باشد در این حد از انحراف و انحطاط. انحطاط اخلاقی، انحطاط عملی. این حد از پستی، رذالت، آلودگی، خباثت. هم جنبههای بهیمیتش، هم جنبههای سبعیتش. بهیمیت، آن جنبههای شهوانی حیوانات. سبعیت، جنبههای غضبی حیوان.
نام تمدنی در طول تاریخ سراغ داریم که این طور در بعد بهیمیت در اوج باشد؟ یک قوم لوط بود، یک قلم. اینها هم قوم لوطند، هم چه میدانم هر قومی، قوم تبع و چه و چه و چه. یک قومی به خاطر زنا نابود شدند. یک قوم به خاطر همجنسبازی (لواط) نابود شدند. آنها هم حجم کارشان حالا یک امت چند هزار نفره مثلاً. آن هم مثل امروز نبود با این بعد. قانون بشود! بعد هر کی به اینها توهین بکند، زندان داشته باشد! پرچم داشته باشند! بعد در خیابان این طور بیایند: ال.جی.بی.تی. بعد همزمان که در شهوات در اوجاند، در غضب بمب اتم بسازند، چند صد هزار نفر در لحظه بکشند. در غزه این طور جنایت، در دنیا این طور جنگ راه بیندازند، آدمکشی. تاریخ به خودش مثل این تمدن غرب، مثل آمریکا ندیده. یعنی این حد از فساد و انحراف در تاریخ سابقه ندارد، لااقل به گوش ما نرسیده، گزارش مبنی نداشته. اگر هم بوده، با این حجم از، از جهت تعداد کمی و کیفی بعید میدانم بوده باشد. یعنی جمعیت یک تمدن و اثر بیرونیش، یعنی تحمیل کردنش به کل دنیا با رسانه، اهرمهای قانونی، شما حقوق همجنسبازها را به رسمیت نشناسی، تحریمت میکنم. تحریم حقوق بشری میشود. بعد دلار را مثلاً بهت نمیدهند. مثلاً چه میدانم از فلان حق محروم میشوی. فشار اجتماعی، فشار سیاسی، اقتصادی. بهت دارو نمیدهند. چرا دارو نمیدهند؟ چون حقوق همجنسبازها را به رسمیت نمیشناسی. خیلی عجیب است. بشر تا به حال این حجم از وحشیگری را ندیده. کجا قوم لوط این جور وحشی بودند نسبت به کسانی که نمیخواستند آلوده باشند؟ قوم لوط اقدام نکردند برای کشتن حضرت لوط. بله، اقدام کردند برای اینکه مهمانها را از دست او بربایند، تعرض کنند به مهمانهایش. بمب اتم نزدند روی سر لوط و کسانی که نمیخواستند آلوده شوند. اینها هم لواط میکنند، هم لواط را قانونی میکنند، هم کسی که لواط نکند با بمب اتم میکشند (با موشک آنچنانی میکشند) هرکس که به اینها تن ندهد، موافق اینها نباشد. خیلی خیلی. خدا انشاءالله که هر چه زودتر اینها را نابود بکند و بشریت را خلاص بکند از شر این موجودات خبیث و کثیف.
خوب، خیلی سریع من متن را بخوانم: «أحکام النَّظر. لا یجوز لِرجلٍ النظرُ إلی بدنِ الأجنبیة. برای مرد جایز نیست که به بدن اجنبی نگاه کند. وَلَوْ مِن دونِ تَلذّذٍ.» و لذت نداشته باشد. «وَ اسْتثنی جَمعٌ مِنَ الفقهاءِ مِن ذلک الوجهَ و الکَفیّنَ.» یک تعدادی از فقها از این مطلب (از این جواز نظر یعنی عدم جواز نظر) استثنا کردهاند وجه و کفین را.
«و فیجوازِ نَظرِ المَراةِ الی الرَجُلِ خِلافٌ.» در اینکه آیا زن میتواند مرد را نگاه کند، اختلاف است. «وَ یجوزُ لِکُلٍّ مِن الرّجلِ و المرأةِ النَّظرُ الی بدنِ مُماثلِهِمَا مَا عَدَا العورةَ.» هر کدام از زن و مرد میتوانند به بدن مماثِل خودشان (همجنس خودشان) نگاه کنند غیر از عورت. «وَ یُستَثنی مِن حرمةِ النَّظرِ الی الأجنبیةِ مقامُ المعالجةِ.» استثنا میشود از حرمت نظر به بدن اجنبی، یکی مقام معالجه. آنجا اشکال ندارد که نگاه کند. «وَ حَالةُ الضرورةِ.» و حالت ضرورت. «کَالإِنقاذِ مِنَ الغرقِ أو الحرقِ.» مثل اینکه بخواهد از غرق شدن یا آتشسوزی نجاتش بدهد. «وَ نَحوها.» و مانند این دو تا مثل تصادف. «فَإِنَّهُ یجوزُ النَّظرُ بَل اللمسُ أیضاً.» اینجا هم نظر جایز است بلکه لمس هم جایز است. «کما یُستثنی النَّظرُ الی القواعدِ مِن النِساء.» نگاه به زنهای بازنشسته (یائسه) هم جایز است. «وَ الصَّبیةِ غیرِ البالغةِ.» و دخترانی که بالغ نشدهاند هم نگاه بهشان جایز است. «وَ لا یَلزمُ المرأةَ التَّحَجُّبُ مِنَ الصِّبیاةِ غیرِ البالغِ.» لازم نمیآید زن را که حجاب کند از پسربچه غیر بالغ. «وَ إن کانَ ذلکَ أفضَلَ.» هرچند بهترین است (مستحب است بپوشاند). خوب است. میمانَد، بعدها بزرگ هم میشود. ۷ سالگی. خانم فلانی. من یادم میآید فامیل داشتیم که ۲۴ سال است دنیا رفته. بعد مثلاً بنده در سن ۸، ۹ سالگی دیدم این خانم را، هنوز در ذهن من است قیافهاش چه شکلی بود. وقتی که از دنیا رفته ایشان، بنده مثلاً ۱۰، ۱۱ سالم بوده، ۱۰، ۱۲ سالم. این همه سال گذشته، ۷، ۸ سالگی چیزی که دیدم هنوز یادم است. مخصوصاً الان که دیگر این بچهها ماشاالله چشم و گوشا باز است. یک چیزهایی سر در میآورد از پسربچه ۳، ۴ ساله هم و میپوشاند. تفاوت زنها را از همدیگر قشنگ سر در میآورد. بله.
«وَ یجوزُ لِمَن أرادَ التَّزوجَ بامرأةٍ النَّظرُ الی وجهِهَا.» جایز است برای کسی که اراده کرده است که با یک زنی ازدواج کند، چی جایز است؟ نگاه کند به «وجهها»، به صورت آن خانم. «وَ کَفیها.» به دو دستش. «وَ شعرِها.» به موهایش. «وَ محاسنِها.» به زیباییهایش. زیباییهایش دیگر حالا زیباییهای یک زن کجاهاش مثلاً محسوب میشود؟ ساق پایش مثلاً باشد، چه میدانم هیکلش باشد، مثل حالا لباس به جای چادر، اینها با لباس تنگتر مثلاً نگاه کند. اندامش به صورت کلی معلوم شود که وزنش مثلاً اندامش، پاهای و لاغر است یا چاق است، کمرش مثلاً باریک است. ازدواج کند. اینجوری مثلاً دیگر. وقتی واقعاً قصد ازدواج دارد و شرایطش هست. قصد ازدواج دارند، در خیابان هم همه را میشود نگاه کرد.
«وَ فی نَظرِ المرئةِ الی مَن تُرِیدُ التَّزوجَ بهِ قولٌ بِالجوازِ.» در مورد نگاه زن به کسی که میخواهد با او ازدواج کند، یک قول به جواز است. یک قولی هست که میتواند زن نگاه کند. حالا در موردش صحبت میکنیم. «وَ یجوزُ نَظرُ الی غیرِ المسلمةِ.» جایز است نگاه به زن غیر مسلمان. «وَ کُلِّ مَرئةٍ لا تَنتَهِی إذا نُهِیَت.» و هر زنی که وقتی نهیاش میکنند، نهی نمیپذیرد. «بِشَرطِ عدمِ التَّلذُذِ.» به شرط اینکه قصد لذت نداشته باشد.
وَ صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
در حال بارگذاری نظرات...