دروس تمهیدیه

جلسه هفدهم

00:42:30
61

متن
!! توجه : متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا أَبِي الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَى مُحَمَّدٍ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ.
مباحثی را که در احکام نظر به صورت کلی اشاره شد، حالا مستنداتش را می‌خواهند بیان کنند؛ استدلال هرکدام را می‌خواهند بیان کنند. در مورد حرمت نظر به بدن اجنبیه‌ی نامحرم می‌گویند که خب، اولاً فی‌الجمله در واقع جزو واضحات فقه است؛ البته به شرطی که به تلذذ نباشد، حتی اگر به قصد تلذذ نباشد. صرفِ نگاه به بدن نامحرم فی‌الجمله به صورت کلی، این خدمت شما عرض کنم که جزو واضحات است؛ یعنی اجمالاً -جمله که گفته می‌شود، اجمالاً تفصیلش را فعلاً کار نداریم، تفصیلش که حالا مثلاً صورت و بحثش جدا باشد کار نداریم- اجمالاً اصل اینکه به بدن نامحرم نگاه کند این حرام است، حتی اگر قصد تلذّذ هم نداشته باشد. نگاه کند، حرام است و خدمت شما عرض کنم که این مسئله جزو واضحات فقه است. واضحات فقه یعنی چه؟ یعنی اینکه همه اهل فقه، همه فقها برایشان واضح است این مسئله، جزو مسلمات، جزو بدیهیات.
وقتی که جزو بدیهیات شد، دیگر نیاز به استدلال ندارد. مثل آن... آره، باز یه جور دیگه من می‌شمرم، از این آیه هم استفاده کرد: "وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ". قرآن می‌فرماید که خِمارشان را، روسری‌هایشان را -جان؟ خِمار، خُمُر جمع خمار است- خِمارشان را، خِمارهایشان را، که روسری‌هایشان باشند، این را بزنند "عَلَى جُیُوبِهِنَّ". جیوب می‌شود این سینه‌ها، زیر گلو اینجاها که... آره، بیا تا اینجاها. روسری را پایینش را اینطور بپوشانند، بزنند، بیاورند روی خدمت شما عرض کنم که سینه‌شان. این "زدن" همیشه به معنای کتک زدن نیست. آره "فَاضْرِبُوهُنَّ" که در مورد خانم‌ها گفته، معلوم می‌شود که این "ضرب" همه‌اش آن ضرب فیزیکی و این‌ها نیست. اینجا روسری‌شان را بزنند روی جیبشان، روی سینه‌شان. نه، همین که می‌گیرند اینجوری می‌بندند این هم می‌شود "زدن". همین که این خانومه را مانع از این می‌شود که مثلاً بیرون برود یا هرجایی برود، این هم "زدن" است دیگر. می‌زند، تو خانه می‌زندش به دیوار، می‌زندش به اتاق. "زدن" لزوماً چک و لگد و این‌ها نیست، این‌ها همه‌اش مصداق "ضرب" است. این نکته مهم. آره، آفرین، خود بحث "ضرب" بحث مفصلی در قرآن است، مواردی که است. خلاصه قرآن می‌فرماید که بگو "خِمارشان را بزنند روی جیبشان، روی سینه‌شان". خب، حالا این آیه چه ربطی دارد به اینکه نمی‌شود به بدن نامحرم نگاه کرد؟ وقتی می‌گوید بپوشانش، آفرین، وقتی قرار باشد که نگاهش جایز باشد که نمی‌گوید بپوشان. بپوشان، وقتی که نباید نگاه کرد، ملازمت هست بین حرمت نظر و وجوب ستر. این یک بحث مهمی است که چندین بار توی این بخش به این استدلال استناد می‌شود. حالا چقدر این استدلال درست است و آقایان قبول دارند، فعلاً به بحث ما نیست؛ ولی بحثی که هست این است که ایشان یکی از مبانی‌ای که تو این بحث به آن استناد می‌کند همین است که وقتی می‌گوید بپوشان، یعنی آن‌ها هم نباید نگاه کنند. ملازمت بین این هست. آهنگ ملازمه بین حالا ملازمه فقهی شاید باشد، شاید هم ملازمه عرفی باشد. چه چیزی را می‌گویند بپوشان؟ آن چیزی را که نباید نگاه کرد. آن چیزی که نگاه بهش ممنوع است را می‌گویند تو هم بپوشان. دیگران نباید نگاه کنند، تو هم باید بپوشانی. روشن؟ آفرین.
حالا باز این یک نکته، باریک‌الله. حالا باز آنور هم یک بحثی را داریم که مثلاً به آقایان پوشاندن دستشان مثلاً لازم نیست، ولی خانم‌ها نمی‌توانند به دست آقایان نگاه کنند. درست شد؟ الان بحثی نداریم ازش نه، حالا بعدها اگر خواستید صحبت... خیلی بحث قبلیمان خیلی طول کشیده، می‌خواهیم زودتر پیش برویم که عقب‌افتادگی جبران شود. حالا بعدها اگر خواستید به مناسبتی در مورد ملازمه، یک جایی در مورد ملازمه صحبت. پس آقا، اگر نگاه جایز بود، دستور به پوشاندن لغو می‌شد. چرا گفته بپوشان؟ چون نگاهش جایز نیست. از باب این ملازمه می‌شود استفاده کرد، این مطلب را از... و روایاتی هم داریم که در آینده می‌آید که آن‌ها وجه و کفین را استثنا می‌کنند از حرمت ابداء. ابداء یعنی چه؟ آشکار کردن. "لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ..." [۱]. می‌فرماید زینت‌هایشان را، مگر برای شوهرانشان و بقیه محارمشان، آشکار نکنند. روشن؟ آقا، آشکار نکنند، آشکار کردنش می‌شود حرام، بیرون گذاشتن زینت‌ها می‌شود حرام. حالا دو تا چیز را استثنا کرده‌اند از این زینت: یکی وجه (صورت)، یکی کفین (دو دست). اگر صورتش را بیرون بگذارد، با اینکه صورتش زیباست ولی بیرون بگذارد اشکال ندارد. دستش مثلاً زیباست، حالا نه اینکه رویش یک کار خاصی کرده باشد، رنگ‌آمیزی چیزی، آن بحثش جداست. نه، این حالا دستش، خود دستش زینت است، خود صورتش زینت است، این را اشکال ندارد بیرون بگذارد. خوب، از این چه فهمیده می‌شود؟ از این روایات هم فهمیده می‌شود که آره، که وقتی که این را استثنا کرده، معلوم می‌شود که این‌ها... این‌ها پوشاندنش واجب نیست، نگاه بهش هم حرام نیست. بقیه جاها که پوشاندنش واجب است، نگاه بهش هم حرام است. همین بحث ملازمه‌ای که عرض شد. و روایات دیگری که در موارد متفرقه آمده و به جاهای دیگری غیر از بحث وجه و کفین و این آیه ابداء و...
خوب، حالا یک نکته‌ای که اینجا مطرح است این است. گاهی این مطلب استفاده می‌شود از آیه "وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ و..." فلان. چرا؟ چون حرمت ابداء در برابر دیگری ملازمت دارد به حرمت نظر به او. عرف این می‌خواهد ملازمه را اینجا در موردش صحبت کند. حالا بحث زینت چیست؟ "زِینَتَهُنَّ" چیست؟ زینت یا منظور مواضع زینت است، یعنی محل زینت؛ مثلاً گوش که گوشواره بهش می‌بندند، گردن که گردنبند می‌بندند، مچ که دستبند می‌بندند. یا منظور آن محل زینت است که محل زینت را آشکار نکن، ولو الان به گوش گوشواره نیست. ولی محل زینت است، یک وقت منظور این است. یک وقت هم منظور خود این است؛ یعنی الان به گوش گوشواره است. یک معنای دیگر زینت هم خود زینت است، محل زینت نیست، خود گوشواره، خود دستبند، خود گردنبند. درست شد؟
اگر منظور مواضع زینت باشد که خب قضیه روشن است؛ یعنی آیه دلالت دارد به اینکه نمی‌شود نگاه کرد به بدن، به آن مواضع زینت، ولو زینتی هم نداشته باشد. اگر هم منظور خود زینت باشد، خود گوشواره و خلخال و دستبند و این‌ها باشد، باز هم دلالتش واضح است، به دلالت اولویت عرفیه. چرا؟ به خاطر اینکه وقتی که نگاه به طلا- استدلال ایشان، ممکن است بنده تو تک‌تک این‌ها بحث داشته باشم، فعلاً به آن کار ندارم- وقتی که نگاه به گوشواره حرام است، به طریق اولی نگاه به آن گوشی هم که گوشواره رویش است، حرام است. درست شد؟ وقتی که پوشاندن گوشواره واجب است، به طریق اولی پوشاندن گوشی هم که گوشواره رویش است، واجب است. از آنورش: وقتی که گوشواره نگاه بهش حرام است، نگاه به گوشی هم که گوشواره بهش هست، حرام است. این می‌شود طریق اولویت که ایشان می‌فرماید که ممکن است شماها هم بهتان نچسبیده باشد این استدلال. گوشواره که فرعیش داخل می‌شود، پنج مرحله بحث دیگر که این زینت را آره... کدامش اصل است، کدامش فرع؟ این هم از این نکته.
یک استدلال هم داریم به آیه ۳۰ سوره مبارکه نور: "قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ". به مؤمنین بگو که چشم‌هایشان را غض بصر کنند. "غض" یعنی چه؟ آها، حالا ببندند مثلاً پایین بیندازند، این‌ها صحبت بشود. مصنف می‌فرماید که استدلال به این آیه برای اثبات حرمت نگاه به بدن اجنبیه. ما بحثمان حرمت نگاه به بدن اجنبیه است، فعلاً بحثمان پوشش نیست. در مورد حجاب که بحث نمی‌کنیم، ما در مورد حرمت نگاه داریم بحث می‌کنیم، به مناسبت نکاح داریم در مورد نگاه صحبت می‌کنیم. بله، بعد خدمت شما عرض کنم که این حرمت نگاه به بدن اجنبیه را گفتیم اولاً که جزو واضحات فقه است. از آن آیه خمور استفاده می‌شد کرد که نباید نگاه کرد به بدن نامحرم. از روایاتی که وجه و کفین را استثنا کرده بود می‌شد استفاده کرد. از روایات دیگری که در موارد متفرقه بود هم می‌شد استفاده. از خود این آیه "لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ" هم آیا حرمت ابداء هم می‌شد استفاده کرد به دو طریق که... ولی از این آیه غض بصر نمی‌شود استفاده کرد حرمت نگاه به بدن نامحرم. جالب، اتفاقاً اونی که تصریح بحث نگاه دارد همین آیه است، استفاده کرد حرمت نگاه به بدن نامحرم را. چرا؟ به خاطر اینکه غض بصر به معنای نگاه نکردن نیست. ما الان بحثمان این است که نگاه نکن، حرمت نظر. غض بصر نمی‌گوید نگاه نکن، می‌گوید که زُل نزن. زُل زدن می‌دانی یعنی چه؟ یعنی من دوست دارم به ایشان همینجوری اینجوری خیره شدن. این غض بصر یعنی خیره نشو، زُل نزن به صورت نامحرم، چشمت را یکم اینجوری کن، کامل نگاه نکن که ببند، اصلاً نگاه نکن. غض بصر، غض صوت داریم دیگر؟ آن آیه می‌فرماید که نه، آره، "یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ" [۲]. سوره مبارکه: "إِنَّ أَنکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ" [۳]. صدایت را پایین بیاور، با صدای پایین صحبت کن، صوتت بالا نرود. این سفارش حضرت لقمان است به فرزندش. نمی‌گوید که لال شو، "مِغْزَازٌ مِن صَوْتِکَ"، منظورش این نیست که خودت را بگذار روی سایلنت، هیچی حرف نزن. می‌گوید جیغ نکش، صدایت کم باشد. حالا غض بصر یعنی چه؟ نه اینکه این را کلاً ببند، چشمت را سایلنت کن. از این نمی‌شود چیزش استفاده مثلاً به زینتش نگاه نکن، به بدنش نگاه نکن، مثلاً جذابیت‌های جنسیش نگاه نکن، به صورتش خیره نشو، این‌ها همه‌اش غض بصر. ولی حرمت نگاه به بدن اجنبیه ازش فهمیده نمی‌شود. این استدلال ایشان است که ممکن است باز همین توش بحث داشته باشد. غض بصر به معنای عدم طمع در چیزی است. آدم وقتی به یک چیزی اینجوری خیره می‌شود و طمع دارد، می‌خواهد بقاپد، می‌خواهد بگیرد. اینجوری نباش نسبت به نامحرم که ببری اینجوری. درست شد؟ یعنی با طمع بهش نگاه نکن، خیره بهش نشو و "مغفولٌ عنه" باش از او، یعنی چه؟ یعنی بی‌توجه باش. آفرین، نادیده گرفتن، به معنای کاهش! نه اصلاً ندیدن! هم خودمان می‌گوییم نادیده بگیر. نادیده بگیر به معنای اصلاً ندیدن نیست. نادیده گرفتن با ندیدن فرق می‌کند. می‌بینی ولی نادیده می‌گیری، توجه عمیق نمی‌کنی، تو توجه بهش، تو توجه بهش عمیق نمی‌شوی. می‌شود، می‌شود غض بصر. معلوم است. بنابراین، ممکن است که این دلالت نداشته باشد بر حرمت اصل دیدن. البته ما در مورد بدون تلذذ داریم صحبت می‌کنیم. آن دیدن بدون تلذذ را دلالتی ندارد این بر حرمتش که اگر بدون تلذذ نگاه بکند حرام باشد. نه، بلکه به همان تلذذ باشد، نگاه با تلذذ را دارد منع می‌کند. نه، ما بحثمان در مورد نگاه بدون تلذذ!
مطلب دیگر هم که داریم این است که مراد از غض بصر، خصوص فروج است. نگاه نکن... همان که عرض کردم، به جذابیت‌های جنسی نگاه نکن. از قرینه سیاق: چرا؟ چون بعدش می‌گوید: "قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ". بگو چشم‌هایشان را مثلاً پایین بیندازند -به تعبیری پایین بیندازند، پایین بیاورند، پایین بیندازند- و فرج‌شان را حفظ کنند، دامنشان را حفظ کنند، آلوده نشوند به گناه جنسی. قرینه سیاق، مگر تو این سیاق که آمده، مثل اینکه من به شما می‌گویم: آره، دیگر... البته من حالا استدلال ایشان را نمی‌خواهم نه الان تأیید بکنم، نه رد بکنم، فقط داریم کتاب را می‌خوانیم. مثلاً فرض بفرمایید که من به شما می‌گویم که گوشی‌ات را با خودت نیاور، دارم درس می‌دهم. این معنایش چیست؟ نه، گوشی را نیاور یعنی کجا؟ نیاور تو کلاس، یا موقعی که دارم درس می‌دهم نباشد. با اینکه مطلق بود "گوشی‌ات را نیاور"، مطلق بود یعنی اصلاً خانه نیاورم؟ نه، دارم می‌گویم که دارم درس می‌دهم. این "دارم درس می‌دهم" قرینه می‌شود برای اینکه گوشی را موقع درس استفاده نکن، نیاور. یا حتی اگر آوردی، سایلنت بود و نبودش فرقی نمی‌کرد، باز هم مشکلی ندارد. همه این‌ها فهمیده می‌شود دیگر. این هم همین است. می‌گوید چشم‌هایشان را پایین بیندازند، دامنشان را حفظ کنند. معلوم می‌شود که این غض بصر مربوط به حفظ فرج است. آن جایی که حفظ فرج مطرح نیست... البته خب، باید حفظ فرج هم معنا بشود. به هر حال حفظ فرج که فقط زنای عملی عینی فلان که نیستش که، به هر حال همینیم که شهوتی از یک کسی تو دل کس دیگری می‌افتد، این هم گرفتار شدن است دیگر. این هم تو همان حفظ فرج دخیل است دیگر. به هر حال این هم شد استدلال صرفاً عورتین و نه تمام بدن که بهت بگویم نگاه نکند. اینکه حالا مثلاً به مو و بازو و این‌ها نگاه نکند. نه، رُمو، جاذبه‌های جنسی خاص زن است که مثلاً بهش نگاه... خب، این هم از این.
حالا باید بحث شود استدلال‌ها و می‌شود مفصل بحث کرد، چون بحث‌های قرآنی هم هست. حسابی باید رویش کار شود. هم روایاتش باید کار شود. این کتاب مسئله حجاب شهید مطهری کتاب خوبی است و بحث‌ها را آنجا داریم. متن را بخوانیم: "وَالْمُسْتَنَدُ فِي ذَلِكَ أَمَّا حُرْمَةُ النَّظَرِ إِلَى بَدَنِ الْأَجْنَبِيَّةِ فَالْجُمْلَةُ". اما اینکه نگاه به بدن اجنبیه حرام است، فی‌الجمله. یعنی چی؟ یعنی اجمالاً نگاه به بدن زن اجنبی حرام است. آن تفصیلش را کار نداریم که صورت و دست باشد یا نباشد، حتی اگر قصد لذت نداشته باشد. "فَهُوَ مِنْ وَاضِحَاتِ الْفِقْهِ". این از واضحات فقه است. "وَيُمْكِنُ اسْتِفَادَتُهُ" استفاده می‌شود، همین‌ها استفاده کرد از این آیه‌ای که باید روسری‌شان را بزنند بر سینه. "وَرِوَايَاتِ الْآتِيَةِ الَّتِي تَسْتَثْنِي الْوَجْهَ وَالْكَفَّيْنِ مِنْ حُرْمَةِ الْإِبْدَاءِ". آن روایاتی که بعداً می‌آید و استثنا می‌کند وجه و کفین را از حرمت ابداء. این روایت هم ازش می‌شود استفاده کرد، نگاه به بدن اجنبیه حرام است. "وَ غَيْرُ ذَلِكَ مِنَ الرِّوَايَاتِ الْوَارِدَةِ فِي الْمَوَارِدِ الْمُتَفَرِّقَةِ". به غیر از این از روایاتی که در موارد متفرقه وارد شده. "بَلْ قَدْ ذَلِكَ مِنْ قَوْلِِهِ تَعَالَى". بلکه این مطلب استفاده می‌شود از این آیه: "وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ". همین مطلب، "ذلک" یعنی چی؟ اینکه بدن اجنبی نگاه کردن حرام باشد، استفاده می‌شود از همین آیه‌ای که و زینتشان را برای کسی آشکار نکنند، مگر شوهرشان باشد، پدرشان باشد، برادرشان باشد و...
"وَ أَنَّ حُرْمَةَ الْإِبْدَاءِ أَمَامَ الْغَيْرِ تَسْتَلْزِمُ حُرْمَةَ نَظَرِهَا عُرْفًا". اینی که ابداء در برابر دیگری حرام باشد، عرفاً مستلزم با این است که نظر به او هم حرام است دیگر. وقتی می‌گوید آقا، نشانش نده، معلوم می‌شود که او هم ببیند حرام است. عرفاً اینطوری است دیگر. که وقتی می‌گویند این را به فلانی نشان نده، این فیلم را برای فلانی نگذار، نگذاری ببیندها، عرفاً دیدن او هم مشکل دارد. البته روی همین هم بحث است که آیا واقعاً همیشه همینطور است؟ فقط بحث کارتون برای فلانی "ن" نبین، بپوشان، نبیند. برای چی؟ یعنی نگاه کردن، نگاه کردنش حرام نیست به وجه دیگری دارم در اینکه من می‌خواهم او نبیند، من که لزوماً دیدن او حرام است، چون دیدن او حرام است می‌گویم بپوشان. مستلزم نیست عرفاً. بله، حالا به هر دلیل اینکه نگاه نکند.
"وُ الْـمُـرَادُ بِالزِّینَةِ إِنْ کَانَ مَوَاضِعَهَا فَالْأَمْرُ وَاضِحٌ". منظور از زینت اگر مواضع زینت امر واضح است. اگر منظور خود گوش و خود سینه و خود دست باشد که خب روشن است؛ یعنی نباید این را آشکار کنی، او هم نباید نگاه کند. "وَ إِنْ کَانَ نَفْسُهَا". ولی اگر خود زینت باشد، نه مواضع زینت. یعنی گوشواره و دستبند و گردنبند باشد. "فَهُوَ حُرْمَةُ إِبْدَائِهَا أَنْ تَسْتَلْزِمُ حُرْمَةَ إِبْدَاءِ مَوْضِعِهَا بِطَرِیقِ الْأَوْلَوِیَّةِ الْعُرْفِیَّةِ". اینکه می‌گوید این را اگر آشکار کنی حرام است، تستلزم حرمت ابداء موضعها به طریق اولویت. وقتی گوشواره را نشان بدهی حرام است، به طریق اولی نشان دادن گوشی هم حرام است. اولویت العرفیه. که خب اینور که حرام شد، آنور هم مستلزم این است که نگاهش هم حرام بشود. استدلال ایشان.
"أَمَّا اسْتِدْلَالٌ بِهَذِهِ الْآیَةِ: قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ". اما استدلال به این آیه: به مؤمنین بگو که چشم‌هایشان را پایین بیندازند. "فَقَابِلٌ لِلتَّأَمُّلِ". این قابل تأمل است، یعنی خیلی دقیق نیست، نمی‌شود بهش استناد کرد. "لِأَنَّ غَضَّ الْبَصَرِ لَیْسَ بِمَعْنَى تَرْکِهِ رَاسًا". چرا؟ چون غض بصر به معنای این نیست که از رأس ترکش کند، کلاً نگاه نکند. "بَلْ بِمَعْنَى عَدَمِ الطَّمَعِ فِی الشَّیْءِ وَ جَعْلِهِ مَغْفُولا". بلکه به معنای این است که در آن شی طمع نداشته باشد و آن را مغفولٌ عنه قرار بدهد، بهش بی‌توجه باشد، نادیده بگیریم. معنای غض این است. غض البصر. هرکدام از اینها بحث مفصل می‌شود کرد. آقا جان، "إِلَّا أَنَّهُ قَدْ یُقَالُ". تازه بماند که می‌شود این هم گفت: چی گفت؟ می‌شود گفتش که خصوص فروج به قرینه سیاق. تازه می‌شود گفت این، تازه ما که غض بصر را ندیدن نگرفتیم، به معنای کاهش دید گرفتیم. همان کاهش دیدن مربوط به فروج است، یعنی به فرجش خیره نشو. در لب باید دید دیگر. بله، هم کلمه را، هم سیاق را. بر اساس سیاق خصوص فروج را، تک تک اینها بحث مفصل. آره، نگاه نکن. می‌گوید خیره نشو به عورتش، خیره نشو. آره، چون غض بستن معنای ندیدن ندارد. طمع نکن. نگاه اولی چیزی ندارد. بله، خب، نگاهت بیفتد فرق می‌کند با اینکه خودت نگاه کنی. یکهو چشم می‌افتد. "اَلنَّظْرَةُ الْأُولَى لَکَ وَ النَّظْرَةُ الْأُخْرَى عَلَیْکَ". نگاه اول مال خودت، نگاه بعدی دیگر گردنش...
بحث بعدی این است که به یک چیز می‌شد نگاه کرد، آن هم وجه و کفین بود. واجب است نگاه کنیم، واجب نیست. می‌شود نگاه، ایشان می‌گوید نیست. نامحرم… شبکه مجردی، نگاه نکنی بهتر است.
بحث بعدی استثنای خوب، استثنای وجه و کفین پیش تعدادی از فقها به خاطر چند دلیل. چهار تا دلیل. چرا بعضی از فقها گفتند می‌شود به وجه و کفین نگاه کرد؟ این چهار تا دلیل. دلایل. حالا من اینجا بستگی به وجهش هم دارد. وجه کی باشد؟ استدلال اول: تمسک به صحیحه فضیل. می‌گوید از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم که: "وَ أَمَّا اسْتِثْنَاءُ الْوَجْهِ وَ الْكَفَّیْنِ". اما اینکه وجه و کفین استثنا شده، "لَدى جَمْعٍ مِنَ الْفُقَهَاءِ". پیش تعدادی از فقها. "فَلِعِدَّةِ وُجُوهٍ نَذْکُرُ مِنْهَا". به خاطر چندین وجه که ما چند تایش را می‌گوییم. چهار تایش. "أَلْفُ التَّمَسُّکُ بِصَحِیحَةِ الْفُضَیْلِ". اولی‌اش تمسک به صحیحه فضیل است که می‌گوید که: "سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللّه‌ِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) عَنِ الذِّرَاعَیْنِ مِنَ الْمَرْأَةِ". از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم در مورد ذراعین (آرنج‌ها) از زن. آرنج، از اینجا تا آستین کوتاه، مثلاً دست‌هایش بیرون است. که آیا اینها از زینت؟ "هُمَا مِنَ الزِّینَةِ الَّتِی قَالَ اللّه‌ُ". آیا اینها از آن زینتی است که خدای متعال فرموده: "وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ؟" آره، یعنی خود ارتکازشان بر این بوده که این زینت، خود عضو محل زینت، نه نفس زینت. فرمود: "نَعَمْ". بله، دست هم جزو زینت است.
سوشال مدیا، مخصوصاً ایرانی‌هاش. [حالا] خارج که خب به درک، تازه آن‌ها هم اینقدر اینجوری نیستند. آن‌ها اگر عریان‌اند و اگر ول زندگی می‌کنند و رها و آزادند، از اول همینجور بودند. اینجا انگار عقده‌ای‌اند، انگار اثر… آره، از سر حقارت است. انگار از سر فرار است. مثلاً بعد می‌بینی طرف می‌خواهد بیاید آشپزی کند، یک کیک درست کند، دست‌ها تا اینجا لخت! ده تا ناخن را به ده مدل رنگ کرده، مثلاً لاک زده! آشپزی می‌خواهی بکنی؟ چه عقده‌ای است این آدم. نمی‌فهمد واقعاً! یعنی آن اروپاییش هم آشپزی می‌خواهد بکند، اینجور صد قلم دست و دیگر کاری‌اش ندارد دیگر. "هنر من می‌خواهم دیده بشود." اینجا احساس حقارت است دیگر، احساس فشار و حقارت. رها از این فشاری که رویشان است، یک شیرینی خاصی دارد. مثلاً بابای آدم به آدم می‌گوید که کانال را عوض نکن. مثلاً یک بار، دو بار، سه بار، پنج بار، ده بار هی تحمل می‌کنی بعد دیگر بابات که می‌رود، می‌زنی آن کانال، دوازده ساعت می‌نشینی نگاه. از لجبازی است. از این فشاری که داشتی. همین که راحت شدی از شر این بابائه می‌توانی بنشینی هر چقدر دوست داری این را نگاه کنی. نفس اینجوری است، نفس انسان دنبال فرار است دیگر. به هر حال این دست چیست، آقا؟ زینت است، باید بپوشانی‌اش، لختش کردی! گاهی مذهبی هم هستند، نمی‌فهمم. توی این اپیکیشن‌های ایرانی، توی بله، مثلاً دارد آشپزی می‌کند، مثلاً می‌زند بر فرض یا تو ایتا مثلاً. "بابا تو ایتا، اینجا همه مسلمان‌اند، همه حزب‌اللهی‌اند!" تو خود یوتیوبش اینجور کسی آشپزی نمی‌کند، اینقدر با حقارت و ولع و حرص و عقده. چیکار دارد به دست لختش و انگشت‌های لاک زده و... عجیب است. از لباس‌های اینور بدتر بود. شیطان است دیگر. نه خب، شیطان هم هست دیگر، این مسلمان است، شما مسلمانی، شیطان هم این وسط. یعنی شیطان هم می‌خواهد او را بفرستد جهنم، هم شما را با آن. یک را کار نداری، خودش دارد می‌رود.
فرمود: "نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْخِمَارِ مِنَ الزِّینَةِ". همه چیز جز خمار زینت است. حالا خمار را گفتیم روسری یا بگو پوشیه. پوشیه می‌زند. هرچی که زیر خمار است می‌شود زینت. یا هرچی غیر از خمار می‌شود زینت. "وَ مَا دُونَ السِّوارَین". یعنی آقا، پایین خمار هرچی باشد و بالای سوار هرچی باشد. پایین روسری هرچی باشد می‌شود زینت. بالای سوار، سوار دستبند است، بالای دستبند هم هرچی باشد می‌شود زینت. یعنی آقا، تا اینجا را، کف دست را می‌تواند بیرون بگذارد، اشکال ندارد. از جای دستبند، نه خود دستبند، از جای دستبند به بالا همه‌اش زینت. صورتم تا این گردی که اینجا، چانه در واقع، روسری می‌آید. روسری که باز می‌شود، جلو، هر چیزی که زیر خمار است، دیگر می‌شود زینت. روسری تا این زیر گلو را می‌پوشاند دیگر. جیوب، جیوب را باید بپوشانند دیگر. زیر این، زیر این خمار هر چیزی که هست زینت. معلوم شد. حالا بنده اینجا مطلبی را نوشته بودم از قبل، حالا نکاتی نوشتم. یکی‌اش این است: خمار را چون می‌اندازند به گردن، فوق الخمار می‌شود صورت که پوشش‌اش واجب نیست. دون الخمار می‌شود گردن که پوشش‌اش واجب است. یک نکته‌ای. که حالا عرض...
در مورد دست هم سوارین ظهور در دست دارد، خود دست، نه لزوماً فقط مچ و مچ بند. این هم یک نکته. نکته بعدی این است که خیلی از علما این روایت را دلیل دانسته‌اند برای اینکه می‌تواند طرف وجه و کفین را بیرون بگذارد. صورتش را، تو گردی صورت فقط. فقط گردی صورت. به اسم صورت. همه جا بیرون، گردن و این‌ها دیگر. حالا این سایت رهبری هم یک عکسی منتشر کرد، فهمیدیم دیگر خیلی داستان. یکی از این شهدای موقع اخیر جنگ دوازده روزه، یک خانم بی‌حجابی بوده. هر سری که کانال رهبری، سایت رهبری هر روزی یک روزنامه منتشر می‌کند، هدیه می‌کند به یک شهیدی. چند روز پیش هدیه کرد به این خانم نیلوفر چی بود؟ بعد عکسی از این گذاشت که مثلاً این حجاب شرعی ندارد، فقط سرش را با یک کلاه پوشانده، گردن و موها و... بیرون. فقط یک دستی جلویش گذاشته‌اند که مثلاً جلوی گردن دیده... خیلی خوب چیز شد، یعنی محل اعتراض خیلی‌ها شد. یک دم که حالا آدم‌های نمی‌دانم چی ازش تعبیر باید بکنیم شروع کردند به تعریف کردن که آره اینها مردمند و شهیدند. برو بریم، به جای این حرف‌ها ببینید این چیکار کرده که توفیق شهادت پیدا کرده! بابا، هرکی را که بکشند که شهید نیستش! چه استدلالی! چقدر بی‌ربط است! طرف پا شده بود توی میدان جنگ، رفته بود، انگیزه الهی نداشت. تو جنگ رفته بود کشته شد. حضرت فرمود: "قتیلُ الحمار" [۴]. بعد اینکه تو خانه‌اش بوده، تو خیابان بوده، مثلاً... حالا بریم پیش [این] بنده خدا.
من کار ندارم، بعضی از این‌ها دست عرق می‌خورد، آن یکی پای اینترنشنال بوده، گرفتند زدند. چه توفیقی داشته؟ به هر حال چیکار کرده که کار خاصی... اجلش. هر کسی که با گلوله دشمن کشته می‌شود، کشته شده نیست. و "فی سبیل الله" باشد. شهید کسی است که قتال فی سبیل الله دارد. حالا بر فرض قتال فی سبیل الله هم نداشته باشد، قتل فی سبیل الله دارد، در راه خدا کشتندش. [باید] سبیل الله باشد که کشته شود، دقت می‌کنی؟ اینجور بشود. خب مثلاً فرض بفرمایید که مثلاً اسرائیل بخواهد ما را بزند، موشکش مثلاً تو راه هک بشود، بخورد به یکی از شهرک‌های اسرائیلی، توسط یک موشک اسرائیلی چند تا اسرائیلی کشته بشوند، [آن وقت] بیاییم عکس اینها را منتشر کنیم مامان، شهدای جنگ دوازده... دقت می‌کنی؟ مسائل را نباید با همدیگر حل کرد. آن مقصودش این نبوده. اصلاً این را نمی‌خواسته بزند، بلکه اصلاً زن زندگی آزادی در مورد این افراد نداریم. می‌خواهم آن نگاه مثبتی که یک عده می‌گویند را بگویم، این هم نیست. نه اینکه حالا نگاه منفی لزوماً باید باشد نه. ما نمی‌دانیم، یعنی هیچیش را نمی‌دانیم. در پیشگاه الهی قضاوت می‌شود که این شهید است یا شهید نیست. ما از باب احترام بهش می‌گوییم شهید، اشکال ندارد، از باب احترام؛ ولی اینی که بیاییم بگوییم آقا این قطعاً عندالله شهید است، این افترا علی الله است. از کجا در می‌آوری این حرف‌ها را؟ از کجا فهمیدی؟ کی به تو خبر داد که این شهید عندالله؟ بعد خنده‌دار این است که همین‌هایی که حالا تو کما بوده، خواب بوده، هرجا بوده، یک چیزی دیده دارد می‌گوید. تو چی داری می‌گویی که آقا من دارم پیش خدا شهیده‌ام؟ نه، این قطعاً پیش خدا شهید است. و بعد بریم ببینیم چیکار کرده که خدا به عنوان شهید پز... تا لحظه آخر اینترنشن... خدا توفیق شهادت بهمان بدهد ان‌شاءالله. قاطی کرد! از بی‌عقلی این حرف‌ها. خلاصه آقا، بعد دیگر اعتراض زیاد شد و دفتر رهبری هم واکنش نشان داد، عذرخواهی کرد. بهار گفتش که ما مقیدیم به اینکه مسائل شرعی را رعایت کنیم. همین است. کشته شده، بنده خدا دستش از دنیا کوتاه است. الان که دیگر می‌فهمد این کار حرام است. الان دیگر بنده خدا، حالا زمان حیاتش هرچی بوده، الان... الان شهید، شهید هم باشد، شهید باشد که بیشتر معذب می‌شود اگر بی‌قید بوده. خب، ازش فرقی نمی‌کند. اگر شهید باشد که بیشتر اذیت... بنده خدا می‌گوید که بابا ما حالا عاقبت‌به‌خیر شدیم بر فرض الان عنداللهیم. الان که دیگر می‌فهمم. الان من عکس من را نامحرم ببیند، پشیمانم از این کاری که کردم. شما می‌گویید توبه کرده دیگر. دشمن به هیچکی رحم نمی‌کند، اینوری و آنوری ندارد. باشد، اشکال ندارد، عنوانش را بگو. بگو این شهید، این بزرگوار کسی بود که خیلی مقید به مسائل شرعی در آن حد هم نبوده. عکسش را حالا مثلاً فرض کن یک شهیدی در جوانی مثلاً مشروب می‌خورده بر فرض، بعد هم توبه کرده. داریم بین شهدا مثلاً شاهرخ ضرغام. خب، شاهرخ ضرغام می‌گذاشتی و عرق و فلان و این‌ها بود. خب، ما برداریم، چی بوده؟ بادیگارد هایده بوده. حالا ما برداریم مثلاً عکس از این شهید می‌خواهیم تو بلوار بزنیم، مثلاً عکس عرق‌خوری خودش. شهید راضی است؟ شهید قبلاً مثلاً اهل گناه بوده. همین بحث برای اینکه ما بقیه بفهمند آقا، توبه و فلان و این حرف‌ها. اباحه‌گری. آقا، این، این در واقع قفل‌شکنی از گناه است. این تقدس دادن به گناه، به فسق. "شَنَعَانُ الْفَاسِقِینَ". فرمود امیرالمؤمنین در نهج البلاغه [فرمود] "وجوهٌ مکفهرّة". فرمود: فرمود نسبت به گناه و فسق باید از خودتان انزجار نشان بدهید، بی‌رغبتی نشان بدهید. صحنه گناهی بوده، یک عکسی بوده در حین گناه بوده. منتشر کرد. عکس کادری ندارد، عکس پرسنلی ندارد، عکس شناسنامه ندارد. آره، آن خودش اذیت می‌شود. بعد حرمت دارد شهید، حرمت دارد. اصلاً نباید این عکس لحظه گناهش را منتشر کرد، از باب حرمت شهید. خیلی نکته مهمی است. به هر حال وجه و کفین را گفتند اشکال ندارد که نشان بدهد، بیرون بگذارد. هرچی که بیشتر از آن باشد حرام است. هم بیرون گذاشتن او حرام است، هم منتشر کردن شما حرام است. عکسی هم که شما از یک کسی منتشر بکنی که بیرون از... آشکار باشد، این هم حرام است. حالا می‌خواهد زنده باشد، مرده باشد، شهید باشد، هرچی باشد. قاطی... ان‌شاءالله فردا ادامه بحث را داشته باشیم. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
---
[۱] بخشی از آیه‌ی ۳۱ سوره‌ی نور.
[۲] بخشی از آیه‌ی ۴ سوره‌ی حجرات.
[۳] بخشی از آیه‌ی ۱۹ سوره‌ی لقمان.
[۴] اشاره به روایتی از پیامبر اکرم (ص) در مورد برخی کشته‌شدگان جنگ. ممکن است متن دقیق روایت متفاوت باشد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00