متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
بحث در مورد این است که محرم شدن و حرام شدن به سبب و مناشیش چیه، یعنی منشأ سببی محرم شدن و منشأ سببی حرام شدن. خب، چیزهای مختلفی است. اولیش «المصاهره» است که حالا بحث ازدواج و دامادی است. انشالله مفصل بحثش را داریم تا برویم خیلی خیلی جلوتر و برسیم به مورد دوم که «الرضاع» باشد. تقریباً ۱۳ صفحه جلوتر بحث رضاع را داریم، آره، ۱۳ صفحه داخل ترم، ۱۳ صفحه طول میکشد.
بعد از آن، بحث رضاع را انشاالله خواهیم داشت. بحث رضاع هم خیلی بحث مهمی است و بحث طولانیای دارد. دوباره بحث رضاع را ۱۵ صفحه هم داریم. «اعتداد» را که عده نگه داشتن باشد، چهار تا خواهر رضایی، احسنت، دخترخاله، محرم این کار را میکنند که ازدواج نکنیم با هم. همراه اول دفتری بوده، اینجوری بوده، خاله شیرزاده. بحث اعتدال هم ۶ صفحه است.
بعدش بحث استیفای عدد است. استیفای عدد را هم خدمت شما عرض کنم که این هم شش صفحه است. بحث احرام و لعان، احرام و لعان دو صفحه، بعد میرویم آقا روی بحث بسیار شیرین و مهم ازدواج موقت که متاسفانه به اینترنت نمیرسد. فوق برنامه بزنیم، غاز بدهیم، ازدواج موقت را بخوانیم. نظرت چیه؟ جداگانه؟ مقدمهاش را همین امشب با غاز بیاییم شروع کنیم ازدواج موقت را بشینیم، بخوانیم، نظر مثبت چیه؟ چرا اذیت میشوی؟ کاربرد ۱۲-۱۵ صفحه هم ازدواج موقت است. احکام نفقه بحث بعدیاش است. احکام قسمت هم بحث بعدیاش است. قسمت یعنی شما همسران متعدد که داری باید تقسیم کنی هر شب کنار یکیشون بخوابی. درست شد؟ این کاربرد. ولی به نظرم جا دارد که یک ساعت دیگری را هماهنگ کنیم تا این ازدواج موقت را بخوانیم، چون با یک ساعتی که الان داریم، تمام نمیشود ازدواج موقت.
حالا، ازدواج موقت که فقط برای چه میدانم شهوترانی که نیست! آقا، شما ممکن است که اصلاً همان همسری که انتخاب کردید، در نظر بگیرید یک ماه تو عقد باشیم، بعد ازدواج دائم کنید. نکاح جذابه، سخت نیست، بحثهای سختی ندارد. خب پس آقا منشأ اول شد مصاهره. مشخص شد: «و ما یلحق بها، ملحقات المصاهره و ما به حکمها». عده احکام مصاهره و آنچه که در حکم مصاهره است. چند تا حکم: «تحرم زوجه کل من الأب و إن علی و الابن و إن نزل علی الآخر بمجرد العقد و لو منقطعاً».
آقا، همسر هر یک از پدر و پسر. یعنی شما، همسر پدرتون و همسر شما به پدر، همسر پدرتون به شما محرمه و ازدواج باهاش حرامه. همسر شما هم به پدرتون محرمه و ازدواج باهاش حرام. حالا آن پدر «و إن علی»، حالا مادر شما که فقط ممکنه نباشه که همسر دوم پدر یا مادربزرگتون از دنیا رفته، همسر بعدی پدربزرگتون. که ما تو ایران بهش میگیم زنبابا. زنبابا یعنی زنبابای زنبابابزرگ، زنبابای زنبابا. میگه پدرزن یکی دیگه، پدرزن پدر خانم خودته. هی خانم باباته. خانم دوم بابا، خانم دوم به باباتم حرام میشه. آره، هر کسی که همسر پدرت باشه، به شما حرامه. اسم مادرت میشه، پدرت میشه. داری دختر را میگه: الان فعلاً بحث اون پسره. شمای پسر، همسر پدرت به شما حرامه، و همسر شما هم به پدرت حرامه. پدر شما میشه آفرین. و پدربزرگم همینطور. «و إن علی» هر چی بره بالا. همسر پدرت، همسر پدربزرگت، همسر جدت. درست شد؟
یکدفعهای جوانی آمده بود از من پرسید: آقای دکتر، حضرت فاطمه سلامالله علیها قیامت از شما حجاب نداره؟ بهخاطر این که از شما که مشخصه حجاب نداره. عایشه هم از شما حجاب نداره روز قیامت، چون همسر جدتونه. فاحشهام محرم. چرا خانم؟ خانم پدرزن که محرم نمیشه به آدم. الان پدرزن من یه زن دیگه بره بگیره، به من محرمه؟ پدر خودت اگه روی زن دیگه گرفت، به شما محرمه. پدرزنت اگه رفت یه زن دیگه گرفت، به برادر زنت محرمه، نه به شما. به برادر آقا، زن دوم پدرزنت که خودش شوهر دارد. بعدش میتونی شما میتونی، برادر خانومت نمیتونه باهاش ازدواج کنه، خودت میتونی باهاش ازدواج کنی. «و الابن و إن نزل». پسر هرچی بیاد پایین. باز همسر شما همسر نوه، یعنی همسر خودت، همسر پسرت، همسر نوه. اینها همه محرمن به بابات. عروس، عروس خودش، و بره پایین. درست شد؟
«علی الآخر»، که میشه دیگری. یعنی همسر پدر بر پسر، همسر پسر بر پدر. مهم! تو امتحان شاید بیاد: «بمجرد العقد ولو منقطعاً». به صرف اینکه عقد خونده بشه ولو عقد موقت باشه. یعنی حتی اگه دخول هم نباشه، به صرف عقد. همین که پدر شما یا خانمی را پنج دقیقه عقد کرد، این برای همیشه به شما محرم. همین که شما یک خانمی را پنج دقیقه عقد کردید، برای همیشه به پدر شما محرم. بله، حواست باشه از ازدواج موقت.
«و من دون فرق بین الأبوة و البنوة بالنسب او الرضاع». اینجا سختتر شد. حالا فرقی نمیکنه این پدر و پسر، پدر و پسر نسبی باشند یا رضاعی باشند. الان شوهرخاله شما پدر رضاعی شماست. با یکی ازدواج کرد. اون اگه با کسی ازدواج کرد، ولو پنج دقیقه، شما دیگه با اون ازدواج کنی. شما ولو با کسی پنج دقیقه ازدواج کردی، شوهر خالهات که پدر رضاعیته، با او نمیتونه ازدواج کنه. مسائل مهمه ازدواج موقت که نمیدونم اونی که نمیدونم، نمیدونم شبهه محصوره است. بالاخره شبهه غیرمحصوره که حالا هر کسی ممکنه تو خیابون بالاخره یک بار پدر ما اینو عقد کرده باشه. یکی از علما به بچهاش گفت احتیاطاً، از سمنان تا دامغان با کسی ازدواج نکن. گفت چرا؟ آره.
«و تحرم علی الزوج ام زوجته و ان علت». حالا همسر، یعنی شما که یک خانم داری. میشی زوج، اون میشه زوجه. مادر زوجه شما به شما حرامه. مادر خانومت و «ان علت» مادربزرگ خانومت، مادر مادربزرگ خانومت. اینها همه بهت محرماند و حرام به مجرد العقد. همین که عقد خونده بشه، همه اینها محرماند.
«و بنتها و ان نزلت». حالا اگر خانم دختر داشته باشد، «ابن طاها» میشه چی؟ میشه چی؟ «ابن طاها» میشه چی؟ «عبرتها». دختر کی؟ دختر خانم. اسمش میشه چی؟ «ربیبه». ربیبه نه، ربیبه. ربیبه شما هم به شما محرمه که دختر خانومت باشد. ازدواج کرده، از قبل بچه داره، دختر داره. اومده خونه شما، دخترشم آورده. این میشه ربیبه شما. ربیبه شما بهت محرمه. «و ان نزلت» هر چی هم بره پایین، باز اون ربیبه شما دختر داره، نوه داره. اونها همه باز به شما محرماند. «بشرط الدخول بالأم». این ولی شرط دخول داره، به شرط اینکه به مادر او دخول صورت بگیره. صرف به صرف عقد دائمی میشه، آره. اگر دخول بشه دائماً محرم میشه. اگه دخول نشه، تا وقتی که ای همسرشه، او بهش حرامه، حرامه. ولی محرم.
یک نکته مهمیه، مخصوصاً برای اینهایی که برای پرورشگاه و اینها میرن بچه میارن. به این چیزها باید توجه کنن اسباب محرمیت از میره جای بچه میاره، بچه میگیره. خب، این مثلاً عقد میخونن با مثلاً چه میدانم این پسر بچه را آوردن به عقد درمیآورند. مثلاً مادر این خانم، مثلاً فرض بفرمایید که یک خانومی با یک آقایی میرن یک بچه میگیرند. یک پسربچه میگیرند، یک ساله. میخوان محرم کنن به این خانم. میان چکار میکنند؟ میگن آقا یک عقد یک ساعته میخونیم بین مادر این خانم که شوهرش از دنیا رفته با این بچه. به صرف خوندن اینها به هم محرم نمیشن. دخول باید صورت بگیره. بچۀ یک ساله را دختر بگیره. بچه را که میشه عقد. ولی بچه آقا. آقا کیه؟ بچه را به عقد مادر این خانم درمیآورند. فرض کنید که مادرش یا مادربزرگش شوه مرده. آقا شما و خانومت میری یک بچه میگیری از پرورشگاه، از بهزیستی. پسر. یک پسربچه یک ساله میگیریم. میخواهیم یک کار کنی به خانومت محرم بشه. یک کار اینه که مثلاً اگر خواهر خانمی داری که داره بچه شیر میده، بدین به اون شیر بده، این یک راه. اگه دختر باشه، خود شما میتونی یک عقد مثلاً یک ساعته بخونی بین یک بچه دیگرت با که بشی پدرخانم، اون بشه مادرخانم، شما بشین پدرشوهرش، محرم میشوی. ولی اگر پسر باشه، اینجا دیگه دخول نمیخواد. ولی اگر خواستی مثلاً شما، خانومت مادر از دنیا رفته، یک مادربزرگ پیری داره. این بچه را میخواهم به عقدمون دربیاریم، پنج دقیقه که محرم بشه. اون دخول میخواد. باید با مادربزرگش دخول کنه. بزرگم بشه که خب دیگه مرده. اون بعضیا فکر میکنن به صرف اینکه عقد بخونن، محرم شده. در حالیکه دخول باید باشه. میره بین مادربزرگه با این عقد میخونن، بعد فکر میکنن که این بچه هم محرم. این ربیبه اگه قراره محرم بشه، باید با مادر او دخول صورت بگیره.
«صباوٌ کانَت فی حجره». مادر خانم برای مادر ربیبه کی؟ کی با مادر غریبه باید چیز بشه؟ با یک خانمی ازدواج کردی، اون خانم بچۀ یک دختر سه ساله داره. اون دختر را میخواهی به خودت محرم بشه. همین که عقد را خوندید، رفتین اونجا شناسنامه نوشتین، دختره محرم نمیشه. فردا صبح محرم میشه. تا فردا صبح بوسش نکن. دختر مثلاً اگه دوازده سالشه تا فردا بوسش نکنی. درست شد؟ امشب بخوابم. الان خوابم میاد. بوس کن. درست شد؟
امشب ربیبه شما تا وقتی به مادر ربیبه که همین خانم جدیدت باشه، دخول صورت نگیره، ربیبه به شما محرم. البته ربیبه باز ازدواج باهاش حرامه. تا وقتی دخولم صورت نگرفته، عقد الان که شما با مادرش ازدواج کردی تا وقتی دخول نکردید، دخترا را نمیتونی باهاش ازدواج کنی. آفرین، حل که بود. «اما من عدم دخول، فتحرم مادام العمر فی عقدها». ولی وقتی دخول نکرده، تا وقتی که مادر در عقد اون آقاست، اون دختر رقیبم حرامه، همین که الان گفتم.
«و تحرم علی الزوج اخت و زوجته جماً لا عینا». خب، آقا در زوج حرام است با اخت و زوجه. با خواهر خانمش ازدواج کنه. ولی چرا حرامه؟ جمع این دو تا حرامه، عینش حرام. یعنی یا این یا اون اشکال نداره. ولی هم این هم اون نمیشه. آثار تکوینی شاید خدا میخواد بین دو تا خواهر مثلاً رقابت صورت نگیره مثلاً. خب، شریعتهای قبلی بحثش متفاوت. ملاک چهار: «یحرم علی الزوج العقد علی بنت اخت او اخت زوجته الا به اذنها». حالا آقا، اینو قبلاً گفته بودیم. شوهر با برادرزاده خانمش یا با خواهرزاده خانمش نمیتونه ازدواج کنه، مگر اینکه خانمش اجازه بده. آره.
«و أم العکس فجائز بلا حاجت الی اذن». ولی عکسش جایزه. یعنی چی عکسش؟ یعنی اینکه میخواهد با عمه خانمش ازدواج کنه یا با خاله خانمش ازدواج کنه، اشکالی نداره. برعکس برادرزاده خانمش یا خواهرزاده خانمش. برعکسش میشه اون کسی که خانمش خواهرزادشه، خانمش برادرزادشه. خانم من یک برادرزاده داره و از آن طرف خودش برادرزاده یکیه. یک خواهرزاده داره، خودش خواهرزاده یکیه. با برادرزاده و خواهرزادش نمیشه ازدواج کرد، مگر اینکه خانمم اجازه بده. ولی اون کسی که خانم من خواهرزادشه، خانم من برادرزادشه، میتونم باهاش ازدواج کنم بدون اینکه من زنا به خالته. اوه اوه، اینجا دیگه آقا مهسا بحثهای بدی میشه. دیگه حال آدم.
اگه کسی خدایی نکرده با خاله خودش زنا، حرامه. «علیه العقد علی بنتها». ازدواج با دخترخالهاش براش حرام. با عمهاش زنا کرد، با دخترعمهاش هم نمیتونه. دخترعمهاش بهش حرام میشه. «بل قیل بتعمیم الحکم لمطلق المزنی بها». یک عده اومدن گفتن آقا کلاً با هر کسی که زنا کنی، با فرزندش نمیتونی ازدواج کنی. القای خصوصیت. ولی خب، قیل ضعیفی.
«لو بالغ رجل بالغ مع صبی و تحقق منه الدخول». دخول هم صورت بگیره. «حرمت علیه مؤبدا بنت المفعول به». حالا فرض کنید این بچه بعداً بزرگ میشه و بعداً ازدواج میکنه و دختردار میشه. اون آقایی که تجاوز کرده، اون مردی که لواط کرده، حق نداره با دختر این پسربچه که بزرگ شده ازدواج کنه. یک مرد بزرگ با یک بچۀ کوچک. درست شد؟ حالا این بچۀ کوچک بزرگ شده، ازدواج کرده، دختر داره. اون آقا حق نداره با دختر این ملوط به (کسی که لواط با او صورت گرفته) ازدواج کنه. «و أخته» با خواهر این ملوط به هم نمیتونه ازدواج کنه. «و امه» با مادر ملوط به هم نمیتونه ازدواج کنه. «اذا کان اللواط سابقا علی العقد». به شرط اینکه اول لواط صورت گرفته، بعداً. ولی اگه اول ازدواج کرده با مادر این ملوط به، بعداً با بچه لواط میکنه، این به ازدواجش آسیبی نمیزنه. مثلاً ربیباش میشه دیگه، به ربیباش تجاوز میکنه. خوب. «دونَ ما لو کان اللواط لاحقا» پس اگر سابقه بر عقد باشه، اینجور میشه. اگه ملاحق بر عقد باشه، دیگه مشکل مشکلی نداره. حرام که هست، مشکل نداره، یعنی ازدواجش را خراب...
یک کتابی داره مرحوم آقای اسد عبدالصاحب لنگرودی به نام «هند و پاک» شنید. سفرنامه ایشون به هندوستان و پاکستان. بخونید کتاب «هند و پاک». اونجا تو مقدمه کتاب میگه: «آقا مسئله احکام دونستن چقدر مهمه». میگه: «من یک جا سخنرانی میکردم، یک مسئله شرعی گفتم. گفتم آقا اگر کسی با بچهای لواط انجام بده، با خواهر او نمیتونه ازدواج کنه. خواهرش حرام ابدی بهش». میگفت که یک پیرمردی اومد بعد جلسه به من گفتش که: «گفتم مشخصه. یعنی ازدواجش حرام ابدیه». گفت: «آقا من شصت سال پیش یک بچهای تو محلمون بود، من بهش تجاوز کردم. بعداً رفتم با خواهرش ازدواج کردم». این زیادِ الان، مخصوصاً با این اوضاع و احوالی که الان داریم. خیلی. گفت: «الان پنج تا بچه دارم از اون خانم، چکار باید بکنم؟» گفت: «هیچی، از همین مسجد میری. یک ماشین سوار میشی، میری یک شهر دور. بقیه عمرت را یک جوری زندگی میکنی نفهمن که زندهای. حرام ابدی هست و حرام ابدی هم بوده. بچههاتم که محصول حرامه.» اوه، دیگه نمیتونی بری پیش. مفقود شدی. مردی، خبری ازت نداشته. یک دونه مسئله شرعی را آدم که بلد نباشه، اینجوری. خوب، «من تزوّج بذاتِ لواتٍ» به کنار. ازدواج با کسی که این کار را کردی. مسئلهای که باید تو دبیرستان بچهها توضیح داد که بابا این کار را با هر کسی نکنیم. بعد بعداً با خواهرش نمیتونی ازدواج. مخصوصاً خواهراشون زیاد پیش میاد. طرف حالا با دوستش یک کاری کرده، بعداً میره مثلاً خواستگاری خواهرش. دخول، دخول و رخ. پناه میبریم به خدا از این گناهان.
«لا اله الا الله». «من تزوج بذات البعل عالماً بذلک». اگر کسی با یک زن شوهردار ازدواج... دقت بکنید تو مسئله هفتم ازدواج. تو مسئله هشتم زنا. با یک زن شوهردار ازدواج کنه، در حالیکه علم داره به اینکه این خانم شوهر داره، «حرمت علیه مؤبداً». این حرام ابدی میشه. و یعنی عقد منعقد نمیشه. این زن هم حرام ابدی میشه. تمام شد.
«و مع الجهل». حالا اگه نمیدانست که این خانم شوهر داره، طرف. بله، مثلاً میگه: «میخواهیم طلاق بگیریم، کارهای طلاقمون را داریم انجام میدهیم.» بعد مثلاً زنه میبینه که پسره مورد خوبیه. اگه من بهش بخواهم بگم تو دادگاهیام و فلان و یک سال دیگه طول میکشه من بخواهم طلاق بگیرم، فرزند تا مهریهام را بگیرم و فلان بشه و اینها، این پسره رفته. میگه: «بذار فعلاً اینو داشته باشم تا اونم اونور شش ماه دیگه طلاقمون را میگیریم.» به پسره نمیگه. حالا پسره یا نمیدونه که این دختره شوهر داره یا میدونه شوهر داره، حکم را نمیدونه. یعنی یا جاهله به حکم است یا جاهل به موضوع است. درست شد؟ اگه جاهل باشه، «تَحْرُمُ مؤبداً ایضاً»، به شرط دخول بها. اینجا تا وقتی دخول، حرام ابدی نشده. ولی اگر دخول کنه، حرام ابدی میشه. درست شد؟
مسئله هشتم: «من زنا به ذات البعل». حالا اگه کسی با یک زن شوهردار زنا کنه، «حرمت علیه مؤبداً لدالمشهور». نظر مشهور اینه که این هم حرام ابدی میشه. تا بعد برسیم به اینکه حکمش چیه. خب، این هم از این.
مسئله نهم: «اذا زنت المرأة ففی جواز الزواج بها قبل التوبه». حالا یک خانمی زنا کرده. بحث کتاب. وقتی توبه نکرده، میشه با این ازدواج کرد یا نه؟ یک خانمی زنا که میشناسنش به اسم زنا. یعنی میدونن زنا کرده. اون که نمیدونن که هیچی. معروف شد. مثلاً من میدونم که آقا این با پسرداییاش مثلاً یک کاری کرده، خبر دارم. آیا تا وقتی توبه نکرده میشه باهاش ازدواج کرد؟ تموم شده رفته. گفتن که اختلافی. اختلافم بعضی گفتن حرام، بعضی گفتن مکروه. که انشاالله بحثش را فردا با هم خواهیم خوند.
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
بحث در مورد این است که محرم شدن و حرام شدن به سبب و مناشیش چیه، یعنی منشأ سببی محرم شدن و منشأ سببی حرام شدن. خب، چیزهای مختلفی است. اولیش «المصاهره» است که حالا بحث ازدواج و دامادی است. انشالله مفصل بحثش را داریم تا برویم خیلی خیلی جلوتر و برسیم به مورد دوم که «الرضاع» باشد. تقریباً ۱۳ صفحه جلوتر بحث رضاع را داریم، آره، ۱۳ صفحه داخل ترم، ۱۳ صفحه طول میکشد.
بعد از آن، بحث رضاع را انشاالله خواهیم داشت. بحث رضاع هم خیلی بحث مهمی است و بحث طولانیای دارد. دوباره بحث رضاع را ۱۵ صفحه هم داریم. «اعتداد» را که عده نگه داشتن باشد، چهار تا خواهر رضایی، احسنت، دخترخاله، محرم این کار را میکنند که ازدواج نکنیم با هم. همراه اول دفتری بوده، اینجوری بوده، خاله شیرزاده. بحث اعتدال هم ۶ صفحه است.
بعدش بحث استیفای عدد است. استیفای عدد را هم خدمت شما عرض کنم که این هم شش صفحه است. بحث احرام و لعان، احرام و لعان دو صفحه، بعد میرویم آقا روی بحث بسیار شیرین و مهم ازدواج موقت که متاسفانه به اینترنت نمیرسد. فوق برنامه بزنیم، غاز بدهیم، ازدواج موقت را بخوانیم. نظرت چیه؟ جداگانه؟ مقدمهاش را همین امشب با غاز بیاییم شروع کنیم ازدواج موقت را بشینیم، بخوانیم، نظر مثبت چیه؟ چرا اذیت میشوی؟ کاربرد ۱۲-۱۵ صفحه هم ازدواج موقت است. احکام نفقه بحث بعدیاش است. احکام قسمت هم بحث بعدیاش است. قسمت یعنی شما همسران متعدد که داری باید تقسیم کنی هر شب کنار یکیشون بخوابی. درست شد؟ این کاربرد. ولی به نظرم جا دارد که یک ساعت دیگری را هماهنگ کنیم تا این ازدواج موقت را بخوانیم، چون با یک ساعتی که الان داریم، تمام نمیشود ازدواج موقت.
حالا، ازدواج موقت که فقط برای چه میدانم شهوترانی که نیست! آقا، شما ممکن است که اصلاً همان همسری که انتخاب کردید، در نظر بگیرید یک ماه تو عقد باشیم، بعد ازدواج دائم کنید. نکاح جذابه، سخت نیست، بحثهای سختی ندارد. خب پس آقا منشأ اول شد مصاهره. مشخص شد: «و ما یلحق بها، ملحقات المصاهره و ما به حکمها». عده احکام مصاهره و آنچه که در حکم مصاهره است. چند تا حکم: «تحرم زوجه کل من الأب و إن علی و الابن و إن نزل علی الآخر بمجرد العقد و لو منقطعاً».
آقا، همسر هر یک از پدر و پسر. یعنی شما، همسر پدرتون و همسر شما به پدر، همسر پدرتون به شما محرمه و ازدواج باهاش حرامه. همسر شما هم به پدرتون محرمه و ازدواج باهاش حرام. حالا آن پدر «و إن علی»، حالا مادر شما که فقط ممکنه نباشه که همسر دوم پدر یا مادربزرگتون از دنیا رفته، همسر بعدی پدربزرگتون. که ما تو ایران بهش میگیم زنبابا. زنبابا یعنی زنبابای زنبابابزرگ، زنبابای زنبابا. میگه پدرزن یکی دیگه، پدرزن پدر خانم خودته. هی خانم باباته. خانم دوم بابا، خانم دوم به باباتم حرام میشه. آره، هر کسی که همسر پدرت باشه، به شما حرامه. اسم مادرت میشه، پدرت میشه. داری دختر را میگه: الان فعلاً بحث اون پسره. شمای پسر، همسر پدرت به شما حرامه، و همسر شما هم به پدرت حرامه. پدر شما میشه آفرین. و پدربزرگم همینطور. «و إن علی» هر چی بره بالا. همسر پدرت، همسر پدربزرگت، همسر جدت. درست شد؟
یکدفعهای جوانی آمده بود از من پرسید: آقای دکتر، حضرت فاطمه سلامالله علیها قیامت از شما حجاب نداره؟ بهخاطر این که از شما که مشخصه حجاب نداره. عایشه هم از شما حجاب نداره روز قیامت، چون همسر جدتونه. فاحشهام محرم. چرا خانم؟ خانم پدرزن که محرم نمیشه به آدم. الان پدرزن من یه زن دیگه بره بگیره، به من محرمه؟ پدر خودت اگه روی زن دیگه گرفت، به شما محرمه. پدرزنت اگه رفت یه زن دیگه گرفت، به برادر زنت محرمه، نه به شما. به برادر آقا، زن دوم پدرزنت که خودش شوهر دارد. بعدش میتونی شما میتونی، برادر خانومت نمیتونه باهاش ازدواج کنه، خودت میتونی باهاش ازدواج کنی. «و الابن و إن نزل». پسر هرچی بیاد پایین. باز همسر شما همسر نوه، یعنی همسر خودت، همسر پسرت، همسر نوه. اینها همه محرمن به بابات. عروس، عروس خودش، و بره پایین. درست شد؟
«علی الآخر»، که میشه دیگری. یعنی همسر پدر بر پسر، همسر پسر بر پدر. مهم! تو امتحان شاید بیاد: «بمجرد العقد ولو منقطعاً». به صرف اینکه عقد خونده بشه ولو عقد موقت باشه. یعنی حتی اگه دخول هم نباشه، به صرف عقد. همین که پدر شما یا خانمی را پنج دقیقه عقد کرد، این برای همیشه به شما محرم. همین که شما یک خانمی را پنج دقیقه عقد کردید، برای همیشه به پدر شما محرم. بله، حواست باشه از ازدواج موقت.
«و من دون فرق بین الأبوة و البنوة بالنسب او الرضاع». اینجا سختتر شد. حالا فرقی نمیکنه این پدر و پسر، پدر و پسر نسبی باشند یا رضاعی باشند. الان شوهرخاله شما پدر رضاعی شماست. با یکی ازدواج کرد. اون اگه با کسی ازدواج کرد، ولو پنج دقیقه، شما دیگه با اون ازدواج کنی. شما ولو با کسی پنج دقیقه ازدواج کردی، شوهر خالهات که پدر رضاعیته، با او نمیتونه ازدواج کنه. مسائل مهمه ازدواج موقت که نمیدونم اونی که نمیدونم، نمیدونم شبهه محصوره است. بالاخره شبهه غیرمحصوره که حالا هر کسی ممکنه تو خیابون بالاخره یک بار پدر ما اینو عقد کرده باشه. یکی از علما به بچهاش گفت احتیاطاً، از سمنان تا دامغان با کسی ازدواج نکن. گفت چرا؟ آره.
«و تحرم علی الزوج ام زوجته و ان علت». حالا همسر، یعنی شما که یک خانم داری. میشی زوج، اون میشه زوجه. مادر زوجه شما به شما حرامه. مادر خانومت و «ان علت» مادربزرگ خانومت، مادر مادربزرگ خانومت. اینها همه بهت محرماند و حرام به مجرد العقد. همین که عقد خونده بشه، همه اینها محرماند.
«و بنتها و ان نزلت». حالا اگر خانم دختر داشته باشد، «ابن طاها» میشه چی؟ میشه چی؟ «ابن طاها» میشه چی؟ «عبرتها». دختر کی؟ دختر خانم. اسمش میشه چی؟ «ربیبه». ربیبه نه، ربیبه. ربیبه شما هم به شما محرمه که دختر خانومت باشد. ازدواج کرده، از قبل بچه داره، دختر داره. اومده خونه شما، دخترشم آورده. این میشه ربیبه شما. ربیبه شما بهت محرمه. «و ان نزلت» هر چی هم بره پایین، باز اون ربیبه شما دختر داره، نوه داره. اونها همه باز به شما محرماند. «بشرط الدخول بالأم». این ولی شرط دخول داره، به شرط اینکه به مادر او دخول صورت بگیره. صرف به صرف عقد دائمی میشه، آره. اگر دخول بشه دائماً محرم میشه. اگه دخول نشه، تا وقتی که ای همسرشه، او بهش حرامه، حرامه. ولی محرم.
یک نکته مهمیه، مخصوصاً برای اینهایی که برای پرورشگاه و اینها میرن بچه میارن. به این چیزها باید توجه کنن اسباب محرمیت از میره جای بچه میاره، بچه میگیره. خب، این مثلاً عقد میخونن با مثلاً چه میدانم این پسر بچه را آوردن به عقد درمیآورند. مثلاً مادر این خانم، مثلاً فرض بفرمایید که یک خانومی با یک آقایی میرن یک بچه میگیرند. یک پسربچه میگیرند، یک ساله. میخوان محرم کنن به این خانم. میان چکار میکنند؟ میگن آقا یک عقد یک ساعته میخونیم بین مادر این خانم که شوهرش از دنیا رفته با این بچه. به صرف خوندن اینها به هم محرم نمیشن. دخول باید صورت بگیره. بچۀ یک ساله را دختر بگیره. بچه را که میشه عقد. ولی بچه آقا. آقا کیه؟ بچه را به عقد مادر این خانم درمیآورند. فرض کنید که مادرش یا مادربزرگش شوه مرده. آقا شما و خانومت میری یک بچه میگیری از پرورشگاه، از بهزیستی. پسر. یک پسربچه یک ساله میگیریم. میخواهیم یک کار کنی به خانومت محرم بشه. یک کار اینه که مثلاً اگر خواهر خانمی داری که داره بچه شیر میده، بدین به اون شیر بده، این یک راه. اگه دختر باشه، خود شما میتونی یک عقد مثلاً یک ساعته بخونی بین یک بچه دیگرت با که بشی پدرخانم، اون بشه مادرخانم، شما بشین پدرشوهرش، محرم میشوی. ولی اگر پسر باشه، اینجا دیگه دخول نمیخواد. ولی اگر خواستی مثلاً شما، خانومت مادر از دنیا رفته، یک مادربزرگ پیری داره. این بچه را میخواهم به عقدمون دربیاریم، پنج دقیقه که محرم بشه. اون دخول میخواد. باید با مادربزرگش دخول کنه. بزرگم بشه که خب دیگه مرده. اون بعضیا فکر میکنن به صرف اینکه عقد بخونن، محرم شده. در حالیکه دخول باید باشه. میره بین مادربزرگه با این عقد میخونن، بعد فکر میکنن که این بچه هم محرم. این ربیبه اگه قراره محرم بشه، باید با مادر او دخول صورت بگیره.
«صباوٌ کانَت فی حجره». مادر خانم برای مادر ربیبه کی؟ کی با مادر غریبه باید چیز بشه؟ با یک خانمی ازدواج کردی، اون خانم بچۀ یک دختر سه ساله داره. اون دختر را میخواهی به خودت محرم بشه. همین که عقد را خوندید، رفتین اونجا شناسنامه نوشتین، دختره محرم نمیشه. فردا صبح محرم میشه. تا فردا صبح بوسش نکن. دختر مثلاً اگه دوازده سالشه تا فردا بوسش نکنی. درست شد؟ امشب بخوابم. الان خوابم میاد. بوس کن. درست شد؟
امشب ربیبه شما تا وقتی به مادر ربیبه که همین خانم جدیدت باشه، دخول صورت نگیره، ربیبه به شما محرم. البته ربیبه باز ازدواج باهاش حرامه. تا وقتی دخولم صورت نگرفته، عقد الان که شما با مادرش ازدواج کردی تا وقتی دخول نکردید، دخترا را نمیتونی باهاش ازدواج کنی. آفرین، حل که بود. «اما من عدم دخول، فتحرم مادام العمر فی عقدها». ولی وقتی دخول نکرده، تا وقتی که مادر در عقد اون آقاست، اون دختر رقیبم حرامه، همین که الان گفتم.
«و تحرم علی الزوج اخت و زوجته جماً لا عینا». خب، آقا در زوج حرام است با اخت و زوجه. با خواهر خانمش ازدواج کنه. ولی چرا حرامه؟ جمع این دو تا حرامه، عینش حرام. یعنی یا این یا اون اشکال نداره. ولی هم این هم اون نمیشه. آثار تکوینی شاید خدا میخواد بین دو تا خواهر مثلاً رقابت صورت نگیره مثلاً. خب، شریعتهای قبلی بحثش متفاوت. ملاک چهار: «یحرم علی الزوج العقد علی بنت اخت او اخت زوجته الا به اذنها». حالا آقا، اینو قبلاً گفته بودیم. شوهر با برادرزاده خانمش یا با خواهرزاده خانمش نمیتونه ازدواج کنه، مگر اینکه خانمش اجازه بده. آره.
«و أم العکس فجائز بلا حاجت الی اذن». ولی عکسش جایزه. یعنی چی عکسش؟ یعنی اینکه میخواهد با عمه خانمش ازدواج کنه یا با خاله خانمش ازدواج کنه، اشکالی نداره. برعکس برادرزاده خانمش یا خواهرزاده خانمش. برعکسش میشه اون کسی که خانمش خواهرزادشه، خانمش برادرزادشه. خانم من یک برادرزاده داره و از آن طرف خودش برادرزاده یکیه. یک خواهرزاده داره، خودش خواهرزاده یکیه. با برادرزاده و خواهرزادش نمیشه ازدواج کرد، مگر اینکه خانمم اجازه بده. ولی اون کسی که خانم من خواهرزادشه، خانم من برادرزادشه، میتونم باهاش ازدواج کنم بدون اینکه من زنا به خالته. اوه اوه، اینجا دیگه آقا مهسا بحثهای بدی میشه. دیگه حال آدم.
اگه کسی خدایی نکرده با خاله خودش زنا، حرامه. «علیه العقد علی بنتها». ازدواج با دخترخالهاش براش حرام. با عمهاش زنا کرد، با دخترعمهاش هم نمیتونه. دخترعمهاش بهش حرام میشه. «بل قیل بتعمیم الحکم لمطلق المزنی بها». یک عده اومدن گفتن آقا کلاً با هر کسی که زنا کنی، با فرزندش نمیتونی ازدواج کنی. القای خصوصیت. ولی خب، قیل ضعیفی.
«لو بالغ رجل بالغ مع صبی و تحقق منه الدخول». دخول هم صورت بگیره. «حرمت علیه مؤبدا بنت المفعول به». حالا فرض کنید این بچه بعداً بزرگ میشه و بعداً ازدواج میکنه و دختردار میشه. اون آقایی که تجاوز کرده، اون مردی که لواط کرده، حق نداره با دختر این پسربچه که بزرگ شده ازدواج کنه. یک مرد بزرگ با یک بچۀ کوچک. درست شد؟ حالا این بچۀ کوچک بزرگ شده، ازدواج کرده، دختر داره. اون آقا حق نداره با دختر این ملوط به (کسی که لواط با او صورت گرفته) ازدواج کنه. «و أخته» با خواهر این ملوط به هم نمیتونه ازدواج کنه. «و امه» با مادر ملوط به هم نمیتونه ازدواج کنه. «اذا کان اللواط سابقا علی العقد». به شرط اینکه اول لواط صورت گرفته، بعداً. ولی اگه اول ازدواج کرده با مادر این ملوط به، بعداً با بچه لواط میکنه، این به ازدواجش آسیبی نمیزنه. مثلاً ربیباش میشه دیگه، به ربیباش تجاوز میکنه. خوب. «دونَ ما لو کان اللواط لاحقا» پس اگر سابقه بر عقد باشه، اینجور میشه. اگه ملاحق بر عقد باشه، دیگه مشکل مشکلی نداره. حرام که هست، مشکل نداره، یعنی ازدواجش را خراب...
یک کتابی داره مرحوم آقای اسد عبدالصاحب لنگرودی به نام «هند و پاک» شنید. سفرنامه ایشون به هندوستان و پاکستان. بخونید کتاب «هند و پاک». اونجا تو مقدمه کتاب میگه: «آقا مسئله احکام دونستن چقدر مهمه». میگه: «من یک جا سخنرانی میکردم، یک مسئله شرعی گفتم. گفتم آقا اگر کسی با بچهای لواط انجام بده، با خواهر او نمیتونه ازدواج کنه. خواهرش حرام ابدی بهش». میگفت که یک پیرمردی اومد بعد جلسه به من گفتش که: «گفتم مشخصه. یعنی ازدواجش حرام ابدیه». گفت: «آقا من شصت سال پیش یک بچهای تو محلمون بود، من بهش تجاوز کردم. بعداً رفتم با خواهرش ازدواج کردم». این زیادِ الان، مخصوصاً با این اوضاع و احوالی که الان داریم. خیلی. گفت: «الان پنج تا بچه دارم از اون خانم، چکار باید بکنم؟» گفت: «هیچی، از همین مسجد میری. یک ماشین سوار میشی، میری یک شهر دور. بقیه عمرت را یک جوری زندگی میکنی نفهمن که زندهای. حرام ابدی هست و حرام ابدی هم بوده. بچههاتم که محصول حرامه.» اوه، دیگه نمیتونی بری پیش. مفقود شدی. مردی، خبری ازت نداشته. یک دونه مسئله شرعی را آدم که بلد نباشه، اینجوری. خوب، «من تزوّج بذاتِ لواتٍ» به کنار. ازدواج با کسی که این کار را کردی. مسئلهای که باید تو دبیرستان بچهها توضیح داد که بابا این کار را با هر کسی نکنیم. بعد بعداً با خواهرش نمیتونی ازدواج. مخصوصاً خواهراشون زیاد پیش میاد. طرف حالا با دوستش یک کاری کرده، بعداً میره مثلاً خواستگاری خواهرش. دخول، دخول و رخ. پناه میبریم به خدا از این گناهان.
«لا اله الا الله». «من تزوج بذات البعل عالماً بذلک». اگر کسی با یک زن شوهردار ازدواج... دقت بکنید تو مسئله هفتم ازدواج. تو مسئله هشتم زنا. با یک زن شوهردار ازدواج کنه، در حالیکه علم داره به اینکه این خانم شوهر داره، «حرمت علیه مؤبداً». این حرام ابدی میشه. و یعنی عقد منعقد نمیشه. این زن هم حرام ابدی میشه. تمام شد.
«و مع الجهل». حالا اگه نمیدانست که این خانم شوهر داره، طرف. بله، مثلاً میگه: «میخواهیم طلاق بگیریم، کارهای طلاقمون را داریم انجام میدهیم.» بعد مثلاً زنه میبینه که پسره مورد خوبیه. اگه من بهش بخواهم بگم تو دادگاهیام و فلان و یک سال دیگه طول میکشه من بخواهم طلاق بگیرم، فرزند تا مهریهام را بگیرم و فلان بشه و اینها، این پسره رفته. میگه: «بذار فعلاً اینو داشته باشم تا اونم اونور شش ماه دیگه طلاقمون را میگیریم.» به پسره نمیگه. حالا پسره یا نمیدونه که این دختره شوهر داره یا میدونه شوهر داره، حکم را نمیدونه. یعنی یا جاهله به حکم است یا جاهل به موضوع است. درست شد؟ اگه جاهل باشه، «تَحْرُمُ مؤبداً ایضاً»، به شرط دخول بها. اینجا تا وقتی دخول، حرام ابدی نشده. ولی اگر دخول کنه، حرام ابدی میشه. درست شد؟
مسئله هشتم: «من زنا به ذات البعل». حالا اگه کسی با یک زن شوهردار زنا کنه، «حرمت علیه مؤبداً لدالمشهور». نظر مشهور اینه که این هم حرام ابدی میشه. تا بعد برسیم به اینکه حکمش چیه. خب، این هم از این.
مسئله نهم: «اذا زنت المرأة ففی جواز الزواج بها قبل التوبه». حالا یک خانمی زنا کرده. بحث کتاب. وقتی توبه نکرده، میشه با این ازدواج کرد یا نه؟ یک خانمی زنا که میشناسنش به اسم زنا. یعنی میدونن زنا کرده. اون که نمیدونن که هیچی. معروف شد. مثلاً من میدونم که آقا این با پسرداییاش مثلاً یک کاری کرده، خبر دارم. آیا تا وقتی توبه نکرده میشه باهاش ازدواج کرد؟ تموم شده رفته. گفتن که اختلافی. اختلافم بعضی گفتن حرام، بعضی گفتن مکروه. که انشاالله بحثش را فردا با هم خواهیم خوند.
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه بیستم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و یکم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و دوم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و سوم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و چهارم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و ششم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و هفتم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و هشتم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و نهم
دروس تمهیدیه
جلسه سی ام
دروس تمهیدیه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
در حال بارگذاری نظرات...