متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
خب، این روایات مربوط به هدایا به اموات و اثر برزخی آن‌ها را چندتایی خواندیم. بنا بود ان‌شاءالله بیشتر بخوانیم؛ روایات بیشتری را.
ادامه روایات را ببینید. می‌فرمایند که امام رضا علیه‌السلام: «ما من عبد مؤمن زار قبر مؤمن»؛ بنده مؤمنی که برود زیارت قبر بنده مؤمنی، «فقرأ عنده أنا انزلناه فی لیلة القدر سبع مرات». کنار قبر این مؤمن، هفت بار سوره «أنا انزلناه فی لیلة القدر» را بخواند. چه خاصیتی دارد؟ «الا غفر الله له»؛ بله، صاحب القبر؟ اول خدا خودش را می‌بخشد، بعد مغفرت جاری می‌شود با قدر. حالا در عدد هفتش چه سرّی است؟ خود این سوره چه ویژگی‌ای دارد که باعث مغفرت می‌شود؟ «سلام هی حتی مطلع الفجر». دیگر در سِلم قرار می‌دهد. سلام الهی است. سوره قدر حامل شب قدر، حامل سلام و خود سوره قدر هم حامل این سلام است. «تنزل الملائکه والروح فیها». این باعث تنزل روح می‌شود. خب، توی دعای ما هم که می‌گوییم: «خدایا انزل علیهم روحا منی و سلاما منی». یکی از دعاهای قبرستان این است دیگر. یک روحی از جانب خودت و یک سلامی از جانب من به این‌ها نازل کن. سه تا کلمه: نازل کن؛ روحی از جانب خودت؛ سلامی از جانب من. هر سه تایش توی سوره «أَنزَلْناه» هست؛ هم نزولش، هم روحش، هم سلامش. خب، دیگر مرده چه چیزی می‌خواهد؟ روح بر او نازل می‌شود، هم سلام نازل می‌شود و در این عدد هفت البته ویژگی‌ای است که دیگر ما سر در نمی‌آوریم سر در نمی‌آوریم. چیست؟ چطور است؟
خدا در روایت دیگر می‌فرماید که «من عمل من المسلمین عن میت عملاً صالحاً»، هر کس از جانب مرده، یک مسلمان از جانب مرده‌ای، عمل صالحی بکند، «أضعف له أجره»؛ اجرش مضاعف می‌شود، «و نفع الله به المیت»؛ خدا به واسطه این به آن میت نفع می‌دهد. اینجا تعبیر «نفع» دارد. مرده نفع می‌برد از این عمل. آن کسی هم که این کار را کرده، اجر مضاعف نصیبش می‌شود. یعنی هم خودش اجر کار خود را می‌برد. نماز خوانده دیگر. خودش هم روزه گرفته. بله، روزه گرفته برای پدرش. کی روزه گرفته؟ خودت هم روزه گرفتی دیگر. روزه خودت برای خودت نوشته شده، برای پدرت هم نوشته شده. ثواب هدیه دادنت هم نوشته شده. مستحبی برای خودت بگیری، این‌قدر ارج ندارد که برای پدر و مادر. این‌جور آن میت هم بهش یک سودی می‌رسد، نفع می‌برد که «ما من أربعین من مؤمن یشفعون لمومن»؛ اگر چهل نفر از مؤمنین برای مؤمنی شفاعت کنند (درست شد؟ چهل تا مؤمن شفاعت مؤمنی را کنند)، «الا شفعهم الله»؛ خدا شفاعت این‌ها را می‌پذیرد.
خدایا ببخش؛ واسطه شود. چطور شهادت دهند؟ حالا همه‌اش هست. عدد چهل؛ عدد وصال و فصال بود. چهل وصال بهترین عدد چهل. خدا مستقر می‌کند. این شفاعت انگار دیگر جاری می‌شود، چون تثبیت می‌شود. به شفاعت، چهل نفر وقتی واسطه شدند برای اینکه بخشیده شود، دیگر بخشش به او می‌رسد؛ وصال به شفاعت، وصال به رحمت و مغفرت برایش حاصل می‌شود.
عاص بن وائل؛ پسرش به پیغمبر گفت که پدرم وصیت کرده از طرفش صد تا بنده آزاد کنم. پیغمبر فرمودند که: «إنه لو کان مسلما فعتقتم عنه أو تصدقتم عنه أو حججتم عنه بلغه ذالک». اگر او مسلمان بود، شما از طرفش بنده آزاد می‌کردی یا صدقه می‌دادی یا حج به جا می‌آوردی، عمل بهش می‌رسید. تعبیر «بلغه» به کار برده؛ می‌رسید بهش، رسید. می‌گوید: «ما رسید». بعضی‌ها هم زندان می‌دانند، خبر سر درمی‌آورند. آقا گفته بود که: «دعایی که کردی امشب بهم رسید». مخفیانه دعا کرده بود. «بهم رسید». لطیف می‌فهمند که دعا برایت کردم. فلانی دعا کرده، این‌جور دعا کرده، بهش می‌رسد.
حالا به چه نحوی می‌رسد؟ حقیقتش می‌رسد؟ نورش می‌رسد؟ صورتش می‌رسد؟ همه‌اش می‌رسد؟ همه‌اش بهش داده می‌شود. باز پیامبر فرمود به یکی از اصحابشان که این طرف سوره ملک را کنار قبری خوانده بود. «مانعة المنجیة و تنجیه عذاب القبر». این سوره، مانع و صاحب قبر را از عذاب قبر نجات می‌دهد.
حالا وقتی الان داریم ضبط می‌کنیم بحث را، شب جمعه است. ده تا مؤمن هم که خوب است آدم یاد بکند ازشان. ما حالا از همه مؤمنین یاد می‌کنیم. مؤمنین و مؤمنات، مسلمین و مسلمات. این‌ها. خدا ان‌شاءالله به آن‌ها ثواب برساند. اگر کسی حالا حالی داشت یک سوره ملک هم بخواند. همه به نیابت از همه‌مان برای همه اموات، که به همه برسد. همه‌مان تو ثوابش شریک باشیم ان‌شاءالله.
این باعث نجات از عذاب قبر می‌شود. اذان قبر هم که همان عذاب قبر می‌گویند. یعنی برزخ است دیگر. به هر نحو عذابی که در برزخ دارد، به مدلی که بشود برایش رفع عذاب حاصل می‌شود. حالا به میزان خودمان، عمل، حذف میزان اخلاص آن عمل، توجه در آن عمل، این هم هست. این میزانی که شما توجه در عمل داری، اخلاص داری، این‌ها هم تاثیرگذار است تو آن هدیه‌ای که به آن مرده می‌رسد. سوره ملک هم به هر حال سوره خاصی است.
روایت دیگر دارد. فرمود که هر کس سنت حسنه‌ای را به جا بگذارد، «فله أجرها و أجر من عمل بها بعده». عمل کند. این باز اجر آن کاری که او بدی انجام می‌دهد را دارد. تکثیر می‌شود برایش. آن هر باری که این کار رخ می‌دهد، این برای این نوشته می‌شود.
حالا حسنه باشد یا سیئه باشد. بعضی بنیان‌گذار کار. کسی که اولین بار خاطرات شهدا را چاپ کرد، راهیان نور برد، مثلاً روایتگری کرد، مثلاً خود اهل بیت بود البته و مثلاً خدا رحمت کند مرحوم حاج آقای راستگو. شب جمعه است. ایشان شب جمعه اولش است که مهمان اباعبدالله هم هست ان‌شاءالله. ایشان بنیانگذار کار برای کودک بود در صدا و سیما. سنت حسنه به جا گذاشت و قُبح این کار را شکست. چقدر هم هنرمند! چقدر شیرین! چقدر خوشمزه! خدا رحمتش کند. اهل مشهد هم بود. شله‌مورد عنایت خاص امام زمان باشد. مرد انقلابی بود و آن‌قدر که ایشان صفای در دوران حضور در تلویزیون داشت، بیش از این را صفایی بود که در دوران غیبت از تلویزیون داشت. به هر حال شوخی نیست وقتی کسی از نردبان شهرت بالا می‌رود، پایین آمدن راحت نیست و این حرص و این شهوت تو چشم بودن، دیده شدن، پیگیری و مشهور بودن و سر زبان‌ها بودن و این‌ها آدم را بیچاره می‌کند.
خب، خیلی‌ها بودند مشهور بودند، کمتر از ایشان شهرت ایشان را داشتند نه محبوبیت ایشان را. و چقدر دست و پا زدند به طرق مختلف خودشان را نگه دارند توی چشم مردم. آمدند پیج اینستا و فحش دادن به نظام و انقلاب، هذیان‌گویی و بین آن پریدن. و ایشان سال‌ها برنامه نداشت تلویزیون. بعد هم که دعوتش می‌کردند، متواضعانه می‌آمد. همان روحیه، همان فضای خاکی بودن، همان شخصیت و انقلابی. تا آخر انقلابی بود و تا آخر با این نظام و تا آخر پای آن چیزهایی که از اول با همین‌ها سر زبان‌ها افتاد. از همان روز اول که می‌رفت جبهه و فلان و این‌ها. تا آخر همین‌ها را باورش بود و قبول داشت. ارتباط خاصی با مرحوم جواد آقای تهرانی داشت و شاگرد ایشان بود. بالاخره نفس قدسی و مرد بزرگ هم در ایشان اثر داشت و خاطرات جالبی هم داشت. پروازهای راستگو از ایشان و اصلاً ایشان هم انقلابی کرده بود آیسکو را و حمایتی که شخصیت‌هایی مثل ایشان از آقای راستگو داشتند، دلش گرم شده بود.
سنت حسنه به جا گذاشت. هر کس بعد از ایشان آمد تو تلویزیون، هر طلبه‌ای برای کودک کار کرد که واقعاً کار افتخارآمیزی است به هر نحوی، فعالیت این شکلی بود که لازم هم هست قطعاً و ضرورت دارد. همه این‌ها. آقا ثواب به مرحوم راستگو هم می‌رسد. تکرار کار اوست. او سنگ اولیه را گذاشت. او این حصار را شکست. حاج آقای قرائتی به نحوی و حالا شخصیت‌های دیگر که این سنت‌های حسنه به جا گذاشتند توی سبک‌هایی. بعضی روش‌ها را آوردند. بعضی کارها را آموزش دادند، یاد دادند کارهای خوب. نه کارهای بد یاد دادند. که آقا این‌جور کاری می‌شود انجام داد. این مدلی. هر کس این‌جوری باشد، بعداً هر کس از او می‌نویسد انگار این بنیانگذار و عمل و تو همه این اعمال حضور دارد.
شما وقتی به کسی نماز یاد دادی، انگار هر وقت نماز می‌خواند تو نمازش حضور داری. وقتی به کسی روضه‌خوانی یاد دادی، هر وقت روضه می‌خواند تو روضه‌اش حضور داری. و این آموزش این‌قدر اثر دارد، به شرط اینکه چی باشد؟ اخلاص باشد. خداحافظی کن. اخلاص. اگر برای این باشد که این را ببینند، خوششان بیاید، کف بزنند، سر و صدا و هیاهو، باریک‌الله، احسنتم، مرحبا و این‌ها که خب اجرش همان است دیگر. اگر برای خدا باشد، این دیگر هست تا ابد ماندگار و خوش. بارانی که می‌آید، چهل سال، پنجاه سال زندگی می‌کند.
بنیان این را بگذارد. ببینید بعضی تو این منطقه بنیانگذار جهاد و مقاومت بودند. شهید حاج قاسم سلیمانی. کم کم ده نفرمان دارد تکمیل می‌شود. از این اساتید خوب، ایشان به این فلسطینی‌ها شهامت داد، به این لبنانی‌ها شهامت داد. تجهیز شروع کرد. یمن، جاهای دیگر. خب، حضرت امام رضوان‌الله علیه که دیگر در اوج. هر کس الان مشق مقاومت می‌نویسد، اول ثواب برای امام. هر کس شهید می‌شود، اول ثواب برای امام. هر کس روبروی استکبار بلند می‌شود، قد عَلم می‌کند، اول ثواب برای امام. پرونده بسیار روشن و طیبی است که برای آدم رقم می‌خورد. خوش به حال این‌ها! بنیانگذار کار این شکلی. و خدا توفیق بده ما بتوانیم لااقل یک کاری این‌جوری انجام بدهیم که به اسم ما شناخته شود این کار بعد از ما. بعضی‌ها بعضی کارهایی به جا می‌ماند. این‌ها بد است. مثلاً به اسم کیک و چه می‌دانم مثلاً چه می‌دانم کارهای این شکلی که شبانه مثلاً یک چیز سه برابر کردن و فلان و این‌ها. این‌ها هم سنت‌هایی است دیگر. رزم. ان‌شاءالله سنت حسنه به جا بماند. بگویند که این مدل را فلانی آورد.
تکثیر. روایت دیگری هست که این هم خیلی زیباست. به همین موضوع هم ربط دارد. پیامبر: «علم آیة من کتاب الله کان ثوابها ما تلیت». هر کس یک آیه از قرآن را اگر یاد بدهد، هر چقدر این آیه تلاوت شود، تا وقتی که این آیه تلاوت می‌شود، ثواب این تلاوت البته یعنی آن فردی که یاد می‌گیرد دیگر. شما خواندن و نوشتن یاد می‌دهی. هر چه طرف می‌خواند و می‌نویسد، ثوابش مال تو. فقه یاد می‌دهی، تجوید یاد می‌دهی، قرائت یاد می‌دهی، قرآن یاد می‌دهی، معرفت قرآنی، یک تذکر قرآنی، یک نکته قرآنی. هر چه مرور می‌شود، هر چه این یادآوری می‌شود، هر جا تلنگری، تذکری، انگار تو حضور داری آنجا. طرف این آیه را یادش می‌آید: «أَلَمْ یَعْلَم بِأَنَّ اللَّهَ یَرَیٰ». یکهو یک تکانی می‌خورد. خدا دارد می‌بیند. اثر تکثیر می‌شود عمل. و اگر هم از دنیا رفته باشد که این بهشتش همین‌جور دارد ارتقا پیدا می‌کند از این عملی که برایش هست. اگر خدای نکرده بد باشد که همان‌جور دارد پایین می‌رود به واسطه این عمل. انگار تو این گناه آدم. خودش هفتاد سال گناه خودش کم است. این خواننده‌هایی که خواننده زن و غنا می‌خوانند، چهل سال مرده بدبخت هنوز که هنوز است می‌بیند همه جا صدایش است. اگر دستش برسد، تک تک می‌آید التماس می‌کند که این را پاک. گوش نده تو را قرآن گوش نده. دستش نمی‌رسد. بعد این ساده‌لوح هم فکر می‌کند گوش می‌دهد. برای او می‌گوید خدا بیامرزد. می‌گوید: «این برایم خدا بیامرزی می‌شود». این خدا بیامرزد بابت گوش دادن این، این نشود. تو از صدای این، این خدا بیامرزی نیست. لعن به اوست. تو داری می‌گویی خدا بیامرزتش، دیگر چقدر خوب ما را سیخ می‌دهی! ترجمان ملکوتی که این خدا بیامرز نیست. که آنجا که می‌رود، می‌شود خدا لعنتت کند که منجلاب. ده سال خواننده‌ای که دو سال خوانندگی، چهار سال خوانندگی کردی، چهل ساله دارند گوش می‌دهند. چهل ساله همین‌جور داری می‌روی پایین. انگار هر روز کنسرت داری. انگار هر روز برای پنج میلیون آدم کنسرت. هر چه گوش می‌دهند، تو بدبخت بیچاره‌تر.
کتابی می‌نویسد. آهنگ. بعضی گناهان حضور داری. عمل حرامی است. عکس خاصی گرفته. مثلاً در تمسخر کاریکاتوری کشیده. این تا وقتی هست هر کس می‌بیند این را. هر اثر ملکوتی فاسدی که دارد، اول بر آن کسی که این کاریکاتور کشیده، این کتاب را نوشته، این جوک را گفته، جوک را ساخته. این‌ها همه هست.
روایت دیگر دارد که «إنما یلحق المومن من عمله و حسناته بعد موته: علم نشره». از چیزهایی که بعد از مرگ به مؤمن ملحق می‌شود، تعبیر «ملحق شدن» دارد اینجا. از عملش و حسناتش: علمی که نشر داده. فقط واسطه بوده. کتابی چاپ کرده. یا مطالب دیگری بوده. او وارد. حالا همین کارهایی که الان می‌کنند. کانال می‌زنند. مثلاً این‌ها را دو نفر هم به واسطه تو این‌ها را خواندند و شنیدند. وقتی این مطلب دست به دست می‌شود، ثوابش برای تو، اجرش و اثرش است. «و ولداً صالحاً ترکه»؛ بچه خوبی که به جا می‌گذارد. «و مصحفاً ورثه»؛ قرآنی که به جا می‌گذارد، به ارث می‌گذارد. قرآن نوشته «یلحقه من بعد موته»؛ بهش ملحق می‌شود بعد از مرگش. پس اینجا تعبیر «ملحق شدن» دارد؛ الحاق.
روایت قشنگی است. شاید هم خواندیم، نمی‌دانم. البته روایتش از منابع اهل سنت است. «إن الله عز و جل لَیرفع الدرجة للعبد الصالح فی الجنة». گاهی خدا یک آدم را، یک بنده صالح را تو بهشت ترفیع درجه می‌کند. اینجا بحث ترفیع دارد. رفعت می‌دهد، بالا می‌برد. کی؟ رفعت همان رفعت ادراکی و نوری و حقیقی و باطنی و این‌هاست. قرب به حق تعالی است. حجاب‌ها ازش. «یا رب انالی هذا». خدایا از کجا بهم رسید؟ پس گاهی می‌فهمد از کجا، نمی‌فهمد کجا رسید. می‌فرماید: «به استغفار ولدک». بچه‌ات برایت استغفار کرد. استغفار بچه ترفیع درجه می‌آورد، بالا می‌رود. یکی، دو تا، صد تا، هزار تا. و استغفار هم فقط لزوماً ذکر استغفارالله نیست. کارهایی بکنید که باعث مغفرت شود. روزه برایش می‌گیری، این هم استغفار عملی. نماز بخوانی، استغفار عملی. درست شد؟ هدیه بهش می‌دهی، استغفار عملی. پخش برایش بکنید، صدقه بدهید، این‌ها همه‌اش استغفار عملی است.
دیگر توجه داشته باشیم که رفعت: «ألیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه». عمل صالح رفعت می‌آورد. رفعت چی می‌آورد؟ رفعت کلمه طیب می‌آورد. این‌ها تو بحث‌های سبک زندگی در المیزان مطرح شد، چند جلسه صحبت شد. اگر دوستان خواستند، عمل صالح خودش صورت هم که خوب است. هی ملکوت است که گفته می‌شود: نماز خواندی، روزه گرفتی. این‌ها صورتش یک صورت ملکوتی دارد. حقیقت ملکوتی این است که رشد می‌دهد عقایدت را که همان کلمه طیب باشد. توحید کلمه توحید است. عمل صالحی در توحید تو را بالا می‌برد چه در دنیا چه در آخرت. هدیه برای پدر و مادر این‌ها می‌فرستی. این فقط صورت اعمال نیستش که مثلاً انفاق کردی، سفره پهن کردی، نان دادی. به این‌ها آن‌ور نان برایش می‌فرستند. این صورت عمل سفره برایش پهن می‌کند. پذیرایی کردی، مهمان آمد، هدیه کردی، آن هم مهمانش می‌کنند. مثل آن طرف مهمان شهدا شد. مهمان صالحین شد. صورت عمل است. باطن عمل چیست؟ «یسعد الکلم الطیب». کلمه چی؟ چی؟ کلمه طیب عمل صالح باعث چی می‌شود؟ واسه رفعت عقیده، رفعت توحید می‌شود. آن‌ور هی در توحید پیشرفت می‌کند. اصل کار هم همین است دیگر. خدا را می‌بیند. حضور قیامتی‌اش تقویت می‌شود. آن همان کودکی است که دارد به سمت شیب، به سمت شیب شدن دارد می‌رود. آماده می‌شود برای قیامت. وگرنه اکثر اهل برزخ باز یک ترس و دلهره و یک فضای جدی دارند در قیامت که صحنه عوض می‌شود. ولی حضور برزخی پیدا کرده. تقویت شده.
همان‌جور که الان اینجا تو دنیا اگر رویش حسابی کار بکنید، برای مرگ آماده می‌شود. یکی می‌شود محسن حججی. فرق محسن حججی با من چیست؟ او باور دارد. او قلبش آماده است. لذا از مرگ نمی‌ترسد. صحنه ورود به برزخ برای او فضا ندارد. ولی طرف تا احساس کرونا می‌کند، دیگر خیلی سکته می‌زنند. همین‌که تست مثبت در می‌آید سکته می‌کند. خیلی‌ها داریم که الان با کرونا بخشی قرار می‌گیرد که همه کرونایی‌اند. بعد یکی دو تا می‌بینی که مردند، رفتند. این‌ها از ترس. هواپیما دارد سقوط می‌کند، خیلی سکته می‌کنند از ترس. این فضا است دیگر. چون حضور برزخی ندارد. آمادگی ندارد برای رفتن. قلبش آماده نیست. اُنس ندارد. آخر هم می‌رود آنجا. وحشتی که حالا بعد از این دارد، این باز حضور قیامتی پیدا می‌کند. هدایایی که برایش می‌فرستی باعث حضور قیامتی‌اش می‌شود. اُنس پیدا می‌کند. و چه بسا به عوالم توحید راه پیدا کند که بالاتر از عالم قیامت وارد عالم مُخلصین بشود. این‌ها دیگر بحث‌هایی است که باید رویش کار جدی بشود و نیاز به یک پژوهش جدی دارد که واقعاً می‌شود؟ نمی‌شود؟ کسی با این‌جور اعمالی که بهش هدیه می‌شود به مخلصین راه پیدا کند؟ بعید نیست که بشود. کما اینکه بعضی از شهدای بزرگ انقلاب را که خب این‌ها خیلی تو مراتب سلوکی بالا نبودند، حق معلمی دارند به گردن افراد بسیاری.
چون مرحوم آیت‌الله حسینی تهرانی این را به وضوح مطرح می‌کنند در مورد شهید مطهری رضوان‌الله علیه که شهید مطهری خب معلم نمونه‌ای بود. از جهت سلوکی مقامات عالی نرسیده بود ولی معلم نمونه‌ای بود و انصافاً زحمت کشید. بعضی بزرگان فرمودند که این آثاری که ازشان ماند که واقعاً باقیات صالحات بود و سنت حسنه بود و یک اجر ماندگار بود، آن طرف درجات بسیار فوق‌العاده‌ای برای شهید مطهری ایجاد کرد. که بعضی نقل‌ها شنیده شد. حالا یک وقت نقل کردیم اسم نیاوردیم. حالا بگوییم اشکال ندارد. آن شهید بزرگواری که آن استاد بزرگوار فرمودند که: «آیت‌الله بهجت شفاعت کرد. آسمان هفتم». از آسمان چهارم؟ آسمان هفتم شهید مطهری بود. از آسمان چهارم به آسمان هفتم راه پیدا کرده شهید مطهری. به واسطه چی؟ شما ببینید همین کتاب‌ها، آثار. چند نفر را نجات داده؟ شبهات فکری و این تاریکی‌ها و گرفتاری‌ها. این عمل همین‌جور دارد به صورت مضاعف از ایشان انگار خودش دارد عبادت می‌کند. انگار حضور دارد. این آثار عمل و اخلاص اوست. و حالا سطح توجهاتش وقتی دنیا بود پایین‌تر بود در مراتب توحیدی. آن‌ور کلاس‌های ویژه‌ای دارد که حالا گفته همسر ایشان هم گفتند که: «من خوابش را دیدم». چیکار می‌کنی؟ گفت: «من اینجا امام حسین علیه‌السلام کلاس دارم توحید از امام حسین علیه‌السلام». اینجا نشد ایشان از علامه طباطبایی استفاده خاص توحیدی بکند ولی بذل جهد کرد. هر چه در توان داشت گذاشت. آن‌ور دارد از امام حسین استفاده. شاگرد توحیدی امام حسین شده. و از این قبیل ماجراها ما داریم، زیاد داریم. این شهدا و این بزرگان آن طرف ارتقا پیدا می‌کنند و این سیرشان ادامه دارد. این آثار و اعمال و این دعاها و چقدر الان ذکر خیر ایشان است. ذکر خیر علامه طباطبایی، شهدای بزرگ دیگری که داریم، علمایی که داریم، حق به گردنمان. این آثار برایشان اثر دارد و این‌ها ثبت می‌شود و رشدشان می‌دهد. ترفیع درجه می‌آورد. آن طرف درجات هی می‌رود بالا. این درجات هم عرض می‌کنم فقط به صورت نیست که مثلاً تا قبلش زرشک پلو با مرغ می‌دادند، حالا مثلاً شیشلیک می‌دهند ترفیع پیدا کرد. نه. ترفیع باطنی است. حجاب‌ها می‌رود کنار و آن ادراکات قوی‌تر می‌شود.
علامه یک وقت تماس گرفته بودند شهید مطهری. تماس. خانم تلفن و شب جمعه است، ان‌شاءالله این عزیزان همه دعاگوی ما هم باشند. «سلام ما را برسانم. من لایق نیستم. من قابل نیستم.» قطع کردم. گفتم: «چیه؟ طباطبایی بود. تماس گرفتن گفتن که دیشب امام حسین علیه‌السلام را در خواب دیدم». علامه فرمودند که: «نمی‌دانم چه شد که ناخودآگاه از حضرت پرسیدم نظرتان نسبت به آقای مطهری چیست؟» علاقه داشتند به شهید مطهری. با اینکه جز شهیدان خاص سلوکی ایشان هم نبودند. سالگرد مرحوم آیت‌الله پهلوانی تهرانی هم. این بزرگوار هم ان‌شاءالله دعاگوی ما باشد در آن حوزه قدس در محضر احدیت در عالم احدیتی که ایشان مستقر. امام حسین علیه‌السلام: «آقای مطهری از دوستان ما. من قابل نیستم. من لایق نیستم». خب این بالاخره مورد عنایت بود و خود ایشان هم که خواب دیده بود لب پیغمبر را بوسیده بود و همین بحث شهادتشان و این‌ها را این‌جوری به ایشان فهمانده بودند و خیلی لطیف و روح بود.
شهید مطهری. رهبر انقلاب فرمودند که: «ما سحرها صدای ناله ایشان را می‌شنیدیم». قرائت قرآنش که شب‌ها ترک نمی‌شد. تهجدش و سحرخیزی‌اش. آن آقا که از دوستان ایشان بود، بعداً مشکلاتی برایش پیدا شد و جز ارکان فتنه‌ها شد. بعداً که حالا قائم مقامی بود که عزلش کردند و این‌ها. این‌ها همان‌جوری بودند با شهید مطهری. «من سحر بیدار نمی‌شوم و نماز شب ایشان پا می‌شد می‌رفت رودخانه قم پشت فیضیه از آنجا می‌رفت آب برمی‌داشت می‌آورد به من گفت وضو بگیر». گفتم: «یک آب سردی آورد که باز هم این آقا اهل این مسائل نشده بود». به هر حال شهید مطهری اهل این مسائل و این حقایق بود و این بروزش این شد که اینجا توانست همین‌جور خدماتی انجام بدهد. این خدمات هم برای ایشان همین‌جور پُشتِ مضاعف می‌آورد و پرده‌ها از جلوی چشم قلب ایشان کنار می‌رود و رشد می‌کند.
خب، روایت بعدی روایت جالب و عجیبی است از پیامبر اکرم. می‌فرماید: «مثل المیت فی القبر إلا کَقَریقٍ متغوثٍ». مرده تو قبر، قبر برزخی، فقط مثل غریق است که آقا دارد استغاثه می‌کند. حال مرده این‌جوری است. خیلی روایت عجیب و هولناکی است. کیست کمک کند؟ مرده در قبر مثل کسی است که دارد غرق می‌شود و آدمی که غرق می‌شود به همه چی دست می‌اندازد. «یتشبث بکل حشیش». هر چی دم دستش می‌آید دست می‌اندازد که کنده بشود از این حالت، در بیاید. دست و پا می‌زند. دنبال یک آویزی می‌گردد به یک چیزی دست بیندازد که این کنده بشود، نجات پیدا کند. بالا. حالت استغاثه و حالت اضطرار، درماندگی، بی‌پناهی. حال مرده این شکلی است. خب، این قطع شده. این تا حالا تصورش این بود که من همین بدنم و همه زندگی‌اش را تصور و ادراکش همین طعم بود. ازش گرفتند. قلب برزخی ندارد. به همین دنیا و مافیا و این‌ها وابستگی دارد. و تلویزیون، گوشی، موبایل و فلان. همه هوش و گوش و فکر و ذکر. تازه اگر حرام نبوده باشد، حلال بوده باشد. حالا حلال بودنش لطافت‌هایی می‌آورد برای طرف و راحت‌تر کنده می‌شود، سریع‌تر کنده می‌شود. وابستگی به آهنگ‌هایی که گوش می‌کرده و وابستگی به تصاویری که می‌دیده. یکهو می‌کَنند این‌ها همه را ازش و این می‌ماند تو آن حالت لنگ در هوا. چنگ می‌اندازد هی نجات پیدا کند و کمک می‌خواهد. فرمود: «إن هدیة الأحیاء إلی الأموات الإستغفار». حالا هدیه می‌خواهد. هدیه‌اش چیست؟ آنی که این دست بیندازد، نجات پیدا کند، خلاص بشود، چی کمکش می‌کند؟ چی به دادش می‌رسد؟ استغفار. استغفار برای اموات که عرض کردیم همین «اللهم اغفر لفلانی». حالا سحرها آدم دعا کند در نماز شب، مثلاً به صورت مطلق دعا کنیم: «اللهم اغفر لأبی، اللهم اغفر لأمی، اللهم اغفر لوالدی». یک مقدار قشنگی که عراقی‌ها دارند: «غفر الله والدیک، رحم الله والدیک». دعا که می‌کنند برای پدر و مادر دیگران. برای والدین قشنگ دعا کنیم. برای اموات چه شکلی؟ «اللهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات». استغفار برای آن‌ها هدیه است. و امام صادق علیه‌السلام فرمودند که: «مرده خوشحال می‌شود از این ترحمی که بهش می‌شود و استغفاری که برایش می‌شود، همان‌جور که آدم زنده خوشحال می‌شود از هدیه‌ای که برایش فرستاده می‌شود». قبلاً خوانده.
پیامبر اکرم فرمود: «أربع من عمل الاحیاء یجری للاموات». فرمود: «چهار تا چیز از عمل زنده‌هاست که برای اموات جاری است». «رجل ترک عقباً صالحاً یدعو له». یکیش این فرزندی که به جا می‌گذارد و برایش دعا می‌کند. «کل میت یختم علی عمله الا الذی یموت فی سبیل الله». این روایت خیلی جالبی است. اینجا تعبیر «جریان» یعنی «یجری للاموات»؛ جاری است برای اموات. تعبیر «جاری بودنش»، تعبیر خیلی قشنگی است. می‌فرماید که: «همه‌چی برای میت تمام می‌شود. عملش ختم می‌شود، بسته می‌شود. مگر کسی که در راه خدا می‌میرد. برای خدا می‌میرد». هم شهید در واقع همین است. هم کسی که مهاجر بوده برای خدا و در مسیر رفتن به جهاد بوده، تو مسیر از دنیا رفته، سکته کرده یا هر. خلاصه این‌ها همه‌اش می‌شود. کسی که در راه خدا مرده، «فانه یجری علیه أجر عمله حتی القیامه». عملش جاری است. تعبیر خیلی عجیب و جالبی است. عملش جاری است. این پرونده بسته نمی‌شود. برای بقیه بسته می‌شود. در مورد این بسته. باز روایت دیگری دارد، تعبیر «نمو» دارد که این عملش رشد می‌کند. عمل آن طرف تمام شدنی نیست که شما بگویی مثلاً پنج تا نماز داشت خورد، پنج نماز تمام شد، رفت. عمل تمام نمی‌شود. مثل دنیا نیست که شما یک بار پنج تا نان بگیری، به یکی می‌دهی، استفاده می‌کند، تمام می‌شود. نه. آنجا هست بلکه نمو دارد. خب، این نان را می‌خورد، انرژی می‌شود. آنجا آن نور را می‌گیرد، نور می‌شود برایش. و تمام هم نمی‌شود. این همین‌جور هی دارد ازدیاد پیدا می‌کند، تقویت می‌شود.
در روایت: «کل میت یختم علی عمله الا الذی مات مرابطاً فی سبیل الله». مگر کسی که مرزبان بوده در راه خدا، مرزبانی می‌کرده. این وقتی می‌میرد، پرونده عملش بسته نمی‌شود. «فانه ینمو له عمله الی یوم القیامة». این عملش تا روز قیامت نمو پیدا می‌کند. تا قیامت. در این حالت مرده. این مُردن در یک حالتی خیلی آثار خاصی دارد. اگر در طاعتی باشد انسان، انگار این را تو این وزن ثابت نگه می‌دارند. حالا همین الان یا اتوسیو (Auto Save) می‌گویند. اتومات سیو می‌شود، ذخیره می‌شود. تو این حالت. این اتومات ذخیره می‌شود. انگار تو این حالت طاعت داشته. قرآن می‌خوانده. تو نماز بوده. انگار دیگر همه‌اش تو نماز. تو نماز بود که شهید شد. تو نماز بود که از دنیا رفت. حالت ذخیره. چون نماز است، این با آن حال نماز وارد می‌شود و انگار تو نماز حضور دارد. عالم برزخ و این هم که مجاهد بوده و مرزبان بوده، آن طرف انگار این تو این مرزبانی هنوز هست و این عمل بسته نمی‌شود. این تا قیامت انگار مرزبان است و مرزداری دارد برایش می‌نویسند و رشدش می‌دهند. عملش رشد می‌کند که همان بحث رفعت عمل و این‌ها هم هست که هی صعود پیدا می‌کند از جهت باطنی، تقرب پیدا می‌کند.
باز روایت دیگری دارد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام دعایی را خواندند در مورد زیارت اهل قبور. اثر این دعا را عرض می‌کنم، بعدش را می‌خوانم البته دعا را همه بلدیم یعنی تو قبرستان‌ها معمولاً این دعا هست. بعد یک سری نکات عرض می‌کنم در مورد کلاً آداب قبرستان و زیارت اهل قبور. ادعیه که وارد شده چندتایی را می‌خوانیم که این عزیزان توجه داشته باشند یکی از هدایای خیلی خوب برای اموات همین است که تو قبرستان همین دعاها را برایشان داشته باشیم. دعای معروف «لا اله الا الله» که همه بلدیم، در قبرستان‌ها امیرالمؤمنین خواندند. فرمودند که: «من از پیغمبر شنیدم فرمود هر کس این دعا را بخواند اعطاه الله سبحانه و تعالی ثواب خمسین سنة». همین دعای معروف «لا اله الا الله». «یا أهل لا اله الا الله». خدا برایش ثواب پنجاه سال عمل می‌نویسد. «و کفر عنه سیئات خمسین سنة». و برایش گناه پنجاه ساله را تکفیر می‌کند. برمی‌دارد. اینجایش خیلی مهم است. کسی این دعا را می‌خواند، پنجاه سال حسنه برای خودش و رفع پنجاه سال سیئه برای خودش و پنجاه سال حسنه برای پدر و مادرش و رفع پنجاه سال سیئه برای پدر و مادرش. این دعای اهل قبور وقتی خوانده می‌شود، اثرش این آقا، اثر پنجاه سال دارد. پدر و مادرت. خیلی این بخش ویژه. بهترین کارهایی که می‌شود برای پدر و مادر انجام داد همین است که آثار فوق‌العاده‌ای دارد. دعای معروفی هم هست، همه بلدیم ما می‌خوانیم حالا که از باب اینکه یک بار هم شنیده باشیم. نیازی هم نیستش که حالا حتماً تو قبرستان باشیم. حالا از راه دور هم می‌توانیم متوجه اهل قبرستان‌ها اهل قبور بشویم. از همین‌جا بهشان خطاب می‌کنیم.
بسم الله الرحمن الرحیم. «السلام علی أهل لا إله إلا الله من أهل لا إله إلا الله. یا أهل لا إله إلا الله، بحق لا إله إلا الله، کیف وجدتم قول لا إله إلا الله من لا إله إلا الله؟ یا لا إله إلا الله، بحق لا إله إلا الله، اغفر لمن قال لا إله إلا الله و احشرنا فی زمرة من قال لا إله إلا الله محمد رسول الله علی ولی الله». که حالا خود امیرالمؤمنین هم این را خواندند. «ولی الله»ش هم گفتند. این آن اثر را دارد که آثار این شکلی برای آدم دارد. برای پدر و مادرش هم همین‌طور.
خب، روایات زیادی داریم در مورد اینکه زیارت اهل قبور چه شکلی؟ چطور برویم؟ یک چندتایی‌اش را بخوانیم و ببینیم چیست و این‌ها اثر دارد هم برای خودمان، هم برای پدر و مادرمان، هم برای امواتمان. روایت دارد که: «بهترین چیزی که خوب است تو مقابر، قبرستان‌ها، گفته بشود وقتی رد می‌شوی بگویی: اللهم ولهم ما تولوا و احشرهم مع من احبوا». خدایا! ببر تحت ولایت آن‌هایی که ولایتشان را داشتند و محشورشان کن با آن‌هایی که محبتشان را داشتند. این دعا به نحو کلی برای همه این‌ها خوب است.
جای دیگر دارد که از پیغمبر فرمود: «من دخل المقابر فقرء سورة یس». کسی قبرستان می‌رود، برود آنجا سوره یس بخواند. حالا به نحو عمومی، به نحو خصوصی برای مرده خودش، برای آن قطعه، برای کل اموات این قبرستان، برای همه امواتی که از دنیا رفتند، از مؤمن و مؤمنات، «خفف الله عنهم یومئذ». خدا آن روز تخفیف می‌دهد به این‌ها. سوره یاسین اثرش این است. «و کان له بعدد منفیها حسنات». به تعداد افرادی که توی آن قبرستان هستند، حسنه می‌دهند. چون شما همان بحث تکثیر عملت است دیگر. خودت یک نماز می‌خواندی، هدیه می‌کردی، دو تا ثواب می‌بردی. یکی بابت نماز خودت، یکی بابت هدیه به این نفر. اینجا به تعداد افراد حسنه دارید، چون به تک تک این‌ها خیر رسانده‌ای. ده هزار نفر بودند، ده هزار حسنه برایت نوشته شد که این آزمون روایت شریفه.
باز ادعیه دیگری داریم. امام حسین علیه‌السلام فرمودند که این هم از آن اذکار معروف است ولی اجرش را نمی‌دانیم چقدر است، ثوابش چقدر است. «هر کس وارد قبرستان بشود این را بگوید: اللهم رب هذه الارواح الفانیة و الاجساد البالیة». خدایا! ای رب این ارواحی که از این دنیا رفتند و «الاجساد البالیة»، جسدهایی که پوسیده‌اند و «العظام النَخِرة»، استخوان‌های پوسیده «التی خرجت من الدنیا و هی بک مؤمنة». این‌ها که از دنیا رفتند و به تو ایمان داشتند. «ادخل علیهم روحا منک و سلاما منی». بر این‌ها یک روحی از جانب خودت و سلامی از جانب من نازل کن. اینجا فرمود: «کتب الله بعدد خلق من لدن آدم الی أن تقوم الساعة حسنات». به تعداد افرادی که از زمان حضرت آدم آمدند تا روز قیامت، به تعداد این مخلوقات خدا بهش حسنه. اثر این دعاست.
باز پیامبر اکرم فرمودند که: «اگر مؤمن آیت‌الکرسی بخواند و جعل ثواب قرائته اهل القبور». ثواب این را هدیه کند به اهل قبور. «أدخله الله تعالی قبر کل میت». خدا این را وارد هر قبر، هر مرده‌ای می‌کند. یک آیت‌الکرسی بخوانید، به همه اموات، به همه‌شان می‌رسد. «و یرفع الله للقارئ درجه ستین نبی». خدا به آنی که قرائت کرده، آیت‌الکرسی خوانده، درجه شصت پیغمبر را می‌دهد. «و خلق الله من کل حرف ملک یسبح له الی یوم القیامه». بابت هر حرفی که تو آیت‌الکرسی خوانده، خدا یک مَلَک خلق می‌کند که تا روز قیامت تسبیح می‌کند. آن ملک. شما خالق ملک می‌شوی به واسطه از عمل شما ملک خلق می‌شود. نورانیتی است در این عمل.
باز فرمود که پیامبر اکرم فرمود: «اگر کسی یک آیه‌ای از قرآن در یک قبرستانی از قبرستان‌های مسلمین بخواند». «اعطاه الله ثواب سبعین نبیا». خدا ثواب هفتاد پیغمبر. «و من ترحم علی اهل المقابر نجا من النار». اگر کسی ترحم کند بر اهل قبرستان‌ها، طلب رحمت کند برای این‌ها، از آتش نجات پیدا می‌کند. «و دخل الجنة و هو یضحک». در حالی که دارد می‌خندد وارد بهشت می‌شود. خندان وارد. باعث گشایش و خنده و نجات این اموات شده با این کارش. خواندیم که حضرت زهرا هر شنبه می‌آمدند و طلب رحمت می‌کردند، استغفار می‌کردند برای حمزه سیدالشهدا.
جالب از امام کاظم علیه‌السلام: «اذا دخلت المقابر فلا تطأ القبور». وارد قبرستان که می‌شوی پایت را روی قبرها نباشد. «فمن کان مومناً استوحشوا الی ذالک». اگر کسی مؤمن باشد، از این کار شما آرامشی پیدا می‌کند. مؤمن آرامش پیدا می‌کند از اینکه یک مؤمنی پایش را گذاشته روی قبر این. نور وجود او، مؤمنی که پایش را گذاشته، در واقع انس پیدا می‌کند. این مؤمن، صاحب و خوشش می‌آید. و «من کان منافقا وجد ألمه». اگر هم کسی منافق باشد، دردش می‌آید. منافق باشد، دردش.
روایت دیگر از محمد بن مسلم می‌گوید: «قلت لأبی عبدالله علیه‌السلام نزور الأموات»؟ محمد بن مسلم می‌گوید به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: «آقا بریم زیارت مرده‌ها؟» فرمود: «نعم». گفتم: «یعلَمون بنا اذا اتیناهم»؟ وقتی ما می‌رویم می‌فهمند که ما می‌رویم؟ خوشحال می‌شوند؟ «و یستأنسون». گفتم: «وقتی می‌رویم چی بگیم؟» این را بگو: «اللهم اجافِ الأرض عن جنوبهم و ساعد إلیک أرواحهم و لَقِّهم منک رضوانا». خدایا! این پهلوهای این‌ها را از زمین تهی کن. زمینی نباشد. این‌ها حال و هوای زمینی نداشته باشند گرفتاری‌های ماده. ارواح این‌ها را صعود بده به سمت خودت و «رضوانا من جانب خودت» به این‌ها تلقین کن. «و سَکن إلیهم من رحمتک». از رحمتت ساکن کن به سمت این‌ها. سکونت بده در رحمت خودت. «ما تصل به وحدتهم». یک رحمتی باشد که تنهایی این‌ها را بگیرد، وصل بشود به تنهایی‌ها. «و تؤنس به وحشتهم». در وحشت این‌ها انیسشان باشد، انسشان باشد. «إنک علی کل شیء قدیر». تو بر هر چیزی قادری.
«و اذا کنت بین القبور». فرمودند: «وقتی می‌روی بین قبرها یازده بار قل هو الله بخوان». «فاقرأ قل هو الله احد احد عشرة مرة و اهد ذلک لهم». این را هدیه کنشان. تعبیر «هدیه» هم دارند اینجا. امام صادق علیه‌السلام یازده تا قل هو الله هدیه کن به این اموات. «فإن الله یثیبه بعدد الأموات». این یازده تا را خدا ثواب می‌دهد به همه این تعداد اموات. هر چقدر. ده هزار تا اموات هم اینجا تو قبرستان باشند، به همه‌شان می‌رسد. به همه آن اهل قبرستان. بدهید. این هم جز سفارش‌هاست.
باز دارد که فرمودند: «وقتی که زیارت مؤمنین می‌روی خوب است که ان یکون یوم الخمیس». روز پنج شنبه خوب است زیارت اهل. وگرنه هر وقت دیگر دوست داشتی برو. رو به قبله باش. دستت را بگذار روی قبر. اگر می‌خواهی برای تک تک هدیه بفرستی و بگو: «اللهم ارحم غربته». خدایا! به غربت این رحم کن. «وصل وحدته». در تنهایی این بهش وصل باش. «و آنس وحشته». در وحشت این انیسش باش. «و آمن روعته». در این دلهره او امانش باش. «و أسکن إلیه من رحمتک». از رحمت خودت یک چیزی برایش بفرست، رحمتی. «یستغنی بها عن رحمت من سواک». یک رحمتی باشد که از رحمت غیر از تو دیگر بی‌نیاز بشود. «و ألحِقه بمن کان یتولاه». ملحقش کن به کسی که ولایت او را پذیرفته بوده. بعد هفت بار «أنا أنزلناه» را قرائت کن. این هم سفارش بعدی در مورد زیارت اهل قبور و امام صادق علیه‌السلام وقتی می‌آمدند سمت جبانه که قبرستانی بوده آنجا وایمیستادند و این را می‌گفتند: «السلام علی اهل الجنة». سلام فقط به بهشتی‌ها. «این‌ها بهشتی می‌دیدند یا به بهشتی‌ها».
«سلام بر اهل بهشت». دیگر از ابوبصیر دارد از امام صادق علیه‌السلام: «یخرج احدکم الی القبر فی سلم». یکی از شماها می‌آید سمت قبرستان و سلام می‌دهد. بعد می‌گوید: «السلام علی اهل القبور. السلام علی من کان فیها من المسلمین و المؤمنین». همین سلام به این شکل هم اگر داده بشود که بگوید: «السلام علی اهل القبور، سلام بر کسی که از قبرستان، از مسلمین و مؤمنین. انتم لنا فرط». شما پیشاپیش ما حرکت کردین، رفتین. «و نحن لکم تبع». ما در پَس شما داریم می‌آییم. «و إنا بکم لاحقون». ما به شما ملحق می‌شویم. «و إنا لله و إنا إلیه راجعون». ما همه مال خداییم، به خدا برمی‌گردیم. «یا اهل القبور بعد السکن القصور». ای کسانی که اینجا ساکن قصر بودید، الان رفتید اهل قبر شدید. «یا اهل القبور بعد النعمة و السرور». کسانی که اینجا تو نعمت بودید، خوشحال و شادمان و خوش و خرم بودید، الان اهل قبر شدید. «صرتم الی القبور». رفتید اهل قبر شدید. «یا اهل القبور کیف وجدتم طعم الموت؟» ای اهل این قبرها، طعم مرگ را چه شکلی دیدید؟ «ثم تقول ویل لمن صار الی النار». بعدش بگو که وای به حال کسی که جهنمی شده باشد. این آداب قبرستان این مدلی. این اذکار را بگو. بعد هم وایستا بگو که وای به حال کسی که جهنمی شده باشد. «فیحرّک دمعته ثم ینصرف». یک اشکی هم آدم بریزد و برگردد. یعنی در قبرستان این خوب است. اشک برای خودش آدم بریزد نه بر آنی که مرد. آنجا خوب است یا بد؟ اگر خوب است که گریه ندارد. اگر هم بد است که نیاز به کمک دارد و گریه خیلی به دردش نمی‌خورد. هر چند گریه هم حالا بد نیست. حالا نمی‌گویم کسی گریه نکند ولی این اصل اینکه خودمان متوجه خودمان بشویم که ما رفتنی‌ایم و جایمان آنجاست.
روایت دیگر دارد که امیرالمؤمنین علیه‌السلام از کنار قبرستانی رد می‌شد. «فأخذ فی الجادة». آمد تو جاده و بعد به سمت راستش نگاه کرد گفت: «السلام علیکم یا اهل القبور من اهل القصور. انتم لنا فرط و نحن لکم تبع و إنا إن‌شاءالله بکم لاهِقون». این اذکار را حضرت راست نگاه کرد. «ثم التفت عن یساره و قال مثل ذالک». یک بار هم چپ را نگاه کرد همینو گفت. آنجا اطراف شاید زمین خیلی اکثر جاها قبر است دیگر. در طول این سالیان سال ده‌ها هزار. جاهای مختلفی از این زمین‌ها قبرستان بوده و الان خانه شده، برج شده، این‌ها شده. خدا می‌داند چقدر قبر و قبر چه کسانی! حالا اینجا اطراف جاده لابد قبرستان بوده. امیرالمؤمنین به چپ و راست نگاه کردن این اذکار را گفتند و این هم یکی دیگر از اذکار بود برای سلام به اهل قبور.
علی بن ابی حمزه می‌گوید از امام صادق پرسیدم که: «آقا چه شکلی سلام بدیم به اهل قبور»؟ حضرت این‌جوری بگو: «السلام علی اهل الدیار من المؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات. انتم لنا فرط و إنا بکم إن‌شاءالله لاهقون». که تو قبر پیغمبر، قبرستان رد می‌شدند این را می‌گفتند: «السلام علیکم دیار قوم مؤمنین و إنا إن‌شاءالله بکم لاحقون». همین یک جمله کفایت می‌کند اگر گفته بشود.
و محمد بن سنان از مفضل نقل می‌کند. می‌گوید: «من قرأ أنا أنزلناه عند قبر مؤمن سبع مرات». «اگر کسی کنار قبر مرده‌ای هفت بار أنزلناه بخواند. بعث الله علیه ملکاً». خدا یک مَلَکی را به سمت او برمی‌انگیزد. «یعبد الله قبره». «بیا بنشین کنار قبر این بابا». آن ملک عبادت کند. «و یکتب للمیت ثواب ما یعمل ذلک الملک». «هر چی این فرشته کار انجام می‌دهد، ثوابش می‌رسد به آن مرده». خواندی. یک مَلَکی خدا می‌فرستد کنار قبر همین مرده. عمل می‌کند. ثواب این عمل و عبادتش می‌رود برای مرده. «فإذا بعثه الله من قبره». «وقتی که این از قبر درمی‌آید این مرده. لم یمر علی حول إلا این ملک که ملک انا انزلناه بود، می‌آید این را منصرفش می‌کند از آن هول و هراس». «ینجیهم الله به الجنة». «تا این را وارد بهشت کند خدا به شرط اینکه مشکلات دیگری نداشته باشد، حق الناس و مسائل این شکلی».
«أَنزَلْناه» صورت الحمد و المعوذتین. حمد هم بخواند. سوره ناس و فلق هم بخواند. قل هو الله هم بخواند. آیت‌الکرسی هم سه بار بخواند. «آیت‌الکرسی ثلاث مرات». «کل سورة». هر کدامش را سه بار بخواند. «و أنزلناه سبع مرات». پس سه بار هم، سه بار فلق، سه بار ناس، سه بار قل هوالله، سه بار آیت‌الکرسی، هفت بار انزلناه. دستورات ویژه است برای هدیه به اموات در قبرستان.
باز یکی دیگر از ادعیه این است: «السلام علی اهل دیار من المؤمنین و المسلمین. رحم الله المتقدمین منکم و المستأخرین و إنا إن‌شاءالله بکم لاهقون». و راوی می‌گوید که با امام باقر علیه‌السلام بقیه رد می‌شدیم به قبر مردی از اهل کوفه از شیعیان بود. یکی از شیعیان. حضرت قبلش وایسادند این دعا را کردند: «اللهم ارحم غربته و صل وحدته و آنس وحشته و آمن روعته و کن إلیه من رحمتک ما یستغنی بها عن رحمت من سواک». این‌ها باز از اذکار و ادعیه و سلام‌هایی برای اهل قبور بود.
و روایت جالبی هم دارد اینجا از امام صادق علیه‌السلام. فرمودند که: «وقتی مرده‌هاتون را زیارت می‌کنید اگه قبل از طلوع خورشید باشه، می‌شنوند و جواب می‌دهند». «وقتی بعد از طلوع خورشید باشه، می‌شنوند دیگه جواب نمی‌دهند». چون طول روز آنجا دیگر روز برزخی است. روز برزخی هم وضعیت زمانی و این‌ها. خب، آنجا شب و روزی مثل دنیا ندارد که خورشید و آفتاب و این‌ها بیاید و برود و این‌ها. بعد مثلاً روز عوض بشود بشود شنبه، یکشنبه. مثل اینجا نیست. البته ایام را داریم. آن شنبه، یکشنبه این‌ها را داریم که جمعه‌هایی اتفاق می‌افتد، شنبه‌هایی اتفاق. زمان در برزخی بحث مفصل و جدایی است که در موردش باید یک بحث جداگانه مطرح بشود. کلیتش این است که «جعلناه نهاراً معاشاً» دیگر. قرآن می‌فرماید که ما روز را مایه معاش کردیم. شب لباس مایع آرامش است. «سکنا جهنم لیلة سکن». شب سکونت. از حرکت و فعالیت متوقف می‌شوند. استراحت می‌کنند. روز مشغول فعالیت، تحرک می‌شود در برزخ. این را داریم. فعالیت‌های اجتماعی دارند آنجا با هم اهل برزخ. و وقتش هم بعد طلوع آفتاب. لذا شما دیگر اگر رفتید زیارت اهل قبور، اگر روز رفتی با خبر می‌شوند، اُنس هم می‌گیرند. دیگر به گفتگو کشیده نمی‌شود. چون مشغولیت. قبل از طلوع خورشید گفتگو دارند. خلوتشان است. یعنی وارد فضای عمومی و اجتماعی عالم برزخ انگار نشدند. و می‌شنوند و اجابت می‌کنند. حالا این هم روایتی است، وجهش این‌جور می‌تواند باشد.
و یکی دیگر از دعاهایی که در مورد اهل قبور دارد که پیغمبر با یک تعدادی از مردم با اصحابشان «کل عشیة خمیس». هر شب جمعه‌ای می‌آمدند در بقیع مدینه و می‌گفتند: «السلام علیکم اهل الدیار». سه بار هم گفتند: «رحمکم الله». بعد ملتفت به اصحابشان می‌شدند، می‌گفتند که: «هؤلاء خیر منکم». «این‌ها از شما بهترند». اصحاب گفتند: «برای چی یا رسول‌الله؟ این‌ها ایمان آوردند، این‌ها جهاد کردند، ما هم جهاد کردیم». حضرت فرمودند: «ان هؤلاء آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم». «این‌ها ایمان آوردند». «ما ظلم رمضان علی ذلک و أنا لهم علی ذلک شهید و أنتم تطعنون بعدی و لا أدری ما تحدثونه». «این‌ها ایمان آوردند. ایمانشان را آمیخته با ظلم نکردند. با همین بودند تا دنیا رفتند. من هم شهادت می‌دهم این مسئله را، ولی شما بعد از من می‌مانید. نمی‌دانم چه کارها خواهید کرد». که حالا فتنه‌ها کردند این‌ها. لذا این‌ها که مرده بودند، بهترند. اینجا این روایتی که خواندیم کاملش اینجاست.
ابن عباس می‌گوید که یک مردی آمد کنار یک قبری و نمی‌دانست که این قبر، قبر کیست. این قبری که اینجا بغل کیست. یک سوره ملک خواند. «تبارک الله الذی بیده الملک». و شنید یک نفری، یک صدایی شنید که گفت که: «هی‌المنجی». نجات بخش بود. حالا یا صاحب قبر گفته یا مَلَکی گفته. بله نجات بخش بود از عذاب قبر. این حدیث که خواندیم مال.
و به امام صادق علیه‌السلام داوود رَقی گفتش که: «أی قوم الرجل علی قبر أبیه و غریبه و غیر غریبه». «یکی می‌آید کنار قبر پدرش، خویشانش، غیر خویشانش. هل ینفعه ذلک»؟ «این خاصیت هم دارد»؟ حضرت فرمود: «نعم، بلی إن ذلک یدخل علیه». «این وارد می‌شود بر او ثوابش و این بودنش خاصیت دارد بر آن صاحب قبر». همان‌جور که اگر هدیه برای شما خوشحال می‌شوید، این برای مرده هم همین‌طور. و این دست گذاشتن رو قبر هم از اینجا آمده که عبدالرحمان سوال می‌کند از امام صادق علیه‌السلام که: «چه شکلی دستم را بگذارم رو قبر مسلمین؟» حضرت دستشان را این مدلی گذاشتند. یک کمی مدل که می‌گذاریم. «اشار بیده الی الأرض». به درسش اشاره به زمین کرد. «بیده علیها». این دستشان را گذاشتند. خود حضرت روبروی قبله دستشان را گذاشتند روی این پنج تا انگشت باز کردن و روی قبر گذاشتند. این سفارش شده. حالا یا یک انگشت می‌زند یا پنج تا. این بزرگان مثلاً آیت‌الله جوادی همین پنج تا باز می‌کردند می‌گذاشتند. رو به قبله می‌نشستند بالا سر قبر می‌شود. دستم این‌جوری باز می‌کند. این سفارش. رو قبر این کارو بکنید و آثاری دارد. حال از این دست و این‌ها نوری وارد می‌شود. تو آن کتاب «آن سوی مرگ» هم بود که از این لای انگشت‌ها دیدم دارد نور وارد قبر می‌شود. وزنا با سفارش شده.
امام رضا علیه‌السلام فرمودند: «کسی بیاید کنار قبر برادر مؤمنش، دست بگذارد رو قبر، هفت تا أنزلنا بخواند. أمنه یوم الفزع الاکبر». «آن روزی که روز ترس بزرگ است، این در امان است». یعنی چی؟ یعنی هم اینکه خوانده، هم آنی که برایش خوانده. «کسی نمی‌تواند زیارت ما بیاید، برود زیارت موالی صالح ما». «این‌هایی که ولایت ما را داشتند و صالح بودند. ثواب زیارت ما را برایش می‌نویسند». نه فقط حضرت شم. همین بزرگان، شهدا. شهید برونسی هم که می‌روی زیارت می‌کنی. شهید کاوه را زیارت می‌کنی. این افرادی که اینجا هستند. خواجه ربی‌اند. مشهد مثلاً، بهشت زهرا می‌روی مثلاً. حاج قاسم سلیمانی را زیارت می‌کنی. کربلا زیارت امام خمینی. کربلا زیارت احمد کاظمی، همت، همین‌جور این شهدا بزرگان، شهید حججی را زیارت. «این‌ها فرمود: ثواب و زیارت نام برای صاحب زیارت ما را می‌نویسم». «هر کس نمی‌تواند با ما صله داشته باشد، وصل ما بشود. فلیسأل صالحی موالینا». «برود با موالی صالح ما وصل بشود برای ثواب سلیم ما را». انگار آمده به ما سر زده.
خب، این هم یک تعداد دیگری از این روایات در مورد آداب قبرستان بود و در مورد آثار هدیه و اموات. باز هم روایت دیگری داریم. می‌فرماید که روایت خیلی جالبی. «کسی می‌خواهد به باباش صله بدهد تو قبرش. هدیه. یک چیزی به پدرت برسانی. صله. یک چیزی برسان به پدرت که در قبر است». چیکار کن؟ «فلیصل اخوان أبیه من بعده». «برو یک صله‌ای بده به آن رفیقای پدرت بعد از پدرت». برو به رفیقای پدرت برس. این برای چه گشایشی می‌آورد برای پدر شما در قبرش، در برزخش. هدیه برایش ببر. سر بهشان بزن. حال و احوالی بپرس. عیادت برو. این آثار برای پدرت. انگار خود پدرت رفته سر زده. دیگر که می‌دانی یکی از بهترین اعمال همین‌هاست دیگر. عیادت مریض و سر زدن و حال پرسیدن، دلجویی و این‌ها. انگار خود بابا رفته به نیابت از بابات. برو سر بزن به رفیق این بهش می‌رسد اثر.
قبلاً خواندیم که قبر نورانی می‌شود وقتی از طرف مرده صدقه بدهی که دیگر حالا روایت قبلاً بیشتر خواندیم، تکرار نمی‌کنیم. این نور هم آقا با ما هست و اصل ماجرا نور است. عرض کردیم. فرمود که روز قیامت منافقین به مؤمنین می‌گویند که: «انظرونا نقتبس من نورکم». «یکم به ما نگاه کن از آن نورتان". "نسیج ما بشود»؟ آنجا همه‌اش بحث نور است. سرمایه آدم نور. اینجا دیگر جای کسب نور نیست. مال مراحل قبل. اصلش دنیا بود. اگر هم دنیا جمع نکردی، برزخ. آنجا نور جمع می‌شود. اینجا نور نمی‌دهند. «فالتمسوا نورا». «برو برگرد دنیا. برو برگرد قیامت». جمع کردن نیست. کسی نور کسب نمی‌شود. منافقین هم که در ظلمت‌اند، بهره‌ای از نور ندارند.
به امام صادق علیه‌السلام گفتند که: «آقا می‌شود به جای مرده نماز خواند»؟ «إنه لیکون فی ضیق». «گاهی مؤمن در تنگنا». «فُیوسع الله علیه ذلک». خدا برایش توسعه می‌دهد. توسعه. گشایش ایجاد می‌شود به واسطه این نماز که برایش بخوانند. پیش مرده می‌آیند بهش می‌گویند که: «کشف عنک هذا الضیق بصلات فلان أخیک». «می‌دانی این تنگنا چطور از تو برداشته شدیم؟» فشار، تنگی و سختی و این‌ها. کابوسی بشود. خواب بدی. خواب بد گرفتار شدی. از پشت حمله کردند. سرت را ببرند. این حس را تو خواب داری. یکهو می‌بینی نفر نجاتت می‌دهد. این حال این شکلی. بهش می‌گویند که این بابت آن نمازی بود که فلانی از طرف تو خواند. این باعث گشایش، تخفیف داده شد به تو. بحث تخفیف را دارد و بحث توسعه را.
می‌فرماید که اعمال ما می‌رسد به مرده. حضرت فرمودند که: «یسأل إلیهم». «می‌رسد بهشان. خوشحال می‌شوند وقتی بهشان هدیه می‌شود». امیرالمؤمنین فرمود که: «زیارت مرده‌هاتون. فإنهم یفرحون بزیارتکم». «بابت زیارت شما خوشحال می‌شوند و اُنس می‌گیرند». و دارد که اگر شما سوره یاسین را بخوانید برای مرده کنار یک مردی حالا این تازه‌مرده، عرض کنم کنار جنازه‌اش می‌خوانی، کنار قبرش می‌خوانی. این هم خوب است. یعنی تا دفن می‌کنند. پا نشوند بروند. یاسینی بخوانند. قرآنی، کار این شکلی.
پیامبر فرمود که: «سوره یاسین اگر بخوانید برای این مرده. هوّن الله عزوجل علیه». «خدا برایش تهوینی ایجاد می‌کند». «سبک و ساده می‌شود». فضا از آن فضای سنگین در می‌آید. دیدید بعضی وقت‌ها فضا چقدر سنگین است؟ یک جلسه‌ای وارد می‌شوید. همه مثلاً مخالفند با شما. نگاه‌ها سنگین است. سکوت سنگینی حاکم. جو سنگینی حاکم است. شوخی می‌کند. یک اتفاقی می‌افتد، جو می‌شکند. این سنگینی. این سوره یاسین سنگینی فضای مرده را که دارد وارد عالم برزخ می‌شود را می‌شکند برایش. یا اگر آنجا از دنیا رفته قبلاً این برایش شکسته می‌شود و اثر دارد. سوره یاسین خیلی سفارش شده. سوره خاصی است. قلب قرآن است دیگر. ببینید قلب مرکز پمپاژ است. از اینجا پمپاژ می‌شود. انگار این به خود حرف سین هم. قلب حروف یاسین. یاسین. خطاب. سینش هم که سینه. «یا سید المرسلین» گفتند این‌جوری خطاب به پیغمبر اکرم. و سین قلب حروف وسط حروف و در واقع قرآن هم قلب سوره یاسین. این پمپاژ می‌کند. این معارف از سوره یاسین پمپاژ می‌شود. و ملکوت در واقع آن قرآنی که می‌خوانند بالا می‌روند، قلب آن قرآن با چیست؟ با سوره یاسین. قلبش از کار می‌افتد گاهی و قلبش کار می‌کند. این حیات از قلب است دیگر. اصل. لذا معارف سوره یاسین معارف حیاتی قلب قرآن. اصل معارف که از قرآن و کسی یاد بگیرد سوره یاسین. و ارتباط خاصی هم با پیامبر اکرم دارد. پیغمبر هم خودش قلب عالم هستی است. و معارف سوره مبارکه یاسین هم معارف خاصی. «سلام قولاً من رب رحیم». یکی از آیات فوق‌العاده‌اش. «فی امام مبین». از آیات فوق‌العاده. و همین‌طور آیاتی که هست در سوره مبارکه یاسین. مضمون اصلی‌اش هم همان فضای معاد و برزخ و این‌هاست. و قلب کار. آن مرکز پمپاژ. به قلب ملکوتی این اتصال. انگار مثل شوک. قلب را به کار می‌اندازند. وقتی طرف دارد می‌میرد، قلبش را به کار می‌اندازند. دست و پایش را کار ندارند. قلبش اگر کار افتاد، آن که سکته کرده این برمی‌گردد. حیات پیدا می‌کند. در واقع این شوک ملکوتی سوره یاسین هدیه کردن به این مرده قلبش را به کار. قلب ملکوتی برایش گشایش می‌شود. حالا چه به این یک نفر چه به همه. برخی مؤمنین هر روز سوره یاسین می‌خواندند. برایشان مثل قند بود. مادر خود ایشان هم مقید بود به این کار. مادر آیت‌الله وحشت. هر روز سوره یاسین را می‌خواندند. خود ایشان هم مقید بود. خیلی از بزرگان مقید. هر روز سوره مبارکه یاسین را می‌خوانند و هدیه می‌کنند به اموات. و حالا برخی باز مدل‌های خاصی دارند. آن کلمات مبین سوره یاسین مثلاً هفت تاست و آثار خاصی دارد. و خود یاسینش مثلاً آثار خاصی دارد. به هر حال اینجا سوره مبارکه یاسین سفارش شده.
فرمود که چرا بر نداری نسبت به پدر و مادرتون که به بچه‌ها خواندین؟ فرمود که: «هر کس مؤمنین عملی کند نسبت به مرده‌ای، عملاً صالحاً به جای مرده عمل صالحی انجام» دهد. «أُضُعِّف الله أجره». «خدا اجرش را مضاعف می‌کند». «و ینعم به ذلک المیت». «خدا اینجا در نعمت قرار می‌دهد و میت نعمت برایش حاصل می‌شود». ملائکه با طبق‌های بهشتی می‌آیند سمتش و برایش هدیه می‌آورد. جای دیگر دارد که اُنس می‌گیرند مرده‌ها با شما. این‌ها که می‌آیند زیارت قبرشان اُنس می‌گیرند و رأفت و رحمت الهی جاری می‌شود که تو همین ادعیه بود خواندیم: «أسکن إلیه من رحمتک و رأفتک». به خود اهل بیت هم می‌خواندند و طلب رحمت می‌کردم برای اموات و این قطعاً آثار دارد. خود امام زمان آن‌جوری که برخی بزرگان فرمودند، مقیدند به زیارت اهل قبور. ظاهراً هر روز. گفتند هر روز حضرت زیارت اهل قبور می‌روند. و خصوصاً قبرستان وادی‌السلام را حضرت عنایت دارند و زیاد می‌روند یا هر روز می‌روند و گفتند قرائت قرآن حضرت وقت. بزرگان گفتند قرائت قرآنشان آنجا است. در قبرستان وادی‌السلام. به هر حال این‌ها خوب است. قبرستان رفتن ما مستقیم آثار و برکاتی که دارد هم به ما می‌رسد هم به آن اموات. و این عمل هم همین‌جور پیوسته می‌ماند. هم برای خودمان هم برای آن شخص.
این هم از روایت جالب است. می‌فرماید که: «اگر کسی قرآن بخواند و عمل کند به قرآن. ألبسه والداه تاج یوم القیامة». «یکی از بهترین چیزهایی که برای پدر و مادر اثر دارد. شما قرآن می‌خوانی، عمل می‌کنی. خواندن قرآن، اُنس با تفسیر قرآن، تدبر قرآن. عمل وقتی می‌کنی به پدر و مادر تاج می‌دهند روز قیامت». تاج. قبلاً یک صحبتی شد. «أحسن من ضوء الشمس فی بیوت الدنیا». «پرتو این تاجی که سر پدر بابت قرآنی که خواندی. پرتو خورشید تو خانه‌های دنیا شفاف‌تر و خوشگل‌تر». خورشید می‌افتد تو خانه‌ها. چقدر قشنگ است؟ دلنواز. چشمنوازی. این پرتو خورشید تو خانه‌ها می‌افتد از لای پرده نور می‌آید. چقدر قشنگ است؟ «تاجی که پدر و مادر سرشان می‌گذارند بابت قرآنی که بچه خوانده و یاد گرفته از نور این خورشید قشنگ‌تر». «لَوْ کَانَتْ فِیکُمْ فَمَا ظَنُّکُمْ بِالَّذِی عَمِلَ بِهَا»؟ گمانتون چیست در مورد پاداش کسی که خودش عمل کند به قرآن؟ به پدر و مادرش وقتی این‌قدر گیر؟ قرآن نورش عجین می‌شود با باطن حقیقت و نفس. تاج بحث عرض کردیم قبلاً و ترقی می‌آورد برای هم اموات هم خود اینی که خوانده و وارد می‌شود در قبر. «ما یدخل علی المیت فی قبره». «داخل در قبر میت می‌شود». نماز و روزه و حج و صدقه و دعا. غافل نشویم. ادعیه که ذکر شده را بخوانیم به نیابت اموات که این را قبلاً هم در موردش عرض کردیم.
بهترین چیزی که خلیفه آدم می‌شود بعد از مرگش، این سه تاست. یکی بچه خوبی که دارد. صدقه‌ای که ازش می‌ماند. علمی که بهش عمل می‌شود. بعد از خلیفه ماست. انگار خودت نیستی، این‌ها را جای خودت گذاشتی و دارد جای تو کار می‌کند. این را هم برای آن کسی که انجام می‌دهد می‌نویسند هم برای میت. این اعمالی که انجام می‌شود، خشم خدا برداشته می‌شود به واسطه این کارهایی که انجام می‌شود.
امام صادق فرمودند که: «آدم حج خودش یا عمره خودش یا بعضی از نماز یا طوافش را برای برخی از خانواده‌اش که از دنیا رفتند انجام بدهد. آن میت از این عمل بهره می‌برد». «تا آنجا که ممکنه قبل از آن مغضوب خدا بوده باشد با این عمل بخشیده می‌شود. مسخوطاً علیه فُیغفَر له». در سخط الهی بود. غفران شامل حالش و چه بسا قبل از این تو فشار و تنگی بود. «مضیقه فی ضیق». توسعه گشایش برایش ایجاد می‌شود. با خبر می‌شود مرده می‌فهمد که این‌جوری شد. «فعل ذلک الناصب یجری عنه». «کارها را اگر از طرف ناصبی انجام بدهی، باعث تخفیفش می‌شود». آدمی که با اهل بیت هم خوب نبوده، مشکل داشته با اهل بیت. برای این هم اثر دارد. هدیه به اموات برای این‌ها هم اثر دارد. حتی اگر ناصبی باشد، البته ناصبی به حدی که شرک و این‌ها کشیده نشده باشد. یعنی بالاخره صاف نبوده دلش با اهل بیت ولی برای او هم به هر حال بی‌اثر نیست این اعمال. بهش می‌رسد.
و روایت دیگری که هست که حالا در مورد رشد اطفال در عالم برزخ که این یک بحث جداگانه‌ای است ان‌شاءالله در موردش صحبت خواهیم کرد به عنایت حق تعالی و می‌فرمایند که قرآن را بهش یاد می‌دهند تو عالم برزخ که این هم قبلاً روایتش به مناسبتی قبلاً تو بحث قبلیمان خوانده شد. و این دعا برای ترفیع درجه. «درجه ته». این هم از دعاهای خوبی است برای پیغمبر اکرم و دعایی برای اهل بیت و خود ذکر صلوات و دعاهای این شکلی که «تقبل شفاعتک» تو تشهد هم بخوانیم و خوب است برای مرده‌ای هم که تازه از دنیا رفته این شکلی دعا کنیم: «و ارفع درجته فی أعلی علیین». این هم از چیزایی است که خوب است انجام بشود معمولاً. دعا کنیم که: «خدایا! این را درجه‌اش را بالا ببر در علاء علیین مرده».
خب، این هم این چهل تا روایتی که اینجا تو این کتاب آورده شده بود از کتاب شریف بحار. هم تقریباً دیگر مطلبی نماند و روایات را تقریباً کامل اشاره کردیم این‌هایی که بود و یک نگاه اجمالی سریع دیگر فقط بکنیم ببینیم که روایتی نمانده که می‌بینم الان آها این روایت خوبی است در بحار که نخواندیم. چند تا روایت اینجا داریم. بله این‌ها را نخواندیم. این‌ها را بگوییم.
امام صادق فرمودند: «این ذکر هفتاد بار بگویید: یا أسرع الحاسبین و یا أحکم الحاکمین». «این چهار تا کلمه را هفتاد بار بگوییم». فرمود: «أنا ضامن له فی دنیا و الاخرة» یا أسمع السامعین و یا أبصر الناظرین. «من ضامنم برایش هم تو دنیا هم تو آخرتش که خدا را ملاقات می‌کند با بشارتی موقع مردنش و بابت هر کلمه که گفته یک خانه‌ای تو بهشت بهش می‌دهم». «آقا کاری ندارد هفتاد بار: یا أسمع السامعین، و یا أبصر الناظرین، و یا أسرع الحاسبین، و یا أحکم الحاکمین». این‌قدر اثر دارد. «من ضامنم که بشارت دهند موقع مرگش به هر کلمه‌ای که گفته. چهار تا کلمه بود، یک خانه‌ای در بهشت بهش».
پیامبر اکرم فرمودند که: «زیاد صلوات بر من بفرستید. فإن الصلاة علی نور فی القبر». «این صلوات بر من نور در قبر برزختون نورانی می‌کند». «و نور صراط». «صراطتون نورانی می‌کند». «و نور فی الجنة». «نوری در بهشت». همه‌اش نور. آنجا را همه‌اش ما به چی کار داریم؟ نور. نور می‌خواهیم. این نور کجاست؟ تو ذکر صلوات. ذکر صلوات نور ازش غافل نشویم.
روایت بعدی امام صادق فرمودند که: «کسی سوره نون بخواند، نون و القلم در نماز واجب یا نافله. أعاذه الله من ضمة القبر». «خدا از فشار قبر نجاتش می‌دهد». که قبلاً در مورد فشار قبر یک اشاراتی کردیم. «خدای متعال وحی کرد به موسی: قم فی ظلمة اللیل». تو تاریکی شب پاشو. «القبر یک روضه من ریاض الجنة». «این قبرت را یک باغی از باغ‌های بهشت قرار بده». این‌که پا می‌شوی تو تاریکی شب برای عبادت و مناجات. انگار قبرت می‌شود یک بوستانی از بوستان‌های بهشت. برزخت این شکلی می‌شود. «خیلی قبر مرده‌هاتونو زیارت کنید و سلموا علیهم». «سلام بدهید به این‌ها». «فإن لکم فیهم عبرة».
امام باقر فرمودند: «اگه کسی رکوعش را تمام کند، رکوع درست حسابی به جا بیاورد. هی هورتی نباشد». تار از پایین بلند شود. رکوع درست حسابی به جا بیاورد. «وحشت در قبر برش داخل نمی‌شود». که حالا این اسراری است نسبت به خود عمل رکوع و ملکوت رکوع در این رکوع چه ویژگی است که باعث وحشت قبر برداشته بشود، نیاید سمت آدم.
داوود رَقی هم روایتش را خواندیم. در مورد سوره ملک هم به بچه‌ها خواندیم از امام باقر علیه‌السلام نقل که فرمودند: «از پیامبر پرسیدند: کی بیشترین حق را بر مرد دارد؟» «والداه». پدر و مادر هستند.
و روایت دیگر از امام صادق که فرمودند: «هر کس دوست دارد خدا موقع مرگش از این سکرات مرگ تخفیف بدهد». «این حال گیجی که موقع مرگ ایجاد می‌شود. آدم مات و مبهوت کنده می‌شود از این بدن. خدا ثواب کند برایش. فلیصل قرابته و سولاً». «زیاد فامیلش و به والدیه باراً». «به والدین داشته باشد». «وقتی این کار را کند، هوّن الله علیه سکرات الموت». «این سکرات مرگ را برایش صادر می‌کند و لم یصب فی حیاته بفقر أبداً». «تو زندگی هم هیچ وقت فقیر نمی‌شود». از آثار جالب این کار. و این هم از بابی بود که خلاصه عرض کردیم روایاتش را. آثار این اعمال هدیه برای اموات.
خب، یک چند تا نکته دیگر می‌ماند اینجا عرض بکنیم و بحث خانواده و پدر و مادر و فرزند و این‌ها می‌رود برای جلسه بعد. یک دو سه تا داستان اینجا داریم و نکاتی هست از مرحوم آیت‌الله حسینی تهرانی. این را بخوانیم عرض بکنیم در مورد آثار این هدایا برای اموات که حالا به چه نحوی است. تغذیه می‌شوند. اثر دارد برایشان. نور می‌شود و رشد می‌کنند. فایده دارد.
مرحوم آقای حسینی تهرانی در «معادشناسی» جلد سه، صفحه ۱۹۸ این داستان را نقل می‌کنند. می‌فرمایند که: «سال ۱۳۶۴ هجری قمری» (الان ۱۴۴۲ ایم) «۱۳۶۴ مرحوم شیخ الفقها و المحدثین، مجلسی زمان خود آیت‌الله آقا میرزا محمد تهرانی. ایشان که دایی پدر ما بودند. دایی پدر آیت‌الله حسینی تهران از علمای برجسته اسلام و مقیم سامرا و صاحب تألیفات نفیسه از جمله مستدرک البحار. مستدرک البحار هم کار ایشان است که بعد از علائم کتابی مانند آن تا به حال نوشته نشده. با تمام عقربه‌های خود برای زیارت حضرت ثامن‌الائمه به ایران مسافرت کردند». ایشان آقای تهرانی، آیت‌الله تهرانی مرحوم دایی پدر آیت‌الله حسینی تهران، ایشان با همه فامیلشان آمدند مشهد زیارت امام رضا. «سنش ۸۵ سال». «بسیار مرد متعبد و متحجد و پارسا و خوش اخلاق». «اولاد ایشان و دامادهایشان همه عالم و صاحب فضل و کمال و تقوا بودند. البته مناسبت قرابت و خویشاوندی در منزل مرحوم والد ما آیت‌الله حاج سید محمد صادق تهرانی» (یعنی پدر آیت‌الله حسینی تهرانی) «فامیل بودند. دایی پدر ایشان بود. دایی آمده بود خانه خواهرزاده که پدر آقای تهرانی می‌شود. هر روز جماعت کثیری از علمای اعلام و محترمین از تجار و اصناف به دیدن ایشان می‌آمدند و منزل مملو از جمعیت». «هر روز می‌آمدند می‌رفتند و دیدار این عالم ربانی. چندین نفر مختص به پذیرایی از واردین بودند». «چند نفر کارشان این بود که از این‌ها که می‌آیند پذیرایی». «از آن جمله اعمام ما که همشیره‌زادگان ایشان بودند». (یعنی عموهای ما که نام خواهرزاده‌های آیت‌الله تهرانی بزرگ حضرت آیت‌الله حاج سید محمدتقی سید کاظم و سید محمدرضا) «که اول وقت چاشتگاه می‌آمدند و تا پاسی که از شب می‌گذشت بعد از صرف شام مراجعت به منزل‌های خود می‌کرد». این‌ها از اول صبح می‌آمدند. عموهای آیت‌الله حسین تهرانی. «اول تا بعد شب».
«چند روز که از این قضیه گذشت، یک روز آقا میرزا نجم‌الدین آقازاده بزرگ مرحوم آدایی آقا میرزا محمد». (آن آیت‌الله تهرانی بزرگ، آقازاده‌اش، آقازاده بزرگش میرزا نجم‌الدین) «که خودش از علمای برجسته و دارای تألیفات عدیده‌ای است، رو کرد به یکی از عموهای ما حاج سید محمدرضا گفت: من دیشب عمویم را خواب دیدم». (یعنی والده این عموی ما، مادربزرگ آیت‌الله حسینی تهران. قاطی نشوید.) «یعنی پدر ایشان. مادر پدرش. مادر پدر آیت‌الله حسینی تهرانی که هم مادر پدرشان بوده هم مادر عمویش. آن آقا نجم‌الدین به این عموی ایشان گفته بود: من مادرت را خواب دیدم. در عالم رؤیا به من گفت: به محمدرضا بگو چرا چند شب غذای ما را نفرستادی؟» «این جمله را آقا میرزا نجم‌الدین به عموی ما گفت. عموی ما هر چی فکر کرد، چیزی به نظرش نرسید تا فردای آن روز که تو منزل ما آمدند، گفتند: معنی خواب را پیدا کرده‌ام. من سی ساله عادتم این است که بعد از نماز مغرب و عشا دو رکعت نماز والدین می‌خوانم. ثوابش را به روح پدر و مادرم هدیه می‌کنم». «چند شب است که به خاطر پذیرایی از این‌هایی که آمدند نتوانستم بخوانم». «حالا مادرم آمده به خواب آقا میرزا نجم‌الدین، بنده خدا خبر نداشته از من گلایه کرده اینکه چرا غذای ملکوتی ما را نمی‌فرستی». نماز والدین آنجا غذای این‌هاست. رویش حساب باز می‌کنند. اثر دارد برای این‌ها.
«آقا میرزا نجم‌الدین ساکن سامرا بود. تازه‌وارد بود به تهران». «عموی ما ساکن تهران بود. ابداً آقا میرزا نجم‌الدین از این عمل عموی ما مطلع نبوده». «این خواب باعث تعجب همه حضار». «این‌ها ارتباط عالم ارواح است به عالم مثل به شهادت». «نشان می‌دهد این‌ها ارتباطشان و اینکه این‌ور حضور دارند». «اثر دارد». «می‌گیرند». «فایده دارد». «این اعمال به این‌ها می‌رسد». «خاصیت دارد و چشم دارند به این‌ها، امید دارند». «شب جمعه است ان‌شاءالله همه امواتمان بهره‌مند بشوند از عنایات حق تعالی و رحمت خدای متعال جاری بشود به همه اموات». به هر حال این یک داستان.
یک داستان دیگر هم داریم. البته توضیحات دارد در همان جلد سه، صفحه ۲۲۰. یک عنوانی دارد ایشان: «ارواح برای دیدار اهل خود به دنیا نزول می‌کند». «این نشان می‌دهد که آقا نسبت خویشاوندی نمی‌شکند». «یکی از نشانه‌هاست. چندین نشانه ما در قرآن داریم که حالا ان‌شاءالله بعداً اشاره بهش می‌شود. نسبت خانوادگی، برادر و برادر، پدر و پدر، مادر و مادر، بچه و بچه است. بابا بزرگ، جد هفتم و جد صدم». «همه این‌ها برقرار. نسبت خویشاوندی، ملکوتش و رحم آن برقرار». «آن نظام اعتباریش البته دیگر جمع شده است. قبلاً اشاره کرد و بلکه هنوز حضور دارد به نحوی تو این خانه و این خانواده».
روایت در کافی مرحوم حسینی تهرانی اینجا نقل می‌کند روایت‌ها: «أن المؤمن لیزور أهله». «مؤمن می‌آید به زیارت. فیرى ما یحب». «می‌آید چیزهایی می‌بیند که خوشش می‌آید». «و یستر عنه ما یکره». «اگر کارهای بدی دارند می‌کنند که این خوشش نمی‌آید، ازش می‌پوشانند». «گناهی دارد انجام می‌شود. کار ناجوری دارد می‌شود. نشانش نمی‌دهند». «آن‌هایی را که نشان. آن‌هایی که خوب است و خوشش می‌آید نشانش می‌دهند». «و إن الکافر لیزور أهله». «کافر می‌آید به خانواده‌اش با خبر می‌شود از خانواده. فیرى ما یکره». «خوشش نمی‌آید». «و یستر عنه ما یحب». «آن‌هایی که خوشش می‌آید بهش نشان نمی‌دهند». «کل جمعة». «بعضی از این‌ها هر جمعه می‌آیند سر می‌زنند». «و منهم من یزور علی قدر عمله». «بعضی‌شان به مقدار عملشان می‌آیند». یعنی یا کمتر یا بیشتر. بعضی اشراف بیشتر دارند. بعضی اشراف کمتر. بعضی این‌قدر بالایند مثل مرحوم آیت‌الله بهادینی. می‌فرمود که این پسر معاصر حمید از دنیا رفته بود و گفت: «همه‌اش می‌آید اینجا. این‌قدر سر می‌زند. این‌قدر پیش من است که بهش می‌گویم: بابا تو آن‌ور خانه و زندگی نداری تو عالم برزخ که همه‌اش پیش منی». آقای بهادینی حمید، بازاری بود. از دنیا رفته بود. «بهاد من می‌خواهم با شما اُنس بگیرم. شما از من احساس تنهایی نکنی». «من رفتم». بهادینی سر می‌زده. یعنی چقدر آقای بهادینی بزرگ بوده. به آن هم دستش باز بوده. پسر که راحت می‌توانسته بیاید سر بزند و پدر آن‌قدر محضر شریف و مبارک بوده که این بچه افتخار می‌کرده بیاید اینجا کنار پدر.
«زوال الشمس ظهر مؤمن و کافر می‌آیند به خانواده‌شان سر می‌زنند». می‌گوید: «از دنیا رفتند. زوال شمس یعنی اذان ظهر». «فإن رآهم أهله یعملون بالصلاة». «اگه بیایند ببینند که خانواده دارند کار خوب انجام می‌دهند. آماده نماز شدن». «و این حجاب دارد». «آن نمی‌دانم نماز می‌خواند. این تقوا دارد. این حرام گوش نمی‌دهد. آن حرام نمی‌بیند تو گوشی‌شان». «حواسشان جمع است. حرف‌های خوب می‌زنند. بحث علمی دارند. سخنرانی گوش می‌دهند. حمد الله علی ذلک». «خدا را حمد می‌کند». «مؤمن وقتی یعملون بالصالحات کانت علیه آسفة». «وقتی می‌بیند خانواده‌اش دارند کارهای خوب می‌کنند، حسرت می‌خورد. ما نماز نخواندیم و طاعت نداشتیم. ما کاری نکردیم». «این دردش بیشتر، فشار».
روایت دیگر دارد از موسی بن جعفر می‌گوید که: «ساقی نماز پرسید که سألته: یزور أهله». «حالا ما می‌رویم سر می‌زنیم به اموات. اموات هم می‌آیند»؟ «پرسیدم چند وقت یک بار سر می‌زند»؟ «هفته به هفته. جمعه به جمعه. رب شهر. ماه به ماه. و فی سنة. سال به سال. علی قدر منزلته». «بستگی به طرف دارد. اگه خوب باشد جمعه به جمعه. بلکه کمتر از جمعه. متوسط باشد ماه به ماه. بد باشد سال به سال». «این‌جوری». «گفتم: تو چه صورتی؟ طائر لطیف». «در صورت یک پرنده لطیف». «نه پرنده یعنی پرنده‌ای که حیوانات نه یعنی خودش پرواز می‌کند دیگر. بال دارد و مثلاً پرواز می‌کند. حالت کسی یک موجودی که پرواز. می‌آید کنار این دیوارها و یشرف علیهم». «مشرف می‌شود بر این‌ها. همان‌جا هم به خیر و فرح». «خوشحال من رآهم بشر و حاجت». «خزنه و غم». «وقتی می‌بیند که این‌ها تو شرند و گرفتارند، حاجتمندند، به فکر آن‌ورسشان نیستند، ناراحت می‌شود. غم می‌گیردش. غصه می‌خورد که چرا این‌ها حالیشان نیست آن‌ور چه خبر».
باز روایت دیگر که نقل می‌کند عبدالرحیم قصیر می‌گوید که به حضرت گفتم که: «المؤمن یزور أهله». «مؤمن بله یستأذن ربه». «از خدا اجازه می‌گیرد». «کدام بهش اجازه می‌دهد»؟ «ملکین». «با دو تا ملک راه می‌افتد می‌آید. صورته طیر یقع فی». «در یک صورت خلاصه پرنده‌واری می‌آید برای این خانه واقع می‌شود. ینظر إلیه و یسمع کلامها». «می‌آید به این‌ها نگاه می‌کند. کلام این‌ها را می‌شنود». آن داستان مهندس هم توی «مرگ» همین شکلی بود دیگر. آمده بودند تو خانه باباش هم دنبال پیچ گوشتی می‌گشت و این‌ها. مگر تصرف هم کرد؟ آن پیدا کرد و این‌ها. خلاصه می‌توانند به این نحو می‌آیند حضور پیدا می‌کنند. و گفت: «دیدم که این‌ها دارند ناراحت می‌شوند. دیگر نخواستند تصویر ببینند». خیلی مطابقت با این روایات دارد. و همین جنس اینکه مرده‌ها می‌آیند سر می‌زنند و خبردار می‌شوند و به صورت پرنده منظور این نیست که این به صورت مرغ و حیوان و این‌هاست و تمثیل می‌کنند که همان‌جور که مرغ‌ها می‌آیند خانه و این‌ها این‌ها هم همان شکلی پرواز می‌کنند می‌آیند با خبر.
پیغمبر فرمودند که: «قسم به کسی که جان محمد در دست اوست. اگر شما لو یرون مکانهم». «اگر این بازمانده‌های مرده موقعیت و محل مرده را می‌دیدند. یسمعون کلامه». «حرفش را می‌شنیدند. لذات». «دیگر از مرده‌شان غافل می‌شدند. لبکی علی نفوسهم». «به خودشان، به حال خودشان گریه برای خودشان گریه می‌کردند که ما وضعمان چیست». «حتی اذا هم بالمیت علی نعشه». «مرده را می‌گذارند روی تابوتش. روح این مرده بالای این جنازه پرواز می‌کند. حرکت دارد». «این روح بالای این جنازه داد می‌زند، صدا می‌زند: یا أهلی و یا ولدی». «ای خانواده من! ای بچه‌های من! لا تلعبون بکم الدنیا کما». «دنیا بازیتون نده آن‌جوری که من را بازی داد». «فجمعت المال من حله و غیر حله». «حلال و حرام مال جمع کردم». «ثم خلفت لغیری». «حالا گذاشتم برای شماها. برای دیگران. خودم رفتم. پولام مانده». «فلا منع له و تبعه علیه». «خوشی‌هایش مال شماست که پولامون. تبعاتش مال من است. گردن‌گیر من است. گریبان‌گیر من». «فاحذروا مثل ما حل بی». «حواستان باشه من چه بلایی سرم آمد». «بترسید از این اوضاعی که من».
من اینجا یک بحثی روشان مطرح می‌کنم در مورد اینکه عمل خیر بازمانده‌ها و ارواح می‌رسد که خب روایت را می‌آورند که اکثر این روایات را با هم خواندیم. و مطالبی را اینجا مطرح می‌کنم. زیارت اهل قبور خیلی فایده دارد. خصوصاً زیارت قبور علما و شهدا و مقربین درگاه خدا. زیارت قبور ائمه مثل این می‌ماند که تو آب کر وارد بشود. ظاهر را پاک می‌کند. از هر آلودگی در می‌آورد. نتیجه زیارت ارتباط با روح متوفی است. زیارت‌کننده از آن روح مدد می‌گیرد. هر چه روح متوفی پاک‌تر و عالی‌تر باشد، زائر بهره بیشتری می‌برد و آن روح متوفیان به قبر خودش ارتباط بیشتری دارد. زیارت ارباب در سر قبرشان اثر بیشتری دارد. مؤمن زائر به واسطه دریچه قبر خودش را به روح آن معصوم و مقرب درگاه خدا مرتبط می‌کند و ارتباط برقرار می‌کند. مشهور است که سر قبر علما حاجت بیشتر برآورده است. اصولاً جاهایی که مردمان بزرگ، اولیا خدا دفن شده‌اند، نورانیت و وحدت بیشتر است. محسوس است که آن بقاع و اماکن روشنی خاصی دارند و گرفتگی و تاریکی ندارند. به خلاف قبور کفار که تاریک است، خسته‌کننده است و باعث قبض و تنگی می‌شود. می‌بینی تو قبر بهشت زهرا قطعه شهدا می‌روی چه حالی پیدا می‌کنیم. پشت به پشت قطعه‌های دیگر چقدر آدم دلش می‌گیرد، حالش گرفته می‌شود. شاید تو یک قطعه یک دانه نمازخوان گاهی نباشد. یک قطعه قبرستان بهشت زهرا تهران، یک قطعه یک دانه نمازخوان. آن سیاهی لجنش می‌گیرد آدم. قبرستان گلزار شهدای بهشت زهرا و جاهای دیگر.
چند تا داستان نقل می‌کند اینجا مرحوم آیت‌الله حسینی تهرانی که ان‌شاءالله دیگر این‌ها می‌رود برای جلسه بعد که داستان‌های قشنگی هم هست. نکاتی هست ان‌شاءالله جلسه بعد با هم خواهیم خواند.
و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح و بررسی کتاب سه دقیقه در قیامت (موضوعی)

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00