دروس تمهیدیه

جلسه سی و دوم

00:17:50
35

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم‌الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
بحث بعدی ما در مورد رضاع است. این رضاع (به معنی شیرخوردن) است نه رضایت. «الرضاع اذا أرضعت امرأة ولد غیرها»، یعنی اگر زنی فرزند دیگری را شیر دهد، «بشروط الآتیه» در ضمن این شروطی که بیان می‌شود، «ترتبت علی ذلک حرمة النکاح»؛ به‌طورکلی محرمیت و حرمت نکاح پدید می‌آید. نکاح با این افراد حرام می‌شود. البته این حرام‌شدن، توضیحاتی دارد؛ چه کسانی و چگونه، که باید توضیح دهیم.
به‌طورکلی، یکی از اسباب حرام‌شدن نکاح، همین شیردادن است و به شکلی است که بیان می‌شود: حرمت نکاح و محرمیت به این شکل است که: «تَصيرُ الْمُرْضِعَةُ أُمّاً لِلرَّضِيعِ». این موارد را فکر کنم باید روی تخته بنویسم. ما یک «مُرضِعَه» داریم که زن شیردهنده است، و یک «رَضِيع» داریم که بچه شیرخوار است. وقتی این خانم به این بچه شیر می‌دهد، این زن مادرِ این بچه می‌شود. «صاحب اللبن» (صاحب شیر) یعنی شوهر این خانم. شیر مال او است دیگر؛ آن خانم شیری را می‌دهد که مال این (شوهر) است؛ به دلیل اینکه از نطفه این شوهر است که شیر در بدن زن تولید شده است و با نفقه‌ی او شیردار شده است. شیردادن فعل او نیست، بلکه حاصل نطفه اوست. پول شیر را که نمی‌گیرد، پول شیردادن را می‌گیرد. شیر مال اوست و او پدر این بچه می‌شود. صاحب اللبن می‌شود پدر رضاعی (پدر رَضیع).
«و صاحب اللبنُ أبٌ لهُ». صاحب اللبن می‌شود پدر رضاعی (پدر رَضیع).
«و اخوتهما اخوال و اعمام لهُ». خواهران و برادران آن دو نفر (زن شیردهنده و شوهرش) خویشاوند رضاعی می‌شوند. خواهران و برادران آن‌ها، خاله و دایی، احوال و عمه و عمو خواهند شد.
شیر مادر خودش را نخورده است؛ آن دیگر به‌واسطه‌ی زایمان و ولادت است. رضاع یک چیز است و ولادت چیز دیگر.
ما اینجا داستانی داشتیم از آقای سید علی که ایشان را خاله‌اش شیر داده بود. خاله‌اش سنی بود. شوهر خاله‌ای هم داشت که او هم سنی بود. حالا این خاله، مادر رضاعی برای سید می‌شود. این شوهرخاله، پدر رضاعی برای سید می‌شود. یعنی برادر و خواهر این شوهرخاله - که اسمش را نمی‌دانم و خودش هم اینجا نیست که بگوید برادران و خواهرانی دارد - این‌ها عموی رضاعی سید می‌شوند. این‌ها عمه‌های رضاعی سید می‌شوند. حالا خاله، برادر و خواهر دارد که خب این‌ها دیگر برادر خاله‌ها (دایی‌های سید) مستقیم بودند؛ ولی اگر این (خاله) هم شخص دیگری باشد، از کوچه و خیابان، این خواهر و برادرانش هم باز می‌شوند خاله و دایی سید. روشن است؟
«و اخوتُهما اخوالٌ و اعمامٌ لهُ». خواهر برادران آن پدر (صاحب اللبن) و مرضعه (زن شیردهنده) می‌شوند خاله و دایی و عمو و عمه برایش.
«و اخواتُهما عماتٌ و خالاتٌ لهُ». حالا آنجا اگر "اخوال" را به قرینه‌ی این حالات دایی بگیریم و "اعمام" را عمو بگیریم، "عمات" می‌شوند عمه‌ها و "خالات" می‌شوند خاله‌ها. خواهران آن دو را هم اخوات بگیریم، "اخوتُهُما" یعنی برادرانشان، "اخواتُهُما" یعنی خواهرانشان. خواهران آن‌ها هم می‌شوند عمه و خاله‌هایش.
«و اولادُ اخوَتهِما اخواتٌ لهُ». حالا بچه‌های این دو، فرزندان این زن شیردهنده و شوهرش، هم می‌شوند برادران و خواهران رضاعی. الان این خاله و شوهرخاله ایشان اگر دختر و پسر داشته باشند، این دخترها می‌شوند خواهر رضاعی سید و این پسران هم می‌شوند برادر رضاعی سید. باب ازدواج در این خانواده برای سید بسته شد.
«و کذا تَصیرُ المُرْضِعَةُ». حالا از آن‌طرف، این مُرضعه، ایشان (سیدعلی) فرزند دارد دیگر؛ پسر و دختر، بله. هم پسر دارد، هم دختر (محمدحسن و زهرا). این خاله می‌شود مادربزرگ این دو (نوه سیدعلی)؛ جده رضاعی. حالا جدای از اینکه خاله ایشان بود و این پسر به او محرم بود، اگر یک زن غریبه هم بود، الان در این صورت، پسر ایشان به آن زن محرم است و دختر ایشان هم به این شوهرخاله محرم است. درست شد؟
«و تَصیرُ المُرْضِعَةُ جدّةً لابناءِ الرّضیعِ». مرضعه می‌شود مادربزرگ فرزندان رضاعی.
«و صاحبُ اللبنِ جدٌّ لابناءِ الرّضیعِ». این صاحب اللبن، این شوهرخاله هم می‌شود جد رضاعی این دو. این‌ها کلاً سه نفرند؛ اگر فقط همین یک خانم شیر داده باشد. اگر ۱۰ نفر شیر داده باشند که یک مملکتی می‌شوند! درست شد؟
«و ضابطُ الکُلِّیِّ». حالا ضابطه کلی چی شد؟ تصویر بچه مرضعه دایی آن محمدحسن می‌شود. در موردش صحبت می‌کنیم. حالا ضابطه کلی چیست؟
ضابطه کلی این است که هر عنوان نسبی - که هفت گانه بودند و قبلاً گذشت. عناوین نسبی هفت گانه قبلاً گذشت. نسبی‌ها: آها، آها، عمه، خاله، پدر، مادر، خواهر، برادر، دایی، عمو، پسرخاله، پسر دایی، پسرعمه، پسرعمو! دخترخاله، دختر دایی، دختر عمه، دخترعمو، آن هم آن سه طبقه است. اینجا حالا فعلاً ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، به آن مادر و مادربزرگ، جد و جده هم که اضافه می‌شود، شد ۷. در واقع ۴ تا ۶ اینها خودشان چند مورد هستند.
همه این عناوین هفت گانه را در رضاع هم داریم. در رضاع هم یعنی تک‌تک این‌ها می‌شوند:
پدر نسبی --> پدر رضاعی
مادر نسبی --> مادر رضاعی
جد نسبی --> جد رضاعی
جده نسبی --> جده رضاعی
خواهر نسبی --> خواهر رضاعی
برادر نسبی --> برادر رضاعی
خاله نسبی --> خاله رضاعی
دایی نسبی --> دایی رضاعی
عمه نسبی --> عمه رضاعی
عموی نسبی --> عموی رضاعی
پسرخاله نسبی --> پسرخاله رضاعی
پسر دایی نسبی --> پسر دایی رضاعی
دخترخاله نسبی --> دخترخاله رضاعی
دختر دایی نسبی --> دختردایی رضاعی
پسرعمه نسبی --> پسرعمه رضاعی
پسرعموی نسبی --> پسرعموی رضاعی
دخترعمه نسبی --> دخترعمه رضاعی
دخترعموی نسبی --> دخترعموی رضاعی
چند تا شد استاد؟ همین هفت تا نه؟
هفتاد و هفتم، ۲, ۴, ۶, ۸, ۱۰, ۱۲, ۱۴, ۱۶, ۱۸, ۲۰, ۲۲, ۲۴, ۲۶, ۲۸, ۳۰, ۳۲, ۳۴, ۳۶ تا شد. ۳۶ تا. ۳۶ تا می‌شود چند؟ ۱۸ تا نسبی، ۱۸ تا رضاعی.
ازدواج بله، و «امّا مِنَ النَّسَبِ أَنَّهُ يَحْرُمُ بِهِ سَبْعُ أصْنافٍ» (یحرم العقد علیها به کتاب) من صفحه ۳۱۳. مادر برود بالا، دختر بیاید پایین، خواهر، خواهر پدری، مادری، تازه من این‌ها را اضافه نکردم. خواهر پدری، خواهر مادری، برادر پدری، برادر مادری، عمه و ... بالا. حالا ما این را دیگر خودمان چیز کردیم. ولی حالا ببین، عنوانش: مادر، دختر، خواهر، عمه، خاله، برادرزاده، خواهرزاده. حالا اینجا فرزندان برادر و خواهر به‌جای پسرخاله پسر دایی، این دو تا (فرزندان خواهر و فرزندان برادر)؛ من فرزندان خاله و دایی. حالا رضاعی هم باشد فرقی نمی‌کند. چون نسبی‌اش هم نامحرم است، رضاعی‌اش هم نامحرم می‌شود. البته هستا؛ یعنی می‌توانی بگویی ما پسرخاله‌ایم با همدیگر، یعنی عنوانش هست. چون به‌طورکل هرچی که با نسب حرام می‌شود، با رضاع هم حرام می‌شود، یعنی همان نسبت دقیقاً، فقط اینجا محرم نمی‌شوند، ازدواجشان حرام نیست. ما به‌جای این شش و هفت باید بنویسیم فرزندان خواهر، فرزندان برادر. این تا اینجا روشن؟
«و ضابط الکلی ان کل عنوان نسبی» ارث را سال دیگر می‌خوانیم، نه، نداشته باشم. «اتقولا و فلان اسباب ارثه و ضابط الکلی ان کل عنوان نسبی من العناوین السبع المتقدمه اذا حصل مثله فی الرضاع وقتی مثله در رضاع حاصل بشه یکون موجب تحریم باعث تحریم میشه (تحریم چی، تحریم ازدواج) کال حاصل بالولادت مثل اون که از مادر به دنیا آمده باشه همونی که همونجوری که از ولادت حاصل میشه از رضاع همون حاصل میشه و اما اذا لم یحصل به سببه احد تلک العناوین فلا یکون موجب التحریم».
ولی وقتی که به سبب آن (رضاع) حاصل نشود یکی از این عناوین هفت گانه، دیگر موجب تحریم نمی‌شود. وقتی که هیچ کدام از این هفت تایی که گفتیم نباشد، دیگر حرام نمی‌شود ازدواج پسرخاله دخترخاله.
«الا فی استثناء العاتی». البته یک استثنائی داریم بعداً می‌آید که آن را عرض می‌کنم. «و ان حصل به سببه عنوان خاص لو کان حاصلاً بالولادة لکان ملازماً».
به نظرم شماها هم خسته شدید و توضیحات مفصلی دارد. تا اینجا داشته باشید. ان شاء الله از این‌جوری درست می‌کند. ان شاء الله.
چارت، یک چارت: برادر پدری، برادر مادری، برادر ابوینی. خواهر پدری، خواهر مادری، خواهر ابوینی. آفرین، آفرین، رضاعی. تا اینجا داشته باشید. فردا ان شاء الله ادامه‌اش را عرض می‌کنم، دیگر واقعاً خودم خسته شدم.
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00