متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسمالله الرحمن الرحیم، الحمدلله ربالعالمین و صلیالله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد، اللهم صل علی محمد و آل محمد، الرئال الطیبین الطاهرین.
در خدمت مبحث طهارت ماء استنجا هستیم. از این روایت استفاده میشود که گفتش که: «لباسم به آب استنجا خورد.» ضمیمه ملاقی و ملاقا اینجا میشود. ملاقا پاک است، آن ملاقی هم که بوده پاک است؛ ملاقی پاک است، یعنی ملاقا هم. خود حضرت آنجا از این استفاده کردند که این لباس تا قبل از اینکه این آقا برخورد کند پاک بوده و دسترسی به ملاکات ندارد، حکم را نمیداند، شک کرده است. مجرای اجرای اصول وقتی که شک کرد، شارع شک نسبت به حکم ندارد که بخواهد اصول را پیاده کند. در عمل چه میکند؟ او یک بحث است. الان دارد حکم را تبیین میکند. او دارد میپرسد: «این چه حکمی دارد؟» او در حیرت عملی قرار نگرفته که حضرت بگویند: «هر وقت اینجوری شد.» ولی وقتی من شک کردم که وضو قاعده عملی میگویند برای هرجایی که تو در این موضع قرار گرفتیم، آب این لباس این چه حکمی دارد؟ نجس نیست، پاک است.
و اشتراط عدم تغیره. فقود دو روزه نمیآید امتحان. و اشتراط عدم تغیره دوستان دم در زنگ آخر کارتون مد. اما اشتراط عدم تغیر چی؟ تغیر پیدا میکند به... به کیسه زباله بهتون دادن. اما اشتراط عدم تغیر، فضل خاتم، ببخشید. آن آب استنجا، این آب استنجا نباید تغیر پیدا بکند. عزیزان من، فرزندان من، نگذارید این آب استنجا به دست نااهلان بیفتد. این تغیرش به چی بود؟ پس یکی اول این بود که اجزای متمایزه نداشته باشد، دومش بود که لم یتغ، تغیر نداشته باشد؛ تغیر در چی؟ اوصاف ثلاث. چرا؟ عموم ما دله علی نجاست الماء المتغیر و اوصاف نجس المتقدم تحت عنوان مطلق به احکامه یا احکامه، بهخاطر عموم آنچه که دلالت داشت بر نجاست آبی که اوصافش عوض بشود. اوصاف نجس وقتی پیدا میکرد اوصاف نجاست، یعنی متغیر به اوصاف نجاست میشد. بله! قانون برای چیز نداریم. گوشی در کلاس.
الیوم استعمال گوشی در این کلاس چی بود؟ با چی؟ روایاتی که قبلاً داشتیم مطلق و یکی که مال محمد بن اسماعیل بود، یکی هم لاتشرب کنار صحیح حرض بود. از عموم اینها فهمیده میشود که هر آبی غلب الماء علی ریحجه، هزار تغیر الماء آب تغیر، ولو آب استنجا. آب ما الماء نمیر. طرف تو یه استخر افتاده. آبشار که نمیره، آبشار بیاد پایین بالاخره آب که میخوره برمیگرده دیگه. شناور که نمیشه که. این تا وقتی که متصله که بحثی درش. آب استنجا وقتی که متصل نیست رو میگن یه اتصال ماهی هست. اما با آب باب یک مخزن خیلی بزرگ، با شمشیرشو باز کنیم دیگه آب نمیگیم قلیل، میگیم کُر. پُر بودن مجریه. موهای سرشو میتراشید بچه مشهدم. مادرش بچه عیدگاه. رادیو ۷. عینکم فکر کنم داره یادم. یه مستند کربلا نجف میگفتش که: اون اولین سفری بود که اومده بود عراق، تو عمرم هیچجایی از اینجا درب و داغونتر نرفتم. دفتر نقاشی مهر بود که خورد، برزیل بودم اون موقع، رفتم کجا بودم همه جا رفته بود، کربلا نیومده بود. باصفاتر از اینجا معنویت. بعد خاطراتشو از هند و کره و اینا میگفت. کره انقدر دیگه تکنولوژی بالاست، حالم به هم میخورد. سرویس بهداشتی دو تا کیبورد میاومد از بغلت، میگفت که: مردونه زنونه؟ مردونه میخوری یا میبری؟ ۱۰، ۱۵ آپشن داشت. بعد خودش میآورد از یه جایی میاومد، قشنگ میشست. دخالت دست خیلی جالب. بدبختیهای مسلمونا ایناست دیگه، مصیبتهاشون. اونجا توی غرب که شکلی بود چون جا برای سرپایی آره. بعد سرویسهاشونم که درش بسته، بسته نمیشه کلاً، یعنی همون توالت فرنگیشونم در هرکی میره دید. امشب بیرون. آب و اینام که نیست و با دستمال و فلان.
و اشتراط عدم المصاحبه. اما این شرطی که مصاحبه نکند، نجاست همراه آب نباشد. مصاحبت نجاست با آب استنجا نجاست در واقع خود همان اجزای متمیزه. دلیل العفو یدالله علی العفو من ناحیه اصابت الان. برادر عصمتاللهی، مدیر نمونه، الان اینو توضیح میدن. این خطو. روحمون پرواز کنه مسابقه دیگه بالاخره از باب ادب هم که باشه ما باید این مسائلو واگذار به شما بکنیم که حل تمرین. مصاحبت نجاست با آب. این میآد میدون امام حسین، میخوام بعدش کجا میخوای بری؟ میگه که: میخوام برم امام حسین. بلدی؟ میگه: آره بابا من خودم بچه امام حسینم. نجاست در اون ناحیه رو فقط دلالت میکنه. ناحیه دیگه از محلش خارج شده بود یا جای دیگه افتاده بود این نجاست. بحث قاعده اولیه که داره که موضع محدودیه اونجا ملاکه. نه موضع وسیعتری که در مرحله دوم. یه موضع اولیه داره، یه موضع عامتر داره. گاهی از موضع اولی موضع عامتر سرایت پیدا میکنه. یفی موضعها لا اکثر. این موضع همین انتهای روده است. انتهای روده که خارج میشه، اونجا دلیل عفو اونجا رو شامل میشه که ماء الاستنجا جایی که اونجاست سرایت پیدا کرد به همراه نجاست. نجاست نداره؟ نجاست هم داره وصله دیگه. اون محدوده بالاخره محدوده که وصل به نجاسته. روده مجرای نجاسته. با اینکه متصل پاک. بله! ولی بیشتر از اونش اگه سرایت پیدا کرد با اجزای متمایزه، اجزای نجاست توش بود دیگه. دلیل فقط موضعها رو که همون مخرج باشه رو شامل میشه نه اکثر از موضع. شور؟ بله! محتواً ساده است و عبارتش یه خورده سخته. غیر قائد نه همون ناحیه فی موضعها.
موضع نجاست. یه سری ادله اومده گفته: آقا آب استنجا نجس نیست. دلیل عفو، دلیلی که ما رو معاف کرده از طهارت ماء الاستنجا، نجس نیست. اینی که اومده گفته چیو گفته؟ مخرج غایت گفته دیگه. نه همه جا رو. نباید خود نجاست. یه جا فقط عفو کرده. اصل بر اینه که هرجایی نجاست با آب بود، نجس است. فقط در مورد آب استنجا تو خود مخرج قائد عفو کردن ما رو. بیشتر از اون عفو نکرد. در کدام ناحیه؟ مصاحبتی که اینجا گفته شده بود، اونجا اصل اینه که این آب نجسه. یه دلیل عفو اومده تخصیص داده گفته تو همون موضع قاعد که داره میآد، اونجا نجس. حالا اگه از اونجا به بقیه جاها سرایت پیدا کرد خود آب خالی بدون نجاست نجس نیست. اگه سرایت پیدا کرد و اجزای متمایزه توش هست، نجس هست. عفو کرده دیگه. حالا بحث سرایتشم یه بحث دیگه است دیگه که به جای دیگه سرایت نکنه. نجس بودن این نجاست بالاخره ملاقات داره دیگه با... به نظر خودم عبارتشو بد گفتم. مطلبش روشنه. نجس میشود ماء استنجات در صورتی که برخورد بکند با سایر نجاساتی که اینو به عنوان دلیل عدم مصاحبت داره میاره. شرط که با این آب نجاستی نباشه. در واقع قدر متیقنی که از آب استنجا داریم میگیریم، آب استنجایی که اجزای متمایزه توش نباشه. اگرم هست، متن میخواد برسونه به نظرم همینه. حالا بگم یکمی بیانش خسته است. و همشترات عدم اصابت نجاست اخرا. اما اینکه شرط است نجاست دیگری بهش... فل ان اخبار العفو تقتضی عدم الانفعال به ملاقات القا. چرا گفتیم نجاست دیگه نرسه؟ چون اونها اخباری که اومد عفو کرد اقتضا داره که عدم انفعال با ملاقات قاعد. اگه با قاعد این آب ملاقات کرد نجس با همه. این دو تا رو گفتن. آبی که در حال شستشوی بول و قاعد داره میآد، این پاک. اخبار عفو اومد اینو. بله! و غیر ناظره الی الاصابه من ناحیه اخرا. برای چیزای دیگش دیگه دلیل میخواد. اصل اولی برای اینکه اونها نجسه. عصاره و استنجاشم نجسه. عفو کرد. آبی که در اثر شستن بول الان جاری شده، آبی که در اثر شستن قاعد جاری شده پاکه. بعد آبی که جاری شده حالا توش اجزای متمیزی باشه، این دیگه در واقع آب استنجا اصلاً به حساب نمیآد. همونجوری که متصله رو آب استنجا، اینکه الان دیگه جاریه و رو زمین ریخته و آب متمرکز بدون اجزا متصل به همون آب استنجایی بوده که پاک بوده. آب استنجایی که عفو کرده شامل این نمیشه ادله. سؤال طرف: خودمو شستم. قید زد به قاعد برای جفتش. استعمال اولیش برای قاعده ولی برای بلم چون با همه. با همه عمدتاً با همه. با سندش بیارید ناحیه اخرا ناظر به نجاست دیگری. حالا خونم داره، بواسیرم هست و اون پیرزنه که... آب استنجا که مفاوت اینم داره در بر میگیره. نه دیگه. فیتمسک به اطلاق ما دله علی ترنجسل ما القلیل با ملاقات. همون ادلهای که میگفت وقتی آب ملاقات با نجاست میکنه متنجس میشه. اطلاقش اینجا رم در بر میگیره. بله!
الوضو. برگات ریخت. کیفیت هر دو. اولیش و استعمال اولیش برای قاعده. ولی برای بلم استفاده میشه. بله! بله! بحث شیرین وضو. دیگه از حوزه تخصصی آقا خارج میشیم. آقا مزاح. اصل الوجه. عبارت بسیار فنی است. ما بین قصاص الشعر و الذقن یا ذقن طولاً، و ما بین الابهام و الوسطی عرضاً. و المشهور عدم جواز النکس. گولنز. ثم اصل الیدین به تقدیم الیمنی من مرفق الی اطراف الاصابع بدون نقص. ثم مسح و مقدم الراس به مقدار المسمی. ثم مسح الرجلین الی الکعبین کذلک مع مسح الیمنی بالیمنی و تقدیمها و الیسری بالیسری. و یجوز فیه النکس و یلزم کونه به نداوت الوضو. وضوء اسم مصدر. وضو بخونیم بهتره. مصدرش توضع، بگیریم بهتره. یعنی من توضی میکنم و آنچه که حاصل میشه چیه؟ وضو. توضع. کیفیت وضو چگونه است؟ عزیز دلم! امروز کار و پژوهشی ندادیم. بستنی کاسب بشیم. بله! استفهام انکاری نبود. در وضو واجب است شستن موضع. واجب است شستن صورت چون وقت کمه، دیر شده. مابین رستنگاهمون از کجا بکشم؟ گفت: از اونجا که رس- رستنگاه مو. قصاص شهر. این جلو رو میگن رستنگاه. از جایی که رستم ک. چانه. بین رستنگاه تا چانه. بله! طولاً طولش اینه. عرضش ما بین الابهام، ابهام عرضاً. وقتی بکشه خوب بین ابهام ۶۰ با سینا. بین ۶۰ و انگشت وسط. عرضش میشه این از رستنگاه ما بین فلان و فلان. عزیز دلم! ما بین فلان و فلان. بین سنگا تا چونه. ما بین قصاص و گفت: رفتم خواستگاری. این برای شما خوبه. گفت: چند؟ نکس یعنی چی؟ برعکس. از پایین به بالا شستن. مشهور اینه که نکس جایز. سپس شستن دو دست با مقدم داشتن دست راست. اول دست راستتو از مرفق. کجا؟ آرنج تا اطراف اعصاب. تا سرانگشت. بدون نکس برگشت. پایین به بالا. سپس مسح جلوی سر. مقدم سر. یعنی یک سوم میانی از یک سوم جلویی سر. یک چهارم چپ و راست و عقب. نه جلو. شستن مسح مقدم سر به مقدار مسمی. به مقداری که مسمای مسح حاصل بگویند: مسح انجام. چهارراه. سپس مسح دو پا. دو پا تا کعبین. کعبین. بنابراین اوصاف حوریا از همین برآمده. اول ساق. اختلافی که تازه اول ساقه یا تا یا تا انتهای کعب. اول کعب یا انتها. غایت داخل در مقیا هست. کذا بله! بله! کذلک همونجوری که مس... همونجور که شستن دست بوت مسما بگیریم، همونجور که مسمای مخصوص سر صدق میکرد، اینجا هم صدق. همراه مسح پای راست به دست راست. یومناویومنا. پای راست به دست راست و تقدیم خوراک امتحان. و مقدم کردن دست راست. و لیسرایالیسری. پای چپ به دست... و یجوز فیه النکس. اینجا برعکسشم جایزه از بالا به پایینش با نکس اینجا به معنای بالا. و از بالا به پایین مسح یونابریونا. عکسش چی میشه؟ عکس نگفته. و لازم. اصل اولیش از پایین به بالا. برعکس آره. با راست چپو بکشی. با چپ راستو ترتیب راست با راست باشه. چپ با چپ باشه. مهم نیست شباز، و نکس فی مسح الراس و القدمین. روایتش لابعث به مسح القدمین مقبلاً و مدبر. درست. متأهل چشم و گوشت باز شد. لازم میآید که این مسح با تری وضو باشه. رطوبت. بزرگ.
و المسند فی ذلک اما ترکب الوضو من غسلین. فرق قصد و غسل چیه؟ تعالی: یا ایها الذین لبیک. اذا قمتم الی الصلاه فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق و امسحوا برؤوسکم و ارجلکم الکعلل ک. ای کسانی که ایمان آوردهاند هنگامی که قیام کردی برای نماز، صورتتان را به دستتان صورتتان بشورید و دستتان را تا آرنج بشورید. به سرتان مسح کنید و پایتان را مسح کنید تا برید. فان العرجل ادفون الا محل المجرور. محل مجرور چی؟ بابا جان. یک بحث خوبی آیتالله سبحانی دارند در کتاب «الخلاف الانصاف فی مادام فیه الهلال». سه جلد. «مقایسه الانصاف فی مادام فیه الخلاف». فقه مقارن شیعه و سنی. یه بخش مبسوطی در مورد این آیه دارم. خیلی مفصل به بلاغت و مغنی و اینا که برسی، خیلی طلبگی تماس گرفت گفت که: میخوام ول کنم برم حالا چیکار کنم؟ گفتم: یه کتاب الانصافه. من قم بودم، گفتم: دارم میام مشهد. اونو تهیه کن بیا با هم مقایسه. زنده شد. هر چی خونده بود تازه فهمید خاصیتش چیه. ارجل عطرب المحل مجرور بروسکم. این بخشش خیلی زیباست. بله! کما یختضی ظهور همان گونه که ظاهر آن را اقت. و صحیحه زرارت الاعاطیه فی رقم و صحیحه زراره که در شماره ۳ میاد برایش دلا. ترکیب وضو ترکیبی از دو شستن ودوم. کجا؟ الی الکعبین. بالا بگیر. تا خیلی با خود فقه اهل سنت و تاریخ خودشون اثبات میکنه همه رو. «الانصاف فی مادام فیه الخلاف». خیلی قشنگ. جز شخصیتهای کمنظیر تاریخ اسلام آیتالله سبحانی انقدر جام انقدر زحمت کشیده موضوعات مختلف منصوب نظر حافظ. بحث اینکه دو تا قتل داریم. دو تا مسح. دو تا قتلش قتل یدو. دو تا مستش مست سر و پا. اهل سنت میگن سه تا قصر داریم یه مسح. قصر وجه و ید و رج. مسح سر. پشت معرکهای تبعیض. میرسد جان. ظهور ظاهر آیه میرسونه دو تا قصر داریم. دو تا مست داریم. اهل سنت میگن نه ظاهرش میرسونه که سه تا قصر داریم. یه مست داریم. تبعیضی. بخشی از سر. مسابقه از امروز شروع میکنیم. هر کی که بستنی خرید مال فردا رو تعیین. بستنی قبلی آقا بودن و آقا بودن. جیگرم کباب. کباب میشه از باب تحقیق شما احتیاطاً از
بسمالله الرحمن الرحیم، الحمدلله ربالعالمین و صلیالله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد، اللهم صل علی محمد و آل محمد، الرئال الطیبین الطاهرین.
در خدمت مبحث طهارت ماء استنجا هستیم. از این روایت استفاده میشود که گفتش که: «لباسم به آب استنجا خورد.» ضمیمه ملاقی و ملاقا اینجا میشود. ملاقا پاک است، آن ملاقی هم که بوده پاک است؛ ملاقی پاک است، یعنی ملاقا هم. خود حضرت آنجا از این استفاده کردند که این لباس تا قبل از اینکه این آقا برخورد کند پاک بوده و دسترسی به ملاکات ندارد، حکم را نمیداند، شک کرده است. مجرای اجرای اصول وقتی که شک کرد، شارع شک نسبت به حکم ندارد که بخواهد اصول را پیاده کند. در عمل چه میکند؟ او یک بحث است. الان دارد حکم را تبیین میکند. او دارد میپرسد: «این چه حکمی دارد؟» او در حیرت عملی قرار نگرفته که حضرت بگویند: «هر وقت اینجوری شد.» ولی وقتی من شک کردم که وضو قاعده عملی میگویند برای هرجایی که تو در این موضع قرار گرفتیم، آب این لباس این چه حکمی دارد؟ نجس نیست، پاک است.
و اشتراط عدم تغیره. فقود دو روزه نمیآید امتحان. و اشتراط عدم تغیره دوستان دم در زنگ آخر کارتون مد. اما اشتراط عدم تغیر چی؟ تغیر پیدا میکند به... به کیسه زباله بهتون دادن. اما اشتراط عدم تغیر، فضل خاتم، ببخشید. آن آب استنجا، این آب استنجا نباید تغیر پیدا بکند. عزیزان من، فرزندان من، نگذارید این آب استنجا به دست نااهلان بیفتد. این تغیرش به چی بود؟ پس یکی اول این بود که اجزای متمایزه نداشته باشد، دومش بود که لم یتغ، تغیر نداشته باشد؛ تغیر در چی؟ اوصاف ثلاث. چرا؟ عموم ما دله علی نجاست الماء المتغیر و اوصاف نجس المتقدم تحت عنوان مطلق به احکامه یا احکامه، بهخاطر عموم آنچه که دلالت داشت بر نجاست آبی که اوصافش عوض بشود. اوصاف نجس وقتی پیدا میکرد اوصاف نجاست، یعنی متغیر به اوصاف نجاست میشد. بله! قانون برای چیز نداریم. گوشی در کلاس.
الیوم استعمال گوشی در این کلاس چی بود؟ با چی؟ روایاتی که قبلاً داشتیم مطلق و یکی که مال محمد بن اسماعیل بود، یکی هم لاتشرب کنار صحیح حرض بود. از عموم اینها فهمیده میشود که هر آبی غلب الماء علی ریحجه، هزار تغیر الماء آب تغیر، ولو آب استنجا. آب ما الماء نمیر. طرف تو یه استخر افتاده. آبشار که نمیره، آبشار بیاد پایین بالاخره آب که میخوره برمیگرده دیگه. شناور که نمیشه که. این تا وقتی که متصله که بحثی درش. آب استنجا وقتی که متصل نیست رو میگن یه اتصال ماهی هست. اما با آب باب یک مخزن خیلی بزرگ، با شمشیرشو باز کنیم دیگه آب نمیگیم قلیل، میگیم کُر. پُر بودن مجریه. موهای سرشو میتراشید بچه مشهدم. مادرش بچه عیدگاه. رادیو ۷. عینکم فکر کنم داره یادم. یه مستند کربلا نجف میگفتش که: اون اولین سفری بود که اومده بود عراق، تو عمرم هیچجایی از اینجا درب و داغونتر نرفتم. دفتر نقاشی مهر بود که خورد، برزیل بودم اون موقع، رفتم کجا بودم همه جا رفته بود، کربلا نیومده بود. باصفاتر از اینجا معنویت. بعد خاطراتشو از هند و کره و اینا میگفت. کره انقدر دیگه تکنولوژی بالاست، حالم به هم میخورد. سرویس بهداشتی دو تا کیبورد میاومد از بغلت، میگفت که: مردونه زنونه؟ مردونه میخوری یا میبری؟ ۱۰، ۱۵ آپشن داشت. بعد خودش میآورد از یه جایی میاومد، قشنگ میشست. دخالت دست خیلی جالب. بدبختیهای مسلمونا ایناست دیگه، مصیبتهاشون. اونجا توی غرب که شکلی بود چون جا برای سرپایی آره. بعد سرویسهاشونم که درش بسته، بسته نمیشه کلاً، یعنی همون توالت فرنگیشونم در هرکی میره دید. امشب بیرون. آب و اینام که نیست و با دستمال و فلان.
و اشتراط عدم المصاحبه. اما این شرطی که مصاحبه نکند، نجاست همراه آب نباشد. مصاحبت نجاست با آب استنجا نجاست در واقع خود همان اجزای متمیزه. دلیل العفو یدالله علی العفو من ناحیه اصابت الان. برادر عصمتاللهی، مدیر نمونه، الان اینو توضیح میدن. این خطو. روحمون پرواز کنه مسابقه دیگه بالاخره از باب ادب هم که باشه ما باید این مسائلو واگذار به شما بکنیم که حل تمرین. مصاحبت نجاست با آب. این میآد میدون امام حسین، میخوام بعدش کجا میخوای بری؟ میگه که: میخوام برم امام حسین. بلدی؟ میگه: آره بابا من خودم بچه امام حسینم. نجاست در اون ناحیه رو فقط دلالت میکنه. ناحیه دیگه از محلش خارج شده بود یا جای دیگه افتاده بود این نجاست. بحث قاعده اولیه که داره که موضع محدودیه اونجا ملاکه. نه موضع وسیعتری که در مرحله دوم. یه موضع اولیه داره، یه موضع عامتر داره. گاهی از موضع اولی موضع عامتر سرایت پیدا میکنه. یفی موضعها لا اکثر. این موضع همین انتهای روده است. انتهای روده که خارج میشه، اونجا دلیل عفو اونجا رو شامل میشه که ماء الاستنجا جایی که اونجاست سرایت پیدا کرد به همراه نجاست. نجاست نداره؟ نجاست هم داره وصله دیگه. اون محدوده بالاخره محدوده که وصل به نجاسته. روده مجرای نجاسته. با اینکه متصل پاک. بله! ولی بیشتر از اونش اگه سرایت پیدا کرد با اجزای متمایزه، اجزای نجاست توش بود دیگه. دلیل فقط موضعها رو که همون مخرج باشه رو شامل میشه نه اکثر از موضع. شور؟ بله! محتواً ساده است و عبارتش یه خورده سخته. غیر قائد نه همون ناحیه فی موضعها.
موضع نجاست. یه سری ادله اومده گفته: آقا آب استنجا نجس نیست. دلیل عفو، دلیلی که ما رو معاف کرده از طهارت ماء الاستنجا، نجس نیست. اینی که اومده گفته چیو گفته؟ مخرج غایت گفته دیگه. نه همه جا رو. نباید خود نجاست. یه جا فقط عفو کرده. اصل بر اینه که هرجایی نجاست با آب بود، نجس است. فقط در مورد آب استنجا تو خود مخرج قائد عفو کردن ما رو. بیشتر از اون عفو نکرد. در کدام ناحیه؟ مصاحبتی که اینجا گفته شده بود، اونجا اصل اینه که این آب نجسه. یه دلیل عفو اومده تخصیص داده گفته تو همون موضع قاعد که داره میآد، اونجا نجس. حالا اگه از اونجا به بقیه جاها سرایت پیدا کرد خود آب خالی بدون نجاست نجس نیست. اگه سرایت پیدا کرد و اجزای متمایزه توش هست، نجس هست. عفو کرده دیگه. حالا بحث سرایتشم یه بحث دیگه است دیگه که به جای دیگه سرایت نکنه. نجس بودن این نجاست بالاخره ملاقات داره دیگه با... به نظر خودم عبارتشو بد گفتم. مطلبش روشنه. نجس میشود ماء استنجات در صورتی که برخورد بکند با سایر نجاساتی که اینو به عنوان دلیل عدم مصاحبت داره میاره. شرط که با این آب نجاستی نباشه. در واقع قدر متیقنی که از آب استنجا داریم میگیریم، آب استنجایی که اجزای متمایزه توش نباشه. اگرم هست، متن میخواد برسونه به نظرم همینه. حالا بگم یکمی بیانش خسته است. و همشترات عدم اصابت نجاست اخرا. اما اینکه شرط است نجاست دیگری بهش... فل ان اخبار العفو تقتضی عدم الانفعال به ملاقات القا. چرا گفتیم نجاست دیگه نرسه؟ چون اونها اخباری که اومد عفو کرد اقتضا داره که عدم انفعال با ملاقات قاعد. اگه با قاعد این آب ملاقات کرد نجس با همه. این دو تا رو گفتن. آبی که در حال شستشوی بول و قاعد داره میآد، این پاک. اخبار عفو اومد اینو. بله! و غیر ناظره الی الاصابه من ناحیه اخرا. برای چیزای دیگش دیگه دلیل میخواد. اصل اولی برای اینکه اونها نجسه. عصاره و استنجاشم نجسه. عفو کرد. آبی که در اثر شستن بول الان جاری شده، آبی که در اثر شستن قاعد جاری شده پاکه. بعد آبی که جاری شده حالا توش اجزای متمیزی باشه، این دیگه در واقع آب استنجا اصلاً به حساب نمیآد. همونجوری که متصله رو آب استنجا، اینکه الان دیگه جاریه و رو زمین ریخته و آب متمرکز بدون اجزا متصل به همون آب استنجایی بوده که پاک بوده. آب استنجایی که عفو کرده شامل این نمیشه ادله. سؤال طرف: خودمو شستم. قید زد به قاعد برای جفتش. استعمال اولیش برای قاعده ولی برای بلم چون با همه. با همه عمدتاً با همه. با سندش بیارید ناحیه اخرا ناظر به نجاست دیگری. حالا خونم داره، بواسیرم هست و اون پیرزنه که... آب استنجا که مفاوت اینم داره در بر میگیره. نه دیگه. فیتمسک به اطلاق ما دله علی ترنجسل ما القلیل با ملاقات. همون ادلهای که میگفت وقتی آب ملاقات با نجاست میکنه متنجس میشه. اطلاقش اینجا رم در بر میگیره. بله!
الوضو. برگات ریخت. کیفیت هر دو. اولیش و استعمال اولیش برای قاعده. ولی برای بلم استفاده میشه. بله! بله! بحث شیرین وضو. دیگه از حوزه تخصصی آقا خارج میشیم. آقا مزاح. اصل الوجه. عبارت بسیار فنی است. ما بین قصاص الشعر و الذقن یا ذقن طولاً، و ما بین الابهام و الوسطی عرضاً. و المشهور عدم جواز النکس. گولنز. ثم اصل الیدین به تقدیم الیمنی من مرفق الی اطراف الاصابع بدون نقص. ثم مسح و مقدم الراس به مقدار المسمی. ثم مسح الرجلین الی الکعبین کذلک مع مسح الیمنی بالیمنی و تقدیمها و الیسری بالیسری. و یجوز فیه النکس و یلزم کونه به نداوت الوضو. وضوء اسم مصدر. وضو بخونیم بهتره. مصدرش توضع، بگیریم بهتره. یعنی من توضی میکنم و آنچه که حاصل میشه چیه؟ وضو. توضع. کیفیت وضو چگونه است؟ عزیز دلم! امروز کار و پژوهشی ندادیم. بستنی کاسب بشیم. بله! استفهام انکاری نبود. در وضو واجب است شستن موضع. واجب است شستن صورت چون وقت کمه، دیر شده. مابین رستنگاهمون از کجا بکشم؟ گفت: از اونجا که رس- رستنگاه مو. قصاص شهر. این جلو رو میگن رستنگاه. از جایی که رستم ک. چانه. بین رستنگاه تا چانه. بله! طولاً طولش اینه. عرضش ما بین الابهام، ابهام عرضاً. وقتی بکشه خوب بین ابهام ۶۰ با سینا. بین ۶۰ و انگشت وسط. عرضش میشه این از رستنگاه ما بین فلان و فلان. عزیز دلم! ما بین فلان و فلان. بین سنگا تا چونه. ما بین قصاص و گفت: رفتم خواستگاری. این برای شما خوبه. گفت: چند؟ نکس یعنی چی؟ برعکس. از پایین به بالا شستن. مشهور اینه که نکس جایز. سپس شستن دو دست با مقدم داشتن دست راست. اول دست راستتو از مرفق. کجا؟ آرنج تا اطراف اعصاب. تا سرانگشت. بدون نکس برگشت. پایین به بالا. سپس مسح جلوی سر. مقدم سر. یعنی یک سوم میانی از یک سوم جلویی سر. یک چهارم چپ و راست و عقب. نه جلو. شستن مسح مقدم سر به مقدار مسمی. به مقداری که مسمای مسح حاصل بگویند: مسح انجام. چهارراه. سپس مسح دو پا. دو پا تا کعبین. کعبین. بنابراین اوصاف حوریا از همین برآمده. اول ساق. اختلافی که تازه اول ساقه یا تا یا تا انتهای کعب. اول کعب یا انتها. غایت داخل در مقیا هست. کذا بله! بله! کذلک همونجوری که مس... همونجور که شستن دست بوت مسما بگیریم، همونجور که مسمای مخصوص سر صدق میکرد، اینجا هم صدق. همراه مسح پای راست به دست راست. یومناویومنا. پای راست به دست راست و تقدیم خوراک امتحان. و مقدم کردن دست راست. و لیسرایالیسری. پای چپ به دست... و یجوز فیه النکس. اینجا برعکسشم جایزه از بالا به پایینش با نکس اینجا به معنای بالا. و از بالا به پایین مسح یونابریونا. عکسش چی میشه؟ عکس نگفته. و لازم. اصل اولیش از پایین به بالا. برعکس آره. با راست چپو بکشی. با چپ راستو ترتیب راست با راست باشه. چپ با چپ باشه. مهم نیست شباز، و نکس فی مسح الراس و القدمین. روایتش لابعث به مسح القدمین مقبلاً و مدبر. درست. متأهل چشم و گوشت باز شد. لازم میآید که این مسح با تری وضو باشه. رطوبت. بزرگ.
و المسند فی ذلک اما ترکب الوضو من غسلین. فرق قصد و غسل چیه؟ تعالی: یا ایها الذین لبیک. اذا قمتم الی الصلاه فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق و امسحوا برؤوسکم و ارجلکم الکعلل ک. ای کسانی که ایمان آوردهاند هنگامی که قیام کردی برای نماز، صورتتان را به دستتان صورتتان بشورید و دستتان را تا آرنج بشورید. به سرتان مسح کنید و پایتان را مسح کنید تا برید. فان العرجل ادفون الا محل المجرور. محل مجرور چی؟ بابا جان. یک بحث خوبی آیتالله سبحانی دارند در کتاب «الخلاف الانصاف فی مادام فیه الهلال». سه جلد. «مقایسه الانصاف فی مادام فیه الخلاف». فقه مقارن شیعه و سنی. یه بخش مبسوطی در مورد این آیه دارم. خیلی مفصل به بلاغت و مغنی و اینا که برسی، خیلی طلبگی تماس گرفت گفت که: میخوام ول کنم برم حالا چیکار کنم؟ گفتم: یه کتاب الانصافه. من قم بودم، گفتم: دارم میام مشهد. اونو تهیه کن بیا با هم مقایسه. زنده شد. هر چی خونده بود تازه فهمید خاصیتش چیه. ارجل عطرب المحل مجرور بروسکم. این بخشش خیلی زیباست. بله! کما یختضی ظهور همان گونه که ظاهر آن را اقت. و صحیحه زرارت الاعاطیه فی رقم و صحیحه زراره که در شماره ۳ میاد برایش دلا. ترکیب وضو ترکیبی از دو شستن ودوم. کجا؟ الی الکعبین. بالا بگیر. تا خیلی با خود فقه اهل سنت و تاریخ خودشون اثبات میکنه همه رو. «الانصاف فی مادام فیه الخلاف». خیلی قشنگ. جز شخصیتهای کمنظیر تاریخ اسلام آیتالله سبحانی انقدر جام انقدر زحمت کشیده موضوعات مختلف منصوب نظر حافظ. بحث اینکه دو تا قتل داریم. دو تا مسح. دو تا قتلش قتل یدو. دو تا مستش مست سر و پا. اهل سنت میگن سه تا قصر داریم یه مسح. قصر وجه و ید و رج. مسح سر. پشت معرکهای تبعیض. میرسد جان. ظهور ظاهر آیه میرسونه دو تا قصر داریم. دو تا مست داریم. اهل سنت میگن نه ظاهرش میرسونه که سه تا قصر داریم. یه مست داریم. تبعیضی. بخشی از سر. مسابقه از امروز شروع میکنیم. هر کی که بستنی خرید مال فردا رو تعیین. بستنی قبلی آقا بودن و آقا بودن. جیگرم کباب. کباب میشه از باب تحقیق شما احتیاطاً از
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه سوم
دروس تمهیدیه
جلسه چهارم
دروس تمهیدیه
جلسه پنجم
دروس تمهیدیه
جلسه ششم
دروس تمهیدیه
جلسه هفتم
دروس تمهیدیه
جلسه نهم
دروس تمهیدیه
جلسه دهم
دروس تمهیدیه
جلسه یازدهم
دروس تمهیدیه
جلسه دوازدهم
دروس تمهیدیه
جلسه سیزدهم
دروس تمهیدیه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
در حال بارگذاری نظرات...