متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد (صل علی محمد و آل محمد) الفعال الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام.
موفق میشویم به جمع بین غسل و وضو در احتیاطی که میخواست، در آن وقتی که فرض نشود پیشی گرفتن وضو؛ یعنی اگر اول وضو داشت، بعد غسل کرد، غسل کفایت میکند از وضو. جانِ اگه وجود داره، غسل میکند. وضو که داشت، غسل هم ضمیمه شد برای نماز. که طهارتش وضو، برای رفع جنابتم غسل. علیالاحوال باید دو تایش را با هم داشته باشد. همین گفته: «فکر نکنی که حتماً باید اول غسل باشد بعد وضو. جمع بین غسل و وضو، فکر نکنید اول غسل، بعد وضو باشد.» میشود اول وضو، بعد غسل، برای جنابت؟ آره، احسنت.
و اما لحوق الرطوبة المشتبه به منی، حکماً. از باب احتیاط گفتند اختلافی است. بعضی فقها میگویند ذاتاً حرام است به حسب خود رطوبتی که مشتبه است به منی، حکماً رطوبت مجتمع ملحق میشود به منی. حکم رطوبت مجتمع حکم چیست؟ محمد بن مسلم سأل اباعبدالله علیه السلام عن الرجل یخرج من احلیله بعد ما یغتسل شیئاً. از اِحلیلش. حالا بودیاش، از لوله کتری، از احلیلش، از اِحلیلش. بعد دیگه خیلی تصریح بکنم؟ آره، تا معلوم بشود. از آلت تناسلیاش چیزی خارج شده. توی این حوزه تخصص ندارم. خارج میشود از اِحلیل، بعد از آنکه غسل کرد، چیزی... شیئٌ، فاعل یخرج است. چیزی خارج شد. چیزی... غسل کرده. غسل چی؟ آقای بهلولی کجایی برادر؟ مایع بیرون میآید، چکار کند؟ بعد از اینکه غسل کرد. و بال زده، یک لحظه ادرار کرده قبل از اینکه غسل کند. مگر اینکه ادرار بکند. حضرت فرمودند: «غسل کند.» اگر از اِحلیل چیزی خارج شد و هنوز -یعنی بعد از اینکه غسل کرده- هنوز بول نکرده و چیزی از احلیل خارج نمازش را دوباره میخواند. مگر در یک حالت که اعاده نمیخواهد. مگر اینکه بول کرده، قبل از اینکه غسل کند. استبرائ کرد. استبرا از جنابت. چندین مدل استبرا داریم. استبرا از بعد از جنابت، استبرای جلال، استبرای موضع، استبراء از کنیز. آقای جهانگیری فردا شنبه. شنبه انشاءالله. راحت هستم از کتاب «فرهنگ فقه» آقای شاهرودی که قبلاً معرفی کردم. جلد اول. جلد اولش همه جا هست. ندارید؟ اینجا شش جلد چاپ شده. به آنجا قسم که لایعید. الان انقدر که دوستان تحقیق نکردم. دونات آوردم. میترسم کمی تحقیق کند. اسلعه. که اینجا دیگه غسلش را اعاده کند. کجا؟ استبرا از جنابت کردن.
و اما عدم وجوب غسل الجنابة فی نفسه. فی نفسه غسل وجوبِ فی نفسه ندارد. غسل جنابت وجوبِ فی نفسه ندارد؛ یعنی وجوبش وجوب نفسی نیست. وجوب به طهارت است. چرا؟ فلأصل البراءة بعد عدم دلیل علی الوجوب. شبهه وجوبیه داریم و در شبهه وجوبیه اخباری و اصولی همه گفتند شبهه وجوبیه درش چی جاری میشود؟ برائت و احتیاط. یک شبهه تحریمی داریم، یک شبهه وجوبی. در شبهه تحریمی اختلاف است، در شبهه ... تازه شبهه موضوعیه و شبهه حکمیه. در شبهه موضوعیه وسائل را برای وجوب: «بله نماز بخوان. خوابیدنش کراهت دارد. خوردنش محتضر حاضر.» حالا شبهه تحریمیه وجوبیه. هر دوی اینها حکم ... یعنی بگوییم حکمیه، موضوعیه، حکمیه، وجوبیه، تحریمیه، موضوعیه. اصولی و اخباری گفتند: «چی جاری میشود؟ برائت.» در شبهه وجوبیه هم، در تحریمیه اصولی میگوید: «برائت.» اخباری میگوید: «احتیاط.» شبهه وجوب لنفسه، حکمیه. همه چی میگویند؟ میگویند: «برائت عقلی نداریم، برائت شرعی.» اصولی که برائت عقلی و شرعی با هم. شهید صدر جمع بین قول اصولی و اخباری کرده. مسلک حق الط (محو). اشاره به کلمهای نامفهوم دایره مویت مولا. ببین چقدر احتمالاً جزئیات ثمرات خیلی خوبی دارد. حل. چرا شبهه شک داریم در حکمی، در موضوعی. میگویند: «آقا شراب.» در مورد شراب یک وقت شک دارم که حکمش چیست؟ میشود شبهه. یک وقت شک دارم که این شراب هست یا نیست. در حکم. یک وقت شک دارم خوردنش واجب است یا نه. شک دارم خوردنش حرام است یا نه، مشخص. اصولیها میگویند که توی تحریمیه میگویند: «برائت.» جاری میشود. تکلیف احتیاط. تکلیف وقتی دلیل نداشتیم بر وجوب. این دیگر فرقی بین اصولی و اخباری نیست.
و اما وجوبه للواجب المشروط بالطهارة. اگه اصول را اینجور بخوانید، کاربردی بخوانید، تمرینی بخوانید، قول میدهم حلقات ثانیه را بخوانید تا درس خارج. تا آخر درس خارج. حله. هیچ مشکلی. تمرین، تمرین. با تمرین. یک آیه، یک حکم، یک روایتی، یک چیزی بردارید. تمرین دفتر اقتضایش را دارد. این قضیه را از این دست بگیری. هر روایتی، هر روایتی که از شما میرسد. میفرماید: «اذا اردت المصیر الی قبر الحسین.» امشب قصر الختام (غلط املایی قصر الختاک). زیارت میخواهی بروی، قدم بردار. قدمهایت را کوتاه بردار. «حتی تستقبل القبر بین کتفیک.» الان این را شما هرچی که خوندی. «اذا اردت.» اذا چیست؟ شرط. مفهوم از یک طرف حرف. معنای حرف. در مورد معنای حرفی چه اختلافی؟ مسلک آقای خویی چیست؟ مسلک مثلاً میرزای نائینی چیست؟ المصیر الی القبر الحسین. بعد اینجا مثلاً این المصیر یا قبر حسین. هرکدامشان کدامش قید است برای حکم؟ کدام قید برای موضوع؟ حکم چیست؟ موضوع چیست؟ امشب چیست؟ فعل امر دلالت برای چی دارد؟ هیئت دلالت. قصر اخوتات. مکان نامفهوم «حتی تستقبل.» حتی چیست؟ غایت. غایت چیست؟ معنای اصولیش. حتی دوباره حرف است. معنایش چیست؟ همینجوری شما تجزیه و ترکیب میکنید. نحوی و صرف روایت را. این اسم فعل. فلان. این معنایش چیست؟ هر روایتی را قابلیتش هست. هر روایت این قابلیت را دارد. «انما الاعمال بالنیات.» انما چیست؟ از ادات حصر؟ حرف حصر خودش مفهوم دارد یا اعم؟ بله. فلان. خود الف و لام علت برای چی دارد؟ بله. اعم بنی حصرش روی نی. بِنِیّات با دارد. با حرف. معنای حرفیش دلالت بر عموم. کل روایت اطلاق مقامات اطلاقیش را کشف بکنید. نسبت به چه چیزهایی اطلاق دارد؟ این کاری که شیخ اعظم انجام داده است. «احل الله البیع.» حالا هزار تا روایت دیگه داریم که از آن هزار تا علم دیگه در صد تا مطلب توی حوزههای مختلف خیلی اینجوری داریم. «کل شیء من عملک تبع لصلاة.» امیرالمؤمنین به مالک. باز یک دهه دیگه روی موضوع دیگر. بلکه توی یک ماه میشود. ترک حوزههای مختلفی را برای کاربرد این سرمایه عظیم دست ماست. ما اینجا داریم روش یاد میگیریم. دیگه روش یاد بگیریم. بریم سراغ این سرمایه. سرمایه راکد استفاده. مطلب چی شد؟ این آخر غسل را واجب دانسته یا ندانسته؟ چه جور گفت؟ غسل و وضو با هم. از کجا درآورد؟ شبهه را چه شکلی جواب داد؟ اشکالش را چه شکلی دفع کرد؟ چه شکلی استدلال به روایت کرد؟ اجمال را چه شکلی درست کرد؟ مدل دستتان باشد. توی هر موضوعی میتوانید تولید بکنید. خیلی قشنگ. بعد شبهاتی که میآید، اشکالاتی که میآید. ببین خود شیخ اعظم مینشیند اشکالها را تولید میکند. بعد اشکالها را رد میکند. میشود تولید علم. علوم تربیتیشان اینجوره. توی روانشناسیاش اینجوره. توی حقوقش اینجوره. جامعهشناسیاش اینجوره. خاصیتش همین است. همین است. ارجاعاتی که داده میشود من آسانش را ارجاع میدهم. انجام بدهید. آثارش را میبینید. شهید ثانی میفرماید: «اجتهاد رزق است.» به خاطر همین. یاد گرفتی؟ تمام بشود. صرفِ روش نیست. این همه آدمی که رانندگی بلدند تصادف میکنند. مشکل این است که رانندگی بلد نیستند؟ یک ظرافتها و ریزهکاریهایی میخواهد. یک وقتی باید بفهمی که الان اینجا این کار را بکنم. معکوس بکشم. دستی بکشم. ریزهکاریهایی که هر کسی نصیبش. هر کسی نامفهوم شهید صدر نمی... کتاب ائمه اهل بیت. ایشان به بچههای آن کلاس میگفتم: «واقعاً جنونآمیز است این کتاب.» یکی از رفقا دیروز پیغام دادم گفتم: «آب دستته برو آن کتاب را بخر همین الان بخوان.» قشنگ است. نوع تحلیل شهید نسبت به تاریخ اهل بیت، مسئلهشناسی اهل بیت، جواب مسائل اهل بیت. مکتوب شده تو خستگی و مثلاً فضای مشخص بوده درگیر کار بوده و اینا که وقت نداشته روی موضوع فکر بکند. کامل بپزد. ارجاعات تاریخی میگوید: «سه نفر اینجا بودن. یک نفرش اسمش یادم است. آن دو تا یادم نیست.» کشف. آدم دیوانه میشود. چقدر این قشنگ است. این کتاب ندارد. اینجوری که وقتی میآید تاریخ امیرالمؤمنین را میخواند، یک همچین برداشتی، تصورش مثلاً از پیغمبر این باشد، از بنی امیه مثلاً این برداشت را داشته باشد، این تحلیل را داشته باشد. اینها همه رزق است. توسل میخواهد. این اخلاص میخواهد. این سوز میخواهد. توی حرم امیرالمؤمنین مطالعه میکرده. هیچکس خبر نداشته. یک روز نمیرود. حال نداشته. خواهر ایشان بنت الهدی خواب میبیند امیرالمؤمنین ایشان میگوید: «به شصت ... میگوید که امروز حضرت را خواب دیدم.» حضرت فرمودند که: «این محمدباقر یک درسی با ما داشت. امروز سر درس نیامده.» نورانیت فضا. حضرت امام مرکز علم. توی صحیفه فقط برای مشهد به کار آستان قدس رضوی. مرکز علم است. چقدر مطالعاتمان آنجا. چقدر تحقیقاتمان آنجا. اجتهاد رزق. یک خلوصی میخواهد. یک طهارتی میخواهد. یک عنایتی میخواهد. خیلی هوش آنچنانی هم. علی رز. یک دریچهای به روی آدم باز میشود. یک جور دیگه میفهمد. شیخ انصاری آدم کمی نیست. بخوانید این حالات این بزرگان. زندگینامههایشان را بخوانید. زندگینامه شیخ انصاری را بخوانید. هر روز نماز جعفر طیار. یک جزء قرآن. جامعه کبیره. همه نوافل. زیارت امیرالمؤمنین. یک ساعته. روزی سه تا درس خارج. کامپیوتر و سرچ و اینها هم. خارج شوخی نیست. یک دانه خارج قشنگ. هفت هشت ساعت وقت میگیرد. بعد همه هم تولید خودش. یک دانه تقلید. غیر از اینکه باید بدن به آدم علم دادنی. حقیقت مرکز علم دار. باید بریم. قدر.
و اما وجوبش للواجب المشروط بالطهاره. ائمه اهل البیت، ترجمه شده. ترجمهاش هست. پنجشنبه یک چیزی حرم. مثلاً مقایسه کردیم. تحلیل تاریخ نظام درست. یک چیز عجیبغریبی. امت باید به عصمت برسد. و امتی که عاطفی و هیجانی است، بر اساس هوش هیجانی کار میکند، از دوران پیغمبر که جامعه به عصمت نرسیده، آسیبهایش توی تاریخ کجا خودشو نشان داده؟ و اهل بیت چکار کردند برای اینکه این جامعه را به عصمت برسانند؟ اصل هر امامی؟ فعالیت قشنگ. یا هارمونی. نمیفهمی. امام کار ویژه این بوده. آن امام بوده. خرج میکردند. اصلاً نمیفهمیم پشتش چی بوده؟ ماجرا چی بوده؟ فل توی ماشینی. دو امام مجاهد. از آقا. ششصد تولید کرده. کتاب «صلح الامام الحسن» که آقا ترجمه کردند. آل یاسین دایی شهید صدر بوده. اکثر ارجاعات این کتاب ائمه اهل بیت «صلح الامام الحسن» است. مشخص است که من احساسم این است که آقا تحت تأثیر شهید صدر به این کتاب علاقه داشته. لااقل مطالعه. طباطب. خبر نداشتند توی نجف. واقعاً فوقالعاده.
وجوبش برای وجوب غسل برای واجب مشروط به طهارت. کاری که واجب است و مشروط به طهارت خاصی. انجام بدهی. واجب است که غسل کنی. این از کجا درآورد؟ فهو مقتضی وجوب مقدمة الواجب. و لو مقدمة الواجب واجب تن. حالا دو تا بحث. اکثراً گفتند واجب عقلی شرعی هم هست. تفاوت وجوب عقل و شرعی چیست؟ در واقع وجوب عقلی این است که یک چیزی واجب بوده، آدم عقلاً میگوید: «آقا خب پس مقدم؟» بحث اینکه اختلاف شرعی و عقلی سر این است اگر مقدمه واجب شرعی باشد، عقابش دوبله است؛ یعنی بابت یک کتک بابت این میخورد که نماز نخوانده، یک کتک بابت این میخورد که وضو نگرفته. وضو مقدمه نماز بود دیگر؟ کسی که بینماز است، بیوضو هم هست دیگر. نماز نخوانده. یعنی علیحده میشود. عقابش علیحده میشود. بنویس. «وجوب شرعی عقاب علیحده دارد.» من قول میدهم مشکل شریفی پیدا نشود اگه بنویسید. تضمین میدهم علیحده. جداگانه. ولی وجوب عقلی... ولی وجوب عقلی به هر حال شما قائل باشی مقدمه، مقدمه واجب وجوب عقلی دارد یا شرعی دارد، فرق نمیکند. به هر حال غسل برای نماز واجب است. به عقابش کار نداریم. به وجوبش کار داریم. واجب است. باید غسل کنیم. ترشحی از وجوب. یک وجود داریم. ترشحی از وجوب نفسیه. حالت ترشح دارد از مقدمه علت و معلولی. ولی ترشح از شوق و اشتیاق مولا. امر مولا نه. تو ترشح از مقدم. اصول مظفری جایش از کفایه سختتر همین جاهاست. شکرالله مساعیکم.
غسل الجنابة و بعض احکام الغسل علی نحوین (دو تا غسل داریم):
التماسیون یغمسی فیه جمیع البدن فی الماء دفعة عرفیة.
و ترتیبیون یغسلی فیه الراس و الرقبه اولاً، ثم الطرف الایمن.
یک غسل التماسی داریم، همه بدن یکجا فرو میکنه در آب. یک دفعه عرفی. دفعه. یهو رفت توی آب. یک دفعه رفت توی آب. یک دفعه.
غسل ترتیبی داریم که میشورد در آن اول سر و گردن، بعد طرف راست، بعد طرف. نامفهوم. با نیت. آن التماسی، کل بدن غسل.
ولا تعتبر الموالاة و لا عدم النکس فی. بل فی کل موالات شرط است. موالات که خُب. موالات گفتیم با ترتیب فرقش چیست؟ خُب. شن موالات در غسل کردن. عدم عکس هم شرط نیست. یعنی چی؟ بلکه در هر غسلی نه جنابت. همانگونه که اجزا دارد از وضو چی غسل. و اذا شک المکلف فی صدور غسل الجنابة منه اعاده. آفرین. آفرین. فی صحته بعد الفراغ من. و وقتی شک کند در صحت غسل بعد از اینکه از غسل فارغ شد، اسمش چیست؟ بعد از صلات. حکم به صحت و لزم فعله لما یأتی. وقتی شک کند در صدور هو جومونگ بعد از صلات، حکم میکند به صحت. حال تماس آدم. لوائتی. فعل چی؟ فعل غسل. غسل کند. و المستند فی ذال اما جواز الارتماس فلصحیحهی زراره عن ابی عبدالله علیه السلام انه قال. جان. برای نماز گفتم که بعد از اینکه نمازش تمام شد، غسل. نمازش درست است. برای نماز بعدی. در صدور کی کجا؟ کتاب مشهور زراره از امام صادق علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمودند: «اگر مرد جنبی فی الماء التماساً واحده، یهو بپرد توی آب، اجزا و ذالک اجزائه.» این التماس کردن، التماسش را اجرا میکند. آن را. یدلک جسده. مشکلت چیست؟ اگر مرد جنبی التماس در آب کند، کفایت میکند. و جسدش را نصابونه. دلاک. دلک. سیاسیاش نکن. و از اینجا ظاهر میشود وجه در اعتبار دفعة فی دفعة العرفیه. یعنی اینی که گفتن، یک بار از روایت فهمیدیم، یک بارش را از کجا درآوردیم؟ التماس تن واحده. مفهوم قول حضرت همین است. مفهوم دارد. مگر نگفتی عدد مفهوم ندارد؟ مگر شما آخوندها نمیگفتین؟ اینم باز برو سر. چه وضعی است؟ در مقام تعیین. احسنت.
و اما جواز الترتیب، جایز است. زرارة. یعنی دو بار، یک بار. کیفیت. پرسیدم: «چگونه غسل جنابت میشود غسل بکند؟» فرمودند: «ان لم یکن اصابه فهو شیئون.» خونده بودیم کدام تحدید در مقام دارد حد میزند؟ حکم مفهومش دوباره اشکال ندارد. اشتغال چکارش بکنیم؟ از کجا شرط. آنجوری نیست یعنی مشروط یک چیز دیگر نشده. کل من سلام. اصولش معنا از کلام. اگر به دستش چیزی نرسیده باشد. جانم. دشواری. دشواری چیست؟ دیشب وسط سخنرانی کاملاً جدی هیئت لبیک. بعد داشتیم میرفتیم سمت روضه. وسط سخنرانی کاملاً جدی آمدم سابجکتیویست را بگویم، زبانم نچرخید. گفتم که منظورم این است که سابجکتیویسکی. آرمان. گفتم بتوانم. واقعاً عجیب خدا نشان میدهد به آدم که هیچکارهای. ذهنیتانگاری اومانیستی. اگر به دستش چیزی نرسیده باشد. شروع شد. بازم مدرسهمان دیر شد. باشد برای فردا. تماس واحد را برای چی دارم میگویم؟ مفهومگیری ندارد. یک بار کافی است. دو تا بچه کافیست. بچه.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد (صل علی محمد و آل محمد) الفعال الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام.
موفق میشویم به جمع بین غسل و وضو در احتیاطی که میخواست، در آن وقتی که فرض نشود پیشی گرفتن وضو؛ یعنی اگر اول وضو داشت، بعد غسل کرد، غسل کفایت میکند از وضو. جانِ اگه وجود داره، غسل میکند. وضو که داشت، غسل هم ضمیمه شد برای نماز. که طهارتش وضو، برای رفع جنابتم غسل. علیالاحوال باید دو تایش را با هم داشته باشد. همین گفته: «فکر نکنی که حتماً باید اول غسل باشد بعد وضو. جمع بین غسل و وضو، فکر نکنید اول غسل، بعد وضو باشد.» میشود اول وضو، بعد غسل، برای جنابت؟ آره، احسنت.
و اما لحوق الرطوبة المشتبه به منی، حکماً. از باب احتیاط گفتند اختلافی است. بعضی فقها میگویند ذاتاً حرام است به حسب خود رطوبتی که مشتبه است به منی، حکماً رطوبت مجتمع ملحق میشود به منی. حکم رطوبت مجتمع حکم چیست؟ محمد بن مسلم سأل اباعبدالله علیه السلام عن الرجل یخرج من احلیله بعد ما یغتسل شیئاً. از اِحلیلش. حالا بودیاش، از لوله کتری، از احلیلش، از اِحلیلش. بعد دیگه خیلی تصریح بکنم؟ آره، تا معلوم بشود. از آلت تناسلیاش چیزی خارج شده. توی این حوزه تخصص ندارم. خارج میشود از اِحلیل، بعد از آنکه غسل کرد، چیزی... شیئٌ، فاعل یخرج است. چیزی خارج شد. چیزی... غسل کرده. غسل چی؟ آقای بهلولی کجایی برادر؟ مایع بیرون میآید، چکار کند؟ بعد از اینکه غسل کرد. و بال زده، یک لحظه ادرار کرده قبل از اینکه غسل کند. مگر اینکه ادرار بکند. حضرت فرمودند: «غسل کند.» اگر از اِحلیل چیزی خارج شد و هنوز -یعنی بعد از اینکه غسل کرده- هنوز بول نکرده و چیزی از احلیل خارج نمازش را دوباره میخواند. مگر در یک حالت که اعاده نمیخواهد. مگر اینکه بول کرده، قبل از اینکه غسل کند. استبرائ کرد. استبرا از جنابت. چندین مدل استبرا داریم. استبرا از بعد از جنابت، استبرای جلال، استبرای موضع، استبراء از کنیز. آقای جهانگیری فردا شنبه. شنبه انشاءالله. راحت هستم از کتاب «فرهنگ فقه» آقای شاهرودی که قبلاً معرفی کردم. جلد اول. جلد اولش همه جا هست. ندارید؟ اینجا شش جلد چاپ شده. به آنجا قسم که لایعید. الان انقدر که دوستان تحقیق نکردم. دونات آوردم. میترسم کمی تحقیق کند. اسلعه. که اینجا دیگه غسلش را اعاده کند. کجا؟ استبرا از جنابت کردن.
و اما عدم وجوب غسل الجنابة فی نفسه. فی نفسه غسل وجوبِ فی نفسه ندارد. غسل جنابت وجوبِ فی نفسه ندارد؛ یعنی وجوبش وجوب نفسی نیست. وجوب به طهارت است. چرا؟ فلأصل البراءة بعد عدم دلیل علی الوجوب. شبهه وجوبیه داریم و در شبهه وجوبیه اخباری و اصولی همه گفتند شبهه وجوبیه درش چی جاری میشود؟ برائت و احتیاط. یک شبهه تحریمی داریم، یک شبهه وجوبی. در شبهه تحریمی اختلاف است، در شبهه ... تازه شبهه موضوعیه و شبهه حکمیه. در شبهه موضوعیه وسائل را برای وجوب: «بله نماز بخوان. خوابیدنش کراهت دارد. خوردنش محتضر حاضر.» حالا شبهه تحریمیه وجوبیه. هر دوی اینها حکم ... یعنی بگوییم حکمیه، موضوعیه، حکمیه، وجوبیه، تحریمیه، موضوعیه. اصولی و اخباری گفتند: «چی جاری میشود؟ برائت.» در شبهه وجوبیه هم، در تحریمیه اصولی میگوید: «برائت.» اخباری میگوید: «احتیاط.» شبهه وجوب لنفسه، حکمیه. همه چی میگویند؟ میگویند: «برائت عقلی نداریم، برائت شرعی.» اصولی که برائت عقلی و شرعی با هم. شهید صدر جمع بین قول اصولی و اخباری کرده. مسلک حق الط (محو). اشاره به کلمهای نامفهوم دایره مویت مولا. ببین چقدر احتمالاً جزئیات ثمرات خیلی خوبی دارد. حل. چرا شبهه شک داریم در حکمی، در موضوعی. میگویند: «آقا شراب.» در مورد شراب یک وقت شک دارم که حکمش چیست؟ میشود شبهه. یک وقت شک دارم که این شراب هست یا نیست. در حکم. یک وقت شک دارم خوردنش واجب است یا نه. شک دارم خوردنش حرام است یا نه، مشخص. اصولیها میگویند که توی تحریمیه میگویند: «برائت.» جاری میشود. تکلیف احتیاط. تکلیف وقتی دلیل نداشتیم بر وجوب. این دیگر فرقی بین اصولی و اخباری نیست.
و اما وجوبه للواجب المشروط بالطهارة. اگه اصول را اینجور بخوانید، کاربردی بخوانید، تمرینی بخوانید، قول میدهم حلقات ثانیه را بخوانید تا درس خارج. تا آخر درس خارج. حله. هیچ مشکلی. تمرین، تمرین. با تمرین. یک آیه، یک حکم، یک روایتی، یک چیزی بردارید. تمرین دفتر اقتضایش را دارد. این قضیه را از این دست بگیری. هر روایتی، هر روایتی که از شما میرسد. میفرماید: «اذا اردت المصیر الی قبر الحسین.» امشب قصر الختام (غلط املایی قصر الختاک). زیارت میخواهی بروی، قدم بردار. قدمهایت را کوتاه بردار. «حتی تستقبل القبر بین کتفیک.» الان این را شما هرچی که خوندی. «اذا اردت.» اذا چیست؟ شرط. مفهوم از یک طرف حرف. معنای حرف. در مورد معنای حرفی چه اختلافی؟ مسلک آقای خویی چیست؟ مسلک مثلاً میرزای نائینی چیست؟ المصیر الی القبر الحسین. بعد اینجا مثلاً این المصیر یا قبر حسین. هرکدامشان کدامش قید است برای حکم؟ کدام قید برای موضوع؟ حکم چیست؟ موضوع چیست؟ امشب چیست؟ فعل امر دلالت برای چی دارد؟ هیئت دلالت. قصر اخوتات. مکان نامفهوم «حتی تستقبل.» حتی چیست؟ غایت. غایت چیست؟ معنای اصولیش. حتی دوباره حرف است. معنایش چیست؟ همینجوری شما تجزیه و ترکیب میکنید. نحوی و صرف روایت را. این اسم فعل. فلان. این معنایش چیست؟ هر روایتی را قابلیتش هست. هر روایت این قابلیت را دارد. «انما الاعمال بالنیات.» انما چیست؟ از ادات حصر؟ حرف حصر خودش مفهوم دارد یا اعم؟ بله. فلان. خود الف و لام علت برای چی دارد؟ بله. اعم بنی حصرش روی نی. بِنِیّات با دارد. با حرف. معنای حرفیش دلالت بر عموم. کل روایت اطلاق مقامات اطلاقیش را کشف بکنید. نسبت به چه چیزهایی اطلاق دارد؟ این کاری که شیخ اعظم انجام داده است. «احل الله البیع.» حالا هزار تا روایت دیگه داریم که از آن هزار تا علم دیگه در صد تا مطلب توی حوزههای مختلف خیلی اینجوری داریم. «کل شیء من عملک تبع لصلاة.» امیرالمؤمنین به مالک. باز یک دهه دیگه روی موضوع دیگر. بلکه توی یک ماه میشود. ترک حوزههای مختلفی را برای کاربرد این سرمایه عظیم دست ماست. ما اینجا داریم روش یاد میگیریم. دیگه روش یاد بگیریم. بریم سراغ این سرمایه. سرمایه راکد استفاده. مطلب چی شد؟ این آخر غسل را واجب دانسته یا ندانسته؟ چه جور گفت؟ غسل و وضو با هم. از کجا درآورد؟ شبهه را چه شکلی جواب داد؟ اشکالش را چه شکلی دفع کرد؟ چه شکلی استدلال به روایت کرد؟ اجمال را چه شکلی درست کرد؟ مدل دستتان باشد. توی هر موضوعی میتوانید تولید بکنید. خیلی قشنگ. بعد شبهاتی که میآید، اشکالاتی که میآید. ببین خود شیخ اعظم مینشیند اشکالها را تولید میکند. بعد اشکالها را رد میکند. میشود تولید علم. علوم تربیتیشان اینجوره. توی روانشناسیاش اینجوره. توی حقوقش اینجوره. جامعهشناسیاش اینجوره. خاصیتش همین است. همین است. ارجاعاتی که داده میشود من آسانش را ارجاع میدهم. انجام بدهید. آثارش را میبینید. شهید ثانی میفرماید: «اجتهاد رزق است.» به خاطر همین. یاد گرفتی؟ تمام بشود. صرفِ روش نیست. این همه آدمی که رانندگی بلدند تصادف میکنند. مشکل این است که رانندگی بلد نیستند؟ یک ظرافتها و ریزهکاریهایی میخواهد. یک وقتی باید بفهمی که الان اینجا این کار را بکنم. معکوس بکشم. دستی بکشم. ریزهکاریهایی که هر کسی نصیبش. هر کسی نامفهوم شهید صدر نمی... کتاب ائمه اهل بیت. ایشان به بچههای آن کلاس میگفتم: «واقعاً جنونآمیز است این کتاب.» یکی از رفقا دیروز پیغام دادم گفتم: «آب دستته برو آن کتاب را بخر همین الان بخوان.» قشنگ است. نوع تحلیل شهید نسبت به تاریخ اهل بیت، مسئلهشناسی اهل بیت، جواب مسائل اهل بیت. مکتوب شده تو خستگی و مثلاً فضای مشخص بوده درگیر کار بوده و اینا که وقت نداشته روی موضوع فکر بکند. کامل بپزد. ارجاعات تاریخی میگوید: «سه نفر اینجا بودن. یک نفرش اسمش یادم است. آن دو تا یادم نیست.» کشف. آدم دیوانه میشود. چقدر این قشنگ است. این کتاب ندارد. اینجوری که وقتی میآید تاریخ امیرالمؤمنین را میخواند، یک همچین برداشتی، تصورش مثلاً از پیغمبر این باشد، از بنی امیه مثلاً این برداشت را داشته باشد، این تحلیل را داشته باشد. اینها همه رزق است. توسل میخواهد. این اخلاص میخواهد. این سوز میخواهد. توی حرم امیرالمؤمنین مطالعه میکرده. هیچکس خبر نداشته. یک روز نمیرود. حال نداشته. خواهر ایشان بنت الهدی خواب میبیند امیرالمؤمنین ایشان میگوید: «به شصت ... میگوید که امروز حضرت را خواب دیدم.» حضرت فرمودند که: «این محمدباقر یک درسی با ما داشت. امروز سر درس نیامده.» نورانیت فضا. حضرت امام مرکز علم. توی صحیفه فقط برای مشهد به کار آستان قدس رضوی. مرکز علم است. چقدر مطالعاتمان آنجا. چقدر تحقیقاتمان آنجا. اجتهاد رزق. یک خلوصی میخواهد. یک طهارتی میخواهد. یک عنایتی میخواهد. خیلی هوش آنچنانی هم. علی رز. یک دریچهای به روی آدم باز میشود. یک جور دیگه میفهمد. شیخ انصاری آدم کمی نیست. بخوانید این حالات این بزرگان. زندگینامههایشان را بخوانید. زندگینامه شیخ انصاری را بخوانید. هر روز نماز جعفر طیار. یک جزء قرآن. جامعه کبیره. همه نوافل. زیارت امیرالمؤمنین. یک ساعته. روزی سه تا درس خارج. کامپیوتر و سرچ و اینها هم. خارج شوخی نیست. یک دانه خارج قشنگ. هفت هشت ساعت وقت میگیرد. بعد همه هم تولید خودش. یک دانه تقلید. غیر از اینکه باید بدن به آدم علم دادنی. حقیقت مرکز علم دار. باید بریم. قدر.
و اما وجوبش للواجب المشروط بالطهاره. ائمه اهل البیت، ترجمه شده. ترجمهاش هست. پنجشنبه یک چیزی حرم. مثلاً مقایسه کردیم. تحلیل تاریخ نظام درست. یک چیز عجیبغریبی. امت باید به عصمت برسد. و امتی که عاطفی و هیجانی است، بر اساس هوش هیجانی کار میکند، از دوران پیغمبر که جامعه به عصمت نرسیده، آسیبهایش توی تاریخ کجا خودشو نشان داده؟ و اهل بیت چکار کردند برای اینکه این جامعه را به عصمت برسانند؟ اصل هر امامی؟ فعالیت قشنگ. یا هارمونی. نمیفهمی. امام کار ویژه این بوده. آن امام بوده. خرج میکردند. اصلاً نمیفهمیم پشتش چی بوده؟ ماجرا چی بوده؟ فل توی ماشینی. دو امام مجاهد. از آقا. ششصد تولید کرده. کتاب «صلح الامام الحسن» که آقا ترجمه کردند. آل یاسین دایی شهید صدر بوده. اکثر ارجاعات این کتاب ائمه اهل بیت «صلح الامام الحسن» است. مشخص است که من احساسم این است که آقا تحت تأثیر شهید صدر به این کتاب علاقه داشته. لااقل مطالعه. طباطب. خبر نداشتند توی نجف. واقعاً فوقالعاده.
وجوبش برای وجوب غسل برای واجب مشروط به طهارت. کاری که واجب است و مشروط به طهارت خاصی. انجام بدهی. واجب است که غسل کنی. این از کجا درآورد؟ فهو مقتضی وجوب مقدمة الواجب. و لو مقدمة الواجب واجب تن. حالا دو تا بحث. اکثراً گفتند واجب عقلی شرعی هم هست. تفاوت وجوب عقل و شرعی چیست؟ در واقع وجوب عقلی این است که یک چیزی واجب بوده، آدم عقلاً میگوید: «آقا خب پس مقدم؟» بحث اینکه اختلاف شرعی و عقلی سر این است اگر مقدمه واجب شرعی باشد، عقابش دوبله است؛ یعنی بابت یک کتک بابت این میخورد که نماز نخوانده، یک کتک بابت این میخورد که وضو نگرفته. وضو مقدمه نماز بود دیگر؟ کسی که بینماز است، بیوضو هم هست دیگر. نماز نخوانده. یعنی علیحده میشود. عقابش علیحده میشود. بنویس. «وجوب شرعی عقاب علیحده دارد.» من قول میدهم مشکل شریفی پیدا نشود اگه بنویسید. تضمین میدهم علیحده. جداگانه. ولی وجوب عقلی... ولی وجوب عقلی به هر حال شما قائل باشی مقدمه، مقدمه واجب وجوب عقلی دارد یا شرعی دارد، فرق نمیکند. به هر حال غسل برای نماز واجب است. به عقابش کار نداریم. به وجوبش کار داریم. واجب است. باید غسل کنیم. ترشحی از وجوب. یک وجود داریم. ترشحی از وجوب نفسیه. حالت ترشح دارد از مقدمه علت و معلولی. ولی ترشح از شوق و اشتیاق مولا. امر مولا نه. تو ترشح از مقدم. اصول مظفری جایش از کفایه سختتر همین جاهاست. شکرالله مساعیکم.
غسل الجنابة و بعض احکام الغسل علی نحوین (دو تا غسل داریم):
التماسیون یغمسی فیه جمیع البدن فی الماء دفعة عرفیة.
و ترتیبیون یغسلی فیه الراس و الرقبه اولاً، ثم الطرف الایمن.
یک غسل التماسی داریم، همه بدن یکجا فرو میکنه در آب. یک دفعه عرفی. دفعه. یهو رفت توی آب. یک دفعه رفت توی آب. یک دفعه.
غسل ترتیبی داریم که میشورد در آن اول سر و گردن، بعد طرف راست، بعد طرف. نامفهوم. با نیت. آن التماسی، کل بدن غسل.
ولا تعتبر الموالاة و لا عدم النکس فی. بل فی کل موالات شرط است. موالات که خُب. موالات گفتیم با ترتیب فرقش چیست؟ خُب. شن موالات در غسل کردن. عدم عکس هم شرط نیست. یعنی چی؟ بلکه در هر غسلی نه جنابت. همانگونه که اجزا دارد از وضو چی غسل. و اذا شک المکلف فی صدور غسل الجنابة منه اعاده. آفرین. آفرین. فی صحته بعد الفراغ من. و وقتی شک کند در صحت غسل بعد از اینکه از غسل فارغ شد، اسمش چیست؟ بعد از صلات. حکم به صحت و لزم فعله لما یأتی. وقتی شک کند در صدور هو جومونگ بعد از صلات، حکم میکند به صحت. حال تماس آدم. لوائتی. فعل چی؟ فعل غسل. غسل کند. و المستند فی ذال اما جواز الارتماس فلصحیحهی زراره عن ابی عبدالله علیه السلام انه قال. جان. برای نماز گفتم که بعد از اینکه نمازش تمام شد، غسل. نمازش درست است. برای نماز بعدی. در صدور کی کجا؟ کتاب مشهور زراره از امام صادق علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمودند: «اگر مرد جنبی فی الماء التماساً واحده، یهو بپرد توی آب، اجزا و ذالک اجزائه.» این التماس کردن، التماسش را اجرا میکند. آن را. یدلک جسده. مشکلت چیست؟ اگر مرد جنبی التماس در آب کند، کفایت میکند. و جسدش را نصابونه. دلاک. دلک. سیاسیاش نکن. و از اینجا ظاهر میشود وجه در اعتبار دفعة فی دفعة العرفیه. یعنی اینی که گفتن، یک بار از روایت فهمیدیم، یک بارش را از کجا درآوردیم؟ التماس تن واحده. مفهوم قول حضرت همین است. مفهوم دارد. مگر نگفتی عدد مفهوم ندارد؟ مگر شما آخوندها نمیگفتین؟ اینم باز برو سر. چه وضعی است؟ در مقام تعیین. احسنت.
و اما جواز الترتیب، جایز است. زرارة. یعنی دو بار، یک بار. کیفیت. پرسیدم: «چگونه غسل جنابت میشود غسل بکند؟» فرمودند: «ان لم یکن اصابه فهو شیئون.» خونده بودیم کدام تحدید در مقام دارد حد میزند؟ حکم مفهومش دوباره اشکال ندارد. اشتغال چکارش بکنیم؟ از کجا شرط. آنجوری نیست یعنی مشروط یک چیز دیگر نشده. کل من سلام. اصولش معنا از کلام. اگر به دستش چیزی نرسیده باشد. جانم. دشواری. دشواری چیست؟ دیشب وسط سخنرانی کاملاً جدی هیئت لبیک. بعد داشتیم میرفتیم سمت روضه. وسط سخنرانی کاملاً جدی آمدم سابجکتیویست را بگویم، زبانم نچرخید. گفتم که منظورم این است که سابجکتیویسکی. آرمان. گفتم بتوانم. واقعاً عجیب خدا نشان میدهد به آدم که هیچکارهای. ذهنیتانگاری اومانیستی. اگر به دستش چیزی نرسیده باشد. شروع شد. بازم مدرسهمان دیر شد. باشد برای فردا. تماس واحد را برای چی دارم میگویم؟ مفهومگیری ندارد. یک بار کافی است. دو تا بچه کافیست. بچه.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه چهاردهم
دروس تمهیدیه
جلسه پانزدهم
دروس تمهیدیه
جلسه شانزدهم
دروس تمهیدیه
جلسه هفدهم
دروس تمهیدیه
جلسه هجدهم
دروس تمهیدیه
جلسه بیستم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و یکم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و دوم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و سوم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و چهارم
دروس تمهیدیه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
در حال بارگذاری نظرات...