متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد، آل طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین.
«و ما صحت الصلاة إلا لشک بعدها فی صدور الغسل.» آقای ابراهیمزاده، تو یکی نیست؛ دو تا جا خالی. قاعدهی فراغ جاریه فی صحت نماز. اگر شک کند بعد از نماز در صدور غسل کردن، غسل کردیم یا نه؟ در صحّ غسل، در صدور غسل، بین صدور و صحت تفاوت است. در صدور غسل، به خاطر قاعدهی فراغی که جاری میشود در صحت، صحت صلاح زن است. رفته بود بانک، نوشت آقا گفت: "بزن به حساب جاریتون." غلط کرده! "لوایل لزوم اعادۀ عیادت." هیچی. "لما یتی" برای نماز بعدی، برای کارهای بعدی چرا باید برای بعدیها غسل کند؟ مغرب که درست بود، مغرب را خواند. عشا را باید برود غسل کند؟ چرا نسبت به قبلی فراق؟ بله بله. نسبت به کدام حدسش را خبر داشته؟ آره دیگه! ای جان! آفرین!
دفترچی که چه کار میکند؟ نه، به نسبت نمازی که خوانده، یا نسبت به نماز بعدی؟ نسبت به قبلی چی میشود؟ آفرین! چرا چراغ جاری رضاست؟
«قیل إن الاستصحاب المذکور جارٌ، به لحاظ صلوات الأولی.»
ای وای! تشک لفظی زیاد داریم که باهاش جوک میسازم و بامزه است. مغالطه اشتراک لفظی، مغالطه بسیار رایجی است و توی جوکها معمولاً مغالطه اشتراک لفظی است. "مامان بزرگم را بردم دکتر، ریه مشکل داشت. دکتر برگشت به مامان بزرگم گفت که حاج خانم قلیون میکشی؟ گفت: نه، ممنون. قبل اینکه بیام کشیدم." دمت گرم! الان قبل اینکه بیام قشنگ. خیلی، مخصوصاً ما طلبهها هم بینمان زیاد داریم. من تازگی روی چه فکر میکردم که این حالت اشتراک لفظی افتضاحی الان یادم رفته. خیلی رایج است متأسفانه! و خلط مبحث.
استصحاب مذکور جاری است به لحاظ نماز اول. همچنین، آقا اشکال! میگوییم خب نسبت به نماز اولم حساب کند. فقط برای دومی حساب میکند.
«فکیف حکم بصحتها دونما بعدها؟»
«ما بعدها» ما بعدها کلاً میشود نماز دوم. چطور نماز اول را حکم به صحتش نمیکنی؟ میکنی. نماز دوم را حکم به صحتش نمیکنی. نماز اول صحیح، نماز دوم بین مغرب باشد. شک کرد. ما غسل کردیم یا نه؟ آفرین! استعدادی که دارد بروز پیدا میکند! چگونه حکم صحت نماز اول میشود، ولی حکم نصرت نماز دوم نمیشود؟ آفرین!
«قلنا إنه، به لحاظ الأولی، حاکم علیه قاعدۀ الفراغ. بخلافه به نسبت إلی بقیۀ الصلوات.»
اول سوئیچ را دیدید دیگر. اول محمد و مالک احمد ربی و به به خیر و... خطبه را هرچه فکر کرد یادش نیامد. گفت: بسم الله الرحمن الرحیم. قال محمد محمد بن مالک. اصلاً ابن مالک دیگر. محمد بن... گفتیم به لحاظ نماز اول فقط میباشد. "انه" آن استصحاب به لحاظ نماز فراغ.
ماجرا این است که، آره، به لحاظ نماز اول، حاکمی بر آن پیدا میشود. یعنی قاعدهی فراغ حکومت دارد بر استصحاب. نسبت به نماز اولم میشود استصحاب کرد. ولی آنجا تعارض بین فراق و استصحاب میشود. قاعدهی فقهی بر قاعدهی اصولی مقدم است. همانجوری که اصول لفظی بر اصول عملی مقدم است. اگر ما تعارض کرد جایی بین یک اصل لفظی و یک اصل عملی، اصل لفظی را مقدم میدانیم. بین قاعدهی فقهی و قاعدهی اصولی، قاعدهی فقهی را مقدم میدانیم. جزء قواعد، قواعد، تفاوت قواعد فقهی و اصول عملیه چیست؟ آقای محمدی، تحقیق دیروز چی گفتم؟ شوخی شوخی بود. دیروز رنگش پریده بود. کی تحقیق داشته؟ خودش بگوید. ایشان امتناع کرد. آنقدر امتناع کن تا امتناعت پاره شود. دلم سوخت. خب، الان اعراض از آن دلسوزی کردم. اینجا الان قاعدهی اعراض و قاعدهی دلسوزی حکومت دارد. پس اینجا تعارض که کرد، حکومتی داشت. قاعدهی فراغ بر قاعدهی استصحاب حکومت یعنی چه؟ اول سؤال اولم: سؤال اول، فرق بین قاعدهی فقهیه و قاعدهی اصولی چیست؟ سؤال دوم، حکومت بر استصحاب چیست؟
سؤال اول را برادر فکور جواب بده. از خوبهای قاعدهی فقهی. سؤال دوم را هم آقای غفوری جواب بده. از خوبهای حکومت.
فرق اولش این است که از ادله شرعی استفاده میکند. دیگر فرق دیگری که دو تا جشن پتو. اونی که تو فیلم بود، بگو. حلقه ثانیه چی گفته بود؟ آفرین! آفرین!
خب سؤال دوم. بسم الله الرحمن الرحیم. بحث توسعهی تزریق موضوع نمازیت، توسعه دارد میدهد. برگهای واژهی صلات و نماز و اینها همه ریخت. نمازیت، نماز، مصداقی از نماز. فایدهی فراق چی میگفت؟ کد فرا؟ قاعدهی فراغ چی میگفت؟ «کل ما شککته...» مباحثه کنید آقا جان! «کل ما شککته فیه مما قد مضی، مشکوک ممزات، مشکوک ممزاد.» وقتی بود، بنا را بگذار برای اینکه انجام گرفته. مشکوک، ملحق به چه میکند؟ به متیقن. وقتی مشکوک ملحق شد، موضوع استصحاب دارد از بین میرود. چون موضوع استصحاب چیست؟ شک بعد از یقین، نه. شک ملحق به یقین. شک بعد از یقین محل اجرای استصحاب است. شکی که خودش ملحق به یقین میشود، شکی که باهاش معامله یقین میکنیم، دیگر محل اجراز این باب، قاعدهی فراغ حکومت دارد بر استصحاب، نمیگذارد موضوع استصحاب شکل بگیرد.
توسعهی شکی است که بعد از یقین است. حکمش بنا را میگذاریم. موضوعش شکی است که بعد از عمل است. حکمش چیست؟ حکم قاعدهی فراغ، الحاق به یقین. حکم قاعدهی فراغ، توسعه میدهد یا تزریق میکند یا از بین میبرد یا هرچه، موضوع استصحاب را. موضوع استصحاب را تزریق میکند. آفرین!
سادهترین و ابتداییترین چیزی که فرق دارد، سادهترینش این است: قاعدهی فقهیه مال ابواب خاصی است. باب آن دون، این باب جاری میشود، باب دیگر جاری نه. مال نماز و عبادت و اینهاست. بله. ولی مثلاً در مورد ازدواج شما میتوانی بگویی: آقا، ما شک کردیم مثلاً عقد کرده بودیم یا نه. قاعدهی فراغ جاری کن. بعد عدم زوجیت مشکل دارد. ترتب چیست؟ ای وای آقا! ولی قاعدهی اصولی مال همهجاست. «الأمر الظاهرة فی الوجوب.» چه باب دیه باشد چه طهارت باشد، همهجا جای آن است و این به خاطر اینکه خصوصیت دارد و آن عمومیت دارد. این بر آن مقدم است. بله. قاعدهی اصولی عمومیت دارد، قاعدهی فقهی خصوصیت دارد.
المحرمات علی الجنب، واویلا. «یحرم علی الجنب» بر جنب حرام است و «کتابة القرآن الکریم والحق المشهور بذاک، لفظ الجلالة و صفات الخاصة بذات المقدسة.»
هذه القبه سامی. اولین چیزی که بر جنب حرام است، مس کتابت قرآن کریم است. نه روی گوشی. آخه دم حرم شب قدر، طرف گوشیاش را زده روی سرش! فوقالعاده مراسم. گوشی به سر! گوشیها را باز کنید قسمتت میدهم، اکانتهای اینستاگرام اینها مثلاً همه شارژ ایرانسل. پس کتابت، یعنی کتابت واقعی قرآن، نه کتابت مجازی. و «الحق المشهور.» مشهور ملحق کرده به آن قرآن کریم، لفظ جلاله را. لفظ جلاله چیست؟ بله، حرام است. حالا بحث این است که فرق نمیکند، در حالت عادی هم حرام است بر جنب. هم نوشته بله، به لفظ جلاله «الله.» حتی برخی آقایان قائلند یک حرفش هم باشد. ح! این بحث، بحث مهمی است. اگر بتوانی روش کار بکنی... حواسش پرت بود. برای فردا، ان شاء الله. احکام مرتبط با لفظ جلاله. چند تا حکم دارد. چندین چندین حکم. احکامش را میآورند. پیشواز برو. ولی خیلی درس شیرینی است. کلاً هیچکس بر سوادش افزوده نمیشود. هیچ تغییری انجام نمیشود. فقط تحقیق فردا، ان شاء الله. که مثلاً اگر روش پا بگذاریم، روش بنشینیم، هتک حرمت بشود. بدون وضو بشود. احکام جنبش، احکام حائضش، به زبانهای مختلفش، بازیافتش. هر سوالی، یک دانه. آفرین! ضمایر.
دو ساعت و نیم وقتی آفرین روی دیوار مدرسه مثلاً نوشته باشم، تکیه بهش بدهی؛ تو روزنامه باشد مثلاً روش بنشینی. تحریر امام که یه مشخصه. بقیه جاها را هم روی همان میشود پیدا کرد. صفات خاصه؟ صفات قاسِم چی؟ آفرین! صفات خاصهای که مخصوص خدای تبارک الرحمن است. اختلافی. خود الرحمان هم اختلافی گفتند حرام است. دیگر نامگذاری اسما، صفات گرفتن برخی جز اسما خاصه گرفتند. لذا الرحمان خالی را برخی فتوا دادند که تسمیه آن حرام است. احدی، مگر عبدالرحمان. خودم یادم نمانده. پس مس قرآن، سوال نداری در حوزه مسئولیت؟ بله، کتابت قرآن کریم را اگر جنب مسح بکند. فقط بگویم که راحتت کنم این یکی. راحت بشوی. این پاسپورتهای ما الله دارد. ندارد. «لا یم» ندارد. خود الله. نه، لایه ندارد. هم دست خود ما بهش میخورد و حرام است. بدون کافر میدهیم مثلاً. قطعاً جنب مس جنب هم میشود، مس کافر هم میشود. اهانت بهش هم میشود. پاسپورت خودم چسب زدم «الله»اش. شما بچسبانید. کشورهای دیگر، جاهای دیگر. کی کتابیه طرف.
«قرائت سور العزائم، خصوص السجده منها علی الخلاف». قرائت سور عزائم، چو بر عزائم، آل فصلت، سجده. این چهار تا سوره را گفتم. کل سوره را که قطعاً آیه و کل سوره قطعاً، کل سوره را اگر طرف بخواند که حرام خوانده. و کل سوره را خب! فقط آقای سجاد را بخواند بازم حرام. آیات دیگر غیر آیهی سجدهدار. اختلافی حرام است. اختلاف سر چیست؟ اینکه اختلافیه. اختلاف سر چیست؟ اختلاف سر این است که کل سوره پس دو تا بحثش که دو تا. کل سوره را بخواند با سجدهدار که همه میگویند حرام است. خدای سجدهدار را هم بخواند حرام است. اینه که یه آیهای غیر از آیهی سجدهدار اگر بخواند حرام است یا نه. سر این از اختلاف. سر اینه که فقط آیهی سجدهدار یا هر آیهای از آن سورهای که. لذا دعای کمیل و زنهای حائض میخوانند حرام است. چرا؟ یک آیه از سورهی مبارکهی فصلت: «من کان مؤمناً کمن کان فاسقا.» بنا بر نظر اونایی که آیه را مطلقاً حرام می کنند. خصوص آیهی سجده. کل سوره یا خصوص آیهی سجده. خصوص آیهی سجده. همان آیه. فقط آیهی سجدهدار را بخوانی حرام است. در اینکه کدام حرام است، قرائت کل سوره، یعنی آیات دیگر سوره یا خصوص آیهی دانلود؟
این اختلاف در مورد آیات دیگر سوره. اختلاف میگوید قرائت سور یا خصوص آیه؟ کدام حرام است؟ منظورم این است که سوره را بخوانی، بخشی از...
«دخول المساجد» به مساجد دخول نکند. دیگر آدم جنب، الا به نحو الاجتیاز. «دخول من باب، والخروج من باب آخر آخر یا آخر.» دخول مساجد، مگر به نحو عبور، گذر، رهگذر. مسجد اگر گذری برود. الان خیلی خانمها حائض هستند. دالانهایی که دارد بهش وارد میشود، همش جز مسجد است. از این که دارد رد میشود توقف کند. رد شدنش اشکال ندارد. البته خود صحن هم ظاهراً اختلافی است ها. توقف تو صحن خیلی. بلکه چه بسا جنب آمده نشسته. متصل به ضریح باشد، متصل رواقهای متصل به ضریح. امام خمینی، امام خمینی از صحن گوهرشاد اگر میخواهد بیاید فقط عبور بدهد. توقع. از یک دری وارد بشود، از یک در دیگر خارج. باز برگرد. «الا بالاسبۀ الی المسجدین الشریفین.» مگر به نسبت دو مسجد شریف. چی؟ اصلاً از مطلقاً «ذوخو نبی» دخول مسجد حرام است. مگر یعنی حکم حرمت به نسبت این دو تا نیست. «ذالک فیهما ایضاً.»
«ذالک امتیاز در آن دو هم و یجدر اژدر نیستا.»
«یشدر الحاق المشاهد المشرفه بالمسا.»
شایسته الحاق مشاهد مشرفه به مساجد است. در مورد حرم حضرت معصومه هم اختلافی است بین فقها. برخی گلپایگان اینها فتوایی داشتند که این هم حرم اهل بیت است. اختلافی است. ولی حرم امام حسین، امیرالمؤمنین اینها که دیگر مشخص است.
چهارمین چیزی که حرام است بر جنب. تا حالا سه تایی که گفتیم چی بود؟ چای عصمت الله. چهار. چهار. قرآن، سورهی سجدهدار. دخو به نحو عبور اشکال ندارد. توق عبور فقط توی مسجدالحرام و د...
«وضع شیء فی المساجد.» چیزی بگذاریم که مسجد. چیزی گذاشتن در مسجد هم مثلاً زحمتبار است. برو اول غسل کن بعد بیا بیرون. دین ندارید، لااقل آزاده باشید.
تحقیق فرمت مس کتابت قرآن کریم. بله. موثقه ابیبصیر، «سئلت اباعبدالله علیه السلام وهو علی غیر وضو قال: لابئس و لا یمس الکتاب.»
«لا یم» درست است. کی گفته؟ آفرین! حالت چهارم هم دارد. کـِـلایمِس. اصلاح. «لا یمص الکتاب، لا یمس الکتاب، لا یمس الکتاب» گفتند این را مضارع بگیریم نهی نگیر. «لا یمسه» برادر زمانی است. از خوبهای «لاوضوع له». درست است. خب، پس دیگر توضیح میدهند عمو ببیند.
اضافه اینکه کسی که وضو ندارد حق ندارد دست بزند. انتظار آفرین! آقا، یکی وضو ندارد میخواهد قرآن بخواند. بخواند. حضرت فرمودند که اشکال ندارد ولی مس کتاب یعنی اگر مفهوم، مفهوم، اگر کسی که وضو ندارد مسح کتاب بکند حرام است. حالا این چه ربطی به جنب دارد؟ میگوییم بگوییم: آقا، کسی که وضو ندارد مس کتاب میکند حرام است. آن که غسل ندارد که به طریق اولی! بله.
یکی از خوبیهای این درسهای فقه این است که یعنی آدم باورش نمیشود که مثلاً این بحث را اینجا به سرانجام رساندند. چون اکثر این مباحث توی فقه، جمع پایینیها که میآیی خیالت راحت میشود. اکثر مراجع و درس خارج را که کار بکنید، مرجع نیستند که. بیشتر مبتلا. درس تمام نمیشود. مثل خود شیخ انصاری بهشان گفته بودند: آقا، ما اگر فتوایی در مکاسب از شما پیدا کردیم، دربارهی مکاسب و بیع و فلان و اینها بهش عمل بکنیم؟ ایشان گفتند: اگر پیدا کردید عمل کنید! شش جلد بحث استدلالی که یک دانه فتوا توش پیدا نمیشود! همش بحث! یعنی از الطاف خفیه خدا این است که این مراجع رساله نوشتند، آخر به فتوا آمدند. مخصوصاً اونی که علمش بیشتر است. گفتند: هرکی احتیاطش بیشتر، علمش بیشتر. هرچی علم بیشتر میشود، چون جولان میکند، میبیند هنوز یک زاویهای دارد. طمأنینهاش کم میشود. اینها که زود فتوایشان میآید، بیسوادی نظام میسازد. نه ربط زود فتوا میدهند یعنی به محض اینکه با مسئله مواجه میشود، هرچی به ذهنش رسید میگوید. آنقدر میبرند و میآورند. مسئله را کشش میدهند. از اینور میزنند، از آنور میزنند. حل نمیشود مسائل به این... غسلی که الان آنقدر ساده است، هزار تا تفاوت میگذارند. آخه حل نمیشود. این آخر یکیاند. در حکم یکی. ملحق به چی میشوند؟ ذیل عنوان طهارتند. ذیل عنوان ضد نجاست و ضد خباثتند. یک امی دارد این دو تا. مصداقش هرکدام یک حکم منفردند. یک موضوع منفردند. قیاس بین وضو و غسل. باز از این نقطه مقابلش بیوضو و جنب هم باز الان یک قیاس. یعنی وضو را بهعنوان نماد طهارت گرفت. که جنب بشود مصداقش به عنوان یکی از مصادیق طهارت گرفت، نه نماد طهارت مصادیق طهارت گرفت. اینجا قیاس اول آن مصداق حکم صادق است به غسل به طریق بما لخت الجلاله. با سند کجا بود؟ تو بحث وضو بود. کابل نواقص وضو، قیاس تو این مورد را نفی کرد. قیاس مطلق غسل و وضو را نفی نکرد. گفت تو مورد طهارت اعضا، قیاس شما «الفارقۀ» ممکن است این مال یکیش باشد، مال آن یکی نباشد. ولی مطلق این دو تا که بالاخره از یک جنس. تازه حالا این بحث القای خصوصیت بحثهای سنگینی است. حل نمیشود. به این درس خیلی چیز بشود، سنگین بشود. مزش به همین ساده بودنش است. آن سنگین بشود فقط اشکال میافتد. بعد الان که میخواهد بیس فقه شکل بگیرد برایتان، تردید و دودلی و اینها میماند. فقط میگویم که ببینیم مسئله به این سادگیها مثلاً همه گفتند همه مراجع گفتند مسکرات چیست؟ چرا؟ چرا باید بریم؟ «الحمرو الخمرو حرام.» لعنه مسکین! یک مثال از این واضحتر برای منصوص العله نداریم. درست است. «الخمرا حرام لا یمسک.» شهید اول فتوا دادند که از این روایت بفهمیم که فقط خمر حرام است، بقیهاش حرام نیست. حتی نبیذ حرام نیست. یعنی جو فقط حرام است. اگر همون مثلاً از خرما گرفتی، از انگور گرفتی اینها. ببخشید. فقط انگور. حتی جو هم حرام نیست. خطاب جرم حرام نیست. فقط آب انگور. از کجاست؟ خود روایت حرام کرد. تا اینجاها که مثلاً آنقدر واضح است، اختلاف میشود. احسنت! کانادا، عشق و ماریجوانا. فروش تدوین کانال پیج امام. روز اول عکس ماریجوانا زده. شعری بود «آمد بهار جانها...» بعد عکس ماریجوانا. نمیدانسته بنده خدا احتمالاً. چقدر آن را دست گرفتند. چقدر به امام توهین کردند. خب، لفظ الجلاله. «فالمشهور» برادر عصمتالله، اینستاگرام راستی چطور به تو گیر ندادن؟ مشهور عدم جواز مس جنب است. «لهو لفظ جلاله». عمار بن موسی. اونجوری یکم دیگه بکشی دو تا سؤال اضافه میشود. عمار بن درهم «بالا دینار علیه اسم الله.»
مشهور گفتند حق ندارد جنب مس کند لفظ جلاله را. خوبه یک نیم ساعت میخندد. ناگفته نه. آقا، امتحان فلان. اولین امتحانی که گرفتیم همه زیر شانزده شده. همه افتادند. یعنی اکثراً زیر ده شدند. یکی دو تا. خلاصه درس جدی گرفتن. شوخی و خنده میگوییم. بدون شوخی و خنده ۵۵. آخرش خوب شد این بچهها همه افتادند. بعد امتحان ترم را همه بالای ۱۸ شده.
«موثقه عمار بن موسی از امام صادق» گفته که جنب مس نکند درهم و دیناری را که بر اسم خداست. خوب یعنی ملاک حکم چیست؟ روایت اسم خداست. مس نکند. بله آقا. ملاک حکم اسمالله بودن. پس مس جنب اسمالله را حرام میکند. در برابر یک موثقه دیگر داریم. مذاکره الحمدلله رب...
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد، آل طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین.
«و ما صحت الصلاة إلا لشک بعدها فی صدور الغسل.» آقای ابراهیمزاده، تو یکی نیست؛ دو تا جا خالی. قاعدهی فراغ جاریه فی صحت نماز. اگر شک کند بعد از نماز در صدور غسل کردن، غسل کردیم یا نه؟ در صحّ غسل، در صدور غسل، بین صدور و صحت تفاوت است. در صدور غسل، به خاطر قاعدهی فراغی که جاری میشود در صحت، صحت صلاح زن است. رفته بود بانک، نوشت آقا گفت: "بزن به حساب جاریتون." غلط کرده! "لوایل لزوم اعادۀ عیادت." هیچی. "لما یتی" برای نماز بعدی، برای کارهای بعدی چرا باید برای بعدیها غسل کند؟ مغرب که درست بود، مغرب را خواند. عشا را باید برود غسل کند؟ چرا نسبت به قبلی فراق؟ بله بله. نسبت به کدام حدسش را خبر داشته؟ آره دیگه! ای جان! آفرین!
دفترچی که چه کار میکند؟ نه، به نسبت نمازی که خوانده، یا نسبت به نماز بعدی؟ نسبت به قبلی چی میشود؟ آفرین! چرا چراغ جاری رضاست؟
«قیل إن الاستصحاب المذکور جارٌ، به لحاظ صلوات الأولی.»
ای وای! تشک لفظی زیاد داریم که باهاش جوک میسازم و بامزه است. مغالطه اشتراک لفظی، مغالطه بسیار رایجی است و توی جوکها معمولاً مغالطه اشتراک لفظی است. "مامان بزرگم را بردم دکتر، ریه مشکل داشت. دکتر برگشت به مامان بزرگم گفت که حاج خانم قلیون میکشی؟ گفت: نه، ممنون. قبل اینکه بیام کشیدم." دمت گرم! الان قبل اینکه بیام قشنگ. خیلی، مخصوصاً ما طلبهها هم بینمان زیاد داریم. من تازگی روی چه فکر میکردم که این حالت اشتراک لفظی افتضاحی الان یادم رفته. خیلی رایج است متأسفانه! و خلط مبحث.
استصحاب مذکور جاری است به لحاظ نماز اول. همچنین، آقا اشکال! میگوییم خب نسبت به نماز اولم حساب کند. فقط برای دومی حساب میکند.
«فکیف حکم بصحتها دونما بعدها؟»
«ما بعدها» ما بعدها کلاً میشود نماز دوم. چطور نماز اول را حکم به صحتش نمیکنی؟ میکنی. نماز دوم را حکم به صحتش نمیکنی. نماز اول صحیح، نماز دوم بین مغرب باشد. شک کرد. ما غسل کردیم یا نه؟ آفرین! استعدادی که دارد بروز پیدا میکند! چگونه حکم صحت نماز اول میشود، ولی حکم نصرت نماز دوم نمیشود؟ آفرین!
«قلنا إنه، به لحاظ الأولی، حاکم علیه قاعدۀ الفراغ. بخلافه به نسبت إلی بقیۀ الصلوات.»
اول سوئیچ را دیدید دیگر. اول محمد و مالک احمد ربی و به به خیر و... خطبه را هرچه فکر کرد یادش نیامد. گفت: بسم الله الرحمن الرحیم. قال محمد محمد بن مالک. اصلاً ابن مالک دیگر. محمد بن... گفتیم به لحاظ نماز اول فقط میباشد. "انه" آن استصحاب به لحاظ نماز فراغ.
ماجرا این است که، آره، به لحاظ نماز اول، حاکمی بر آن پیدا میشود. یعنی قاعدهی فراغ حکومت دارد بر استصحاب. نسبت به نماز اولم میشود استصحاب کرد. ولی آنجا تعارض بین فراق و استصحاب میشود. قاعدهی فقهی بر قاعدهی اصولی مقدم است. همانجوری که اصول لفظی بر اصول عملی مقدم است. اگر ما تعارض کرد جایی بین یک اصل لفظی و یک اصل عملی، اصل لفظی را مقدم میدانیم. بین قاعدهی فقهی و قاعدهی اصولی، قاعدهی فقهی را مقدم میدانیم. جزء قواعد، قواعد، تفاوت قواعد فقهی و اصول عملیه چیست؟ آقای محمدی، تحقیق دیروز چی گفتم؟ شوخی شوخی بود. دیروز رنگش پریده بود. کی تحقیق داشته؟ خودش بگوید. ایشان امتناع کرد. آنقدر امتناع کن تا امتناعت پاره شود. دلم سوخت. خب، الان اعراض از آن دلسوزی کردم. اینجا الان قاعدهی اعراض و قاعدهی دلسوزی حکومت دارد. پس اینجا تعارض که کرد، حکومتی داشت. قاعدهی فراغ بر قاعدهی استصحاب حکومت یعنی چه؟ اول سؤال اولم: سؤال اول، فرق بین قاعدهی فقهیه و قاعدهی اصولی چیست؟ سؤال دوم، حکومت بر استصحاب چیست؟
سؤال اول را برادر فکور جواب بده. از خوبهای قاعدهی فقهی. سؤال دوم را هم آقای غفوری جواب بده. از خوبهای حکومت.
فرق اولش این است که از ادله شرعی استفاده میکند. دیگر فرق دیگری که دو تا جشن پتو. اونی که تو فیلم بود، بگو. حلقه ثانیه چی گفته بود؟ آفرین! آفرین!
خب سؤال دوم. بسم الله الرحمن الرحیم. بحث توسعهی تزریق موضوع نمازیت، توسعه دارد میدهد. برگهای واژهی صلات و نماز و اینها همه ریخت. نمازیت، نماز، مصداقی از نماز. فایدهی فراق چی میگفت؟ کد فرا؟ قاعدهی فراغ چی میگفت؟ «کل ما شککته...» مباحثه کنید آقا جان! «کل ما شککته فیه مما قد مضی، مشکوک ممزات، مشکوک ممزاد.» وقتی بود، بنا را بگذار برای اینکه انجام گرفته. مشکوک، ملحق به چه میکند؟ به متیقن. وقتی مشکوک ملحق شد، موضوع استصحاب دارد از بین میرود. چون موضوع استصحاب چیست؟ شک بعد از یقین، نه. شک ملحق به یقین. شک بعد از یقین محل اجرای استصحاب است. شکی که خودش ملحق به یقین میشود، شکی که باهاش معامله یقین میکنیم، دیگر محل اجراز این باب، قاعدهی فراغ حکومت دارد بر استصحاب، نمیگذارد موضوع استصحاب شکل بگیرد.
توسعهی شکی است که بعد از یقین است. حکمش بنا را میگذاریم. موضوعش شکی است که بعد از عمل است. حکمش چیست؟ حکم قاعدهی فراغ، الحاق به یقین. حکم قاعدهی فراغ، توسعه میدهد یا تزریق میکند یا از بین میبرد یا هرچه، موضوع استصحاب را. موضوع استصحاب را تزریق میکند. آفرین!
سادهترین و ابتداییترین چیزی که فرق دارد، سادهترینش این است: قاعدهی فقهیه مال ابواب خاصی است. باب آن دون، این باب جاری میشود، باب دیگر جاری نه. مال نماز و عبادت و اینهاست. بله. ولی مثلاً در مورد ازدواج شما میتوانی بگویی: آقا، ما شک کردیم مثلاً عقد کرده بودیم یا نه. قاعدهی فراغ جاری کن. بعد عدم زوجیت مشکل دارد. ترتب چیست؟ ای وای آقا! ولی قاعدهی اصولی مال همهجاست. «الأمر الظاهرة فی الوجوب.» چه باب دیه باشد چه طهارت باشد، همهجا جای آن است و این به خاطر اینکه خصوصیت دارد و آن عمومیت دارد. این بر آن مقدم است. بله. قاعدهی اصولی عمومیت دارد، قاعدهی فقهی خصوصیت دارد.
المحرمات علی الجنب، واویلا. «یحرم علی الجنب» بر جنب حرام است و «کتابة القرآن الکریم والحق المشهور بذاک، لفظ الجلالة و صفات الخاصة بذات المقدسة.»
هذه القبه سامی. اولین چیزی که بر جنب حرام است، مس کتابت قرآن کریم است. نه روی گوشی. آخه دم حرم شب قدر، طرف گوشیاش را زده روی سرش! فوقالعاده مراسم. گوشی به سر! گوشیها را باز کنید قسمتت میدهم، اکانتهای اینستاگرام اینها مثلاً همه شارژ ایرانسل. پس کتابت، یعنی کتابت واقعی قرآن، نه کتابت مجازی. و «الحق المشهور.» مشهور ملحق کرده به آن قرآن کریم، لفظ جلاله را. لفظ جلاله چیست؟ بله، حرام است. حالا بحث این است که فرق نمیکند، در حالت عادی هم حرام است بر جنب. هم نوشته بله، به لفظ جلاله «الله.» حتی برخی آقایان قائلند یک حرفش هم باشد. ح! این بحث، بحث مهمی است. اگر بتوانی روش کار بکنی... حواسش پرت بود. برای فردا، ان شاء الله. احکام مرتبط با لفظ جلاله. چند تا حکم دارد. چندین چندین حکم. احکامش را میآورند. پیشواز برو. ولی خیلی درس شیرینی است. کلاً هیچکس بر سوادش افزوده نمیشود. هیچ تغییری انجام نمیشود. فقط تحقیق فردا، ان شاء الله. که مثلاً اگر روش پا بگذاریم، روش بنشینیم، هتک حرمت بشود. بدون وضو بشود. احکام جنبش، احکام حائضش، به زبانهای مختلفش، بازیافتش. هر سوالی، یک دانه. آفرین! ضمایر.
دو ساعت و نیم وقتی آفرین روی دیوار مدرسه مثلاً نوشته باشم، تکیه بهش بدهی؛ تو روزنامه باشد مثلاً روش بنشینی. تحریر امام که یه مشخصه. بقیه جاها را هم روی همان میشود پیدا کرد. صفات خاصه؟ صفات قاسِم چی؟ آفرین! صفات خاصهای که مخصوص خدای تبارک الرحمن است. اختلافی. خود الرحمان هم اختلافی گفتند حرام است. دیگر نامگذاری اسما، صفات گرفتن برخی جز اسما خاصه گرفتند. لذا الرحمان خالی را برخی فتوا دادند که تسمیه آن حرام است. احدی، مگر عبدالرحمان. خودم یادم نمانده. پس مس قرآن، سوال نداری در حوزه مسئولیت؟ بله، کتابت قرآن کریم را اگر جنب مسح بکند. فقط بگویم که راحتت کنم این یکی. راحت بشوی. این پاسپورتهای ما الله دارد. ندارد. «لا یم» ندارد. خود الله. نه، لایه ندارد. هم دست خود ما بهش میخورد و حرام است. بدون کافر میدهیم مثلاً. قطعاً جنب مس جنب هم میشود، مس کافر هم میشود. اهانت بهش هم میشود. پاسپورت خودم چسب زدم «الله»اش. شما بچسبانید. کشورهای دیگر، جاهای دیگر. کی کتابیه طرف.
«قرائت سور العزائم، خصوص السجده منها علی الخلاف». قرائت سور عزائم، چو بر عزائم، آل فصلت، سجده. این چهار تا سوره را گفتم. کل سوره را که قطعاً آیه و کل سوره قطعاً، کل سوره را اگر طرف بخواند که حرام خوانده. و کل سوره را خب! فقط آقای سجاد را بخواند بازم حرام. آیات دیگر غیر آیهی سجدهدار. اختلافی حرام است. اختلاف سر چیست؟ اینکه اختلافیه. اختلاف سر چیست؟ اختلاف سر این است که کل سوره پس دو تا بحثش که دو تا. کل سوره را بخواند با سجدهدار که همه میگویند حرام است. خدای سجدهدار را هم بخواند حرام است. اینه که یه آیهای غیر از آیهی سجدهدار اگر بخواند حرام است یا نه. سر این از اختلاف. سر اینه که فقط آیهی سجدهدار یا هر آیهای از آن سورهای که. لذا دعای کمیل و زنهای حائض میخوانند حرام است. چرا؟ یک آیه از سورهی مبارکهی فصلت: «من کان مؤمناً کمن کان فاسقا.» بنا بر نظر اونایی که آیه را مطلقاً حرام می کنند. خصوص آیهی سجده. کل سوره یا خصوص آیهی سجده. خصوص آیهی سجده. همان آیه. فقط آیهی سجدهدار را بخوانی حرام است. در اینکه کدام حرام است، قرائت کل سوره، یعنی آیات دیگر سوره یا خصوص آیهی دانلود؟
این اختلاف در مورد آیات دیگر سوره. اختلاف میگوید قرائت سور یا خصوص آیه؟ کدام حرام است؟ منظورم این است که سوره را بخوانی، بخشی از...
«دخول المساجد» به مساجد دخول نکند. دیگر آدم جنب، الا به نحو الاجتیاز. «دخول من باب، والخروج من باب آخر آخر یا آخر.» دخول مساجد، مگر به نحو عبور، گذر، رهگذر. مسجد اگر گذری برود. الان خیلی خانمها حائض هستند. دالانهایی که دارد بهش وارد میشود، همش جز مسجد است. از این که دارد رد میشود توقف کند. رد شدنش اشکال ندارد. البته خود صحن هم ظاهراً اختلافی است ها. توقف تو صحن خیلی. بلکه چه بسا جنب آمده نشسته. متصل به ضریح باشد، متصل رواقهای متصل به ضریح. امام خمینی، امام خمینی از صحن گوهرشاد اگر میخواهد بیاید فقط عبور بدهد. توقع. از یک دری وارد بشود، از یک در دیگر خارج. باز برگرد. «الا بالاسبۀ الی المسجدین الشریفین.» مگر به نسبت دو مسجد شریف. چی؟ اصلاً از مطلقاً «ذوخو نبی» دخول مسجد حرام است. مگر یعنی حکم حرمت به نسبت این دو تا نیست. «ذالک فیهما ایضاً.»
«ذالک امتیاز در آن دو هم و یجدر اژدر نیستا.»
«یشدر الحاق المشاهد المشرفه بالمسا.»
شایسته الحاق مشاهد مشرفه به مساجد است. در مورد حرم حضرت معصومه هم اختلافی است بین فقها. برخی گلپایگان اینها فتوایی داشتند که این هم حرم اهل بیت است. اختلافی است. ولی حرم امام حسین، امیرالمؤمنین اینها که دیگر مشخص است.
چهارمین چیزی که حرام است بر جنب. تا حالا سه تایی که گفتیم چی بود؟ چای عصمت الله. چهار. چهار. قرآن، سورهی سجدهدار. دخو به نحو عبور اشکال ندارد. توق عبور فقط توی مسجدالحرام و د...
«وضع شیء فی المساجد.» چیزی بگذاریم که مسجد. چیزی گذاشتن در مسجد هم مثلاً زحمتبار است. برو اول غسل کن بعد بیا بیرون. دین ندارید، لااقل آزاده باشید.
تحقیق فرمت مس کتابت قرآن کریم. بله. موثقه ابیبصیر، «سئلت اباعبدالله علیه السلام وهو علی غیر وضو قال: لابئس و لا یمس الکتاب.»
«لا یم» درست است. کی گفته؟ آفرین! حالت چهارم هم دارد. کـِـلایمِس. اصلاح. «لا یمص الکتاب، لا یمس الکتاب، لا یمس الکتاب» گفتند این را مضارع بگیریم نهی نگیر. «لا یمسه» برادر زمانی است. از خوبهای «لاوضوع له». درست است. خب، پس دیگر توضیح میدهند عمو ببیند.
اضافه اینکه کسی که وضو ندارد حق ندارد دست بزند. انتظار آفرین! آقا، یکی وضو ندارد میخواهد قرآن بخواند. بخواند. حضرت فرمودند که اشکال ندارد ولی مس کتاب یعنی اگر مفهوم، مفهوم، اگر کسی که وضو ندارد مسح کتاب بکند حرام است. حالا این چه ربطی به جنب دارد؟ میگوییم بگوییم: آقا، کسی که وضو ندارد مس کتاب میکند حرام است. آن که غسل ندارد که به طریق اولی! بله.
یکی از خوبیهای این درسهای فقه این است که یعنی آدم باورش نمیشود که مثلاً این بحث را اینجا به سرانجام رساندند. چون اکثر این مباحث توی فقه، جمع پایینیها که میآیی خیالت راحت میشود. اکثر مراجع و درس خارج را که کار بکنید، مرجع نیستند که. بیشتر مبتلا. درس تمام نمیشود. مثل خود شیخ انصاری بهشان گفته بودند: آقا، ما اگر فتوایی در مکاسب از شما پیدا کردیم، دربارهی مکاسب و بیع و فلان و اینها بهش عمل بکنیم؟ ایشان گفتند: اگر پیدا کردید عمل کنید! شش جلد بحث استدلالی که یک دانه فتوا توش پیدا نمیشود! همش بحث! یعنی از الطاف خفیه خدا این است که این مراجع رساله نوشتند، آخر به فتوا آمدند. مخصوصاً اونی که علمش بیشتر است. گفتند: هرکی احتیاطش بیشتر، علمش بیشتر. هرچی علم بیشتر میشود، چون جولان میکند، میبیند هنوز یک زاویهای دارد. طمأنینهاش کم میشود. اینها که زود فتوایشان میآید، بیسوادی نظام میسازد. نه ربط زود فتوا میدهند یعنی به محض اینکه با مسئله مواجه میشود، هرچی به ذهنش رسید میگوید. آنقدر میبرند و میآورند. مسئله را کشش میدهند. از اینور میزنند، از آنور میزنند. حل نمیشود مسائل به این... غسلی که الان آنقدر ساده است، هزار تا تفاوت میگذارند. آخه حل نمیشود. این آخر یکیاند. در حکم یکی. ملحق به چی میشوند؟ ذیل عنوان طهارتند. ذیل عنوان ضد نجاست و ضد خباثتند. یک امی دارد این دو تا. مصداقش هرکدام یک حکم منفردند. یک موضوع منفردند. قیاس بین وضو و غسل. باز از این نقطه مقابلش بیوضو و جنب هم باز الان یک قیاس. یعنی وضو را بهعنوان نماد طهارت گرفت. که جنب بشود مصداقش به عنوان یکی از مصادیق طهارت گرفت، نه نماد طهارت مصادیق طهارت گرفت. اینجا قیاس اول آن مصداق حکم صادق است به غسل به طریق بما لخت الجلاله. با سند کجا بود؟ تو بحث وضو بود. کابل نواقص وضو، قیاس تو این مورد را نفی کرد. قیاس مطلق غسل و وضو را نفی نکرد. گفت تو مورد طهارت اعضا، قیاس شما «الفارقۀ» ممکن است این مال یکیش باشد، مال آن یکی نباشد. ولی مطلق این دو تا که بالاخره از یک جنس. تازه حالا این بحث القای خصوصیت بحثهای سنگینی است. حل نمیشود. به این درس خیلی چیز بشود، سنگین بشود. مزش به همین ساده بودنش است. آن سنگین بشود فقط اشکال میافتد. بعد الان که میخواهد بیس فقه شکل بگیرد برایتان، تردید و دودلی و اینها میماند. فقط میگویم که ببینیم مسئله به این سادگیها مثلاً همه گفتند همه مراجع گفتند مسکرات چیست؟ چرا؟ چرا باید بریم؟ «الحمرو الخمرو حرام.» لعنه مسکین! یک مثال از این واضحتر برای منصوص العله نداریم. درست است. «الخمرا حرام لا یمسک.» شهید اول فتوا دادند که از این روایت بفهمیم که فقط خمر حرام است، بقیهاش حرام نیست. حتی نبیذ حرام نیست. یعنی جو فقط حرام است. اگر همون مثلاً از خرما گرفتی، از انگور گرفتی اینها. ببخشید. فقط انگور. حتی جو هم حرام نیست. خطاب جرم حرام نیست. فقط آب انگور. از کجاست؟ خود روایت حرام کرد. تا اینجاها که مثلاً آنقدر واضح است، اختلاف میشود. احسنت! کانادا، عشق و ماریجوانا. فروش تدوین کانال پیج امام. روز اول عکس ماریجوانا زده. شعری بود «آمد بهار جانها...» بعد عکس ماریجوانا. نمیدانسته بنده خدا احتمالاً. چقدر آن را دست گرفتند. چقدر به امام توهین کردند. خب، لفظ الجلاله. «فالمشهور» برادر عصمتالله، اینستاگرام راستی چطور به تو گیر ندادن؟ مشهور عدم جواز مس جنب است. «لهو لفظ جلاله». عمار بن موسی. اونجوری یکم دیگه بکشی دو تا سؤال اضافه میشود. عمار بن درهم «بالا دینار علیه اسم الله.»
مشهور گفتند حق ندارد جنب مس کند لفظ جلاله را. خوبه یک نیم ساعت میخندد. ناگفته نه. آقا، امتحان فلان. اولین امتحانی که گرفتیم همه زیر شانزده شده. همه افتادند. یعنی اکثراً زیر ده شدند. یکی دو تا. خلاصه درس جدی گرفتن. شوخی و خنده میگوییم. بدون شوخی و خنده ۵۵. آخرش خوب شد این بچهها همه افتادند. بعد امتحان ترم را همه بالای ۱۸ شده.
«موثقه عمار بن موسی از امام صادق» گفته که جنب مس نکند درهم و دیناری را که بر اسم خداست. خوب یعنی ملاک حکم چیست؟ روایت اسم خداست. مس نکند. بله آقا. ملاک حکم اسمالله بودن. پس مس جنب اسمالله را حرام میکند. در برابر یک موثقه دیگر داریم. مذاکره الحمدلله رب...
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه شانزدهم
دروس تمهیدیه
جلسه هفدهم
دروس تمهیدیه
جلسه هجدهم
دروس تمهیدیه
جلسه نوزدهم
دروس تمهیدیه
جلسه بیستم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و دوم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و سوم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و چهارم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و پنجم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و ششم
دروس تمهیدیه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
در حال بارگذاری نظرات...