متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. صل علی محمد و آل محمد فالطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
دوستان، همه مباحثه میکنند. کیا مقایسه نمیکنند؟ خودم بگویم؛ همه را مقایسه کردهاند تا حالا. کیا همه را کامل مقایسه کردهاند؟ چرا دیروز نشد؟ گناه دارد آقا صادق، عقبمانده. ترکیب متنوعی از دلایل مقایسه نکردن؛ چون شما هیچکسی مقایسه نکرده، من باید دونات بدهم امروز. تنها جریمه بدهم که چرا تا اینجا رسیدیم؟
«اعتبار کونها بعد البلوغ». اینی که گفتیم: «هیض بعد البلوغ است»، حل صحیحه عبدالرحمن بن حجاج. به خاطر صحیحه عبدالرحمن بن حجاج، «سمعت اباعبدالله علیه السلام یقول: شنیدم حضرت فرمودند: ثلاث یُزوجَنَ علی کل حال». سه گروه در هر صورتی ازدواج میکنند. این در هر صورتی منظور چیست؟ فقه الحدیثش اضافی است. در هر صورت، قبل، خارج، داخل... خارج، داخل، هر سنی ازدواج... آفرین! عده ندارند، بدون عده ازدواج. «الا أن قال» تا اینجا رسیدیم که فرمودند: «والتی لم تهیض ولا تهیض ومثلها لا تهیض». یکی از آنهایی که بدون عده ازدواج میکنند کسی است که حیض نمیشود؛ غیر بالغ و مثل اوست. مثل همین زن است. اونی که «لا تهیض»، حیض نمیبیند؛ «لم تهیض»، «لا تهیض» چه فرقی میکند؟ «لا تهیض» تا حالا میدید، الان دیگر نمیبیند. «لم تهیض» ندید از، تا حالا ندید. معلوم شد کجا بود؟ مضطربه با سین دیگر در مسترابه. شراب بعضی اثر بیماری، بعضیها هم نقد. حالا بعضیها همان حاملگی و عرض کنم که شیردهی و اینهاست. بعضی بیماری، اختلالات پیدا میشود. اختلالات رحم. گفتند: هر چیز حیض زن مرتبتر بشه، علامت اختلال در بارداری. بارداری نزدیکترند که رحمهای سالم هم مثلاً مدتش معلومه، هر ماه روز پنجم مثلاً سه روز میبینه. این نزدیکتر به بارداری تا یه ماه پنجم میبینه، یه ماه دهم میبینه، نمیبینه. احسنت! پس «لم تهیض» شد غیر بالغ. «لا تهیض» شد یائسه.
«قلت و متی یکون ذا؟» پرسیدم: کی اینجوره؟ «ما لم تبلغ تسع سنین». تا وقتی به نُه ساله نرسیده، آن «لم تهیض» را زیر نُه سال گرفتند. پس معلوم میشود که نابالغ مساوی است با غیر حائض. پس حیض از بلوغ است. بعد میدانی که بلوغ دیگر وابسته به حیض نیست. اگر حائض شد، قطعاً بالغه. ولی اگر بالغ شد، لزوماً حائض نیست. الان که معمولاً دخترها سیزده چهارده سالگی حائض میشوند. برای اصل حیض ما نداریم.
نابالغی که نداریم. نابالغی که خون حیض ببیند. یعنی طرف بالغ نیست. اگر حیض ندید، بالغ نیست. از نُه ساله. اشکال شما روی واقع خارجی است. مبنای قالب است دیگر. یعنی استثنا شد در نظر نگرفته. مشغول است. مد نظر قالب، همان با نُه ساله. زیر نُه سال نداریم. شاید به ندرت باشه کسی زیر نُه سال فیض ببینه. بچهها از دختربچه از نوزادی یه رگههایی از چیز توش دیده میشود. بحثهایی کردند. بحثهای پزشکی. خونی از رحم شروع میکند. لطفاً یه خونی از رحم خارج میشود. ولی حالا مثل نُه سالگی علتش نیست، نشانه است. علت، نشانه. بحث بلوغ یک بحث مفصلی است. حالا تو خارجش آنقدری که اثبات شد این بود که بلوغ مقول به تشکیک و شاید بعضیها هم قائل به این باشند که مثلاً اول بلوغ عبادی، بعد بلوغ مثلاً اقتصادی، بعد بلوغ عاطفی است. چی چی است؟ این را درجهبندی کردهاند و احکام را متناسب با همان سن بلوغ عبادی پیدا میکند. اهلیت برای عبادت، برای عبادات اهلیت پیدا کرد. برای معاملات هنوز اهلیت پیدا نکرده. این مثلاً آن سن بلوغ دیگری که گفتند سیزده سال، آن مثلاً مال معاملات. حال و احوال زیادی است. بحث بلوغ از بحثهای خیلی مهم است. معمولاً هم خارجش خیلی جدی روش بحث نمیشود. ولی استاد ما بحثهای خوبی کردند در خارج جزوه هم شده. حالا اگر خواستید، اگر پیدایش بکنم میدهم مطالعه کنید.
خب: «قبل الیأس». این است که حیض «قبل از یائسگی». «فلعدة روایات بلسان حد التی یئست من المحیض خمسون سنة». چی گفت؟ الان توضیح میدهم. بله، طول میکشد تا برگردم. با دایالاپ دارم برمیگردم. بحث حیض بودیم کلاً. کلاس فقه توضیح فلسفی مدرسهیم مشهدیام. الان به مشهد برگشتید. مشهد رسیدیم.
«اعتبار بودنش» یعنی چی؟ اعتبار حیض بودنش یعنی چی؟ مسئولیت حرفی که زدی به عهده بگیر. آخر به نتیجه برسد. یه جوری چیز میکند. احساس میکنم موت اختیاری داشتیم. رفتیم توضیح بدهیم. تا قبل یائسگی بهش میگیم حیض. یکم طول کشید ولی خوب برگشتی. آفرین! کامب! در واقع احسنت. روایت است که: با این عنوان پنجاه. پس اینی که گفتیم: حیض تا یائسگی است، به خاطر تعدادی از روایات که گفتند: محدوده. «حد التی یئس من المنهیض» تا کجاست؟ آن محدودهای که دیگر بخواهد به آن محدوده که رسید از حیض یائسه بشود؛ مأیوس میدانیم که غلط است. مأیوس اسم مفعول است. یا اسم درست است. یائس، اسم فاعل. مأیوس به آن چیزی که مورد یأس قرار گرفته. «از رحمت خدا مأیوس شدم». خدایا! یأس واقع شدم یا یأس پیدا کردم؟ الان من مثلاً داشتم از جواب دادن شما به یأس میرسیدم. شما مأیوس بودید.
الان اینجا محل عرض کنم که مکتوب بین عینه، «هو الذی یأس من رحمة الله». که چی؟ از نظر رحمت الله، آن کسی که از رحمت خدا... خیلی خوبه. برای شرح این امیدواریهای الکی که طرف میگه: آقا من امید به پروردگار دارم مثلاً عبادت انجام نمیدهم. دقیقاً اینو مصداق آیه که انجام نمیدهی. حالا در صورت مؤنثش میشود یائسه، اسم فاعلش. پس به یأس از حیض میرسد. کی؟ پنجاه سال، «خمسون».
«واما عدم صحة الصلوة و الصوم و الطواف و الاعتکاف». اما عدم صحت آن چهار تا. نماز، روزه، طواف، اعتکاف. «فمن الواضحات»، «لطالما علیه» (لطفاً، علیه) از واضحات است. ایرانی خوبیش اینه که کلش واضحات را جمع کرده. واضحات. اینم که اجماع است. اینم که بحثی نیست. همینجوری بود کلاً. دیگر مشکلی نداشت. تسالم بر آن هست. یعنی اجماعی. «فتدل علی ذالک صحیحة زرارة عن ابی جعفر علیه السلام». دلالت بر عدم صحت آن چهار تا دارد صحیحه زراره از امام باقر علیه السلام. «اذا کانت المرأة طامثا»، احسنت! طامث به معنای جماع هم هست. «لم یتمسها الا جانبَ». اینها به شهود رسیدهاند در این آیه. ما بلند نیستیم تعبدی. آن دیگر حالا تفکیکش جداست. این کلیتشو. وقتی که زن «طامث باشد، فلا تحل له الصلاة». نماز برایش حلالت نشود. این نمازی که خواندی کوفتت شود، حرومت.
«و موثقة السماعه»، موثقه سماعه، «سألت اباعبدالله علیه السلام عن المستحاضة». مستحاضه بعد ده روز فقط فرقش با حیض چی بود؟ گفتیم: باید همان حالتی که انجام داده. نماز. فرقش با حیض چی بود؟ تو قبل از ده روز که حیض بود، بعد از ده روز گفتیم مستحاضه است دیگر. یعنی باید هم تست کند که همان پنبه و فلان و اینها. نمازش را بخواند. فرق حیض با استحاضه چی؟ خود دیروز گفتیم. کارش را کردید یا نه؟ فرق حیض و استحاضه چی بود؟ آها. آن چه رنگی بود، این چه رنگی بود؟ چای ایرانی سرد و چای عراقی گرم. قیمه نجفی تو مسیر میخوردیم. به یکی از بچهها خاطره تعریف کردم دیگر. بعضیهاشون دیگر نمیدانم. فکر کنم بعدش نخوردند. خیلی دوست دارم بعد قم مسجد امام رضا اکثر سعی میکردم بروم نماز را، چون درس مدرسه خان بود. حالا در دوران آقای وحشت، رضوان الله علیه، که میرفتیم. میرفتیم مسجد امام رضا نماز را میخواندیم. نمازهای دیگر به بعدش هم میرفتیم نماز مسجد امام رضا. مسجد امام رضا مسجد عربهای قم. فضایش را مثل حرم امیرالمومنین ساختند. یعنی یک فضایی را احساس میکنی تو حرم امیرالمومنین نماز میخوانی. کلاً بنر زدند. نجف درست کردند. فضای خیلی باصفایی. و نمازشان عربی و همه ذکر و اینها. کلاً یک حال و هوای عجیبی. یک محرم بود. بعد نماز غذا گذاشتند. جلو هر کسی دو تا قیمه نجفی گذاشتند. برایم خیلی خوشحال. آمدم خانه و غلیظ. سفت. سیبزمینی. تو تلویزیون دیدم چیز کرده بود. شبکه پنج آموزش میداد قیمه نجفی. رفتیم خانه و با شوق و ذوق پسرم را صدا کردم. گفتم که: بابا بیا، بیا غذا آوردم. گفت: چیه؟ گفتم: بیا قیمه نجفی. درش را باز کرد. یه نگاه اینجوری کرد و: «خوشمزه است، خودت بخور». به عشق همان نوشابه وقتی گفت: سیاه میخواهی یا مثلاً زرد، بگو که مثلاً خنک بده. نرخ تمدنساز که میگن همینه. پرسپولیس زلزله، همین.
«سألت اباعبدالله علیه السلام عن المستحاضة». از حضرت پرسیدند، حضرت فرمودند: «تصوم شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن». ماه رمضان را روزه میگیرد. «الا ایام التی کانت تحیض فیها». غیر از روزهایی که حائضه. «ثم تقضیها». بعد از ماه رمضان قضایش را. عبدالرحمن بن ابی عبدالله همیشه برنامه یک ماه طول کشید. چی بگویم که حیض است دیگر. توی استحاضه ازش که ازت میگه که بگیرد دیگر. روزهای ماه رمضان درست است. غیر از ایام حیضش. تو به ایام حیضش اگر رسید. «سألت اباعبدالله علیه السلام عن المستحاضة اَتاتیها زوجها.» پرسیدم که آقا مستحاضه شوهرش باهاش مقاربت میتواند داشته باشد؟ «و هل تتوف بالبیت». طواف بیت میتواند بکند؟ «قال: تقعد دورتها التی کانت تحیض فیها». دورهاش فارسی، انگلیسی چیست؟ دوره که درش حائض میشود. تو آن دوره قعود میکند. نماز نمیخواند. یعنی عبادت ندارد. «بازنشستگی و کل شیء استحلّت به الصلاة فلیأتِها زوجها و الطواف بالبیت تطوف». میاندازد. میرفتیم یک روزی روایت داشت که: «لا تتف علی قبور». یک همچین چیزهایی. «توف به قبور». پیغمبر به امیرالمومنین فرمودند که: «توف به قبور نکن».
استاد عزیز ما. طواف به قبور عرض کردم که این تف به معنای طواف نیست، به معنای تخلیه. «تقوّت». فردا میآیم. فردا رفتم یک صفحه آچار از لغتنامهها بحث آورده. بعد قبل درسشان گرفت و رفت سر کلاس. این کاغذ آچار را وا کرد و وهابیها همین است. زیارت اهل قبور. این تواف به قبور به معنای «توف قبر» است. یعنی «تخفیف قبور». تف به آن معنا نیست. «توفه بیت» نکند. یعنی وقتی حائض نیست فقط «تحفه بیت» بکند. تخلیه و تقوی. «فانها طاهرت». به هر آنچه که نماز به وسیله آن حلال شود. هر آنچه که به وسیله آن نماز حلال بشه. یعنی وقتی که از آن دوره در آمد، نمازش حلال شد. میتواند نماز بخواند. شوهرش هم میتواند بیاید سراغش. ملاک پس نماز. اگر نماز میتواند بخواند، مقاربت هم. هر چی که نماز. یعنی آن طهارتی که لازمه هم حیض را میخواهند بگویند، هم نفاس را میخواهند بگویند. همه را معیار دادند. هر آنچه که به وسیله آن شیء، نماز برای او حلال باشه. هر آنچه که نماز حلال کند. طهارت، طاهر باشه این زن. شوهرش هم میتواند طواف بیت کند. «فانها ظاهرة فی انه متی ما حلت له الصلاة زوجها اتیانها و توافق ظهور روایت». در چیست؟ در اینکه هر وقت صلات برای زن حلال شد، برای شوهرش هم جایز است که اتیان کند و طواف بیت کند. روشن آقا جان. غیر از این روشن است؟ اگر نماز برایش حلال شد. نماز میتواند بخواند. مقاربت شوهرش هم باهاش حلال است. طواف شوهرش هم جایز است. تفاوت و اعتکاف. حرف بد نزنید. اعتکاف یک فیل. اثبات عدم صحت اشتراک. اما اعتکاف کفایت میکند برای اثبات عدم صحت. عدم صحت اعتکاف چی کفایت میکند؟ اشتراک. وقتی روزه نتواند بگیرد، اعتکاف هم نمیتواند بکند. چون شرط اعتکاف روزه باشد. پس اعتکاف بند به صیام. صیام بند به طهارت. از اقتصاد معروف است دیگر. ماجرای سید مرتضی. نشین. از کودکی ویژه بودن. شیخ مفید خواب میبیند که حضرت زهرا، حسن و حسین را آوردهاند برای ایشان و میگویند: «علِّمهم الفقه». به این دو تا فقه یاد بده. از صبح میبیند مادرت این دو بزرگوار. تمثل برزخی را به شکل امام حسن و امام حسین. نماز میخواستم بخوانم، این بزرگوار با آن یکی میگه: شما جلو وایسا. تا حالا گناه نکردی، به گناه فکر نکردی. اولویت عدالت داشت. بعد من و سید مرتضی به نماز. از وسطای نماز میبینه که سید رضی نماز را فرادا میخواند. چی شد؟ برادر شما غرق در خونی. تو برای همین فرادا کردم. ماجرا چی بود؟ میگه: قبل از نماز یه خانمی در مورد حیض از من سوال کرد. تو نماز ذهنم درگیر جوابش شد مسئله حیض شدم و صورتی که شما دیده بودی همین به شکل خون بوده که نمازهای ما به شکل همه چی داره. همه رنگهای مختلف نجاسات. نمازم فقط خم ابروی تو در یاد نمیآید.
«اعتبار الانقطاع و الاغتسال». اینی که شرط است انقطاع و اغتسال. انقطاع و اختصار شرط است. هم خون قطع بشود، هم غسل کند. شرط چیست؟ شرط همین چهار تاست. نماز با این درست است. روزه با این درست است. طواف و اعتکاف. اعتکاف روز آخر دیدیم جماعت جلوی در خانمها صف بستند. گریه میکند همین امروز خون دیدیم. «قبل الانقطاع حائض». به خاطر اینکه این خانم قبل از اینکه خونش قطع بشه و قبل از اغتسال مُحدِثه غسل کنه. هنوز در حدث است. «ولا تصح تلک منها». پس آن عبادت از این خانم صحیح نیست. «لاشترامها بالطهاره». چون عبادت مشروط به چیست؟ دو بحث مورد علاقه شما میرسیم و اما خیلی نگران عبادت. خیلی فلسفی بود به لوازم غیر بینش اشاره. بعد با همین انقطاع حاصل میشود اتصال بدون عبادت. اقتصاد. حالا حدس باشه که باشه.
«و اما قضاء و الصوم دون الصلاة». اینکه روزه را قضایش را به جا میآورد ولی نماز را نمیآورد به خاطر چیست؟ «فمن الامور المسلمه». این هم از امور مسلم است. «و تقتضیه صحیحة زرارة». اقتضا دارد آن را صحیحه زراره. «عن ابی جعفر علیه السلام: ان تقضی الحائض الصلاة ثم تقضی الصیام». از امام باقر علیه السلام سوال کردم که: حائض نماز را قضا کند، بعدش روزه را قضا کند؟ «علیها ان تقضی الصلاة». فرمودند: لازم نیستش که روزه را نماز را قضا کند. «و علیها ان تقضی صوم شهر رمضان». روزه ماه و غیره. و غیرها. غیر از صحیحه زراره هم روایت دیگری داریم که اقتضا دارد همین را که میگوید فقط روزه را قضا کند. در بین مسلمان. در منطق.
«و اما انه یحرم علیها ما یحرم علی الجنب». حرام است حائض، هر آنچه که بر جنب حرام است. «فلمعظم الروایات». معظم نیست، معظم له. «معظم الروایات الواردة فی بیان محرمات الجنابة ذکرت عنوان الحائض ایضاً او ذکرها بما انها احکام لمطلق المحدث». که حرمت مس، به خاطر اینکه معظم روایاتی که وارد شده در بیان محرمات جنابت، روایاتی که گفته بر جنب چیا حرام است. بخش عمدهاش، معظم، بخش عمدهاش عنوان جنب حرام است. گفتند بر جنب و حائض حرام است. با هم گفتند این دو تا را. یا اگر هم این را نگوییم، بگوییم که معمولاً جنب و حائض را با هم گفتند. باید بگوییم معمولاً گفتند: این برای محدث حرام است. کسی که حدث اکبر دارد، این بر او حرام است. حدث اکبر، شامل تلاوت یا ذکر کردن آن را از آن جهت که اینها احکام است. به ذکر آن محرمات جنابت را از آن جهت که آنها محرمات. از آن جهت که آن محرمات احکامی است برای مطلق محدث. محرمات بر محدثه، نه محرمات بر جنب. پس عنوان عامه مال محدث است. پس یا تصریح کردند به اینکه این هم برای جنب و هم حائض. شامل حائض میشود، هم شامل جنب که حرمت مس. گفتند: اسمای جلاله برای کی حرام است؟ بر محدث هم جنب هم میآورند، تصریح میکنند میگویند این برای محدث است.
«و اما حرمة قول تعالی: قل هو اذا فاعتزلوا النساء فی المحیض ولا تقربوهن حتی یطهرن». چرا ویژهاش حرام است؟ از زنان در دوره حیض عزلت بگیر. اعتزال. خانواده داشته باش. عزلتنشین باش. برو توی اتاق خلوت. اتاق گوشه خونتون. در را رو خودت ببند. بگو: آره، همه کارهای بدت را فکر کن. هم به روز به خلاصه عزلت دارد تا پاک بشود. قرابت نداشته باش. مقاربه نداشته باش تا اینکه اینها پاک بشود.
«و اما کفایة الانقطاع». دیگر کمال انقطاع است دیگر. «رب حبل کمال». گفت که کتاب طلاق. استاد مبرز فلسفه، این کتاب آرای فلسفی علامه طباطبایی مال ایشان است. از اساتید خیلی خوب قم. بعد ما طلاق و اینها را پیش ایشان خواندیم. خیلی هم روزی نبود که ایشان یه چند تا درشت نگه از وسایل. یکی از رف پیش مراجع هم شوخی میکند. آنها را به خنده میاندازد و اینها. یه میگفت که طلبه وقتی میره تبلیغ یک ماه تبلیغ بود و خلاصه بهش فشار آمده. بعد واینمیایسته تا نماز عید را بخواند. این همان شب عید فطر پاکت را که میدهند در بست میگیرد و میرود ترمینال یا مثلاً راه آهن. از آنجا هم بلیط میگیرد و صاف میآید قم. صاف میرود اتاق. تا میرود خلاصه آماده بشود و اینها. فیلم حاج خانم برمیگردد میگه که: چراغ قرمز است. خلاصه ورود ممنوع. بعد این آقا هم برمیگردد میگه: «الان انثریین کفایت». احسنت! دیگر دوستان حرفهایاند. ماشالله. از همانجا باید یه صیغهای میکردند. کفایت انقطاع. میرسیم بخوانیم یا نه؟ نمیرسیم. الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. صل علی محمد و آل محمد فالطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
دوستان، همه مباحثه میکنند. کیا مقایسه نمیکنند؟ خودم بگویم؛ همه را مقایسه کردهاند تا حالا. کیا همه را کامل مقایسه کردهاند؟ چرا دیروز نشد؟ گناه دارد آقا صادق، عقبمانده. ترکیب متنوعی از دلایل مقایسه نکردن؛ چون شما هیچکسی مقایسه نکرده، من باید دونات بدهم امروز. تنها جریمه بدهم که چرا تا اینجا رسیدیم؟
«اعتبار کونها بعد البلوغ». اینی که گفتیم: «هیض بعد البلوغ است»، حل صحیحه عبدالرحمن بن حجاج. به خاطر صحیحه عبدالرحمن بن حجاج، «سمعت اباعبدالله علیه السلام یقول: شنیدم حضرت فرمودند: ثلاث یُزوجَنَ علی کل حال». سه گروه در هر صورتی ازدواج میکنند. این در هر صورتی منظور چیست؟ فقه الحدیثش اضافی است. در هر صورت، قبل، خارج، داخل... خارج، داخل، هر سنی ازدواج... آفرین! عده ندارند، بدون عده ازدواج. «الا أن قال» تا اینجا رسیدیم که فرمودند: «والتی لم تهیض ولا تهیض ومثلها لا تهیض». یکی از آنهایی که بدون عده ازدواج میکنند کسی است که حیض نمیشود؛ غیر بالغ و مثل اوست. مثل همین زن است. اونی که «لا تهیض»، حیض نمیبیند؛ «لم تهیض»، «لا تهیض» چه فرقی میکند؟ «لا تهیض» تا حالا میدید، الان دیگر نمیبیند. «لم تهیض» ندید از، تا حالا ندید. معلوم شد کجا بود؟ مضطربه با سین دیگر در مسترابه. شراب بعضی اثر بیماری، بعضیها هم نقد. حالا بعضیها همان حاملگی و عرض کنم که شیردهی و اینهاست. بعضی بیماری، اختلالات پیدا میشود. اختلالات رحم. گفتند: هر چیز حیض زن مرتبتر بشه، علامت اختلال در بارداری. بارداری نزدیکترند که رحمهای سالم هم مثلاً مدتش معلومه، هر ماه روز پنجم مثلاً سه روز میبینه. این نزدیکتر به بارداری تا یه ماه پنجم میبینه، یه ماه دهم میبینه، نمیبینه. احسنت! پس «لم تهیض» شد غیر بالغ. «لا تهیض» شد یائسه.
«قلت و متی یکون ذا؟» پرسیدم: کی اینجوره؟ «ما لم تبلغ تسع سنین». تا وقتی به نُه ساله نرسیده، آن «لم تهیض» را زیر نُه سال گرفتند. پس معلوم میشود که نابالغ مساوی است با غیر حائض. پس حیض از بلوغ است. بعد میدانی که بلوغ دیگر وابسته به حیض نیست. اگر حائض شد، قطعاً بالغه. ولی اگر بالغ شد، لزوماً حائض نیست. الان که معمولاً دخترها سیزده چهارده سالگی حائض میشوند. برای اصل حیض ما نداریم.
نابالغی که نداریم. نابالغی که خون حیض ببیند. یعنی طرف بالغ نیست. اگر حیض ندید، بالغ نیست. از نُه ساله. اشکال شما روی واقع خارجی است. مبنای قالب است دیگر. یعنی استثنا شد در نظر نگرفته. مشغول است. مد نظر قالب، همان با نُه ساله. زیر نُه سال نداریم. شاید به ندرت باشه کسی زیر نُه سال فیض ببینه. بچهها از دختربچه از نوزادی یه رگههایی از چیز توش دیده میشود. بحثهایی کردند. بحثهای پزشکی. خونی از رحم شروع میکند. لطفاً یه خونی از رحم خارج میشود. ولی حالا مثل نُه سالگی علتش نیست، نشانه است. علت، نشانه. بحث بلوغ یک بحث مفصلی است. حالا تو خارجش آنقدری که اثبات شد این بود که بلوغ مقول به تشکیک و شاید بعضیها هم قائل به این باشند که مثلاً اول بلوغ عبادی، بعد بلوغ مثلاً اقتصادی، بعد بلوغ عاطفی است. چی چی است؟ این را درجهبندی کردهاند و احکام را متناسب با همان سن بلوغ عبادی پیدا میکند. اهلیت برای عبادت، برای عبادات اهلیت پیدا کرد. برای معاملات هنوز اهلیت پیدا نکرده. این مثلاً آن سن بلوغ دیگری که گفتند سیزده سال، آن مثلاً مال معاملات. حال و احوال زیادی است. بحث بلوغ از بحثهای خیلی مهم است. معمولاً هم خارجش خیلی جدی روش بحث نمیشود. ولی استاد ما بحثهای خوبی کردند در خارج جزوه هم شده. حالا اگر خواستید، اگر پیدایش بکنم میدهم مطالعه کنید.
خب: «قبل الیأس». این است که حیض «قبل از یائسگی». «فلعدة روایات بلسان حد التی یئست من المحیض خمسون سنة». چی گفت؟ الان توضیح میدهم. بله، طول میکشد تا برگردم. با دایالاپ دارم برمیگردم. بحث حیض بودیم کلاً. کلاس فقه توضیح فلسفی مدرسهیم مشهدیام. الان به مشهد برگشتید. مشهد رسیدیم.
«اعتبار بودنش» یعنی چی؟ اعتبار حیض بودنش یعنی چی؟ مسئولیت حرفی که زدی به عهده بگیر. آخر به نتیجه برسد. یه جوری چیز میکند. احساس میکنم موت اختیاری داشتیم. رفتیم توضیح بدهیم. تا قبل یائسگی بهش میگیم حیض. یکم طول کشید ولی خوب برگشتی. آفرین! کامب! در واقع احسنت. روایت است که: با این عنوان پنجاه. پس اینی که گفتیم: حیض تا یائسگی است، به خاطر تعدادی از روایات که گفتند: محدوده. «حد التی یئس من المنهیض» تا کجاست؟ آن محدودهای که دیگر بخواهد به آن محدوده که رسید از حیض یائسه بشود؛ مأیوس میدانیم که غلط است. مأیوس اسم مفعول است. یا اسم درست است. یائس، اسم فاعل. مأیوس به آن چیزی که مورد یأس قرار گرفته. «از رحمت خدا مأیوس شدم». خدایا! یأس واقع شدم یا یأس پیدا کردم؟ الان من مثلاً داشتم از جواب دادن شما به یأس میرسیدم. شما مأیوس بودید.
الان اینجا محل عرض کنم که مکتوب بین عینه، «هو الذی یأس من رحمة الله». که چی؟ از نظر رحمت الله، آن کسی که از رحمت خدا... خیلی خوبه. برای شرح این امیدواریهای الکی که طرف میگه: آقا من امید به پروردگار دارم مثلاً عبادت انجام نمیدهم. دقیقاً اینو مصداق آیه که انجام نمیدهی. حالا در صورت مؤنثش میشود یائسه، اسم فاعلش. پس به یأس از حیض میرسد. کی؟ پنجاه سال، «خمسون».
«واما عدم صحة الصلوة و الصوم و الطواف و الاعتکاف». اما عدم صحت آن چهار تا. نماز، روزه، طواف، اعتکاف. «فمن الواضحات»، «لطالما علیه» (لطفاً، علیه) از واضحات است. ایرانی خوبیش اینه که کلش واضحات را جمع کرده. واضحات. اینم که اجماع است. اینم که بحثی نیست. همینجوری بود کلاً. دیگر مشکلی نداشت. تسالم بر آن هست. یعنی اجماعی. «فتدل علی ذالک صحیحة زرارة عن ابی جعفر علیه السلام». دلالت بر عدم صحت آن چهار تا دارد صحیحه زراره از امام باقر علیه السلام. «اذا کانت المرأة طامثا»، احسنت! طامث به معنای جماع هم هست. «لم یتمسها الا جانبَ». اینها به شهود رسیدهاند در این آیه. ما بلند نیستیم تعبدی. آن دیگر حالا تفکیکش جداست. این کلیتشو. وقتی که زن «طامث باشد، فلا تحل له الصلاة». نماز برایش حلالت نشود. این نمازی که خواندی کوفتت شود، حرومت.
«و موثقة السماعه»، موثقه سماعه، «سألت اباعبدالله علیه السلام عن المستحاضة». مستحاضه بعد ده روز فقط فرقش با حیض چی بود؟ گفتیم: باید همان حالتی که انجام داده. نماز. فرقش با حیض چی بود؟ تو قبل از ده روز که حیض بود، بعد از ده روز گفتیم مستحاضه است دیگر. یعنی باید هم تست کند که همان پنبه و فلان و اینها. نمازش را بخواند. فرق حیض با استحاضه چی؟ خود دیروز گفتیم. کارش را کردید یا نه؟ فرق حیض و استحاضه چی بود؟ آها. آن چه رنگی بود، این چه رنگی بود؟ چای ایرانی سرد و چای عراقی گرم. قیمه نجفی تو مسیر میخوردیم. به یکی از بچهها خاطره تعریف کردم دیگر. بعضیهاشون دیگر نمیدانم. فکر کنم بعدش نخوردند. خیلی دوست دارم بعد قم مسجد امام رضا اکثر سعی میکردم بروم نماز را، چون درس مدرسه خان بود. حالا در دوران آقای وحشت، رضوان الله علیه، که میرفتیم. میرفتیم مسجد امام رضا نماز را میخواندیم. نمازهای دیگر به بعدش هم میرفتیم نماز مسجد امام رضا. مسجد امام رضا مسجد عربهای قم. فضایش را مثل حرم امیرالمومنین ساختند. یعنی یک فضایی را احساس میکنی تو حرم امیرالمومنین نماز میخوانی. کلاً بنر زدند. نجف درست کردند. فضای خیلی باصفایی. و نمازشان عربی و همه ذکر و اینها. کلاً یک حال و هوای عجیبی. یک محرم بود. بعد نماز غذا گذاشتند. جلو هر کسی دو تا قیمه نجفی گذاشتند. برایم خیلی خوشحال. آمدم خانه و غلیظ. سفت. سیبزمینی. تو تلویزیون دیدم چیز کرده بود. شبکه پنج آموزش میداد قیمه نجفی. رفتیم خانه و با شوق و ذوق پسرم را صدا کردم. گفتم که: بابا بیا، بیا غذا آوردم. گفت: چیه؟ گفتم: بیا قیمه نجفی. درش را باز کرد. یه نگاه اینجوری کرد و: «خوشمزه است، خودت بخور». به عشق همان نوشابه وقتی گفت: سیاه میخواهی یا مثلاً زرد، بگو که مثلاً خنک بده. نرخ تمدنساز که میگن همینه. پرسپولیس زلزله، همین.
«سألت اباعبدالله علیه السلام عن المستحاضة». از حضرت پرسیدند، حضرت فرمودند: «تصوم شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن». ماه رمضان را روزه میگیرد. «الا ایام التی کانت تحیض فیها». غیر از روزهایی که حائضه. «ثم تقضیها». بعد از ماه رمضان قضایش را. عبدالرحمن بن ابی عبدالله همیشه برنامه یک ماه طول کشید. چی بگویم که حیض است دیگر. توی استحاضه ازش که ازت میگه که بگیرد دیگر. روزهای ماه رمضان درست است. غیر از ایام حیضش. تو به ایام حیضش اگر رسید. «سألت اباعبدالله علیه السلام عن المستحاضة اَتاتیها زوجها.» پرسیدم که آقا مستحاضه شوهرش باهاش مقاربت میتواند داشته باشد؟ «و هل تتوف بالبیت». طواف بیت میتواند بکند؟ «قال: تقعد دورتها التی کانت تحیض فیها». دورهاش فارسی، انگلیسی چیست؟ دوره که درش حائض میشود. تو آن دوره قعود میکند. نماز نمیخواند. یعنی عبادت ندارد. «بازنشستگی و کل شیء استحلّت به الصلاة فلیأتِها زوجها و الطواف بالبیت تطوف». میاندازد. میرفتیم یک روزی روایت داشت که: «لا تتف علی قبور». یک همچین چیزهایی. «توف به قبور». پیغمبر به امیرالمومنین فرمودند که: «توف به قبور نکن».
استاد عزیز ما. طواف به قبور عرض کردم که این تف به معنای طواف نیست، به معنای تخلیه. «تقوّت». فردا میآیم. فردا رفتم یک صفحه آچار از لغتنامهها بحث آورده. بعد قبل درسشان گرفت و رفت سر کلاس. این کاغذ آچار را وا کرد و وهابیها همین است. زیارت اهل قبور. این تواف به قبور به معنای «توف قبر» است. یعنی «تخفیف قبور». تف به آن معنا نیست. «توفه بیت» نکند. یعنی وقتی حائض نیست فقط «تحفه بیت» بکند. تخلیه و تقوی. «فانها طاهرت». به هر آنچه که نماز به وسیله آن حلال شود. هر آنچه که به وسیله آن نماز حلال بشه. یعنی وقتی که از آن دوره در آمد، نمازش حلال شد. میتواند نماز بخواند. شوهرش هم میتواند بیاید سراغش. ملاک پس نماز. اگر نماز میتواند بخواند، مقاربت هم. هر چی که نماز. یعنی آن طهارتی که لازمه هم حیض را میخواهند بگویند، هم نفاس را میخواهند بگویند. همه را معیار دادند. هر آنچه که به وسیله آن شیء، نماز برای او حلال باشه. هر آنچه که نماز حلال کند. طهارت، طاهر باشه این زن. شوهرش هم میتواند طواف بیت کند. «فانها ظاهرة فی انه متی ما حلت له الصلاة زوجها اتیانها و توافق ظهور روایت». در چیست؟ در اینکه هر وقت صلات برای زن حلال شد، برای شوهرش هم جایز است که اتیان کند و طواف بیت کند. روشن آقا جان. غیر از این روشن است؟ اگر نماز برایش حلال شد. نماز میتواند بخواند. مقاربت شوهرش هم باهاش حلال است. طواف شوهرش هم جایز است. تفاوت و اعتکاف. حرف بد نزنید. اعتکاف یک فیل. اثبات عدم صحت اشتراک. اما اعتکاف کفایت میکند برای اثبات عدم صحت. عدم صحت اعتکاف چی کفایت میکند؟ اشتراک. وقتی روزه نتواند بگیرد، اعتکاف هم نمیتواند بکند. چون شرط اعتکاف روزه باشد. پس اعتکاف بند به صیام. صیام بند به طهارت. از اقتصاد معروف است دیگر. ماجرای سید مرتضی. نشین. از کودکی ویژه بودن. شیخ مفید خواب میبیند که حضرت زهرا، حسن و حسین را آوردهاند برای ایشان و میگویند: «علِّمهم الفقه». به این دو تا فقه یاد بده. از صبح میبیند مادرت این دو بزرگوار. تمثل برزخی را به شکل امام حسن و امام حسین. نماز میخواستم بخوانم، این بزرگوار با آن یکی میگه: شما جلو وایسا. تا حالا گناه نکردی، به گناه فکر نکردی. اولویت عدالت داشت. بعد من و سید مرتضی به نماز. از وسطای نماز میبینه که سید رضی نماز را فرادا میخواند. چی شد؟ برادر شما غرق در خونی. تو برای همین فرادا کردم. ماجرا چی بود؟ میگه: قبل از نماز یه خانمی در مورد حیض از من سوال کرد. تو نماز ذهنم درگیر جوابش شد مسئله حیض شدم و صورتی که شما دیده بودی همین به شکل خون بوده که نمازهای ما به شکل همه چی داره. همه رنگهای مختلف نجاسات. نمازم فقط خم ابروی تو در یاد نمیآید.
«اعتبار الانقطاع و الاغتسال». اینی که شرط است انقطاع و اغتسال. انقطاع و اختصار شرط است. هم خون قطع بشود، هم غسل کند. شرط چیست؟ شرط همین چهار تاست. نماز با این درست است. روزه با این درست است. طواف و اعتکاف. اعتکاف روز آخر دیدیم جماعت جلوی در خانمها صف بستند. گریه میکند همین امروز خون دیدیم. «قبل الانقطاع حائض». به خاطر اینکه این خانم قبل از اینکه خونش قطع بشه و قبل از اغتسال مُحدِثه غسل کنه. هنوز در حدث است. «ولا تصح تلک منها». پس آن عبادت از این خانم صحیح نیست. «لاشترامها بالطهاره». چون عبادت مشروط به چیست؟ دو بحث مورد علاقه شما میرسیم و اما خیلی نگران عبادت. خیلی فلسفی بود به لوازم غیر بینش اشاره. بعد با همین انقطاع حاصل میشود اتصال بدون عبادت. اقتصاد. حالا حدس باشه که باشه.
«و اما قضاء و الصوم دون الصلاة». اینکه روزه را قضایش را به جا میآورد ولی نماز را نمیآورد به خاطر چیست؟ «فمن الامور المسلمه». این هم از امور مسلم است. «و تقتضیه صحیحة زرارة». اقتضا دارد آن را صحیحه زراره. «عن ابی جعفر علیه السلام: ان تقضی الحائض الصلاة ثم تقضی الصیام». از امام باقر علیه السلام سوال کردم که: حائض نماز را قضا کند، بعدش روزه را قضا کند؟ «علیها ان تقضی الصلاة». فرمودند: لازم نیستش که روزه را نماز را قضا کند. «و علیها ان تقضی صوم شهر رمضان». روزه ماه و غیره. و غیرها. غیر از صحیحه زراره هم روایت دیگری داریم که اقتضا دارد همین را که میگوید فقط روزه را قضا کند. در بین مسلمان. در منطق.
«و اما انه یحرم علیها ما یحرم علی الجنب». حرام است حائض، هر آنچه که بر جنب حرام است. «فلمعظم الروایات». معظم نیست، معظم له. «معظم الروایات الواردة فی بیان محرمات الجنابة ذکرت عنوان الحائض ایضاً او ذکرها بما انها احکام لمطلق المحدث». که حرمت مس، به خاطر اینکه معظم روایاتی که وارد شده در بیان محرمات جنابت، روایاتی که گفته بر جنب چیا حرام است. بخش عمدهاش، معظم، بخش عمدهاش عنوان جنب حرام است. گفتند بر جنب و حائض حرام است. با هم گفتند این دو تا را. یا اگر هم این را نگوییم، بگوییم که معمولاً جنب و حائض را با هم گفتند. باید بگوییم معمولاً گفتند: این برای محدث حرام است. کسی که حدث اکبر دارد، این بر او حرام است. حدث اکبر، شامل تلاوت یا ذکر کردن آن را از آن جهت که اینها احکام است. به ذکر آن محرمات جنابت را از آن جهت که آنها محرمات. از آن جهت که آن محرمات احکامی است برای مطلق محدث. محرمات بر محدثه، نه محرمات بر جنب. پس عنوان عامه مال محدث است. پس یا تصریح کردند به اینکه این هم برای جنب و هم حائض. شامل حائض میشود، هم شامل جنب که حرمت مس. گفتند: اسمای جلاله برای کی حرام است؟ بر محدث هم جنب هم میآورند، تصریح میکنند میگویند این برای محدث است.
«و اما حرمة قول تعالی: قل هو اذا فاعتزلوا النساء فی المحیض ولا تقربوهن حتی یطهرن». چرا ویژهاش حرام است؟ از زنان در دوره حیض عزلت بگیر. اعتزال. خانواده داشته باش. عزلتنشین باش. برو توی اتاق خلوت. اتاق گوشه خونتون. در را رو خودت ببند. بگو: آره، همه کارهای بدت را فکر کن. هم به روز به خلاصه عزلت دارد تا پاک بشود. قرابت نداشته باش. مقاربه نداشته باش تا اینکه اینها پاک بشود.
«و اما کفایة الانقطاع». دیگر کمال انقطاع است دیگر. «رب حبل کمال». گفت که کتاب طلاق. استاد مبرز فلسفه، این کتاب آرای فلسفی علامه طباطبایی مال ایشان است. از اساتید خیلی خوب قم. بعد ما طلاق و اینها را پیش ایشان خواندیم. خیلی هم روزی نبود که ایشان یه چند تا درشت نگه از وسایل. یکی از رف پیش مراجع هم شوخی میکند. آنها را به خنده میاندازد و اینها. یه میگفت که طلبه وقتی میره تبلیغ یک ماه تبلیغ بود و خلاصه بهش فشار آمده. بعد واینمیایسته تا نماز عید را بخواند. این همان شب عید فطر پاکت را که میدهند در بست میگیرد و میرود ترمینال یا مثلاً راه آهن. از آنجا هم بلیط میگیرد و صاف میآید قم. صاف میرود اتاق. تا میرود خلاصه آماده بشود و اینها. فیلم حاج خانم برمیگردد میگه که: چراغ قرمز است. خلاصه ورود ممنوع. بعد این آقا هم برمیگردد میگه: «الان انثریین کفایت». احسنت! دیگر دوستان حرفهایاند. ماشالله. از همانجا باید یه صیغهای میکردند. کفایت انقطاع. میرسیم بخوانیم یا نه؟ نمیرسیم. الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه بیستم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و یکم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و دوم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و سوم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و چهارم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و ششم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و هفتم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و هشتم
دروس تمهیدیه
جلسه بیست و نهم
دروس تمهیدیه
جلسه سی ام
دروس تمهیدیه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
در حال بارگذاری نظرات...