دروس تمهیدیه

جلسه بیست و هفتم

00:23:07
9

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد من الآن الی قیام یوم الدین.
«اما تحدید الدم الاستحاضة بما ذکر»؛ اینکه "تازگی" رو تعریف اون‌جوری کردیم، خون زرد خنک و این‌ها، واضح وجدانی است که هر خانمی دیده. «دیده که خارج از صفات رو گفتیم» فل صحیحه به نقل از "ابن حبس ابن اختری باختری". همه این‌هایی که می‌شود گفت: «التی تقدمه الاشارات لها فی الحیض»، همان است که شما نگاه می‌کنید —اصل چیزی که ما نداریم— که این هم یک لجنه‌ای در قم نشستند، اعراب‌گذاری کردند. همین است. بعضی وقت‌ها می‌بینی این نیست، خوبی باش. بالاخره در حیض بحثش گذشت. کجا بود؟ صفحه ۷۰.
"کثیره" این است که اقل و اکثر ندارد. «فالاطلاق الأخبار»، چون اخبار مطلقه است و آنجا چیزی نگفتند: سه روز، ده روز. حکمش این است، نه اقل دارد، نه اگر مدنظرشان بود. «و اما عدم اعتبار فضل اقلّ بین الأفراد»؛ اینکه فصل اقلّ توربین افراد را لحاظ مفصل اطلاق اخبار ایضاً لحاظ نکرده، این هم باز دوباره به خاطر اطلاق روای و اما من قسمت‌ها الی الاقسام ثلاثه.
اینکه تقسیم به سه قسم کردیم، معاویة بن عمار عن ابی عبدالله علیه السلام، به خاطر صحیحه معاویه بن عمار از امام صادق: «المستحاضة تنظر ایامها و ان کان الدم لا یفوت الکرسوف توضعت و دخلت المسجد و صلت کل صلاتین بوضوء». از خوب‌های کرسوف گفتند: «کل یم بوضوء» برای صحیحه "هویت بن عمار". حضرت فرمودند: مستحاضه ایامش را نظر می‌کند، نظر می‌دهد. دم در ایامش اگر خون عبور نکرده بود از پنبه، وضو می‌گیرد، به داخل مسجد می‌شود، هر نمازی را با یک وضو می‌خواند (به ضمیمه صحیحه زراره). حالا این را کنارش صحیحه زراره را می‌آوریم تا تقسیم‌بندی ستایش معلوم بشود. این پس گفتند که چک کند، بررسی کند، اگر عبور کرده بود و نکرده بود. این دسته‌بندی عبور کرده، نکرده در روایت اول بود.
نوبت دوم دلیل: «فإنجازت الدم الکرسوف»؛ حالا آن گفت اگر نفوذ نکرده بود، اینجا می‌گوید اگر نفوذ کرد. این دو تا را کنار قلیله و متوسطه قرار می‌دهیم. «و عبره به همان سیلان، عصبت تعصبت و تعصبت شد»؛ بستن یعنی چه؟ اصلاً توی اون تعبیر خطبه فدکیه «تعصبت رأسها» تعبیری دارد. توی احتجاج «تعصبتم» بزنیم همان معنا را می‌دهد. تعصب، اما بستن حضرت زهرا سلام‌الله علیها، بستن به قول امروزی‌ها مثلاً نوار بهداشتی گذاشتن. «کس سبد نداشت»، «تعصب المعصبة الرأس و کذا». «ما زالت امی فاطمه معصبة الرأس»، سر مبارک را بسته بودند بعد از پدرشان، دائماً سر مبارک را بسته بودند. این «تعصبت» می‌شود همان بستن.
«و اختصلت ثم صلت الغداة بغسل»؛ پس این بستن و غسل کردن، می‌بندد و غسل می‌کند، بعد می‌آید نماز صبح را با غسل می‌خواند. یعنی حالا مثلاً یک پنبه‌ای می‌گذارد، یک چیزی می‌گذارد که خون را بگیرد، می‌بندد. تعصب اینجا نماز صبح را با یک غسل می‌خواند. «و الظهر و العصر بغسل». نماز ظهر و عصر را هم پس زهرا باز با یک غسل می‌خواند. «و المغرب و العشاء بغسل». مغرب و عشا را هم باز با یک غسل می‌خواند. «و الکرسوف و صلت بغسل واحد». اگر سیلان نکرده، رد نشده، رسیده به پنبه و عبور نکرده، این دیگر با یک غسل متوسطه صبح اول صبح. پس یا اصلاً نرسیده که اگر نرسیده بود وضو نماز، اگر رسیده و عبور نکرده وضو، یک غسل برای شبانه‌روز. اگر رسیده و عبور کرده، دیگر وضو نگفتند. گفتند هر وعده. یعنی این سه وعده نماز، هر وعده‌ای یک غسل جدا.
«و اما وجوب الوضوء لکل صلاة علی المستحاضة القلیلة». خب، حالا اینکه باید قلیله برای هر نمازی وضو بگیری، این از کجا آمد؟ به خاطر همین صحیحه معاویه که گذشت. «فالصحیحة معاویة بن عمار».
«و اما لزوم و تبدیل القطنة و غسلها»؛ اینکه باید پنبه را عوض کند یا بشورد، یا پنبه را جابه‌جا کند یا همین پنبه‌ای که دارد بشورد. استفاده می‌کردند پنبه بوده یا مثلاً پارچه‌ای چیزی مثلاً می‌بستند. پنبه عمیق بوده، مثلاً شاید جور بوده، بعد رویش را می‌بستند. نفوذ می‌کرده مثلاً به پنبه، می‌شستند. پنبه را می‌شستیم، پوشک آن چی است؟ مثلاً کهنه را. کهنه را می‌شستند، دوباره استعمال می‌کردند. پنبه نازک و دستمال کاغذی ضخامت خودش دیگر عرفی بوده دیگر. همان مقداری که همه می‌گذاشتند. پوشک بچه اگر پس داده، نجس؟ مثلاً مای‌بِیبی باشد، نمی‌دانم چی‌چی باشد، ایرانی باشد، خارجی، زود پس می‌دهد. بعضی‌ها دیر پس می‌دهند.
«فیمکن الاستفادة من ما ورد فی المتوسطة فی موثقة عبدالرحمن بن ابی عبدالله قال: سألت اباعبدالله عن المستحاضة». می‌شود استفاده‌اش کرد از آنچه وارد شده در متوسطه. متوسطه اول، متوسطه دوم. متوسطه اول، صبح به صبح غسل کند، بیاید. هر کجا عبور می‌کند از خوب‌های صبح به صبح آخر. اینجا اگر بر کرسوف چیزی ظاهر شد، غسل می‌کند. یک کرسوف دیگر می‌گذارد. «بضمیمة عدم الفصل او الاستفاضة فی منع حمل نجس فی الصلاة خصوصاً احد الدماء الثلاثة». بله خصوصاً احد دماء ثلاثه.
فصل چی است؟ به ضمیمه عدم فصل، البته این بحث طهارت. «تبدیل ظهر الکرسوف». رد نشده همین که می‌گوید دیده می‌شود دیگر، «زهره» دیگر ظهور. قشنگ نشان می‌دهد این رفته تو خورد این پنبه. پشتش داخل ظاهر می‌شود، از کارتون دیده می‌شود، از زیباتر. حالا اونی که شما می‌گویید یک جوریه، ظهور خیلی به اون معنای «چیز»اش نیست، ظهور به معنای غلبه است. «ظهور سم اصبحتم ظاهرین سید الذین آمنوا علی الذین کفرو فصل فسبحوا و ظوا اسباب ظاهری». این‌ها ظهور کردند، غلبه کردند. داخلش دیگر غلبه کرد. رفته، ازش می‌چکد. نمی‌گویم بهش رسیده، می‌گویم غلبه کرد. «لباس منو خون برداشته»، معلوم می‌شود که این یک قطره دو قطره نیست. یک تماس و یک «چیز» مثلاً یک انگشت برس و این‌ها نیست. اینکه بچکد هم نیست. «خون تبدیل قطره را از کجا آوردیم؟»
اینکه پنبه را عوض کند یا بشورد. یکی اینکه بین. بین اینکه آقا اگر بین خون‌های دیگر جراحت کند، بکارت. اون‌هایی دیگر استفاده تفسیر قاطع شرکت. اون لزوم تبدیل را ما در مورد همه گفتیم. جزوه‌ تبدیل را در مورد قلیله گفتیم. چی شده؟ برای اینکه برای همه‌اش اینو می‌گوییم. از این باب است که هیچ فقیهی نیامده بگوید مثلاً قلیله پاک، متوسطه نجس، متوسطه نجس، کثیره نجس. نه. قلیله نجس، متوسطه پاک. تفسیر بین این‌ها قائل نشدند که یکیش پاک باشه، یکیش نجس باشه. حکمش در نجاست بین همه روشنه. طهارت همه روشنه. طهارت خبسیه، طهارت حدثی‌اش فرق می‌کند. دقت! طهارت حدثی‌اش فرق می‌کند. طهارت خبسیه‌اش فرقی نمی‌کند. غسلش و این‌ها فرق می‌کند، چیز ندارد. غسل ندارد. فقط وضو می‌گیرد. طهارت حدثی‌اش با هم فرقی نمی‌کند. خون که رسید دیگر خون نجس است دیگر. چه قلیله باشد، چه متوسطه، چه کثیره. حدس، حدسش فرق می‌کند. هوسش فرق می‌کند. وقتی نجس است، خون نجس است. باید عوض کرد لباس. با این لباسی که خونیه نباید نماز بخونی. چه قلیله باشد، چه متوسطه، چه کثیره. استفاده کنیم؟ «استفاده آن حکم آن لزوم استفاده تو آن لزوم از آنچه وارد شده در منع حمل نجس». حمل سلاح، حمل نجس در نماز، بله. خصوصاً یکی از خون‌های سه‌گانه. این همه روایت داریم که آقا تو نماز لباس نجس نباشه، خصوصاً اگر یکی از این خون‌ها باشه. نفاس نه دیگر. خون دیدم ولی کمتر از یک دل. تماس هم پیدا بکنی، رگش عوضش داشته باشه، نجس است. و لباس بله.
«ثم ان تبدیل حیث لوحظ بنحو الطریقیة لحصول الطهارة فیقوم غسلها مقام». سپس همان و هرآینه هرآینه تبدیل یعنی قمری جابه‌جا بکند، ملاحظه شده به نحو طریقیت برای حصول طهارت. از آن جهت که ملاحظه شده به نحو طریقیت، شستنش هم جانشینش می‌شود. موضوعی نیست که آقا این است و لا غیر. مثل اینکه من به شما بگویم آقا برای بنده یک لیوان آب جوش لطف کنید بیاورید. این به نفع موضوعی است. اگر گفتم یک لیوان آب بیاورید، بعد شما کشف طریقی کردید. فهمیدید که من نوشیدنی می‌خواهم. چه آب بیاوری، چه قهوه بیاوری، چه نسکافه بیاوری، هر چی بیاوری قبول است. تگری باشه، فقط وارد باشه. الان اینجا بحث تبدیل طریقیت که عوضش کن، عوضش کن، بشورم ازش در می‌آید این طهارت.
«و اما وجوب الغسل». دو دقیقه سه دقیقه وقت داریم. «غسل قبل از صلات صبح». اینی که باید قبل از نماز صبح غسل کند بر متوسطه و وضو برای هر نمازی برای هر نمازی. «وجوب غسل قبل از نماز صبح بر متوسطه و وضو برای هر نمازی سماعة به خاطر موثقه سماعه». «المستحاضة اذا سقب الدم الکرسی کل صلاتین و لل فجر غسلاً الکرسوف فعلیه الغسل لکل یوم مرتین و الوضوء لکل صلاة». به خاطر موثقه سماعة است که فرمود: مستحاضه وقتی که نفوذ بکند خون در کرسوف، غسل می‌کند. این مستحاضه برای هر دو نماز و برای نماز صبح یک غسل. روشن است؟ خب این «سَقَبَ الدم» شد، کدامش؟ دلیل متوسطه. «سَقَبَ و جاوَزَ». اگر عبور نکرد—یعنی رسید و عبور نکرد—ندارد. «الکرسوف». اگر عبور نکرد: «فلیه الغسل» برای هر روزی یک بار. «و الوضوء لکل صلاة» برای هر نمازی. «فإن الغسل حیث لا یحتمل وجوه نفسیا بل صلاة فمن المناسب أن یكون قبل صلاة الصبح التی هی اول الصلاة لليوم». از آن جهت که این غسل احتمال نفسی باشد، یعنی چی؟ یعنی خودش موضوعیت دارد. نه. خودش موضوعیت ندارد. برای نماز به خاطر نماز است. پس می‌شود وجوبش غیری. پس مناسب است که قبل از نماز صبحی باشد که این اول نماز در روز است. با آن نمازها را می‌خواند. من که غسل نماز مغرب موضوعیت پیدا نکرد. غسل نماز، یک دانه صبح بگیری، دیگر تا شب نمازها را می‌تواند با آن بخواند. و الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00