دروس تمهیدیه

جلسه بیست و نهم

00:41:54
10

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام.
«واما ان جمیع الدم نفاس من عدم تجاوز العشره، و به مقدار العاده علی تقدیر تجاوزها.» یعنی اگر خون از ده روز تجاوز نکند، همه آن نفاس است و اگر تجاوز کرد، به اندازه عادت، نفاس محسوب می‌شود. منظور از «عادت»، عادت وقتیه است که همیشه وجود داشته؛ یعنی عادت عددی که همیشه زمانش مشخص است و تعدادش معین. مثلاً، ممکن است همیشه سوم یا چهارم ماه باشد (زمان مشخص)، و تعدادش هم مشخص باشد. بعضی‌ها عادت وقتیه و عددی با هم دارند. این مقدار توبه‌ای که از اینجا حاصل می‌شود با حُسن تقدیر و تجاوز از این غذاها و این وضعیت، اکثر خانم‌ها کیست دارند، کیست، کیست رحم، کیست تخمدان.
خوب، چرا این را می‌گوییم؟ از کجا درآوردیم؟ به خاطر صحیحه زراره از ابی جعفر علیه السلام. زراره می‌گوید: «قلت له: النفسا متی تسلی؟ قال: تقعد قدر حیضها و تستظهر به یومین. فان انقطع الدم و اغتسلت و استغفرت.» از امام باقر علیه السلام پرسیدم: «زن نفساء چه زمانی نماز می‌خواند؟» حضرت فرمودند: «به اندازه حیضش می‌نشیند.» یعنی، کسی که زایمان کرده، به اندازه حیضش می‌نشیند. «قعود» در برابر «قیام» به معنای عبادت است؛ یعنی عبادت انجام نمی‌دهد. «و تستظهر به یومین» دو روز استظهار می‌کند. «استظهار» مانند «استظهارنامه» در دادگاه است، یعنی بررسی می‌کند. این «استظهار» در اینجا چه ظهوری دارد؟ بررسی استظهار غیر از ایام حیض است، چک‌کردن توی آن فضاست، ولی تفاوت دارد. نگاه می‌کند، آیا روغن‌ریزی دارد یا نه، مثل کارتون ماشین که با سنگ درش را می‌زنند. این «استظهار» می‌کند.
«اگر خون قطع شده بود که (قطع شده) وگرنه…» اگر خون قطع شده بود که دیگر نمی‌خواهد کاری بکند، نه پنبه، نه هیچی، نمازش را می‌خواند. تا دو روز استظهار می‌کند. اگر خون قطع نشده بود، غسل می‌کند. «و حشت» یعنی پنبه می‌گذارد. «و تستغفرت»، پارچه می‌پیچد. استغفار را پایین توضیح داده و گفته: «مراد این است که زن یک خرقه طویله عریضی بردارد.» قشنگ مثل همین کهنه‌هایی که قدیمی‌ها داشتند. یکی از دو طرفش را می‌بسته. ما حساب کردیم، پوشک بین دو و نیم تا سه هزار تومان است. ۹۰ هزار تومان بسته پوشک می‌شود؛ بیش از ۲۰۰ هزار تومان! اگر زیر ۶۰ هزار تومان نداریم، پول آبش هم زیاد می‌شود. این را می‌بستند پارچه. مدیر خارجی و رئیس‌جمهور خارجی، وزیر… یکی نوشته بود: «من روزی چند بار ختم لعن دارم برای مسئولین، پول پوشک نمی‌توانستم بدهم، بچه را از پوشک گرفتم. امروز چند بار خرابکاری می‌کند، من هم عصبانی می‌شوم، می‌زنمش، بعد می‌نشینم گریه می‌کنم و مسئولین را لعن می‌کنم.» اشاره به شعر: «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش.» مثل سرباز آمریکایی، سربازی که یکی از دو طرف را از جلو می‌بندد. یک طرفش را از جلو می‌بندی، یک طرفش را از پشت. پنبه را هم داخلش می‌گذاری تا خون جذب شود. این «استسفار» حالتی است که از جلو و عقب این را می‌کشد، پارچه را می‌بندد، کهنه و مسلت! نماز می‌خواند. پنبه را می‌گذارد؛ اول می‌شوید، می‌گذارد و از دو طرف می‌بندد. با رسم شکل توضیح دهم، کفایت می‌کند. هم بچه استفاده می‌کند، هم خانم‌های بیست-سی ساله و پیرزن‌ها؛ قدیم‌ها پارچه را می‌گذاشتند، با یک چیز کهنه مانندی که شبیه پلاستیک بوده، می‌بستند. پارچه‌های نازک‌تری که قلاب داشت.
«فان الاستظهار به یومین هو لطلب ظهور حال الدم.» این بررسی کردم تا دو روز برای طلب ظهور حال خون است. «تطابق اضافات» برای طلب ظهور حال خون است. «استظهار» یعنی چه؟ می‌خواهیم ببینیم این خون چه حالی دارد؟ «ظهور فی چه حالی دارد؟» حال شما چطوره؟ عالی! «لیتجاوز العشره لترجع الی عادتها.» پزشک می‌گفت که فکر نکنید فقط این احکام فقهی است. این‌ها سخت است. بحث‌های پزشکی‌شان هم بحث حیض و این‌ها، پزشکی‌اش هم بحث مشکلی است. «لترجع الی عادتها اولا یتجاوزها لیکون مجموعه هو نفاس.» اگر تجاوز کرد از ده روز، برمی‌گردد به عادتش؛ یعنی به میزان عادتش حساب می‌کند. اگر تجاوز نکرد، مجموعه ده روز را می‌گوییم نفاس. بیش از ده روز شد، برمی‌گردد به عدد عادت. تا ده روز، همه‌اش نفاس است. نماز که قضا ندارد، روز عاشورا نماز هم قضا ندارد. آن هفت روز، نماز ندارد. درست است؟
مثلاً این خانم عددیه است، هفت روز خون می‌دیده (همیشه). به اندازه هفت روزش، قطعاً چیست؟ نفاس. هفت روز رد شد، هنوز دارد خون می‌بیند. تا دو روز بررسی می‌کنی ببینی که هست یا نیست. تا این دو روز، اگر خون بود، و در این دو روز خون قطع شد، که هیچ. درست شد؟ تا دوازده روز هم می‌رود ها، حواستان باشد! یعنی همیشه ده روز خون می‌دیده، دو روز هم استظهار می‌کند. اگر خون قطع شد که هیچ، اگر خون قطع نشد، حالا بستگی به تعداد حیضش دارد. اگر ده روز رد شد، یعنی عادتش ده روزه بوده است. بفرمایید! سه روز، پنج روز، هفت روز، نه روز، هرچی. حالا این خانم نفساء شده، روزهایی که بوده… مثل دوبله فارسی. از این مقدار روزش رد شد، بگیرید هفت روز. هفت روز تمام شد. هر کدام از این‌ها مثبت دو می‌شود برای استظهار. تا دو روز استظهار می‌کند. به اندازه همان روزهای حیضی که بوده، این که قطعاً بوده، در این دو روز هم بنا را بر نفاس می‌گذارد. استظهار می‌کند. اگر در این دو روز پاک شد که هیچی! پاک شد که هیچی یعنی چه؟ دیگر غسل نمی‌خواهد، غسل و پنبه و این‌ها دیگر نمی‌خواهد. غسل برای هر نمازی. غسل استحاضه نمی‌خواهد. نماز.
و الا، فلان. بعد این دو روز، مسئله نماز، نماز از اینجاست. اگر پاک شد که دیگر برای هر نماز غسل نمی‌خواهد. اگر پاک نشد، پنبه و آن استثمار و فلان و این‌ها و نماز. بله، ۷ و ۲ می‌شود ۹ روز. هنوز احتمال دارد نفاس باشد، دیگر. حالا اگر تا خود ده روز کلاً وقت دارد برای نفاس. اگر این‌ها مجموعاً شد ده روز، نه اینکه حتماً باید ده روز بشود. اگر به ده روز رسید، یعنی نه روز، هشت روز، ده روز. اگر بیش از ده روز بود (نه روز بود، با دو روز پاک نشده)، اینجا هم یک هفته است دارد می‌بیند، هجده روز. بیش از ده روز، هجده روز شده مثلاً. ولی خانم چند روزه بوده؟ خودش نه روزه. از این هجده روز، نه روزش می‌شود نفاس. نه روز! ولی این فقط نه روز استحاضه است، یک چند روزش را خونده دیگر. به اندازه حیضش که عبادت نمی‌کند، تمام.
حالا من همیشه نه روز می‌شدم. این نه روزم که شدم، تمام. حالا دو روز استظهار می‌کنم ببینم پاک می‌شوم در این دو روز یا نه. یازدهم می‌شود. اگر پاک شدم، شد یازده روز. یازده روز. ده روز نفاس، یک روز استحاضه. اگر تجاوز از عشره کرد، درست است؟ تجاوز عشره چه می‌شود؟ اینجا پاک بشود. می‌آید، هی قطع می‌شود، وصل می‌شود، قطع می‌شود. یک سر شده. حالا وضعیت، در صورتی گفتند که آن زن نیاز به قدر حیض‌ها دارد. مختلف است. یکی سه روزه، یکی پنج روزه، یکی هفت روزه. هرچی. این از آن قدر حیضش که نفاس. به بیشترش تا دو روز استظهار است. بحث همین است. مجموعه این‌ها. بعد این دو روز، اگر قطع شد، درست.
الان بحث خود آن استظهار نیست. بحث بعد از این دو روزه است. نکته را دقت کنیم. یک هفت روز داشته، دو روز هم که استظهار کرده. ما با این اصلاً کاری نداریم. نماز نمی‌خواند. تا دو روز هم اضافه نمی‌خواند. اگر در این دو روز، بعد این دو روز قطع شد، پاشو نماز بخواند. قطع نشد، مستحاضه نماز بخواند. اگر قطع شد که مثل زن عادی نماز بخواند. قطع نشد، مثل مستحاضه نماز بخواند. غسل کند، پاک کند. حالا مجموعه اگر همه این‌ها با همدیگر (مثلاً هجده روز بوده، دوازده روز بوده، سیزده روز بوده)، تا ده روزش می‌شود نفاس. بیشترش می‌شود استحاضه. در آن دو روز استظهار، دیگر اگر خونی ببینی، همان نفاس است. دیگر مثلاً اگر هفت روز، بله، استظهار کرده. بعدش هم باز دارد خون می‌بیند. دو روز هم استظهار کرده، شده هفت روز. بعد دیگر ندیده. استظهارش و طبعاً، دارد می‌بیند. طبعاً دارد می‌بیند. خب، الان اگر ببیند که خوب، آقا سوالی، نکته‌ای. استاد سر کلاس گفتند که من که این بحث را نفهمیدم، شما به طریق اولی. بعد دو روز اضافه می‌شود تا نه روز. یعنی تا آخر روز نهم این استظهار می‌کند. خوب، بله، بله. اگر که قطع نشد، شد ده روز. این حکمش این است که روز دهم، یازدهم، دوازدهم، تمام شد. الان اینجا چکار می‌کنیم؟ می‌گوییم آقا فقط ۱۱ و ۱۲ چقدر بوده؟ این بنده خدا تا دوازده روز بوده. نه دیگر، اگر آمد قدر حیض داشت از ۱۰ رد شد. دو فرمول بود. یک وقت به ۱۰ می‌رسید، باید شما فعلاً به ۱۰. یعنی این خون دیدن قبل ۱۰ تمام شده یا ۱۰ رد شده؟ الان معیار اصلی این است. اگر از ۱۰ رد شد، حالا محاسبه می‌کنیم قدر حیض. از ۱۰ رد نشد، کار نداریم. خود این ده روز می‌شود. بله، بله. مثال هجده روز گفتیم دیگر. کسی که عددیه بوده، هر ماه نه روز می‌دیده. حالا تا ۱۸ روز خون دیده، نه روزش می‌شود نفاس. نه، این اشاره به دفتر یا کتاب برو آب بکش.
«و اما حرمتها و وطئها»، مال کجای مجلس نشستی؟ کربلا، بعد مجلس خلوت شده، موسسات. مالک‌بن اعیَن جعفر عن النفسا: «یغشاها شوهرش؟» غش می‌کند اینجا؟ خانواده نشسته. با اضطراب گریه کنی، از خدا بخواهیم. در مورد نفسا، شوهرش می‌خواهد با او باشد و این‌ها. و این خانم در نفاس است و خون نفاس می‌بیند. خون نفاس هم تازه زاییده. خانمه خون می‌بیند. مرده، چه مردی بوده! خانمه، چه خانمی بوده! «قال: نعم اذا مضا لها من یوم وضعت به ایام عده حیضها ثم تستظهر بعد ان یغشاها زوجها.» بله، اگر برای آن خانمه گذشت، از روزی که زایمان کرده، به قدر روزهای تعداد حیضش. از موقع زایمان، یک خانم عددیه بوده، به تعداد روزهایی که خون می‌دهد، گذشت. یک هفته، پنج روز، شش روز، هشت روز. همیشه هشت روز می‌دیده. به تعداد آن هشت روز از زایمانش گذشته. حالا استظهار می‌کند به یک روز، اینجا یک روز. بعد از آن هم یک روز استظهار می‌کند، چک کند ببیند چه خبر است. بعد از آن استظهار، دیگر اشکال ندارد شوهرش با او ارتباط داشته باشد. «یامرها فلتعسل.» مرده؟ خانمه را امر می‌کند. مثل فیلم ژاپنی است. می‌آید می‌گوید: «مولای من! خانم من! بانوی من!» بازی کره بود، کجا بود تیم ملی جام جهانی باخته بود؟ تقصیر من بود. «مولای من!» امر می‌کند. این آقا به خانمه امر می‌کند. خانم پا می‌شود، می‌رود غسل می‌کند. «ثم یغشاها ان احب.» اگر حال کرد، دوست داشت، می‌تواند ارتباط برقرار کند.
از این روایت برای وقتی برای نماز کفایت انقطاع الدم جا و این روایت دلالت دارد؛ این صحیحه دلالت دارد بر عدم کفایت انقطاع دم در حیض. صرف انقطاع بس بود برای وطی. بله، غسل نمی‌خواست. ولی در نفاس هم انقطاع، هم اغتسال برای وطی. در حیض، یعنی بعد از حیض، برای وطی پس از حیض، انقطاع دم کافی بود. برای پس از نفاس، انقطاع دم کافی نیست و غسل نیز لازم است. نقطه سر خط. «یکتا بالا فی جواز…» عبارت نامفهوم «خلاف للحیض» برخلاف حیض. اختلافش با حیض چی بود؟ دشواری. دشواری نداریم. «مضافاً الی انه بمقتضی الاستصحاب لذالک.» مضافاً به اینکه گاهی گفته می‌شود اینجا اقتضای استصحاب را دارد. حرمت را استصحاب می‌کنیم. حرمت چی را؟ تا جایی که برای ما یقین حاصل شود اباحه. چرا؟ برای اینکه حرمت وطی مُتقَن بود. در متن سالک، تا الان وطی اشکال داشت. حرمت این می‌شود به عدم کفایت انقطاع. برگرد. اشکال ندارد. کلیتش این است. می‌خواهد بگوید این خانم حرام است تا اینکه پاک بشود و غسل کند. می‌گویم تا پاک نشود و غسل نکند، استصحاب می‌کنیم حرمت وطی را. گرفتی الان چی شد برادر؟ این خانم تا غسل نکند، استصحاب می‌کنیم تا پاک نشود و غسل نکند، حرمت وطی. یعنی اگر روایت هم نبود، اینجا اصل با حرمت است. بماند که روایت هم داریم.
«و اما بطلان طلاقها فی النفساء»، طلاق بدهی چه؟ باطل! خوشم نیامد. اینکه زای… زراره. مدل و زاییدنت را دوست نداشتم. برای من آبرو نگذاشتی تو در همسایه. زاییدنت. زراره، «عنهما علیهم السلام». زراره از صادقین علیهما السلام نقل کرده: «اذا طلق الرجل فی دم نفاس او طلقها بعد ما یمسها فلیس طلاقه ایاها طلاق.» وقتی مرد، در حال خون نفاس، طلاق داد، یا طلاق داد خانم را بعد از اینکه مسّش کرده (بعد از مباشرت، تا تور مواقع)، «فلیس طلاقه ایاها به طلاق». طلاقش طلاق نیست، برادرم، طلاقت باطل است.
«و اما حکم نفاس مثل غسل جنابت است.» استادی داشتیم می‌گفت که از کودکی خودش در روستایی در حیزه بوده، آنجا می‌رفتند خانم‌ها غسل می‌کردند. می‌گفت یک خانمی بوده، بلند هم می‌گفته. فکر می‌کرده مثل مثلاً نماز و این‌هاست. بلند بلند می‌گفته که غسل جنابت می‌کند، احتیاطاً حیض و نفاس قربت الی الله. برگ‌های اداره برق ریخت. این چیز! این استمرار ندارد. «خانم را بعد از اینکه مسّش کرد»، فاعلش «رجل» است. عمرم به قرینه نفاس حذف شده. «فلما تقدم فی غسل الحیض»، به خاطر آنچه که در غسل حیض گذشت که گفتیم استحاضه همان غسل جنابت است، چون اگر چیز دیگری بود، گفته می‌شد. نگفتم اطلاع بهش زیاد.
«و اما وجوب ترک الصلاه و الصوم مع قضائه.» وجوب اینکه این خانم نماز و روزه را ترک کند. و قضاى روزه را به جا بیاورد. عبدالرحمن بن حجاج عن ابوالحسن علیه السلام، به خاطر صحیحه عبدالرحمن از موسی بن جعفر علیه السلام: «سألته عن النفسا فالا مثل زهرا.» لپ‌تاپ که نداریم. معمولاً در این چیزها، آنجا که یادم هست، عراق گذاری‌ها همه فالا بود. نفسا زیاد داریم. همرا حمیرا، حمیرا مسقرشه (همراه با آن جمعه، فضلا، شهدا، جانبازان، معلولین) یادم می‌آید قبلاً که خون می‌دیدم، خودم را نفسا محسوب می‌کردم. «فی شهر رمضان صلاه العصر». یک خانم نفیسه‌ای این در ماه رمضان زاییده، بعد از نماز عصر. نماز عصر را خوانده و زاییده. «ان تفطر» یا «تفتر» شاید بهتر. بعد نماز عصر زاییده، آن روزش، روزش تمام است. ریاضی! افطار کند؟ چیزی دیگر نمانده تا اذان. دو ساعت مانده. «ثم التقوا ذالک الیوم.» افطار کند، بعداً باید قضایش را بگیرد. ۱۰ دقیقه قبل اذان. تا الان با این حاملگی، تازه حاملگی هم روزه بوده. بدبخت! قدیمی‌ها اینجور بودند. حاملگی هم روزه می‌گرفتند تا خود زایمان. روزه بوده. نداشته باشد. زمستانی بوده باشد.
«و صحیحه زراره عن احدهما علیهم السلام.» صحیحه زراره از یکی از امامان: «النفسا تکف عن الصلاه ایام التی کان تمکس فیها ثم تغتسل و تعمل کما تعمل المستحاضه.» نفسا کف از نماز می‌کند (نماز نمی‌خواند) ایامی که در آن نماز نمی‌خواند (همان قعود). ایامی که نماز نمی‌خواند، یعنی همان ایام به تعداد عددیه‌ای که در آن نمی‌خواند، نماز نمی‌خواند. بعد غسل می‌کند. «تفصرو کما تفصرو المستحاضه.» بعد دیگر مثل مستحاضه عمل می‌کند.
از خوب‌های حیض و نفاس، فضایش فضای فقهی بوده. مثلاً زریح محاربی، فضایش فضای روایت معارفی است. گفتم همین جا، گفتم یک بار. زریح محاربی، در کلاس دیگر. دیروز یکی از این اصحاب می‌آید خدمت امام صادق علیه السلام، در مورد آیه «ثم تفصیهم» سوال می‌کند. ناخن‌هاشان را بگیرند. «زریح آمده از شما پرسیده و شما فرمودید که لقاء الامام. یعنی آن طهارت را گفتی. به ما می‌گویید ناخن گرفتن.» زریح محاربی، نه. روایتش هم بسیار روایات سنگین و عالی‌ای که دارد که شب‌های جمعه ما می‌رویم عرش طواف می‌کنیم، اگر نرویم، علممان قطع می‌شود. این روایتی که سطح روایت بالاست. بعد حالا روایت در سطح بالایی که حضرت می‌فرماید: «من این‌ها را به شما هم نمی‌گویم.» اعلیحضرت، در فضای خارج از همه حرف‌ها می‌آرد. «ادون مراتبش» تفسیر می‌کند. روی منبر با کمترین تحلیل، منبر حمله به همین ظواهر و فلان زمان است. یا مثلاً در مورد جابر جوفی گفتند که: «هفتاد هزار روایت حضرت بهش تعلیم فرمودند. فرمودند یکیشو اگر بگی، لعنت خدا و ملائکه. سلمان!» اگر خواستید یک ذره عذاب‌های شلوار استریش کنیم، حالا خلاصه اذیت دارم می‌شوم. بعضی از چیزهایی که می‌دانم.
حضرت فرمودند که: «برو زمین را بشکاف، سرت را بکن توی زمین. این‌ها را به زمین بگو.» بخش آخرش خیلی عجیب است. خیلی بهت دارد فشار می‌آید. برو به چاه ابوذر بگو. خدا رحمت کند قاتل سلمان را! بله کف ماج، حقایق و اسرار. گفتند آقایونی که همه عمرشان در حد روایات و سئله بوده‌اند، دیگر نباید دیگر کار داشته باشند. فلسفه خیلی نزدیک است به فقه. چون نمازش را خوانده، همه را، سه تا نماز روزش را که خوانده باشد. می‌خواهد بگوید که این چند ساعت نمازی که نمی‌خواهد بخواند.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00