متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. میگوید: برای گامهای بلند باید بسم الله الرحمن. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین الان الی قیام یوم الدین.
علت چیست؟ علت کافر بودن، علت عدم صلات بر اینها چیه؟ نه، تامین عموم، یعنی عموم شامل همه میشود؛ دیگر مخصوص آن کافران زمان پیغمبر با مشخصات نیست؛ مطلق کفار در همه زمانها شامل آن. باید دید که مثال کافر میشود اینها. در مورد بحثی که "اینها همه کافرند ولی نماز میت نمیخوانند"، عمدتاً به "منافق" هم اگر به معنای کافر فهمیده بشود - مثل مثلاً آل منافق نیستند کافر - و اما اشتراط الوجوب به ستة. اینکه نماز میت و الا مقتضای اصل البرائه عدم الاشتراط بعد ضعف الاجماع.
اگر این مطلب تمام باشد، کدام تمام باشد؟ اینی که از بعضی نصوص برمیآید با "واو" عطف کرده، اگر همین "واو" عطف کرده را دلیل بگیریم بر اینکه باید بعد از غسل و کفن نماز خواند، همین دلیل بشود که تمام. وگرنه اگر این را دلیل ندانیم، مقتضای اصل برائت عدم اشتراط است. عدم اشتراط چه؟ برادر عزیز، آفرین و آفرین! ترتیب، بله. عدم اشتراط ترتیب غسل و کفن قبل از نماز. چه کار کنیم؟ اجماع داریم اینجا. احتمال، آفرین! احتمال مدرکیتش میرود. ممکن است این اجماع مدرکی باشد؛ مدرکش هم چی بشود؟ همین روایتها باشد که چون این روایت در رساندن آن دلالت ناقص بود، اجماع مبتنی بر همین است و ضعیف میشود. شکی در مکلف به، بدون سابقه یقین، شبهه بدویه در مکلف، هرکدام غسل و کفن و نماز لازم است، در آنش بحثی نیست؛ در ترتیبش، بله.
ترتیبش؛ غسل و کفن باز خودش مشخص است که اینها اول غسل، بعد کفن است؛ چون میگوید که قبلی داشتیم؛ ولی نسبت به نمازش، نماز قبل از نماز دفن، نماز. ترتیبش به نسبت نماز. نه اینکه حالا غسل و کفن خودش با هم، غسل و کفن قبل از نماز است یا بعد از نماز. مسئله این است. به نسبت اینکه نماز بعد از غسل و کفن باشد، برائت جاری است. لزومی ندارد که نماز حتماً، اگر تمام نبود، اگر آن دلیل تمام نبود، نوبت به اصل برائت میرسد. اصل برائت چه میگوید؟ میگوید لازم نیست حتماً نماز را بعد از غسل و کفن بخوانیم.
چه کارش کردیم؟ احتمال مدرک رفت دیگر از ایشان که مخالفت با مشهور نشود. احتیاط، للفقیه فی فتواه، برای فقیه احتیاط در فتوا باقی میماند. لااقل دیگر در فتوا احتیاط کند. بل اشتراط، بله، مستحب است احتیاط همراه با فتوا، نه آن احتیاط بدون فتوا. اصلاً فتوا تویش نیست. احتیاط واجبی که در رساله گفتند، احتیاط بدون فتواست. فقط احتیاط، یعنی من اینجا فتوا ندارم. اگر میخواهی از من تقلید کنی این کار را بکن. احتیاط مستحب، یعنی من فتوا دارم. احتیاطاً این کار را هم بکنید؛ یعنی فتوایش که فتوایی که دارد میدهد، یک احتیاط هم کنارش. اصل بر این است که نماز هر وقتی بود اشکال ندارد، ولیکن مثلاً احتیاط، احتیاط همراه با فتوا، ولیکن احتیاط بر این است که غسل و کفن مقدم بر نماز باشد. تنگش میدهد، با فتوا میدهد. احتیاطش با فتوا، اتحاد مستحب؛ یعنی مخیری بین اینکه به فتوای من عمل کنی یا به احتیاط عمل کنی. شرکت مستحب. احتیاط واجب یعنی مخیری که اینجور میشود که طول میکشد. بله.
یک عده آمدند اجماع کردند، فتوا دادند فلان. میگوید شما که میخواهی فتوا بدهی، در فتوای خودت احتیاط کن. محافظت کن از مخالفت. فتوا بده. شما که میخواهی فتوا بدهی، یعنی منی که مفتیم، منی که فقیهم، میخواهم فتوا بدهم، باید رعایت بکنم. من آخر شعور مشهور در نمیآیم. با اینکه مبنا بر این بود که اینجا برائت جاری میشود، با این حال احتیاط میکند. بل اشتراط به شرط بودن اینکه نماز را بعد از غسل و کفن بخواند. عمر مناسبات مناسبی است، حتی ضعف المدرکین المذکورین. با اینکه هر دو مدرک یکی روایت است، تحفظاً من مخالفت شهرت، بل الاتفاق. بهخاطر اینکه مخالفت با مشهور نکند. مشهور که هیچی، اتفاق، اصلاً اجماع است. شهرت نیست اینجا. مخالفت با اجماع نکن، یعنی حالا درسته که احتمال مدرکیت میرود، ولی خب احتمال مدرکیت هم نمیرود، یعنی احتمال عدم مدرکیت هم میرود. ممکن است که مدرکی هم نباشد. از باب استدلالمان از آن طرف باطل میشود. ازدواج استدلالمان باطل شد. استدلالمان باطل شد، ولی چون بالاخره احتمال این است که یک اسنادی به ادله دست اینها باشد، مخالفت با شهرت مشخص است دیگر. جلمون که شهرت جلو اتفاق که تعداد زیادی جلو این کلاس، بلکه کل این کلاس، قالب این بودند، جولیان، تعداد زیادی، کل، یعنی همه.
و اما اشتراط الوجوب به سته. اینکه نماز میت برای کودک شش ساله، یعنی شرط شده بود که نماز از شش سال بر میت شش ساله واجب است، از کجا این را در آوردید؟ فیو ممکن استفادة زراره. میشود از صحیح زراره استفاده کرد. مات ابن ابی جعفر (علیه السلام). فاخبر به موته. امام باقر علیه السلام کودکی داشتند، از دنیا رفت. خدمت امام باقر علیه السلام. امام صادق علیه السلام، دیدیم حضرت خیلی مضطرب، ناراحتند. هی میروند اندرونی، هی میآیند. هی رفتن و آمدن و اینها. دیدیم دیگر آرامش دارند. ما و سر سفره نشستند و با هم غذا خوردیم و گفتن و خندیدیم و اینها. گفتیم: "آقا اولش خیلی پکر بودید، ناراحت." "یک بچهای دارم مریض بود، در حالت احتضار بود؛ خیلی ناراحت. از دنیا رفت." گفتیم که: "خب چرا خوشحالی؟" فرمودند: "ما اهل بیت این جوریم که قبل از تحقق مصیبت و فعلیتش، تطمئینه داریم و توکل و تسلیم و تفویض. تا قبل نمیدانستم تقدیر چیست مثلاً. به این برای همین نگران بودم و دعا و اینها داشتم. بعد دیگر فهمیدم تقدیر چیست. آرامش."
بچه کوچکی داشتند، از دنیا رفت. به موته احزاب، خبر مرگ بچه را. فامره فقوصله و غسل و کفن و مشامه و صلّی مصلّی جور در غصه نبود. دستور دادند غسلش دادند، کفن کردند، باهاش راه افتادند. تشییع جنازه و صلّی علیه، بر بریّ بچه نماز خواندند. قال فقال: "اما انه لم یکن یصلی علی مثل هذا." فرمود که: "مثل یک همچین بچهای که سه سالش است نماز ندارد." برای بچه سه ساله نماز میت این بچه، بچه سه ساله است. بچه سه ساله نماز ندارد. کان علی (علیه السلام) یعمر به فیطفن. ولا یصلی علیه. برای بچه سه ساله امیرالمومنین دستور میداد که دفنش کنند و نماز هم بهش، نماز نمیخواهد. ولکن الناس نصنع شیء. فنحن نستم. مردم باب کردند. دیگر مردمی را اهل بیت هم داشتند. امام همه جا حاضر است. هر جا سلام بدهید به حضرت. عوامل از ما نگیر. باب کردند. میخوانند. سنت و استحباب کنیم؟ نه نه. مردم باب کردند. میخوانند. فدین. اصلش که سنت آمده بوده، از اول بوده. کلاً مستحب است زیر شش سال. مستحب است. مستحب است. مردم دیدند مردم انجام میدهند. قُلت: "فم علیه السلام آقا پس که نماز مشخص؟" فهمیدی دیگر تجربه نیست. پس بدعت نیست. نه اینکه مردم گفتند ایمان واجبش کردیم. خیلی فهمیده که واجب نیست.
فقال: "اذا اقل الصلاح وقتی بچه نماز را بفهمد و کان ابن از شش سالگی." بچه از شش سالگی نماز را میفهمد. نماز چیست؟ وضو چیست؟ قیام چیست؟ آخری یک سالش است، وایمیستد نماز. هیچی از نماز نمیفهمد. فقط مینشیند حالت تشهد این جوری میکند. موک میزدند. فقط تشابه. دستور دادند در مورد این بچه. دستور دادند که غسلش بدهند. کف سجده. و اما وجوب خمس تکبیرات. اما اینکه پنج تا تکبیر واجب است. میگویم پیغمبر برای حمزه هفتاد تا تکبیر، به نظرم هفتاد تا تکبیر. فل اخبار الکثیره. هفت تکبیر هم داشتیم. حالا نمیدانم هفت تا بود یا هفتاد. خیلی هفتاد، هفتاد تا یک شوخی میخواستم بکنم. چون غیبت یکم مسئولین بود دیگر نگفتم. میخواستم بگویم وای فلانی بودید.
و اما وجوب خمسة. اما لطیح اخبار الکثیره. اما وجوب پنج تا تکبیر به خاطر روایات زیاد. کصحت عبدالله بن سنان عن ابی عبدالله (علیه السلام)، مثل صحیح عبدالله از امام صادق (علیه السلام)، "از تکبیر علی المیت خمس و تکبیر." تکبیر بر میت پنج تکبیر است. بیشتر از استحبابش را باید دید. ولی اشکال ندارد رجاءاً. تعین الکفایت. کیفیت المذکوره. اما اینکه کیفیت مذکوره تعین دارد. به این نحو باید انجام داد. الا و لاب. فلا یوْجَدَ دلیلٌ تّامٌ علیه. کل دین دارد آسیب میبیند. هر چیزی که جز بدیهیات بود، دلیل ندارد. نماز میت هم دلیل ندارد. پنج تا تکبیری که میگویند اینکه این پنج تا چی باشد، ذکرش را اینها، دلیلی ندارد. نرم تجب الصلاة علی النبی و دعا للمیت. بله، صلوات بر پیامبر و دعا برای میت واجب در نماز میت. روایت صحیحه عن ابی جعفر (علیه السلام). روایت صحیح داریم از امام باقر (علیه السلام): فرمودند: "لیس فی الصلاة علی المیت قرائة و لا دعاء موقّت." نه، موقت. آخر کلاس یادم بیندازید. کلاس که تمام شد یک چیزی. جهت نماز در نماز بر میت قرائت واجب نیست، دعای تعیین شده هم نداریم. موقت. اینجا به معنای "حقٌ" است. حقٌ چیست؟ آنجا تعیین حدود میشود.
کی موقت؟ اشکال ندارد. اینجا موقته، موقته که موقت تعیین شده، محدود شده. ماده را سرچ بکنیم به نظرم یک آیه دیگر هم داریم. "تدعو بما بدا لک." هر دعایی خواستی، دعا ارتجالاً خوب است. در زیارت از قبل دعای خودت را تعیین نکن. برو حرم بگو: "در دهان من دعا بگذارید." بزرگان. حرم که میروی، دعای ارتجالی. در دهنم بگذار. خواب شبات را هم نمیدیدی که اصلاً این را بخواهی. این دعا خوب است. کلماتش را فقط بخوانید. کلمات دیگر که آورده: "شایستهترین مردهها این است که مؤمن برایش دعا کند." البته تعبیر عبارت به هم ریخته است. یعنی اینکه مؤمنان دعا کنند برایش. مؤمن سزاوارتر است برای اینکه بهش دعا کند. "یدعو له." دعا شود برای او. "المومن شیعه خبر احد احب الموتی ان یدعو له المومن." "حق الموتی المومن." نه. "احب الموتی شایستهترین مردهها مؤمن است." "سزاوار برای دعا." یک جوریه کلاً مؤمن. کار نداریم.
علی رسول صلوات بر پیامبر. آغاز بکند نماز در تکبیر اول. اجل الکیة المتداولت الیوم مشروعیتون. بله. اینی که الان هست، مشروع است. نگویید اینها از جیبشان در آوردهاند. نماز بخوانند، پول بگیرند. از این حرفها. اینی که هست مشروع است، بلکه اصلاً واجب کفایی است. از آن پول بابت آن نمیشود گرفت. کدام نماز میت؟ این مدلی که الان نماز میت میخوانند مشروع است. مشکل شرعی ندارد و درست هم هست. چرا بعضی روایات، بدون دلالت، الا تعینها؟ بعضی روایات هست بدون اینکه دلالت بر تعینش داشته باشد. نگفته همین است و جز این نیست. نماز فقط این جوری باید خواند. این مدل را در روایت داریم. پیغمبر وقتی نماز میخواندند بر میت تکبیر میگفتند، بعد تشهد شهادت حقانیت به خدا و رسالت. و تکبیر میگفتند، صلوات بر انبیا میفرستادند و دعا میکردند. بعد تکبیر میگفتند، دعا برای مؤمنین میکردند. استغفار بر مؤمن، مؤمنات. تکبیر چهارم. و دعا برای میت. تکبیر پنجم.
اگر سنت پیغمبر جور دیگر خواندیم، غلط است. تکبیرها را در هر تکبیر یک چیز دیگر گفتی. او که جدا. اطلاق روایت مشکل دارد. سیره معصوم، فعل معصوم. علت بر چی دارد؟ پیغمبر نماز. الان در قنوت مثلاً در نماز مستحبی یا در هر نماز یک دعایی گفتم. واجب. ما همیشه در نماز بخوانیم. در نماز مثلاً همیشه سوره قل هو الله را میخواندند. واجب است که شما نمازت را بخوان. مشترک طهارت به اقسامها. اینکه شهاده شرط طه، اینکه طهارت شرط نیست برای نماز میت. امام جماعت مثلاً جنب است، آنجا فلان مرجع بزرگ غسل خلاصه شرط نیست. زن حائض، مرد جنب، وضو ندارند. به اقسامها. بعضیها واقعاً تنها نمازی که در عمرشان خواندهاند نماز میت است. در اقوام دیدم. لتعبتها آدم الدلی. بهارولوی چه میگوید؟ چرا این کار را باهاش کردی؟ پارسال کجا؟ طهارت تحنیت، کلاس فقه.
در مورد عدم اشتراط طهارت به دو تا قسم. عدد برای اثبات عدم اشتراط، برای اثبات چی؟ آفرین! بر اثبات عدمش است. برای اینکه بگوییم طهارت شرط نیست. شهادت طهارت شرط نیست. همین قدر که دلایلی نداریم که گفته باشد شرط باشد، کافی است. خدمات دلیل یا دلیل علی عدم، یا دلیل العدم اینجاست. جایی که مقتضی این است که دلیل بیاید و دلیل نیامده. اینجا خود نیامدنش میشود دلیل عدم. خوب. بعد اختصاص ادله الاشتراک. قول تعالی: "یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الی الصلاة فاغسلوا." با الصلاة الحقیقیه و هی دعا. ادلهای که آمده طهارت را شرط دانسته. مثل آیه "اذا قمتم الی الصلوة." الان این شرط دانسته دیگر. طهارت را شرط طهارت را برای چی شرط دانسته؟ نماز واقعی. بهیه، دعای چی میخورد؟ آفرین! در حالی که نماز میت دعایی است. نماز طهارت شرط صلات. "لا صلاة الا بطهور." نه، "لا دعاء الا بطهور."
یکی از بزرگان بود قم. استخاره هایش بینظیر بود. خدا رحمت کند. خیلی هم شوخ بود اصلاً افتضاح بود. شوخی قابل پخش. ملک داری فلان. میگویم نه آقا جان. معنی استخاره را میفهمیم خوابیدم. بعد حالا دیگر واژهاش را دیگر نمیگوییم. در حالی که دارد یکی از مبطلات وضو از من خارج میشود، در همان حال استخاره دارم میگیرم. شرط استخاره، شرط استفاده نیست. شرط فقط جهت نماز. نماز میت هم که نماز نیست. و فی صحیحة یونس، یونس بن یعقوب در صحیح یونس آمده که: سئلت ابا عبدالله (علیه السلام) عن الجنازه، اوْصلّی علیها علی غیر وضوء؟ از حضرت در مورد جنازه پرسیدم که آقا میشود نماز میت بخوانم وضو نداشته باشم؟ انما هی تکبیر و تسبیح و تحمید و تهلیل. الله اکبر و سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله. تهلیل لا اله الا الله. و هی تنفی اعتبار طهارت الحدثیه. به صراحت و الخبثیه به تعلیل. برادر غفوری از خوبان. توضیح اینکه یک صفحه خط صحیح خوب حضور اثبات کرد. به صراحت جایگاه تکبیر و تسبیح و تحویل و تهلیل است. اصلاً دیگر ذکر. از آن جا که نیاز به طهارت باشد. حدس و تحلیل عام شامل این است. انما هی در مقام تعلیل. چرا که اصلاً انما امسال تو درس تفسیر صبح داریم. پارسال با هم بحث. نه، برای تعلیل است. وقتی میآید برای تعلیل، در قرآن میآید تعلیل ما قبل. در روایت هم خیلی وقتها این شکلی است. انما توضیح میدهند که چرا وضو نمیخواهد. خود روایت به صراحت گفت. بعدش هم با تحلیلی که آورد، علتی که وضو نمیخواهد چیست؟ در ذکر. خوب ذکر است. وقتی طهارت حدثیه نمیخواهد، طهارت حدثی هم نجس باشد، خونی باشد. با لباس خونی نمیشود گفت. نماز میت هم چیست؟ چند تا ذکر با لباس خونی بگو. سوالات حدثی تابع طهارت خبث؛ یعنی خون و ادرار و منی و...
و اما عدم اعتبار اباحه لباس و ستر. این که اباحه لباس و پوشش شرط نیست. یعنی چی؟ از ستر و عطر به لباس یا عطر به اباحه است. شرط نیست. اباحه لباس و خود ستر. خود ستر شرط نیست. حالا شورت غصبی مثلاً لباس موبایل. اینجا مباح در برابر چیست؟ غصبی است. لباس لازم نیست مباح باشد. در همان غسالخانه اقوام میت یک کاپشن زده نماز میت میخواند. یا پوشش پوشش هم روسری. حالا برای خانم مثلاً روسری، چه میدانم. چون خانم همه بدنش عورت است دیگر. عمل و بپوشی. نامحرمی نباشد. نماز نه. همین دیگر. همین نکته همین است. الان آن ستری که در نماز بود بخواند. حالا این ستره در نماز میت شرط نیست. خود این ستر. اول سترش منظور چیست؟ آن ستری که روسری و فلان روسریاش را دزدیده. حالا اصلاً دزدیده باشد. در نماز معمولی اگر میخواند با روسری که دزدیده، نمازش باطل بود. نمازش را بدون روسریاش نمیتوانست بخواند. سترش لازم نیست. دلیل علیه. این هم چون باز اباحه لباس. حالا به اعتبار برگردد بهتر است. چون که آن اعتبار دلیلی ندارد. لباس مطرح ساتر باشد. یکی بحث خود لباس مباح باشد. یکی مطلق ستره. دلیلی برای اعتبار نداریم. عزیزم! فَتَجْرِی الْبَراءَةُ اینجا برائت جاری میشود. شهید در مکلفان به شبهه بدویه. شک داریم. در نماز میت باید سرچ کنیم. لازم نیست.
و اما دفن. و اما وجوب الدفن. بحث شیرین دفن. هجوم دف. مالا خلاف فیه و یختضیه ارتکاز المتشرعه و نصوص الخاصه متفرقه. دفن واجب است. از چیزهایی که اصلاً هیچ بحثی تویش نیست. اختلافی تویش نیست. ارتکاز متشرع هم همین را اقتضا دارد. نصوص خاص متفرقه هم همین را میگوید. و اما کن بالمبارات فی الارض. مبارات چی بود؟ پنهان کردن زیر خاک کردن. زمین زیر خاک کردن. از کجا میآید؟ یقتضیه ظاهر و دفن. لفظ دفن المذکور فی الروایات. اینی که در روایات گفتند: "دفن کن. فدفنه. لیدفن فلان." اینها واژه دفن اقتضای اولیه زیر خاک است دیگر. دیوار قبر شهید مطهری توی حرم حضرت معصومه. بچهها نگاه میکردند. میگفت: "حاج آقا یعنی همین ایستاده کردن توی دیوار. دیوار دیوار." بس اقتضا دارد. آن را ظاهر لفظ دفنی که در روایات ذکر شده. اعتبار الوصفین. بستن چیست؟ یکی اینکه از درندهها در امان باشد. یکی همین که بوی تعفنش کسی را اذیت نکند. این دو تا یعنی باید یک جوری دفنش کنند که این دو تا حاصل بشود. نه اینکه زیر ماسه. مثلاً دیدید بچهها لب آب بازی میکنند. یکی زیر ماسه میخواهد همان جوری مرده را دفن کنیم. مثلاً کلاس مرده. باباته؟ این بابامه. فلان.
ظاهر الروایات احترام با غیر احترام حاصل نمیشود. بخورم. احترام نیست که. بزرگوار. هر چه فحش نثارش میشود این جوری بوی گندش برداشته. فی القبر بالکیفیت المتقدمه. اما اینکه باید میت را در قبر بگذارند با کیفیتی که گفتیم. یعنی صورتش رو به قبله باشد. به سمت راست بخوابانند. صورتش. فلم ینقل فی ذلک خلاف. در این مسئله خلافی نقل نشده است. اقل مراتب اجماع عدم الخلاف. فقط یستدل له بصحیحه یعقوب بن یقین. گاهی استدلال میشود بهش. به صحیحه یعقوب یقین. سئلت الرضا (علیه السلام). از امام رضا (علیه السلام) پرسیدم عن المیت. کیف یوضع علی المغتسل؟ در مورد میت که چه شکلی محل غسل در محل غسلش. بحث قبر نیست. در قبرش را کار نداریم که چه شکلی در قبر میخواهیم بگذاریم. مختصرش را در غسالخانه چه شکلی بگذاریم؟ کف پایش رو به قبله باشد یا صورتش رو به قبله باشد؟ به سمت راست بگذاریمش روی سنگ غسالخانه یا به پشت بگذاریم؟ پایش به کف. کف پایش به سمت قبله باشد. "موجها وجه القبله." صورتش را به سمت قبله کنیم. یعنی به سمت راست بخوابانیم. صورت قبله باشد. مثل احتضار باشد که کف پایش به سمت قبله است. "او یوضع علی یمینه و وجهه نحوها" یا به سمت راست بخوابانیم، صورتش به سمت قبله باشد. "نحو القبله وجهه" یعنی اگر نشست صورتش رو به قبله باشد. توانستید بگذارید؟ گیر نده. راست. فضاء طهورا. وقتی غسلش دادند. آن جوری که در قبر میگذارندش بگذارندش. به راست بخواباند.
حالا در قبر میگذارندش. معلوم میشود که پس قرار دادن در قبر یک کیفیت خاصی دارد. درست شد؟ فان ویل. این آخر روایت "یدل علی ثبوت کیفیة خاصة لوزع میت فی قبر." خاصی بگذاریم آن جوری که در قبر میگذارندش. و حیث لا یحتمل ان تکون کیفیة مغایرتا لِمَن عقدت علیه سیرته المتشرعه خارجن. از این جهت که احتمال نمیرود آن کیفیت خاصه، کیفیتی مغایر باشد با آن چه سیره متشرعه در بیرون بر آن قرار گرفته. پس متعین میشود که همین مقصود است. الان یک سیره متشرعه داریم در دفن میت. متشرع میت کدام وری؟ صورتش رو به قبله باشد. درست است. کیفیت خاصهای دارد. همان کیفیت. با همان کیفیتی که در قبر میگذارند. توضیح دیگر. احتمالی نمیرود که دو تا کیفیت داریم. یک کیفیت مدنظر امام رضا بوده. یک کیفیت مال متشرع است. میگوییم این کیفیت متشرع همان کیفیت است. احتمال یک شق دومی نیست. این همان کیفیت مقصودهای است که مدنظر شارع بوده است. الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم. میگوید: برای گامهای بلند باید بسم الله الرحمن. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین الان الی قیام یوم الدین.
علت چیست؟ علت کافر بودن، علت عدم صلات بر اینها چیه؟ نه، تامین عموم، یعنی عموم شامل همه میشود؛ دیگر مخصوص آن کافران زمان پیغمبر با مشخصات نیست؛ مطلق کفار در همه زمانها شامل آن. باید دید که مثال کافر میشود اینها. در مورد بحثی که "اینها همه کافرند ولی نماز میت نمیخوانند"، عمدتاً به "منافق" هم اگر به معنای کافر فهمیده بشود - مثل مثلاً آل منافق نیستند کافر - و اما اشتراط الوجوب به ستة. اینکه نماز میت و الا مقتضای اصل البرائه عدم الاشتراط بعد ضعف الاجماع.
اگر این مطلب تمام باشد، کدام تمام باشد؟ اینی که از بعضی نصوص برمیآید با "واو" عطف کرده، اگر همین "واو" عطف کرده را دلیل بگیریم بر اینکه باید بعد از غسل و کفن نماز خواند، همین دلیل بشود که تمام. وگرنه اگر این را دلیل ندانیم، مقتضای اصل برائت عدم اشتراط است. عدم اشتراط چه؟ برادر عزیز، آفرین و آفرین! ترتیب، بله. عدم اشتراط ترتیب غسل و کفن قبل از نماز. چه کار کنیم؟ اجماع داریم اینجا. احتمال، آفرین! احتمال مدرکیتش میرود. ممکن است این اجماع مدرکی باشد؛ مدرکش هم چی بشود؟ همین روایتها باشد که چون این روایت در رساندن آن دلالت ناقص بود، اجماع مبتنی بر همین است و ضعیف میشود. شکی در مکلف به، بدون سابقه یقین، شبهه بدویه در مکلف، هرکدام غسل و کفن و نماز لازم است، در آنش بحثی نیست؛ در ترتیبش، بله.
ترتیبش؛ غسل و کفن باز خودش مشخص است که اینها اول غسل، بعد کفن است؛ چون میگوید که قبلی داشتیم؛ ولی نسبت به نمازش، نماز قبل از نماز دفن، نماز. ترتیبش به نسبت نماز. نه اینکه حالا غسل و کفن خودش با هم، غسل و کفن قبل از نماز است یا بعد از نماز. مسئله این است. به نسبت اینکه نماز بعد از غسل و کفن باشد، برائت جاری است. لزومی ندارد که نماز حتماً، اگر تمام نبود، اگر آن دلیل تمام نبود، نوبت به اصل برائت میرسد. اصل برائت چه میگوید؟ میگوید لازم نیست حتماً نماز را بعد از غسل و کفن بخوانیم.
چه کارش کردیم؟ احتمال مدرک رفت دیگر از ایشان که مخالفت با مشهور نشود. احتیاط، للفقیه فی فتواه، برای فقیه احتیاط در فتوا باقی میماند. لااقل دیگر در فتوا احتیاط کند. بل اشتراط، بله، مستحب است احتیاط همراه با فتوا، نه آن احتیاط بدون فتوا. اصلاً فتوا تویش نیست. احتیاط واجبی که در رساله گفتند، احتیاط بدون فتواست. فقط احتیاط، یعنی من اینجا فتوا ندارم. اگر میخواهی از من تقلید کنی این کار را بکن. احتیاط مستحب، یعنی من فتوا دارم. احتیاطاً این کار را هم بکنید؛ یعنی فتوایش که فتوایی که دارد میدهد، یک احتیاط هم کنارش. اصل بر این است که نماز هر وقتی بود اشکال ندارد، ولیکن مثلاً احتیاط، احتیاط همراه با فتوا، ولیکن احتیاط بر این است که غسل و کفن مقدم بر نماز باشد. تنگش میدهد، با فتوا میدهد. احتیاطش با فتوا، اتحاد مستحب؛ یعنی مخیری بین اینکه به فتوای من عمل کنی یا به احتیاط عمل کنی. شرکت مستحب. احتیاط واجب یعنی مخیری که اینجور میشود که طول میکشد. بله.
یک عده آمدند اجماع کردند، فتوا دادند فلان. میگوید شما که میخواهی فتوا بدهی، در فتوای خودت احتیاط کن. محافظت کن از مخالفت. فتوا بده. شما که میخواهی فتوا بدهی، یعنی منی که مفتیم، منی که فقیهم، میخواهم فتوا بدهم، باید رعایت بکنم. من آخر شعور مشهور در نمیآیم. با اینکه مبنا بر این بود که اینجا برائت جاری میشود، با این حال احتیاط میکند. بل اشتراط به شرط بودن اینکه نماز را بعد از غسل و کفن بخواند. عمر مناسبات مناسبی است، حتی ضعف المدرکین المذکورین. با اینکه هر دو مدرک یکی روایت است، تحفظاً من مخالفت شهرت، بل الاتفاق. بهخاطر اینکه مخالفت با مشهور نکند. مشهور که هیچی، اتفاق، اصلاً اجماع است. شهرت نیست اینجا. مخالفت با اجماع نکن، یعنی حالا درسته که احتمال مدرکیت میرود، ولی خب احتمال مدرکیت هم نمیرود، یعنی احتمال عدم مدرکیت هم میرود. ممکن است که مدرکی هم نباشد. از باب استدلالمان از آن طرف باطل میشود. ازدواج استدلالمان باطل شد. استدلالمان باطل شد، ولی چون بالاخره احتمال این است که یک اسنادی به ادله دست اینها باشد، مخالفت با شهرت مشخص است دیگر. جلمون که شهرت جلو اتفاق که تعداد زیادی جلو این کلاس، بلکه کل این کلاس، قالب این بودند، جولیان، تعداد زیادی، کل، یعنی همه.
و اما اشتراط الوجوب به سته. اینکه نماز میت برای کودک شش ساله، یعنی شرط شده بود که نماز از شش سال بر میت شش ساله واجب است، از کجا این را در آوردید؟ فیو ممکن استفادة زراره. میشود از صحیح زراره استفاده کرد. مات ابن ابی جعفر (علیه السلام). فاخبر به موته. امام باقر علیه السلام کودکی داشتند، از دنیا رفت. خدمت امام باقر علیه السلام. امام صادق علیه السلام، دیدیم حضرت خیلی مضطرب، ناراحتند. هی میروند اندرونی، هی میآیند. هی رفتن و آمدن و اینها. دیدیم دیگر آرامش دارند. ما و سر سفره نشستند و با هم غذا خوردیم و گفتن و خندیدیم و اینها. گفتیم: "آقا اولش خیلی پکر بودید، ناراحت." "یک بچهای دارم مریض بود، در حالت احتضار بود؛ خیلی ناراحت. از دنیا رفت." گفتیم که: "خب چرا خوشحالی؟" فرمودند: "ما اهل بیت این جوریم که قبل از تحقق مصیبت و فعلیتش، تطمئینه داریم و توکل و تسلیم و تفویض. تا قبل نمیدانستم تقدیر چیست مثلاً. به این برای همین نگران بودم و دعا و اینها داشتم. بعد دیگر فهمیدم تقدیر چیست. آرامش."
بچه کوچکی داشتند، از دنیا رفت. به موته احزاب، خبر مرگ بچه را. فامره فقوصله و غسل و کفن و مشامه و صلّی مصلّی جور در غصه نبود. دستور دادند غسلش دادند، کفن کردند، باهاش راه افتادند. تشییع جنازه و صلّی علیه، بر بریّ بچه نماز خواندند. قال فقال: "اما انه لم یکن یصلی علی مثل هذا." فرمود که: "مثل یک همچین بچهای که سه سالش است نماز ندارد." برای بچه سه ساله نماز میت این بچه، بچه سه ساله است. بچه سه ساله نماز ندارد. کان علی (علیه السلام) یعمر به فیطفن. ولا یصلی علیه. برای بچه سه ساله امیرالمومنین دستور میداد که دفنش کنند و نماز هم بهش، نماز نمیخواهد. ولکن الناس نصنع شیء. فنحن نستم. مردم باب کردند. دیگر مردمی را اهل بیت هم داشتند. امام همه جا حاضر است. هر جا سلام بدهید به حضرت. عوامل از ما نگیر. باب کردند. میخوانند. سنت و استحباب کنیم؟ نه نه. مردم باب کردند. میخوانند. فدین. اصلش که سنت آمده بوده، از اول بوده. کلاً مستحب است زیر شش سال. مستحب است. مستحب است. مردم دیدند مردم انجام میدهند. قُلت: "فم علیه السلام آقا پس که نماز مشخص؟" فهمیدی دیگر تجربه نیست. پس بدعت نیست. نه اینکه مردم گفتند ایمان واجبش کردیم. خیلی فهمیده که واجب نیست.
فقال: "اذا اقل الصلاح وقتی بچه نماز را بفهمد و کان ابن از شش سالگی." بچه از شش سالگی نماز را میفهمد. نماز چیست؟ وضو چیست؟ قیام چیست؟ آخری یک سالش است، وایمیستد نماز. هیچی از نماز نمیفهمد. فقط مینشیند حالت تشهد این جوری میکند. موک میزدند. فقط تشابه. دستور دادند در مورد این بچه. دستور دادند که غسلش بدهند. کف سجده. و اما وجوب خمس تکبیرات. اما اینکه پنج تا تکبیر واجب است. میگویم پیغمبر برای حمزه هفتاد تا تکبیر، به نظرم هفتاد تا تکبیر. فل اخبار الکثیره. هفت تکبیر هم داشتیم. حالا نمیدانم هفت تا بود یا هفتاد. خیلی هفتاد، هفتاد تا یک شوخی میخواستم بکنم. چون غیبت یکم مسئولین بود دیگر نگفتم. میخواستم بگویم وای فلانی بودید.
و اما وجوب خمسة. اما لطیح اخبار الکثیره. اما وجوب پنج تا تکبیر به خاطر روایات زیاد. کصحت عبدالله بن سنان عن ابی عبدالله (علیه السلام)، مثل صحیح عبدالله از امام صادق (علیه السلام)، "از تکبیر علی المیت خمس و تکبیر." تکبیر بر میت پنج تکبیر است. بیشتر از استحبابش را باید دید. ولی اشکال ندارد رجاءاً. تعین الکفایت. کیفیت المذکوره. اما اینکه کیفیت مذکوره تعین دارد. به این نحو باید انجام داد. الا و لاب. فلا یوْجَدَ دلیلٌ تّامٌ علیه. کل دین دارد آسیب میبیند. هر چیزی که جز بدیهیات بود، دلیل ندارد. نماز میت هم دلیل ندارد. پنج تا تکبیری که میگویند اینکه این پنج تا چی باشد، ذکرش را اینها، دلیلی ندارد. نرم تجب الصلاة علی النبی و دعا للمیت. بله، صلوات بر پیامبر و دعا برای میت واجب در نماز میت. روایت صحیحه عن ابی جعفر (علیه السلام). روایت صحیح داریم از امام باقر (علیه السلام): فرمودند: "لیس فی الصلاة علی المیت قرائة و لا دعاء موقّت." نه، موقت. آخر کلاس یادم بیندازید. کلاس که تمام شد یک چیزی. جهت نماز در نماز بر میت قرائت واجب نیست، دعای تعیین شده هم نداریم. موقت. اینجا به معنای "حقٌ" است. حقٌ چیست؟ آنجا تعیین حدود میشود.
کی موقت؟ اشکال ندارد. اینجا موقته، موقته که موقت تعیین شده، محدود شده. ماده را سرچ بکنیم به نظرم یک آیه دیگر هم داریم. "تدعو بما بدا لک." هر دعایی خواستی، دعا ارتجالاً خوب است. در زیارت از قبل دعای خودت را تعیین نکن. برو حرم بگو: "در دهان من دعا بگذارید." بزرگان. حرم که میروی، دعای ارتجالی. در دهنم بگذار. خواب شبات را هم نمیدیدی که اصلاً این را بخواهی. این دعا خوب است. کلماتش را فقط بخوانید. کلمات دیگر که آورده: "شایستهترین مردهها این است که مؤمن برایش دعا کند." البته تعبیر عبارت به هم ریخته است. یعنی اینکه مؤمنان دعا کنند برایش. مؤمن سزاوارتر است برای اینکه بهش دعا کند. "یدعو له." دعا شود برای او. "المومن شیعه خبر احد احب الموتی ان یدعو له المومن." "حق الموتی المومن." نه. "احب الموتی شایستهترین مردهها مؤمن است." "سزاوار برای دعا." یک جوریه کلاً مؤمن. کار نداریم.
علی رسول صلوات بر پیامبر. آغاز بکند نماز در تکبیر اول. اجل الکیة المتداولت الیوم مشروعیتون. بله. اینی که الان هست، مشروع است. نگویید اینها از جیبشان در آوردهاند. نماز بخوانند، پول بگیرند. از این حرفها. اینی که هست مشروع است، بلکه اصلاً واجب کفایی است. از آن پول بابت آن نمیشود گرفت. کدام نماز میت؟ این مدلی که الان نماز میت میخوانند مشروع است. مشکل شرعی ندارد و درست هم هست. چرا بعضی روایات، بدون دلالت، الا تعینها؟ بعضی روایات هست بدون اینکه دلالت بر تعینش داشته باشد. نگفته همین است و جز این نیست. نماز فقط این جوری باید خواند. این مدل را در روایت داریم. پیغمبر وقتی نماز میخواندند بر میت تکبیر میگفتند، بعد تشهد شهادت حقانیت به خدا و رسالت. و تکبیر میگفتند، صلوات بر انبیا میفرستادند و دعا میکردند. بعد تکبیر میگفتند، دعا برای مؤمنین میکردند. استغفار بر مؤمن، مؤمنات. تکبیر چهارم. و دعا برای میت. تکبیر پنجم.
اگر سنت پیغمبر جور دیگر خواندیم، غلط است. تکبیرها را در هر تکبیر یک چیز دیگر گفتی. او که جدا. اطلاق روایت مشکل دارد. سیره معصوم، فعل معصوم. علت بر چی دارد؟ پیغمبر نماز. الان در قنوت مثلاً در نماز مستحبی یا در هر نماز یک دعایی گفتم. واجب. ما همیشه در نماز بخوانیم. در نماز مثلاً همیشه سوره قل هو الله را میخواندند. واجب است که شما نمازت را بخوان. مشترک طهارت به اقسامها. اینکه شهاده شرط طه، اینکه طهارت شرط نیست برای نماز میت. امام جماعت مثلاً جنب است، آنجا فلان مرجع بزرگ غسل خلاصه شرط نیست. زن حائض، مرد جنب، وضو ندارند. به اقسامها. بعضیها واقعاً تنها نمازی که در عمرشان خواندهاند نماز میت است. در اقوام دیدم. لتعبتها آدم الدلی. بهارولوی چه میگوید؟ چرا این کار را باهاش کردی؟ پارسال کجا؟ طهارت تحنیت، کلاس فقه.
در مورد عدم اشتراط طهارت به دو تا قسم. عدد برای اثبات عدم اشتراط، برای اثبات چی؟ آفرین! بر اثبات عدمش است. برای اینکه بگوییم طهارت شرط نیست. شهادت طهارت شرط نیست. همین قدر که دلایلی نداریم که گفته باشد شرط باشد، کافی است. خدمات دلیل یا دلیل علی عدم، یا دلیل العدم اینجاست. جایی که مقتضی این است که دلیل بیاید و دلیل نیامده. اینجا خود نیامدنش میشود دلیل عدم. خوب. بعد اختصاص ادله الاشتراک. قول تعالی: "یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الی الصلاة فاغسلوا." با الصلاة الحقیقیه و هی دعا. ادلهای که آمده طهارت را شرط دانسته. مثل آیه "اذا قمتم الی الصلوة." الان این شرط دانسته دیگر. طهارت را شرط طهارت را برای چی شرط دانسته؟ نماز واقعی. بهیه، دعای چی میخورد؟ آفرین! در حالی که نماز میت دعایی است. نماز طهارت شرط صلات. "لا صلاة الا بطهور." نه، "لا دعاء الا بطهور."
یکی از بزرگان بود قم. استخاره هایش بینظیر بود. خدا رحمت کند. خیلی هم شوخ بود اصلاً افتضاح بود. شوخی قابل پخش. ملک داری فلان. میگویم نه آقا جان. معنی استخاره را میفهمیم خوابیدم. بعد حالا دیگر واژهاش را دیگر نمیگوییم. در حالی که دارد یکی از مبطلات وضو از من خارج میشود، در همان حال استخاره دارم میگیرم. شرط استخاره، شرط استفاده نیست. شرط فقط جهت نماز. نماز میت هم که نماز نیست. و فی صحیحة یونس، یونس بن یعقوب در صحیح یونس آمده که: سئلت ابا عبدالله (علیه السلام) عن الجنازه، اوْصلّی علیها علی غیر وضوء؟ از حضرت در مورد جنازه پرسیدم که آقا میشود نماز میت بخوانم وضو نداشته باشم؟ انما هی تکبیر و تسبیح و تحمید و تهلیل. الله اکبر و سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله. تهلیل لا اله الا الله. و هی تنفی اعتبار طهارت الحدثیه. به صراحت و الخبثیه به تعلیل. برادر غفوری از خوبان. توضیح اینکه یک صفحه خط صحیح خوب حضور اثبات کرد. به صراحت جایگاه تکبیر و تسبیح و تحویل و تهلیل است. اصلاً دیگر ذکر. از آن جا که نیاز به طهارت باشد. حدس و تحلیل عام شامل این است. انما هی در مقام تعلیل. چرا که اصلاً انما امسال تو درس تفسیر صبح داریم. پارسال با هم بحث. نه، برای تعلیل است. وقتی میآید برای تعلیل، در قرآن میآید تعلیل ما قبل. در روایت هم خیلی وقتها این شکلی است. انما توضیح میدهند که چرا وضو نمیخواهد. خود روایت به صراحت گفت. بعدش هم با تحلیلی که آورد، علتی که وضو نمیخواهد چیست؟ در ذکر. خوب ذکر است. وقتی طهارت حدثیه نمیخواهد، طهارت حدثی هم نجس باشد، خونی باشد. با لباس خونی نمیشود گفت. نماز میت هم چیست؟ چند تا ذکر با لباس خونی بگو. سوالات حدثی تابع طهارت خبث؛ یعنی خون و ادرار و منی و...
و اما عدم اعتبار اباحه لباس و ستر. این که اباحه لباس و پوشش شرط نیست. یعنی چی؟ از ستر و عطر به لباس یا عطر به اباحه است. شرط نیست. اباحه لباس و خود ستر. خود ستر شرط نیست. حالا شورت غصبی مثلاً لباس موبایل. اینجا مباح در برابر چیست؟ غصبی است. لباس لازم نیست مباح باشد. در همان غسالخانه اقوام میت یک کاپشن زده نماز میت میخواند. یا پوشش پوشش هم روسری. حالا برای خانم مثلاً روسری، چه میدانم. چون خانم همه بدنش عورت است دیگر. عمل و بپوشی. نامحرمی نباشد. نماز نه. همین دیگر. همین نکته همین است. الان آن ستری که در نماز بود بخواند. حالا این ستره در نماز میت شرط نیست. خود این ستر. اول سترش منظور چیست؟ آن ستری که روسری و فلان روسریاش را دزدیده. حالا اصلاً دزدیده باشد. در نماز معمولی اگر میخواند با روسری که دزدیده، نمازش باطل بود. نمازش را بدون روسریاش نمیتوانست بخواند. سترش لازم نیست. دلیل علیه. این هم چون باز اباحه لباس. حالا به اعتبار برگردد بهتر است. چون که آن اعتبار دلیلی ندارد. لباس مطرح ساتر باشد. یکی بحث خود لباس مباح باشد. یکی مطلق ستره. دلیلی برای اعتبار نداریم. عزیزم! فَتَجْرِی الْبَراءَةُ اینجا برائت جاری میشود. شهید در مکلفان به شبهه بدویه. شک داریم. در نماز میت باید سرچ کنیم. لازم نیست.
و اما دفن. و اما وجوب الدفن. بحث شیرین دفن. هجوم دف. مالا خلاف فیه و یختضیه ارتکاز المتشرعه و نصوص الخاصه متفرقه. دفن واجب است. از چیزهایی که اصلاً هیچ بحثی تویش نیست. اختلافی تویش نیست. ارتکاز متشرع هم همین را اقتضا دارد. نصوص خاص متفرقه هم همین را میگوید. و اما کن بالمبارات فی الارض. مبارات چی بود؟ پنهان کردن زیر خاک کردن. زمین زیر خاک کردن. از کجا میآید؟ یقتضیه ظاهر و دفن. لفظ دفن المذکور فی الروایات. اینی که در روایات گفتند: "دفن کن. فدفنه. لیدفن فلان." اینها واژه دفن اقتضای اولیه زیر خاک است دیگر. دیوار قبر شهید مطهری توی حرم حضرت معصومه. بچهها نگاه میکردند. میگفت: "حاج آقا یعنی همین ایستاده کردن توی دیوار. دیوار دیوار." بس اقتضا دارد. آن را ظاهر لفظ دفنی که در روایات ذکر شده. اعتبار الوصفین. بستن چیست؟ یکی اینکه از درندهها در امان باشد. یکی همین که بوی تعفنش کسی را اذیت نکند. این دو تا یعنی باید یک جوری دفنش کنند که این دو تا حاصل بشود. نه اینکه زیر ماسه. مثلاً دیدید بچهها لب آب بازی میکنند. یکی زیر ماسه میخواهد همان جوری مرده را دفن کنیم. مثلاً کلاس مرده. باباته؟ این بابامه. فلان.
ظاهر الروایات احترام با غیر احترام حاصل نمیشود. بخورم. احترام نیست که. بزرگوار. هر چه فحش نثارش میشود این جوری بوی گندش برداشته. فی القبر بالکیفیت المتقدمه. اما اینکه باید میت را در قبر بگذارند با کیفیتی که گفتیم. یعنی صورتش رو به قبله باشد. به سمت راست بخوابانند. صورتش. فلم ینقل فی ذلک خلاف. در این مسئله خلافی نقل نشده است. اقل مراتب اجماع عدم الخلاف. فقط یستدل له بصحیحه یعقوب بن یقین. گاهی استدلال میشود بهش. به صحیحه یعقوب یقین. سئلت الرضا (علیه السلام). از امام رضا (علیه السلام) پرسیدم عن المیت. کیف یوضع علی المغتسل؟ در مورد میت که چه شکلی محل غسل در محل غسلش. بحث قبر نیست. در قبرش را کار نداریم که چه شکلی در قبر میخواهیم بگذاریم. مختصرش را در غسالخانه چه شکلی بگذاریم؟ کف پایش رو به قبله باشد یا صورتش رو به قبله باشد؟ به سمت راست بگذاریمش روی سنگ غسالخانه یا به پشت بگذاریم؟ پایش به کف. کف پایش به سمت قبله باشد. "موجها وجه القبله." صورتش را به سمت قبله کنیم. یعنی به سمت راست بخوابانیم. صورت قبله باشد. مثل احتضار باشد که کف پایش به سمت قبله است. "او یوضع علی یمینه و وجهه نحوها" یا به سمت راست بخوابانیم، صورتش به سمت قبله باشد. "نحو القبله وجهه" یعنی اگر نشست صورتش رو به قبله باشد. توانستید بگذارید؟ گیر نده. راست. فضاء طهورا. وقتی غسلش دادند. آن جوری که در قبر میگذارندش بگذارندش. به راست بخواباند.
حالا در قبر میگذارندش. معلوم میشود که پس قرار دادن در قبر یک کیفیت خاصی دارد. درست شد؟ فان ویل. این آخر روایت "یدل علی ثبوت کیفیة خاصة لوزع میت فی قبر." خاصی بگذاریم آن جوری که در قبر میگذارندش. و حیث لا یحتمل ان تکون کیفیة مغایرتا لِمَن عقدت علیه سیرته المتشرعه خارجن. از این جهت که احتمال نمیرود آن کیفیت خاصه، کیفیتی مغایر باشد با آن چه سیره متشرعه در بیرون بر آن قرار گرفته. پس متعین میشود که همین مقصود است. الان یک سیره متشرعه داریم در دفن میت. متشرع میت کدام وری؟ صورتش رو به قبله باشد. درست است. کیفیت خاصهای دارد. همان کیفیت. با همان کیفیتی که در قبر میگذارند. توضیح دیگر. احتمالی نمیرود که دو تا کیفیت داریم. یک کیفیت مدنظر امام رضا بوده. یک کیفیت مال متشرع است. میگوییم این کیفیت متشرع همان کیفیت است. احتمال یک شق دومی نیست. این همان کیفیت مقصودهای است که مدنظر شارع بوده است. الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه بیست و نهم
دروس تمهیدیه
جلسه سی ام
دروس تمهیدیه
جلسه سی و یکم
دروس تمهیدیه
جلسه سی و دوم
دروس تمهیدیه
جلسه سی و سوم
دروس تمهیدیه
جلسه سی و پنجم
دروس تمهیدیه
جلسه سی و ششم
دروس تمهیدیه
جلسه سی و هفتم
دروس تمهیدیه
جلسه سی و هشتم
دروس تمهیدیه
جلسه سی و نهم
دروس تمهیدیه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
در حال بارگذاری نظرات...