متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صلی علی محمد و آل محمد.
طیبین طاهرین. آیت الله نام گوینده گفتیم که اسلام همه اجزای کافر را تطهیر میکند؛ حتی عرق و بزاق دهان او هم پاک میشود، به خاطر اینکه نجاست عرق و بزاق او در تبع نجاست بدن اوست. پس وقتی بدنش نجس نباشد، دیگر عرقش هم نجس نیست.
یکی از ادله این موضوع، دلیل دوم، سیره مسلمین و سیره متشرعه و عدم امر پیامبر به تطهیر بدن کسی است که اسلام آورده. با اینکه غالباً کسی که اسلام آورده، بدنش خالی از عرق نیست. بالاخره یک تعریقی در بدن او هست. در صحیح هیچ جا پیغمبر نگفته: "الان که اسلام آوردی، لباسهایت را بشور، بیا برو بدنت را بشور. عرقی که به تنت نشسته"... شرابی که سرکه میشود، چطور ظرفش تطهیر میشود، با اینکه در تماس با او بوده؟ این هم با اینکه در تماس با تن اوست، ولی پاک است. ما که ندیدیم. هرکس دید که یکی ایمان آورد، استنادش و روایتش را بگوید، نه، اینطور نیست.
اینها با هم اجتماع پیدا کرد؛ تداخل اسباب شد. مقام مطهریت سیاه شریکی دوناتش هم نصفنصف میشود. اشکال اینکه وام مطهریت انتخابات بهانه از اصل دونات نشان است. و اما مطهریه الثیاب ایضاً. اما اینکه لباسش هم پاک میشود، فالسیرة و عدم امره صلی الله علیه و آله و سلم به تطهیر. پس یکی از دلایل پاکشدن لباس باز هم به خاطر سیره متشرعه است و یکی هم اینکه پیامبر امر به تطهیر ثیاب نکرده است. لاکن القدر المتیقن منها، حاله نقطه و عدم تنجسه به نجاست خارجی. ولی اگر نجاست خارجی رسیده باشد، مثل خون، یعنی نجاست خارجی رسیده باشد به لباسش، آن را باید بشوید. داخلی که از تن سرایت کرده، یعنی از داخل لباس رسیده به لباس، این تطهیر نمیخواهد. از بیرون لباس رسیده، یک مدفوعی رسیده، نمیدانم خونی رسیده، دست خیس کافر، ممکن است... یعنی منظورش این است که اینجا نجاست خارجی چیست؟ یعنی نجاستی که از داخل تن او نباشد. بزاق و عرق را گفت: از داخل تن او بود. بالاخره هم داخلی هم خارجی آقای نجاست خارجی که مثلاً عرق کافر پاک است. مثل شراب و علاءده ؟. آن که سر جایش هست. ولی اگر به لباس او از نجاست، یعنی از تنش عرق رسیده باشد، او پاک است. ولی از بیرون خونی رسیده، تماس پیدا کرده با خون مرداری، با بدن مرداری، هرچی مسلم کافر ندارد. البته این باز مثال این را نمیخواهد. ملاقاتش نجس است دیگر. در این حد مال خود مسلمین نجس است. میگوید: "تو دیگر کافر بودی، تا حالا پاک شدی. دیگر حله."
دوستان از اتاق فرمان اشاره میکنند که مراجعه ؟ احساس مراجعه بتراشید. خود این هم دونات دارد. گفت: "الاسلام دین العجیب". مانند رستوران دین عجیب. علی ای حال یک بریدنی دارد. گفت: "که اگر وارد بشی میبرند داخل." خب. الطبیعیة نقطه اذا اسلم الکافر، تبعه ثیابه و ولده فی الطهاره. نکته قشنگ و جالب: وقتی کافر مسلمان میشود، لباس او هم به تبع او پاک میشود. سلام علیکم. ایوالله! احسنت. چند تا پلاستیک آقا زحمت؟ هم لباسش در طبیعت اوست، هم فرزندش. الان این بچه چهارسالهای که دارد، حکمش چیست؟ این ملحق به پدر است. اگر پدر کافر باشد، بچه چهار ساله هم دست خیس بزند، دست خیس بهش بزنی، نجس است. به محض اینکه بابایش مسلمان میشود، این بچه پاک میشود. و اذا سب المسلم طفلاً، وقتی که مسلمانی بچهای را اسیر کند، تبعه فی الطهاره. بچه کافر در تبعیت خود مسلمان میشود دیگر. بچه پنج ساله، شش ساله را گرفته. دیگر الان من چون مسلمانم و پاکم، بچهام هم پاک است. حالا بالاخره تو جنگ با کفار بوده. بچهام که ؟ قاعده اولی باید جزء کفار فرضش کرد، ولی لزوماً کافر نبوده. احد آبائه. البته به شرط اینکه یکی از پدر و مادرش باهاش نباشد. و اوان الخمر تطهر بتبع اذا انقلبت خلا. ظرف شراب به تبعیت پاک میشود. به تبعیت چی؟ وقتی که شراب سرکه بشود. و اوان العصیر العنبی، بنا علی نجاسه، تطهر بتبع اذا ذهب ثلثاه. ظرف عصیر عنبی (مخلوط انگور). کی قائل بود که عصیر عنبی نجس است وقتی بجوشد؟ ذهنم منحرف کرده ؟. دونات داشتم. پس بنابر نجاستش، وقتی دوسومش برود، دیگر چیست؟ پاک است. تبع. و ید الغاسل للمیت. دست مردهشور، و شدت التی یغسل علیها، آن تخته غسالخانه که ؟ روی آن غسل میدهند، سوده علیها. سوده از سوده ؟ تخت غسل. و ثیاب التی یغسل فیها، تطبع المیتة فی الطهاره. لباسی که روی آن غسل میدهند، این تابع میت در طهارت است. حضرت زهرا سلام الله علیها: وصیت من... لا تسمح المیتة فی الطهاره این تابع... هر وقت میت پاک شد، این هم پاک است.
اما طهارت الثیاب، فلما تقدم. طهارت ؟ چند تا خوردی شما؟ میخوردی که مشغول بودی. طهارت لباس به خاطر آنچه که گذشت. و اما طهارت الولد به اسلام احد ابویه. اما همین که یکی از ابوین اسلام آورد، این بچه پاک میشود. قاعده طهاره بعد قصور دلیل نجاست. چون دیگر دلیل نجاست، این بچه قاصر است از اینکه بچه را شامل شود. یعنی دلیل نجاست کافر دیگر قاصر از این است که این بچه را در بر بگیرد. و ما چی داریم میکنیم؟ اجماع الذی هو دلیل لبی، یقتصر فیه علی القدر المتیقن. دلیل نجاست چیست؟ طهارت نجاست چیست؟ اجماع. دلیل نجاست چیست؟ اجماع. اجماع گفته: "ولد الکافر یلحق بأبیه." بله. "ولد الکافر یلحق بأبیه." ولد کافر ملحق به بابایش. حالا ولد کافر، کافر است دیگر. حالا دلیل، دلیل لبی است. وقتی دلیل لبی بود، باید اکتفا به قدر متیقن کرد. قدر متیقنش چیست؟ ولد الکافر تا وقتی اسلام نیاورده دیگر، ولد الکافر. قدر متیقنش وقتی است که هر دوی پدر و مادر کافر باشند. به محض اینکه یکیش اسلام آورد، دیگر ولد الکافر قطعی نیست. لااقل شک داریم. قدر متیقن دیگر نیست. مسلم باشد. همین قدر که یکیش اسلام آورد، ما شک میکنیم در ولد الکافر بودن. و قدر متیقن را وقتی میدانیم که هر دو طرف کافر باشند. لذا الان اینجا دیگر حکم نجاست این بچه، به محض اینکه یکی از ابوینش اسلام آوردند، دیگر حکم نجاست بچه کافر چیست؟ ملاک ولد بودن لحظه تولد نیست. تا وقتی که بالغ باشد. الان کافر بوده، موضوع عوض شد. ولد الکافر الان قطر ؟. ولد الکافر این بچه. بله، در مورد دلیل، آفرین! اجماع. توی دلیل لفظی شما اطلاقگیری میکنی، مفهومگیری میکنیم، عموم میگیری. دلیل اطلاق. ولی دلیل لبی باید آنی که واضح و مبرهن است باشد. حالا اجماع چیست؟ از اجماع اطلاقگیری نمیشود کرد. قدر متیقن بگیریم. وقتی که گفته: "ولد کافر ملحق به باباش میشود." قدر متیقن از ولد الکافر کیست؟ پدر و مادرش کافر باشند. به محض اینکه یکی از پدر و مادر اسلام آوردند، از قدر متیقن خارج میشود. اصالت التعارض نقطه طهارت کافر. کدام کافر؟ یقیناً کدام؟ جفت. حالا یکی از اینها اسلام آورد از یک طرف، از یک طرف ولد المسلم نقطه کافر کافر محض. کافر من. حالا ما یک موضوعی داریم، روش شبهه بدویه داریم. یک موضوع جدیدی داریم: ولد نقطه المسلم زمانی که علم به نجاستش پیدا بکنیم. و هو ما اذا لم یسلم احد ابویه. تا وقتی که یکی از پدر و مادرش مسلمان نشوند. دو فرزند؟ دو شهید؟ از این جدل ؟. چرا؟ دیگر یک موضوع جدید. رجز است یا نه؟ نجس بود. الان یکی از پدر و مادرش مسلمان شدند. بحث شراب و سرکه چی میگفت؟ وحدت موضوع ندارد. یک جا بهش میگویی شراب، اسمش عوض شده. آفرین! کافر والمسلم.
و اما تبعیت الاسیر غیر البالغ للمسلم اینکه اسیر غیر بالغ تابع مسلم محسوب میشود. فالنفس ما تقدم. به همان دلیل اختصاص و تبعیه بغیر البالغ. همانی که تبعیت اختصاص به غیر بالغ دارد. یعنی تا وقتی بلوغ پیدا نکرده بود، کافر بود و نیم. ؟ ولد مسلمون. اینجا هنوز همچنان ولد کافره. فرزند کافر نجاست میشود. مانند بابایش میشود. حالا اگر بابایش اسلام آورد، این هم پاک میشود. اسلام نیاورد، نجس است. حالا دیگر خرید و فروشش و فلان. الان ما یک بچهای داریم. این باز یک موضوع دیگر پیدا کرد. یک بچهای که معلوم نیست باباش کیست. یک بچه ول بود تو خیابان، فوتبال بازی میکرد. حکمش چیست؟ طفل. نه طفل کافر. ما شما میآیی وقتی جلوی شهر، ورودی شهر، قلعه شهر دارند میجنگند، شما میزنیم، شهر را میگیری. تو میدان ؟ ولی بچهای که ما گرفتیم کفار بودند، کافر باشد. نفوذی بودند. نگم شاید بهتر بشود گفتن بچه. فتوای امام. اگر به این فتوا بخواهیم عمل بکنیم، زندگان ؟ شما از همین الان. امام میفرمایند که بچه، حالا پسر بچه تا ۱۱، ۱۲ سالگی، دختر ظاهراً تا ۸، ۹ سال. اگر دستشویی رفت و طهارت کرد، آمد بهت گفتش که من طهارت کردم، قولش حجت نیست. نجاست اماره نیست. بچه سه، چهار ساله میگوید: "خودم را شستم." خیس است. با پای خیسش دارد میرود. با چیز خیسش مینشیند. مسئله آقا: بچه رفته کثافتکاریاش را کرده. یقیناً بچه تو بغل بابایش خوابیده بود. بابا این تو چیست؟ گفت: "عزیزم، نجاست. کی خوردی اینها را؟" بالغ الموضوعی. بعد از صد ؟ عنوان یهودی. همان که تبعیت اختصاصی به غیر بالغ داشت. غیر بالغ تابع بود. اگر بالغ میشد، دیگر تابع نبود. به خاطر اینکه بالغ خودش یک موضوع مستقل برای نجاست است. بعد از اینکه عنوان یهودی و مانند این برش صادق شد. دیگر الان ما یهودی را تا وقتی بالغ نیست بهش نمیتوانیم بگوییم. وقتی بالغ شد، دیگر میگوییم: "هذا یهودی و هذا مجوسی و این دینش یهود است و آن دینش مجوس است و آن دینش مسیحیت است." بچه را میگوید: ملحق به بابایش. بچه شیخ. بچه ؟ یکی از پدر و مادرش با او است. حالا آباء هم که گفته میشود، یعنی پدربزرگ، مادربزرگ. اینها پنل اجماع علی تبعیته. ف النجاسة. به خاطر اینکه اگر با یکی بود، ولد فلانی حکمش چیست؟ این هم که ؟ معلوم بودن. ملا ؟ همراه بودن که کاشف باشد، پدر و اینها باشد دیگر. نه اینکه ممنو ؟ نباشد. این هم کیش است.
و اما طهارت اوان الخمر اذا انقلبت خلا. وقتی که شراب سرکه بشود، ظرف خمر هم به تبع تعارض طبیعی پاک میشود. و ما ظاهره پذیرفته، بلکه خلاف ظاهر فریز کرده. فلما تقدم فی مطهریة الانقلاب. انقلاب، انقلاب مطهر. مطهریت دارد. آنچه گذشت در مطهرات انقلاب. و اما طهارت اوان العصیر العنبی اذا ذهب. وقتی دوسوم عصیر عنبی برود، ظرفش پاک است. فلما دل علی حلیته بذهاب ثلثیه الملازم لطهارت و طه. آنچه دلالت دارد بر پاک بودنش به رفتن دوسومش که ملازم است با طهارتش. طهارت خودش را در پی دارد. هم طهارت ظرف است، هم طهارت خودش. و بقاء الاناء نجساً لقمان ظاهر. چون که آن عصیر عنبی پاک بشود، بعد ظرف هنوز نجس باشد، خب این خیلی مسخره است. ظرف نجس است، دوباره این هم که مایع است، دوباره نجس میکند. دیگر چه فایدهای؟
و اما طهارت ید المقصله و غیرها. اما اینکه دست مردهشور و غیر مردهشور، قر ؟ دست اینها پاک میشود. فالسیرة القطعیه، لا عدم تطهره. مقامی. حضرت در مقام بیان بودند، مطلب نامفهوم. سکوت نصوص، ان تعرض ل؟ وجود تطهیرها. یدل علی طهارتها. طبعاً طهارت نقطه. رباط صلیبی پاره کرد که این مثلاً لفظ اطلاق دارد، هر چیزی را شاملش میشود. آبرون ؟. مقامی. حضرت در مقام بیان تمام اجزای یک چیز را داشتند میگفتند که برای غسل میت باید چکارها کرد. و نگفتند که مردهشور هم دستش را بشوید. مقام و بیان. و همین که نصوص متعرض نشده برای وجود تطهیرش. حضرت در مقام بیان احکام شستن مرده بودند و نگفتند که مردهشور هم دستش را بشوید. همین سکوت دلالت دارد بر اینکه به تبعیت طهارت میت، دست مردهشور هم پاک میشود. چون در اطلاق مقامی داشتن، سکوت دلالت میکند. بله، بله. یک جمله قشنگ. یکی دارد میگوید که انسانها را از حرفهایی که میزنند نباید بلکه نمیزنند، باید شناخت. سیاسیون را از حرفهایی که نمیزنند باید شناخت. از حرفهایی که مثلاً طرف در مقام دفاع از انقلاب است. چیزهایی که نمیگوید اتفاقاً خیلی مهم است، تا چیزهایی که میگوید. در مقام بدگویی از آمریکا، چیزهایی که نمیگوید خیلی مهم است، تا چیزهایی که (زیاد شکایت میکند، دارد هجمه میکند)، به چی هجمه میکند؟ به چیا هجمه نمیکند؟ این خیلی مهم است. زبان آیین نجاست نقطه شنبه. تمامش کنید. زوال عین نجاست. نجاست تطهر ؟ الانسان و جسد الحیوان بزوال عین النجاسة. بواطن انسان چیست؟ گوش و حلق و بینی. اگر آورد ؟ چپ داخل گوش، داخل حلق، داخل بینی، وقتی عین نجاست از این زائل شد، بینی شما دارد خون میآید. خون که بند آمد، دیگر توی دماغت را نمیخواهد بشویی با هوش ؟ نماز. یا توی دندان مثلاً لای لثه دندان که آنی تو دهان بیاید، زخمی چیزی مثلاً باشد. پس وقتی که عین نجاست ازش زائل شد، پاک است. جسد حیوان هم همینطور. بدن حیوان. حالا جسد حیوان یعنی آقا این حیوان ادرار کرد. حالا آن محل موضعی که ازش ادرار کرده چیست؟ پاک ؟ نجس است. این همین ادرار است که ازش خارج شد. ادرار نجس است. فضله موش نجس است. ولی فضله گاوش هم نجس است. کزلگاه ؟ موش افتاده توی روغن. این مگر موش وقتی که ادرار و مدفوع میکند، مگر میرود طهارت میگیرد؟ استبرا میکند؟ مثلاً میرود میشوید موضعش را؟ که نمیشوید. خب. پس خود موضعش با اینکه تطهیر نمیشود، ولی حضرت نجس ندارد. با اینکه آن موضع رسیده به این روغن.
الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صلی علی محمد و آل محمد.
طیبین طاهرین. آیت الله نام گوینده گفتیم که اسلام همه اجزای کافر را تطهیر میکند؛ حتی عرق و بزاق دهان او هم پاک میشود، به خاطر اینکه نجاست عرق و بزاق او در تبع نجاست بدن اوست. پس وقتی بدنش نجس نباشد، دیگر عرقش هم نجس نیست.
یکی از ادله این موضوع، دلیل دوم، سیره مسلمین و سیره متشرعه و عدم امر پیامبر به تطهیر بدن کسی است که اسلام آورده. با اینکه غالباً کسی که اسلام آورده، بدنش خالی از عرق نیست. بالاخره یک تعریقی در بدن او هست. در صحیح هیچ جا پیغمبر نگفته: "الان که اسلام آوردی، لباسهایت را بشور، بیا برو بدنت را بشور. عرقی که به تنت نشسته"... شرابی که سرکه میشود، چطور ظرفش تطهیر میشود، با اینکه در تماس با او بوده؟ این هم با اینکه در تماس با تن اوست، ولی پاک است. ما که ندیدیم. هرکس دید که یکی ایمان آورد، استنادش و روایتش را بگوید، نه، اینطور نیست.
اینها با هم اجتماع پیدا کرد؛ تداخل اسباب شد. مقام مطهریت سیاه شریکی دوناتش هم نصفنصف میشود. اشکال اینکه وام مطهریت انتخابات بهانه از اصل دونات نشان است. و اما مطهریه الثیاب ایضاً. اما اینکه لباسش هم پاک میشود، فالسیرة و عدم امره صلی الله علیه و آله و سلم به تطهیر. پس یکی از دلایل پاکشدن لباس باز هم به خاطر سیره متشرعه است و یکی هم اینکه پیامبر امر به تطهیر ثیاب نکرده است. لاکن القدر المتیقن منها، حاله نقطه و عدم تنجسه به نجاست خارجی. ولی اگر نجاست خارجی رسیده باشد، مثل خون، یعنی نجاست خارجی رسیده باشد به لباسش، آن را باید بشوید. داخلی که از تن سرایت کرده، یعنی از داخل لباس رسیده به لباس، این تطهیر نمیخواهد. از بیرون لباس رسیده، یک مدفوعی رسیده، نمیدانم خونی رسیده، دست خیس کافر، ممکن است... یعنی منظورش این است که اینجا نجاست خارجی چیست؟ یعنی نجاستی که از داخل تن او نباشد. بزاق و عرق را گفت: از داخل تن او بود. بالاخره هم داخلی هم خارجی آقای نجاست خارجی که مثلاً عرق کافر پاک است. مثل شراب و علاءده ؟. آن که سر جایش هست. ولی اگر به لباس او از نجاست، یعنی از تنش عرق رسیده باشد، او پاک است. ولی از بیرون خونی رسیده، تماس پیدا کرده با خون مرداری، با بدن مرداری، هرچی مسلم کافر ندارد. البته این باز مثال این را نمیخواهد. ملاقاتش نجس است دیگر. در این حد مال خود مسلمین نجس است. میگوید: "تو دیگر کافر بودی، تا حالا پاک شدی. دیگر حله."
دوستان از اتاق فرمان اشاره میکنند که مراجعه ؟ احساس مراجعه بتراشید. خود این هم دونات دارد. گفت: "الاسلام دین العجیب". مانند رستوران دین عجیب. علی ای حال یک بریدنی دارد. گفت: "که اگر وارد بشی میبرند داخل." خب. الطبیعیة نقطه اذا اسلم الکافر، تبعه ثیابه و ولده فی الطهاره. نکته قشنگ و جالب: وقتی کافر مسلمان میشود، لباس او هم به تبع او پاک میشود. سلام علیکم. ایوالله! احسنت. چند تا پلاستیک آقا زحمت؟ هم لباسش در طبیعت اوست، هم فرزندش. الان این بچه چهارسالهای که دارد، حکمش چیست؟ این ملحق به پدر است. اگر پدر کافر باشد، بچه چهار ساله هم دست خیس بزند، دست خیس بهش بزنی، نجس است. به محض اینکه بابایش مسلمان میشود، این بچه پاک میشود. و اذا سب المسلم طفلاً، وقتی که مسلمانی بچهای را اسیر کند، تبعه فی الطهاره. بچه کافر در تبعیت خود مسلمان میشود دیگر. بچه پنج ساله، شش ساله را گرفته. دیگر الان من چون مسلمانم و پاکم، بچهام هم پاک است. حالا بالاخره تو جنگ با کفار بوده. بچهام که ؟ قاعده اولی باید جزء کفار فرضش کرد، ولی لزوماً کافر نبوده. احد آبائه. البته به شرط اینکه یکی از پدر و مادرش باهاش نباشد. و اوان الخمر تطهر بتبع اذا انقلبت خلا. ظرف شراب به تبعیت پاک میشود. به تبعیت چی؟ وقتی که شراب سرکه بشود. و اوان العصیر العنبی، بنا علی نجاسه، تطهر بتبع اذا ذهب ثلثاه. ظرف عصیر عنبی (مخلوط انگور). کی قائل بود که عصیر عنبی نجس است وقتی بجوشد؟ ذهنم منحرف کرده ؟. دونات داشتم. پس بنابر نجاستش، وقتی دوسومش برود، دیگر چیست؟ پاک است. تبع. و ید الغاسل للمیت. دست مردهشور، و شدت التی یغسل علیها، آن تخته غسالخانه که ؟ روی آن غسل میدهند، سوده علیها. سوده از سوده ؟ تخت غسل. و ثیاب التی یغسل فیها، تطبع المیتة فی الطهاره. لباسی که روی آن غسل میدهند، این تابع میت در طهارت است. حضرت زهرا سلام الله علیها: وصیت من... لا تسمح المیتة فی الطهاره این تابع... هر وقت میت پاک شد، این هم پاک است.
اما طهارت الثیاب، فلما تقدم. طهارت ؟ چند تا خوردی شما؟ میخوردی که مشغول بودی. طهارت لباس به خاطر آنچه که گذشت. و اما طهارت الولد به اسلام احد ابویه. اما همین که یکی از ابوین اسلام آورد، این بچه پاک میشود. قاعده طهاره بعد قصور دلیل نجاست. چون دیگر دلیل نجاست، این بچه قاصر است از اینکه بچه را شامل شود. یعنی دلیل نجاست کافر دیگر قاصر از این است که این بچه را در بر بگیرد. و ما چی داریم میکنیم؟ اجماع الذی هو دلیل لبی، یقتصر فیه علی القدر المتیقن. دلیل نجاست چیست؟ طهارت نجاست چیست؟ اجماع. دلیل نجاست چیست؟ اجماع. اجماع گفته: "ولد الکافر یلحق بأبیه." بله. "ولد الکافر یلحق بأبیه." ولد کافر ملحق به بابایش. حالا ولد کافر، کافر است دیگر. حالا دلیل، دلیل لبی است. وقتی دلیل لبی بود، باید اکتفا به قدر متیقن کرد. قدر متیقنش چیست؟ ولد الکافر تا وقتی اسلام نیاورده دیگر، ولد الکافر. قدر متیقنش وقتی است که هر دوی پدر و مادر کافر باشند. به محض اینکه یکیش اسلام آورد، دیگر ولد الکافر قطعی نیست. لااقل شک داریم. قدر متیقن دیگر نیست. مسلم باشد. همین قدر که یکیش اسلام آورد، ما شک میکنیم در ولد الکافر بودن. و قدر متیقن را وقتی میدانیم که هر دو طرف کافر باشند. لذا الان اینجا دیگر حکم نجاست این بچه، به محض اینکه یکی از ابوینش اسلام آوردند، دیگر حکم نجاست بچه کافر چیست؟ ملاک ولد بودن لحظه تولد نیست. تا وقتی که بالغ باشد. الان کافر بوده، موضوع عوض شد. ولد الکافر الان قطر ؟. ولد الکافر این بچه. بله، در مورد دلیل، آفرین! اجماع. توی دلیل لفظی شما اطلاقگیری میکنی، مفهومگیری میکنیم، عموم میگیری. دلیل اطلاق. ولی دلیل لبی باید آنی که واضح و مبرهن است باشد. حالا اجماع چیست؟ از اجماع اطلاقگیری نمیشود کرد. قدر متیقن بگیریم. وقتی که گفته: "ولد کافر ملحق به باباش میشود." قدر متیقن از ولد الکافر کیست؟ پدر و مادرش کافر باشند. به محض اینکه یکی از پدر و مادر اسلام آوردند، از قدر متیقن خارج میشود. اصالت التعارض نقطه طهارت کافر. کدام کافر؟ یقیناً کدام؟ جفت. حالا یکی از اینها اسلام آورد از یک طرف، از یک طرف ولد المسلم نقطه کافر کافر محض. کافر من. حالا ما یک موضوعی داریم، روش شبهه بدویه داریم. یک موضوع جدیدی داریم: ولد نقطه المسلم زمانی که علم به نجاستش پیدا بکنیم. و هو ما اذا لم یسلم احد ابویه. تا وقتی که یکی از پدر و مادرش مسلمان نشوند. دو فرزند؟ دو شهید؟ از این جدل ؟. چرا؟ دیگر یک موضوع جدید. رجز است یا نه؟ نجس بود. الان یکی از پدر و مادرش مسلمان شدند. بحث شراب و سرکه چی میگفت؟ وحدت موضوع ندارد. یک جا بهش میگویی شراب، اسمش عوض شده. آفرین! کافر والمسلم.
و اما تبعیت الاسیر غیر البالغ للمسلم اینکه اسیر غیر بالغ تابع مسلم محسوب میشود. فالنفس ما تقدم. به همان دلیل اختصاص و تبعیه بغیر البالغ. همانی که تبعیت اختصاص به غیر بالغ دارد. یعنی تا وقتی بلوغ پیدا نکرده بود، کافر بود و نیم. ؟ ولد مسلمون. اینجا هنوز همچنان ولد کافره. فرزند کافر نجاست میشود. مانند بابایش میشود. حالا اگر بابایش اسلام آورد، این هم پاک میشود. اسلام نیاورد، نجس است. حالا دیگر خرید و فروشش و فلان. الان ما یک بچهای داریم. این باز یک موضوع دیگر پیدا کرد. یک بچهای که معلوم نیست باباش کیست. یک بچه ول بود تو خیابان، فوتبال بازی میکرد. حکمش چیست؟ طفل. نه طفل کافر. ما شما میآیی وقتی جلوی شهر، ورودی شهر، قلعه شهر دارند میجنگند، شما میزنیم، شهر را میگیری. تو میدان ؟ ولی بچهای که ما گرفتیم کفار بودند، کافر باشد. نفوذی بودند. نگم شاید بهتر بشود گفتن بچه. فتوای امام. اگر به این فتوا بخواهیم عمل بکنیم، زندگان ؟ شما از همین الان. امام میفرمایند که بچه، حالا پسر بچه تا ۱۱، ۱۲ سالگی، دختر ظاهراً تا ۸، ۹ سال. اگر دستشویی رفت و طهارت کرد، آمد بهت گفتش که من طهارت کردم، قولش حجت نیست. نجاست اماره نیست. بچه سه، چهار ساله میگوید: "خودم را شستم." خیس است. با پای خیسش دارد میرود. با چیز خیسش مینشیند. مسئله آقا: بچه رفته کثافتکاریاش را کرده. یقیناً بچه تو بغل بابایش خوابیده بود. بابا این تو چیست؟ گفت: "عزیزم، نجاست. کی خوردی اینها را؟" بالغ الموضوعی. بعد از صد ؟ عنوان یهودی. همان که تبعیت اختصاصی به غیر بالغ داشت. غیر بالغ تابع بود. اگر بالغ میشد، دیگر تابع نبود. به خاطر اینکه بالغ خودش یک موضوع مستقل برای نجاست است. بعد از اینکه عنوان یهودی و مانند این برش صادق شد. دیگر الان ما یهودی را تا وقتی بالغ نیست بهش نمیتوانیم بگوییم. وقتی بالغ شد، دیگر میگوییم: "هذا یهودی و هذا مجوسی و این دینش یهود است و آن دینش مجوس است و آن دینش مسیحیت است." بچه را میگوید: ملحق به بابایش. بچه شیخ. بچه ؟ یکی از پدر و مادرش با او است. حالا آباء هم که گفته میشود، یعنی پدربزرگ، مادربزرگ. اینها پنل اجماع علی تبعیته. ف النجاسة. به خاطر اینکه اگر با یکی بود، ولد فلانی حکمش چیست؟ این هم که ؟ معلوم بودن. ملا ؟ همراه بودن که کاشف باشد، پدر و اینها باشد دیگر. نه اینکه ممنو ؟ نباشد. این هم کیش است.
و اما طهارت اوان الخمر اذا انقلبت خلا. وقتی که شراب سرکه بشود، ظرف خمر هم به تبع تعارض طبیعی پاک میشود. و ما ظاهره پذیرفته، بلکه خلاف ظاهر فریز کرده. فلما تقدم فی مطهریة الانقلاب. انقلاب، انقلاب مطهر. مطهریت دارد. آنچه گذشت در مطهرات انقلاب. و اما طهارت اوان العصیر العنبی اذا ذهب. وقتی دوسوم عصیر عنبی برود، ظرفش پاک است. فلما دل علی حلیته بذهاب ثلثیه الملازم لطهارت و طه. آنچه دلالت دارد بر پاک بودنش به رفتن دوسومش که ملازم است با طهارتش. طهارت خودش را در پی دارد. هم طهارت ظرف است، هم طهارت خودش. و بقاء الاناء نجساً لقمان ظاهر. چون که آن عصیر عنبی پاک بشود، بعد ظرف هنوز نجس باشد، خب این خیلی مسخره است. ظرف نجس است، دوباره این هم که مایع است، دوباره نجس میکند. دیگر چه فایدهای؟
و اما طهارت ید المقصله و غیرها. اما اینکه دست مردهشور و غیر مردهشور، قر ؟ دست اینها پاک میشود. فالسیرة القطعیه، لا عدم تطهره. مقامی. حضرت در مقام بیان بودند، مطلب نامفهوم. سکوت نصوص، ان تعرض ل؟ وجود تطهیرها. یدل علی طهارتها. طبعاً طهارت نقطه. رباط صلیبی پاره کرد که این مثلاً لفظ اطلاق دارد، هر چیزی را شاملش میشود. آبرون ؟. مقامی. حضرت در مقام بیان تمام اجزای یک چیز را داشتند میگفتند که برای غسل میت باید چکارها کرد. و نگفتند که مردهشور هم دستش را بشوید. مقام و بیان. و همین که نصوص متعرض نشده برای وجود تطهیرش. حضرت در مقام بیان احکام شستن مرده بودند و نگفتند که مردهشور هم دستش را بشوید. همین سکوت دلالت دارد بر اینکه به تبعیت طهارت میت، دست مردهشور هم پاک میشود. چون در اطلاق مقامی داشتن، سکوت دلالت میکند. بله، بله. یک جمله قشنگ. یکی دارد میگوید که انسانها را از حرفهایی که میزنند نباید بلکه نمیزنند، باید شناخت. سیاسیون را از حرفهایی که نمیزنند باید شناخت. از حرفهایی که مثلاً طرف در مقام دفاع از انقلاب است. چیزهایی که نمیگوید اتفاقاً خیلی مهم است، تا چیزهایی که میگوید. در مقام بدگویی از آمریکا، چیزهایی که نمیگوید خیلی مهم است، تا چیزهایی که (زیاد شکایت میکند، دارد هجمه میکند)، به چی هجمه میکند؟ به چیا هجمه نمیکند؟ این خیلی مهم است. زبان آیین نجاست نقطه شنبه. تمامش کنید. زوال عین نجاست. نجاست تطهر ؟ الانسان و جسد الحیوان بزوال عین النجاسة. بواطن انسان چیست؟ گوش و حلق و بینی. اگر آورد ؟ چپ داخل گوش، داخل حلق، داخل بینی، وقتی عین نجاست از این زائل شد، بینی شما دارد خون میآید. خون که بند آمد، دیگر توی دماغت را نمیخواهد بشویی با هوش ؟ نماز. یا توی دندان مثلاً لای لثه دندان که آنی تو دهان بیاید، زخمی چیزی مثلاً باشد. پس وقتی که عین نجاست ازش زائل شد، پاک است. جسد حیوان هم همینطور. بدن حیوان. حالا جسد حیوان یعنی آقا این حیوان ادرار کرد. حالا آن محل موضعی که ازش ادرار کرده چیست؟ پاک ؟ نجس است. این همین ادرار است که ازش خارج شد. ادرار نجس است. فضله موش نجس است. ولی فضله گاوش هم نجس است. کزلگاه ؟ موش افتاده توی روغن. این مگر موش وقتی که ادرار و مدفوع میکند، مگر میرود طهارت میگیرد؟ استبرا میکند؟ مثلاً میرود میشوید موضعش را؟ که نمیشوید. خب. پس خود موضعش با اینکه تطهیر نمیشود، ولی حضرت نجس ندارد. با اینکه آن موضع رسیده به این روغن.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه چهل و چهارم
دروس تمهیدیه
جلسه چهل و پنجم
دروس تمهیدیه
جلسه چهل و ششم
دروس تمهیدیه
جلسه چهل و هفتم
دروس تمهیدیه
جلسه چهل و هشتم
دروس تمهیدیه
جلسه پنجاهم
دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
جلسه دوم
دروس تمهیدیه
جلسه سوم
دروس تمهیدیه
جلسه چهارم
دروس تمهیدیه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات دروس تمهیدیه
جلسه اول
دروس تمهیدیه
در حال بارگذاری نظرات...